فروشگاه ایرانیکان
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
آموزش گنج یابی، باستان شناسی، دفینه ، زیرخاکی و تاریخ

دلایل خطای فلزیاب و طلایاب در گنج یابی

کسانی که در کاوش دفینه و گنج یابی با انواع فلزیاب و  طلایاب کار کردند حتما به موارد زیادی برخوردند که دستگاه فلزیاب دچار خطا شده و یا گنج یاب در شناخت مسیر و رد زنی دفینه دچار اشتباه شده و علیرغم صرف هزینه و وقت فراوان در گنج یابی موفق نبودند یکی از دلایل این کار خطای دستگاه فلزیاب و تاثیرات محیطی بر روی آن است . از خطاهای معروف خطای مربوط به مواد معدنی ناخالص دمی باشد در اینجا قصد داریم تا منظور از مواد ناخالص معدنی زمین که موجب خطای دستگاههای فلزیاب و در نتیجه گمراه شدن گنج یاب می شود را شرح دهیم:

در محیطی که فلزات و مواد معدنی در زیر خاک با هم مخلوط هستند به عنوان ناخالصی (به مواد معدنی و فلزاتی گفته می شود که از نظر نوع و کیفیت با هم تضاد و مخالفت ساختاری و مولکولی و یا سازمانی متفاوت از نوع و جنس دارند)خود را نمایان می کند.حالا اگر این ناخالصی گسترده باشد مشکل کمتر است چون سیستم نسبت به آن ناخالصی بالانس می گردد اما تغییرات ناگهانی از این ناخالصی باعث پدید آمدن یک حفره و یا حوزه مغناطیسی و فرکانسی متضاد با دیگر منابع و مواد معدنی را پدید می آورد که انرژی یا جریانی به غیر از محدوده اطراف خود ایجاد می کند که سیستم به آن واکنش نشان می دهد.ولی اگر اثر این ناخالصی در آن محدوده کلی و جزئی باشد تفاوتی نمی کند, اما اگر این منابع از نظر نوع جنسیت با یکدیگر مخالف یا از انواع مختلف باشند امکان اختلال یا ضعیف نمودن یا انحراف در عملکرد سیستم را افزایش می دهند....

 




تاریخ: شنبه 11 اردیبهشت 1395
ارسال توسط moshkabadi
تاثیر لایه خاک در گنج یابی و حفاری دفینه
 
کسانی که به دنبال کار گنج یابی میروند تا 80 درصد بدون دانش میروند که یا چیزی به دست نمی آورند یا اگر به دست آورند آنرا به راحتی از دست میدهند کسانی که به دنبال این کار هستند باید کاملا به لایه شناسی خاک وارد باشند که مثلا در جای به لایه های ماسه برخورد کردند چکار کنند یا مثلا در...
دوستان همه میدانیم موقع حفاری اگر در محل درستی حفاری کنیم لایه های خاک به طور محسوسی خشک شده و کاملا میشود آنرا تشخیص داد ولی این در مواقعی است که لایه خاک کاملا معلوم باشد اگر در محلی کار کنید و لایه های خاک را نتوانید تشخیص دهید حتما گمراه میشوید چراکه لایه خاک یکی از نشانه های اصلی خاک در حفاری است وجود لایه های نازکی از خاک های با رنگ غیر معقول نشان دهنده همین کار است .اگر درمحلی هستید و قصد حفاری دارید با 1/5متر کار کردن اگر لایه های خاک دست خورده باشد مسیر درست است واگر دست نخورده باشد مسیر اشتباه است .کسانی که به دنبال کار گنج یابی میروند تا 80 درصد بدون دانش میروند که یا چیزی به دست نمی آورند یا اگر به دست آورند آنرا به راحتی از دست میدهند کسانی که به دنبال این کار هستند باید کاملا به لایه شناسی خاک وارد باشند که مثلا در جای به لایه های ماسه برخورد کردند چکار کنند یا مثلا در جای به لایه از خاک سوخته رسیدند چه معنی میدهد.دوستان سعی کنید اگر در طول کار لایه های خاک دست خورده بود حتما این لایه ها را به حاطر بسپارید تا اگر در رسیدن به هدف ناکام ماندید حتما از نظرات افراد ماهر و متخصص استفاده نمایید.....



تاریخ: شنبه 11 اردیبهشت 1395
ارسال توسط moshkabadi

تورمالین سنگ گنج و کمیاب

خانواده تورمالین با توجه به وسعت رنگی خود به دسته هایی با نام تجاری مختلفی تقسیم شده اند که عبارتند از:
Achroite، Rubellite، Dravite ، Verdelite، Indicolite ، Schorl و Watermelon Achroite


نوع بی رنگ خانواده تورمالین را با نام تجاری Achroite می شناسند که بسیار هم کمیاب بوده و از ارزش کمی برخوردار است و دلیل بی رنگی آن عدم وجود عناصر واسطه است که این عناصر باعث ایجاد رنگ در سنگ ها می شوند. نام آن از کلمه یونانی Acbroos به معنی بی رنگ گرفته شده است. این نوع سنگ به ندرت در جواهرات مورد استفاده قرار میگیرد. این نوع تورمالین از شبه الماس ها نیز به شمار می رود. از منابع این نوع تورمالین می توان به معادنی در جنوب غربی انگلستان، معادنی درآمریکا و افغانستان اشاره نمود...

 

نمونه سنگ های بسیار کمی هستند که دارای طیف رنگ های خیره کننده تورمالین باشند. رنگ های تورمالین از قرمز پر رنگ تا صورتی، سبز زمردی پر رنگ تا زرد روشن و آبی پر رنگ را شامل می شود. وسعت بسیار زیادی از رنگ ها که طیفی بی نظیر دارند.


ساختار شیمیایی تورمالین از مشخصات و ساختار فیزیکی آن ناشی می شود و همین خاصیت باعث ایجاد رنگ در تورمالین است. همانند خانواده گارنت، خانواده تورمالین هم دارای معادن نزدیک به هم و دارای ساختار کریستالی تقریباً یکسانی بوده اما کمی تفاوت در ساختار شیمیایی آنها دیده می شود. به منظور از بین بردن ناخالصی های سوزنی شکل و روشن تر کردن رنگ آن، با حرارت مورد بهسازی قرار می گیرند.


از منابع مهم تورمالین می توان به ماداگاسکار، برمه، سریلانکا، سیبری، برزیل و کالیفرنیا اشاره نمود.


خانواده تورمالین با توجه به وسعت رنگی خود به دسته هایی با نام تجاری مختلفی تقسیم شده اند که عبارتند از:
Achroite، Rubellite، Dravite ، Verdelite، Indicolite ، Schorl و Watermelon Achroite


نوع بی رنگ خانواده تورمالین را با نام تجاری Achroite می شناسند که بسیار هم کمیاب بوده و از ارزش کمی برخوردار است و دلیل بی رنگی آن عدم وجود عناصر واسطه است که این عناصر باعث ایجاد رنگ در سنگ ها می شوند. نام آن از کلمه یونانی Acbroos به معنی بی رنگ گرفته شده است. این نوع سنگ به ندرت در جواهرات مورد استفاده قرار میگیرد. این نوع تورمالین از شبه الماس ها نیز به شمار می رود. از منابع این نوع تورمالین می توان به معادنی در جنوب غربی انگلستان، معادنی درآمریکا و افغانستان اشاره نمود.


Rubellite
طیف رنگی ارغوانی مایل به قرمز تا نارنجی-قرمز را Rubellite می نامند. این نوع رنگ، رنگی شبیه یاقوت قرمز (Ruby) یا یاقوت صورتی (Pink Sapphire) دارد. علت این رنگ قرمز، عنصر منگنز بوده و گاهی اوقات نوع صورتی آن دارای عنصر تیتانیوم است.
قابل ذکر است که اکثر سنگ های تورمالین با رنگ صورتی در بازار، سنگ هایی به رنگ صورتی کمرنگ، بی رنگ، زرد یا قهوه ای بوده اند که مورد پرتو افکنی قرار گرفته اند.
معدن Oure Fine در Minas Gerais در برزیل، معدن اصلی تورمالین های قرمز به رنگ یاقوت قرمز است. در سال 1999 هم مقدار زیادی Rubellite در نیجریه کشف شد.


Indicolite
به تورمالین هایی با رنگ سبز و آبی Indicolite گفته می شود. امروزه تورمالین های سبز و آبی در سایز های بزرگ طرفداران بسیاری دارد. رنگ آن هم ناشی از وجود عنصر آهن در آن است. وجود آهن باعث ایجاد طیفی از رنگ آبی و سبز مایل به آبی بسیار قوی تا زرد مایل به سبز در سنگ می شود. تورمالین آبی معمولاً شفافیت و براقی کمتری نسبت به نوع سبز خود دارد. تورمالین بهتر است بزرگ باشد تا رنگ های قوی خود را به خوبی نشان دهد.
از منابع اصلی Indicolite می توان به برزیل، افغانستان، آمریکا و آفریقا اشاره نمود.


Dravite
به رنگ قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره در خانوده تورمالین Dravite می گویند که نوع برش خورده آن با سختی بالا، در جواهرات مورد استفاده قرار می گیرد. کریستال های آن در سایز های بزرگ از سنگ های با ارزش در بین سنگ های یک کلکسیونر محسوب می شود. رنگ آن به دلیل وجود درصد زیادی از عنصر منگنزیوم ایجاد شده است. نام آن از ناحیه ای به نام Drave در جنوب شرقی استرالیا، محلی که برای اولین بار کشف شد، گرفته شده است. بهترین نوع کریستال های Dravite از غرب استرالیا استخراج می شود. از منابع دیگر آن می توان به مرکز بولیویا، جنوب شرقی برزیل، شمال غربی ایتالیا، کانادا و آمریکا اشاره نمود.


Schorl
نوع دیگر از خانواده تورمالین به رنگ سیاه که به ندرت در جواهرات مورد استفاده قرار می گیرد Schorl نام دارد. در این نوع مقدار زیادی سدیم دیده می شود که و رنگ سیاه آن به دلیل وجود عنصر آهن در آن است. به دلیل رنگ مشکی آن اغلب به صورت صفحه دار برش داده نمی شوند و به عنوان کریستال های باریک به فروش می رسد. از منابع مهم آن می توان به جنوب استرالیا، کانادا، جنوب غربی انگلستان اشاره نمود.


Watermelon
بعضی از کریستال های تورمالین، در مرکز دارای رنگ صورتی و لایه بیرونی آن سبز رنگ و یا بر عکس است و به دلیل شباهتی که به هندوانه پیدا می کنند به آنها Watermelon می گویند. این نوع از خانواده تورمالین طرفداران بسیاری دارد و از انواع ارزشمند خانواده تورمالین به شمار می رود. از منابع مهم آن می توان به آفریقای جنوبی، آفریقای شرقی، برزیل اشاره نمود.


Verdelite
به رنگ آبی-سبز و یا سبز پر رنگ خانواده تورمالین Verdelite می گویند که رنگ زمردی و پاک آن بهترین و گرانبهاترین نوع دراین خانواده است. معمولاً رنگ آبی-سبز آن از آفریقا و سبز پر رنگ آن از برزیل استخراج می شود. عناصر وندیوم و کرومیوم باعث ایجاد رنگ سبز در سنگ می شود. از دیگر منابع آن می توان به نیجریه، موزامبیک، پاکستان و افغانستان اشاره نمود.
جهت شستشوی این نوع سنگ بهتر است که از آب گرم و صابون و برس نرم استفاده شود. تورمالین نباید در برابر حرارت زیاد و یا برای مدت طولانی در برابر نور قوی قرار گیرد، زیرا باعث تغییر رنگ آن می شوند.

 

 سنگ درمانی, سنگهای قیمتی, الماس, خواص, سنگ جاسپر قرمز




تاریخ: شنبه 11 اردیبهشت 1395
ارسال توسط moshkabadi

نگین انگشتر گنج بزرگ

نهى از بعضى انگشترها

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ جَرَّاحٍ الْمَدَائِنِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ لا تَجْعَلْ فِی یَدِکَ خَاتَماً مِنْ ذَهَبٍ

امام صادق علیه السلام به جراح مدائنى مى فرمایند : انگشتر طلا در دست قرار مده .(کافى ج۶ ص۴۶۹ باب الخواتیم)

چگونه انگشتر به دست کنیم..

انگشترى : حس زیبایى و گرایش به جمال یکى از احساسهاى چهارگانه است که دست آفرینش در نهاد انسان قرار داده ، خداوند تبارک و تعالى آسمانها را به ستارگان و زمین را به درختان و سبزه زارها و گلهاى زیبا تزیین نموده و آراسته تا به زندگى بشر لطافت و شیرینى خاصى ببخشد .

قرآن به مسلمانان دستور مى دهد که در مراکز عمومى بسان مسجد با زینت و آرایش حاضر شوندیا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ …اعراف آیه ۳۱و در روایتى امام صادق علیه السّلام مى فرمایند :

اِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْجَمَالَ وَالتَّجَمُّل خداوند جمال و زیبایى را دوست دارد(وسائل الشیعة ج۵ ص۷۹)

در مورد استحباب آن مى فرمایند :

أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مِنَ السُّنَّةِ لُبْسُ الْخَاتَمِ

امام صادق علیه السّلام مى فرمایند :

انگشتر در دست کردن از سنتهاى رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) مى باشد .

(کافى ج۶ ص۴۶۸ باب الخواتیم ..مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ شِهَاب ٍعَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ یُونُسَ السَّبِیعِیِّ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ أُحِبُّ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ أَنْ یَتَخَتَّمَ بِخَمْسَةِ خَوَاتِیمَ بِالْیَاقُوتِ وَهُوَ أَفـْخَرُهَا وَبِالْعَقـِیقِ وَهُوَ أَخْلَصُهَا لِلَّهِ وَلَنَا وَبِالْفَیْرُوزَجِ وَهُوَ نُزْهَةُ النَّاظِرِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَهُوَ یُقَوِّی الْبَصَرَ وَیُوَسِّعُ الصَّدْرَ وَیَزِیدُ فِی قُوَّةِ الْقَلْبِ وَبِالْحَدِیدِ الصِّینِیِّ وَمَا أُحِبُّ التَّخَتُّمَ بِهِ وَلَا أَکْرَهُ لُبْسَهُ عِنْدَ لِقَاءِ أَهْلِ الشَّرِّ لِیُطْفِیَ شَرَّهُمْ وَأُحِبُّ اتِّخَاذَهُ فـَإِنَّهُ یُشَرِّدُ الْمَرَدَةَ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ وَمَا یُظْهِرُهُ اللَّهُ بِالذَّکَوَاتِ الْبِیضِ بِالْغَرِیَّیْنِ قـُلْتُ یَامَوْلَایَ وَمَا فِیهِ مِنَ الْفَضْلِ قَالَ مَنْ تَخَتَّمَ بِهِ وَیَنْظُرُ إِلَیْهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ نَظْرَةٍ زَوْرَةً أَجْرُهَا أَجْرُ النَّبِیِّینَ وَالصَّالِحِینَ وَلَوْلَا رَحْمَةُ اللَّهِ لِشِیعَتِنَا لَبَلَغَ الْفَصُّ مِنْهُ مَا لَا یُوجَدُ بِالثَّمَنِ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَخَّصَهُ عَلَیْهِمْ لِیَتَخَتَّمَ بِهِ غَنِیُّهُمْ وَفَقِیرُهُ

امام صادق علیه السلام مى فرمایند : دوست دارم هر مؤمنى پنج انگشتر به دست کند


۱ ـ یاقـوت که با فخرترین نگینهاست
۲ ـ عقیق که خالص ترین نگینها براى خدا و ما مى باشد
۳ ـ فیروزه که شادمانى هر بیننده از مردان و زنان است
۴ ـ حدید چینى که شرّ اهل شرّ را دور مى کند
۵ ـ انگشترى با سنگهاى گداخته شده سفید که به دُرِّ نجف شهرت دارد ، هرکس ‍ که آن را در دست کند و به آن نظر کند به هر نگاهى برایش ‍ درجه اى مى نویسند که اجر آن مساوى با اجر پیامبران و صالحین است و اگر رحمت خدا نبود آنقـدر گران مى شد که قـابل خریدن نبود لکن خداوند آسان گرفته تا ثروتمند و فقیر شیعیان از آن نگین انگشتر به دست کنند .(تهذیب الاحکام ج۶ ص۳۷ باب فضل الکوفة)

 

نهى از بعضى انگشترها

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ جَرَّاحٍ الْمَدَائِنِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ لا تَجْعَلْ فِی یَدِکَ خَاتَماً مِنْ ذَهَبٍ

امام صادق علیه السلام به جراح مدائنى مى فرمایند : انگشتر طلا در دست قرار مده .(کافى ج۶ ص۴۶۹ باب الخواتیم)

چگونه انگشتر به دست کنیم

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ شَهْرَ آشُوبَ فِی الْمَنَاقِبِ ، نَقْلًا عَنْ نُتَفِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامِیِّ أَنَّ النَّبِیَّ صلى الله علیه وآله وسلم کَانَ یَتَخَتَّمُ فِی یَمِینِهِ وَالْخُلَفَاءَ الْأَرْبَعَةَ بَعْدَهُ فَنَقَلَهَا مُعَاوِیَةُ إِلَى الْیَسَارِ وَأَخَذَ النَّاسُ بِذَلِکَ

ابو عبد الله سلامى گوید : پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) انگشتر را به دست راست مى کردند و خلفـا چهارگانه هم اینچنین مى کردند سپس معاویه (علیه الهاویه) آن را به دست چپ تغییر داد و مردم نیز این را از او پیروى کردند .(مستدرک الوسائل ج۳ ص۲۹۰)
عقیق » وَعَنِ الرِّضَا علیه السلام مَنْ أَصْبَحَ وَفِی یَدِهِ خَاتَمٌ فَصُّهُ عَقِیقٌ مُتَخَتِّماً بِهِ فِی یَدِهِ الْیُمْنَى وَأَصْبَحَ مِنْ قـَبْلِ أَنْ یَرَاهُ أَحَدٌ فَقَلَبَ فَصَّهُ إِلَى بَاطِنِ کَفِّهِ وَقَرَأَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ إِلَى آخِرِهَا ثُمَّ یَقـُولُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَآمَنْتُ بِسِرِّ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَلَانِیَتِهِمْ وَقَاهُ اللَّهُ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ شَرَّ مَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَمَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَکَانَ فِی حِرْزِ اللَّهِ وَحِرْزِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وآله وسلم حَتَّى یُمْسِیَ

امام رضا فـرمودند : هر کس صبح کند و در دست او انگشتر عقـیقى باشد و قبل از اینکه کسى او را ملاقات کند و ببیند نگین خود را به طرف کف دست بگرداند و سوره (انا انزلنا …) را تا به آخر تلاوت کند و بگوید (آمَنْتُ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ وَآمَنْتُ بِسِرِّ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَلَانِیَّتِهِمْ) خداوند او را در آن روز از شرِّ آنچه از آسمان نازل مى شود و به سوى آسمان بالا مى رود و همچنین از شرّ آنچه در زمین فرو مى رود و از آن خارج مى شود حفـظ مى کند و در محافـظت رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) به سر مى برد تا صبح را به شب برساند .(وسائل الشیعة ج۵ ص۹۱)الْحَسَنُ بْنُ الْفـَضْلِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ نَقْلًا مِنْ کِتَابِ اللِّبَاسِ لِلْعَیَّاشِیِّ عَنِ الْأَعْمَشِ قَالَ کُنْتُ مَعَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام عَلَى بَابِ أَبِی جَعْفَرٍ الْمَنْصُورِ فـَخَرَجَ مِنْ عِنْدِهِ رَجُلٌ مَجْلُودٌ بِالسَّوْطِ فَقَالَ لِی یَا سُلَیْمَانُ انْظُرْ مَا فَصُّ خَاتَمِهِ فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وآله وسلم فَصُّهُ غَیْرُ عَقِیقٍ فَقَالَ یَا سُلَیْمَانُ أَمَا إِنَّهُ لَوْ کَانَ عَقِیقاً لَمَا جُلِدَ بِالسَّوْطِ قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ زِدْنِی قَالَ یَا سُلَیْمَانُ هُوَ أَمَانٌ مِنْ قَطْعِ الْیَدِ قـُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ زِدْنِی قـَالَ هُوَ أَمَانٌ مِنْ إِرَاقـَةِ الدَّمِ قـُلْتُ زِدْنِی قَالَ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ أَنْ تُرْفَعَ إِلَیْهِ فِی الدُّعَاءِ یَدٌ فِیهَا فَصُّ عَقِیقٍ قُلْتُ زِدْنِی قَالَ الْعَجَبُ کُلُّ الْعَجَبِ مِنْ یَدٍ فِیهَا فَصُّ عَقِیقٍ کَیْفَ تَخْلُو مِنَ الدَّنَانِیرِ وَالدَّرَاهِمِ قُلْتُ زِدْنِی قَالَ إِنَّهُ حِرْزٌ مِنْ کُلِّ بَلَاءٍ قـُلْتُ زِدْنِی قَالَ هُوَ أَمَانٌ مِنَ الْفَقْرِ قُلْتُ أُحَدِّثُ بِهَا عَنْ جَدِّکَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام

نَعَمْاعمش مى گوید : با امام جعفر صادق (علیه السّلام) بر در خانه منصور بودم که مردى که تازیانه خورده بود از نزد او خارج مى شد حضرت به من خطاب کرد فرمودند : اى سلمان نگاه کن ببین نگین انگشترش چه مى باشد ؟ عرض کردم : یابن رسول الله نگین او عقیق نمى باشد .
حضرت فرمودند : اى سلمان بدان که اگر نگین او عقیق بود با تازیانه شلاق نمى خورد .
عرض کردم : یابن رسول الله بیشتر برایم توضیح دهید .
فرمودند : اى سلمان عقیق مانع از بریده شدن دست است .
عرض کردم : یابن رسول الله بیشتر برایم توضیح دهید .
عقیق مانع ریخته شدن خون است .
عرض کردم : یابن رسول الله بیشتر برایم توضیح دهید .

 

فـرمودند : خداوند دوست دارد هنگام دعا دستى که به سوى او بالا مى رود در آن نگین عقیق باشد . عرض کردم : یابن رسول الله بیشتر برایم توضیح دهید .
فـرمودند : عجیب است از دستى که در آن نگین عقیق مى باشد چگونه از درهمها و دینارها خالى مى ماند .
عرض کردم : یابن رسول الله بیشتر برایم توضیح دهید .
فرمودند : همانا عقیق حرز در مقابل هر بلایى است .
عرض کردم : یابن رسول الله بیشتر برایم توضیح دهید .
فرمودند : عقیق امان از فقر است .
عرض کردم : این حدیث را از جدتان حسین بن على علیه السلام از على علیه السلام نقل کنم .
فرمودند : آرى .(وسائل الشیعة ج۵ ص۹۱)دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ ، عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله وسلم یَا بُنَیَّ تَخَتَّمْ بِالْیَاقُوتِ وَالْعَقِیقِ فَإِنَّهُ مَیْمُونٌ مُبَارَکٌ وَکُلَّمَا نَظَرَ الرَّجُلُ فِیهِ إِلَى وَجْهِهِ یَزِیدُ نُوراً وَالصَّلَاةُ فـِیهِ سَبْعُونَ صَلَاةً إِلَى أَنْ قـَالَ وَلَا تَخَتَّمْ فِی الشِّمَالِ وَلَابِغَیْرِ الْیَاقُوتِ وَالْعَقِیقِ

امام حسین فرمودند : رسول خدا به من فرمودند : پسرم انگشتر یاقوت و عقیق به دست کن که فـرخنده و مبارک است هر وقت مرد به آن نگاه کند نور صورتش زیاد مى شود یک رکعت نماز با آن مساوى هفتاد رکعت نماز بدون آن است و هر کس از سنت من روى بگرداند از من نیست انگشتر در دست چپ مکن و با نگینى غیر از یاقوت و عقیق انگشتر انتخاب مکن .(مستدرک الوسائل ج۳ ص۲۹۷ باب استحباب التختم بالیاقوت)فیروزهما ، (الامالی للشیخ الطوسی) الْمُفِیدُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ النَّحْوِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقـَاسِمِ الْأَنْبَارِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَالطَّائِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّیْمَرِیِّ قَالَ تَزَوَّجَتْ ابْنَةُ جَعْفَرِ بْنِ مَحْمُودٍ الْکَاتِبِ فَأَحْبَبْتُهَا حُبّاً لَمْ یُحِبَّ أَحَدٌ أَحَداً مِثْلَهُ وَأَبْطَأَ عَلَیَّ الْوَلَدُ فـَصِرْتُ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الرِّضَا علیه السلام فَذَکَرْتُ ذَلِکَ لَهُ فـَتَبَسَّمَ وَقـَالَ اتَّخِذْ خَاتَماً فـَصُّهُ فـَیْرُوزَجٌوَ اکْتُبْ عَلَیْهِ رَبِّ ل ا تَذَرْنِی فـَرْداً وَأَنْتَ خَیْرُ الْو ارِثِینَ قَالَ فَفَعَلْتُ ذَلِکَ فَمَا أَتَى عَلَیَّ حَوْلٌ حَتَّى رُزِقْتُ مِنْهَا وَلَداً ذَکَرا

على بن محمد صمیرى کاتب مى گوید : دختر جعفر بن محمود کاتب را به عقد خود در آوردم و هیچ کس را به اندازه او دوست نداشتم ، فرزنددار شدنم به تاخیر افتاد به نزد امام رضا علیه السلام رسیدم و این مسئله را مطرح کردم حضرت تبسمى نمودند و فـرمودند : انگشترى فراهم کن که نگین آن از فیروزه باشد و بر روى آن بنویس :

رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَأَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ پروردگارا مرا تنها مگذار و فرزند برومندى به من عطا کن و تو بهترین وارثانى

 

صمیرى گوید این کار را انجام دادم و بیشتر از یکسال نگذشت که با این دستور فرزندى پسر روزیم شد .(بحارالانوار ج۹۲ ص۳۴۳ باب الدعا)

 




تاریخ: شنبه 11 اردیبهشت 1395
ارسال توسط moshkabadi

انگشتر گنج دست

سید ابوالحمد مهدى بن نزار حسنى قائنى از حاکم ابو القاسم حسکانى، و او از ابوالحسن محمد بن قاسم فقیه صیدلانى، و او از ابو محمد عبدالله بن محمد شعرانى، و او از ابو على احمد بن على بن رزین بیاشانى، و او از مظفر بن حسین انصارى، و او از سدى بن على ورّاق، و او از یحیى بن عبد الحمید حمانى، و او از قیس بن ربیع، و او از اعمش، و او از عبایة بن ربعى روایت کرده که روزى عبدالله بن عباس به کنار چاه زمزم نشسته بود و به تعبیر «قال رسول الله» حدیث از پیغمبر (ص) نقل مىکرد، در این اثناء مردى که صورت خود را به عمامهاش پوشانیده بود وارد شد و نشست،..

پوشیدن انگشتر در اسلام سنت است، پیشوایان معصوم: پیغمبر اسلام و حضرات ائمه علیهم الصلاة و السلام بدین سنت مقید بوده اند، و بر انگشتر هر یک از آنها جمله یا کلمهاى خاص منقوش بوده که در کتب تاریخ و حدیث دقیقاً محفوظ مانده است .

راغب در محاضرات آورده که: پیغمبر(ص) و اصحابش انگشتر را به دست راست مى کردند و اولین کسى که انگشتر را به دست چپ کرد معاویه بود.

ابن ابى عمیر گوید: از امام کاظم (ع) پرسیدم که به چه سبب على (ع) انگشتر را به دست راست مى کرده؟ فرمود: بدین سبب که آن حضرت پس از پیغمبر (ص) امام اصحاب یمین بوده و این یکى از نشانهاى شیعه ما است و نشانهاى دیگر شیعه عبارتند از: مواظبت در اوقات نماز و اداى زکوة و همدردى با برادران و امر به معروف و نهى از منکر.

از امام صادق (ع) روایت است که پیغمبر(ص) جز مدت کوتاهى انگشتر به دست نکرد و پس از آن ترک کرد.

نقل است که امام عسکرى (ع) در سال دویست و شصت در حالى که جمعى از شیعیان در حضور حضرت بودند فرمود: ما تا کنون به شما دستور داده بودیم که انگشتر را در دست راست کنید چه ما در میان شما بودیم، و از هم اکنون که ما در میان شما نباشیم و غیبت ما آغاز مىشود شما وظیفه دارید که انگشتر را به دست چپ کنید تا روزى که دولت ما و شما آشکار گردد و این بهترین نشان شما است بر ولایتتان با ما اهلبیت.

حاضران در حضور حضرت انگشترها را از دست راست خود بدر آوردند و به دست چپ کردند و فرمود: این فرمان را به شیعیان ما ابلاغ کنید.

از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده که فرمود: کسى که بر نگین انگشترش نام خدا نقش شده باشد هنگامى که به بیت الخلا مى رود آن را از دستى که با آن تطهیر مى کند بیرون آرد. (بحار:۴۲ و ۷۸ و ۱۰)
انگشتر بخشیدن على (ع):

شأن نزول آیه مبارکه (انما ولیکم الله و رسوله و الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکوة و هم راکعون)(مائده:۵۵) ، حسب تفسیر مفسرین شیعه و اکثر مفسرین و محدثین از اهل سنت:

سید ابوالحمد مهدى بن نزار حسنى قائنى از حاکم ابو القاسم حسکانى، و او از ابوالحسن محمد بن قاسم فقیه صیدلانى، و او از ابو محمد عبدالله بن محمد شعرانى، و او از ابو على احمد بن على بن رزین بیاشانى، و او از مظفر بن حسین انصارى، و او از سدى بن على ورّاق، و او از یحیى بن عبد الحمید حمانى، و او از قیس بن ربیع، و او از اعمش، و او از عبایة بن ربعى روایت کرده که روزى عبدالله بن عباس به کنار چاه زمزم نشسته بود و به تعبیر «قال رسول الله» حدیث از پیغمبر (ص) نقل مىکرد، در این اثناء مردى که صورت خود را به عمامهاش پوشانیده بود وارد شد و نشست، و هر گاه ابن عباس مىگفت: «قال رسول الله» او نیز مىگفت: «قال رسول الله» و حدیثى از آن حضرت نقل مىکرد. ابن عباس رو به وى کرد و گفت: تو را به خدا سوگند مىدهم بگو کیستى؟ وى چهره بگشود و گفت: اى مردم! هر که مرا شناسد شناسد، و هر که نشناسد من جندب بن جناده بدرى، ابوذر غفارى هستم، از رسول خدا (ص) به این دو گوشم شنیدم  و اگر دروغ بگویم هر دو کر شوند، و به این دو چشمم دیدم و اگر دروغ بگویم هر دو کور گردند، که مىفرمود: «علىّ (ع) قائد البررة و قاتل الکفرة، منصور من نصره، مخذول من خذله» . روزى از روزها نماز ظهر را پشت سر پیغمبر (ص) ادا نمودم، در آن حال سائلى وارد مسجد شد و از مردم چیزى خواست، کسى چیزى به وى نداد، سائل دست به آسمان براورد و گفت: خداوندا گواه باش که در مسجد پیغمبرت از مسلمانان طلب حاجت نمودم و کسى چیزى به من نداد، على (ع) در حال رکوع بود، انگشت کوچک خود را که انگشتر در آن بود بسوى سائل اشاره نمود، سائل بیامد و انگشتر را بستد و برفت، پیغمبر (ص) که این صحنه را ناظر بود، دست به آسمان برداشت و گفت: خداوندا! برادرم موسى (ع) از تو خواست که وى را شرح صدر عطا کنى و کار رسالتش را بر او آسان گردانى و لکنت از زبانش بردارى  و هارون برادرش را دستیارش فرمائى، خواستهاش را مستجاب داشتى و در پاسخش فرمودى: (سنشدّ عضدک باخیک و نجعل لکما سلطانا فلا یصلون الیکما)، خداوندا من ـ محمد ـ پیامبر برگزیده توأم، خداوندا مرا (نیز) شرح صدر عطا فرما و کارم را آسان گردان و یکى از خاندانم ـ که آن على باشد ـ به وزارت و پشتیبانى من منصوب دار که پشتم را بدو استوار دارم. ابوذر گفت: بخدا سوگند هنوز آخرین کلمه دعاى پیغمبر (ص) تمام نشده بود که جبرئیل از جانب ربّ العزّه فرود آمد و گفت: اى محمد بخوان. پیغمبر فرمود: چه بخوانم؟ گفت: بخوان: (انّما ولیّکم الله و رسوله و الذین آمنوا…).

 

این حدیث را به همین سند ابواسحاق ثعلبى در تفسیر خود نقل کرده. ابوبکر رازى در کتاب احکام القرآن ـ چنانکه مغربى از او روایت نموده ـ و نیز، رمّانى و طبرى گفتهاند: این در شأن على (ع) نازل شد، موقعى که آن حضرت انگشتر خود را در حال رکوع به سائل داد. مجاهد و سدى نیز همین قول را تأیید نمودهاند، ابو جعفر (باقر) و ابوعبدالله (صادق) علیهماالسلام و همه علماء اهلبیت همین قول را قائلند… (مجمع البیان)

مرحوم مفید در امالى و سیوطى در درّ المنثور و طبرانى و ابو نعیم هر یک به سند خود از ابو رافع روایت کنند که گفت: روزى به خانه پیغمبر (ص) رفتم آن حضرت به خواب بود و احتمال دادم در حال وحى است. به گوشه اتاق نگریستم، مارى را در آنجا خفته دیدم، بخود گفتم: اگر مار را بکشم پیغمبر از خواب بیدار مىشود لذا بین پیغمبر(ص) و مار بخفتم که اگر آسیبى رخ دهد مرا باشد. لحظاتى گذشت و حضرت بیدار شد و این آیه همى خواند: (انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون)سپس فرمود:

سپاس خداوندى را که نعمتش را بر على تمام کرد و گوارا باد لطفى که خدا به وى نمود. سیوطى و طبرانى و ابو نعیم در دنباله حدیث چنین مىگویند: خطیب در کتاب متفق و مفترق خویش آورده که ابن عباس مىگفت: على (ع) انگشتر خود را در حال رکوع صدقه داد و چون رسول الله انگشتر را بدست سائل دید به وى فرمود: این را از کجا بدست آوردى؟ وى گفت: از آن کس که در رکوع است. آنگاه این آیه فرود آمد.

در مصباح آمده که واقعه بخشیدن انگشتر در روز بیست و چهارم ذیحجه بوده. و از ابوذر روایت شده که در نماز ظهر بوده و به روایتى در نافله ظهر بوده. (بحار:۳۵/۱۸۵)

از عمر بن خطاب نقل شده که گفت: به خدا سوگند من چهل انگشتر در رکوع تصدق کردم که چنین آیهاى دربارهام نازل گردد ولى نشد.

حسّان بن ثابت بدین مناسبت این اشعار بسرود:

    على امیرالمؤمنین اخو الهدى و اول من ادّى الزکوة بکفّه فلما اتاه سائل مدّ کفه فدسّ الیه خاتما و هو راکع فبشّر جبریل النبى محمد ابذاک و جاء الوحى فى ذاک ضاحی
    و افضل ذى نعل و من کان حافی و اول من صلى و من صام طاوی الیه و لم یبخل و لم یک جافی و مازال اداها الى الخیر داعی ابذاک و جاء الوحى فى ذاک ضاحی ابذاک و جاء الوحى فى ذاک ضاحی

(سفینة البحار)

 




تاریخ: شنبه 11 اردیبهشت 1395
ارسال توسط moshkabadi

مجموعه آموزش گنج یابی و دفینه یابی علمی در ایران

پکیچ گنج یابی , دانلود رایگان کتاب میراث زرین, اولین مرجع گنج یابی, میراث زرین کتاب, گنج یابی, اسرار تپه ها ,جوقان,  تله ها, طلسمات. آموزش گنج . آموزش گنج یابی علمی . آموزش باستان شناسی. دانلود منابع گنج یابی. دانلود کتاب گنج . دانلود کتب گنج . دانلود دفینه و منابع زیرخاکی

خودآموز گنج یابی در 72 ساعت.

فکر کردن کافی است،یافتن دفینه را شروع کنید.

نشانه ها را مانند تاریخ دانان بررسی نمایید.

شما هم می توانید با چند روز مطالعه این مجموعه از دانش صحیح کارشناسی گنج و دفینه یابی برخوردار شوید و از آن کسب درآمد کنید.

مجموعه ای از کتاب ها با معروفیت جهانی،روش های فوق سری گنج یابی را بر ملا می سازد،کاملا تضمینی!

گنج و دفینه در کجاست و چگونه آن را بدست بیاوریم.

مطالبی که تاریخ دانان به شما نخواهند گفت و این مطالب می توانند شما را به دفینه و گنج برسانند.

مطالب و نکاتی که هر کارشناس دفینه یابی باید آن ها را بخواند.

از توانایی های ذهنی خود برای کشف گنج و دفینه استفاده نمایید.

کتاب ها و آموزش هایی که پس از یک هفته می توانید کارشناس گنج و دفینه یابی شوید.

افراد زیادی دوست دارند دفینه و گنج پیدا کنند ولی موفق نمی شوند.

این مجموعه را یاد بگیرید و سپس بنشینید با کارشناسی گنج و دفینه کسب درآمد کنید.

اطلاعاتی که کارشناسان دیگر هیچ وقت فاش نمی کنند.

مجموعه ای کامل،آسان،سریع و لذت بخش برای گنج یابی.

روش هایی شگفت انگیز برای کشف رمز نشانه ها.

کسانی که این مجموعه را بخوانند معنای هر نوع جوغن را خواهند دانست.

آیا می دانید کارشناسان گنج و دفینه از چه کتاب ها و منابعی استفاده کرده اند.

شناختن علایم گنج و دفینه یک هنر است.

اسراری حیرت انگیز که 99 درصد جویندگان گنج و دفینه از آن اطلاع ندارند.

مبتکرانه ترین راه ها برای کشف دفینه در کمترین زمان ممکن.

آیا سرعت کند جست و جو شما را نا امید کرده است؟ما راه حل بهتری داریم.

و حال از فهمیدن معنی تمامی نشانه ها لذت ببرید.

کمتر حفاری کنید و سریع تر به هدف برسید.

شما هم در کشف رمز نشانه ها مرتکب این اشتباهان می شوید؟

قیمت برخی کتاب های این مجموعه بیش از پانصد هزار تومان است




تاریخ: شنبه 11 اردیبهشت 1395
ارسال توسط moshkabadi

معرفی کتاب چشم طلايی

کتاب آموزش گنج يابي چشم طلايي يک کتاب کامل با آموزش هاي کاربردي در زمينه گنج يابي همراه با آموزش شناسايي نشانه ها و سمبل ها ، آموزش خط ميخي ، رومي ، يوناني ، فارسي باستاني ، علامتهاي شکسته و ... ميباشد.

فهرست کتاب چشم طلايي

  • گنج و گنج پژوه
  • زبان علامتها
  • سمبل چيست؟
  • نشانه يا علامت چيست؟
  • منطق نهفته در علامتها
  • معاني مختلف در علامتها
  • الفباي مصري
  • ارقام يوناني ، رومي و خط ميخي
  • ابجد
  • علامتهاي شکسته شده
  • علامتهايي که مفهومشان را نميفهميد
  • سمبل ها
  • سمبل حيوانات
  • معاني سمبل ها و نشانه ها
  • بعضي از علائم رايج در گنج يابي
  • ساروج و حلال ساروج
  • نقاط دفن در صنعت گنج و دفينه
  • نسخه هاي گنج
  • خط ميخي فارسي باستان
  • خط پهلوي
  • کليد الفباي باستاني
  • سکه هاي ايران زمين



تاریخ: شنبه 11 اردیبهشت 1395
ارسال توسط moshkabadi

آموزش گنج یابی با نشانه عقاب

در باور پیشینیان ، عقاب ( و شاهین ) تا حدی خوش یمن بود که اگر در هنگام لشکرکشی بر فراز آسمان ، عقابی ظاهر می شد لشکریان به شادی و جشن مشغول می شدند زیرا اعتقاد داشتند که اگر عقاب بر سر راه لشکر ظاهر شود بدون تردید لشکر پیروز خواهد شد این نوع نگرش در بین مردم ، وجود داشت ...

 

 dafinehyaban

تندیس عقاب ( و شاهین ) یکی از نمادهایی است که در کشورمان تقریبا به ندرت یافت می شود .پیش از آن که به رمزگشایی این نماد بپردازیم لازم است در خصوص چرایی استفاده این نشان ، توضیحاتی ارائه شود .

عقاب ( و شاهین ) در باور ایرانیان پیش از زرتشت ، پرنده ای مقدس بوده است . ایرانیان عقاب را خدای طوفان ، سرور پرندگان ، نماد قدرت ، خوش یمن ، مظهر آسمانها و نشان پادشاهی ایرانیان می دانستند . در زمان زرتشت نیز این تقدس ادامه یافت و با ذکر نام عقاب در اوستا ، بر تقدس عقاب دامن زده شد .

در بند سی و چهارم اوستا ، زرتشت از اهورا مزدا سوال می پرسد که در مقابل مردم بد ذات و بدخواه چه کنم که اهورامزدا پاسخ می دهد پری از عقاب را برتن خود بمال و یا به تعبیری با خود همراه داشته باش . از آن پس بر تقدس عقاب افزوده شد . به طوریکه برخی پری از عقاب ، همراه خود داشتند تا بر توانایی ایشان افزوده شود . بسیاری از بزرگان نیز ، در هنگام فوت و دفن ، در کنارشان پری از بالهای عقاب قرار می گرفت و یا سپر ایشان به پر عقاب آراسته می شد تا هم از تقدس عقاب بهره مند شوند و هم بر توانایی ایشان افزوده شود و هم در مقابل جادوی بد سیرتان ، پیروز و سربلند باشند . 

در باور پیشینیان ، عقاب ( و شاهین ) تا حدی خوش یمن بود که اگر در هنگام لشکرکشی بر فراز آسمان ، عقابی ظاهر می شد لشکریان به شادی و جشن مشغول می شدند زیرا اعتقاد داشتند که اگر عقاب بر سر راه لشکر ظاهر شود بدون تردید لشکر پیروز خواهد شد این نوع نگرش در بین مردم ، وجود داشت . 

عقاب به همین دلیل ، پرنده ای بود که بسیار مورد توجه شاهان و شاهزادگان و بزرگان زمان ، بوده است به طوری که عقاب را پرنده ای درباری می نامیدند و مردم عادی از آن بی بهره و یا کم بهره بودند .به همین دلیل است که نماد عقاب را ، منسوب به شاه و یا شاهزاده می دانند .

با این توضیحات دلیل به کار گیری عقاب بر مقابر روشن شد . هدف از به کارگیری این نشان ، بهره گیری فرد متوفی از تقدس عقاب و مصونیت وی از جادوی بد سیرتان و بد ذات ها و پاک شدن فرد مدفون از گناه و مهم ترین موضوع ، نشان پادشاهی است این نکته که در این مکان فرد با اصالت و یا شاه و شاهزاده ای  که مذهبی بوده و به شعایر دینی واقف و به آن جامه عمل می پوشانده ، آرمیده نیز بسیار مهم بوده است که با نشان عقاب ، به این مهم ، نایل می آمده اند .

حال به بررسی این نماد بپردازیم . عقاب به دو صورت کلی دیده می شود . تندیس عقاب و عقاب حک شده .

تندیس عقاب نیز خود به دو صورت دیده می شود تندیس کامل عقاب و سردیس عقاب .

تندیس ها و سر دیس ها تفسیر بسیار ساده ای دارند . زیرا تندیس ها و سردیس ها یا بر بالاترین نقطه مشرف بر مقبره یا مزار قرار می گرفته و یا بر بلند ترین صخره خود مقبره یا مزار قرار می گرفته است . اگر زیر پای تندیس عقاب شرایط مقابر را نداشت بی گمان نگاه تندیس عقاب ، مشرف بر مزار است که فاصله دوری نخواهد بود و کمتر از ده متر ( بیشترین حالت ده متر است ) با مزار فردی بلند پایه روبرو خواهید شد . مقابر منسوب به عقاب ، اکثرا مقابر با ورودی از سطح زمین هستند یعنی باید دربی پلمپ شده را در صخره ها و یا زمینی تل مانند بیابید .برای کشف درب دالان ، باید دقت و تجربه را به کار گرفت زیرا همانطور که گفته شد ورودی از بالای سطح زمین است .

در مکانهایی که تندیس عقاب بر بالای بلندی قرار گرفته و مکان مورد نظر به مانند وی انگلیسی  v  یا هفت می باشد به طوری که در زیر و پایین نماد عقاب ، دره قرار گرفته و روبروی عقاب شیب تپه ای بلند است و در اطراف عقاب شرایط مقابر و مزار نیست شما با دفینه ای که به قصد پس انداز صورت گرفته روبرو هستید و درب ورودی دالان ، در تپه یا بلندی روبرو قرار دارد در جهت نگاه عقاب صخره ای بلند خواهید یافت که دربی پلمپ شده در خود دارد . 

عقاب حک شده کمی متفاوت از تندیس است . عقاب حک شده نشانه آخر نیست و در جهت نگاه عقاب باید به دنبال نشان آخر بگردید . از علایم همراه  نشان عقاب می توان  به جوغن و مستطیل حک شده اشاره کرد در کنار تندیس ها ، معمولا مستطیل و مربع به کار می رفته است از دیگر نشان های همراه عقاب ، مخصوصا عقاب حک شده ، به مار و افعی می توان اشاره کرد .

ذکر چند نکته را لازم می بینم و این نکات عبارتند از :

تندیس ها به صورت ایستاده هستند . تندیس خوابیده به بغل نداریم .تندیس عقاب از هر جهتی تندیس عقاب است .نمی شود عقاب بودن یک تندیس را ، منوط به جهت خاصی کرد . یعنی نمی شود گفت اگر از این طرف ببینیم شکل عقاب هست .باید از هر جهتی عقاب باشد . باز یا بسته بودن بال عقاب اصلا مهم نیست دوستان داستان سرایی نکنند . اگر زیر پای عقاب ، چیزی بود به طوریکه عقاب آن را شکار کرده باشد هدیه در زیر همان محل است .




تاریخ: شنبه 11 اردیبهشت 1395
ارسال توسط moshkabadi

آموزش تشخیص نماد و نشانه های حیوانات در گنج یابی

همان طور که در ارسالهای قبلی درباره نمادها و نشانه های گنج یابی نوشتیم تنوع نمادهای گنج یابی زیاد بوده و از هر نوع و جنسی یافت می شود یکی از مهم ترین نمادها استفاده از نشانه های حیوانی است که به وفور وجود دارد و اینجا مشکلی پیش می آید و ان این است که این نماد مربوط به کدام حیوان است چون هر نماد مفهوم خاص خود را دارد مثلا نماد روباه با گرگ فرق دارد و الی آخر... علاوه بر تشابه ظاهری ممکن است به دلیل مرور زمان ، فرسایش و حوادث و... نماد آسیب دیده و تشخص مشکل باشد که ما در اینجا راهکار آن را ارائه می دهیم:

وستانی که به آثار و علایم حیوانی برخورد دارند در برخی موارد ممکن است به دلیل فرسایش و عوامل طبیعی نوع حیوان و جاندار به خوبی مشخص نباشد .حال در اینجا اگر مطمئن هستید که این آثار طبیعی نیست برای فهمیدن نوع حیوان حتما به این دو نکته توجه خاص نمایید تا در یافتن نوع حیوان بهتر عمل کنید.

 

1.این حیوان در کجا قرار دارد به طور مثال اگر مورد را ماهی تشخیص دادید آیا در اطراف منابع آبی هست یا خیر.به یاد داشته باشید در کل باید نوع منطقه با ویژگی های آن جاندار در بیشتر موارد سازگار باشد

2.سعی کنید گونه جانوری منطقه خود را بشناسید که به طور مثال آیا آن حیوانی که تشخیص دادید جزو حیوانات منطقه خود هست یا خیر

 

 




تاریخ: شنبه 11 اردیبهشت 1395
ارسال توسط moshkabadi

نشانه سنگ صاف یا آیینه در گنج یابی

سنگ ها در بسیاری مواقع در گنج یابی و کاوش دفینه و حفاری زیرخاکی گاهی به عنوان نماد و نشانه گنج کاربرد دارد و یک گنج یاب حرفه ای باید به این نکته توجه خاص داشته باشد . البته توصیه این حقیر این است که همواره از کنار نمادها و نشانه های راهنمای گنج یابی به سادگی رد نشوید و آنها را حتما لحاظ کنید . یکی از نمادها و نشانه ها گنج یابی سنگ آیینه که در اینجا تشریح می شود.

به سنگ هایی که یک طرف آن مانند آیینه صاف و به صورت نیم دایره و مربع در زمین کاشته میشدند را سنگ آیینه میگویند . این نماد در دفینه یابی معانی خاص خود دارد و در اکثر مکانهایی که این آثار دیده شده دفینه آن یا در روبروی آیینه یعنی در آن ور دره به صورت بازتاب آیینه قرار دارد که مکان اصلی را که نور آیینه به آن میتابد با سنگ و یا تل خاکی مشخص کرده اند پس باید آثار دوم را بکاویم . ولی اگر آیینه در قسمتی باشد که نور خورشید در صبح گاه به آن نتابد و بر عکس در قسمت غروب خورشید باشد آنگاه قضیه به طور کل فرق میکند و اینبار باید زیر همان آیینه و یا سایه آن را بکاویم این یک لم در گذشته بوده و گول زننده بوده است .




تاریخ: شنبه 11 اردیبهشت 1395
ارسال توسط moshkabadi

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران