نقشه دفینه و گنج نامه ها
بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.
اکثر نوشته های روی پوست باخون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست و جزو طلسمات محسوبمیشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است.
پس این مورد رو اشتباه نکنیم.
پوستها در زمان خود دباغیمیشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روعن به آنها میخورده است که عمر پوسترو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جایمناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.
پوستها را اکثرا در جای خشکیا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوایکمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود....
گنج نامه کتابهایی بوده است که حاوی مکانهایی است که در آنجا گنجی دفن میباشد.
تمام کسانی که صاحب گنج نامه بوده اند همه دارای علوم غریبه و علوم قدیمی میباشند.
تعدادی از گنج نامه ها به شرح زیر است: گنج نامه الوان هندی ، گنج نامهاحمد وزیر ، گنج نامه ملاصدرا ، گنج نامه قائم مقام فرهانی ، گنج نامهمیرزا مکتب خان تبریزی ، گنج نامه باگواس و گنج نامه شیخ بها (که به دو خطشجر ایستاده و شجر خوابیده نوشته شده است).
همچنین موبدان قبل از اسلام همگی دارای گنج نامه بوده اند. چون همگیآنها در زمان خودشان امانت دار بوده اند و از اموال مردم حفاظت میکردند. موبدان خود به دو قسمت تقسیم میشوند. اول موبد که اموال مردم نزد آنها بهامانت گذاشته میشده است. و موبد موبدان که از اموال درباریان و پادشاهانحفاظت میکردند و نقش امین و کاتب شاهان را نیز بر عهده داشتند.
به همین دلیل است که قبر موبد موبدان همیشه بارهای نفیسی در خود دارد و جزو قبرهای بسیار با ارزش است.
گنج نامه ها چه آنهایی که توسط اشخاص نوشته شده است و چه آنهایی کهموبدان آنها را نوشته اند همگی به رمز است و طلسمات سنگینی نیز دارند وچون افرادی که این گنج نامه ها را نوشته اند به علوم غریبه آشنا بوده اندرموز سنگینی برای گنج نامه ها گذاشته اند و ترجمه آنها کار استادانی استکه به خط شناسی و طلسمات آگاهی کامل داشته باشند.
********************************
گنج نامه ها
گنج نامه ها اکثرا روی سنگاست و بعد از آن به ترتیب روی پوست آهو و پوست گاو و گنج نامه های مهم کهدرباری بوده است بعد از سنگ بیشتر روی پوست کرگدن میباشد. ولی اکثر گنجنامه ها روی سنگ یشم حکاکی میشده است.
بیشتر نوشته های روی پوست راداغ میکردند و جوهر های مخصوصی بود که قابل شستشو بود و آب آنها را از بیننمیبرد که اکثر نوشته های روی پوست با این جوهر نوشته میشده است.
بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.
اکثر نوشته های روی پوست باخون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست و جزو طلسمات محسوبمیشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است.
پس این مورد رو اشتباه نکنیم.
پوستها در زمان خود دباغیمیشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روعن به آنها میخورده است که عمر پوسترو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جایمناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.
پوستها را اکثرا در جای خشکیا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوایکمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود.
ولی باز هم مگویم که هشتاد درصد گنج نامه ها روی سنگ نوشته میسده است.
درخت و گنج یابی
رخت نارون حدود پانصد سال عمر میکند.
درخت سنجد نیز حدود پانصد سال عمر میکند.
درخت زالزالک ودرخت توت وحشی هم عمرشان زیاد و بیشتر در آذربایجان به عنوان نماد بکار رفته اند.
درختهاییبا عمر طولانی اکثرا نشانه بار است و بار هر کدام از آنها با دیگری متفاوتاست به فرض اموالی که در نزدکی بوته گز یافت میشود با اموالی که در کنارسرو یافت میشود همیشه متفاوت بوده است...
در ایران انواع مختلف درخت وجود دارد.
در گذشته درختانی که عمرطولانی داشتند برای نشانه استفاده میشدند و در بیشتر جاهایی که اموالگذاشته می شد درختی هم کاشته می شد که بعدها پیدا کردن جا راحت باشد.
درختانی که بیشتر برای اینکار استفاده می شد به ترتیب زیر میباشد.
بوته گز که در حدود شش هزار سال عمر میکند.
درخت سرو که در حال حاضر چهار هزار ساله آن وجود دارد.
درخت داغداغان که در حال حاضر چهار هزار و پانصد ساله آن هست.
درخت آزاد که دو هزار سال عمر میکند و در جنگلهای شمالی ایران به وفور یافت میشود.
درختچنار که حدود هفتصد سال عمر میکند و پس از آن هر سال یک بار خود کشی میکندو خود را میسوزاند تا از بین برود که این خود سوزی هم چندین سال طولمیکشد. مانند درخت چنار امامزاده صالح که حدود نهصد سال قدمت دارد.
درخت نارون حدود پانصد سال عمر میکند.
درخت سنجد نیز حدود پانصد سال عمر میکند.
درخت زالزالک ودرخت توت وحشی هم عمرشان زیاد و بیشتر در آذربایجان به عنوان نماد بکار رفته اند.
درختهاییبا عمر طولانی اکثرا نشانه بار است و بار هر کدام از آنها با دیگری متفاوتاست به فرض اموالی که در نزدکی بوته گز یافت میشود با اموالی که در کنارسرو یافت میشود همیشه متفاوت بوده است.
اینم یک مطلب در مورد درختان
ممکنه درختانی از قلم افتاده باشند ، ذهنم اینقدر یاری کرد ، به بزرگی خودتون ببخشید.
جوغان و انواع قبرها
در گذشته ماگورستانهای دسته جمعی نیز داریم که متعلق به افراد مریض است. در جاهائی کهوبا یا طاعون میآمده جنازه افراد را به صورت دسته جمعی دفن میکردند. درهمینجا یک مطلب بسیار مهم را برایتان بگویم و آن اینکه کسانی که قبری رامیشکافند خیلی باید مواظب باشند و بفهمنه که جنازه مریض هست یا نیست وحتماٌ باید استخوان شناس باشند و یا بتوانند استخوان اشخاص مریض را ازاستخوان افراد سالم تشخیص دهند تا با مشکلی مواجه نشوند.
همیشه وقتی میخواهید قبری را باز کنید حتماٌ از دستکش و ماسک حسابی استفاده کنید......
از بهترین جای آن شروع میکنیم که گورستان گبریان است.
خیلی از مردم عقیده دارند که قبرستان گبریان متعلق به کافران است ولی این موضوع درست نیست.
گبر یعنی غیر مسلمان و به کسانی که غیر مسلمان بوده اند بی دین گفته نمیشود. گبریان دین زردتشت داشتند.
حالمیخواهیم ببینیم که قبرهای دوران قبل از اسلام به چه شکلی بوده اند و نوعدفن کردن اجساد به چه صورت بوده است. در زمان پیش از اسلام قبر زنها گرد ومدور بوده است و قبر مردها به صورت مستطیل بوده و قبر بچه ها به صورت مثلثبوده است. بعضی ها را نیز در خمره میگذاشتند.
در تمام قبرهای گبری حداقل یک کاسه آب و یک کاسه غذا گذاسته میشده است که کسی که میمیرد از گشنگی و تشنگی عذاب نکشد.
دربسیاری از قبرهای گبری لوازم مورد نیاز فرد نیز گذاشته میشده است که بستگیبه پول داری یا بی پول بودن مرده است. مردگان پول دار ظروف طلا و اجناسیمانند شمشیر زره وخیلی چیزهای دیگر به همراه دارند ولی مردگان بی پول و بیبضاعت اموال کمتری با خود به همراه دارند یا اموال آنها از فلزات ارزشمندنیست.
نوع دیگر قبرها قبر پیغمبری است که اگر شما آن را بشکافید هیچچیزی درون آن یافت نمیشود نه جنازه نه اموال. این قبرها چند پوش هستند وتازه از قبر راهی دارد برای جایی دیگر که جنازه و اموال آن در آنجا هست.
قبرهایینیز وجود دارد که به صورت ایستاده است. این قبرها متعلق به یک سری ازایرانیان است که معتقد بودند آنها را باید ایستاده به خاک سپرد.
بسیاریاز خلاف کاران را نیز به صورت ایستاده در میان دیوارهای قلعه ها و جاهایدیگر زنده به گور میکردند که خود اینها به نوعی قبر ایستاده تبدیل شده است.
بعضی از قبرها به صورت کشویی است که مربوط به رومیان است که در ایران با آئین خودشان دفن شده اند.
یک نوع قبر هم داریم که به آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.
جنازه قبرهای خمره ای همیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند و دفن میکردند.
وقتیدر جنگها جنگجویان میمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفنمیکردندکه نمونه این قبرستان در چهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجودمیباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانی شکست خورد و بیست و هفت هزارکشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شده بودند.
در گذشته ماگورستانهای دسته جمعی نیز داریم که متعلق به افراد مریض است. در جاهائی کهوبا یا طاعون میآمده جنازه افراد را به صورت دسته جمعی دفن میکردند. درهمینجا یک مطلب بسیار مهم را برایتان بگویم و آن اینکه کسانی که قبری رامیشکافند خیلی باید مواظب باشند و بفهمنه که جنازه مریض هست یا نیست وحتماٌ باید استخوان شناس باشند و یا بتوانند استخوان اشخاص مریض را ازاستخوان افراد سالم تشخیص دهند تا با مشکلی مواجه نشوند.
همیشه وقتی میخواهید قبری را باز کنید حتماٌ از دستکش و ماسک حسابی استفاده کنید.
جنازههایی که در غارها و ذاغه ها میباشد و جنازه هایی که در صحرا میباشد وجنازه هایی که در کوهستانها میباشد از نظر ماهیت کاملاٌ با هم متفاوت است.
هر قبرستان و هر کوری دارای اموال نمیباشد. چون بسیاری از مردم فقیر بوده اند و بدون اموال دفن میشدند.
درهر قبرستان تعدادی قبر سلطانی وجود دارد که دارای اموال میباشند که بایدنتوانید آنها را تشخیص دهید و از روی بعضی شواهد تشخیص آنها امکان پذیراست.
اکثر گورستانها در سینه کشی ها و کنار رودخانه ها میباشد. دربسیاری از قبرستانها یک چهارطاقی نیز میباشد که نشان میدهد در میان آنچهار طاقی شخص مهمی فوت کرده است و اکثرا دارای اموال میباشند.
درایران قبرهای یهودی نیز بسیار است که نوع قرار کرفتن سنگ آنها متفاوت استو میتوان از روی سنگ قبر فهمید که این قبر متعلق به یک یهودی است.(سنگ قبریهودیان دارای فلش است).a
و مطلب آخر در مورد کسانی که به حفاری میروندو میگویند در سه متری یا چهار متری یک طابوت طلا یا یک جنازه مومیایی پیداکرده ایم. اینها همه دروغ است. شخصیتهایی را که درش طابوت طلا یا نقره یاسنگ یشم میگذاشتند همیشه در عمق بالای بیست متر دفن میکردند. و در عمق کماینکار انجام نمیشد. برای این جنازه ها حتماٌ اطاقی از ساروج درست میکردندو آن را آنقدر پایین میبردند که از گزند جانوران خاک به دور باشد و همچنیندزدان نتوانند گزندی به جنازه و اموال آن بزنند. در کنار این جنازه هاحتماٌ اموال فراوان وجود دارد و کنیزان و نوکران آنها را نیز با جنازهاربابشان زنده به گور میکردند. پس اگر کسی گفت جنازه ای در آورده بدوناموال بدانید که احتمال دروغ گفتن آن زیاد است.
آموزش شناخت تله های مکانیکی در دفینه و گنج یابی
در جاهایی که احتمال تله وجود دارد حتما احتیاط نمایید و قبل از ورود به این جاهای خطرناک سعی کنید با مطالعه نوع تله ها و مشاهده و تمرین ذهنی از قبل عکس العمل لازم برای مقابله را به یاد بسپارید.توصیه اکید بنده این است تا می توانید به اینگونه جاها وارد نشوید .در زیر چند نمونه عکس از نوع تله ها قرار دادم که با دیدن این نوع تصاویر بهتر با موقعیت تله ها و خطرها آشنا خواهید شد.
تله تیغ که از کناره ها (قسمتی که قرمز کردم)عمل می کند و کمی جلوترش نوعی تله چاهی وجود دارد که باعث تکمیلی تله اول است به یاد داشته باشید تله دوم حتی ممکن است به صورت پلمپ باشد.مهمترین چیز در این تله توجه به دیواره ها و جایی است که قدم میگزاریم.

تصاویر و عکسهای تله های مکانیکی در گنج یابی و دفینه یابی و مکانیزم و عملکرد تله ها,تله,تله مکانیکی,تله مکانیکی در گنج یابی,تله مکانیکی در دفینه یابی,مکانیزم تله ها,تله گیوتین در گنج یابی و دفینه یابی,تله حیوانی مار عقرب در گنج یابی,آموزش از کار انداختن تله های مکانیکی,تله مکانیکی در ورودی غارها,تله مکانیکی در ورودی تونل ها,تله مکانیکی در دهانه و ورودی دالان ها,تله مکانیکی در دفینه یابی,مکانیزم و عملکرد تله ها,تصاویر تله های مکانیکی بر روی گنج و دفینه,عکسهای تله های مکانیکی و فیزیکی در گنج یابی,تله های مکانیکی و فیزیکی دوران باستان,گنج و دفینه تله دار,تله های مکانیکی پنهان شده در ورودی غارها تونل ها و دالان های منتهی به گنج و دفینه,تله مکانیکی در سقف و دیوارهای غار و دالان های منتهی به گنج و دفینه,تله مکانیکی تعبیه شده در سقف و دیواره تونل و غار,دانلود فیلم ویدیو و کلیپ خنثی کردن و از کار انداختن تله مکانیکی در گنج یابی,تله های مکانیکی خطرناک و مرگبار در گنج یابی و دفینه یابی,تله های اهرمی,تله های مخفی
تله های مکانیکی در گنج یابی
تصاویر و عکسهای تله های مکانیکی در گنج یابی و دفینه یابی و مکانیزم و عملکرد تله ها,خنثی کردن تله های مکانیکی ورودی غار و تونل و دالان منتهی به گنج و دفینه
تصاویر و عکسهای تله های مکانیکی در گنج یابی و دفینه یابی و مکانیزم و عملکرد تله ها,خنثی کردن تله های مکانیکی ورودی غار و تونل و دالان منتهی به گنج و دفینه
تصاویر و عکسهای تله های مکانیکی در گنج یابی و دفینه یابی و مکانیزم و عملکرد تله ها,خنثی کردن تله های مکانیکی ورودی غار و تونل و دالان منتهی به گنج و دفینه
تصاویر و عکسهای تله های مکانیکی در گنج یابی و دفینه یابی و مکانیزم و عملکرد تله ها,خنثی کردن تله های مکانیکی ورودی غار و تونل و دالان منتهی به گنج و دفینه
تصاویر و عکسهای تله های مکانیکی در گنج یابی و دفینه یابی و مکانیزم و عملکرد تله ها,خنثی کردن تله های مکانیکی ورودی غار و تونل و دالان منتهی به گنج و دفینه
تصاویر و عکسهای تله های مکانیکی در گنج یابی و دفینه یابی و مکانیزم و عملکرد تله ها,خنثی کردن تله های مکانیکی ورودی غار و تونل و دالان منتهی به گنج و دفینه
تصاویر و عکسهای تله های مکانیکی در گنج یابی و دفینه یابی و مکانیزم و عملکرد تله ها,خنثی کردن تله های مکانیکی ورودی غار و تونل و دالان منتهی به گنج و دفینه
تله تبر متحرک
این نوع تله مانند ساعت پاندولی عمل می کند که بسیار خطرناک است .حتما قبل از ورود به دالانها و یا تالارها حتما از پرژکتورهای قوی استفاده کنید و دیواره ها و سقف را کنترل نمایید..
تصاویر و عکسهای تله های مکانیکی در گنج یابی و دفینه یابی و مکانیزم و عملکرد تله ها,خنثی کردن تله های مکانیکی ورودی غار و تونل و دالان منتهی به گنج و دفینه
دوستان به یاد داشته باشید در جاهایی که احتمال تله وجود دارد حتما احتیاط نمایید و قبل از ورود به این جاهای خطرناک سعی کنید با مطالعه نوع تله ها و مشاهده و تمرین ذهنی از قبل عکس العمل لازم برای مقابله را به یاد بسپارید.توصیه اکید بنده این است تا می توانید به اینگونه جاها وارد نشوید .در زیر چند نمونه عکس از نوع تله ها قرار دادم که با دیدن این نوع تصاویر بهتر با موقعیت تله ها و خطرها آشنا خواهید شد.
تله تیغ که از کناره ها (قسمتی که قرمز کردم)عمل می کند و کمی جلوترش نوعی تله چاهی وجود دارد که باعث تکمیلی تله اول است به یاد داشته باشید تله دوم حتی ممکن است به صورت پلمپ باشد.مهمترین چیز در این تله توجه به دیواره ها و جایی است که قدم میگزاریم.

آموزش گنج یابی و دفینه،نشانه های گنج و دفینه,رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها
جاهایی که حفره یافت شود باید درون آن رفته اگر این حفره ها به صورت مارپیچ بود و هرچه بیشتر به سمت داخل رفتید کوچک و باریکتر شد تا جایی که به صورت گربه رو در آمد آن را میتوان هواکش نامید این هواکش ها برای خزانه به کار میرفتند چون خزانه ها محلی بودند که در آنجا سکه ضرب میشد و جایی که سکه ضرب میشد رفت و آمد هم زیاد بود و آنها به این فکر افتادند تا هواکشی را تعبیه کنند که گازهای فلزات در آنجا جمع نشود و برای اینکه در زمان جنگ دشمنان به آن دسترسی پیدا نکنند در اصلی آن را با سنگهای بزرگ مسدود کرده و مقدار فراوان خاک بر روی آن میریختند تا آن مکان آشکار نباشد. هواکشها دو جهت داشتند خروجی و ورودی . ورودی برای وارد کردن هوا به درون آن و خروجی برای خارج کردن هوا. این هواکش ها معمولا از چند اتاق عبور میکردند اتاق اول اتاقی خالی بود . اتاق دوم جای ضرب سکه و اتاق سوم هم محل قرارگیری سکه ها و دیگر اموال با ارزش بود .....
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر,رمزیابی جوغان و جوغن,رمزگشایی جوغان و جوغن,رمزگشایی آثار علائم و نشانه ها,رمزیابی علائم و نمادها و نشانه ها,کارشناسی باستان شناسی,کارشناسی گنج و دفینه,کارشناس حرفه ای باستان شناسی,استاد کاربلد گنج و فینه یابی,معنی و مفهوم علائم و نشانه ها,تفسیر و توضیح نمادها و نشانه های گنج و دفینه,تصاویر جوغنها,عکسهای جوغان ها,گنج یابی و دفینه یابی,حکاکی آثار و نشانه ها روی سنگها,جوغنهای مقبره قبر و گوردخمه
کارشناسی باستان شناسی : معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه
۱-آثار نعل اسب: هر کجا که این آثار وجود دارد نشان تل خاکی است . که بستگی به کمانگی نعل اسب دارد .هر چه کمانگی بیشتر باشد . عمق بار بیشتر است و معمولا نعل اسب همراه با چند آثار دیگر است که همه یک منظور را می رسانند. و جهت را نشان میدهند و اگر تعداد نعل ها بیشتر باشد , فاصله کار بیشتر می شود . جایی که از نعل استفاده می شود . معمولا تله ندارد ولی متراژ بار اصلی بین ۶ تا ۸ متر است و سر بار آن در ۲ الی ۳٫۵ متری قرار دارد که سربار معمولا خمره ای کوچک است و نشان بار اصلی در وسط تل است . در بیشتر مواقع سربار زیر خود سنگی قرار دارد که نعل روی آن حکاکی شده است ولی ممکن است گاهی اوقات اینگونه نباشد و باید سنگی به صورت ایستاده در کنار همان سنگ باشه نعل بر روی آن حکاکی شده است . وقتی غروب آفتاب به این سنگ ایستاده برخورد می کند باید جایی را که سایه سنگ به روی زمین تیغه میکند را حفر کرد .
۲-سنگ کاسه : معمولا در قدیم هر کجا که قبرستانی بود سنگی صاف در آن محل گذاشته میشد که از جنس سنگ رودخانه ای بود . این سنگ بزرگ و پهن بود و به آن سنگ مرده شور هم می گفتند در آن زمان جسد مرده ها را بر روی همان سنگ شستشو می دادند . در اکثر دهکده ها در گذشته ارباب یا خانی بود که پس از مرگ در همان قبرستان در قسمتی بالاتر از قبرهای دیگر دفن می شد و قبر او را به صورت تلی کوچک می ساختند ولی طوری درست میکردند که زیاد مشخص نباشد و برای او از نماد کاسه روی سنگ مرده شور حکاکی می کردند و بخشی از اموال آن شخص را در کنار جسد او به همراه دو کوزه آب و غذا دفن می کردند البته اگر شخص به همراه خانواده فوت می شد به صورت دسته جمعی در کنار هم دفن می شدند و به نماد سنگ کاسه می افزودند و به ازای هر یک نفر یک سنگ کاسه وجود داشت و فاصله سنگ مردشور تا قبر آن شخص از ۷ متر تجاوز نمیکرد اموال او را هم در متراژ ۲ متری , ۶۰ سانتی متر زیر جسد یا ۶۰ سانت سانت زیر پا در زیر سنگی مدفون میکردند . چون در آن زمان دزدان و غارتگران زیاد بودن و قبر ها میشکافتند و به آن دست برد می زدند برای گمراه کردن آنها بخشی از اشیاء را در کنار خود جسد میگذاشتند تا شخصی که قبر را میشکافت فکر کند که کل بار همین است و به همان بسنده کند . بعضی از سنگ کاسه ها هستند که در کنارشان کاسه های بسیار ریزی به صورت نقطه حکاکی شده است که منظور از این نقطه ها در کنار کاسه فاصله قبر تا کاسه را نشان میدهد و چیزی شبیح به کروکی منطقه ای است که قبر در آن قرار دارد . گودی هر نقطه نشان دهنده عمق بار است , هر یک سانتیمتر یک گز یا یک متر به سمت پایین است .
۳- آثار سنگ پهن و تختی : که کنار آن چشمه و در روبروی آن سنگی دیگر قرار دارد که با رنگ سیاه مشخص شده است و معمولا آب چشمه از آنجا بیرون میزنه و در چند متر آن طرف تر دوباره به زمین فرو میرود . این نوع آثار معمولا نماد خاصی ندارند که بتوان آنها را تشخیص داد و در نسخه ها قید می شود . بار این نوع آثارها در زیر سنگ پهن در متراژ یک متری قرار دارد که دقیقا سنگ سیاه روبروی آن قرار میگیرد . دفینه موجود در این سنگها طلای ناب است .
۴- آثار قلعه ها : چاه – حوض – تل
باری که معمولا در قلعه ها وجود دارد در چند قسمت است که ۱- چاه : در گذشته یک سری از این بارها را در چاه پنهان میکردند به این روش که در زیر چاه مسیری را حفر میکردند و بعد از آن فضایی را در زیر زمین به صورت اتاقک درست می کردند که در مسیر راه تله میکانیکی کار می گذاشتند , دفینه را در اتاق جاسازی میکردند و در اتاقک را با سنگی گرد مهرو موم میکردند و درب راه ورودی را که کف چاه می شد را با ساروج مسدود میکردند و برای علامت گذاری زنجیری را داخل چاه آویزان میکردند .
حوض : معمولا در قلعه ها حوضی را درست میکردند که از جنس ساروج بود و برای اینکه کسی به آن شک نکند در داخل آن آب ریخته و ماهی پرورش می دادند . عمق موجود در این حوض ها بین ۳ الی ۴ متر است . بار موجود در زیر این حوض ها معمولا مجسمه تندیس حیوانات است که از طلا و نقره ساخته شده است .
تل هل : این تل ها معمولا در بیرون از قلعه در شیبی به سمت دره قرار دارند متراژ کار در این تل ها زیاد است و عمق موجود در زیر این تل ها حتی به ۳۰ متر هم می رسد البته اگر بخواهید از خود تل شروع به کار کنید . ولی در اصل مسیر اصلی دسترسی به دفینه در شیب و دو پله بالاتر از رودخانه ای است که در شیب قرار دارد و با سنگ بزرگی در آن مسدود گشته است. در مسیر مسدود شده معمولا دو تله وجود دارد.
۵-آثار عقاب: عقاب به چند گونه است اگر سنگ عقابی را پیدا کردید که در حال پرواز است و طعمه ای را در چنگال دارد در این مورد دفینه در زیر خود همان عقاب است. ولی اگر عقاب به صورت سنگی ثابت در یک جا نشسته و به روبرو خیره شده است باید در روبروی آن به دنبال غاری مهر و موم شده باشید که دفینه موجود در غار معمولا به صورت تلی در وسط غار است و در زیر این تل چاهی مسدود شده وجود دارد. کف چاه با ساروج مهر و موم شده است و دفینه در زیر چاه قرار دارد. اکثرا در خود چاه نمادی به صورت انسان حکاکی میکنند که راه دسترسی به دفینه را نشان می دهد و در مواقعی هم وقتی وارد غار میشوید در روبروی همان و در دیواره به صورت مهر و موم شده قرار دارد و دفینه در پشت دیوار قرار دارد.
۶-آثار مار: سنگ نگاره های مار معمولا بر روی سنگهای تخت حکاکی میشوند. در قدیم مار نشان قدرت و مقام بود ولی کم کم به علت خطرناک بودن این حیوان به نمادی خطرناک تبدیل گردید. جایی که نشان مار در آن قرار دارد همان نشان خطر و هم خود مار مسیر را نشان میدهد. نماد مار بیشتر در زمان اسلامی استفاده میشد و نشان تلسم هم بود. جایی که سنگ نگاره مار وجود دارد باید مسیر انحنای شکم او را دنبال کرد تا به جایی مثل یک تورفتگی یا سنگی متفاوت رسید که مسیر اصلی در همان جا است. نماد مار به معنای همان دالان است. دالانی که بسیار پرخطر میباشد و به صورت تله یا تلسم مشخص شده است. اگر داخل دالان شدید و مار را مشاهده کردید و با چوب به آن ضربه زدید و چوب از آن گذشت تلسم است ولی اگر مار زخمی شد تلسم نمی باشد. در قدیم به این موضوع پی بردند که دفینه موجود بعد از گذشت زمان از خود گرما تولید میکند. برای همین چند جفت از مارها را درون این دالان ها می گذاشتند تا در همانجا تکثیر شوند و کسی نتواند به آن جا نفوذ کند و چون مار به گرما علاقه دارد در همانجا به راحتی تکثیر میشد و پس از گذشت سالها باز هم در آنجا پر از مار بود. البته این مارها اگر تلسم نبودند تله به حساب می آمدند و اگر این مارها از بین روند به راحتی به دفینه خواهید رسید. ولی باید دانست که باید سعی شود هیچگاه در درون دالانهایی که دفینه در آن پنهان است آتش روشن نکنید چون در این مدت طلا از خود گازی تولید میکند که وقتی آتش بگیرد باعث انفجار خواهد شد. بعد از کشتن تمام مارها وقتی به ته دالان رسیدید به بن بست بر خواهید خورد که در پشت این دیواره اتاقی قرار دارد. این اتاق مهر و موم است. باری که از نماد مار برای آن استفاده میشود معمولا جسد پادشاه یا یکی از سردارهای جنگی با تمام اموالش می باشد.
۷-آثار صورت:هر جا که چهره نیمرخ یا تمام رخ مشاهده کردید باید نگاه چهره را دنبال کرده و دنبال آثار دوم باشید که معمولا نماد آثار دوم یا کاسه است یا به صورت بت حیوانات است. خود آثار دوم مکان دیگری را نشان میدهد. البته بستگی به نگاه صورت دارد که آیا هر دو چشم آن باز یا بسته است. اگر نگاه صورت با یک چشم باشد و نشان دوم سنگ کاسه باشد باید دره ای در آنجا وجود داشته باشد که در آن سمت دره باید تلی وجود داشته باشد و دفینه در مرکز تل در متراژ شش متری خواهد بود. ولی اگر نگاه صورت به سمت آثار دوم باشد و آثار دوم به صورت بت حیوانی باشد باید مسیر چشمان حیوان را دنبال کرده و در آن سوی دره یا در روبروی آن دنبال دهانه غار بگردید که دفینه درون آن غار مدفون است. البته بستگی به بت حیوانی دارد که از چه حیوانی استفاده شده و هر حیوان نماد تله یا تلسم خاص خود است.
معمولا باری را که در این مکانها مدفون میکردند در نقطه ای از غار است که دقیقا سقف آن قسمت گنبدی شکل است که در متراژ ۸ الی ۱۲ متری است. در بعضی از اینگونه غارها دفینه سرباری در گنبد همانجا به صورت مهر و موم شده قرار دارد. در اکثر مکانها نشان صورت شامل آثارهای بیشتری است که در این موارد به خاطر بزرگ بودن و حجم زیاد دفینه از آثار بیشتری استفاده میکردند تا به راحتی قابل تشخیص نباشند و این آثار اکثرا به صورت معما هستند و حتی ممکن است مجبور به پیدا کردن محل دفینه از طریق محاسبات ریاضی شد.
۸-آثار شترسنگ: به چند دسته تقسیم میشوند شتر ایستاده , شتر نشسته , شتر آبستن , شتر حکاکی شده , شتر کاروان با ساربان .
شتر ایستاده : به این معنی است که باید در پشت مکان ایستادن شتر سنگی تخت وجود داشته باشد و هر کجا که نگاه شتر به آن سمت باشد در جلوی آن باید به صورت کله قند باشد که نوک آن باید حفاری شود در یک الی دو متر اول جسد انسان نمایان می شود . در عمق هفت متری دفینه نمایان می شود . زیاد یا کم بودن دفینه به کوهان شتر بستگی دارد اگر تک کوهان باشد بار کمتر , اگر دو کوهان باشد دفینه ای بیشتر دارد که معمولا بار شتر سنگ ها از یک دیگ الی هفت دیگ می باشد و ممکن است تعدادی مجسمه هم موجود باشد و ابعاد آن معمولا ۲۰ الی ۵۰ سانتی می باشد .
شتر نشسته : در جایی که شتر نشسته است باید یا در زیر شتر به دنبال دفینه باشید یا در مسیر دم آن که معمولا بیشتر در زیر همان شتر در متراژ دو الی چهار متری است .
شتر آبستن : در جایی هم که شتر آبستن است دفینه موجود در داخل همان شکم شتر است که با ساروج مهر و موم شده است جنس ساخت این شتر ها معمولا از ساروج و سنگ مخلوط است و دلیل نمی شود که حتما اجزای بدن شتر گردن به بدنش وصل باشد . در بعضی از مکانها اجزای بدن جدا هستند و از پشت وقتی به آن نگاه میکنید شبیح شتر می شود به این علت این کار را انجام میدادند که به راحتی قابل تشخیص نباشد .
شتر حکاکی شده : این شتر نماد دفینه است ولی نه به صورت مستقیم . هر کجا که شتر حکاکی شده مشاهده کردید باید به دنبال آثار دوم باشید که معمولا در مسیر شیب قرار دارند . آثار دوم نماد آخر کار است و دفینه را نشان می دهد و متراژ کار در شتر حکاکی شده بستگی به آثار دوم دارد . اگر عقرب بود مسیر در کنار نهر و یا رودخانه امتداد دارد و راه ورود آن نزدیک به تخته سنگ بزرگی است که مسیری بسیار پر خطر خواهد داشت و حداقل دارای چهار تله فیزیکی است . به خاطر حفره ای که در مسیر آن ایجاد می شود مکانی دنج برای مارهای سمی است . اگر این آثار در جنگل ها و مکان رطوبتی پیدا شدند به خاطر رطوبت موجود در هوا و یا رانش جنگلی اکثر این تله ها خود به خود از کار می افتد . و مار های سمی هم در آن وجود ندارند اگرم ماری باشد غیر سمی خواهد بود ولی اگر همین آثار در جای خشک باشد تله های آن کاملا فعال و خطر ناک خواهد بود . پس باید بدانید که در این کار آثار دوم اهمیت خاصی دارد و شتر حکاکی شده بیشتر نماد دفینه است و تعداد کوهان ها و اندازه شتر حجم بار را نشان می دهد .
شتر کاروان همراه با ساربان : هر جا که تعداد شتر ها بالا رفت و در جلوی آنها ساربان ایستاده بود به این معنی است که این بار متعلق به بار کاروان است که توسط دزدان در آنجا مدفون شده است در جلوی آن دره وجود دارد باید در کنار آن مسیر مال روی قدیم را پیدا کرد . و مسیر را به سمت دره ادامه داد تا به سنگ بزرگی در کنار دیواره کوه رسید که سخره چسبیده است و در روبروی آن سنگ بزرگ تپه ای به صورت کله قند وجود دارد و باید دقیقا مسیر کله قند را به سمت پایین به متراژ ۷ متر کاووش کرد . در بعضی از اوقات در آن سوی دیگر دره تپه کله قندی را می توان یافت .
۹- آثار خرگوش : این آثار باید روی تل ها و نوک تپه ها باشد اگر غیر از این بود از مکان خود جابه جا شده است . خرگوش به معنی جهش به سمت جلو است شما باید در بین تپه قبری را پیدا کنید که در جلوی مسیر خرگوش قرار دارد که با سنگ چین و سنگ های پراکنده مشخص شده است باید قبر را به متراژ ۸۰ الی ۱ متر بکاوید و به جسد برسید و ۶۰ سانتیمتر زیر سر جسد را باید بکاوید تا به خمره ای به صورت خوابیده برسید سر کوزه مسیر دفینه را نشان میدهد .
۱۰ _ آثار غارها : در ایران غارهای زیادی وجود دارد که در حدود ۵۰% آنها مهرو موم هستند و ۹۰ درصد این غارها دارای دفینه می باشد .منظور این است که به علت استفاده غارها به عنوان پناهگاه و محل زندگی , لوازم و ابزار آلات بسیاری را می توان در این غارها یافت که مربوط به دوره های مختلف زندگی بشر می شوند و دلیل نمی شود که دفینه موجود در غارها حتما طلا باشد . در غار ها مفرغ جات و اشیاء سنگی بسیاری می توان یافت مانند غار اسپهبد خورشید دو آب که در آن هم اشیاء قدیمی مربوط به عصر حجر و هم اشیاء قیمتی مربوط به دوره ساسانیان در آن یافت میشود . پس می بینید در غارها تاریخ ادامه یافته و از اعصار و قرون مختلف آثار گوناگون در آنها یافت می شود . اکثر غارها پس از گذاشتن دفینه در آنها به خاطر شرایط بسته بودن هواکش هایی تعبیه میکردند تا گاز موجود از به وجود آمدن دفینه باعث خفگی و انفجار نشود . معمولا ورودی این هواکش ها در جلوی در غار است و هواکش دیگری هم در بیرون قرار دارد .
در غارها از چند نوع تله استفاده می شود یکی از انواع تله ها که در غارها استفاده می شود تله سنگ است. سنگ بزرگی که تراشیده شده و به صورت گرد در آورده و در بالای راه رو قرار می گرفت و اهرمی را هم در این مسیر یا در کنار دری که در امتداد این مسیر قرار داشت می گذاشتند تا وقتی کسی در مسیر حرکت کرد این اهرم به حرکت در آید و ضامنی که باعث می شود سنگ در بالا به صورت ثابت باشد را کنار زده و سنگ از جای خود حرکت کرده و مسیر دالان را که شخص در آن است را ببندد و فرد در آنجا زنده به گور گردد یا این اهرم را در پشت در قرار می دادند تا وقتی در باز شد این اهرم حرکت کند . معمولا مسیر به این صورت بود که درون غار راهی به سمت پایین و ناگهان شیبی به سمت راست قرار داشت که این نوع غارها دارای دفینه نفیسی هستند این مسیر ها معمولا به طول ۱۰۰ الی ۳۰۰ متر هستند. بین راه در این مسیرها باید طاخچه ای را به صورت گنبدی درست میکردند وجود داشته باشد و پشت این طاخچه سرباری را قرار میدادند. بعضی از غارها دارای دهانه ای تنگ هستند که مجبور می شوید برای ورود به این نوع غارها فاصله ای حدود ۸ الی ۱۰ متر را به صورت سینه خیز رفته و پس از آن به صورت نشسته به سمت جلو حرکت کنید و کم کم هر چه به سمت جلو میرویم فاصله سقف آن بلند تر می شود تا کم کم به جایی میرسید که فضایی با ارتفاع زیاد وجود دارد وقتی سنگی را می اندازید حداقل ۱۰ الی ۱۵ ثانیه طول میکشد که به زمین برسد . وقتی شما به این نوع غارها وارد میشوید باید با تجهیزات کامل بروید . معمولا در کنار دیواره این غارها در قسمت فضای باز مشعل هایی تعبیه شده است و درون آنها روغن حیوانی یا قیر است . این نشان میدهد در زمان های گذشته از آن به عنوان مخفی گاه دزدان استفاده می شده است و تمام اموال تاراج برده را در آن مخفی میکردند . باید با تجهیزات به کف غار و ۱۰۰ قدم به جلو رفت دریچه ای حلقوی در آنجا خواهید دید که تمام دفینه در درون آن مدفون است .
۱۱_آثار شمشیر و فلش: این نوع آثار معمولا بر روی سنگهایی تعبیه میشوند که مربوط به همان منطقه است و با سنگهای دیگر هم فرقی ندارد. حتما نباید به این فکر بود که این سنگ آثار را روی سنگ رودخانه ای یا سنگی متفاوت پیدا کرد. معمولا این آثار با هم هستند و فلش سرباری را نشان میدهد. شمشیر هم بار اصلی را. هر چقدر فلش بلندتر باشد مسیر هم طولانی تر میشود جایی را که فلش نشان میدهد معمولا در کنارش درختی تنومند و قدیمی وجود دارد . حتی تعداد درخت ها به سه عدد هم میرسد که مثلثی را تشکیل میدهند و دفینه سرباری اگر تک درخت بود یک قدم به سمت طلوع خورشید ولی اگر سه درخت بود در وسط مثلث تشکیل شده از درختان در عمق تقریبی سه متری قرار دارد. درختی که برای این فلش ها به کار میرود معمولا درخت بلوط است . بار اصلی با نشان شمشیر مشخص شده است و معمولا به صورت تل می باشد. در این موارد چند تل را به صورت چسبیده در کنار هم درست میکنند. برای اینکه تشخیص آن سخت تر شود این روش را پیاده میکنند. دفینه موجود در این تل در متراژ ۸ الی ۱۰ متری است. شروع حفاری از بالا به این صورت است که در یک و نیم متر اول حتما باید آثار کوزه شکسته فراوان یافت شود و در دو متری کم کم کوزه شکسته همراه با خاک پخته و سنگریزه مخلوط است. اگر این آثار را در این متراژ ها مشاهده کردید به راه خود ادامه دهید که این آثار حکم درست بودن مسیر را دارد. در غیر اینصورت شما تل را اشتباه کنده اید و باید سراغ تل بعدی بروید. این آثار بر روی سنگی حکاکی میشوند که به اندازه یک صندوق بزرگ است و معمولا در وسط آبراهه یا دو راهی رودخانه قرار دارند. اگر این آثار را در قسمت شمال کشور و در منطقه رطوبتی پیدا کردید دفینه موجود در آن نقره است ولی اگر در جای خشک این آثار را پیدا کردید دفینه موجود در آن طلا است. در این نوع آثار اگر میخواهید از دستگاه فلزیاب استفاده کنید باید خیلی دقت کنید چون خاکی که در این مکانها وجود دارد از سیلیس است و تعداد سرباری ها یی که در این کار وجود دارد باعث میشود تا دستگاه گیج بزند. بنابراین سعی کنید اگر میخواهید با دستگاه کار کنید در روز این کار را انجام دهید. به این خاطر که اجسام در روز گرمای خورشید را در خود جذب کرده و در شب از خود بیرون میدهند و باعث خطای دستگاه میشوند ولی دفینه در روز هم گرمای خود را دارد و باعث میشود دستگاه خطا نزند و جای دفینه را مشخص کند.
۱۲-سنگ آسیاب: این نوع سنگ در قدیم جهت آرد کردن گندم به کار میرفت. اگر در جایی به این نوع سنگ برخوردید شکل سنگ باید طوری باشد که یک سمت آن کاملا صیقل خورده باشد و سمت دیگر آن صاف باشد. اگر در مرکز آن یک سوراخ باشد نشان دفینه نیست ولی اگر برروی آن سوراخهای بیشتری بود میتوان آن را به عنوان آثار دفینه بشناسید. در اینصورت مسیر راه را نشان میدهد. راهی را که بعد از کندن ۱ الی ۲ متر به ساروج و بعد از ساروج هم به راه رو راه می یابد. درون راه رو هم باید یک سنگ آسیاب دیگر باشد . این نشاندهنده مسیر درست راه است. گودی هر سوراخ در سنگ آسیاب طول دالان را نشان میدهد. هر سوراخ خودش تعداد اتاقها را نشان خواهد داد. البته دفینه موجود در آثار سنگ آسیاب زیاد نیست و معمولا یک اتاق غذا و یک اتاق مهمات و اتاق دیگر دفینه است. این آثار معمولا در نقطه های بلند کوه ها یافت میشوند که برای پیدا کردن آن میتوان دنبال دو عدد سنگ کله قندی در کنارش بود. اندازه هر یک از این دو سنگ به اندازه یک یخچال کوچک میباشد. معمولا در خود یکی از این کله قندها مقداری سکه پنهان میکردند. برای شکافتن این سنگ در زیرش نقطه ای تعبیه شده است و قسمت حساس سنگ است و میتوان به راحتی از آن نقطه سنگ را شکافت.
۱۳-حفره و هواکش ها:در جاهایی که حفره یافت شود باید درون آن رفته اگر این حفره ها به صورت مارپیچ بود و هرچه بیشتر به سمت داخل رفتید کوچک و باریکتر شد تا جایی که به صورت گربه رو در آمد آن را میتوان هواکش نامید این هواکش ها برای خزانه به کار میرفتند چون خزانه ها محلی بودند که در آنجا سکه ضرب میشد و جایی که سکه ضرب میشد رفت و آمد هم زیاد بود و آنها به این فکر افتادند تا هواکشی را تعبیه کنند که گازهای فلزات در آنجا جمع نشود و برای اینکه در زمان جنگ دشمنان به آن دسترسی پیدا نکنند در اصلی آن را با سنگهای بزرگ مسدود کرده و مقدار فراوان خاک بر روی آن میریختند تا آن مکان آشکار نباشد. هواکشها دو جهت داشتند خروجی و ورودی . ورودی برای وارد کردن هوا به درون آن و خروجی برای خارج کردن هوا. این هواکش ها معمولا از چند اتاق عبور میکردند اتاق اول اتاقی خالی بود . اتاق دوم جای ضرب سکه و اتاق سوم هم محل قرارگیری سکه ها و دیگر اموال با ارزش بود .
۱۴-دو شاخه سنگ: در قدیم از آثارهای مختلف به معانی مختلفی استفاده میشد و هر آثار معنی خاص خود را داشت ولی در هر منطقه از چند آثار به یک معنی استفاده میشد و مانند زبان امروزی که از هر شهر با شهر دیگر تفاوت وجود دارد و هر شهر با لهجه محلي خود صحبت ميكند در ﺁن زمان ﺁثارها بدين گونه بود كه يك نوع از اين ﺁثارها دو شاخه سنگ بود . اين سنگ هم مانند سنگ كاسه است و معني قبرو یا مسیر جلو را نشان ميدهد البته با اين تفاوت كه دو شاخه سنگ وقتي طلوع ﺁفتاب به ﺁن تیغه کند اگر به صورت ايستاده باشد جايي را كه سايه دو شاخه سنگ به زمين تيغه می كند قبر است ولي اگر سنگ به صورت خوابيده و با شيب ملايم به زمين برسد بايد ظرف ﺁبي در قسمت شيار ﺁن ريخت هر جا كه مسير ﺁب تمام شد قبر هم همانجاست. اين گونه قبرها معمولا در متراژ ۸۰ سانتي متري هستند.ولی اگردر وسط دوشاخه سنگ سنگی دیگر بود باید از پشت به نوک سنگ تیز لایه دوشاخه را نگاه کرد که مسیر روبرو را نشان میدهد.
۱۵-ﺁبشارها
در قديم ﺁبشارها محلي دنج براي مدفون كردن دفينه ها بودند و كمتر كسي به مكان ﺁن شك ميكرد. مدفون كردن دفينه در اين ﺁبشارها به اين گونه بود كه اول مسير ﺁب را تغيير ميدادند و جايي را كه ﺁبشار در ﺁن نشست ميكرد كاملا خشك مي كردند و حفره اي زير قسمت نشست ﺁبشار حفر ميكردند و ته حفره را كاملا با ساروج لايه پوشاني ميكردند. سپس دفينه را در ﺁنجا قرار ميدادند و باز روي ﺁن را ساروج ريخته و مهر و موم ميكردند و براي جلوگيري از نفوذ رطوبت به درون ساروج لايه اي را به پهناي ۷ سانتي متر از زغال درون ﺁن ميريختند و يك لايه خاكستر از سوزاندن همان زغال در بالاي ﺁن مي ريختند و لايه ملات ﺁخر ساروج را با زغال مخلوط كرده و روي خاكستر ريخته و ﺁنجا را مهر و موم مي كردند. دوباره مسير ﺁب را باز كرده و ﺁبشار مثل سابق در كف حوض دست ساخت نشست كرده و بدين صورت باز هم طبيعي و دست نخورده به نظر ميرسيد. با اين روش هر شخصي كه از ﺁنجا ميگذشت متوجه اين ﺁثار نميشد و به راحتي از كنار ﺁن عبور ميكرد. البته ساخت اين مكانها بيش از يك هفته زمان ميبرد تا ساروج ساخته شده و به طور كامل خشك شود و ﺁب در ﺁن نفوذ نكند دقيقا اين بنا را طوري طراحي ميكردند كه شبيه به حوض طبيعي به نظر برسد و به مرور زمان ﺁبي كه از بالاي ﺁبشار به سمت پايين روي حوض سرازير ميشد همراه خود سنگريزه و گل شسته شده را مي ﺁورد به طوري كه حوض زیر اين سنگريزه و گلها كاملا مخفي ميشد.
۱۶-ﺁثار شمع سوز: شمع سوز ها مكان مقدسي در دوره اسلامي بود. بعد از ورود اسلام به ايران جنگهاي داخلي سر گرفت و مناطقي هنوز اسلام را نپذيرفته بودند و همين مسئله باعث جنگ بين مسلمانان و افراد بومي شده بود به مرور زمان با پذيرفتن اسلام محل دفن سرداران اسلام كه اكثرا از اقوام پيامبر بودند به امامزاده و شمع سوز تبديل شد و مردم براي نذر و نياز به اين مكانها ميرفتند و بر سر مزارشان شمع روشن ميكردند و مقاديري كه نلذر داشتند در ﺁن قسمت مدفون ميكردند و بر روي شمع سوز ها دخيل ميبستند و وقتي از نذر خود جواب ميگرفتند اموال و سكه هاي بيشتري در ﺁنجا مدفون ميكردند . معمولا محل دفن اين نذورات يك و نيم قدم از شمع سوز به سمت قبله بود و دفينه را در متراژ ۲ متري قرار مي دادند.
۱۷-ﺁثار تير يا مرد كماندار= اگر در جايي سنگ نگاره مرد كماندار را مشاهده كرديد به اين معني است كه بايد به اندازه پرتاب تير (فاصله حدود ۱۰۰ متر) به سمت جلو برويد و درﺁن قسمت بايد
دنبال نشان دوم باشيد. معمولا ﺁثار دوم را به صورت تل يا تخته سنگي نمايان ميسازند و ﺁثار دوم معمولا نشاندهنده عمق محل دفينه است.
۱۸- سنگ گاو : معمولا سنگ گاو در کنار چشمه ها به صورت یک پهلو دیده میشود که این نماد نشان سفید خانه است و در پستان گاو چند الماس را جاساز میکردند و در زیر پشت پستان که به دم وصل میشود سوراخ ریزی دارد که با ضربه به آن به راحتی باز میشود و میتوانید دست خود را در درون آن فروبرده و الماس هارا از داخل پستان تخلیه کنید و این آخر کار نیست و در پشت گاو باز یک سنگ که معمولا با نماد ماه مشخص شده است که پشت ماه هم باز سنگ دیگری باید باشد که سه سوراخ در روی آن قرار دارد که هر سوراخ محل سفید خانه هارو نشان میدهد
سنگ عروس : این سنگ در اصل نماد مجسمه نیم تنه زن و یا عروس هم به آن گفته میشود است . این آثار به این صورته که در دو طرف آن که سینه های آن است به صورت کاسه تو رفته حکاکی شده و روبروی آن باید درخت کهنسالی باشد و نماد سینه زن یعنی دفینه و اگر سینه موجود باشد دو عدد گوهر یا الماس در سینه جاساز است ولی اگر سینه نباشد و جای آن خالی باشد و درخت کهنسال در روبروی آن باشد دفینه در ۱٫۵ قدم بعد از درخت به سمت خود سنگ است که به متراژ ۸۰ سانت هم نمیرسد است.
۲۰- امزاده ها همانطور که تو سایت توضیح دادم بار موجود در امزاده ها زیاده و معمولا در چند قسمت آن جا ساز شده ۱- قسمت سقف ۲ در دیواره داخلی که اگر دقت کنید کمی به صورت برجسته است پشت یک آجر ۳- در کف که به صورت تو رفتگی کوچیکه ۴- زیر کفش کن که در تمام امزاده ها یکیه ومتراژ ۸۰ سانتی دفینه یافت میشود ۵- روبروی در امزاده به صورت تل که در بعضی امزاده ها یافت میشه
علائم
كوزه :در قديم از كوزه ها به عنوان ظرف غذا يا ظرف ﺁب، جاي دفينه و اشياي زينتي استفاده مي كردند و كوزه هاي بزرگ هم براي مدفون كردن اجساد استفاده ميشد. البته انواع کوزه ها برای دوره های مختلف است . در هر تاریخی از بشریت امکانات خاصی برای ساخت کوزه ها موجود بود
. اولین نوع کوزه به صورت خام بود و کم کم با آمدن کوره های سفال پزی آنها را در درون کوزه می پختند تا استحکام کوزه بیشتر شود ولی چون این کوره ها , ساختمانی به صورت اولیه داشتند و از امکانات پایینی برخوردار بودند . پس از اینکه کوزه ها را در کوره می پختند به خاطر گرمای کم این کوره ها وسط این کوزه ها به صورت خام باقی می ماند .بعد از گذشت دوره هخامنش کم کم به این فکر افتادن که کوره ها رو طوری طراحی کنند که گرمای لازم را در آن به دست آورند . با پیشرفت ساختاری کوره ها در دوره اشکانی دیگر توانستند به کوزه هایی کاملا مغز پخت دست پیدا کنند . پس از اینکه در ساخت کوزه های کاملا پخته پیشرفت حاصل شد کم کم موارد زینتی پیدا کردند و ساخت آنها به صورت صنعت در آمد از این پس ساختار بیرونی کوزه ها مورد اهمیت قرار گرفت و دیگر کوزه ها به صورت ساده نبودند و با نقش و نگاری شکیل ساخته می شدند بعد از دوره اشکانیان هینطور پیشرفت در ساخت کوزها روز افزون بود و نه تنها کوزه ها دیگر زیبا بودن بلکه لعابدار هم شده بودند و اوج این صنعت لعابدار شدن کوزه ها در دوره صفویه به شکوفایی رسید و حتی در قبور هم از کوزه های رنگین و لعاب دار استفاده میکردند مخصوصا در دوره قاجار که قوری و سماور سفالی هم به بازار عرضه شد .
از کوزه ها برای نشان دادن و علامت گذاری مسیر دفینه هم استفاده می شد . روش علامتگذاری اینگونه بود که معمولا سه کوزه را به صورت خالی در بالا قرار میدادند که برای گمراه کردن دیگران بود و یک کوزه به صورت وارونه نشاندهنده ی راه درست است . حدود ۲ الی ۳ متر پایین تر باز کوزه را به صورت شکسته پراکنده قرار می دادند و اگر مورد تپه باشد ۳ عدد کوزه که هر یک به اندازه قد یک انسان بود را پر از نقره کرده و در قسمت جلویی تپه که رو به مسیر مال رو بود در متراژ ۳ الی ۵ متری قرار میدادند .
از کوزه ها برای چیزهای دیگر هم استفاده می شد که یک نمونه از این استفاده ها جهت مهروموم کردن سند داخل کوزه بود که به این صورت بود کروکی منطقه را قبل از پخت کوزه روی خود کوزه حکاکی می کردند و محل دفینه روی کوزه قید می شد و بعد داخل کوزه یک نسخه که با پوست دباغی شده درست می شد می گذاشتند که روی پوست شجره نامه شخص مالک دفینه و تله مربوط به راه ورودی نوشته می شد و در آخر سر کوزه را با ساروج مهرو موم میکردند و دور کوزه را با قیر و روغن حیوانی و مقداری هم پشم آغشته می کردند تا مقاومت کوزه بالاتر رود و باعث ترک خوردن و شکستگی نشود . و معمولا این نوع کوزه ها در کنار تپه هایی به ارتفاع ۵ متر و عرض ۱۰ متر و در متراژ ۲ متری دفن می شدند . و نوع تله با رسم شکل به روی کوزه حکاکی میشد .
۲- سنگ فلش دار : این نوع سنگ ها معمولا مربع یا مستطیل شکل هستند . این نوع فلش ها نشان مسیر به جلو نیستند بلکه نشان دهنده قبر یهودیان هستند . یهودیان از این نوع سنگ ها برای سنگ قبر خود استفاده می کردند . امروزه بعضی ها با دیدن این نوع سنگ ها به اشتباه فکر میکنند که مسیر جلو را نشان می دهد و شروع به حفاری های اشتباه می کنند . ولی باید بدانند که مسیر راهی را که می روند اشتباه است و این نوع فلش ها علامت قبر است .
۳- سنگ مثلثی : این نوع سنگ معمولا در حفاری ها در بین لایه هایی پیدا می شود که برای دفینه استفاده می شود . این سنگ مسیر به سمت پایین را نشان میدهد ولی با احتیاط این سنگ معمولا به رنگ کرمی است که با ساروج درست شده است . این نوع سنگ برای دفینه های بزرگ بکار میرود و در بعضی از مکانها این سنگ به صورت سنگ رودخانه ای هم یافت می شود ولی خیلی کم . اگر شکل مثلث در بالای زمین یافت شود . نوک آن جهت قبر را نشان می دهد البته با سنگ چین مثلث تفاوت دارد سنگ چین مثلث نشان قبر بچه است . اگر مثلث به صورت نقطه چین باشد و خطهای آن به صورت ممتد باشد نشان دریچه است که پلمپ شده است .
۴- سنگ کاسه سوراخ دار : این نوع سنگ که به آن چوغان هم میگویند تفاوتش با سنگ کاسه در این است که سنگ کاسه انتهایی بسته دارد و درست مثل کاسه است ولی سنگ چوغان یا کاسه سوراخ دار اسمش روی خودش است و ته آن باز است . این نوع سنگ نشان راه به صورت دایره به سمت زمین است و مسیر را نشان میدهد که در داخل غارها یافت می شوند. و نشان قبر اشراف زادگان است. معمولا پس از حفاری زیر این نوع سنگ کاسه ها یک سنگ کاسه دیگر مانند همین سنگ در متراژ ۲ متری باید باشد ولی با اندازه ای بزرگترکه سنگ دوم نشان دهنده نزدیک شدن به راه ورودی است . در متراژ۲ متر به بعد از سنگ دوم , سنگ چین نمایان می شود و زیر سنگ چین ساروج و بعد از ساروج درب مهروموم شده دالان قرار دارد . معمولا در مسیر سنگ اول تا درب مهروموم شده از بقایای انسانی و حیوانی هم استفاده می شود . وقتی که درب باز شد شما باید حتما از ماسک شیمیایی استفاده کنید چون این نوع دفینه ها که جسد شاهزادگان در آن مدفون هستند از خاک اورانیوم جهت شیمیایی کردن جسد بکار رفته و کاملا خطرناک و سمی است چون رادیو اکتیو خاصیت میکروب کشی ,باکتری و هر موجود زنده دیگر را دارد و در قدیم برای سالم نگه داشتن جسد اشراف زادگان از گزند حیوانات و … از این مواد برای شیمیایی کردن استفاده می کردند و حتی با گذشت هزاران سال اگر درب قبر را بشکافید انگار شخص تازه فوت شده و تمام اموالی که در کنار جسد دفن شده به خاطر آلودگی محیط به رادیو اکتیو آلوده شدند و برای دست زدن به این اموال حتما باید از لباس ( ش . م . ر ) استفاده کنید تا بدن شما هم آلوده نشود .
۵- علائم چشم ها در حیوانات و انسانها : معنی چشم یعنی نگاه کردن به سمت جلو و اگریک چشم باز باشد معنانی خاصی دارد .در بعضی مکانها معنی دو راهی را می دهد که یک راه بن بست و یک راه اصلی است و در بعضی جاهای دیگر به معنی اتاقک است که اگر یک چشم باز باشد یک اتاق پر یا یک اتاق خالی است . اگر هر دو چشم باز باشد به معنی دو اتاق پر می باشد .
۶- قبرها :
در زمان زرتشتیان به علت اینکه آتش و آفتاب را مظهر پاکی می دانستند بنابراین بعد از فوتشان آنها را در بلند ترین نقطه از کوه روبه طلوع آفتاب دفن میکردند که اکثر این قبرها روی تپه هایی در بلند ترین نقطه کوهها هستند و طلوع و غروب خورشید یکسره به آن قسمت می تابد . هر شخص از نظر مقام و منزلتی که در آن دوره داشت در این تپه ها دفن می شد و افرادی که وضع مالی پایینی داشتند در پایین تپه دفن می شدند و همراه آنها فقط یک کوزه آب یا یک کوزه غذا در کنارش دفن میکردند چون آنها عقیده داشتند که روزی دوباره زنده می شوند برای همین حداقل کاری که می توانستند بکنند گذاشتن آب و غذا بود و قشر دوم افرادی با وضعیت مالی متوسط بودند که در وسط تپه به خاک سپرده می شدند این افراد به خاطر برخوداری از وضعیتی بهتر نسبت به قشر فقیر و بی بضاعت در کنار آنها علاوه بر کوزه آب و غذا مقدار کمی از اموال آنها در کنارشان دفن میشد تا در موقعی که خودشان زنده شدند ثروتی برای زندگی مجدد خود داشته باشند . ودر آخرقشر سرمایه دار بودند که که در قسمت بالایی تپه به خاک سپرده می شدند این افراد در موقع مرگشان هم طمع داشتند و حتی درکنار بعضی از این قبرها کنیزان و خادمانشان بعد از مرگ اربابشان زنده بگورمیشدند تا در موقعی که فرد به زندگی برگشت به آنها سخت نگذرد و تمام اموال شخص همراه با او دفن می شد البته این مختص به سرمایه داران آن زمان بود و برای شاهزاده ها و پادشاهان پس از مرگشان برای آنها مقبره درست می کردند که معمولا مقبره اشراف زادگان را در کنار آتشکده ها بنا میکردند تا مردم هر روز برای آنها سر مزارشان هدایا تقدیم کنند .
برای این قبرها سنگی را به صورت ایستاده در بالای سر قبر قرار میدادند که با گذشت زمان و به خاطر نشست گرد و خاک بر روی آنها تقریبا غیر قابل شناسایی هستند و باید دقت کرد که هر جا سنگ هایی به صورت ممتد و پشت در پشت هم قرار دارند قبرستان گبری ها می باشد .
(بیو گرافی و اندازه های یک قلعه و آثار به جا مانده در آن درقرون مختلف)
قلعه کنگلو
مقدمه
در کیلو متر ۱۰ جاده دو آب – ورسک سوادکوه در سمت چپ جاده ای است فرعی که به طول ۱۴ کیلو متر که از خطیر کوه آغاز و به دو راهی روستای چاشم – کنگلو منتهی می شود. قسمت های اولیه جاده آسفالته و بقیه خاکی است. در سمت چپ با عبور از پل سیمانی جدید الاحداث را پر پیچ و خم و صعب العبور روستای کنگلو ( کنگله لی = زنبور ) منشعب می شود که طول آن ۱۶ کیلو متر است . در فاصله یک کیلومتری جنوب این روستا در ارتفاعی پایین تر ، قلعه کنگلو قرار دارد که به تعبیر استاد دکتر منوچهر ستوده به دو بازوی گشوده ای می ماند که واردین را به خود می خواند.از دید من چون عقابی است سرخ گون با بال های گسترده که از آشیان خود محافظت می کند.
موقعیت قلعه
قلعه با مساحتی حدود ۳۰۰۰ متر بر فراز تپه ای مخروطی و منفرد به صورت شمالی – جنوبی بنا شده است .ارتفاع این تپه در سمت شمال نسبت به دامنه خود با شیب ۴۰ درجه حدود ۱۰۰ متر و از جنوب با شیب ۹۰ درجه و گاهی با شیب منفی منتهی به دره ای می شود که عمق آن حدود ۳۵۰ متر است . از ضلع جنوبی قلعه به سبب اشرافی که بر کیلومتر ها چشم انداز خود دارد می توان منطقه را کنترل کرد. این دره راه صعب العبوری به شهمیرزاد سمنان دارد. از این رو می توان پذیرفت که قلعه از موقعیت استراتژیک حساسی برخوردار بوده است. روبروی همین ضلع ، آن سوی دره ، کوه قدمگاه باارتفاعی حدود ۱۰۰۰ متر قد برافراشته که به صورت دیواره ای طبیعی ، منطقه را دربر گرفته است و حراست می کرد. دو سوی دیگر قلعه هم با شیب تند به دامنه های خود منتهی می شود.
معماری قلعه
از آنجا که در ملات پوشش بنا و سنگ چین ها از خرده سنگ های املاح دار به رنگ قرمز و سنگ هایی که اکسید آهن دارند همواره با گچ استفاده شده است ، رنگ قلعه به قرمز آجری نزدیک است. کل بنا ازملات گچ و لاشه سنگ های ابعاد نیافته و الوار و تیر های چوبی بنا شده است . نمای ارگ به سمت شمال و راه ورود به آن هم در همین سمت واقع شده است . از قلعه دو بازو برجای مانده است.
حصارها
از دیوار شمالی – جنوبی قلعه چیزی باقی نمانده است. اما در سمت شرق دیواری به طول ۳۰/۲ متر و به ارتفاع ۶۰ سانتی متر و قطر یک متر از تطاول زمان مسون مانده است. ضلع جنوبی هم به سبب ختم شدن به دره نیازی به دیوار نداشت. بنای ارگ از سمت شمال ک ورودی در پایین و دو پنجره بر روی هم در سطوح بالاتر دارد که کلا ساختمانی دو طبقه را تجسم می کند.
برج ها
قطر برج ها در پایین ۵ متر و در بالا ۴ متر و ارتفاع آنها در حال حاضر ۶ متر است. طول دیواره های دو طرف ورودی ارگ منتهی به برج ها هر یک ۱۹ متر و ارتفاع آن هم سطح برج ها یعنی ۶ متر و قطر ۴۰/۱ متر است. چون دیواره های طرف ارگ و برج ها در شیب ملایم تپه احداث گردیده اند حالت افتاده آنها در دو سوی ، منظزه بدیعی را پدید آورده است.
ملات پوشش بنا
ضخامت ملات کشیده شده بر روی دیواره و برج ها در بعضی از قسمت ها تا حدود ۷ سانتی متر هم می رسد ، به نحوی که سطح بیرونی با قی مانده صاف و یک دست است . معمار هر بار توانسته است سطحی به ابعاد حدود ۷۰*۵۰ سانتی متر را بپو شاند . مرز این ملات ها خطوط قابل رویتی را به وجود آورده که از مقاومت اندود کاسته و در نتیجه یکی از موجبات فرو ریختگی پوشش را فراهم ساخته است . سنگینی دو برج تو پر طرفین ارگ به استایی و دفع رانش بنای دیوار ها و ارگ کمک کرده است . از ارتفاع دیوار نیم دایره پیش آمده ورودی ارگ که
اتاق های داخل قلعه را بر گرفته ، فعلا حدود ۱۰ متر بر جای مانده است. طول نیم دایره ورودی ،۱۵ متر است.راه ورود به این قلعه دو مدخل به شرح زیر است:
الف) مدخل واقع درنیم دایره پیش آمده بنای ارگ متمایل به سمت چپ:این ورودی دارای قوس چیله تند ( بیضوی ساسانی ) به ارتفاع ۲ متر و ارض ۱ متر و ضخامت ۱۹۰ متر است که در انتهای آن براثر فروریختگی بنای فوقانی مسدود شده و راهی به ارگ نمی برد.
ب ) مدخل واقع در دیواره سمت راست چسبیده به ارگ:
این ورودی نیز قوس بیضوی ساسانی دارد.پایه سمت چپ آن دیوار ارگ و پایه دیگر ابتدای دیوار سمت راست قلعه است. زیر قوس با استفاده از قالب بندی و به کمک پنجه و دست و با پوشش گچ اندود و صاف شده است . در دو طرف دیوار پایه قوس دو حفره که احتمالا محل قرار گرفتن بازوی چهار چوب در بوده است مشاهده می شود. ارتفاع این ورودی به حیاط قلعه راه یابد.
بنای ارگ
در سمت شرق ورودی (ب) دیوار اصلی ارگ به صورت بیضی ناقص به انضمام پیش آمدگی جلوی ارگ روی هم رفته بیضی کاملی را تشکیل می داد. از این دیوار مدور ۲۵ متری ارگ ۱۲ متر باقی مانده که رو به غرب دارد . از ارتفاع آن در حال حاضر بین ۴ تا ۷ متر باقی مانده است . بر روی این دیوار به فاصله ۳۰ سانتی متر از ورودی و به ارتفاع ۲۵/۲ متر از سطح زمین پنجره ای با طاق تخت و به ارتفاع یک متر و عرض ۶۵ سانتی متر و عمق فعلی ۱۵/۲ متر احداث گردیده است. در حال حاضر دو تیر چوبی دیگر به خوبی نمایان است . پوشش دیوار دو طرف پنجره و کف ملات گچ است. در حال حاضر انتهای پنجره به علت ریزش مسدود است .
به فاصله دو متر از این پنجره ، در قسمت پایین دیوار ارگ ، حفره ای تعبیه شده است که مقطع بیرونی آن ۲۵*۲۷ سانتی متر و امتداد آن دیوار ارگ به طرف شرق تا حدود ۳ متر مشخص است . این حفره در سنگ پای دیوار ارگ کنده شده و کاربرد آن به طور قطع معلوم نشد. احتمالا نوعی نور گیر یا هوا کش یا مسیر انتقال آب بوده است.
ارگ را به سمت شرق دور می زنیم. بنایی مشاهده می شود که در پلانی بیضی شکل قرار گرفته و از دید جنوب بخشی از بنای دو طبقه آن در حال حاضر بر جای مانده است . ابعاد این بنا از شمال به جنوب ۲۰/۱۱ متر و از شرق به غرب ۱۰/۱۰ متر است . ضخامت دیوار جنوبی بازمانده ارگ از داخل بنا ۵۰/۳ متر و از بیرون ارگ ۵۰/۷ متر است .
دو دیوار شمالی – جنوبی به قطر یک متر اتاقی مستطیل شکل را در وسط ارگ و در فضای نیم دایره را در شرق و غرب به عرض ۷۰/۲ متر به صورت قرینه تشکیل می دهد . عرض اتاق وسط ۱۵/۴ متر است اما طول آن به علت تخریب دیوار جنوبی مشخص نیست ولی تا دیوار ارگ در جنوب ۱۰/۱۱ متر فاصله دارد.در هر يك از دیواره های عمارت دو طبقه ارگ ، دو قوس چیله به شکل طاق نما از خانواده قوس های ساسانی که یاد آور بنای طاق بستان و طاق کسری است ، ساخته شده است . قوس طاق طبقه اول در حال حاضر به ارتفاع ۴۰/۲ متر و دهانه آن ۳ متر و عمق آن ۴۵/۱ متر است . این طاق نما به دیوار پشت خود متصل نیست و ۱۵ سانتی متر با آن فاصله دارد .آثار دود زدگی در این شکاف به چشم می خورد . در آن از کلاف چوبی استفاده شده بود که در اثر آتش سوزی از میان رفته است .
« زمر شیدی » در کتاب «طاق و قوس در معماری ایران » قوس های بیضوی ساسانی را چنین توصیف نموده است:«قوس های بیضوی ساسانی یا نظایر آن همچون قوس چیله،هلوچین و تخم مرغی،تحول یافته قوس های سهمی می باشند که قدمت طولانی دارند . در قوس سهمی ستونی وجود ندارد و پوشش قوس به حالت رج چینی از اولین رج هم سطح با زمین آغاز می شود و با پیش آمدگی هر رج طول دهنه کاهش می یابد . به علت فرم این قوس مقاومت آن بسیار زیاد است و به ندرت دچار شکستگی و ریزش می شود. قوس های سهمی را می توان قدیمی ترین قوس هایی دانست که در ایران عهد باستان ساخته شده است. در کاوش های «هفت تپه» خوزستان و ارامگاه های ایلامی چغازنبیل و بناهای عهد ساسانی قوس سهمی مشاهده شده است. در معماری شیوه پارتی قوس های سهمی به قوس های بضوی ساسانی تحول یافته است که دارای ستون می باشند ».
تنها قسمت هایی که از ارگ به شکل مسقف باقی مانده طاق های دیوار شمالی است که به شیوه قوس چیله بنا شده اند. ستون قوس قلعه در طبقه دوم در حال حاضر یک متر ارتفاع دارد و شیب قوس از بالای آن به تدریج شروع می شود . فاصله ستون ها با دیوار شمالی – جنوبی ۶۰ سانتی متر است . البته این ستون به پشت
دیوار شمالی – جنوبی و فضای نیم دایره ادامه می یابد و در نتیجه پایۀ بسیا محکمی را تشکیل می دهد .
آثار قالب بندی در زیر پوشش گچی قوس به خوبی مشاهده می شود . معمار با اندود گچ نا همواری سطح بيرونى را هموار كرده است . در نماو جلوی قوس يك نوار به پهناى ۱۸ سانتیمتر و عمق ۵ سانتى متر به فرم مقعر لبه طاق نما را مزين كرده است .در وسط ديوار پشت طاق نما، پنجره اى تعبيه شده كه كف آن از كف فعلى اتاق يك متر فاصله دارد. عرض و ارتفاع پنجره به ترتيب ۵۵سانتى متر و ۲متر است .
اين پنجره نيز در بالا دارای قوس بيضوی است . سقف طاق طبقه اول كه كف اتاق طبقه دوم نيز هست ، حداقل يك متر ضخامت دارد و روى آن به عنوان كف طبقه دوم تسطيح شده بود. نظير همين قوس در طبقه دوم هم ديده مى شود. دهانه آن ۲۹ا۳متر و ارتفاع أن ۳متر است . در دو طرف ستون هاى قوس قسمتى از دو كنده چوبى ابعاد يافته در اندازه ۲*۲۰سانتى متر نمايان است . اين كنده هنوز در مقابل تفييرات جوى و حشرات سالم مانده است . غلامحسين معماريان در مورد خواص چوب و كاربرد آن در معمارى و سازه هاى طاقى مى نويسد: «چوب به عنوان يک عنصر كمكى در مورد مسايل ايستاى كه احيانأ سازه های طاقى در پيش خواهند داشت در معماری مورد استفاده قرار گرفته است . از مقاومت كششی چوب در سازه هاى طاقى مثل قوس طاق و گنبد براى رفع مشكل رانش استفاده شده است و كاربرد آن از زمان ساسانيان معمول بوده است . در كاخ تيسفون اين راه حل به كار رفته و در معمارى اسلامی ايران نيز اين شيوه متداول بوده است . »*
لبه قوس طبقه فوقانی هم مانند طبقه پایین قالب بندی و تزیین شده است . با این تفاوت که امتداد قوس ها از دو طرف کاملا در راستای دیوارهای پایه خود نیست و سانتی متر پیش آمدگی دارد . دیوار مقابل بر عکس طبقه پایین به قوس متصل است و اثر قالب بندی برای اندود گچ در زیر قوس به خوبی دیده می شود .
در سمت راست پایه داخلی طاق ، طاقچه ای با قوس بیضی شکل به تقلید از قوس و طاق بزرگ طبقه دوم تعبیه شده است که سقف آن نسبت به ديواره های پایه خود از هر طرف ۵ سانتی متر پیش آمدگی دارد . این تقلید و تشابه برای رعایت هماهنگی اعمال سده است . ارتتفاع و عرض طاقچه ۵۰ سانتی متر و عمق آن ۶۰ سانتی متر است . در کف طاقچه به فاصله ۲۰ سانتیمتری از لبه آن کف چینی پله مانندی به ارتفاع ۲۰سانتی متر ساخته اند . که قسمتهایی از آن تخریب شده است . قرینه این طاقچه در داخل پایه دیگر قوس نیز ایجاد شده بود که متاسفانه از بین رفته ولی قسمتی از اثر و داغ آن بر پایه قابل رویت است .
دیوار مقابل قوس هم پنجره ای دارد که به تقلید از قوس های طبقه دوم نسبت به دیواره های طرفین خود ۳ سانتی متر پیش آمدگی دارد . ارتفاع و عمق پنجره هر کدام یک متر و عرض آن ۴۰ سانتی متر است .این پنجره از کف اتاق ۶۰/۱ متر ارتفاع دارد .
و…
حجم عضیم لاشه سنگ هایی که در داخل اتاق ریخته و تقریبا اتاق های طبقه اول را پر کرده است ، و نیز پلان بیضی شکل بنا ، این احتمال را قوت می بخشد که سقف اصلی ارگ گنبدی شکل بوده باشد . نزدیک ترین پلانی که تا حدی قابل مقایسه با قلعه کنگلو است قسمتی از ارگ قلعه دختر فارس است که در زمان ساسانیان احداث شده است .
مطلب دیگر اینکه دیوار شرقی در قسمت اتصال به ارگ با گذشت زمان آسیب دیده و شکاف برداشته است و در این شکاف ها اندودنمای بیرون ارگ به خوبی دیده می شود که ارگ را دور می زند و این احتمال را پیش می آورد که این دیوار برای بار دوم ساخته شده باشد زیرا پفت و بستی با دیوار بنای ارگ ندارد. دیوار طبقه دوم ارگ نیز شکاف برداشته و به سمت بیرون قلعه متمایل شده است و امکان سقوط آن می رود.
سیستم آب رسانی
در سطح قلعه هیچ اثری از احداث حوض یا آب انبار و نیز بازمانده ای از تنبوشه گذاری دیده نمی شود . فقط قسمتی از بدنه ای از ظرف خمره ای در این منکان یافته شد که احیانا نمونه ای از ظروف نگهداری آب می باشد.
سفال های قلعه
به علت شیب محوطه قلعه و تخریب سطح سخره ای آن به مرور زمان ، در سطح قلعه سفال زیادی باقی نمانده است و شاید بتوان گفت که از شیب تند به عمق دره ریخته شده باشد.
تنها تعدادی از سفال قرمز رنگ مربوط به بدنه ظرف با تزیینات شانه ای و موجی بدست آمد . روی بدنه این سفال ها نوار های پهنی دیده می شود که با ابزار صیقل و داغ دار و نوعی تزیین نواری قرمز رنگ به وجود آمده است .
دو لبه ظرف سفالين نيز به دست آمد كه يكى از آنها لبه ای ساده و متمایل به داخل دارد و ضخامت لبه پشت ماهى شده ظرف بيشتر از بدنه است . همچنين لبه او از ظرفى ديگر پیدا پیداشد که زاویه ۹۰ درجه به بيرون دارد و انتهاى آن كمى به طرف بالا متمايل است . قدمت تمام پاره سفال ها به دوره اسلامی باز می گردد و ضخامت بيشتر آن ها تا یک سانتیمتر می رسد. ظروف بزرگ تروضخیم تر احتمالا جهت نگه دارى آذوقه و آب مورد استفاده قرار مى گرفت . بدنه يک خمره نيز به دست آمد که از بيرون تزیینات نامنظم شانه ای دارد و سطح داخلى آن با رسوبات و جرم ناشی از نگه دارى مایعات به رنگ سفيد درآمده است .
در مسير شمالى ورود به قلعه و به فاصله ۳۰۰متری آن ، تعداد فراوانى تكه هاى سفال ديده مى شود. تعداد زياد پاره سفال های اين محل گواه و نشان از مردمانى است كه زمانى در جوار قلعه ساكن بودند و در مواقع خطر به داخل آن پناه مى بردند.
در ميان پاره سفال هاى قرمز، تكه هاى ظروف لعاب دار نيز به حشم مى خورد. یک تكه لبه متصل به دسته يافت شد كه به رنگ قرمز و فاقد لعاب است و دسته آن به شكل عمودی به ابتدای لبه متصل و لبه ظرف به شكل افقى به بيرون متمايل است .
لبه اى به شكل لبۀ ظروف اشكانى _ ساسانى به رنگ قهوه ای قرمز نيز يافت شد،كه شيارهايى در بالاى لبۀ پهن آن ايجاد شده است . داخل لبه و بيرون ظروف صيقلی شده است .
سفال های لعاب دار با رمينه سفيد و نقوش قهوه ای و سبز به شكل زنجيرى و گياهى نيز به دست آمد. اين ظروف فقط از داخل لعاب داده شده اند. مى توان گفت به اقتضاى كاربرد آن ، هنرمند سفال گر فقط داخل ظروف را لعاب داده است .
پاره سفالى مربوط به پايه ظرف نيز ديده شد كه هم از داخل و هم ار بيرون لعاب سبز رنگ دارد.
قدمت اين پاره سفال ها به قرون دوم تا هفتم هـ ق بر مى گردد. در ميان پاره سفال هاى پراكنده قطعه اى از لبه ظرفى بسيار اررشمند يافت شد كه ار داخل لعاب كرم رنگ دارد و بر روى آن با خط كوفى كلمه الله نگاشته شده است . خط بين چهار نوار شيارى باريک محصور و خط و نوارها به رنگ قهوه اى سوخته است. پشت و لبه سفال به پهناى سه سانتىمتر لعاب دارد. لعاب قهوه ای سوخته آن به شكل دايره اى در سر يک خط پهن ترسيم شده است . زير اين نقوش ، نوارى به بهنای يک سانتى متر به رنگ سفيد ديده مى شود. قدمت اين پاره سفال به قرن دوم ( هـ . ق ) باز مى گردد.
قدمت قلعه
با توجه به وضعيت معمارى و شناسایی سفال ها، مى شود احتمال دادكه اين قلعه در دوره ساسانى يا اوايل عهد اسلامى، به تقليد از شيوه معماری دوره ساسانى بنا شده است . هرچند اثبات اين مطلب نيار به بررسى وكاوش بيشتر دارد.
نسخه ها
گنج نامه ها اکثرا روی سنگ است و بعد از آن به ترتیب روی پوست آهو و پوست گاو و گنج نامه های مهم که درباری بوده است بعد از سنگ بیشتر روی پوست کرگدن میباشد. ولی اکثر گنج نامه ها روی سنگ یشم حکاکی میشده است. بیشتر نوشته های روی پوست را داغ میکردند و جوهر های مخصوصی بود که قابل شستشو بود و آب آنها را از بین نمیبرد که اکثر نوشته های روی پوست با این جوهر نوشته میشده است. بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.
اکثر نوشته های روی پوست با خون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست و جزو طلسمات محسوب میشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است. پس این مورد رو اشتباه نکنیم.
پوستها در زمان خود دباغی میشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روعن به آنها میخورده است که عمر پوست رو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جای مناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.
پوستها را اکثرا در جای خشک یا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوای کمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود. ولی باز هم مگویم که هشتاد درصد گنج نامه ها روی سنگ نوشته میشده است.
کتیبه میخی
کتیبه اشکال
کتیبه سنگی
کوزه و پوست شجر ایستاده
شجر خوابیده : که اکثر دفینه های شجر خوابیده از قبل تخلیه شده و ۸۰ % این سند ها فاقد اعتبارند
تلسمات
اگر بر روی دفینه طلسم مار موكل باشد هنگام كاویدن در محل ۶۰ قاف را ۲۴۰ مرتبه بخوانند آن طلسم ظاهر نگردد و اگر هم ظهور نماید هیچ آسیبی نتواند برساند
اگر بر روی دفینه طلسم رعد باشد هنگام كار ۶۰ قاف را ۲۷۰ الی۳۰۰ مرتبه بخوان باطل شود.
اگر بر روی دفینه طلسم ماهی باشد هنگام كار دفین ۶۰ قاف را ۱۸۰ مرتبه بخوان باطل شود.
اگر بر روی دفینه طلسم آب باشد هنگام كاویدن آن ۶۰ قاف را ۷۰ مرتبه بخوانند باطل شود.
اگر بر روی دفینه طلسم افعی باشد هنگام عمل ۶۰ قاف را ۳۴۱ مرتبه بخوانند باطل شود.
اگر بر روی دفینه طلسم پرندگان باشد هنگام كار ۶۰ قاف را ۲۰۰ مرتبه خوانده باطل شود.
اگر بر روی دفینه طلسم آتش باشد هنگام كاویدن ۶۰ قاف را ۷۰ مرتبه بخوانند باطل شود.
اگر بر روی دفینه طلسم گاو باشد هنگام كاویدن ۶۰ قاف را ۳۱۰ مرتبه بخوانند باطل شود.
اگر بر روی دفینه طلسم سگ باشد هنگام كاویدن ۶۰ قاف را ۵۲ مرتبه بخوانند باطل شود.
اگر بر روی دفینه طلسم شیر باشد هنگام كاویدن ۶۰ قاف را ۲۴۰ مرتبه بخوانند باطل شود.
اگر بر روی دفینه طلسم اسب باشد هنگام كاویدن ۶۰ قاف را ۸۳ مرتبه بخوانند باطل شود.
اگر بر روی دفینه طلسم گاو باشد هنگام كاویدن ۶۰ قاف را ۳۱۰ مرتبه بخوانند باطل شود.
اگر بر روی دفینه طلسم اژدها باشد هنگام كاویدن ۶۰ قاف را ۸ مرتبه بخوانند باطل شود.
اگر بر روی دفینه طلسم جن و پری و شیاطین موكل باشند هنگام كاویدن ۶۰ قاف را ۱۰۰ مرتبه بخوانند محل را ترك كرده و خواهند رفت.
خواندن و داشتن و بیان كردن خواص آیات شصت قاف برای مومنین موجب بركت و ثبت ثواب بسیار در اعمال او خواهد بود و جهت رفع تمام بستگیها و دفع جمله دشمنان و بدیها بسیار بسیار موثر و مجرب است و آیات كریمه این است.
سورة مباركة بقره آیة شریفة ۲۴۶ بِسمِ اللهُِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ اَلَمْ تَرَ اِلیَ الْمَلَاءِ مِنْ بَنیَ اِسْرآئیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسی اِذْ قالوُا لِنَبِیٍّ لَّهُمُ ابْعْثُ لَنا مَلِكاً نّقُاتِلْ فی سَبیلِ اللهِ قالَ هَلْ عَسَیْتُمْ اِنْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الْقِتالُ اَلَّا تُقاتِلوُا قالوُا وَ ما لَنا اَلَّا نُقاتِلَ فی سَبیلِ اِللهِ وَ قَدْ اُخْرِجْنا مِنْ دِیارِنا وَ اَبْنآئنا فَلَمّا كُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ تَوَلّوَْا الَّا قَلیلاً مِنْهُمْ وَاللهُ عَلیمُ بِالظّالمِینَ.
سورة مباركة آل عمران آیة شریفة ۱۸۱ بِسمِ اللهُِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لَقَدْ سَمِعَ اللهُ قَوْلَ الّذَینَ قالوُآ اِنَّ اللهَ فَقیرَُ وَ نَحْنُ اَغْنِیآءُ سَنَكْتُبُ ما قالوُا وَ قَتْلَهُمُ الاَنبِیآءَ بِغَیْرِ حَقِّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الَحریقِ
سورة مباركة نسآء آیة شریفة ۷۷ بِسمِ اللهُِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ اَلَمْ تَرَ اِلیَ الّذَینَ قیلَ لَهُمْ كُفّوُآ اَیْدِیَكُمْ وَ اَقیمُوا الصَّلواهَ وَ آتُوا الزَّكواهَ فَلَمّا كُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ اِذا فَریقُ مِنْهُمْ یَخْشَوْنَ النّاسَ كَخَشْیَهِ اللهِ اَوْ اَشَدَّ خَشْیَهً وَ قالوُا رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَیْنا الْقِتالَ لَوْ لآ اَخّرَْتَنآ اِلی اجَلٍَ قَریبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنیا قَلیلُ وَاْلآخِرَهُ خَیْرُ لِمَنِاتّقَی وَ لا تُظلَمُونَ فَتیلاً
سورة مباركة المآئده آیة شریفة ۲۷ بِسمِ اللهُِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ اتْلُ عَلَیْهمْ نَبَاَابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقّ اِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتَقَبَّلُ مِنْ اَحَدِهِما وَ لَمْ یَتَقَبَّلَ مَنَ الْآخَرِ قالَ لَاَقْتُلَنَّكَ قالَ اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقینَ
سورة مباركة الرّعد آیة شریفة ۱۶ بِسمِ اللهُِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ قُلْ مَنْ رَّبُّ السَّماواتِ وَاْلَارْضِ قُلِ اللهُ قُلْ اَفَاَتَّخَذْتُمْ مِّن دوُنِهِ اَوُلِیآءَ لا یَمْلِكوُنَ لِاَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرّاً قُلْ هَلْ یَسْتَوِی اْلَاعْمی وَالْبَصیرُ اَمْ هَلْ تَسْتَوِی الضُّلُماتُ وَالنّوُرُ اَمْ جَعَلوُا للهِ شُرَكآءَ خَلَقوُا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اللهُ خالِقُ كُلِّ شَیَُ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
سورة مباركة المزمّل آیة شریفة ۲۰ بِسمِ اللهُِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ اِنَّ رَبَّكَ یَعْلَمُ اَنَّكَ تَقُومْ اَدْنی مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طآئفَه مِّنَ الّذَینَ مَعَكَ وَاللهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَالنَّهارَ عَلِمَ اَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَیْكُمْ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ اَنْ سَیَكُونُ مِنْكُمْ مَّرْضی وَ آخَروُنَ یَضْرِبُونَ فیِا الاَرْضِ یَبْتَغوُنَ مِنْ فَضْلِ اللهِ وَ آخَروُنَ یُقاتِلوُنَ فی سَبیلِ اللهِ فَاقْرَؤا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ وَ اَقیموُا الصَّلواهَ وَ آتوُا الزَّكوهَ وَ اَقْرِضوُا اللهَ قَرْضاً حَسَناً وَ ما تُقَدِّمُوا لاَنْفُسِكُمْ مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوُه عِنْدَاللهِ هُوَ خَیْراً وَ اَعْظَمَ اَجْراً وَ اسْتَغْفِروُا اللهَ اِنَّ اللهَ غَفُورَُرَحیمُ
تله ها
با توجه به اینکه بسیاری از دوستان کار جستجو و تجسس را در دل صخره ها وبیابان ها انجام می دهند بر خود لازم دیدیم برای حفظ جان و سلامتی دوستان و یا افرادی که در این مناطق زندگی می کنند در اینجا این مبحث را بیان کنم از آنجا که به احتمال زیاد خیلی از این تله به مرور زمان از کار افتاده باشد ولی خیلی از آن ها به قوت خود پایدار است و هر سال در گوشه و کنار جهان خبر کسانی که در این تله ها گرفتار می شوند به گوش می رسد . چیزی که در اینجا باید به آن تاکید کنم این است که این تله ها مختص کشور ما نیست و نمونه های آن در کشور ها ی مختلف دیده شده است.
در ابتدا یکی از سمبل های خطر که از گذشتگان به ما ارث مانده و در آن پدران ما خطر ها را به ما گوش زد کرده اند در اینجا می آورم.
قلب یا دل سمبل دل در بعضی ار تعابیر به معنای طلا آمده قلب به صورت کامل و یا به صورت مختلف شکسته آمده است که در زیرانواع شکل و تعابیر آن آمده است.
دلی که کوشه ای از آن ترک برداشته می تواند برای ما پیغام های مختلفی داشته باشد یکی از آن ها به معنی مرگ آمده که اگر به آن توجه نشود می تواند برای ما مخاطره انگیز باشد.
قلبی که شکل رعد بر روی آن باشد در سمتی که رعد اشاره می کند برای ما خطر وجود دارد و در هنگام کار در آن نقطه باید مواظب باشیم.
قلبی که قسمت پایین آن جدا شده . مفهوم آن این است که سمتی که نوک قلب برای ما نشان می دهد خطری وجود دارد که این خطربرای ما به شکل محسوس و قابل دیدن است.
قلبی که از وسط نصف شده . وجود خطر در فاصله ی نزدیک را برای ما نشان می دهد فقط مسیر آن را مشخص نمی کند.
در مجموع این خطرات می تواند افتادن از جای بلند – افتادن سنگ و صخره بر روی شما – سمی بودن هوا و آب – مار و عقرب سمی – و پاشیدن زهر بر روی زیر خاکی می تواند باشد.
تصویر اول(درپایین) که در ورودی تونل ها زده می شود ومعمولا در ورودی این مدل تونل ها سمبل های خطر نیز دیده می شود این مدل تله ها به در ورودی بسته شده و در هنگام ورود به آن سنگ هایی که در بالای قرار داردکار کلید را انجام می دهند ازجای خود تکان می خورند وپشت سر آن سنگ بالایی و شنی که در بالای آن قرار دارد بر ورودی تونل می ریزد و راه را سد می کند.
تله ی که با کمک شن و ماسه کار می کند: این تله با فشرده شدن شن و ماسه در زیر صخره ی ایستاده ی بلند صورت می گیرد.این مدل تله ها در صورت ظاهر به تله شباهت ندارد و در دید نخست صخره ای ایستاده است که در جلو آن یک در و یا صندقی گذاشته شده است هر موقع دسته ی این صندوق برگردانده شود شن و ماسه ی که در پشت صندوق فشرده شده شروع به ریزش به داخل ویا فضای خالی ایجاد شده در پشت صندوق می کند و زیر صخره بزرگ خالی می شود و می ریزد. حال این سوال پیش می آید اگر شما به این مدل صندوق در موقع جستجو کردن برخورد کردید آن را جستجو می کنید و یا بی خیال می شوید و از کنار ان می گذرید . در اکثر مواقع در اثر هیجان مستقیما به طرف صندوق رفته و شروع به جستجوی آن می کنند . و به تله بودن آن بی تفاوت می شوند .
باید اولین کاری که کنید از خود بپرسید که؟
آیا برای جستجوی داخل صندوق باید در آن را باز کرد ؟
آن کسانی که این دفینه را می خواستند مخفی کنند آیا آن را در زیر این صخره در یک صندوق به راحتی ول می کردند؟
آیا تله ی که پیدا کرده ایم به صورت دست نخورده رها کنیم ؟تا یکی که فرد دیگری که به این تله ها وارد نیست در آن گرفتار شود ؟
تله های زمینی
چگونگی کار کردن این تله بسیار ساده است و با فشار بر یک طرف تله ی زمینی تعادل آن به هم می خورد و می ریزد معمولا این تله با وزن بالای ۴۵ کیلویی به کار می افتد.معمولا سمبل های که دلیل بر وجود این تله است در روی دیوار می توان پیدا کرد و این سمبل ها در نزدیکی تله دیده می شود .تله های زمینی جوری مستور می شوند که قابل دیدن نباشند و شیارهای بینابینی فقط در صورتی آشکار می شود که با دقت به آن نگاه شود.این مدل تله ها در تمام دنیا دیده شده است.
درختان
در ایران انواع مختلف درخت وجود دارد در گذشته درختانی كه عمر طولانی داشتند برای نشانه استفاده میشدند و در بیشتر جاهایی كه اموال گذاشته می شد درختی هم كاشته می شد كه بعدها پیدا كردن جا راحت باشد. درختانی كه بیشتر برای اینكار استفاده می شد به ترتیب زیر میباشد:
بوته گز كه در حدود شش هزار سال عمر میكند و دفینه را معمولا ۱۵ قدم از درخت به سمت طلوع خورشید و در متراژ تقریبی ۵ الی ۷ متری مدفون میکردند
درخت سرو كه در حال حاضر چهار هزار ساله آن وجود دارد و معمولا کنار این درخت چشمه ای وجود دارد که دفینه در زیر یک قسمت از چشمه به صورت مهرو موم پنهان است
درخت داغداغان كه در حال حاضر چهار هزار و پانصد ساله آن هست همانطور که تو عکس مشاهده میکنید در قسمت جلوی درخت رو به طلوع خورشید تل کوچکی وجود دارد که دفینه در زیر تل وجود دارد البته متراژ این نوع تل ها متاوت است و نمیشه متراژ دقیق و یا تقریبی برای آن معلوم کرد همه چیز به نوع آثار بستگی دارد
درخت آزاد كه دو هزار سال عمر میكند و در جنگلهای شمالی ایران به وفور یافت می شود .این درخت بیشتر در زمان اسلامی مورد کاربرد قرار گرفت و معمولا در کنار شمع سوز ها و قبرستان های اسلامی فراوان است اگر در کنار شمع سوز قرار داشته باشد شما باید یک قدمو نیم از شمع سوز به سمت قبله قدم بردارید و متراژ دفینه در این مورد ها معمولا از ۲٫۵ بیشتر تجاوز نمیکنه ولی اگر در قبرستان ها مشاهده کردید معمولا به صورت سه تایی یافت می شود که هر ۳ تا دور یک تل خاکی متوسط را احاطه کرده اند و متراژ کار در این نوع تل ها بالاست و در حدود ۸ الی ۱۰ متراز وسط تل به پایین می شود
درخت چنار كه حدود ۴۰۰۰ سال عمر میكند و پس از آن هر سال یك بار خود كشی میكند و خود را میسوزاند تا از بین برود كه این خود سوزی هم چندین سال طول میكشد. مانند درخت چنار امامزاده صالح كه حدود نهصد سال قدمت دارد.و معمولا قبری در کنار این درخت دفن میکردند که داخل قبر اموال شخص همراش دفن میشد
درخت نارون حدود پانصد سال عمر میكند معمولا برای علامت گذاری دفینه های کوچک و شخصی از این درخت به عنوان نماد استفاده می شد و ۱ متر جلوی درخت به سمت قبله یا بیت المقدس ولی خیلی کم از این درخت به عنوان نماد بکار میرفت و درخت سنجد هم همینطور
درخت سنجد نیز حدود پانصد سال عمر میكند
درخت موزی
این درخت یکی از درختانی است که خیلی در دفن اموال از آن استفاده میشده و دفینه های نفیسی در نزدیکی و زیر خود درخت دفن میشد .مخصوصا برای سفید خانه ها از این درخت به عنوان علامت گذاری و گاهی اوقات هم برای قبرهای های مهم و خمره ها که در زیر خود درخت دفن میشد در مواقعی که نشان قبر است در کنار خود درخت یا ۱۰ متر اون طرف تر نماد سنگ کاسه گذاشته میشد . که در جلوی درخت به سمت طلوع خورشید ۷ الی ۸ متر جلوتر قبر به صورتی که قابل تشخیص نباشه گذاشته میشد
درختهایی با عمر طولانی اكثرا نشانه بار است و بار هر كدام از آنها با دیگری متفاوت است به فرض اموالی كه در نزدكی بوته گز یافت میشود با اموالی كه در كنار سرو یافت میشود همیشه متفاوت بوده است.
لایه شناسی خاک
ترتیب چیدمان خاک جهت مخفی سازی دفینه
لایه اول کوزه شکسته : در اکثر مکانها از اولین آثاری که برای شروع کار از آن استفاده می شد کوزه شکسته بود این لایه نشان دهنده درست بودن راه و شروع کار ماست از کوزه هم به عنوان علامت هم به عنوان استحکام خاک استفاده میشد و باعث میشد که خاک را به هم گره بزند و کار کردن و حفاری در آن قسمت سخت بشود این لایه تا ۲ متر اول خودش را نشان میدهد البته در ۵۰ سانت دوم مخلوط سنگ هم با آن است که کاملا استحکام را بالا میبرد
خاک رس
این لایه معمولا مکانهای رطوبتی استفاده میشود که معمولا بعد از این لایه ماسه بادی هم با آن مخلوط است
خاک پخته
این لایه همان خاک رس است که برای اینکه در بعد ها از رطوبت زمین جلوگیری شود خاک رس را در آن محل پخش میکردند و روی آن چوب میریختند و چوبها را آتش میزدند و خاک رس که زیر این چوبها میسوخت تبدیل به خاک پخته میشد و از رطوبت خاک جلوگیری میکرد که در عکس بالا مشاهده می کنید
سنگ چین
این لایه برای استحکام و جلوگیری از ریزش خاک سطح بالایی به زیر کار بود که اصل بنا روی آن سوار بود و اگر متراژ بار زیاد باشد به صورت هر ۳ متر یک یا دو ردیف سنگ چین وجود دارد
آجر
معمولا بعد از سنگ چین آجر چین شروع می شود البته در بعضی مکانها بعد از سنگ چین آثار خود را به شکل کوزه خالی یا آهک مشخص میکنه
زغال :
این لایه بعد از آجر یا زیر کوزه ها قرار میگرفت تا رطوبت را به صورت کامل به خود جذب کند و معمولا کلفتی این لایه از ۷ تا ۱۰ سانت است ولی این نکته نباید فراموش بشود اگر این لایه به صورت پخشی وعمودی باشد نشان دفینه نیست و احتمال داره کوره زغال پزی و …. باشد ولی اگر به صورت افقی و به کلفتی اندازه مورد نظر باشد میشه روی آن حساب کرد . خیلی از دوستان این لایه را با لایه ریشه درختان اشتباه میگیرند دوستان ریشه درختان هم بعد از مدتی به شکل سیاه و شبیه به زغال میشود ولی با این تفاوت که زغال درشت و لایه ای کلفت را تشکیل میدهد و خشک است ولی ریشه به صورت پراکنده و نم دار است پس خیلی دقت کنید دوستان زیادی به این مشکل خوردن و به اشتباه زمین را به مقدار زیادی حفر کردن به این امید که زغال دیدن ولی به هیچ چیز دست نیافتند و دست از پا دراز تر راهی خانه شدن
آهک :
این لایه از رسوب تشکیل شده و معمولا آهک به صورت سفیده سفید نیست و مایل به رنگ نخودی است که در زیر زغال استفاده می شد و از نشست بنا تا حدی جلوگیری میکرد و هم کاربرد این را داشت که تا حدی مثل ساروج از لایه زیری محافظت کنه و درسته که شکوندنش مثل ساروج سخت نبود ولی به هر حال یک مانع به حساب می آمد
ساروج : این لایه یکی از مهم ترین لایه ها به شمار میامد و معمولا در پایان کار از آن استفاده میشد و برای مهروموم کردن در دالان یا ساخت اتاقک های ساروجی در ابعاد های مختلف بکار میرفت و یا دفینه را دردرون اتاقک میگذاشتند و با ساروج پلمپ میکردند یا جلوی در ورودی را با آن پلمپ میکردند البته در بعضی مکانها بعد از آهک باز یک لایه کلفت که شاید به کلفتی ۴۰ سانت هم میرسید از خاک استفاده میکردند و بعد ساروج میکردند که این روش در ایران زیاد یافت میشه
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
معنی و مفهوم آثار علائم و نشانه های گنج و دفینه,کارشناسی باستان شناسی رمزگشایی و رمزیابی جوغن ها و نمادها + تصاویر
خاک سفید و تله گذاری گنج و دفینه
خاک سفید رو برای تله استفاده میکردند این خاک رو به دفعات سرند میکردند که حتی از اردهای امروزی نانواییها نرمتر و سبک تر بودند. به عنوان مثال وقتی کسی وارد محوطه ای میشد که به هدف منتهی میشه با یک محوطه ی چاه مانند روبرو میشه وقتی که مثلا چراغ و نوری بندازه میبینه که کف این چاه که مثلا دو متر هست در نظرش خاک هست در حالی که خاک موجود همین خاکی است که سرند شده و اردی بودن اون در اون محوطه معلوم نیست طرف به طمع اینکه توی کف چاه بپره و با فریب خوردن اینکه دومتر هم چیزی به درون چاه میپره که که سریع بلند بشه سرپا ولی در عین ناباوری با صحنه ای روبرو میشه که مرگ رو براش در پی داره وقتی که با شدت رو این خاکها میپره زیر پاش خالی میشه و خاکهای اردی مدام در دل چاه کنار میزنه و به طرف پایین هدایت میشه در حالی که نمیتونه خودش رو هم به جایی بند کنه در این پی میبره که عمق چاه شاید شش هفت متر یا بیشتر باشه ولی دیگه فکر کردن دردی دوا نمیکنه چون خاکهای کنار رفته از زیر پا وقتی که بالا میرن...

مطالب و اطلاعات درباره خاک سفید,استفاده از خاک سفید برای ساخت سفیدخانه علامت گذاری و تله گذاری گنج و دفینه قبرهای مهم,خاک سفید,عکس خاک سفید,تصاویر خاک سفید,دانلود فیلم و کلیپ خاک سفید,کاربرد خاک سفید در باستان شناسی,استفاده از خاک سفید برای تله گذاری قبرهای مهم گنج و دفینه دار,استفاده از خاک سفید برای علامت گذاری محل و منطقه گنج و دفینه,خاک سفید و تله,خاک سفید و علامت گذاری در دوران قدیم و باستان,خاک سفید چیست,همه چیز درباره خاک سفید,ساخت انواع تله ریزشی با استفاده از خاک سفید در غارها و دالان های منتهی به گنج و دفینه,خرد و پودر کردن سنگهای آهکی و ساخت خاک سفید,کاربردهای خاک سفید,ساخت سردخانه برای قبر و تله گذاری و علامت گذاری خزانه و بار گنج و دفینه با خاک سفید
خاک سفید
کاربرد این خاک کاربردهای متداولی داشته چه برای ساخت یک مجموعه و یک سفیدخانه و چه برای ساخت ساختار علامت گذاری و چه برای تله گذاری!!!!!!!!!!!
خاک سفید از چند روش به دست امده و در قبور مهم استفاده شده
۱- از مکانهایی که دارای خاک سفید بوده اند به مکان موردنظر برای کار حمل میشده
۲- با پودر کردن سنگهای اهکی و … خاکی شبیه ارد به وجود میاد که وقتی درون کار هست سفیده ولی وقتی خارج میشه مثل برخی پودرسنگها به سرخی گرایش پیدا میکنه چون در معرض هوای ازاد قرا میگیره
دوستان شاید تعجب کنند خاک و تله؟!!!!!!!!! بله نوعی از همین خاک سفید رو برای تله استفاده میکردند این خاک رو به دفعات سرند میکردند که حتی از اردهای امروزی نانواییها نرمتر و سبک تر بودند. به عنوان مثال وقتی کسی وارد محوطه ای میشد که به هدف منتهی میشه با یک محوطه ی چاه مانند روبرو میشه وقتی که مثلا چراغ و نوری بندازه میبینه که کف این چاه که مثلا دو متر هست در نظرش خاک هست در حالی که خاک موجود همین خاکی است که سرند شده و اردی بودن اون در اون محوطه معلوم نیست طرف به طمع اینکه توی کف چاه بپره و با فریب خوردن اینکه دومتر هم چیزی به درون چاه میپره که که سریع بلند بشه سرپا ولی در عین ناباوری با صحنه ای روبرو میشه که مرگ رو براش در پی داره وقتی که با شدت رو این خاکها میپره زیر پاش خالی میشه و خاکهای اردی مدام در دل چاه کنار میزنه و به طرف پایین هدایت میشه در حالی که نمیتونه خودش رو هم به جایی بند کنه در این پی میبره که عمق چاه شاید شش هفت متر یا بیشتر باشه ولی دیگه فکر کردن دردی دوا نمیکنه چون خاکهای کنار رفته از زیر پا وقتی که بالا میرن باز روی سر خودش میریزن و چون به صورت ارد مانندی هست طرف هرچقدر تقلا میزنه راهی نداره که بیاد بالا و اون زیر بدون اکسیژن نابود میشه در حالی که از شدت پرش تمام ریه ها و شکم و چشم و بینی هم از گرد خاک پر شده اند
امیدوارم نکته جالبی برای دوستان بوده باشه
تله های مکانیکی در گنج و دفینه یابی و کشف گنج های بزرگ
تله ای که در ایران زیاد یافت می شود که معمولا در دالان هایی که منتهی به اتاق می شود که چاله ای عمیق که درون آن پر از نیزه است البته این عکسی که من گذاشتم مربوط به جنگ فکر کنم ویتنام باشه اما برای شبیه سازی کردن در ذهن خوب است اما از نظر ساختار شبیه همان تله است با عمق کمتر که بعد از ساختن تله روی آن را استتار می کنند و معمولا در دیواره ها یا ورودی دالان با رسم شکلی به آن اشاره میشه البته در مواردی به جای نیزه و یا همراه نیزه زهر نیز بکار برده شده است یا به تنهایی به شکل حوضچه ای پر از زهر و مواد سمی که ظرف چندین دقیقه باعث مرگ میشه دوستان قبل از وارد شدن به دالانها حتما از کمربند های کوهنوردی استفاده کنید و به کمر ببندید و محکم کنید تا اگر هم احیانا دچار تله شدید کار به جاهای باریک کشیده نشود....

توضیح درباره تله های مکانیکی در گنج و دفینه یابی برای بارهای بزرگ و خزانه های عظیم و ارزشمند,درباره تله های مکانیکی,تله های مکانیکی در دفینه یابی,استفاده از تله های مکانیکی در گنج یابی,خنثی کردن تله های مکانیکی دفینه ها,آموزش روشهای از کار انداختن انواع تله های مکانیکی گنج و دفینه,توضیحات و اطلاعات کامل درباره موانع و تله های مکانیکی بر روی دفینه,تله در چاه های دارای سر بار,تله ترس در جاهای پلمپ شده و گوردخمه ها,تله در شیب تند غارهای پلمپ شده به صورت اهرم فشار,تله در دالان های منتهی به اتاق,دانلود تصاویر و عکسهای انواع تله های مکانیکی در گنج و دفینه,دانلود فیلم و ویدیو خنثی کردن تله و موانع و اهرم های مکانیکی دفینه ها و گنج ها
دوستان تله ها معمولا هر جایی قرار ندارند و معمولا برای بارهای بزرگ و خزانه های عظیم و ارزشمند به کار می روند. اکثر تله ها با گذر زمان پوسیده نمی شوند ما حدود چند صد تا تله داریم .دوستان و همکاران بنده در وبلاگهاشون مطالب خوبی قرار دارند من سعی می کنم در این پست به چند تله که کمتر بهش پرداخت شده اشاره می کنم
از ساده ترین تله شروع می کنم که دوستان در موردش زیاد توضیح دادن اما لازم دیدم با شکل کمی توضیح بدم
۱٫ تله ای که در ایران زیاد یافت می شود که معمولا در دالان هایی که منتهی به اتاق می شود که چاله ای عمیق که درون آن پر از نیزه است البته این عکسی که من گذاشتم مربوط به جنگ فکر کنم ویتنام باشه اما برای شبیه سازی کردن در ذهن خوب است اما از نظر ساختار شبیه همان تله است با عمق کمتر که بعد از ساختن تله روی آن را استتار می کنند و معمولا در دیواره ها یا ورودی دالان با رسم شکلی به آن اشاره میشه البته در مواردی به جای نیزه و یا همراه نیزه زهر نیز بکار برده شده است یا به تنهایی به شکل حوضچه ای پر از زهر و مواد سمی که ظرف چندین دقیقه باعث مرگ میشه دوستان قبل از وارد شدن به دالانها حتما از کمربند های کوهنوردی استفاده کنید و به کمر ببندید و محکم کنید تا اگر هم احیانا دچار تله شدید کار به جاهای باریک کشیده نشود.
۲٫تله بعدی که بعد از شیب تند در غارها است به صورت پلمپ بعد از شیب که به صورت کاملا حرفه ای استتار شده بعضا هم در بین راه اهرمی قرار می گرفت که با قرار دادن پا بر روی آن عمل کرده و سنگ به روی شیب افتاده که دیگر راه برگشتی نمی گذارد .داخل پلمپ حفره ای بسیار عمیق و بعضا با نیزه وجود دارد در اینجا باید از کمربند کوهنوردی استفاده نمود و در بین راه باید دقت نمود تا احیانا بر روی اهرمی پا نگذاریم در غارها باید خیلی دقت نمود حتما از چراغ قوه های قوی استفاده نمود تا اهرم ها و خطر ها قابل تشخیص شوند.
۳٫تله ای هم وجود دارد که به تله ترس معروف است.که معمولا در جاهای پلمپ شده مانند گوردخمه ها که انسان از محیطی روشن به جای تاریکی وارد می شود استفاده می شود. به صورتی که مجسمه ای به صورت موجودات افسانه ای یا حیوانات به صورت بزرگ و ترسناک که معمولا بعد از شکستن در ورودی با اینگونه مجسمه ها روبرو می شوید .
۴٫تله آخر مربوط به چاه هایی می شود که دارای سر بار می باشند برای حفاری کردن و برداشتن سر باری دیواره چاه مجبورید که طنابی به کمر خود ببندید و سر طناب را به بیرون چاه ببندید .در اینجا باید به سنگ های بالای ورودی چاه دقت کنید اینگونه چاهها دارای سنگ های بزرگ در ورودی هستند که با کوچکترین لغزشی از جای خود حرکت کرده و شخص را به ته چا می فرستد .حتما قبل از ورود به چاه با شیوه تکان تکان آنرا خنثی کنید.

انواع تله های گنج یابی و زیرخاکی
زرنیخ در یونانی arsenikon و در لاتین arsenikon که به معنی زرنیخ زرد (yelloworpiment) (شایعترین سنگ معدن مونوکلینیک آرسنیک سولفید به فرمول As2S3) که با صفت مرد یا نرینه شناخته می شود.( در زمان های قدیم اعتقاد داشتند فلزات دارای جنسیت هستند.) در عربی الزرنیخ نامیده می شود که بر گرفته از نام فارسی orpiment به معنای زر،زرین یا زرگون است....
اطلاعات درباره مکانیسم تله ها در دفینه و گنج,تله ها و موانع پخش شدنی در هوا,مکانیسم تله ها در دفینه ها,تله گنج,تله دفینه,عملکرد تله ها در دفینه یابی,موانع و تله ها در گنج و دفینه,موانع پخش شدنی در گنج یابی,درباره مکانیسم تله ها و عملکرد آنها در دفینه ها,تله های مرگ و خطرناک در گنج و دفینه طلا,انواع تله ها و مکانیزم تله ها
در این قسمت به برخی مکانیسم تله ها در دفینه ها اشاره می کنیم.
برخی از تله ها نیز با استفاده از ترکیب پودر زرنیخ ( آرسنیک) به قطع برای طلا و نقره بوده و همچنین این پودر را در کف غار می ریختند حتی زمانی که فرد با پای خود از انجا رد شده و گرد و غبار زرنیخ در هوا پخش شده و چشم و بینی با دست فرد را از کار افتاده و یا روی گنج پاشیده می شد و فردی که طلا را در دستش می گرفت بعد از مدت کوتاهی از دنیا می رفت. خیلی ها با بنده تماس گرفته اند که فلان کس بعد از فلان روز وقتی به دفینه رسید از دنیا رفت این حتما اون مکان طلسم دارد و فلان . بنده با بررسی ادله های علمی به این مساله پی برده ایم که ان کاوشگران به تله های سمی که ذکر شده اند برخورد کرده اند. پس بسیار مواظب باشید
زرنیخ در یونانی arsenikon و در لاتین arsenikon که به معنی زرنیخ زرد (yelloworpiment) (شایعترین سنگ معدن مونوکلینیک آرسنیک سولفید به فرمول As2S3) که با صفت مرد یا نرینه شناخته می شود.( در زمان های قدیم اعتقاد داشتند فلزات دارای جنسیت هستند.) در عربی الزرنیخ نامیده می شود که بر گرفته از نام فارسی orpiment به معنای زر،زرین یا زرگون است.
اژه آرسنیک تقریبا به مترادف کلمه سم تبدیل شده است. قدیمی ترین مورد استفاده از آرسنیک به عنوان سم به سال ۵۵ میلادی بازمیگردد. در فرانسه ی قرن هفده، آرسنیک سفید (As2O3) به نام “گرد میراث بری” شناخته می شد.علت استفاده وسیع از این ماده به عنوان سم بازمیگردد به برخی خصوصیات آن، چون فراوان ودردسترس بودن، قیمت ارزان و این حقیقت که As2O3ترکیبی بی بو و بی مزه است. درقرن نوزدهم و پس از کشف شدن روش های مطمئن در تشخیص آرسنیک، استفاده از آن به عنوان سم به نحو چشم گیری کاهش یافت.
گنج یابی و سکه شناسی
سكه شناسي قسمت مهمي از باستان شناسي است كه شاهد زنده اي از تمدن دنياي قديم و ملل مختلف مي باشد . علم سكه شناسي توانسته است بزرگترين خدمت را در روشن كردن تاريخ گذشته بنمايد و گوشه هاي تاريك و مبهم را روشن كند . سكه در هر دوره نمايندة عادات ، آداب ، خط ، زبان ، هنر ، مذهب ، تمدن ، ثروت ، ورشكستگي و ارتباطات تجاري هر ملت و مملكتي است ، يعني منبع اطلاعاتي صحيح و دقيق از دنياي قديم ، يعني از دوراني كه آثار هنري ، ابنيه ، معابر و مقابر ويران قديم را از روي قرنيه به طور ناقص و گاهي با تصور از آنچه از بنا به جا مانده تعمير و تا حدي به صورت اصلي درآورند و با حقيقت زمان تطبيق دهند . در اين قسمت سكه ، حلال مشكلات شده و كمك شاياني به تاريخ هنر دنياي قديم نموده است . روي اغلب سكه هاي يونان صورت خدايان افسانه اي و بناهاي تاريخي مانند : كوليزه (محل نمايش جنگ حيوانات وحشي با انسان) يا اكروپل آتن (خرابه هاي آتن كه در بلندي روي تخته سنگي عظيم قرار گرفته است) و غيره منقوش گرديده است . اين نمونه ها دقيق و ظريف براي بناها و نقص و شكستگي مجسمه ها مطابق اصل بزرگترين كمك و راهنما شده اند . قسمت مهمي از آثار هنري ساساني كه فلزكاري و زرگري است و خوشبختانه قطعاتي بسيار جالب از صحنه هاي شكار ، رزم و بزم از حفاريها بدست آمده است و بواسطة تطبيق با سكه هاي آن دوره كه تصوير كامل هر يك از سلاطين به طور دقيق و ظريف از تزئين سر و سينه ، آرايش مو و تاج است مي توان اين شاهكارهاي هنري را با صداقت شخصي و منتسب به هر يك از شاهان واقعي نمود . (قسمت مهمي از اين ظروف نقره و طلا در موزة لنينگراد است) .....
سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی
سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی,سکه,سکه شناسی,عکس سکه,سکه قدیمی,سکه طلا,سکه نقره,سکه برنز,جنس سکه,سکه زمان هخامنشی,قیمت سکه,خرید و فروش سکه,سکه گران قیمت,سکه دوران ساسانی,عکسهای سکه های عتیقه,تصاویر سکه های زیرخاکی عتیقه,قیمت سکه طلا و نقره و برنز,دانستنی هایی درباره سکه های عتیقه,همه چیز درباره سکه,سکه و باستان شناسی,خمره پر از سکه,صندوقچه پر از سکه طلا و نقره عتیقه,پیدا کردن سکه از زیر خاک,خرید سکه عتیقه,فروش سکه عتیقه,کفیت و نوع و جنس سکه,سکه های ایرانی عتیقه,خرید سکه های قدیمی و اشیاء و ظروف قدیمی عتیقه اصلی,سکه های قدیمی ایرانی,سکه های دوراه شاه,سکه های روسی,سکه های کلکسیونی,سکه های اصلی,سکه های تقلبی و جعلی,روش شناسایی سکه تقلبی و سکه اصلی
سکه شناسی
سرزمين ايران يكي از كهن ترين سرزمينهاست . كشور ما داراي گذشته پر افخاري است كه آثار آن در طي قرون متمادي با وجود آسيب هاي زمانه و غارت و آتش سوزي و جهان خواهی افراد جاهل هنوز پا بر جا ايستاده و حكايت از عظمت گذشته و تاريخ هنر و تمدن مردمان اين سرزمين دارد . در سرزمين ايران در اغلب نقاط ، در زير تپه های خاك و ويرانه ها ، آثار گران بها و گنجينه هاي گوناگونی پنهان است كه روزگاري دست هنرمندان و صنعتگران با نداشتن وسايل و ابزار كافي آن را ساخته و با نقش و نگار ، طرح ، رنگ يا كنده كاري و برجسته كاري ، قدرت دست و روح هنري خود را تجسم داده و جاودانه ساخته اند .
تحقيق و مطالعه در هر قسمت از آثار كهن مملت ما نه تنها تاريخ گذشته اين سرزمين را روشن مي سازد ، بلكه به تغيير و تحول تاريخ تمدن دنياي قديم و ارتباطي كه کشور ها از لحاظ نژادي ، هنري و اقتصادي با يكديگر داشته اند كمك مي كند . مردمان اوليه و پس از آنها، همیشه براي زندگي بهتر و رفع نیاز های روزانه در تلاش بوده اند و همين اصل يعني عشق به زندگانی بوده كه تاريخ تمدن را بوجود آورده است و ملتها را به طرف روزگار بهتر و اختراعات و اكتشافات وا داشته است .
كشف آتش و به كار بردن فلزات هر يك مبدأ مهمي در سير تكامل بشر بوده است . از وقتي كه زندگي اوليه به شكل اجتماع شروع شد ، انسان ها احساس كردند كه به كمك يكديگر نياز دارند و ناچار هر يك با سعي و عمل خود به رفع حوائج ديگري پرداخت تا توانست از دسترنج ديگري منتفع گردد . اين عمل ابتدايي را بايد اولين نظام اجتماع و اقتصاد و اصل داد و ستد دانست . با پيشرفت تمدن و تشكيل شهرها و اختراع خط و ايجاد خانه و مسكن ، ارتباط افراد با يكديگر بيشتر گرديد و مبادله و تجارت به صورت گسترده تری در آمد و كم كم داد و ستد و مبادله کالا به کالا ، جاي خود را به تجارت داد ، به طوري كه كوشش در توسعة امور اقتصادي و ارتباطات ، موجد تشكيل دولتها و طرق و سوارح و تأسيسات بندری در کرانه های دريايي و سازمانهاي مختلف و تنظيم قوانين براي بررسي و انتظام امور گرديد ، چنانچه قسمت مهمي از قانون حمورايي مربوط به امور تجارت و كسب و كار است . ( اين قانون نامه در خرابه هاي شوش پيدا شده و در موزه لوور فرانسه نگهداري مي شود ) صحنه هاي نقاشي در عصر قديم چه آنچه به امور دنيايي و چه آنچه مربوط به دنياي ديگر است . وضع داد و ستد و توزيع را نشان مي دهد . تشكيل دولتها و رفاته اجتماعي و انضباط امور اقتصادي و توليد ثروت موجد اصولي گرديد كه كم كم به پيدايش سكه منجر شد .
کشور ما ايران نيز در اين قسمت ، مانند ساير شعب هنري سهمي دارد كه نه تنها از نظر سكه شناسي و تاريخي قابل ملاحظه است ، بلكه از لحاظ هنري نيز بسيار گرانقدر است . اميد است با حفاري هاي گسترده اي كه در حال حاضر در قسمتهاي مختلف ايران انجام مي شود ، متخصصان كشورمان با روشن كردن ابعاد تاريك كشورمان و كشف اسناد و مدارك جديد مربوط به تاريخ ايران اطلاعات تازه تري از تاريخ سكه نيز بدست آورند .
تاريخچة پول :
مردم جهان با تلاش و فعاليت مداوم ، نيرو و عمر خود را صرف مي كنند و حاصل اين كوشش ها و زحمات را بصورت پول دريافت مي نمايند . بي ترديد مي توان گفت كه امروز اساس گردش چرخهاي اجتماع بر پول نهاده شده و گسترده ترین روابط اجتماعي انسان به كمك پول انجام مي گيرد . امروز حتي كودكان هم مي دانند پول چيست و چه ارزشي دارد . بايد گفت كه كمتر كسي پيدا مي شود كه هر روز با مقداري پول سر و كار نداشته باشد و بهمين نسبت هم كمتر كسي از خود سؤال مي كند كه پول از كجا پيدا شده و تاريخچة آن چيست و در قديم چه چيزي به جاي پول وجود داشت .
علم سكه شناسي :
سكه شناسي قسمت مهمي از باستان شناسي است كه شاهد زنده اي از تمدن دنياي قديم و ملل مختلف مي باشد . علم سكه شناسي توانسته است بزرگترين خدمت را در روشن كردن تاريخ گذشته بنمايد و گوشه هاي تاريك و مبهم را روشن كند . سكه در هر دوره نمايندة عادات ، آداب ، خط ، زبان ، هنر ، مذهب ، تمدن ، ثروت ، ورشكستگي و ارتباطات تجاري هر ملت و مملكتي است ، يعني منبع اطلاعاتي صحيح و دقيق از دنياي قديم ، يعني از دوراني كه آثار هنري ، ابنيه ، معابر و مقابر ويران قديم را از روي قرنيه به طور ناقص و گاهي با تصور از آنچه از بنا به جا مانده تعمير و تا حدي به صورت اصلي درآورند و با حقيقت زمان تطبيق دهند . در اين قسمت سكه ، حلال مشكلات شده و كمك شاياني به تاريخ هنر دنياي قديم نموده است . روي اغلب سكه هاي يونان صورت خدايان افسانه اي و بناهاي تاريخي مانند : كوليزه (محل نمايش جنگ حيوانات وحشي با انسان) يا اكروپل آتن (خرابه هاي آتن كه در بلندي روي تخته سنگي عظيم قرار گرفته است) و غيره منقوش گرديده است . اين نمونه ها دقيق و ظريف براي بناها و نقص و شكستگي مجسمه ها مطابق اصل بزرگترين كمك و راهنما شده اند . قسمت مهمي از آثار هنري ساساني كه فلزكاري و زرگري است و خوشبختانه قطعاتي بسيار جالب از صحنه هاي شكار ، رزم و بزم از حفاريها بدست آمده است و بواسطة تطبيق با سكه هاي آن دوره كه تصوير كامل هر يك از سلاطين به طور دقيق و ظريف از تزئين سر و سينه ، آرايش مو و تاج است مي توان اين شاهكارهاي هنري را با صداقت شخصي و منتسب به هر يك از شاهان واقعي نمود . (قسمت مهمي از اين ظروف نقره و طلا در موزة لنينگراد است) .
قبل از پيدايش سكه :
قبل از اختراع و ايجاد سكه با وزن صحيح و مقدار معين فلز ، ارتباط و داد و ستد مردم از راه مبادله صورت مي گرفت . تمدنهاي قديم بدون آشنايي با سكه ، زندگي تجارتي خود را از راه مبادله مي گذراندند . در روي نقاشي ها و کنده کاری ها مصر قديم ، صحنه هاي معاملات و داد و ستد بوسيلة معاوضه صورت گرفته است ديده مي شود . در اوستا دربارة مزد كارگران يا گرفتن جريمه از چهار پايان ذكر شده است . براي پرداخت دست مزد يك پزشك براي درمان كدخدايان يك گاو و براي شهربانان يك اسب خوب و براي پادشاهان يك گردونه چهار اسبه و براي زنان به ترتيب يك ماده الاغ ، يك ماده گاو و يك ماده شتر مقرر مي كرده اند .
اشكال کهن پول :
استفاده از اشكال اوليه پول در جهان سوم و شمال آمريكا سابقه دارتر است . اسناد و مدارك بيشتري مبني بر استفاده از پول در اين مناطق نسبت به اروپا وجود دارد . در كنار چيزهايي كه به عنوان پول مورد استفاده قرار مي گرفتند ، استفاده از مهره در شمال آمريكا ، صدفهاي كاوري در افريقا و آسيا و دندانهاي نهنگ از همه رايج تر بوده است . در جامعه فيجيان هداياي ، دندان نهنگ بخش مهمي از مراسم هاي خاص بودند . دندانهاي نهنگ Tambua ( گرفته شده از كلمه Taboo ) بودند كه اهميت مذهبي داشته و تا اواسط دهه ۱۹۶۰ به عنوان پول مصرف داشته است . در دورة هومر شاعر معروف يوناني چهار پايان اساس قيمتها بوده اند . دولتها براي جلوگيري از تقلب در عيار سكه ها ، علامت مشخصي را بر روي شمشهايي كه وزن معين داشتند ضرب مي زدند كه در حقيقت اين علامت گذاري اولين قدم براي ايجاد سكه مي باشد . معادن مس قبرس يكي از مهمترين عايدي اين ناحيه بوده است . و در الواح مصري متعلق به ۱۴۰۰۰ يا ۱۶۰۰ ق . م در دوران سلطنت فرعون مصر آمنوفيس سوم يا آمنوفيس چهارم از واردات مهم مس از قبرس به مصر سخن رفته است . در بعضي از الواح شاه قبرس در قبال معاوضة شمش هاي مس از فرعون خواسته كه نقره برايش بفرستد .
هدف از ايجاد سكه :
نخستين هدف از ايجاد سكه قوميت ، حاكميت و استقلال و آزادي بوده است . در آن زمان از جمله وسايل آسان كردن مبادلات و تجارت به حساب مي آمد و شايد بتوان گفت بعد ها اين جنبه بر جنبه هاي ديگر برتري يافت .
پيدايش سكه :
سكه عبارت است از يك قطعه فلز به وزن معين كه روي آن علامت رسمي دولت يا حكومتي كه عيار و وزن آن را تعهد مي كند ، منقوش شده است . روايات در مورد اولين سكه ها متفاوت است و اكثر دانشمندان سكه شناسي نظر هرودت را كه مردم را نخستين كساني مي داند كه سكه ضرب كرده اند را قبول دارند . نخستين سكه هاي ليدي مخلوطي از طلا و نقره كه به آن الكتروم مي گفتند ساخته شده بود كه بر روي آن شيارهاي موازي و پشت سكه چند فرورفتگي حك شده و گاهي در بعضي از اين فرورفتگيها نقش حيواني كه شبيه روباه است ديده مي شود . در دورة كرزوس سكه هاي معروف كرزوئيد ايجاد گرديد كه مي توان آن را اولين سكة حقيقي دانست زيرا هم داراي جنبة هنري است و هم تمام شرايط سكه تا به امروز نيز در آن مراعات شده است . ايراني ها پس از فتوحات پي در پي در آساي صغير به وجود سكه و لزوم آن پي بردند ولي پادشاهان هخامنشي چون كمبوجيه و كوروش به ضرب آن اقدام نكردند ، اما به شهرها و ممالكي كه تابع ايران شده بودند اجازه دادند كه به ضرب سكة محلي خود ادامه دهند . داريوش اول براي اولين بار در ايران يه ضرب سكه هاي طلا و نقره اقدام نمود و سكه هاي طلا دريك و از طلاي خالص و به وزن ۴۱/۸ گرم و شكل نقه ۶/۵ گرم است . داريوش هم براي ترتيب اوزان تناسب طلا و نقره را ( به ) را به كار برد و چون در يك ۴۱/۸ گرم با وزن ۱۱۲ گرم نقره مطابقت مي كرد و اين وزن براي گردش در تجارت و كسب سنگين و غير حمل بود ، از اين رو به ده قسمت تقسيم نمود و هر سكه ۲۱/۱۱ گرم وزن داشت . در اين صورت سكة نقره ۲۱/۱۱ گرم با يك سكة طلاي دريك ۴۱/۸ گرمي مطابقت مي نمود . ولي داريوش براي سهولت امور معاملاتي سكه هاي نقره را به نصف وزن تقليل داد كه همان شكل معروف است كه ۶/۵ گرم است ، بنابراين بيست شكل نقره ارزش يك دريك طلا را داشته است .
سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی
سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی
سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی
سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی
ضرب سكه در چين پس از كشورهاي ديگر متداول گرديد ولي چينيها خودشان مستقلاً مبادرت به اين كار كردند و آنرا از ملل ديگر ياد نگرفتند . ژاپني ها و كره اي ها ضرب سكه را از چين اقتباس نمودند . اصول فني ضرب سكه در ضرابحانه هاي قديم : حسن احتياج در امر تجارت و داد وستد مردم قديم را بر انگيخت كه از فلزات استفاده كنند و بوسيلة ان معاملات خود را انجام دهند . ابتدا فلز را به شكل تبر ، طقه ، ديگ و خنجر به كار مي برند و بعد با پيشرفت تمدن مس ، آهن ، برنر ، طلا و نقره را به صورت شمش ، طقه دراورند . براي آنكه قطعات سكه هم وزن ، هم شكل و هم نقش باشد ، اصولي بود كه باعث پيدايش ضرابخانه شد . سكه را بوسيلة سر سكه ضرب مي كردند ، سر سكه كه استوانه اي شكل يود ، و از برنز يا آهن ساخته شده و در يك طرف آن نقش مورد نظر حك گرديده بوده ، بر روي سنداني فلزي قرار مي دادند ، فلز را كه كمي گرم شده بود ، و قابل اثر ، بر روي آن گذاشته ، بعد سر سكه را از طرفي كه منقوش بود بر روي آن قرار داده ، بعد از تنظيم آن چكش را با شدت مي زندند ، تا اثر نقش بر روي سكه نقر گردد . با ضرب سكه در ايران مبادلات بازرگاني بين المللي راحت تر ، روانتر و سريعتر شد . و اين امر تحولي بزرگ در امر اقتصاد و تجارت بود . سكه قدمتي بيش از اين تاريخ داشت و متجاوز از يك قرن قبل از ايجاد حكومت هخامنشي ، براي اولين بار در يونان متداول شد و به دنبال آن ليدياييها از يونانيها ضرب كردن سكه را فرا گرفتند و آن را در داد و ستد به كار بردند . پس از فتح ليدي به وسيلة كوروش ، ضرب سكه به همان ترتيب در ضرابخانه هاي سارد ادامه يافت . هنگامي كه داريوش به پادشاهي رسيد و پس از فرونشاندن اغتشاشات اوليه ، به ضرب سكه پرداخت كه به دريكا مشهور شدند . سكه ها از جنس طلا و نقره بودند و سكه هاي طلا مخصوص داريوش بود . از آن پس ، در سراسر امپراطوري سكه فقط به نام داريوش ضرب مي شد . لازم به توضيح است كه اكثر مورخان ليديها را اولين قومي مي دانند كه سكه ضرب كرده اند .
جنس سر سكه ها :
چون جنس سر سكه از آهن يا برنز بود اغلب پس از استعمال زياد حالت ساييدگي پيدا مي نمود . چنانچه اين سائيدگي در بعضي از سكه ها مشاهده مي شود . از اين رو ضرابخانه ها بايستي سر سكه هاي متعددي داشته باشند تا بتوانند به موقع از آنها استفاده كنند .
جنس فلزات :
قسمت مهمي كه در سكه قابل ملاحظه می باشد نوع و جنس فلزات است . چون در دوران بسيار قديم از عهدة تصفيه بر نمي آمدند و نمي توانستند آن حد را كه لازم بود فلز را خالص كنند و از موادخارجي جدا نمايند . ناچار فلزات را به همان وضعي كه استخراج مي شده به كار مي بردند . براي اولين بار در حدود هزارة چهارم استعمال آن بيشتر گرديد ، چنانچه مس را ذوب كرده و با آن اشيايي مانند تبر و خنجر ساختند . در مصر در هزارة پنجم يا ششم قبل از ميلاد ، عصر فلز شروع شد . جنس فلز هر محل اغلب معرف وضع اقتصادي و قدرت مالي آن مي باشد ، مثلاً سكه هاي هخامنشي علاوه بر آن كه مزد مزدوران خارجي بود ، در سراسر يونان نيز در جريان بود و با كمال ميل و رغبت خارجي ها متاع و كالاي خود را در مقابل دريافت آن به فروش مي رساندند . از آين رو جنس فلز تأثيري فراوان در گردش سكه داشت و اساس مهم اقتصاد در دنياي قديم تا به امروز بوده است .
اوضاع اقتصادي و واحد پول در بابل :
تسلط ايرانيان در بابل امور بازرگاني بابليان را از جريان عادي خارج ننمود ، منافع و نزول پول در حدود ۲۰ درصد بود نقره واحد پول محسوب مي شد و گاهي در مقابل طلا نيز معاملات انجام مي گرفت اما مسكوك طلا معمول نگشته بود . مس مدتي جاي نقره را گرفت ولي بعداً متروك گرديد . پول كه ساده ترين روش و وسيلة مبادلة است اولين بار در ليدي بوجود آمد و در آغاز قطعه فلزي بود ، مخلوط از تقره و طلا ( ۳۰ درصد اين سكه ها نقره بود ) كه هر شهر علامت خود و يا تصاوير ديگري را بر آن نقش مي كرد . شهرهاي يوناني واسطه انتقال آن به يونان شدند . در نتيجه رواج پول ، رژيم سياسي و اجتماعي كه از قرنها پيش در اژه معمول شده بود . متزلزل شد . و جاي خود را به رژيم جديدي داد . « كروزسي پادشاه ليدي دو نوع سكه طلا و يك نوع سكة نقره رواج داد . نوع اول طلاي خالص، استاتر ۱۷/۸ گرم ـ نيم استاتر ۰۸/۴ گرم ـ استاتر ۷۲/۲ گرم ـ استاتر ۳۶/۱ گرم ـ ۶۸/۰ گرم ـ سكه هاي نقره : استاتر ۸۹/۱۰ گرم ـ نيم استاتر ۴۴/۵ گرم ـ استاتر ( ترتيه ) : ۶۳/۳ گرم ـ استاتر ( هكته ) : ۸۱/۱ گرم ـ استاتر ( همي هكته ) : ۹۰/۰ گرم . بدين ترتيب يك استاتر نقره ده گرم و هشتاد و نه صدم گرم وزن داشت و ده سكه نقره به وزن ۹۰/۱۰۸ گرم با يك استاتر طلا به وزن ۱۷/۸ گرم مبادله مي شد . با رعايت نسبت يك به سيزده »
سکه های هخامنشی :
در ميان پادشاهان باستاني كمتر فرمانروايي را مي يابيم كه مانند داريوش به اين خوبي دريافته باشد كه كاميابي يك ملت بايد بر بنياد اقتصادي سالم گذاشته شود . داريوش مي دانست كه ابتدا بايد يك دستگاه منظم از وزنها و اندازه ها داشته باشد . يك نمونه رسمي از اين اندازه ها ارش شاه است كه مانند خط كشي از سنگ آهن سياه با اندازة ۱۱۸ اينچ است و نام و عنوان داريوش روي آن اصل اعتبار آن را نشان مي دهد . بعضي تصور كرده اند كه داريوش اولين كسي است كه نخستين سكه ها را در ايران رواج داد . داريوش بي آنكه سكه هاي سابق را از رواج اندازد ، پولي به اسم در يك در ايران رواج داد . اين سكة طلا از سكة طلاي كرزوس كه در ليدي زده مي شد سنگين تر بود . مقارن با اين سكه طلا پولي از نقره زدند كه به شكل يا سيكل معروف است . وزن سكة هاي نقره ۶/۵ بود ، بنابراين مي توان استنباط كرد كه نسبت نقره به طلا در آن زمان يك به سيزده و ثلث بوده است . مسكوكات ذكر شده در ايران و ممالك تابعه رواج داشت و ماليات ها و حقوق ساخلوها و غيره با اين سكه ها پرداخت مي شد . ولي بايد در نظر داشت كه دريك را كم سكه مي زدند و در مجموع پول مسكوك در خزانه هاي ايران بيشتر از شمش بود . به همين جهت عدة دريك هايي كه تا زمان ما باقي مانده است كم است . ظاهراً ساتراپها مجاز بودند سكة نقره كم ارزش و مس برنند ، اين نوع سكه ها غالباً در آسياي صغير و فينيقيه زده مي شد . ولي در سكه هاي مزبور در خارج از ايالت آنها حكم جنس را داشت . سكة طلا فقط همان دريك بودند كه فقط شاه مي توانست ضرب كند ، روي سكه هاي هخامنشي تاريخ نيست اما از صورت شاهان مي توان تاريخ آنها را تقريباًمعين كرد . حدس مي زنند كه اولين سكة داريوش در سال ۵۱۶ ق . م زده شده است . بر يك طرف دريكها صورت تيراندازي از پاريس است كه يك زانو را به زمين زده و زه كمان را مي كشد . دو دريكي و نيم در يكي خيلي كم به دست آمده است . از نوشته هاي مورخين يوناني معلوم است كه طلا و نقره را در خزانة شاهان غالباً به صورت شمش حفظ مي كردند و هر زمان كه لازم مي شد ، شمش را به صورت مسكوك در مي آورند .در دورة هخامنشي پاية پول بر طلا بود ، و خود دريك هم به معناي طلايي ( زريك ) است . از ضرابخانه هاي ايران اطلاعاتي در دست نيست ولي سكه هاي كم ارزش نقره در مستعمرات يوناني ، آسياي صغير و فينيقيه زده مي شد . داريوش نسبت به سكه ها و بدون غش بودن آنها بسيار حساس بود ، چنانچه هرودت مي گويد : يكي از عواملي كه آريانه حاكم مصررا اعدام كرد اين بود كه سكه اي از نقره زد كه كامل العيار بود ، اگر چه ولات حق زدن سكة نقره را داشتند ولي كامل العيار بودن سكه ها داريوش را خوش نيامد ، زيرا او مي خواست كاري كرده باشد كه هيچ يك از سلاطين قبل از او نكرده باشند . داريوش علاقه داشت كه عيار پول طلا ( دريك ) و پول نقره شكل هميشه يك اندازه باشد و هيچ نقطه اي از امپراطوري ايران در پول طلا و نقره بيش از ميزان مقرر غش نمي زدند . به همين جهت پول ايران مرغوب ترين پول دنياي قديم بود و مورد اعتماد تقريباً تمام كشورهاي دنياي قديم بود . حتي اگر داريوش متوجه مي شد كه ضرابخانه ها كه زير نظر ساتراپها كار مي كردند بيش از اندازه در سكه ها غش زده اند ، به شدت برخورد مي كرد ، نمونة آن والي باختر بود كه به شدت مورد مجازات قرار گرفت . « داريوش نوع سكه ها را براي جانشينان خود معين كرد . روي سكه شاه لاغر با ريش ، در حالت نيم دوان ، نيم خم شده است . او جامة شاهانه بر سرش كه كمي خم شده تاج جنگي است . در دست راستش نيزه اي با ته حكفت كه نوك آن پايين است . از روي شانة راستش چسبيده ؛ روي شانة چپش تركشي است ، و در دست چپش كمان زه داري است . به اين سكه ها كه اغلب براي رشوه دادن به سياستمندان يوناني به كار مي رفت نام كمانگير داده بودند . بعد ها در نوع ديگري از اين سكه ها يك خنجر كوتاه آخته افزوده شد . مانند سكه هاي كهن تر ليدي ، پشت آنها فقط چهار گوش جاي مهر را دارد ؛ سكه هاي سيمين فقط نشان جاي ابزار مهر را دارد . از مقدار هنگفت فلزهاي گرانبها كه همچو باج دريافت مي شد ، فقط مقدار كمي را سكه مي زدند ، و ماندة آن را به صورت شمش اندوخته مي شد . به همين دليل بهنگامي كه اسكندر خزانه هاي شوش را تصرف مي كند با مقدار زيادي شمش روبرو مي شود . در بين سكه هاي هخامنشي ، به سكه هايي بر مي خوريم كه از لحاظ هنري ممتازند ، دريك روي سكه ها شاه سوار بر اسب و بر روي ديگر نقش كشتي نقر شده است . پس از داريوش كبير بعضي از ممانك و ساتراپها ، البته به ندرت اجازه يافتند كه جداگانه سكه ضرب كنند ، روي سكه به خط و زبان آن منطقه اي بود كه سكه را در آنجا ضرب مي كردند . اما بيشتر به خط آرامي بود . زيرا خط ميخي مخصوص كتيبه ها بود و برروي سكه به كار نمي رفت . در اين دوره تهيه و به كار اندازي سكه در معاملات نه تنها در امور بازرگاني داخلي و خارجي تسهيلاتي فراهم كرد . بلكه به توسعه بانكها كه به تدريج رونق مي گرفتند نيز كمك مؤثري كرد . در اواخر عهد هخامنشي دو دريكي نيز ضرب مي شد . بر روي سكه هاي داريوش نقش يك كماندار پارسي كه همان پادشاه بود حك مي شد . از آن پس يونانيها به دريك نام عمومي كماندار را دادند . چنانچه اژه زيلاس فرمانده اسپارت گفت كه مراده هزار كماندار پارسي بيرون مي كنند كه منظور كمانداران بود كه روي سكه هاي طلا نقش بسته بودند . سكه هاي نقره داريوش شِكِل بود و يونانيها آن را در خم نا م نهادند . در زمان خشايارشا دو سوم مزد را جنس و يك سوم را با سكه پرداخت مي كردند و بدين ترتيب پس از تقريباً نيم قرن از ضرب اولين سكه ، پول توانست جاي خود را در معاملات گوناگون باز كند . همواره بر اثر ورود مسكوكات ، تجارت داخلي شايد سريعتر از تجارت خارجي توسعه مي يافت . همچنين سكه ، فعاليت بانكها را توسعه داد . شاهنشاهي هخامنشي براي بانكها امكاناتي بوجود آورد كه تا آن زمان سابقه نداشت . در زمان هخامنشيان بانكهاي خصوصي تأسيس شد . شاهان هخامنشي خراج را به شكل زير انبار مي كردند . آنها طلا يا نقره را ذوب مي كردند و درون كوزه اي مي ريختند . وقتي كه كوزه پر مي شد ، آن را انبار مي كردند و هنگام نياز آن قدر كه لازم بود از كوزه ها را مي شكستند و سكه ضرب مي كردند . هنگامي كه اسكندر شوش را تصرف كرد ، با مقدار زيادي شمش خام روبرو شد كه خام نگهداري مي شد . دربارة خراج در زمان كوروش و كمبوجيه هيچگونه ضرورت وجود پول را ايجاد نمي كرده است چون اقوام خراج خود را به صورت فلزات گرانبها پرداخت مي كردند . با وجود اين سكه هاي طلايي ليدي بوسيلة هخامنشيان مورد استفاده قرار مي گرفتند . البته اين امكان هم وجود دارد كه كروز ئيدهاي نقره منحصراً در زمان تسخير سارد بوسيلة كوروش ضرب و رايج شده و به اين ترتيب عملاً نقش پول پادشاهي را بازي كرده باشند .
سكه هاي خشايار شا : نقش مهمولي سكه هاي شاهنشاهي ، اختلاف تصويير اين شاهنشاه با تصوير داريوش اول به واسطة بزرگي سرو بر جستگي گونه و ريش بلند و نوك تيز واضح است . پشت سكه فرورفتگي نا منظم و مستطيلي شكل مي باشد . شِكِل ( نقره ) به وزن ۵۵/۵ و دريك خشايار شا به همين طرح و به وزن ۴۰/۸ گرم است .
سكه هاي اردشير اول : سكه هاي اردشير اول با جزئيات كمي نسبت به سكه هاي پدرش خشايار شا اختلاف مختصري دارد . روي سكه نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، تاج كمي بلندتر از تاج خشايار شاو ريش مرتب و مستقيم تا روي سنه آمده است . و موهاي سر در پشت گردن برگشته و انبوه مي باشد . پشت سكه فرورفتگي نا منظم در وسط دارد ، ( نقره ) به وزن ۵ گرم مي باشد .
سكه هاي داريوش دوم : روي سكه نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، نيم رخ داريوش دوم با ريش مجعد و در همو موهاي ترك ، ترك كه در پشت گردن به موازات هم ريخته شده است و بر روي سر وي تاج بلند با دندانه نوك تيز قرار دارد و قيافة او شكسته و پير است . پشت سكه مانند سكه هاي اردشير است .
سكه هاي اردشير دوم : « براي تميز دادن سكه هاي اردشير دوم و صحت تشخيص آنها بهترين وسيله مقايسه آنهاست با سكه هاي سلاطين تابع يا ساتراپهاي آن دوره است . چنانچه از روي سكه هاي شاه صيداتيسافرن ساتراپ سارد ( كه در يك طرف سكه تصوير اين پادشاه منقوش است ) مي توان سكه هاي اردشير دوم را به خوبي تشخيص داد و تنظيم كرد . روي سكه نقش معمول سكه هاي شاهنشاهي است ، نيم رخ اردشير دوم با تاج كوتاه و موهاي جمع شده در پشت گردن ، برخلاف معمول سكه اي از اردشير بدست آمده است كه در حال كشيدن كمان است . پشت سكه به شكل مربع و داراي كنده كاري نا منظم مي باشد . »
سكه هاي اردشير سوم : « نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، نيم رخ اردشير با ريش بلند و نوك تيز با موهاي پر پشت كه گوشها و پشت گردن را به خوبي پوشانده است و تشخيص سكه هاي اين شاهنشاه با مقايسة سكه هاي سلاطين ممالك تابع مثل اواگوراس دوم كه در يك طرف سكه نقش اردشير سوم باشد ، بسيار سهول است . پشت سكه فرورفتگي نا منظم دارد . سكه اي از اين پادشاه مكوجود است كه به جاي آنكه مانند معمول نيزه به دست داشته باشد دستش را بلند كرده است .
سكه هاي داريوش سوم : اين شاهنشاه علاوه بر دريك و شِكِل ، دو دريكي و نيم در يكي نيز سكه زده است و نقش روي سكه بيشتر به وضع معمولي مي باشد . گاهي كماندار كه شخص شاهنشاه است ، به جاي نيزه خنجر به دست گرفته است . در پشت سكه براي نخستين بار به جاي مربع فرورفته نا منظم دو هلال و برجستگي هاي موجي شكل يا قسمتي از بدنة كشتي نفر گرديده است . سكه هاي اين شاهنشاه پس از انقراض امپراطوري هختامنشي نيز رايج بوده و مانند مظهر مليت ايران تا مدتي ضرب آنها ادامه داشته است .
اسكندر :
در گذشته چنين مي پنداشتند كه اسكندر در يكسان كردن پولهاي سراسر شاهنشاهي خويش با برابر ساختن ميزان زر و سيم بر پاية سكه هاي آتنا كوشش به جاي آورده باشد . به جاي آورده باشد شايد مي خواست ستاتر زر را كه برابر با ۲۰ در خم بود به جاي دريك تثبيت كند . منتها نسبت سيم به زر را به جاي هخامنشي بر پايه ۱ : ۱۰ قرار دهد . اين پندار كهن را مي توان زد كه از آنجا كه اسكندر نه مي توانست يك چنين يكنواختي در شاهنشاهي خويش پديدار كند و نه چنين كاري را كرد . كار گاههاي درم زني گذشته همچنان به كار ادامه دادند و خزانه داري كشور همچنان كه دوران هخامنشي بود بر جاي ماند . پول و سكه هاي نقره در سراسر دنياي هلني وضع اقتصادي را دگرگون ساخته بود به طوري كه ازدياد پول باعث تورم شده بود . ارزش طلا و نقره تقليل پيدا كرد و به طوري كه نوشته اند در عصر سلوكوس اول طلاهايي كه در اثر فتوحات از ايران خارج شده بود ، بعداً به علت رونق تجارت به ايران بازگشت و مواد اوليه مانند چوب و فلزات كه ايران و هند از تهيه كنندگان آن بودند بسيار مورد تقاضا بود و مبادلات بيشتر شامل اشياء از جمله احجاركريمه و جواهر و ادويه و داروهايي كه از هند تا حدود برتاني ( در مغرب فرانسه ) صادر مي شد بودند . بازرگاني حيات اقتصادي يونان را تشكيل مي داد . بازرگاني بود كه ثروتهاي زياد در شهرهاي بزرگ بوجود آورد و جمعيت روز افزون شهرها را اشتغال به كار مي داد . نقل و انتقال پول ديگر ، اكنون كاملاً جاي معاملة جنس را كه چهار صد سال پس از ضرب اولين سكه رواج داشت گرفته بود . بانكدارها به دولت و مردم اعتبار مي دادند . در زمان حكمومت سلوكيان سكه هاي نقره در بابل ضرب مي شد و در بازار مبادله مي گشت. زماني كه سكه هاي نقره جهت نيازهاي نظامي در نبرد عليه سوريه مورد استفاده قرار گرفت و سكه هاي نقره را از بابل خارج كردند . سكه هاي مسي رواج يافت . از دوران سلوكوس اول يك سكة نقرة ۴ درهمي به دست آمده كه بر روي آن فيلي را نشان مي دهد كه احتمالاً از جمله فيلهايي بوده كهچاندرا گوپا از خاندان موياها به وي هديه كرده است . دربارة ايجاد پادشاهي باختر در عهد سلوكي اطلاعاتي به كمك سكه ها باقيمانده ، از اين دوره به دست آمده است. اين سكه ها از چهل فرمانروايي يوناني است كه در باختر و يا شمال غربي هند حكموت مي كردند . در واقع سكه شناسان تاريخ دودمانهاي اين سامان را از روي سكه هاي مذكور باسازي كرده اند . هنگامي كه اسكندر ، جانشين پدرش گرديد ، خزانة مقدوني عبارت بود از شصت تالان مسكوكات نقره و چند جام طلا و نقره . حال آنكه قرض پادشاه مذكور به پانصد تالان بالغ مي گشت . فقر خزانه بدليل لشكركشي هاي فيليپ بود ، زيرا آنچه را به دست مي آورد خرج لشكركشي مي كرد . خود اسكندر هم بعد از فوت پدر براي حمله به ايران ناچار به قرض شد و هشتصد تالان قرض كرد . البته اين فقر مالي ديري نپائيد و با تصرف ايران و خزانه هاي بابل و شوش و تخت جمشيد اسكندر ثروت زيادي بدست آورد .فتوحات اسكندر در ايران موجب متوقف شدن كار ضرابخانه ها نگرديد ،وآنها همچنان به كار خود ادامه مي دادند . « سكه هاي اسكندر بدين طرح مي باشند : استاتر طلا كه در يك طرف آن تصوير اسكندر به وضع آتنا با كلاه خود به چشم مي خورد و در طرف ديگر الهة فتح با بالهاي گشاده ايستاده است . چهار درهمي هاي معروف كه تصوير نيم تنة اسكندر به طرز هراكلس كه كلاهي از پوست شير نمد به سر دارد ، بر روي آنها نقش شده است و در پشت سكه زئوس خداي بزرگ يونان بر روي تخت نشسته و عصاي قدرت و سلطنت مطلق را به دست گرفته است و نام اسكندر به خط يوناني در كنار سكه است ».
سكه هاي اشكاني :
به طور كلي اسناد و مدارك زمان اشكاني بسيار اندك است . سكه هاي سلاطين اوليه اشكاني تنها معرف نام و لقب پادشاه است . همين امر تطبيق سكه هاي دوران اشكاني را دچار اشكال كرده است . از اوايل قرن اول قبل از ميلاد نام شخص در روي سكه ها نقش گرديد و از سال ۱۳۷ قبل از ميلاد سكه ها را با قيد تاريخ كه مبدأ آن سال ۱۳۱۲ قبل از ميلاد يعني تأسيس سلسلة سلوكيها بود ضرب مي كردند . از زمان سلطنت بلاش اول (۵۷ ـ ۵۱) م بتدريج براي نوشتن روي سكه ها از الفباي آرامي به جاي يوناني استفاده كردند . اساس پول دولت پارت بر نقره بوده است كه تقليدي از پول سلوكيان شمرده مي شود ولي از قرن دوم پيش از ميلاد ايشان مبناي مستقلي براي پول خود ايجاد كردند ولي از لحاظ تسهيل تجارت و داد و ستد و خويش با روم ، پول خود را از حيث وزن با دينار روحي برابر ساختند . در آن زمان تاريخ سكه هاي پادشاهان پارت از مبدأ عهد سلوكيان احتساب شده و نوشته هاي آنها به يوناني بوده است . در قرن اول ميلادي نوشته هاي پارتي (آرامي) بر سكه هاي پارتي پديد آمد و در عين حال جنس فلز سكه ها به بدي گرائيد و از وزن آنها كاسته شد . برخي پادشاهيهاي كوچك و تابع نيز به نام خود سكه ضرب مي كردند . « در روزهاي خيزش پارتيان در سال ۲۳۸ ق . م پولي كه در بخش شمالي ايران در گردش بود ، همانند پول بقية امپراتوري سلوكي بود . اما سكه خانه هاي باكتريا و هكاتوم پوليس رفته رفته ترجيح مي دادند كه در ناحية آنها دراخم رواج يابد ، در صورتي كه ميان پادشاهيهاي انتيوخوس يكم و سوم در اكباتان سكه اي با اين جنس و واحد ضرب نمي كردند و در عوض بر زدن سكه هاي چهار عرضي بيشتر تأكيد مي رفته است . وزن استانده اي كه براي سكه ها در نظر مي گرفتند برگرفته از نظام آتيك بود چنانچه در سدة سوم پيش از ميلاد وزن دراخمها به حدود ۴ گرم رسيد . نقش رسمي روي اين سكه هاي سلوكي تصوير بر پادشاه بود كه پشت سكه نيمرخ چپ آپالون را نشان مي دهد كه بر قبة سپر نشسته و كماني در دست دارد . بيشترين سكه هاي پارتي كه اكنون موجود است از گنجينه اي در دورة اترك كه در باختر بجنورد قرار دارد بدست آمده است . فرسوده ترين سكه ها و بنابراين نخستين گروه از سكه هاي پارتي نيم رخ راست سري بدون ريش را روي سكه نشان مي دهد كه با شلقي بر آن نهاده است و بر پشت آن طرف چپ تيراندازي در جامعة مهرانشينان نقش گرديده كه بر پايه اي نشسته و كماني بدست گرفته است . طرح و ساختمان اين سكه ها (پارتي) از سرمشق هلينستي كان و بيش پيروي مي كند » .
مهرداد اول : بعد از شكست آنتيوخوس در مغنسيا حدود ۱۹۰ ق . م زنجيرهايي كه يونانيان بر دست و پاي پارت بسته بودند سست شد و امكان به گردش درآمدن پولي مستقل براي پارت فراهم شد . مهرداد يكم كه در حدود سال ۱۷۱ ق . م بر تخت نشست عامل اصلي گسترش سياسي پارت بود . سكه هاي اين پادشاه در درجة اول تصوير چهره اي بدون ريش كه با شلقي بر سر دارد نقش شده كه تقليدي از سكه هاي سابق است ، اما بعدها نيم تنه اي با آرايش مشابه جانشين آن مي شود . و در پشت سكه تيراندازي بر سپرآپولون نشسته نه بر روي چهار پايه. اكباتان در سال ۱۴۸ ق . م بدست اشكانيان افتاد ، اما همينكه سكه خانة با اهميت اين شهر به دست مهرداد افتاد از تسهيلات آن بهره مند گرديد . شمار زيادي سكة برنزي ضرب گرديد . سرانجام سال ۱۴۰ ق . م نيروهاي پارتي بين النهرين را با شهر معروف آن سلوكية كران دجله به تصرف درآوردند . در اينجا نيز سكه هاي مهرداد مستقيماً از سكه هاي پادشاهاني كه به تازگي بيرون رانده شده بودند تقليد مي كنند .
فرهاد دوم : نخستين سكه هاي فرهاد دوم پسر جوان مهرداد ظاهراً در سكه خانه شوش در الومايي زده شد . چهار دراخميها بالاخص (با طرح آپولون كه بر قبة سبز نشسته بر پشت سكه) دقيقاً از سبك سكه هاي كمنسكيرس پادشاه محلي پيروي مي كنند . بخش عمده سكه هاي فرهاد ، دراخما ، سكه هاي سيمين و برنزي هستند كه در ايران زده مي شدند . تصوير روي سكه تنها ريش كوتاهي دارد و تيرانداز پشت آن داراي نوشته « شاه بزرگ ارشك ، پدر خدا است كه لقب اخير به رساندن مهرداد به مرتبة خدايي اشاره دارد » . يك نوآوري حضور نام سكه خانه ها بر پشت سكه هاست . سكه خانه اصلي اكباتان بي گمان در پيروي از رسم سلوكيان از اين نشانه ها چشم پوشيده يك دراخم كه شايد در اين شهر ضرب گرديد . دوست دار پدر را جانشين پدر خدا مي كند . مقران ۱۳ ق . م انتيوخوس هفتم به بين النهرين تاخت ، اما سرانجام شكست يافت و در سلوكيه سكه هايي كه ويژگي سبك يوناني را داشتند به افتخار پيروزي فرهاد ضرب گرديد . فرهاد دوم در جنگ با صحرانشينان كشته شد . هوسپا يوسين پادشاه خاراسن از گرفتاري اشكانيان در مرزهاي خاوري استفاده كرد و به بين النهرين تاخت ، اوليايي سكه خانة سلوكيه كه سرگردان بودند ، كه چه كسي را به رسميت بشناسد ، سكه هايي با تصوير مهرداد يكم ضرب كردند ، كه مدتها پيش در گذشته بود و بدين وسيله وقت كشي مي كردند .
سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی زیرخاکی اصلی
سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی زیرخاکی اصلی
سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی زیرخاکی اصلی
مهرداد دوم : مهرداد دوم فردي ممتاز و لايق و مدبر بود . او كه لقب كبير دارد ، خود را بر روي سكه هايش به يوناني تئوپاتور (پدرخدا) مي نامد ، اين پادشاه با وجود برخورد با مشكلات فراوان و وضع آشفته اي كه شاهنشاهي پارت داشت . توانست از لحاظ مختلف از حمله سركوبي قبايل و مغلوب ساختن سكاها و انعقاد معاهده با امپراتور چين و سامان دادن به وضع ارمنستان و به اطاعت واداشتن فرمانروايان يوناني باختر ايران را تبديل به يك قدرت بزرگ جهاني مي كند .
سكه هاي مهرداد دوم : از مهرداد دوم سكه هاي متنوعي باقي مانده است كه از لحاظ تزئينات و نوع تاج با هم تفاوت دارند . در يكي موهاي سر او لوله شده و از روي پيشاي شروع و پشت سر ختم گرديده است . و به جاي تاج نوار ساده اي به سر بسته كه در پشت سرآويزان است . در نوع دوم موها به زير تاجي گرد كه با دو زبانه گوشها را پوشانيده ، قرار گرفته است ، و تاج از سه رديف مرواريد و گلي به طرح ستاره تزئين شده است . بر روي سكة مهرداد القاب مختلفي مانند اپي فانوس (نامي) اورگت (نيكوكار) و دكايو (دادگر) به كار رفته است . همچنين بر روي بعضي از درهم ها به جاي كلمة شاه ، شاهنشاه به كار رفته است . بر مسكوكات اشكاني علامت شهري كه سكه زده شده ، مشخص است ، از اين طريق مي توان فهميد چه شهرهايي ضرابخانه داشته اند . بر سكه هاي پراتي علاوه بر زمان و خط يوناني ، ندرتاً حروف آرامي هم مشاهده مي شود . نوشته هاي يوناني روي سكه ها در اوايل حكومت پارت خوب است ولي از اواسط آن و اواخر اين حكومت نوشته ها ضراب مي شود . علت آن است كه چون ضرابخانه هاي جديد زده شد كه استادان آنها غيريوناني بودند ، چون زبان يوناني را بلد نبودند ، از سكه هاي يوناني تقليد كردند ، با بهتر است گفته شود نوشته هاي آنها را تقليد مي كردند . محققين اين نوع سكه ها را مسكوكات شده اند بربري مي گويند . سكه هايي كه از مهرداد دوم باقي مانده او را داراي چشمهايي درشت ، بيني بزرگ روحي و كلاه مرواريد دوخته با نيم تاجي به صورت اشعة خورشيد بر سر دارد . لقب او بر روي سكه هايش « تئوپاتور » يعني پسر خدا و « نيكاتور » يعني فاتح آمده است .
سنتروك : سنتروك در سن ۸۰ سالگي به پادشاهي رسيد و گمان مي رود وي برادر اشك ششم مهرداد اول باشد . بر روي سكه ها تصوير وي با ريش پر و سبيل بلند و قيافه اي نجيب مشاهده مي شود . تاج وي كلاهي است مدور كه از سه رديف با مرواريد تزئين شده بود . و در وسط آن قطعه جواهر به شكل ستاره نصب است . بر پشت سكه نقره است : شاه بزرگ ، دوستدار پدر .
فرهاد سوم : از فرهاد سوم دو نوع سكه موجود است . نوع اول تصوير وي با تاجي ساده كه از نواري كه دور سر بسته شده و در پشت سر گره خورده است ، تشكيل يافته است . نوع دوم كه بسيار مجلل مي باشد . تاج مدوري است كه زبانه اي روي گوش و زبانة ديگر پشت سر را پوشانده است . دور و لبة تاج از مرواريد تزئين گرديده و شعله هاي آن از قسمت مرور ساطع است و در وسط تاج قطعه اي از گوهر گرانبها به شكل شعله نصب است . تصوير فرهاد و قيافة برازندة او با چشمان درشت و بيني كمي منحرف و سبيل و ريش پر نشان مي دهد . بر گردن فرهاد سوم دو رديف گردن بند قرار دارد و حاشية قبا از در و گوهر تزئين يافته است .
مهرداد سوم : فرهاد سوم با توطئه پيران خود ، مهرداد و اُرُدْ از سلطنت بر كنار و حتي بنا بر عقيده عده اي از مورخين فرزندان ناخلف او را مسموم كردند . در بين دو پدر كش جنگ درگرفت و مهرداد برادر بزرگتر بر تخت نشست . ولي به دليل تندخويي و سخت گيري ، مورد نفرت قرار گرفت ، و بزرگان ارد را به شاهي برداشتند . از مهرداد سوم سكه هايي به اين شرح باقي مانده است . « روي سكه تصوير نيم رخ مهرداد كه به جاي تاج ، نواري بر روي قسمتي از پيشاني قرار دارد و موي سر بسته و از پشت سر گره خورده و آويزان است . موهاي مجعد روي گردن را گرفته و ريش مدور او نسبتاً كوتاه است . پشت سكه : اشك كمان به دست بر تخت نشسته و اطراف او نوشته القاب قرار دارد » .
اُرُدْ اول : بعد از مهرداد سوم ، بزرگان اُرُد را به شاهي برداشتند ، دورة پادشاهي ارد يكي از مهمترين قسمتهاي تاريخ پارت است . زيرا در اين زمان است كه جنگ معروف حران به وقوع مي پيوندد و شكست سهمگيني به دولت روم وارد مي شود. هنگامي كه پاكر فرزند ارد در جنگ با روميها كشته شد ، ارد فرند ارشدش به نام فرهاد را جانشين خود كرد ، و خود از سلطنت استعفا داد ، ولي بدست پسرش فرهاد خفه گرديد و به قتل رسيد ، همانطور كه خود قبلاً پدرش را كشته بود .
سكه هاي ارد اول : روی سكه : « تصوير نيم رخ و نيم تنة ارد ، با چشماني درشت و زيبا و بيني بلند ، سبيل و ريش پر و موهاي مجعد كه گردن وي را پوشانيده است . تاج ارد به صورت نواري زرين و مخصط در پشت سر گره خورده تا پشت شانه آويزان شده است . گاهي در زمينة سكه ، هلال ماه يا ماه ستاره نقر است . پشت سكه : اشك كمان به دست بر تخت نشسته و دور نقش وي ، نوشته القاب ارد در هفت رديف قرار دارد ».
خصوصيات سکه های اشكاني :
با توجه به اينكه پرداختن به تمام جزئيات مسكوكات شاهان اشكاني در اين تحقيق نمي گنجد لذا به ذكر خلاصه ما بقي مي پردازيم . به طور كلي مسكوكات اشكاني از نقره و مس بود . سكه هاي نقره بر دو نوع بود . ۱ ـ دراخم كه آن اصلاً پول يوناني بود ۲ ـ چهار دراخمي كه حدود ۴ گرم و گاهي كمتر وزن داشته است. اين چهار دراخمي ها با دينار رومي برابري مي كرد . كلية سكه هاي اشكاني در قشنگي پست تر از سكه هاي ساساني است . روي سكه ها صورت شاهان اشكاني است كه بر تخت نشسته و كماني به دست گرفته و زن آن را كشيده اند . بعضي از سكه ها صورت ارباب انواع يوناني را داراست . در دورة اشكاني پاية پول ايران بر نقره بوده است . بر سكه هاي اشكاني شكل زن بندرت پيدا مي شود . نمونة آن سكه فرهاد پنجم است كه صورت ماد و اورا داراست . معمولاً بر سكه سرشاه نقش شده ، اما سكه اي هم بدست آمده كه شاه را سوار بر اسب نشان مي دهد . از سكه هاي پارتي چنين برمي آيد كه آنها چيزهاي زيادي را از يوناني ها و سلوكيان تقليد كرده اند .
سكه هاي ساساني :
دولتهاي هخامنشي ، اشكاني و ساساني كه روي هم رفته بيش از هزار سال بر ايران حكومت كردند همگي به ضرب سكه پرداختند . ولي سكه هاي ساساني داراي اهميت بيشتري است . زيرا منابع گرانبهايي از حيات اجتماعي و اقتصادي و سياسي آن دوران ارائه مي دهد . پيروزيهاي مهمي كه شاهپور اول در مقابله با روميها داشت ، در تاريخ آن زمان و اوضاع آن زمان داراي اهميت فراوان بود . به طوري كه شاهپور اول دستور داد نقش آنها را بر روي صخره ها كنده كاري نموده ، ولي اين رويدادها بر روي سكه ها نقش بسته نشده علت آن اين است كه سكه براي ساسانيان عمدتاً يك وسيله اقتصادي بود .
نوع سكه هاي ساساني :
ظاهراً مسكوكات عهد ساساني دو نوع بوده است . يك نوع آنها از طلا ضرب مي شد ، و ديگري از نقره . مسكوكات طلا كه دينار گفته مي شد ، بندرت به دست مي افتد . پادشاهان اولية ساساني نوعي سكة طلا داشته اند كه از حيث وزن ، با سكة امپراتوران روم به نام (اوري) Aurrei مساوي بوده است . علاوه بر اينها سكه هايي طلايي از آن زمان به دست آمده از حيث وزن با هم تفاوت دارند . درهم نقره را تقريباً هميشه به يك وزن ضرب مي كرده اند . سنگيني اين درهمها بين ۶۵/۳ تا ۹۴/۳ گرم است . سكه هاي كوچك نقره هم ضرب مي كرده اند از اينقدر ديوبول diobole (معادل نيم درهم) و اوبول يا دانگ معادل درهم و هميوبول معادل درهم . سكه هاي مسي هم در آن زمان ضرب مي شده كوچكترين پولي كه اسم آن از زمان ساسانيان به ما رسيده است . پيشيز است .
نوشته هاي روي سكه ها :
نوشته هاي روي سكه هاي ساساني به خط پهلوي ساساني (فارسي ميانه) است . و در بعضي نوشته هاي رمزي مورد استفاده قرار گرفته است . بر روي سكه هموراه نام و لقب پادشاه ضرب مي گرديد . اما بعد از پادشاهي بهرام چهارم نوشته هاي پشت سكه تغيير كرده و محل ضرب سكه و به دست دادن سال پادشاهي است . البته سكه هايي مع در موارد خاص ضرب مي شدند نوشته هاي ويژه اي داشتند . نوع نوشته ها تا روزگار بهرام گور (پنجم) يكسان است . « مزدا پرست ، خدايگان ، شاهنشاه ايران كه از نسل يزدان است » از پادشاهي هرمز يكم تا پادشاهي شاهپور سوم گهگاه عبارت «وانيران» نيز وارد آن عبارات مي شود . پشت سكه عموماً شكل آتشداني است كه در وسط دو نفر قرار گرفته است . پشت سكه هاي شاهان معلي فارسي در زمان سلوكي ها و اوايل پارتها نيز شكل آتشداني بوده است . در روي سكه هاي ساساني ، نام شهرهايي كه سكه در آنجا زده شده با علامت اقتصادي مشخص گرديده است . مثلاً « ست » علامت شهر استخر ـ رام : علامت شهر رامهرمز ـ دا : داراب گرد و غيره . سكه هاي ساساني در زمان خسرو اول به حد اعلاي بزرگي رسيده بود .
سكه خانه ها :
سکه,سکه شناسی,سکه عتیقه,سکه زیرخاکی,سکه اصلی و تقلبی,سکه ساسانی و هخامنشی,تصاویر و عکس سکه عتیقه,سکه ایرانی قدیمی,قیمت و جنس سکه
از همان آغاز حكومت ساساني ، حكومت مركزي در كار سكه زني نظارت دقيقي مي كرده است . در آنجا حكومت ساساني سه سكه خانه بيشتر نبوده است . ولي در زمان شاپور دوم و با سفرهاي جنگي او سكه خانه هاي جنگ نيز بوجود آمدند . كه يكي از آنها در افغانستان كنوني بود . ساسانيان هنگامي كه به قدرت رسيدند همة سكه هاي نواحي نيمه مستقل را كه از دورة اشكاني مانده بود از گردش خارج كردند . اما با فتح موقتي سرزمين كوشان در زمان شاهپور دوم و جانشينان او ناگزير شدند كه با پول بيگانه خود را سازش دهند و آن را بپذيرند .
سكه هاي اردشير اول : « نوع اول : اردشير از روبرو تصوير شده ، اطراف كلاه او « مرواريد » دوزي است و هلال و ستاره اي بر آن ديده مي شود . نوع دوم : نيمرخ راست اردشير با كلاه معروف اشكاني تصوير شده است . در انتهاي كلاه دو رديف مرواريد دوزي ديده مي شود . كه فاصلة ميان آن دو رديف نيز مرواريد دوزي است ، موي سر در زير پوشش كلاه كه آن نيز مرواريد دوزي است پنهان شده است ؛ از كلاه نواري بنام « نوار اشهره وند » آويخته است ، گرد تصوير چنبري نقطه چين ضرب شده است » .
شاهپور اول : « تصوير نيم رخ شاپور با افسر شهرياري كنگره دار كه گوئي بر بالاي آن نصب شده است . از گوي و انتهاي افسر شهرياري رو به بالا ديده مي شود » پشت سكه : « آتشگاه كه پايه آن ستوني است بلند ، بر پايه ، آتشدان نهاده شده است . مجموعة آتشگاه از چند قطعه راست گوشه تشكيل شده است در دو سوي آتشگاه دو تصوير با افسر كنگره دارد ديده مي شود كه از كمرشان شمشيري آويخته است و نيزه اي بدست دارند » .
خصوصيات كلي سكه هاي ساساني :
مسكوكات ساسانيان از طلا ، نقره ، مس و برنج است . سكه هاي طلاي ساساني در زمان شاپور اول و دوم موافقتي با سكه هاي طلاي رومي داشتند . ولي بعدها وزن سكه هاي طلا مختلف شد . سكه هاي نقرة ساساني همان درخم است ، ولي از تحقيقات محققين چنين ب مي آيد كه در آن زمان درخم استعمال نمي شد . سكة نقره را زوز يا زوزون مي گفتند يا كرشه هم گفته مي شد . سكة نقره نزديك به يك متقال وزن داشت . به احتمال فراوان پول مسي را معا مي گفتند (معا يك لغت سامي است ) . بعضي از سكه هاي ساساني داراي خط آرامي است . ولي اكثريت با خط و زبان پهلوي ساساني نوشته مي شدند . لوكونين عقيده دارد كه ساسانيان سكه هاي خود را بر روي سه فلز طلا ، نقره و برنز ضرب مي كردند . يكي از ويژگيهاي سكه هاي ساساني تصويرهاي يكسان بر رويه و پشت سكه ها بود كه در آنها تصوير نيم تنة شاهنشاه در سمت راست نقش مي شد . گاه در سكه هاي ساساني نقش شاه و جانشين او يا تصوير سه گانة شاهنشاه بانوي بانوان و جانشين شاه نقش مي گيرد . بايد دانست كه سكه هاي پهلوي ساساني براي فهم تاريخ ساسانيان داراي اهميت زيادي است . بزرگترين مجموعة سكه هاي ساساني در موزة بريتانياست . چون تاج هر يك از شاهان ساساني شكل خاصي است . مي توان سكه هاي آنها را تشخيص داد . مثل : اردشير كه ابتدا مرواريد نشان بود ولي شكل آن تغيير كرده و به صورت گويي كه شايد علامت كرة زمين يا خورشيد باشد درآمد . تاج شاهپور اول كنگره دار بود و شباهت به تاجهاي سلاطين هخامنشي داشته است ، و نيز بر روي آن گويي نصب شده و مرصح به جواهر بوده است . تاج شاهپور دوم نيز كنگره دار بوده كه گويي منسوجي بر فراز آن است ، و از اطراف داراي نوارهاي مواج است . شكل اين تاج از شاپور اول تقليد شده و تفاوتي كه با آن دارد از حيث قوسهاي كوچكي است كه بر فراز لبة تحتاني تاج ديده مي شود . لازم به ذكر است زماني كه ايرانيان در زمان شاهپور دوم و جانشينانش بر سرزمين كوشان غلبه كردند ، لقب « گوشانشاهان » يا « شاه بزرگ » كوشانيان داشتند . اين موارد از سكه هايي كه در زمان شاهپور دوم بدست آمده است ، مشخص مي شود .
سخن آخر :
بحث سكه و سكه شناسي بحث بسيار گسترده اي است كه بدون شك شناسايي اين سكه ها ، با توجه به اينكه از منابع مهم و اصلي به شمار مي روند ، مي تواند به سير پيدايش تمدنها و چگونگي سقوط آنها ، نوع آداب و رسوم و بسياري مسائل ديگر را بر ما روشن سازد . با شناسايي سكه ها مي توان ، نقاط كور و تاريك بحثهايي تاريخي و جاهايي كه اسناد آنها موجود نيست را روشن كرد و به حقايق موردنظر دست رسي پيدا نمود . اگر باستان شناسان و متخصصان كشورمان با حفاري در جاهايي كه نياز به حفاري دارد بتوانند با پيدا كردن سكه هايي كه هنوز در زير خاك قرار دارند همت گمارند ، مي توانند كمك فراواني به تاريخ اين كشور و جهان نموده و عظمت ايران را در گذشته بيش از پيش نمايان كنند . جاي جاي اين كشور كهن سال آثار گذشتگان ما وجود دارد . كه روزگاري در جهان حرف اول را مي زدند و اكنون فقط آثار آن باقي است . ما نيز به داشتن چنين اجدادي افتخار مي كنيم و با سعي و تلاش و فرهنگ سازي سعي در حفظ آثار قديمي اين كشور و جلوگيري از به تاراج رفتن اين سرمايه ملي خواهيم كرد ، و اين مهم جز با همياري تمامي ايران دوستان ميسر نخواهد بود.
شناخت عقیق اصل در گنج یابی

یکی از مواردی که گنج یابان با آن در گنج یابی مواجه هستند سنگ های قیمتی و جواهرات است و در حین حفاری ممکن است سنگ های قیمتی نظیر عقیق را به دست بیاورند و یا کسانی سنگ قیمتی را به آنها بفروشند لذا در اینجا روش های شناسایی عقیق اصل از بدل,نحوه تشخیص عقیق اصل و تقلبی ارائه می شود.
روش های شناسایی عقیق اصل از بدل,نحوه تشخیص عقیق اصل و تقلبی,عقیق اصل,عقیق بدل,سنگ عقیق اصلی,سنگ عقیق بدل,عقیق اصلی و عقیق تقلبی,روشهای تشخیص عقیق اصلی و تقلبی,همه چیز درباره سنگ عقیق,کارشناسی سنگ عقیق,شفافیت و کیفیت تراش سنگهای عقیق,نحوه شناسایی عقیق اصلی و عقیق تقلبی
روش شناسایی عقیق اصل از بدل
-.بافت را مورد توجه قرار دهید. در مقایسه با عقیق طبیعی، نوع مصنوعی ساخته شده از سنگ از بافت نرمتری برخوردار است. اگر با یک تکه یشم بر روی سنگ خراش ایجاد کنیم، عقیق مصنوعی خراش برمیدارد، اما عقیق طبیعی خراش برنمیدارد. عقیق مصنوعی نسبت به عقیق طبیعی از معایب بیشتری بر روی سطح خود برخوردار است.
-.به کیفیت تراش عقیق دقت کنید. تراش عقیق با کیفیت بالا، استادانهتر است و سطح سنگ از درخشش بالایی برخوردار بوده و یکدست، بدون خط و خش و ترک میباشد.
-.به میزان شفافیت سنگ دقت کنید. میزان شفافیت عقیق طبیعی به خوبی عقیق مصنوعی نیست. عقیق طبیعی از اندکی هرج و مرج و بی نظمی در شفافیت برخوردار است و بعضاً میتوان درون آن خطوط و ابرهایی دید، در حالی که عقیق مصنوعی از شفافیت خوبی برخوردار بوده که به مانند شفافیت گوی شیشهای میباشد.
-.وزن سنگ را مورد بررسی قرار دهید. عقیق طبیعی سنگینتر از عقیق مصنوعی است.
-.عقیق طبیعی در تابستان خنک و در زمستان گرم است، در حالی که دمای عقیق مصنوعی با تغییر دمای محیط تغییر مینماید و در روزهای گرم، گرم میشود و در روزهای سرد، سرد میشود
توجه : تمام اطلاعات و مطالبی که در این سایت قرار داده می شود برگرفته از سایتها و وبلاگهای اینترنتی میباشد و صرفا برای بالا بردن و افزایش دانش و علم باستانی مخصوص دانشجویان رشته باستان شناسی و کارشناسان باستان شناسی میباشد . همچنین برای جلوگیری از آسیب دیدن و تخریب آثار باستانی کشور عزیزمون می باشد و هر گونه استفاده نادرست از مطالب این سایت در جهت گنج یابی و دفینه یابی و یا حفاری های غیر مجاز بر عهده خود شخص میباشد .


