اهمیت ساختمان غار در گنج یابی و حفاری
شناخت سازه غار و اینکه از نظر دست ساز یا طبیعی بودن به چه شکل است در گنج یابی و رسیدن به نتیجه بسیار مهم است.
عدم توجه به اینکه غار دست ساز یا طبیعی است موجب خسران وقت و انرژی گنج یابی در مسیر کاوش دفینه است . در واقع یکی از مشکلات اصلی گنج یابان در کاوش دفینه، عدم درک تفاوت غارهای دست ساز یا دست کن با غارهای طبیعی می باشد که در اینجا ما موارد را آورده تا دیدتان وسع شده و منتج به نتیجه شود:
عوامل مختلفی باعث پیدایش و شکل گیری غارها می شوند. این عوامل می توانند فرایندهای شیمیایی، فرسایش آب، نیروهای زمین ساختی (تکتونیکی)، میکروارگانیسمها، فشار، تاثیرات اتمسفری، حفاریهای انسان و ... باشند. غارها را می توان از جنبه های گوناگونی دسته بندی کرد، که در ذیل به اجمال به آنها می پردازیم:
1- از نظر جنس سنگهای محیطی:
-
غارهای آهکی (سنگ آهک، دولومیت، ماربل)
-
غارهای گچی
-
غارهای گدازه ای (ماگمایی)
2- از نظر ریخت شناسی (مورفولوژی) و ساختار هندسی:
-
غارهای افقی که شامل تونلهای افقی نزدیک به هم هستند.
-
غارهای شکافی که شامل تنها یک شکاف در سنگ یا صخره هستند.
-
-
غارهای عمودی که شامل چاه یا چاههایی هستند که با هم مرتبط هستند و فاصله نزدیکی به هم دارند.
-
سیستمهای غاری که بخاطر بزرگی ویژگیهای مختلفی را با هم دارا هستند.
تفکیک غارهای افقی و عمودی صرفا برای غارهای کوچک است که در آنها یک تونل و یا یک چاه وجود دارد در اکثر غارها، بخاطر فضای بزرگ و تعدد تونلها و چاهها، سیستم غاری وجود دارد.
3- از نظر زمان پیدایش:
-
غارهای اولیه که در فضای بین سنگها و صخره ها (در زمان شکل گیری آنها) بوجود می آیند مانند تونلهای گدازه ای یا غارهای توفا (Tufa)توفا :سنگهای رسوبی هستند که از رسوب لايه های نازک کربنات کلسيم يا به مقدار کمتر سيليس در اطراف چشمه های آب شور و يا به صورت پوششی در اطراف استالاکتيت ها يا استالاگميت ها تشکيل می شوند.
-
غارهای ثانویه که بعد از پیدایش سنگها و صخره ها و در اثر عوامل غارزا بوجود می آیند، اکثر غارهای جهان جزو غارهای ثانویه محسوب می شوند.
-
غارهای رده سوم که بر اثر متلاشی شدن غارهای دیگر بوجود می آیند.
4- از نظر عمر سنگ:
این دسته بندی برای غارهای آهکی بکار می رود، آهک، سنگی رسوبی است و یکی از مشخصه های اصلی آن، زمان پیدایش می باشد.
-
آهکهای جدید (اخیر) یا توفا که در سراسر جهان یافت می شوند.
-
آهکهای ژوراسیک
-
آهکهای دونین (Devonian)
ژوراسیک یکی از دوره ها در دوران دوم زمین شناسی است، طول دوره ژوراسیک 60 میلیون سال است.دونین یکی از دوره ها در دوران اول زمین شناسی است، دوره دونین از 408 تا 360 میلیون سال پیش به طول انجامیده است.
5- از نظر روش شکل گیری:
که در بخش غارهای طبیعی به آن پرداخته شده است.
در اکثر منابع و مراجع داخلی، دسته بندی خاصی صورت گرفته است، که در این قسمت به آن می پردازیم، در این دسته بندی غارها به دو گروه زیر تقسیم می شوند:
1- غارهای طبیعی
2- غارهای دستکنده (دست کن، مصنوعی)
البته شاید بتوان گروه سومی هم در نظر گرفت و آن گروه غارهای طبیعی-دستکنده (مانند غار کرفتو) می باشد. این نوع غارها معمولا منشاء طبیعی دارند که بعدها توسط بشر و برای مقاصد گوناگون حفاری و حجاری شده اند، ولی با توجه به اینکه می توان این نوع غارها را از زاویه غارهای طبیعی و دست کنده به تفکیک بررسی کرد از ذکر تفصیلی آنها صرفنظر می کنیم.1- غارهای طبیعی:
1-1- غارهای انحلالی:
این نوع غارها در مناطقی که جنس آنها قابل حل شدن است، زایش می یابند. جنس این مناطق می تواند سنگ آهک، سنگ گچ، دولومیت، نمک، ماربل و ... باشد. نحوه پیدایش این نوع از غارهای طبیعی را می توان به مراحل زیر تفکیک کرد:
ترکیب آبهای سطحی و باران با موادی در سطح یا درون زمین (کانیها یا گازها)
پدید آمدن ترکیبات حلال (معمولا اسیدهای ضعیف)
رسوخ و نفوذ ترکیبات حلال به درون زمین
تهی شدن فضاهای خاصی در داخل زمین (معمولا فضاهای خالی قبلی یا مناطق مستعد انحلال)
رسوب گذاری ترکیبات حلال و زایش غار سنگها و اشکال مختلف
مناطق آهکی از مستعدترین مناطق برای پیدایش غارهای آهکی هستند، از اینرو در این نوع مناطق، غارهای زیادی دیده می شوند یا امکان اکتشاف آنها وجود دارد. ترکیب آبهای سطحی یا باران با دی اکسید کربن موجود در هوا یا لایه های بالاتر سطح زمین این مناطق تشکیل اسید کربنیک (H2CO3) ضعیفی را می دهد که همان ترکیب حلال تشکیل دهنده غارهای انحلالی می باشد. البته ترکیبات اسیدی دیگری نیز معمولا در این مناطق در تشکیل غارها نقش دارند. در مناطق گچی بخاطر قابلیت حل بالای گچ، دی اکسید کربن نقش عمده ای ندارد.
پدیده انحلال در سازندهای آهکی، باعث بوجود آمدن مناطقی می شود که به آن مناطق کارستی می گوییم. یکی از ویژگیهای این مناطق وجود سفره های آب زیر زمینی می باشد.
از ویژگیهای خاص غارهای انحلالی در مناطق آهکی، وجود چکنده ها، چکیده ها، ستونهای سنگی و ... در آنهاست که بر اثر رسوبات ترکیبات حلال بوجود می آیند.
وجود املاح و کانیهای مختلف در منطقه باعث ايجاد رنگ های متنوعی در غارسنگها می شود: سياه رنگ (آهنی)، سبز رنگ (مسی)، قرمز رنگ (هماتيت)، سياه رنگ (زغال سنگ) و يا نارنجی متمايل به قرمز رنگ (جيوه)
درصد زیادی از غارهای جهان و ایران در زمره غارهای انحلالی بشمار می روند، که می توان به غارهای علی سرد (علی صدر)، سراب، ترنگ، ... اشاره کرد.
روال پیدایش غارهای انحلالی معمولا یکسان است و عموما در مناطق آهکی و با ترکیبات اسید کربنیک بوجود می آیند ولی موارد استثنایی نیز در جهان وجود دارند. از شاخص ترین این غارها، غار Lechuguilla در ایالت New Mexico امریکا و غار Carlsbad در نزدیکی آن، از جمله موارد غارهای انحلالی هستند که زایش آنها تفاوتهایی با دیگر غارهایی از این دست دارند. گاز سولفید هیدروژن (H2S) که از منابع نفتی اعماق زمین متصاعد می شود در ترکیب با آب، اسید سولفوریک (H2SO4) تولید می کند، اسید سولفوریک بعنوان ترکیب حلال از پایین، سنگهای آهکی را حل می کند و باعث پیدایش این غارها شده است. این دو غار از زیباترین غارهای جهان بشمار می روند.غار Lechuguilla :
1-2- غارهای صخره ای:
این نوع غار معمولا در شکافهای صخره ای که حاصل شکست گسلها و یا فرو افتادن قطعات سنگی بزرگ است بوجود می آید که معمولا بخودی خود وسعت بزرگی ندارند. غارهای صخره ای را می توان جزء غارهای اولیه دانست زیرا در بسیاری از موارد این شکافهای صخره ای مبدا پیدایش انواع دیگر غار مانند غارهای فرسایشی و یا حتی انحلالی می باشند.1-3- غارهای آتشفشانی (ماگمایی، گدازه ای):
این نوع غارهای طبیعی براساس فعالیتهای آتشفشانی بوجود می آیند، وقتی گدازه های آتشفشانی در یک سراشیبی حرکت می کنند، سطح گدازه ها سرد و سخت می شود، بخش داغ گدازه ها به حرکت خود در زیر پوسته سخت ادامه میدهد، اگر بیشتر گدازه های مایع از زیر پوسته خارج شوند، یک تونل بوجود می آید که این فضای توخالی غار را شکل میدهد.
غارهای آتشفشانی را نیز می توان جزء غارهای اولیه دانست. غارهای آتشفشانی خود به انواع مختلفی تقسیم می شوند که می توان به غارهای Volcanic rift، Inflationary، Lava mold و ... اشاره کرد.
1-4- غارهای دریایی:
غارهای دریایی معمولا در سواحل بوجود می آیند و علت اصلی پیدایش آنها، فرسایش امواج آب در نقاط سست ساحل می باشد،
البته در برخی موارد، غارها منشاء زایش متفاوتی دارند ولی عامل فرسایش در شکل گیری غار در طول زمان تاثیر داشته است.
1-5- غارهای فرسایشی:
عامل فرسایش نقش مهمی در شکل گیری و ایجاد این نوع از غارها دارد، عامل فرساینده می تواند جریان آب یا باد باشد. غارهایی که عامل باد در فرسایش آنها تاثیر داشته است به غارهای بادی معروف هستند.
معمولا نقاط سست و ضعیف بیشتر فرسایش می یابند.1-6- غارهای یخی و یخچالی:
ذوب شدن یخ، جریان آب و حرکت تدریجی توده های یخی در مناطق یخچالی باعث بوجود آمدن فضاهایی خالی در میان یخچال می شود که به آنها غارهای یخچالی گفته می شود، یکی از ویژگیهای این نوع غار، تغییر تدریجی شکل غار و ابعاد آنها است.
غارهای یخی: هر فضای غار شکل که توده های یخ دائمی داشته باشد، غار یخی نامیده می شود، از اینرو، غارهای یخچالی را نیز می توان غار یخی دانست.
غار یخ در منطقه دنا را می توان بعنوان نمونه ای از غارهای یخچالی در ایران نام برد.
2- غارهای دستکنده (دست کن، مصنوعی):
این دسته از غارها، بوسیله حجاری بشر بوجود آمده اند که معمولا بخاطر ساخت محل سکونت، پناهگاه، دژ نظامی و دفاعی، نیایشگاه، معدن و ... ساخته شده اند، غارهای دستکنده یا در محل غارهای طبیعی و با تغییراتی جهت رسیدن به اهداف مورد نظر یا بطور کلی در زیر سطح زمین و یا در صخره ها و کوه ها بوجود آمده اند. در ایران، غارهای دستکنده متعددی وجود دارد که از آن میان می توان به غارهای نیاسر، قلعه جوق، اصله، چله خانه و ... اشاره کرد.
غارهای مصنوعی
غارهایی هستند که توسط انسان بصورت حفره هایی در دل صخره ها بوجود آمده اند و معمولا
هدف اصلی از ساخت آنها عبارت است از :
1- زندگی انسانها
2- استفاده نظامی
3- عبادتگاه
4- معادن
نکته ای که لازم است به آن اشاره کنیم، آنستکه لزوما یک غار فقط با یک فرآیند بوجود نمی آید و گاه عوامل متعددی در پیدایش و شکل گیری غار موثرند.
رنگ رسوبات آهکی
در صورتی که آب اسید دار هنگام عبور از لایه های آهکی با رگه هایی از فلزات و مواد معدنی
دیگر برخورد کند مقداری از آن مواد را حل کرده و به همراه خود می برد و در هنگام رسوب گذاری
بسته به جنس مواد و املاح حل شده به رنگهای جدیدی دیده می شود .مانند:
رسوب آهک : سفید شیری
رسوب گوگرد: زرد
رسوب آهن: سیاه
رسوب مس: سبز زنگاری
رسوب گل رس: قرمز
رسوب زغال سنگ: سیاه
رسوب جیوه: نارنجی مایل به قرمز
گنج های معنوی از میراث پیامبران
آثار به جامانده از پیامبران الهی بزرگترین و برترین گنج است و از آنها باید به نامه گنج الهی نام بود در اینجا قصد داریم تا تصاویری نادر از آثار به جا مانده از پیامبران الهی را تحت عنوان گنج معنوی برایتان قرار دهیم :

عصای حضرت موسى علية السلام

تصویر قطعات چوبی از کشتی نوح پیامبر علية السلام

عمامه حضرت يوسف عليه السلام

مقبره نوح پیامبر علية السلام

قبر پیامبر عمران علية السلام
مقبره أيوب پیامبر عليه السلام

تصویر قبر يحى پیامبر علية السلام در دمشق

مقبره هارون عليه السلام

تصویری مومیایی فرعون مصر

بقایای کشتی نوح

مقبره حضرت یونس در عراق

اثار قوم ثمود

اثار اصحاب الاخدود

مقبره حضرت سليمان علية السلام

مقام سيدنا ابراهيم من الداخل
وتوضح الصور مكان قدمية محفورة في الصخر بامر الله سبحانة وتعالى

حضرت إبراهيم عليه السلام

من مخطوطات مكتبة الاسكندرية (صحائف موسى عليه السلام )

آرامگاه حضرت زكريا عليه السلام

آرامگاه نبي الله شيث عليه السلام

آرامگاه حضرت يحیى علية السلام

محراب داوود علية السلام
صور محلب ناقة صالح عليه السلام

آموزش مسیر و جهت یابی در گنج یابی
یكی از اولین چیزهایی كه هر فرد لازم است بداند جهت یابی در هر شرایطی است.
همانطور كه بسیاری از شما جهت یابی را از طریق خورشید و جهت سایه و ستارگان در دبیرستان در درس آمادگی دفاعی فرا می گیرید پس من هم از روی آن ها رد شده و برای شما شیوه های بسیار خاص و نادر جهت یابی در شرایط خاص را قرار می دهم كه حتی بعضی از آن ها به كماندوها و نیروهای ویژه آموزش داده نمی شود و دانستن آن بسیار مفید خواهد بود.
بهتر است بدانید هوا همیشه آفتابی نیست و شب ها هم همیشه نور ستارگان را در اختیار ندارید. به امید قطب نما هم نباشید چون وسیله ای است خراب شدنی و بهترین كار یاد گرفتن جهت یابی است.
بهترین روش جهت یابی آشنایی با اقلیم منطقه و بادهای فصلی منطقه درگیری است. مثلا فرضا در بلوچستان اگر سربازی راهش را گم كند در فصل تابستان می تواند به راحتی جهت یابی كند بدین گونه كه در آن منطقه بادهای گرم و خشك همیشه در فصل تابستان از جنوب شرقی به شمال غربی میوزند. تنها این نكته را به خاطر داشته باشید كه در مناطق پر از گودال و كوهستانی ممكن است جهت باد در سطح زمین خلاف جهت باد باشد. پس همیشه در مورد بادهای دائمی در منطقه ای كه هستید اطلاعات كسب كنید.
یكی دیگر از روش های جهت یابی كه به كماندوها آموزش داده می شود جهت یابی از روی لانه مورچه هاست. مورچه های بزرگ بیابان معروف به مورچه خاكی یا خر مورچه یا مورچه گاز گیر ( در لحجه های مختلف ) می توانند بسیار مفید باشند. با تعقیب كردن یكی از آن ها تا لانه شان بروید و ورودی آن را پیدا كنید. لانه این مورچه ها سوراخ شان اكثرا رو به شمال است. یعنی متمایل به شمال است. علت آن هم نتابیدن مستقیم نور آفتاب به داخل لونه شان است.
روش بعدی شناسایی پوشش گیاهی تپه هاست. به تپه ها نگاه كنیدو سمتی كه به طرف جنوب است خشكتر و كم گیاه تر از سمتی است كه رو به شمال است. ( در دشت های ایران ) ممكن است در ابتدا فكر كنید غیر ممكن است اما با علم به این مسئله اگر به تپه ها و كوه ها نگاه كنید متوجه خواهید شد. اگر در بیابان هستید و پوشش گیاهی وجود ندارد می توانید از آفتاب جهت یابی كنید اما اگر هوا ابری شده ( به تازگی ) و می خواهید جهت یابی كنید با پیدا كردن یك تپه پر شیب در جهت های مختلف روی خاك شیب دست بگذارید و حرارت آن را بسنجید و تمام اطراف تپه را نه به صورت پیوسته...بلكه به صورت 180 درجه امتحان كنید ( ابتدا دست بگذارید سپس در سمت مقابل این كار را امتحان كنید ) نحوه جهت یابی به این صورت است كه در تپه های پر شیب طرفی كه رو به شمال است خاكش خنك تر از طرفی است كه رو به جنوب است.
روش بعدی بسیار نادر است اما با اینحال در وضعیتی ممكن است ناچار باشید. اگر زنبوری دیدید به حركت آن دقت كنید. اگر مسنقیم پرواز می كرد بدانید یا به سمت لانه می رود یا به سمت گل. اما اگر در محیطی پروازی رقص مانند به نمایش می گذاشت ( دور از لانه ) در حركت آن دقیق شوید. زنبورهای در جستجوی گل در حركات مارپیچی خود برای مدتی به سمت شمال پرواز می كنند ( چند ثانیه ) بعد ناگهان چند دور دور خود می چرخند و حركت نا منظمی را آغاز می كنند و بعد از مدتی ناگهان رو به شمال می كنند و مدتی مستقیم به سمت شمال می روند و این كار را پیاپی انجام می دهند.
روش دیگر از روی شناسایی پرنده های مهاجر است. در دشت های مركزی ایران به طور معمول در بهار اكثر پرنده ها از جنوب به شمال و در پاییز از شمال به جنوب پرواز می كنند ( در دسته های چند تایی )
روش بعدی هم بسیار نادر است و آن جفت گیری سمندر هاست. اكثر سمندر ها در حین جفت گیری در روز معمولا رو به جنوب با هم جفت گیری می كنند اما به خوبی این نكته هم قید شده كه این روش اصلا قابل اطمینان نیست.
اگر سوسك مصری دیدید كه گلوله ای از پهن خشك را می غلتاند و با خود می برد اگر دو سوسك بودند بدانید كه ( در ایران ) به سمت غرب می روند اما اگر یك سوسك بود ممكن است به هر جهتی برود.
روش دیگر از روی لانه مورچه های سرخ است. اگر لانه ای از مورچه های سرخ پیدا كردید به جهت سوراخ آن اعتماد نكنید بلكه لانه را بدون تخریب قسمت های زیرین بكنید. اگر توانستید حفره ای را كه لاروهای مورچه قرمز در آن نگهداری می شوند پیدا كنید به فاصله 50 سانت اطراف آن را كنده و سعی كنید دومین محل نگهداری لارو ها را پیدا كنید. اگر هر دو محل متعلق به 1 لانه باشند محل این 2 قسمت نگهداری لارو ها در امتداد شمال جنوب است. یعنی اگر خطی را بین 2 محل نگهداری رسم كنید آن خط امتداد شمال جنوب را نشان می دهد.
روش بعدی چشیدن خاك است. اگر توانستید مسیری باقی مانده از یك جریان قدیمی آب مانند نهر یا جوب خشك شده ای را در روی یك شیب پیدا كنید ( در بیابان ) اگر خاك پایین شیب آن شور تر از خاك بالای شیب بود بدانید كه شیب به سمت جنوب است. اما اگر شورتر نبود دلیل بر به سمت شمال بودن شیب نیست.
در شب یك مار صحرایی را دنبال كنید. ( بسیار مواظب باشید به آن نزدیك نشوید چون هم خطرناك است و هم اگر نزدیك شوید تغییر جهت داده تا حمله یا فرار كند ). اگر اثر مانده بر شن ناشی از حركت آن كه مانند زیگزاگ است نا متقارن بوده و شیب زیگزاگ های یك طرف ( راست ) از زیگزاگ های چپ بیشتر بود بدانید مار به سمت شرق ( طلوع آفتاب بعدی ) حركت می كرده است. اما اگر زیگزاگ حركت آن منظم بود می تواند به هر جهتی باشد.
گنج گمشده و مخفی ایران
ر زمان شاپور اول به احترام ایزد نگهبان آب ( آناهیتا) معبدی در بیشاپور ساخته شد که در آن مراسم مذهبی خاصی اجرا میشد.
معبد آناهیتا سردابهای مکعب شکل است و از سنگهای حجاری شده، بدون ملات و دو جداره (مانند بناهای دوره هخامنشی ) ساخته شده است. این معبد دارای چهار ورودی است و بالای هر ورودی تندیس دو سویه گاو (به شکل سر ستونهای تخت جمشید) قرار گرفته است...
بیشاپور در کنار جاده شاهی روزگار باستان واقع شده است. جاده شاهی در دوره هخامنشیان «تخت جمشید» و «استخر» را به شهر باستانی «شوش» و در دوره ساسانی شهر «گور» و «بیشاپور» را به «تیسفون» مقر امپراتوری ساسانی وصل میکرده است. شهر بیشاپور که یادگار شکوه ایران باستان است در ۱۲۰ کیلومتری […]
بیشاپور در کنار جاده شاهی روزگار باستان واقع شده است.
جاده شاهی در دوره هخامنشیان «تخت جمشید» و «استخر» را به شهر باستانی «شوش» و در دوره ساسانی شهر «گور» و «بیشاپور» را به «تیسفون» مقر امپراتوری ساسانی وصل میکرده است.
شهر بیشاپور که یادگار شکوه ایران باستان است در ۱۲۰ کیلومتری جنوب شیراز و در فاصله ۲۳ کیلومتری شهر کازرون قرار دارد.
این شهر که منسوب به شاپور اول،دومین پادشاه ساسانی است توسط فردی یونانی به نام هیپوداموس، ساخته شده است.
این شهر را در سال ۲۶۶ میلادی به شکل مستطیل بنا نهادهاند، به گونهای که چهار دروازه و دو خیابان آن یکدیگر را قطع میکردهاند.
آتشکده بیشاپور بزرگترین آتشکده دوران ساسانیان نام گرفته است. ارتفاع دیوارهای این آتشکده به ۱۴ متر میرسیده است .
در زمان شاپور اول به احترام ایزد نگهبان آب ( آناهیتا) معبدی در بیشاپور ساخته شد که در آن مراسم مذهبی خاصی اجرا میشد.
معبد آناهیتا سردابهای مکعب شکل است و از سنگهای حجاری شده، بدون ملات و دو جداره (مانند بناهای دوره هخامنشی ) ساخته شده است. این معبد دارای چهار ورودی است و بالای هر ورودی تندیس دو سویه گاو (به شکل سر ستونهای تخت جمشید) قرار گرفته است.
در راهروهای معبد جویهای باریکی وجود دارد که در گذشته در آن آب جریان داشته است و از جهت وسایلی که برای جریان آب در اطراف تالار مرکزی تهیه شده بود، از جمله شگفتیهای معماری ایران به شمار میرود .
تالار تشریفات یا تالار شاپور چهار ورودی دارد و در هر ضلع آن ۴ تاقچه گچبری شده وجود دارد که در گذشته روى آن نقاشی و رنگ آمیزى شده بود.
در این میان این نقاشیها تصویر یکی از زنان دربار دیده میشود که در حال باد زدن خود است. همچنین درباریان با جامههای بلند ساکهای گل بر سر و دسته گلی در دست نشان داده شدهاند.
جالب اینکه یکی ازقطعههای موزاییک یاد شده در موزه ایران باستان و دیگری در موزه لوور فرانسه وجود دارند.
بیشاپور برای بسیاری از ایرانیان آنگونه که باید شناخته شده نیست اما به عقیده بسیاری، این شهر گمشده در دل تاریخ با شکوه ترین اثر بر جای مانده از دوران امپراطوری ساسانی است.
تونل گنج و کشف سرزمین دفینه
گنج یابی و کاوش دفینه برای خودش ماجرا و داستان های جالبی به همراه دارد ...روز سی و یكم تیرماه كارآگاهان پلیس آگاهی وارد عمل شدند. منزل مورد نظر تحت محاصره كامل قرار گرفت و ماموران دو متهم پرونده به نامهای علی و حسین كه منزل فوق را چندین میلیون بالاتر از قیمت واقعی آن و تنها به دلیل نزدیك بودن به نقطه گنج خریداری كرده بودند در حال حفاری غیرمجاز دستگیر كردند. در بازجویی از داخل منزل متهمان چند قبضه سلاح نیز كشف و ضبط شد. دو متهم دیگر این پرونده به نامهای وحید و مهدی نیز شبانه در مكانی دیگر بازداشت شدند. در بازرسی از منزل این متهمان یك قطعه آبشخور سفالی و یك تكه لوله سفالی آبرسانی مربوط به دوران قاجاریه كشف شد...
جویندگان گنج در مراحل بازجویی عنوان كردند فاصله اندكی تا گنج داشتند و اگر دستگیر نشده بودند به طور قطع به هدفی كه ماهها در آرزوی آن بودند می رسیدند و می توانستند به سرزمین رویایی گنج برسند.
۷ جوینده گنج در حالیكه بعد از شش ماه حفاری زیرزمینی در چند قدمی گنجی رویایی قرار داشتند توسط كارآگاهان اداره آگاهی تهران بزرگ و مأموران كلانتری ۱۱۶ غافلگیر شدند.
راهرو به سرزمین گنج
هشت ماه قبل هفت مرد با رویای رسیدن به گنجی افسانه ای كه از قدیمی ها شنیده بودند در اطراف میدان محمدیه قرار دارد دور هم جمع شدند تا با تشكیل یك باند و با نقشه ای كه از قبل تهیه كرده بودند به گنج برسند. نقشه بسیار دقیق حساب شده بود. آنان می دانستند كه در حوالی میدان محمدیه (اعدام سابق) در گذشته ای دور كاروانسرایی وجود داشت كه در زیرزمین آن گنجی افسانه ای وجود دارد. گنجی كه می تواند یك شبه آنها را به مرزهای خوشبختی برساند. جستجوگران گنج راه حلی را برای رسیدن به گنج ارائه دادند و در نهایت تصمیم گرفته شد تا با استفاده از وسایل بسیار مدرن كار حفاری زیرزمینی از داخل بنگاه مسیح كه نزدیكترین مسیر تا گنج بود آغاز شود. اعضای باند ابتدا با تهیه ۱۰ میلیون تومان یك دستگاه گنج یاب مدرن و دستگاههای پیشرفته تهویه را خریداری كردند و حفاری از گوشه غربی بنگاه آغاز شد.
شبها با خلوت شدن محوطه بنگاه تلاش اعضا باند آغاز می شد. در شب عده ای به حفاری می پرداختند و دیگران اطراف را تحت مراقبت قرار می دادند تا كسی از راز آنان مطلع نشود. در حالیكه دو ماه از شروع حفاری گذشته بود و تونل چند صد متری حفر شده بود شرایط كار در فضای شبانه بنگاه نامساعد شد و اعضای باند تصور كردند كه با ادامه حفاری از آن نقطه به طور قطع راز آنان فاش شده و پلیس پی به حفاری غیرمجاز آنان خواهد برد. به همین دلیل سركرده باند بار دیگر برنامه جدیدی را طراحی كرد و سرانجام تصمیم گرفته شد كه با خرید منزلی در مسیری نزدیك به محل گنج و تونل حفاری شده از راهی دیگر حفاری را ادامه دهند.چند روز بعد از این تصمیم گیری منزلی در پشت بنگاه در فاصله دو كیلومتری با میدان محمدیه به مبلغ ۲۷ میلیون تومان خریداری شد و این بار حفاری از دو طرف یعنی از داخل بنگاه و هم از داخل خانه خریداری شده تا رسیدن به مقصد احتمالی گنج ادامه یافت تا بدین ترتیب با سرعت عمل بیشتری كار تونل به پایان برسد.
اختلافات داخلی راز گنج را فاش كرد
اواخر تیرماه ساكنان كوچه نوری در حوالی میدان محمدیه به رفت و آمدهای كامیون ها به داخل محله كوچك با كوچه های باریك در زمان تاریكی هوا مظنون شدند. آنها متوجه شدند كه در مدت زمانی كوتاه دو كامیون خاك از داخل خانه كوچك قدیمی خارج شده و چون اهالی ساخت و سازی را در آن مكان مشاهده نكرده بودند به حفاری زمین مشكوك شده و بدین ترتیب ماموران پلیس آگاهی تهران بزرگ را در جریان این حوادث غیر عادی در آن محله قراردادند. كارآگاهان بعد از اطلاع رسانی با تحت نظر قرار دادن خانه مورد نظر متوجه خاكبرداری و حفاری در آن منزل شدند. در این میان اختلافاتی بین كارگران حفار با سردسته های باند رخ داد كه باعث شد كارگران به كلانتری ۱۱۶ مولوی مراجعه كرده و ماجرای حفاری اعضای باند را به پلیس اطلاع دهند.با ارایه گزارش به كلانتری ۱۱۶ مولوی و تحقیقاتی كه بر روی شكایت اولیه صورت گرفته بود كارآگاهان پلیس مطمئن شدند كه با حفاران غیرقانونی كه انگیزه آنها مبهم بود روبرو شده اند و به این ترتیب با دستور مقام قضایی دستور بازداشت و بازجویی از آنان صادر شد.
دستگیری متهمان و اعترافات جویندگان گنج
روز سی و یكم تیرماه كارآگاهان پلیس آگاهی وارد عمل شدند. منزل مورد نظر تحت محاصره كامل قرار گرفت و ماموران دو متهم پرونده به نامهای علی و حسین كه منزل فوق را چندین میلیون بالاتر از قیمت واقعی آن و تنها به دلیل نزدیك بودن به نقطه گنج خریداری كرده بودند در حال حفاری غیرمجاز دستگیر كردند. در بازجویی از داخل منزل متهمان چند قبضه سلاح نیز كشف و ضبط شد. دو متهم دیگر این پرونده به نامهای وحید و مهدی نیز شبانه در مكانی دیگر بازداشت شدند. در بازرسی از منزل این متهمان یك قطعه آبشخور سفالی و یك تكه لوله سفالی آبرسانی مربوط به دوران قاجاریه كشف شد.
دستگیری چند قدم مانده به رؤیا
با دستگیری سه متهم دیگر این پرونده در عملیات های جداگانه، جویندگان گنج در مراحل بازجویی عنوان كردند كه فاصله اندكی تا گنج داشتند و اگر دستگیر نشده بودند به طور قطع به هدفی كه ماهها در آرزوی آن بودند می رسیدند.
سردار مرتضی طلایی فرمانده انتظامی تهران بزرگ روز گذشته با حضور در محل حفاری تونل و بررسی عملكرد پلیس برای دستگیری این متهمان در خصوص تونل حفرشده گفت: تونل از داخل منزل شروع شده و پس از ۱۰ متر در عمق زمین تا حدود یك كیلومتر در طول زمین پیش رفته است، با توجه به تغییر مسیرهایی كه در طول مسیر وجود دارد پلیس به این قطعیت رسیده است كه جویندگان گنج طبق نقشه ای دقیق كه توسط حسین و علی تهیه شده بود حفاری خود را برای رسیدن به گنج صورت داده اند. به گفته سردار طلایی اعضای این باند با نورپردازی در طول مسیر حفاری و فعال كردن سیستم هوارسانی به وسیله پمپ هوا طی بیش از ۷ ماه حفاری نزدیك به یك كیلومتر پیش رفته بودند. طول تونل به اندازه ای است كه یك انسان به راحتی در حالت ایستاده قادر به راه رفتن در داخل آن است.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ در خصوص عتقیه های كشف شده از این متهمان گفت: «دو قطعه عتیقه مكشوفه كه جزء میراث ملی ایران است به مقامات سازمان میراث فرهنگی تحویل داده شد و اختیار ادامه حفاری ها در حیطه وظایف سازمان میراث فرهنگی است.
قلعه ها، گنج تاریخ ایران
در ایران هزاران قلعه بزرگ و کوچک وجود دارد که می بایست توسط جوانان عزیز پرشور و علاقمند ایرانی، از آنها عکس بگیرند و نقشه بردارند و در تاریخ آنها کاوش نمایند و برای استفاده عموم به اینترنت بسپارند. در معماری و شهرسازی اوایل اسلام که متاثر از معماری قبل از اسلام بویژه دوره ساسانیان است تفکرات دفاعی مورد توجه بوده است به طوری که معمولا هر شهر اسلامی از سه بخش تحت عنوان کهندژ، شارستان و ربض تشکیل می گردید، مهم ترین این بخش ها کهندژ یا ارگ بود که عبارت بود از قلعه های که در وسط یا گوشه شهر قرار داشته و معمولا از یک سو به باروی شهر پیوسته بود تا همواره برای دفاع و مقابله با تهاجمات دشمن آماده باشد، ازجمله کهن دژهای معروف می توان کهن دژهای شهرهای ایران، سمرقند، بخارا، بلخ و نیشابور را نام برد. رباط ها نیز از بناهای دفاعی و نظامی صدر اسلام است و قلعه های نظامی مرزی را در دوران معینی رباط می گفتند، مانند رباط نصیبین که در سرحد میان ایران و روم شرقی بنا شده بود و نگهبانان آن از دیلمان می آمدند، رباط ها را می توان از نخستین استحکامات سازه ای محسوب نمود که در نقاط بی حفاظ مرزی پناهگاه گروهی جهادگر بودند. پس از تثبیت اسلام در مناطق اسلامی و بر طرف شدن تهدید از سوی غیر مسلمانان در مرزها، معنی واژه رباط با مسجد یکی شد...
تاریخ قلعه های ایران
در دوره های مختلف تاریخی مردم ایران بزرگ دشمنانی داشتند که بخاطر قدرت جنگی و دفاعی این دیار زیبا توانایی نفوذ به آن را نداشتند، یکی از مهمترین سازمان های جنگی و نظامی قلعه ها بودند که بصورت شبکه بیکدیگر وصل بودند. در همه تاریخ استحکامات را در دور افتاده ترین و مرتفع ترین نقطه بنا می کردند تا به سبب وجود شیب های تند یا کوه، دستیابی به آن دشوار باشد و مدافعان نیز در بالا قرار گیرند و از لحاظ دید مسلط باشد ضمن آنکه از خطر نقب زدن مهاجمان نیز محفوظ مانده و حمل ادوات محاصره ای به پای دیوار را دشوار نمایند، از آغاز دوران پیش از تاریخ در هزاره اول پیش از میلاد پیرامون دهکده ها نیز حصار کشیده می شد، اینکار نخست برای مصون ماندن از حمله راهزنان و جانوران وحشی بود ولی بعدها عمدتا برای دفاع متقابل در برابر هجوم دشمنان صورت می گرفت، در سراسر سرزمین ایران حصار های محکم، دهکده ها و قلعه های مسکونی را می توان یافت که متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد است. هر جای این سرزمین نگاه کنید، قلعه، برج، بارو، ارگ، کهندژ، دربند، خندق و دروازه و نظایر آنها از ناامنی محیط زندگی و توجه و تدبیر آگاهانه ایرانیان به ملاحظات دفاعی حکایت می کند، البته انوش راوید بیشتر شبکه دفاعی ملی و مردمی برای باز دارندگی می داند. ساخت بناهای گروهی حصار دار در ایران با طرح ها و نفشه های گوناگون از سه هزار سال پیش شناخته شده است، حصار سیلک در کاشان، قلعه حسنلو در ارومیه، بلورآباد در شهرستان خوی و ... از نمونه های آن می باشد، از سایر قلاع مشهور می توان قلعه فلک الفلاک در خرم آباد احداث شده در عهد شاهنشاهی ساسانیان نام برد، حسن صباح بلند آوازه ترین رهبر اسماعیلیان نیز جهت مقابله با بی عدالتی اجتماعی سلجوقیان، الموت در نزدیکی قزوین را پایگاه خود قرار داد و 35 قلعه در اطراف آن بنا نمود و در فومن و قهستان70 قلعه دفاعی داشت.
در ایران هزاران قلعه بزرگ و کوچک وجود دارد که می بایست توسط جوانان عزیز پرشور و علاقمند ایرانی، از آنها عکس بگیرند و نقشه بردارند و در تاریخ آنها کاوش نمایند و برای استفاده عموم به اینترنت بسپارند. در معماری و شهرسازی اوایل اسلام که متاثر از معماری قبل از اسلام بویژه دوره ساسانیان است تفکرات دفاعی مورد توجه بوده است به طوری که معمولا هر شهر اسلامی از سه بخش تحت عنوان کهندژ، شارستان و ربض تشکیل می گردید، مهم ترین این بخش ها کهندژ یا ارگ بود که عبارت بود از قلعه های که در وسط یا گوشه شهر قرار داشته و معمولا از یک سو به باروی شهر پیوسته بود تا همواره برای دفاع و مقابله با تهاجمات دشمن آماده باشد، ازجمله کهن دژهای معروف می توان کهن دژهای شهرهای ایران، سمرقند، بخارا، بلخ و نیشابور را نام برد. رباط ها نیز از بناهای دفاعی و نظامی صدر اسلام است و قلعه های نظامی مرزی را در دوران معینی رباط می گفتند، مانند رباط نصیبین که در سرحد میان ایران و روم شرقی بنا شده بود و نگهبانان آن از دیلمان می آمدند، رباط ها را می توان از نخستین استحکامات سازه ای محسوب نمود که در نقاط بی حفاظ مرزی پناهگاه گروهی جهادگر بودند. پس از تثبیت اسلام در مناطق اسلامی و بر طرف شدن تهدید از سوی غیر مسلمانان در مرزها، معنی واژه رباط با مسجد یکی شد.
قلعه های ایران، به دو نوع جلگه ای و کوهستانی، مصالح ساختمانی آنها نیز متفاوت است، طرح اصلی قلعه های جلگه ای مربع و یا مربع مستطیل است که در چهار گوشه آن برج های مدور برای دفاع ساخته شده اند، مصالح این قلعه ها خشت و گل است و به ندرت از آجر و گچ استفاده شده استبارو (دیوار ضخیم) این قلعه ها چینه (دیوارهای گلی که آن را بند بند می سازند) است یا با خشت های قطور ساخته شده است، برای استحکام آن قطر و ضخامت بعضی از بارو ها به چهار متر هم می رسید. اطراف بعضی از این قلعه ها خندق حفر می کردن و برای رسیدن به قلعه از پل های متحرک بهره می گرفتند. بعضی از این قلعه ها به دلیل امنیت آن ها محل سکونت کشاورزان و روستاییان شد که با گذراندن خیابانی معمولا شمالی و جنوبی و تامین آب آشامیدنی خانه های روستایی در دو طرف خیابان ساخته می شد. از این قلعه ها می توان به قلعه بیاضه بیابانک و هنجن در سر راه نطنز به ابیانه است اشاره کرد که تا این اواخر محل سکونت بوده است، این قلعه دارای برج و باروی ضخیم بسیار بزرگ بوده است. داخل قلعه کوچه های پر پیچ و خمی داشته است که همه آن ها به گذر اصلی قلعه که به در قلعه منتهی می شود راه دارند، خانه ها دو طبقه هستند و از طبقه زیرین برای نگهداری دام و یا انبار مواد غذایی و آشپزخانه استفاده می کردند و اتاق های نشیمن در طبقه دوم قرار داشته اند.
مصالح دژهای کوهستانی را معمولا از سنگ های بدون تراش نظیر سنگهای کوه یا رودخانه همراه با گچ غربال شده فراهم می کردند، در زیر دست دژهای کوهستانی پرتگاه های عمیقی تعبیه شده است، درقسمت انتهایی برج ها و بعضی مواقع، باروها، کنگره هایی ست که مخصوص کمانداران بوده است تا بتوانند از شکاف کنگره ها دشمن را هدف قرار دهند. در بعضی از دژها و قلعه ها، مانند الموت قزوین، پایین دژ محل سکونت روستاییان بوده استاز قلعه به هنگام جنگها استفاده میشده و مردم تا زمانی که بیم حمله دشمن وجود داشته در درون دژ می ماندند و معمولاً در درون آن آذوقه زندگی برای چندین ماه موجود بود. برای محافظت از ساختمان و استحکامات و قسمت های مختلف قلعه بارو ساخته میشده است، دیوار های دفاعی و خاکریز های متعلق به آغاز سکونت انسان در ایران هنوز برجاست، شکل آنها به موازات پیشرفت سلاحهای تهاجمی و تدافعی تکامل یافته است. در دوران پیش از تاریخ و اوایل دوران تاریخی، نوع استحکامات عموماً تابع مقتضیات ناشی از محل قلعه یا دهکده و اوضاع طبیعی سرزمین بود. طرح های ساختمانی بیشتر قلعهها بر اساس معلومات و تجربة کلّی نسبت به حمله و دفاع ریخته می شد تا سنت های محلّی. در هر دورهای روش های آزموده و مقبول برای ایجاد استحکامات انتخاب میشد. اوایل دوران تاریخی در سبک استحکامات ایران باستان آثاری از نفوذ سبک بینالنهرین و سایر کشورهای همسایه دیده میشود، در تاریخ معماری ایران تا رسیدن به اقتباس سبک فرانسوی در معماری قلاع و حصار های شهر در اوایل قرن سیزدهم، خصوصاً در خوی و تهران میتوان ردیابی کرد.
آغاز خانه سازى انسانها همواره با انديشه يافتن راههاى گوناگون دفاع در برابر دشمنان و حيوانات همراه بوده است، به همين دليل خانه هاى اوليه كه بدون ديوار ساخته مى شد، به تدريج داراى ديوار شده و رفته رفته داخل يك ديوار محاطى دفاعى محصور شده است، به تاریخ نیک مراجعه شود. اين نوع حصارها در ابتدا داراى يك معبر ورودى بودند، اما پس از گذشت سالها تبديل به دروازه شد، حصار هاى اوليه كه در اطراف مناطق مسكونى كشيده مى شد، فاقد برجهاى دفاعى در فواصل منظم يا غير منظم بودند و براى محافظت از ديوارها بود. در ايران، ايجاد خانه هاى گروهى حصار دار از سه هزار سال قبل از ميلاد با طرحها و نقشه هاى مختلف آغاز شده است. نمونه اين گونه قلاع در بلورآباد واقع در حاشيه دشت شمالى روستاى قره ضياءالدين آذربايجان به دست آمده است. در قرن چهارم قبل از ميلاد، همزمان با آغاز فرمانروايى سلسله هخامنشيان، به علت توسعه شهر و تغيير فنون جنگى و دفاعى، برجهاى مستطيل شكل جانشين برجهاى نيم دايره اى قديمى شده اند، گفتنى است برجهاى دفاعى، ديوارهاى قلعه حسنلو داراى كاملترين برجهاى دفاعى مستطيل شكل پيش آمده، بوده است.
سهم اصلى در توسعه شهر سازى حصار دار در ايران به عهده معماران اورارتويى در قرنهاى سوم و هشتم قبل از ميلاد است كه تحت نفوذ معمارى بين النهرين شيوه اى در ايجاد استحكامات دفاعى بوجود آوردند که در قرنهاى بعد پايه و اساس معمارى قرار گرفت. در معمارى اورارتويى تحول ديگرى هم قابل توجه است، شهر هاى اورارتويى با طرح هاى فشرده و خانه هاى نزديك به هم و روى سطح طبيعى زمين با ديوار هاى بسيار محكم و بامهاى مرتفع ايجاد شده اند به اين ترتيب استفاده از عوارض طبيعى زمين به ندرت صورت گرفته است. اطراف بناها كه با ديوارها و برجهاى مستحكم دفاعى احاطه شده اند، پيش آمده و صاف هستند، مانند قلعه سياه در ۳۶ كيلومترى شرق ماكو كه روى يك توده سطح از مواد مذاب منجمد بنا شده است. در ميان برجهاى مستطيل شكل كه نيمى از آنها جلوتر از ديوارها بنا شده اند، ديوارها در فواصل مساوى پيش آمده يا عقب رفته اند. اين پيش آمدگيها به هيچ وجه از نظر دفاعى يا استحكام بخشى به ديوارها، ارزشى ندارند، بلكه فقط از نظر تزئينى به اين صورت ساخته شده اند و از لحاظ دفاعى طرحهاى معمارى ديگرى در ديوارها به كار رفته است. تمام دوران اسلامى، در ايران قلعه هاى بسيارى داخل شهرها به وجود آمدند، براى مثال مى توانيم از ارگ كرمان و قلعه فلك الافلاك در خرم آباد و ارگ شيراز را نام برد.
قلعه هاى اوايل و اواسط دوره اسلامى سرتاسر ايران پراكنده هستند و به طور كلى در كنار شاهراه هاى ارتباطى ساخته شده اند، نمونه اين قلعه ها شبكه وسيع قلعه های اسماعيليه است كه در نقاط مختلف بنا شده اند يا قلاعى كه فقط براى محافظت از راهها و ايجاد امنيت در مسير هاى كاروان رو ساخته شده اند يا قلاعى كه در نزديك پلها و رودخانه ها ايجاد شده اند، مانند قلعه اى كه در شمال رودبار در بستر سفيد رود احداث شده است. يكى از بزرگترين و قديمى ترين قلاع ايران، قلعه گلى است كه در جاده كاروان رو ورامين به قم نزديك محلى به نام كاج ساخته شده و شامل تعداد بسيارى برج مستحكم مستطيل شكل است كه به خوبى قادرند از قسمت حياتى و جان و مال ساكنان قلعه محافظت كنند. بناى قلعه را مى توان به دوره شاهنشاهی ساسانيان نسبت داد و اگر هم در آن زمان ساخته نشده باشد قطعاً در قرون اوليه اسلامى و در زمان سلجوقيان ساخته شده است، زيرا ديوار هاى آن شباهت بسيارى به ديوار هاى رباط سنگى دارد كه متعلق به دوران سلجوقى است. هنر قلعه سازى در ايران از آغاز ظهور اسلام در قرن هفتم ميلادى تا زمان حاضر به تدريج تكامل يافته، پيشرفت هايى كه از لحاظ جنگى براى مهاجمان و نيز مدافعان به وجود آمده و استفاده از فنون جديد در جنگها موجب شده كه برجهاى مدور بزرگتر و نزديك به هم و ديوارهاى مستحكم تر بنا شوند و تمام پيش بينى هاى لازم براى متوقف كردن يا لااقل كندتر كردن سرعت مهاجمان در خارج قلعه و حصار و داخل آن مورد توجه قرار گيرد و اين تكامل در هيچ زمانى متوقف نشده است.
نارین قلعه (نارنج قلعه) ــ نارین قلعه یا نارنج قلعه مهمترین و ديدني ترين بناى تاریخى شهرستان میبد است، این قلعه از بناهاى مربوط به دوره حکومت اشکانیان و قبل از اسلام است و در دوران مظفریان تعمیراتى در آن صورت گرفت. اطراف آن خندقی بوده است و نقب های زیر آن گاهی تا یک فرسنگ امتداد دارد، در محرم سال 744 جنگ سرنوشت سازی که باعث پیروزی آل مظفر بر چوپانیان گشت در این محل اتفاق افتاده است. مساحت این قلعه 3 هکتار و بنا در 7 طبقه و داراى برج و بارو و دربند هاى متعدد است و بالاى تپه اى مسلط بر شهر میبد قرار دارد. قطر پایین ترین حصار قلعه که قسمت بزرگى از آبادى میبد را دربر مى گرفت، 5 و در بعضى قسمت ها به 20 متر مى رسیده است. نارنج قلعه 4 برج گرد بلند دارد و آنچه امروزه از آن باقی مانده قسمت مرکزی آن است و نشانه هایی از برجها و باروها در روستای کوچک(کوشک) از آن باقی است. کوشک یا کوچک نزدیک ترین روستا به دژ بوده است و بیشتر آن را باغها و قنات ها و آسیاب دربر می گرفته است. زیبا ترین بادگیرها و خانه ها و کوچه های سابات دار بسیار قدیمی در جهان را در این محله زیبا می توان مشاهده كرد. نارنج قلعه داراى اتاق هاى متعددى بوده است که در حال حاضر قسمت هایى از این اتاقک هاى کوچک تو در تو موجود است و بسیارى از آنها نیز به علت قرار گرفتن در طبقات پایین و ریختن راهروها هنوز کشف نشده است. بعضی ها نارین قلعه را همان دژ سفید شاهنامه می دانند، این قلعه بالای یک تپه و مسلط به اطراف ساخته شده و اطراف آن را هم خندق کنده اند. یک روایت افسانه ای هم حکایت از آن دارد که قلعه در زمان کیومرث ساخته شده و اولين آدم ها از راه آب و دریا به آن پا گذاشته اند، بعضي ها هم آن را ساخته سپهبد ساسانی- مهبد- می دانند، مهبد از سرداران قباد و انوشیروان بود. در نزدیکی های نارین قلعه میبد سفال های رنگی و نقش دار از دوران حکومت ایلام به دست آمده که بیش از 4000 سال قدمت دارند و به خاطر همین قدمت زیاد ساختمان قلعه به زیگورات یا معابد باستانی ایران شبیه است. از این قلعه که كاملاً از خشت و گل ساخته شده است، در دوره های مختلف تاریخی به عنوان ارگ حکومتی یا دژ نظامی استفاده مي شده. اوج اقتدار این قلعه در پیش از اسلام، مربوط به دوره شاهنشاهی ساسانیان و پس از آن مربوط به دوره آل مظفراست، بعضي اين کهن دژ را سر آغاز شروع آباداني یزد می دانند. پیچ های تو در توی قلعه، كشمكش ها و جنگ هاي زيادي را به خود ديده است، اين قلعه نظامی بوده ولي بعضی با توجه به شکل 5 طبقه آن احتمال می دهند که زیگورات بوده و از آن به عنوان معبد استفاده می کرده اند.
قلعه کاظم داشی (کاظم خان) ــ این قلعه صخره ای با ارتفاع بیش از سی و پنج متر به صورت شبه جزیره در ساحل دریاچه ارومیه قرار دارد، در گذشته این محل یکدر و قرخلار (چهل تن) نامیده می شد. آثار عمارت و ساختمان های متعددی از سنگ های بزرگ و تراشیده در پی و بنای این قلعه به چشم می خورد. در این قلعه تعدادی سنگ قبر از مرمر سفید و درخشان وجود دارد که روی آنها عباراتی به خط نسخ زیبایی حجاری شده است. در بالای این قلعه چاهی به طول و عرض دو و نیم متر و عمق هشت متر دیده می شود. این قلعه فقط یک در دارد که به جاده سنگی باز می شود، در قرن هفتم ه.ق به دستور هلاکوخان این قلعه تجدید بنا شد.
قلعه اسماعیل آقا ــ در فاصله هجده کیلومتری شمال غربی شهرستان ارومیه، به فاصله نسبتاً کمی از جاده سیرو، در بالای یک رشته کوه منفرد بقایای آثار و قلعه ای نظامی به چشم می خورد. این کوه از دو طرف با شیب تند به رودخانه نازلو چای منتهی می شود و به لحاظ موقعیت سوق الجیشی حایز اهمیت است. آثار موجود در این قلعه به دو دوره تاریخی تعلق دارد، دوره اول، آثاری مربوط به هزاره اول ق. م را شامل می شود. از این دوره بقایای دیوار هایی از یک پادگان نظامی اورارتوبی باقی مانده است. دوره دوم، شامل آثار و بقایای قلعه دفاعی دیگری است که دیوارهای آن به همراه برج های دیده بانی پا برجاست و متعلق به یکی از اربابان محلی دوره قاجاریه است.
قلعه شای (پوشتو) ــ این دژ که در اقصی نقاط آذربایجان غربی افسانه های حیرت آوری به آن نسبت می دهند، از موقعیت طبیعی ویژه ای برخوردار است، و از راه ناهمواری که از جاده مهاباد به سردشت منشعب و از آن به روستای داغه می رود. این صخره هشتاد متر ارتفاع دارد و صعود به بالای آن تنها از یک راه که در جبهه غربی است، صورت می گیرد. ساختمان های مورد بحث با سنگ لاشه و در بعضی قسمت ها بدون ملاط ساخته شده است، سفال های به دست آمده از این قلعه بسیار خشن و ابتدایی و اکثراً دست ساز هستند. بررسی این گونه سفال ها و همچنین پی های ساختمانی موجود آشکار می سازد که نخستین سنگ بنای این دژ عظیم و شگفت آور در اوایل هزاره اول ق.م به وسیله اقوام محلی پایه گذاری شد و در دوره حکومت ماد ملحقاتی به آن اضافه شد.
قلعه دختر (قیزقلعه) ــ روستای قیز قلعه از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی و در دهستان دیزج قرار دارد، این قلعه مربوط به هزاره های اول و دوم ق.م است. این قلعه بر فراز یک تپه بلند و منفرد قرار دارد، از فراز این قلعه می توان بخش وسیعی از دشت خوی را مشاهده کرد. در بالای این قلعه علاوه بر سفال های شکسته فراوان، تعداد زیادی سنگ در ابعاد مختلف به جای مانده است. همچنین قسمت های زیادی از دیوار این قلعه که سبک معماری آنها از نظر نوع مصالح و نحوه ساخت اورارتوبی است، به خوبی قابل مشاهده است.
مشتاقیه (سه گنبد) ــ مشتاقیه محلی در شرق مسجد جامع کرمان در ابتدای خیابان 17 شهریور که از میدان مشتاقیه انشعاب پیدا می کند قرار دارد و از آثار دوره قاجاریه می باشد. سه گنبد مزبور برای سه مقبره مشتاق علیشاه-شیخ اسماعیل و کوثر علیشاه بنا گردیده است. گنبد هایی که بر فراز دو مقبره مشتاق و کوثر علیشاه واقع شده اند کاشی کاری بوده و در قرن اخیر ساخته شده اند، و چون در ساختمان آن توجه کافی نکرده اند متاسفانه قسمت هایی از کاشیها ریخته و بقیه نیز رو به تخریب است. مشتاق علیشاه از پیشوایان صوفیه در قرن 13 هجری بوده که در اواخر زمستان 1306 هجری قمری سنگسار شده است، می گویند جرم مشتاق این بوده که قرآن را با نوای سه تار می خوانده است. لازم به ذکر است که قبل از تدفین عرفای یاد شده این مکان مقبره میرزا حسین خان راینی (1202 هجری قمری) جد اعلای سادات معروف به میر حسینی کرمان بوده، وی در زمان زندیه و پس از فوت کریم خان زند تا مدتی حاکم کرمان بوده. او در زمان حیاتش این محوطه را برای آرامگاه خود انتخاب کرده بود بنا بر این پس از فوت مشتاق یارانش به واسطه ارتباطی که مشتاق با حسین خان داشت او را در جوار وی تدفین نمودند. از در بزرگ که وارد می شویم پس از گذشتن از راهرویی کم عرض و طولانی به باغچه مشتاقیه می رسیم، در سمت شمال بنا در ساختمان مقبره مشتاقیه کوثر علیشاه و میر حسین خان قرار دارند. از جمله آثار هنری مقبره فوق می توان به کاشیکاری و تزئینات داخل بنای مذکور شاره نمود.
قلعه باستانی بمپور ــ در شهر بمپور مرکز تاریخی بلوچستان، قلعه بزرگ و قدیمی وجود دارد، که به آن قلعه بمپور می گویند، و مهمترین مکان تاریخی و باستانی بلوچستان ایران است. البته هنوز کسی بدرستی نمی داند، در دوره های تاریخ، بلوچستان ایران چه نام داشته است، در جغرافیای تاریخی ایران، و استان های تاریخی ایران، نام بلوچستان کنونی خالی است. این قلعه در ارتفاع 470 متری از سطح دریا قرار دارد، تاریخ ساخت اولیه آن مشخص نیست، تعدادی داستان و افسانه محلی درباره آن وجود دارد، که من بعنوان تاریخ نپذیرفتم، مثلاً می گویند: آنرا بهمن پسر اسفندیار ساخته و به مرور بمپور شده، یا می گویند، چون شبیه قلعه بم است، بمپور نامیده شده، و چند موضوع دیگر که آنها را بعنوان داستان، در داستان های تاریخی ایران خواهم نوشت.
در دوره های مختلف تاریخ، بمپور مرکز حکومت بلوچستان بوده است، این دژ چندین بار خراب و بازسازی شده، آنچه که مشخص است، گسترش واقعی قلعه در زمان نادر شاه افشار بود. در این دوره نصیر خان براهویی حکمران بلوچستان، بمپور را مرکز حکومتی خود قرار داد. در سالها بعد بمپور موقعیت خود را حفظ کرد، و سردار سعید خان نیای شیروانی ها، و سردار دوست محمد خان رئیس قبیله بارک زهی، به حکمرانی خود در آنجا ادامه دادند. آخرین بار حکمران محلی زمان پادشاهی قاجار، که زیر بار حکومت مرکزی نمی رفت، جهت مقابله با دولت قلعه را باز سازی کرد. سپس در زمان ناصرالدین شاه مرکز بلوچستان به فهرج یا ایرانشهر کنونی منتقل شد، و قلعه بمپور اهمیت خود را از دست داد، که تا کنون ویرانه های آن باقی مانده است.
قلعه بمپور تنها منطقه باستانی بلوچستان است، که اندکی کاوش های علمی باستان شناسی در آن انجام شده است. در سمت غرب قلعه تپه باستانی به مساحت 270 متر مربع وجود دارد، که فرشی از تکه های سفال دارد. تعیین تاریخ دوره های بهره بردار از قلعه را فقط از روی سفال های بجا مانده، حدس های متفاوت با سطحی نگری تاریخی زده اند، که در این وبلاگ قابل ذکر نیستند. زمان ناصرالدین شاه قاجار، قلعه ایرانشهر ساخته شد، و جای قلعه بمپور را گرفت. قلعه ایرانشهر ساختمان های شاه نشین، توپخانه، سربازخانه، ذخیره گاه، قورخانه، قراول خانه، زندان، مسجد، حمام، غلام خانه، داشته، و تنها چهار دیواری و ویرانه هایی از آنها باقی مانده است. جوانان باهوش ایرانی هر شهر و دیار، باید نسبت به شناسایی و تاریخ نگاری قلعه های زیاد ایران، بدور از دروغ های تاریخ، برنامه ریزی و کار کنند.

عکس قلعه های بمپور و ایرانشهر، عکس شماره 4580 . وظیفه جوانان باهوش ایرانی است، که درباره آثار تاریخی ایران کار و تحقیق کنند، و جهت پیگیری تخصصی و آگاهی عموم در اینترنت منتشر نمایند.
گنج ماندگار تاریخ ، پرچم ایران
نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران بزرگ به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک (ضحاک یا زه هاک کیانی که بعد ها به ارب معروف شدند) بر می گردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شوند، سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید، و فریدون را بر تخت شاهی نشانید. فریدون پس از آنکه فرمان داد، تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیبا های رنگی بیارایند، و در و گوهر به آن افزودند، و آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویانی پدید آمد، نخستین رنگ های پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش (و آبی) بود، بدون آنکه نشانه ویژه بر روی آن وجود داشته باشد..
پیش گفتار
از ابتدای تاریخ بشر برای خود تکه پارچه ای را بعنوان نشان قوم و ملیت برگزید، و چه جنگها و خونریزها برای همین تکه پارچه که آنرا پرچم نامیده اند، انجام دادند. امروزه بدلیل گسترش دانش و خرد بشری، پرچم آن جایگاه تاریخی خود را از دست داده، و کمتر جنبه مقدس دارد. با بینش و گسترش دید در آینده پیش رو، علم و دانش و کلاً دانایی نویناست، که برای هر ملت حرف اول را خواهد زد، و در این صورت دیدگاه و خرد خیلی متفاوت خواهد بود. ایران بزرگ بدلیل وسعت و تمدن ویژه، تاریخ پرچم مفصل و کمتر تحقیق شده ای دارد، در اینجا بخشی را بازگو می کنم، و در فرصتها و با تحقیق های جدید ادامه می دهم.
توجه: در این صفحه فقط درباره تاریخ تعدادی از پرچم های تاریخ ایران را نوشته ام، بزودی و با تحقیق و تحلیل جدید، و بدست آوردن واقعیت های تاریخی، ادامه را می نویسم. در تاریخ ایران بیش از 50 سلسله، حکومت، شاهنشاهی، پادشاهی، سان، ولایت، ایالت، مستقل و نیمه مستقل داشته ایم، که هر کدام درفش و پرچم داشتند.

عکس رنگ های درفش کیانیان، رنگ های واقعی پرچم ایران کهن در هزاره اول و دوم آریایی میترایی بودند، که با تحقیق های شخصی از مراسم بازمانده امروزی بدست آوردم، عکس شماره 2750. رنگ های آبی و زرد و قرمز، رنگ های اصلی در طبیعت هستند، از این رنگها می توان همه رنگها را بوجود آورد، ولی نمی توان از بقیه رنگها این سه رنگ را پدید آورد.
درفش کاویانی
نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران بزرگ به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک (ضحاک یا زه هاک کیانی که بعد ها به ارب معروف شدند) بر می گردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شوند، سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید، و فریدون را بر تخت شاهی نشانید. فریدون پس از آنکه فرمان داد، تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیبا های رنگی بیارایند، و در و گوهر به آن افزودند، و آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویانی پدید آمد، نخستین رنگ های پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش (و آبی) بود، بدون آنکه نشانه ویژه بر روی آن وجود داشته باشد، ازشاهنامه فردوسی. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده به استناد تاریخ در زمان شاهنشاهیساسانیان و سلسله هخامنشیان، پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می گفتند. درفش کاویان از پوست پلنگ درست می شد، به درازای دوازده ارش، که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، ۶۰ سانتی متر به حساب آوریم، تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول داشت. درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد، هر پادشاهی که به قدرت می رسید، تعدادی جواهر بر آن می افزود.

عکس مراسم بر افراشتن درفش کاویانی، در مزار شریف افغانستان امروزی، عکس شماره 4118. رنگ های این پرچم آبی و زرد و قرمز و بنفش است.
افراشتن درفش کاویانی
شهر بلخ تاریخی در جنوب رود آمودریا (جیحون) قرار داشته است، شهر بلخ امروزی هم در همانجا می باشد، و مقداری از خرابه های بلخ تاریخی در نزدیکی شهر امروزی بلخ دیده می شود. زلزله قرن 11 م، شهر تاریخی بلخ را ویران نمود، زلزله اتفاق طبیعی است، که در تاریخ ایران بزرگ بسیار پیش آمده و حتی باعث تغییرات سیاسی و اجتماعی گردیده است. پس از زلزله باقی مانده مردم به شهر نو بهار (مزار شریف) در نیم منزلی بلخ رفتند، در آنجا مزاری و زیارتگاهی باستانی قرار داشت. در دروغ های تاریخی نوشته اند، که بلخ به دست مغول نابود شد، که دروغ بزرگ است، زیرا در آن زمان مردم حوزه شمالی ایران شرقی در مسلک هایی بودند، که یکی از آنها مانی و مانوی و دیگری مغی یا مغولی بود. در کتاب هایی که از میان مسلک های مختلف آن زمان باقی مانده است، در تمجید از مغولی بسیار نوشته اند، و پیروان زیادی داشته است.
بلخ تاریخی ادامه همان بلخ بامیان زمان هخامنشیان است، که در جنوب دریاچه اورومیه قرار داشت، برای اطلاع بیشتر به جغرافیای تاریخی ایران مراجعه شود. بلخ بزرگترین مرکز علمی و فلسفی و مذهبی در تاریخ ایران بود، حتی مانی آنجا را پایگاه خود قرار داد، و باعث آمادگی ذهنی مردم منطقه در ادامه تکامل تاریخ اجتماعی برای اسلام آوردن گردید. چند هزار سال است، یکی از بزرگترین، شکوهمند ترین، زیبا ترین و مردمی ترینِ جشن نوروزی ایران بزرگ، در شهر بلخ پایتخت باستانی ایران شرقی برگزار می شود. میان دشت شادیان، دشتی آکنده از گل های سرخ لاله، کنار بنای فرخنده باستانی مزارشریف ایرانیان، درفش سه رنگ کاویانی افراشته می شود. برای این سال گشت مهم ایرانی، انبوهی از مردمان از دور دستها گرد می آیند، کودکان شادی می کنند، دختران با چهره زیبای ایرانی سرود می خوانند، مادران و پدران دعا می کنند، و آرزوی سالی خوش برای فرزندان ایران زمین دارند.
افراشتن درفش کاویانی در بلخ باستانی یا مزارشریف پیشینه ای چند هزار ساله دارد، در اوستا بلخ با پاژ نام سریرام اردوو درفشام همراه است، به معنای بلخ زیبا با درفش های برافراخته، در ادبیات پهلوی و در شاهنامه فردوسی به گونه بلخ بامی یا بلخ درخشان گفته شده است. درفش های برافراخته به پایتختی و مرکزیت بلخ اشاره می کند، جایگاهی که سرداران و نمایندگان سرزمین های ایرانی درفش های خود را در کنار یکدیگر و در پیرامون درفش کاویانی، در انجمن گاه نوبهار و در آغاز هر بهار بر می افراخته اند. در فلسفه این کار یگانگی و یکرنگی و همبستگی همه مردمان سرزمین های ایرانی را پیمان می گذاردند، و یاد آوری می کردند که ملت ایران در مقابل دشمنان یکدل و یک سپاه می باشند. درفشی که امروزه در مزارشریف افراشته می شود، در واقع همان درفش کاویانی ایران است، در شاهنامه فردوسی به روشنی بیان شده، که درفش کاویانی با سه پارچه سرخ و زرد و بنفش (آبی)، آذین می گردید، درفش مزار شریف نیز با پارچه های آبی و زرد و قرمز و بنفش می باشد.
* فرو هِشت ازو سرخ و زرد و بنفش <><> همی خواندش کاویانی درفش *
* به پیش اندرون کاویانی درفش <><> جهان زو شده زرد و سرخ و بنفش *
امروزه این مراسم در افغانستان میلَـه گل سرخ یا جشن گل سرخ، یا مراسم ژنده بالا نام دارد، در آغاز بهار، دشت شادیان کنار نهر های بلخ رود و دریاچه باستانی بلخ پر از گل های سرخ لاله است. گل هایی که تمامی بهار دشت را قرمز خوش رنگ می کنند، در ایران آن گل سرخ را لاله وحشی یا شقایق می گویند. با توجه به جزئیات این گل، گلبرگها به رنگ سرخ، انتهای گلبرگها به رنگ بنفش و پرچمها به رنگ زرد است، که نشان می دهد رنگهای این گل با رنگهای درفش کاویانی همانند می باشد. همچنین دهها میانه گل به دور ساقه بلند مرکزی آن گرد آمدهاند، همانند گرد آمدن درفش های نمایندگان ایرانی بر پیرامون درفش کاویانی. سوم اینکه گل سرخ لاله یا شقایق، تنها بصورت خودرو و در دشت های آزاد می روید و شکوفان می شود، و هیچگاه نمی توان آنرا در اسارت نگهداری کرد، چرا که بلافاصله پس از چیده شدن و حتی در بهترین شرایط نگهداری، به سرعت پژمرد و از بین میرود. به این سبب این گل نشان و نماد آزادگی است، و درفش کاویانی نیز نشان و نماد آزادگی خوانده میشود.
اهمیت نیایش گاه نوبهار در فرهنگ ایرانی تا بدان پایه بوده، که شاهنامه فردوسی آنرا قبله گاه ایرانیان گزارش کرده است. البته این غیر از نیایش ایرانی ها در تخت جمشید است، که در داستان های تاریخی ایران نوشته ام، باید جوانان عزیز ایران بزرگ از هر ملت، فارس و افغان، ترک و کرد، بلوچ و عرب، و غیره و همه و همه در باره مراسم تاریخی سرزمین خود بدور از دروغ های تاریخی بنویسند.
* به بلخ گزین شد برآن نوبهار <><> که یزدان پرستان برآن روزگار *
* مر آن خانه داشتندی چنان <><> که مر مکه را تازیان این زمان *
امروزه جشن نوروزی میلَـه گل سرخ و در ساعت هشت بامداد نوروز که نخستین روز برج حَمَل است، برگزار می شود. مردم شهر و همچنین بسیاری از شهرها و کشور های دور و نزدیک و از تمام قاره کهن به ویژه ایران بزرگ و هندوستان و پاکستان، در خواجه خیرانقدیم یا مزارشریف، پیرامون جایگاه برافراشتن درفش کاویانی گرد میآیند. با رقص های سنتی و پهلوانی، سرود و شادمانی و پایکوبی و دستافشانی جشن آغاز می گردد. در میان این شور و غوغا، درفش کاویانی به اهتزاز در میآید. درفش کاویانی تا چهل شبانه روز بر فراز بلخ زرتشت و مانی، زیر آسمان سرزمین های ایرانی تبار و در وسط خراسان بزرگ در اهتزار می ماند. در این چهل روز هر کس کوشش می کند تا با اندکی تکان دادن و بوسیدن آن، به نیایش برای میهن بپردازد.
* ای وطن آزاد و شاد و خرم زیباستی <><> عشق پاکت در دل هر کس دو بالا میشود *
در این جشن نوروزی دسته هایی از همه ایران شرقی ساز و سرود می نوازند، بازیها و ورزشی های محلی همچون کشتی، بز کِشی، اسب دوانی، نیزه پرانی، چوب بازی، توپ بازی، چوگان بازی، شمشیر بازی، سنگ پرانی، مسابقه انتخاب بهترین حیوانات و بسیاری بازی های دیگر برگزار می شود. در این وقت کوچه های مزارشریف مملو از دست ساز های هنرمندانی است، که در طول زمستان بهترین آثار خود را برای فروش خوب آماده کرده اند. همچنین انواع شیرینی ها و خوراکی ها را می فروشند، مردمان بسیاری که از همه جا آمده اند، بیشتر در چادر های مسافرتی خودشان اقامت دارند، که در میان گلستان های طبیعی بر پا کرده اند. این چهل روز شهر آکنده از لاله ها و چراغانی است، ترانه مشهور ملا ممد جان از هر کوی و برزن شنیده می شود، ملا ممد جان، محبوب ترین و دوست داشتنی ترین ترانه نوروزی برای مردم است. همچنین سرود میله نوروز از سرود های زیبای دیگریست که جوانان با جامه های زر دوز و سلسله دوز بطور دسته جمعی می سرایند.
یکی از شعر های کوتاهی که مردم می خواندند، متن کوتاه زیر است، که حکایت از بازگشت مانوی هایی می باشد، که در زمان ساسانیان به ترکستان پناهنده شده بودند. این مانویان در دوره های اولیه اسلام دارای مکتب جدیدی شده بودند، و رهبران دینی آنها سیاه می پوشیدند و پارچه سیاه نماد آنها بود. همین ها بودند که مغستانی های دور جدید بوده و مغی یا مغولی گفته می شدند، و در ایران شرقی پیروان بسیاری پیدا کردند، برای اطلاع بیشتر به دروغ حمله مغول مراجعه شود.
* از ختلان آمدی <> با روی سیاه آمدی * * آواره باز آمدی <> خشک و نزار آمدی *

عکس پرچم ها و درفش های دوران سلسله هخامنشیان، عکس شماره 2765 .

عکس پرچم و درفش های دوران حکومت اشکانیان و شاهنشاهی ساسانیان، عکس شماره 2767 .
پرچم ایران در دوران گذار ابتدای اسلام
ایرانیان در دوره انقلاب انسانی گذر به اسلام، مدت 200 سال از نمادها و پرچم های مختلف استفاده می کردند، بزودی از آنها می نویسم. ولی دو نفر از قهرمانان ملی ایران زمین، ابومسلم خراسانی و بابک خرمدین، دارای پرچم خاص بودند. ابومسلم پرچمی یک سره سیاه رنگ داشت، و بابک سرخ رنگ، به همین روی بود که طرفداران این دو را سیاه جامگان و سرخ جامگان می خواندند. از آنجایی که علمای اسلام تصویر پردازی و نگار گری را حرام می دانستند، تا سال های مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران، بر روی درفشها تصویر نمیشد.
پرسش از عموم: آیا می توانید فلسفه این 200 سال را پیدا و بیان کنید؟.

عکس دو پرچم: پرچم سرخ جامگان، رنگ سرخ نماد پیروان بابک خرم دین، و پرچم سیاه جامگان، رنگ سیاه نماد پیروان ابومسلم خراسانی، عکس شماره 2771.

عکس نشان شیر و خورشید متعلق به 2400 سال پیش، سمت راست ایزدبانو آناهیتا، ایستاده بر روی یک شیر به همراه خورشید، که نماد میترا ایزد مهر میباشد. سمت چپ اردشیر، پادشاه هخامنشی در حال نیایش به درگاه آناهیتا و طلب کمک و یاری از وی. این نگاره در یکی از موزه های اروپا نگهداری میشود.
نخستین تصویر بر روی پرچم ایران
در سال ۳۵۵ خورشیدی (۹۷۶ میلادی) غزنویان، با شکست دادن سامانیان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد، نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یکسره سیاه بود، زردوزی کنند. سپس در سال ۴۱۰خورشیدی (۱۰۳۱ میلادی) سلطان مسعود غزنوی، به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد، نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود، و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد؛ تا انقلاب اسلامی در سال (۱۹۷۹ میلادی).

عکس پرچم های تیموریان، سلجوقیان، غزنویان، عکس شماره 2773 .
افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر
در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه هایی زده شد، که بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت شد. در مورد علت استفاده از خورشید، دو دیدگاه وجود دارد: یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد (اسد) هم بوده، و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر (برج اسد) با میانه تابستان نشان داده میشود. نظریه دیگر بر تأثیر آیین مهرپرستی و میتراییسم در ایران دلالت، و از آن حکایت دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آیین، ایرانیان کهن ترجیح دادند، خورشید بر روی سکهها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد.

عکس کاشی با نقش شیر و خورشید، ٦٦٥ هجری، ١٢٦٧ میلادی، ٢٠x٢٠ سانتیمتر، موزه لوور، عکس شماره 2915.
پرچم در دوران صفویان
در میان شاهان حکومت صفویان، که حدود ۲۳۰ سال بر ایران حاکم بودند، تنها شاه اسماعیل اول و شاه تهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یک سره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت. شاه تهماسب نیز چون خود زاده ماه فروردین (برج حمل) بود، دستور داد به جای شیر و خورشید، تصویر گوسفند (نماد برج حمل) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکهها ترسیم کنند. پرچم ایران در بقیه دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود، و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی میکردند. البته موقعیت و طرز قرار گرفتن شیر، در همه این پرچمها یکسان نبوده، شیر، گاه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده. در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن، به استناد سیاحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوی، استفاده او بیرقهای نوک تیز و باریک، که بر روی آن آیهای از قرآن و تصویر شمشیر دو سر حضرت علی (ع) یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بودهاست. به نظر میآید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.

عکس پرچم های دوران صفویه، عکس شماره 2775 .
پرچم در عهد نادرشاه افشار
نادر مردی خود ساخته بود، و توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوی جنوب تا دهلی پایتخت کشور هندوستان، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد، و از شرق تا مرز کشور چین پیش روی کرد. در همین دوره بود که تغییراتی در پرچم ملی و نظامی ایران به وجود آمد، درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته میشد، و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت، اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ، با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود، و در درون دایره خورشید نوشته بود: «المک الله». سپاهیان نادر در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی پادشاه هند کشیده شده است، بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند، که در گوشه بالایی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پایینی آن نواری سرخ دوخته شده است. شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است، و درون دایره خورشید آن باز هم «المک الله» آمده است. بر این اساس میتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر، مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است. زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.

عکس پرچم های دوران های افشاریه و زندیه، عکس شماره 2777.
دوره قاجارها، پرچم چهار گوشه
دوران آغا محمد خان قاجار، سر سلسله قاجار، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد، یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه، به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغا محمد خان به دلیل دشمنی که با نادر داشت، سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت، و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد. دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود، که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت، با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود. در عهد فتحعلی شاه قاجار، ایران دارای پرچمی دوگانه شد، یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته، و خورشید بر پشت که پرتو های آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت، در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود. در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد. در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران «ابوالحسن خان شیرازی» به دربار تزار روس کشیده، پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر، پیشاپیش سفیر در حرکت است. سالها بعد امیرکبیر از این ویژگی پرچم های سه گانه دوره فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت. برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار (جانشین فتحعلی شاه)، تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد، در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می رفته است، که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی، و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی، و دومی درفش ملی و نظامی بود.

عکس پرچم های دوران پادشاهی قاجاریه، عکس شماره 2779.
امیرکبیر و پرچم ایران
میرزا تقی خان امیرکبیر، بزرگمرد تاریخ ایران دلبستگی ویژهای به نادر شاه داشت و به همین سبب بود، که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ های پرچم نادر را پذیرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه)، و سراسر زمینه پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر، در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ، به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود، و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود، بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.
انقلاب مشروطیت و پرچم ایران
پرچم شیر و خورشید ایران با تاج شاهنشاهی ایران، با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران، و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس، نمایندگان مردم در مجلس های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن میپردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود: «الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است»، کاملاً مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بودهاند. زیرا اشارهای به ترتیب قرار گرفتن رنگها، افقی یا عمودی بودن آنها، و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد، به میان نیامده بود. همچنین درباره وجود یا نبود، شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود. به نظر میرسد بخشی از عجله نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده، که استفاده از تصویر را حرام می دانستند. نمایندگان نو اندیش در توجیه رنگ های به کار رفته در پرچم به استدلال دینی متوسل شدند، بدین ترتیب که می گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پیامبر اسلام (ع) و رنگ دین است، بنابراین پیشنهاد می شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد. در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد، که رنگ سفید رنگ مورد علاقه زرتشتیان است، اقلیت دینی که هزاران سال در ایران، به صلح و صفا زندگی کردهاند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد. در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، به ویژه امام حسین (ع) و جان باختگان انقلاب مشروطیت، به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره شد. وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجاب شده بودند، و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند، و موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت، در مرداد (سال ۱۲۸۵ هجری شمسی ۱۹۰۶ میلادی)، به پیروزی رسید یعنی در برج اسد (شیر). از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند، و اسدالله از القاب حضرت علی (ع) است، بنابراین شیر هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شیعیان. در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانه ماه مرداد به پیروزی رسید، و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است، پیشنهاد شد خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنند، که این شیر و خورشید هم نشانه علی (ع) باشد، هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد، یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان، و البته وقتی شیر را نشانه پیشوای امام اول (ع) بدانیم، لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز به دستش بدهیم. بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی، در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد. در سال ۱۳۳۶ منوچهر اقبال نخست وزیر وقت، به پیشنهاد هیاتی از نمایندگان وزارت خانه های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش نامهای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد. بخشنامه دیگری در سال ۱۳۳۷ در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر و طی آن مقرر شد، طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد.

مهمترین خطرات حفاری و دفینه یابی
گزش حشرات:
- بدون استفاده از دست خود حشره را دور کنید.
- زخم را با مقدار زیادی آب و صابون بشویید.
- منطقه را سرد نگه دارید.
- زخم را با نوار ببندید.
- در نیش عقرب ممکن است به سرم نیاز داشته باشید.
- هر چه سریتر به دکتر سربزنید.
امنیت جانی در دفینه یابی و کمک های اولیه:
هر موقع اشیایی را پیدا کردید با دست برهنه لمسش نکنید اگر اشیاء کشف شده در یک مکان پلمپ شده هست باز کنید کمی هوا بخورد بعد داخل شوید . بدون ماسک به مناطق بسته وارد نشوید بیشتر گازها میتواند انسان را مسموم کند ، این مسمومیت ها بیشتر با مونوکسید کربن است وقتی این گازها جای خود را با خون عوض می کند و باعث میشود که خون نتواند به اعضای حیاتی بدن اکسیژن حمل کند در نتیجه باعث مسمومیت و حتی مرگ شخص میشود ، تجزیه اعضای بدن و دفینه ای که به مدت زیاد در فضای بسته مانده است و فلزات مختلفی که اکسید می شود. البته نباسد فراموش کنید که علاوه بر اینها ممکن است بعضی قبرها و اشیاء داخلش با مواد سمی آغشته شده باشد ، از لحاظ امنیت شخصی باید همیشه دستکش پلاستیکی و ماسک ضد گاز همرا خود داشته باشید . وقتی به دفینه رسیدید نباید هیجان زده شوید . در هر صورت اگر اتفاقی افتاد فرد قربانی را با سرعت به نزدیکترین مرکز درمانی برسانید
.
زخم های کوچک خارجی: فشار کوتاه مدت می تواند به راحتی موجب لخته شدن خون شود و هیچ زمان لخته روی خون را تمیز نکنید. اگر زخم کثیف باشد با آب و صابون شتشو کنید . روی زخم را با پارچه تمیز و بدون میکروب پانسمان کنید . اگر زخم در دست یا پاها باشد زخم را بالاتر از قلب بگیرید این کار باعث میشود خون زودتر بند آید. نباید به روی زخم هر نوع دارو یا… بمالیم
.
زخم های بزرگ خارجی : اگر زخم خیلی بزرگ باشد ممکن است باعث شوک شود . سعی کنیم تا خونریزی را متوقف کنیم . درصورت لزوم رگ را محکم ببندید.
مسمومیت: استفراغ بکند . برای رقت موادی که وارد بدن شده مقدار زیادی آب نوشیده شود.اگر هوشیاری خود را از دست داده و تشنج دارد یا مواد نفتی نوشید است سعی کنید استفراغ کند. کسانی که با گاز سمی مسموم شده است آن را به فضای باز بیاورید تا اکسیژن زیاد و تازه تنفس کند
گزش حشرات:
- بدون استفاده از دست خود حشره را دور کنید.
- زخم را با مقدار زیادی آب و صابون بشویید.
- منطقه را سرد نگه دارید.
- زخم را با نوار ببندید.
- در نیش عقرب ممکن است به سرم نیاز داشته باشید.
- هر چه سریتر به دکتر سربزنید.
مارگزدیدگی:
نشانه ها: درد، جای دو تا دندان و خود مار
- شستشوی زخم با صابون و آب فراوان.
- منطقه گزیدگی را از بدن پایین و بدون حرکت نگه دارید.
- به دنبال مراقبت های پزشکی فوری باشید.
شناخت فلزیاب و طلایاب مناسب گنج یابی
بطور كلي فلزيابي كه بتواند تصويري از فلز مدفون شده نمايش دهد وجود ندارد(اگر چه با بهره گيري ازبعضي فن آوريهاي پيشرفته مانند اولتراسونيك و رادار امكان پذير است اما بسيار پر هزينه) ولي بعضي از افراد و شركت ها فلزياب هايي را كه نمايشگر ال سي دي دارند را به عنوان فلزياب تصويري معرفي كرده اند. در اين دستگاه ها بعضي از علايم مانند وضعيت شارژ باتري – وضعيت تنظيم و غيره روي صفحه نمايش داده مي شود و در معدودي از فلزياب هاي تفريحي فلزات كوچك تا عمق ۱۲ اينچ(۳۰ سانتي متر) بسته به شكلي كه دارند به صورت علامت مربع يا دايره يا خط نشان داده مي شوند كه البته نمايش اين علايم نيز با خطاي زيادي همراه است....
فلزياب
دستگاه فلزياب وسيله ايست براي پيدا كردن اجسام فلزي مخفي شده درون زمين ديوار يا مواد ديگر.
فلزياب چگونه كار مي كند؟
دستگاه فلزياب يك ميدان مغناطيسي در اطراف ديسك جستجوگر خود ايجاد مي كند. در زماني كه جسم فلزي در محدوده ميدان مغناطيسي قرار گيرد شدت ميدان مغناطيسي تغيير يافته ودستگاه فلزياب با احساس اين تغييرات متوجه وجود فلز در اطراف ديسك خود مي شود و آنرا آشكار مي كند. هر چه شدت ميدان مغناطيسي توليد شده توسط دستگاه بيشتر باشد عمق كشف فلز بيشتر خواهد شد. لازم به ذكر است كه عمق كاوش توسط فلزياب با توجه به جنس فلز اندازه و شكل فلز تغيير مي كند(كمتر يا بيشتر مي شود)
انواع معمول فلزياب:
۱- فلزياب هاي تفريحي:(VLF)
اين نوع فلزياب ها معمولا خيلي سبك و كم حجم بوده و ديسك آنها كوچك(ديسك استاندارد آنها ۲۵ سانتي متر)است وعمق كاوش فلز آنها نيز معمولا كمتر از يك متر است. يعني اين كه يك فلز مربع شكل به اندازه ۱متر در ۱متر را حداكثر از فاصله يك متري مي توانند پيدا كند. فلزياب هاي تفريحي براي كشف فلزات در سطح خاك طراحي شده اند. اين نوع فلزياب ها داراي صفحه نمايشگري ديجيتالي و پيشرفته هستند. فلزياب هاي تفريحي كه داراي نمايشگر ديجيتالي مي باشند قدرت تفكيكي برابر با ۸۰ درصد دارند. يعني فقط مي توانند فلزات آهني را از فلزات غيرآهني با دقت ۸۰ درصد جدا كنند.
۲- فلزياب هاي حرفه اي:(PI)
فلزياب هاي حرفه اي داراي قدرت بسيار بيشتري نسبت به ديگر فلزياب ها هستند. فلزياب هاي حرفه اي داراي وزن سنگيني هستند زيرا در آنها به دليل مصرف زياد برق از باتري هاي اسيدي شبيه موتورسيكلت استفاده شده. و معمولا خود دستگاه يا باتري آنها يا هر دوي آنها به كمر شخص بسته مي شود. فلزياب هاي حرفه اي قدرت تفكيك ندارند و نمي توانند فلزات آهني را از غير آهني جدا كنند و هر فلز يا آلياژي را ببينند آشكار مي كنند. فلزياب هاي حرفه اي صفحه نمايشگر يا مانيتور ندارند و بسيار ساده مي باشند.
۳- فلزياب هاي صنعتي:
از فلزياب هاي صنعتي در صنايع مختلف مانند فرش ماشيني-چوب بري و صنايع بسته بندي و كارخانه جات استفاده مي شود.
۴- فلزياب هاي فرستنده وگيرنده:(TR)
فلزياب هاي فرستنده – گيرنده از يك ديسك فرستنده در جلو و يك ديسك گيرنده در عقب دستگاه كه معمولا به شكل مربع هستند تشكيل شده اند. اين نوع فلزياب ها قدرت تفكيك ندارند و فقط براي كشف فلزات بزرگ مانند لوله هاي آب و توده هاي بزرگ فلزي طراحي شده اند و به آنها گاهي انبوه ياب گفته مي شود. كار كردن با اين فلزياب ها مشكل بوده و به دليل دشوار بودن تنظيمدستگاه- خطاي زياد – گم كردن هدف – خطا در تعيين محل دقيق فلز – از استقبال عمومي برخوردار نبوده.
اخطار:
ازآنجايي كه فلزياب در كشور ما صنعتي تازه و بي سابقه است و اخبار و اطلاعات فني درباره آن كم مي باشد به همين دليل اكثر خريداران اطلاع كافي از سيستم هاي مختلف و كارايي آنها را ندارند و اين مشكل زمينه سواستفاده و كلاه برداري بعضي شركتها را فراهم كرده بطوريكه در چند سال اخير مشاهده شده دستگاه هايي مانند ولت متر – مولتي متر- فركانس متر- تستركابل و غيره را با تهيه كاتالوگهاي دروغي و جعلي با عنوان فلزياب و معدن ياب به افراد مختلف فروخته اند. در زير نام بعضي از آنها را ذكر مي كنم. بسيار مراقب باشيد.
نام دستگاه هاي دروغي وبي ربط وبي فايده كه با نام فلزياب در بازار موجود است:
۱- ليزراسكن:
ليزراسكن دستگاهي است كه با ارسال امواج ماورابنفش به صورت نقطه اي اختلاف دماي سطحي اجسام را اندازه مي گيرد و اعداد و ارقامي كه نشان مي دهد نسبي است و بسته به شرايط زماني و محيطي متغير است. اين وسيله جهت بعضي كارهاي مهندسي و نقشه كشي و آزمايشگاهي كاربرد دارد وهرگز ليزر اسكن يك فلزياب نيست.
۲-سيستم هاي آنتني:(LDL)(LRL)
اين دستگاه ها شامل دو عدد سيم ال شكل مي باشند كه به آنها آنتن مي گويند.اين نوع دستگاه يك دروغ محض است و قسمت الكترونيكي آن كاري انجام نمي دهد. تمامي كساني كه سيستم آنتني خريده اند از خريد خود پشيمان شده اند. هرگز سيستم آنتني يك فلزياب نيست و هيچ چيزي را پيدا نمي كند.
۳- سيستم دوربيني:
برخي شركت هاي كلاهبردار دوربين هاي هندي كم كه داراي فيلتر مادون قرمز مي باشند را به اسم فلزياب به مردم مي فروشند. هرگز فلزياب دوربيني وجود ندارد و من تا كنون چند نمونه از اين دوربين ها را ديده ام كه همگي كلاه برداري و دروغ محض بوده است.
۴- فلزيابي از راه دور:
هنوز دستگاهي كه بتواند از راه دورفلز را پيدا كند ساخته نشده و وجود ندارد. بنابراين: هرگز فلزياب از راه دور وجود ندارد ولي چند نمونه دروغي و كلاهبرداري در بازار موجود است كه من همه آنها را آزمايش كرده ام و به شما تضمين مي دهم كه هيچ كاري انجام نمي دهند.
۵- فلزياب تصويري:
بطور كلي فلزيابي كه بتواند تصويري از فلز مدفون شده نمايش دهد وجود ندارد(اگر چه با بهره گيري ازبعضي فن آوريهاي پيشرفته مانند اولتراسونيك و رادار امكان پذير است اما بسيار پر هزينه) ولي بعضي از افراد و شركت ها فلزياب هايي را كه نمايشگر ال سي دي دارند را به عنوان فلزياب تصويري معرفي كرده اند. در اين دستگاه ها بعضي از علايم مانند وضعيت شارژ باتري – وضعيت تنظيم و غيره روي صفحه نمايش داده مي شود و در معدودي از فلزياب هاي تفريحي فلزات كوچك تا عمق ۱۲ اينچ(۳۰ سانتي متر) بسته به شكلي كه دارند به صورت علامت مربع يا دايره يا خط نشان داده مي شوند كه البته نمايش اين علايم نيز با خطاي زيادي همراه است.
چند نكته:
تفكيك در دستگاه هاي فلزياب:
به امكان تشخيص جنس فلز بوسيله فلزياب تفكيك گفته مي شود.
اما ببينيم يك فلزياب پيشرفته چه جنس فلزي را تفكيك مي كند:
گروه اول فلزاتي كه خاصيت مغناطيس شونده دارند مانند آهن – فولاد -چدن. كه بطور كل به اين گروه فلزات آهني مي گويند.
گروه دوم فلزاتي كه خاصيت مغناطيس شونده ندارند و غير الكترومغناطيس هستند مانند سرب – قلع – نقره – مس – طلا – برنز – برنج – آلومينيوم-مفرغ كه بطور كل به اين گروه فلزات غير آهني مي گويند.
توجه:
يك فلزياب داراي قدرت تفكيك فقط مي تواند بگويد فلز زير خاك آهن است يا غير آهن آن هم با دقت ۸۰ درصد يك فلزياب داراي قدرت تفكيك حتي نوع پيشرفته آن نمي تواند بگويد فلز زير خاك طلا يا نقره است پس فريب تبليغات را نخوريد.
عمق كاوش:
عمق كاوش مهمترين نگراني استفاده كنندگان از دستگاه فلزياب است بطور كلي عمق كاوش به عوامل مختلفي بستگي دارد كه مهمترين آنها عبارتند از :
۱- قدرت دستگاه – كه به نوع دستگاه و مدار الكترونيك آن بستگي دارد.
۲- اندازه فلز- هر چه فلز بزرگتر باشد در عمق بيشتري قابل كشف است.
۳- جنس فلز- حساسيت دستگاه ها نسبت به فلزات مختلف متفاوت است بطوريكه مقدار مشخصي از چند فلز مختلف در عمق هاي متفاوتي قابل كشف است.( بطور مثال : اگر در کاتولوگ دستگاهی ذکر شده باشد که عمق کاوش ۳ متر است این به آن معناست که فلزات آهنی را حداکثر تا عمق ۳ متر می یابد و فلزاتی همچون طلا و نقره با همان ابعاد را حداکثر تا عمق ۱ متر می یابد.)
۴- تكنولوژي ساخت و جنس سيم پيچ ديسك جستجوگر- در ساخت ديسك هاي فلزياب از فنون و آلياژهاي مختلفي استفاده مي شود بعضي از ديسك هاي جديد عمق كاوش را تا ۳۰ درصد افزايش مي دهند.
۵- شكل فلز- عمق كاوش براي اشكال مختلف اجسام فرق مي كند.
۶- جنس زمين و خاك – در زمين هاي سنگي و سنگلاخي عمق كاوش كمتر است.
اگر قصد خريد فلزياب را داريد توصيه هاي زير را جدي بگيريد:
۱- قبل از خريد هر دستگاهي نسبت به سيستمهاي مختلف و كارايي آنها از منابع مختلف و بيطرف اطلاعات لازم را كسب كنيد.
۲- فلزياب را فقط با امتحان و آزمايش بر روي زمين(خاك) خريداري كنيد.
۳- قبل از خريد دستگاه از گارانتي و خدمات پس از فروش آن اطمينان حاصل كنيد.
۴- از شركت هاي باسابقه و معتبر خريد كنيد.
۵- از خريد دستگاه هاي بدون شماره سريال و فاقد برچسب و كارت خوداري كنيد.
۶- قبل از خريد با افراد متخصص و باتجربه و شركت هاي مطرح در عرضه فلزياب مشورت كنيد.
۷- فريب ظاهر يا كاتالوگ يا مدل- خارجي يا ايراني بودن فلزياب را نخوريد و قبل از هر چيز بسيار تحقيق كنيد.
۸- براي كارها و مكان هاي مختلف نوع فلزياب فرق مي كند فلزياب هاي مخصوص گنج يابي يا عتيقه وآثارباستاني با فلزياب هاي مخصوص مين يابي و مناطق جنگي يا معدن يابي و غيره فرق مي كند. پس قبل از هر چيز ببينيد براي چه كاري و كجا مي خواهيد از فلزياب استفاده كنيد بعد متناسب با آن فلزياب بخريد
نشانه ها و علائم دارای گنج و دفینه
هر نماد و نشانه ای در گنج یابی بیانگر موضوع و هدفی است در اینجا قصد داریم تا در ادامه بحث نمادها و نشانه های مهم گنج یابی ، نمادهایی که هدف در زیر یا کنارشان میباشدرا معرفی کنیم:
مار=اگر بصورت تاب خورد ویا جمبره زده باشد که سر ان داخل جمبره خود باشدویا سر مار بصورت بریده وقطع شده باشد
عقرب= اگر دم عقرب بریده ویا قطع شده باشد
لاک پشت =اگر سر ودم لاکپشت بریده ویا قطع شده بیاشد
سوسمار= اگر سر سوسمار بریده ویا قطع شده باشد ویا شکم سوسمار باد کرده باشد هدف که سنگی قیمتی میباشد در شکم سوسمار میباشد
قورباقه=اگر سر قورباقه بریده ویا قطع شده باشد
ماهی=اگر سر ماهی بریده ویا قطع شده باشد
تمساح =اگر دم تمساح بریده ویا قطع شده باشد
طاووس= اگر دم طاووس بریده ویا قطع شده باشد
جشم = اگر بدون موزه ویا ابرو باشد
رد پا = اگردوردپا بصورت موازی ومتساوی باشند
کف دست = اگر بصورت مشت کرده باشد ویا دودست در روبروی هم باشند
گاو= اگر دم گاو بریده ویا قطع شده باشد
اسب= اگر اسب نشسته باشد ودم ان رو به زمین باشد
شتر= اگر شتر بصورت نشسته باشد
انگور= اگر خوشه انگور بدون برگ باشد
کوزه=اگر کوزه بدون دسته باشد
صلیب=اگر اضلاع ان مساوی وبدون هیج نشانه ای دیگر در کنارش داشته باشد
کلید= اگر بدون دندانه باشد
تاج= اگر یک تاج وجود داشته باشد و هیج نشانه دیگری در کنار ان نباشد
خورشید=اگر شعاعهای ان بصورت مساوی باشد یا در زیر یا عقب ان یک کتاب وجود دارد










