فروشگاه ایرانیکان
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
آموزش گنج یابی، باستان شناسی، دفینه ، زیرخاکی و تاریخ

تاریخ ایران پر از گنج و دفینه های فراوان

اول از تاریخ ایران خیلی خلاصه براتون بگم. ایران قدمت تاریخی بالائی داره ولی اون چیزی که به عنوان حکومت در ایران تاسیس شد و می شه گفت دوران با شکوه ِ تمدن ِ ما از انجا شکل گرفت دوران كيانيان بود که تقریبا از چهار هزار سال پیش شروع شد و بعد از آن پیشدادیان به ایران حکومت کردند.

بعد از پیشدادیان مهمترین تمدنی که در ایران به وجود آمد مادها بودند که تمدن بسیار پیشرفته و بزرگی بود و بعد از آن تمدن باشکوه هخامنشیان که به مملکت ما و خیلی از ممالک دیگر حکومت کردن و اوج شکوفائی تمدن ایران زمین در همین دوران هست. بعد از هخامنشیان اشکانیان به ایران حکومت کردن که دوران پر از جنگ و خون ریزی بود و بعد از اشکانیان ساسانیان آمدند که وضعیت مملکت و رونق اقتصادی بسیار بهتر از دوران قبل شد. و بعد از ساسانیان سامانیان بر ایران حاکم بودند و بعد از انها سلجوقیان که البته در اینجا حکومتهای مهم که سهم مهمی در آبادانی و گسترش مرزهای این کشور داشته اند را نام بردیم و بین این حکومتهای بزرک حکومتهای کوچک که تاریخی برای ما به جا نگذاشته بودند یا مهم نبودن بیز وجود داشته است. که البته نباید خودمان را گول بزنیم و باید بدانیم در بین پادشاهانی که به ایران حکومت کردند ، بودند کسانی که شهرهای این مملکت را برای یک زن بخشیدند و خیانتهای زیادی به این ملت کردند ولی ما به حکومت و مسائل آن کار نداریم.

اینها رو گفتم با به یکی از نکات اصلی وبلاگ خودمون برسیم و اون هم این که:

در کلیه این زمانها اشیاء عتیقه از طلا وجود دارد بغیر از زمان کیانیان و پیشدادیان که هنوز طلا شناخته نشده بود و زمان اشکانیان که به خاطر جنگها و کشور گشائی های فراوان خزانه های مملکت خالی بود و طلای ساخته شده در این دوران بسیار کم است. و باید بدانید که هنوز سکه ضرب طلای این دوران یافت نشده است.

البته باید این مسئله را یاد آوری کنم که در ایران طلا به آن صورت زیاد نبود. مقدار زیادی در دوران هخامنشیان از کشورهای دیگر مانند روم و یونان و دیگر کشورها به غنیمت گرفته شد و به ایران آورده شد که مقداری از آنها ساخت زیبائی داشتند که به  همان شکل ماندند که در بعضی از حفاریها می بینیم که اجناس رومی یا یونانی یا چینی و یا مصری و غیره از زیر خاک بیرون می آید و مقداری را در همان زمان ذوب کردند و هنرمندان ایرانی مجسمه و اشیاء گرانبهائی از آنها ساختند. و مقداری از هند اکتشاف کردند که ایرانیان استخراج و بعد از آن زیباترین اجناس عتیقهِ امروزی در زمانهای قدیم ساخته شد.بیشترین غنیمت در زمان هخامنشیان و ساسانیان گرفته شد که در دوران ساسانیان در ایران رونق اقتصادی فراوان داشتیم و دوران آسایش مردم ایران بود.

پس در ایران معدنی برای استخراج طلا شناخته نشده بود یا بسیار کم بود و کارهای ایرانی اکثرا با ذوب کارهای دیگر حکومتهای دنیا ساخته می شد.

شاید بعضیها این سئول برایشان پیش بیاید که در زمان تمدن شهر سوخته (جیرفت) که طلا شناخته شده بود پس چرا تمامی کارهای آنجا از سنگ است؟ باید بگویم که جاهائی که طلای فراوان دارد یا معدنی وجود داشته که مردم آن زمان یاد گرفتند طلا را استخراج کنند و اشیائی از طلا بسازند یا مردمی جنگجو بودند که در جنگها غنائم بسیار میگرفتند ولی مردم جیرفت یا بقیه نقاط بیابان نه معدن طلا داشتند نه مردمی جنگ طلب بودند و نه کسی به آنها برای گرفتن بیابان بی آب و علف حمله میکرد. برای همین بود که گفتم بعضی جاهای ایران پر بار هست و بعضی کم بار.




تاریخ: سه‌شنبه 10 دی 1398
ارسال توسط moshkabadi

علم قدیم در گنج و دفینه یابی

در اين قسمت ميخواهیم از چيزهايي براتون بگم كه مردم عامي به اين حرفها ميخندند ولي حفاراني كه حتي باري هم از زير خاك در نياورده اند ميدانند كه اين موارد وجود دارد و اتفاق افتاده است.

اول براتون بگم كه در زمانهاي قديم علم خيلي پيشرفت كرده بود و در يك مقطعي از زمان حتي ميتوان گفت در بسياري از موارد از امروز پيشرفته تر بوده است. مثلا در مورد اهرام ثلاثه كه ميدانيم امروزه هم با اين تكنيك پيشرفته نمي توان نظير آن را ساخت يا مجسمه ونوس كه يك پاي آن در جنوب درياي مديترانه بوده و پاي ديگر آن در شمال دريا و اينها اثبات شده است و نمي توان دليلي براي آن آورد يا گفت كه چطور همچين چيزي در آن زمان امكان پذير بوده است كه امروزه نمي توان اين كار را انجام داد.

حالا ميخوام مواردي از آن را كه در ايران اتفاق افتاده است و مردم آن حوالي ديده اند برايتان بگم و بريم جلو تا به نتايج خوبي برسيم.

بعضي از اين مسائل ساعت و زمان خاص دارند و بعضي ديگر به شرايط محيط بستگي دارند. يكي از اين عجايب در درياچه اشتران كوه است كه در اين درياچه پري دريائي دارد كه هر چند سال يكبار نمايان ميشود و بسياري از اهالي منطقه آن را ديده اند .

در درياچه طار ورامين هر چند سال يكبار در يك زمان مشخص در ميان درياچه قصري از زير آب نمايان ميشود و پس از چند دقيقه دوباره به زير آب ميرود و اين قصر را نيز اهالي منطقه ديدهاند و گفته ميشود كه اين قصر در زمان پيشداديان ساخته شده است.

و خيلي از اين موارد كه باور آنها سخت است ولي واقعيت دارد.

اينها را گفتم تا ژيش زمينه اي شود براي جمله اي كه مي خواهم بنويسم و آن اكسير است.

اكسير هم به معناي كمياب است و در زمانهاي قديم به داروهائي مي گفتند كه هر كدام كار خاصي انجام ميدادند. مانند: اكسير مو ، اكسير دندان ، اكسير چشم ، اكسير شمس و ناياب ترين اكسير كه به آن اكسير اعظم مي گفتند.

 

 

اكسير را دانشمندان يوناني و دانشمندان ايراني ساختند و نوعي دارو محسوب مي شد كه البته در دسترس كليه مردم وجود نداشت.

اكسير بيشتر از گياهان و گاهي اوقات چيزهائي از حيوانات هم به آن اضافه مي شده است.

اكسير به صورت دو قلو هست يعني نر و ماده دارد و هر كدام به تنهائي به هيچ دردي نمي خورند و بايد با فرمول دقيق با هم مخلوط شوند تا كارايي داشته باشند.

اكسير اكثرا در شيشه هست و درب آن با ساروج پلمپ گرديده است و اگر كسي آگاهي نداشته باشد و درب آن را باز كند ظرف چند دقيقه فاسد مي شود. و كسي مي تواند از آن استفاده كند كه علم مصرف آن را داشته باشد.

هر نوع از اكسير فقط براي درمان امراض خود ساخته شده است و هيچكدام بدرد كاري جز فرمول خود نمي خورد. مثلا وقتي شما اكسير دندان داريد و بعد از صد سال دندانهايتان ريخته است مي توانيد با مصرف آن دوباره دندان در بياوريد و سالهاي زياد با دندانهاي جديد زندگي كنيد.

اكسير اعظم بزرگترين يافته دانشمندان آن زمان بود كه با داشتن آن ميتوان هيچ وقت به مرگ طبيعي يا مريضي فكر نكرد چون با استفاده از آن انسان نه مريض ميشود نه ميميرد.

افراد زيادي اكسير اعظم را خوردند و عمري طولاني پيدا كردند مانند نمرود كه ششصد سال عمر كرد و باعث مرگش نيز خودش شد وگرنه خيلي بيشتر از اينها عمر ميكرد.

اينطور نيست كه فكر كنيم هر كسي اكسير دارد عمر جاودان ميكند ، بلكه تا وقتي كه اكسير براي خوردن دارد مرگ به سراغش نميآيد.

بعضي وقتها ميبينيم يا ميشنويم كه در يك دهات مردي يا زني عمرش به صدو پنجاه سال رسيد يا بيشتر. همه به اشتباه ميگويند كه چون در دهات و جاي خوش آب و هوا هست و چيزهاي طبيعي مي خورد اينچنين عمري طولاني دارد ولي تا به حال كسي پرسيده است كه چرا بقيه اهالي آن دهات يك چنين عمري ندارند؟؟

دليل عمر طولاني آن مرد خوبي آب و هوا يا خوردن چيزهاي سالم و مقوي نيست.

اين مرد نا خواسته و بدون اينكه خود بداند يكي از مواد تشكيل دهنده اكسير را خورده است. شايد در كوه يا بيابان نوعي علف كه حتي خود نفهميده كه اين گياه در ميان ناهار يا عصرانه آن مرد بوده است. و به اين صورت عمري طولاني يافته است.

مقدار اكسير بسيار محدود است و تعداد انگشت شماري از دانشمندان قديم موفق به ساخت آن شده اند. يكي از اين دانشمندان بزرگ سندوس طبيب بود كه در دربار اردشير دراز دست خدمت ميكرد و روايت است كه هنوز زنده است و پس از فرار از دربار اردشير در جايي بدون اينكه كسي او را بسناسد مشعول زندگي شد.

خيلي ها سعي كردند اكسير تقلبي را در بازار هاي حفاري بفروش برسانند ولي بر عكس اين كه همه فكر ميكنند شناخت اكسير تقلبي بسيار سخت است و مي توانند از اين را شيادي كنند و مردم را گول بزنند ، شناخت اكسير اصل بسيار راحت است و اگر راهش را بلد باشي و كور هم باشي ميتواني تشخيص بدهي كه اين اصل است يا تقلبي.

بعضي ها مي گويند كه اگر اكسير وجود داشته باشد بعد از كشف آن مي توان در آزمايشگاهاي مجهز از روي آن ساخت و ديگر مرگ معني ندارد. در صورتي كه اينطور نيست ، همه ما ميدانيم كه در طول زمان بسياري از حيوانات و گياهان كه در گذشته وجود داشته اند درگر وجود ندارند و نسل آنها از بين رفته است. پس شايد بتوان اكسير را تفكيك كرد و مواد تشكيل دهنده آن را شناخت كه تازه اين هم امكان ندارد ولي بفرض اين كه بشود بايد ديد آيا اين گياهان هنوز هم وجود خارجي دارند يا از بين رفته اند؟ (خدا ميداند

سنگ پادزهر

سنگهائی وجود دارد بسیار نادر و کم یاب که به آنها سنگ پاد زهر میگویند.

سنگ پاد زهر برای دارو سازی و امراض مختلف مصرف میشود. و درمان کننده بسیاری از امراض هست.

یکی از علم های گذشته گان که در عقل ما امکان پذیر نمیباشد همین سنگ پاد زهر است.

سنگ پاد زهر وقتی حرارت می بیند از خود روغنی پس میدهد که درمان کننده همه امراض خارجی و تعدادی امراض داخلی هست.

یکی از خصوصیاتی که این سنگ دارد و میتوان اصل آن را از بدل آن شناخت این است که وزن این سنگ هیچ وقت کم نمیشود. یعنی ممکن است شما از یک سنگ پاد زهر یک کیلوگرمی سه کیلوگرم روغن پاد زهر بگیرید ولی وزن سنگ شما همان یک کیلوگرم باقی میماند.

سنگ پاد زهر بسیار نادر است و اگر کسی این سنگ را داشته باشد مانند این است که دنیای ثروت را داشته باشد.

سنگ پادزهر به رنگ مشکی است و مانند سنگ محک طلا میماند.

اگر دست شما زخم شود و مقداری از روغن سنگ پاد زهر را به آن بمالید بلافاصله خوب میشود. و اگر بیماری شما درونی باشد این روغن را با داروهای دیگر مخلوط میکنند و برای امراض درونی از آن استفاده میکنند و پس از مدت کوتاهی امراض درونی را نیز خوب میکند.

از این سنگ تعداد انگشت شماری (کمتر از انگشتان یک دست) وجود داشته است که مخصوص پادشاهان بوده است و هیچ کسی بغیر از پادشاهان حق استفاده از آن را نداشته است.

این هم یکی از مسائلی که در گذشته وجود داشته و از نظر عقلی دور از ذهن به نظر میرسد ولی در کتابهای بسیار قدیمی در مورد آن نوشته شده است.




تاریخ: سه‌شنبه 10 دی 1398
ارسال توسط moshkabadi

طلسمات و تله ها در گنج و دفینه یابی

طلسم به معناي توهم هست كه اگر بتواني بر آن قالب شوي ، موفق مي شوي و اگر نتواني

 بر آن قالب شوي ضربه ميخوري. طلسم به دو قسمت كلي تقسيم ميشود:

1-طلسمات قبل از اسلام

2-طلسمات بعد از اسلام

طلسمات قبل از اسلام مانند: طلسم آتش ، طلسم باد ، طلسم آب ، طلسم رعد و برق ،

 طلسماژدها و طلسم شيطان كه طلسم شيطان از سخترين طلسمات است و هر كسي

نميتواند به راحتي بر آن غالب شود. طلسمات بعد از اسلام كه طلسم مورچه و طلسم

رتيل ، طلسم عقرب ، طلسم مار ، طلسم جن تعدادي از آنها هست. بعير از طلسم شيطان

و طلسم اژدها راه گشايي در بفيه طلسمات بسيار ساده است و فقط اين دو طلسم

خيلي سنگين هست و طلسم شيطان بسيار خطرناك.

كليه طلسمات شرايطي دارد كه با آنها باطل ميشود و با دونستن اين شرايط كار بسيار آسان

 ميشود.طلسمهاي قبل از اسلام را ميتوان با مسائل بعد از اسلام نيز باطل كرد. بطور مثال

 بسياري از طلسمات با ده قاف يا چهل كاف يا شصد قاف باطل ميشود.

براي طلسمات دو تا مسال ميزنم كه بدانيم اصلا با طلسم روبرو شديم يا نه. فرض ميكنيم

 در جائي كار مكنيم كه به آب خورديم و كار مشكل ميشود. اگر در آّب رفتيم و بيرون آمديم

 و ديديم خشك هستيم اين طلسم است و اگر بيرون آمديم و خيس بوديم اين طلسم نيست

 بلكه به آب واقعي خورديم يا در جائي كه احساس ميكنيم طلسم مار دارد بايد يكي از مارها

 رو بگيريم اگر از دستمان رد شد و نتوانستيم آن را بگيريم طلسم است و اگر توانستيم آن را

 بگيريم ، اين ديگر طلسم نيست.

خوب حالا يك پيش زمينه اي هم در مورد تله ها براي شما بگم. تله نيز به دو دسته تقسيم

 ميشود.

 تله هايي كه به آنها بار ميدهيم تا عمل كنند و تله هايي كه ار آنها بار ميگيريم تا عمل كنند.

 كه هر دو به صورت مكانيكي عمل ميكنند.

هر كدام از اين دو نوع تله خود به انواع گوناگون تقسيم ميشوند كه كار كرد همه آنها به همين

 شكل است.

براي اين مبحث بيشتر از اين توضيح نميدم چون خودش يك دنيايي است و مي توان چندين

كتاب در مورد آن نوشت.

حیوانات

شاید نوشتن این مطلب در قسمت طلسمات درست نباشه ولی به خاطر اینکه مطالب زیر با گفتن ذکرهای مخصوص به واقهیت نزدیک میشود و با ذکر است که میتوان از اعضای بدن حیوانات استفاده کرد و همچنین اگر ذکر آن را بلد نباشی ارزشی نخواهد داشت ، تصمیم گرفتم که مطالب فوق را در قسمت طلسمات بنویسم.

مطلب بسیار گسترده است و هر هفته سعی مکنم مطالب پر باری در همینجا به آن اضافه کنم و در قسمت پیغام مدیر به همه دوستان عزیز نوشته های جدید را معرفی میکنم.

اول حیواناتی که در این زمینه از همه مهمتر هستند رو براتون نام میبرم و به تدریج مطالب این حیوانات را اضافه میکنم.

به ترتیب اولویت مار مهمترین حیوان است و بعد از آن هدهد و بعد از آن جعد و بعد از آن گرگ و کفتار جزو مهمترین حیوانات هستند.

ملکه مارها

اول از مارها براتون بگم.

مارها یک ملکه دارند که بین بیست تا پنجاه سانتیمتر هست و به رنگ سفید و بسیار ضریف و کوچک. به اندازه ای که میتوان به سادگی آن را با دست گرفت و له کرد. ولی به این سادگی هم نه یکم کار داره و اون اینکه ملکه مارها همیشه بر روی پشت یک افعی سوار هست و آن افعی ملکه مارها را از جائی به جائی میبرد. و در تمام ساعات روز و شب از آن حفاضت میکند.

کسی که بتواند این مار کوچک را زنده بگیرد از همه چیز دنیا بی نیاز خواهد شد و کسی که به این مار آسیب رساند قطعا نخواهد توانست که در این دنیا زندگی کند و کشته میشود.

این مار بسیار نادر است و آماری که از دیده شدن این مار وجود دارد از انگشتان دست کمتر است.

وقتی کسی ملکه مارها را به اسارت میگیرد میتواند برای آذادی آن هر چیزی تقاضا کند و مارهای دیگر برای پس گرفتن ملکه خود تقاضای شخص را براورده میسازند. و اگر این مار را به هر صورت از بین ببرید مارها با غریضه خود شما را پیدا و نابود میسازند.

اگه خاطرتون باشه چند سال پیش در شمال ایران یک خانه را مارها تسخیر کردند و صاحب آن را کشتند که حتی رسانه ها هم نشون دادند ولی هیچ کس نتوانست بگوید که هزاران مار از کجا سر از آن خانه در آوردند و دلیل آن چه بود که من امروز برای شما گفتم. و دلیلی نداشت جز از یبن بردین یکی از ملکه های مارها.

حالا از این مار کم یاب بیرون بیائیم و سراغ بقیه مارها برویم.

بزرگترین استفاده کننده از مارها درویشهائی هستند که به علوم غریبه آشنا هستند و کسانی که علم علوم غریبه دارند. البته اینطور فرض نکنید که با داشتن این علم هر ماری میشود کرد چون این علم بسیار پیچیده است و کسانی که به استادی این علم رسیده اند از دوازده خان آن فقط به هفت خان آن اشنائی دارند که تعداد این انسانها به عدد صد نمی رسد. ولی این افراد هر کاری که بخواهند میتوانند انجام دهند.

حالا یک مثال واقعی برای شما میزنم که به این علم آگاهی پیدا کنید و مارها را نیز بشناسید.

یکی از خواص مار

این اتفاق در سال هزار و سیصد و چهل هفت در کوهای دالاهو افتاده است و شخصی که این اتفاق برایش افتاده است فوت شده که مرد بسیار بزرگی بود. (خدا بیامرزتش).

از خدمت فرار کرده بود و در کوه دالاهو سردرگم بود و نمیتوانست راه را پیدا کند و از آنجا خلاص شود. کنار درختی نشسته بود و فکر میکرد که چه باید بکند که دید سه مرد با محاسن سفید و بلند از دور میآیند. وقتی نزدیک شدند و راوی را دیدند گفتند که اینجا چه میکنی؟

راوی گقت که در این کوها گم شده است.

آن سه مرد به راوی گفتند میتوانی چند روز برای ما غذا درست کنی و در عوض هر روز یک تومان مزد بگیری؟

راوی دید که این سه مرد برای هر روز میخواهند مزد یک ماه را به او بدهند. قبول کرد که برای آنها غذا درست کند و بعد آنها راه خروج از کوه را به او نشان دهند.

آن سه مرد نشستند جلوی کوه و شروع به گفتن ذکر کردند و راوی هر روز برای آنها غذا درست میکرد و آن سه مرد بدون خستگی و خوابیدن هفت روز به کار خود ادامه دادند.

روز هفتم راوی دید که ماری از دل کوه بیرون آمد و بطرف آن سه مرد میآید.

از ترس داشت سکته میکرد.

سعی کرد که به آنها بگوید که متوجه شد آنها خودشان میدانند.

راوی دید که مار به این سه مرد نزدیک شد و سرش را روی پای یکی از این مردها گذاشت و این سه مرد همانطور که با صدای بلند ذکر میگفتند سر مار را از بدنش جدا کردند و ذکر به پایان رسید.

بعد از آن دم ما را نیز جدا کردند و به راوی گفتند که از این مار برایشان آبگوشت درست کند.

راوی در دل گفت: اینها رو باش میخوان آبگوشت مار بخورند.

راوی رفت و شروع به پختن آبگوشت مار کرد که یکی از این مردها به راوی نزدیک شد و گفت کار ما تمام شده است و پس از خوردن ناهار و شستن ظرفها راه میافتیم و میرویم.

آبگوشت حاظر شد و این سه مرد بر عکس همیشه به راوی غذا تعارف نکردند و تا ته این آبگوشت را خوردند و به راوی گفتند که ظرفها را بشور که راه بیفتیم.

راوی شروع کرد به شستن ظرفها وقتی که داشت ظرفها را می شست  با خود گفت مگر این آبگوشت چه مزه ای داشت که این سه نفر با ولع آن را خودند و به من هم ندادند. دستش را به ته ظرف آبگوشت برد و به پیاله کشید و به دهن گذاشت تا مزه آن را بفهمد.

ناگهان دید که ته رودخانه را میبیند.

به کوه نگاه کرد دید که داخل کوه را نیز میبیند.

به هر چیزی که نگاه میکرد داخل آن را میدی. که یکباره وحشت کرد و به آن سه مرد گفت که داخل همه چیز را میبیند.

آنها گفتند که نگران نباش و داروئی به راوی ما دادند و او بیهوش شد و وقتی به هوش آمد دید که دیگر داخل هیچ چیزی را نمیبیند.

آن سه مرد هفت تومان پول و آدرس خروج از کوه را برایش گذاشته بودند و رفته بودند.

راوی ما تازه فهمید که چه اشتباهی کرده است و چه علمی را از دست داده است.

این یکی از مواردی بود که از مار استفاده میشود.

مهره مار

یکی از مطالبی که در مورد آن بسیار شنیده اید مهره مار است.

مهره مار چیست ؟

وقتی یک مار نر و یک مار ماده با هم جفت گیری میکنند ، هر کدام یک مهره میاندازند که به آن مهره مار میگویند.

مهره مار از پشت کردن مار نر و ماده افتاده میشود. وقتی این دو مهره را در زیر پوست دست چپ و راست فردی بگذارند میتوان از جمله طرف مهره مار داره استفاده کرد.

وقتی مهره ها گذاشته میشود دستها کمی عفونت میکند و چند روز بعد مهره ها آب میشود و عفونت دست خوب میشود و شخص مانند کذشته خود میشود با این فرق که الان همه دوستش دارن ، بهش احترام میگذارند ، توجه خاصی به او میشود ، هر چیزی که بخواهد فراهم میشود ، هر مطلبی که بگوید گوش میشود و انجام میشود و خلاصه هزار خاصیت دیکر دارد.

برای زنهائی که مهره مار دارند و مرد هائی که مهره مار دارند اسیر کردن هیچ دلی هیچ مشکلی ندارد و فقط کافیست دهن باز کنند و یک کلام بگویند.

خیلی از مردم به اشتباه فکر میکنند و میگویند وقتی که دو مار با هم جفت گیری میکنند دو مهره مارها روی هم میافتد و این دو مهره همان مهره مار است و مار را برای بدست آوردن این دو مهره میکشند که این درست نیست و مهره مار همانی است که من گفتم.

اگر مهره مار واقعی پیدا شود قیمت آن در حدود چهل میلیون تومان است.

همیشه توجه داشته باشید که مهره هائی عمل میکنند که از دو ماری که با هم جفت گیری کرده اند بدست آید. بفرض اگر شما وارد مکانی شوید که جای جفت گیری مارها بوده است مهره مار بسیار است ولی نمیتوان تشخیص داد که کدام اینها با هم جفت است. پس باید هنگام جفت گیری مار حضور داشته باشید و دو مهره را بردارید.

مهره مار به تنهائی کاری انجام نمیدهد و باید به آن ذکری خوانده شود که البته بسیار ساده است و وقتی این مهره ها را داشته باشید خیلی ها میتوانند روی آن ذکر بخوانند.

پس تا حالا سه مطلب در باره مارها گفتیم و به تدریج به آن اضافه میکنیم. در همین جا

 

موکل در حفاری

بخونید تا تو حفاری گمراه نشوید

با سلام

پس از مدتها میخوام یک مطلب بنویسم. باور کنید که اینقدر گرفتارم که فرصت تایپ مطالب رو پیدا نمیکنم. چند تا مطلب دیگه هم برای نوشتن چک نویس کردم در ارتباط با کتاب آثار عجم که از این کتاب دو عدد چاپ شده و یکی در موزه پاریس و دومی به صورت امانت دست من هست برای نوشتن مطالب. بچه های شیراز و کسانی که تو شیراز آشنا دارند حتما نوشته من رو در مورد آثار عجم مطالعه کنند که هر قسمت از آن گویای یک دفینه هست.

مطلب امروز در مورد کسانی هست که با موکل حفاری میکنند.

اول یک مطلب رو بگم: داشته های هر کسی چه از نظر مالی چه از نظر فکری نشان دهنده تلاش اون شخص در زمینه ای که فعالیت کرده است هست. بگذریم از کسانی که یک شبه پول دار میشن و یا شانس دارند و یا خداوند به آنها عنایت میکند ولی در کل جامعه یک شبه پول دار شدن یا یک شبه عالم شدن به غیر از تقدیر خدا مرسوم نیست.

حال این رو گفتم تا بعد بهش برسیم.

بعضی از حفار ها هر وقت میخوان به حفاری بروند شخصی رو که موکل دارد و بگفته خودش میتونه زیر زمین رو ببینه (کار دستگاه رو انجام بده) و طلسمات و تله ها رو باطل کنه رو به دنبال خودشون میبرند. و شروع به حفاری میکنند. اون پیر میاد و عین نسخه شما رو در زیر زمین براتون تشریح میکنه بصورتی که باور میکنید که چه چیزی دیده است. حتی تا چین های دامن مجسمه و تعداد مروارید های گردنشو میشمره و بهتون میگه.

اون پیر دوروغ نمیگه. با احضار میتوان این کار رو کرد.

کسانی که موکلین قوی دارند و زحمات بسیاری در این راه کشیدند میتونند حتی زیر زمین رو توسط موکلشون ببینند و تشریح کنند ولی هیچ وقت انسانهای موفقی در این کار نیستند.

روایات میگن وقتی جنسی یکصد سال در زیر زمین بماند این جنس جزو مهریه عجاین هست. و شما بمن بگوئید کی مهریشو دو دستی تقدیم من و شما میکند؟

تا وقتی که شما عجاین رو آگاه نکنید میتونید این جنس را بردارید (بدزدید) ولی وقتی رو یک کاری احضار زده بشه و عجاین آگاه بشن دیگه شما صاحب هیچ چیزی نیستید.

تعداد کسانی که با موکل بار از زیر زمین بیرون آورده اند به تعداد انگشتان دست است و اینها انسانهائی شناخته شده بودند که این کار را هم برای خودشان انجام نداده اند و فکر مال دنیا نوده اند و اون نیز به دستور خداوند انجام شده است.نه من و شما که فکر پر کردن جیبمون هستیم.

هیچ وقت اگر میخواهید در حفاری موفق شوید علم رو کنار نگذارید و به چیزهائی مانند جادو و موکل بپردازید ، چون نه تنها موفق نمیشید بلکه ضربه هم میبینید.

اگر کسی رو پیدا کردید که با موکل باری از زیر زمین بیرون آورد آدرس بدید که من هم دستش رو ماچ کنم و هم مرید اون بشم.

حالا یکی از دلائلی که نمیتوان با موکل موفق بود آگاه شدن عجاین هست که اجازه نمیدهند دفینه را جا به جا کنید.

دومین مطلب در مورد موکل. ما موکل رو به دو قسمت کلی تقسیم میکنیم .

اول عنایتی و دوم بدست آوردنی.

موکل عنایتی موکلینی هستند که کلامشان از کسی به شخص دیگر داده میشود یا به صورتهای دیگر به یک فردی این موکل عنایت میشود.

با موکلی که به کسی عنایت شود شاید (شاید) بتوان دفینه ای رو از زیر خاک بیرون آورد که اون هم مطمئن باشید برای موکل نیست و برای این هست که خداوند در بین بندگانش به شما با دیدی متفاوت نگاه میکند و در درگاه او عزیز تر از دیگران هستید. چه بسا اگه موکل هم نداشتید دفینه ای در طالع شما نوشته شده بود.و این کار هم اگر اتفاق بیفتد فقط یک بار است در زندگی شخصی که به آن عنایت شده است.

قسمت دوم موکلینی هست که با چله نشینی های فراوان بدست میآورید ، یعنی تلاشی برای بدست آوردن موکل میکنید.

اول این رو اضافه کنم که در این کار شما میخواهی جنی رو به زور دعا به اسارت بگیرید. و هیچ کس دوست نداره به اسارت بره مگر اینکه مجبور بشه و اسیر هر جائی که بتونه ضربه ای وارد کنه این کار رو خواهد کرد.

شرایط چله نشینی بسیار سخت است. چیزی که در مردم باب هست میگویند تمام اعضا و جوارح بدن باید چله باشند که البته شرایط چله نشینی از این حرفها بسیار سخت تر است (در عمل) ولی معنی آن بسیار ساده ، چله نشینی یعنی چه؟ یعنی ریاضت کشیدن. چطور ممکنه که شما چله بشیندی و ریاضت ها بکشید تا موکلی رو بدست بیارید برای پول دار شدن یا باری رو از زیر خاک بیرون کشیدن یا قدرتمند شدن؟ اینها با هم منافات داره کسی که چله نشینی میکنه دیگه دنبال مال دنیا نیست. کسی که چله نشینی میکنه پول و قدرت براش معنی نداره.

برای همین هست که میگم با موکل نمیتوان موفق شد. چون از بنیان تا انتها با مال دنیا منافات داره.

گوش به حرف مردم ندید و اگه کاری برای حفاری دارید با موکل خرابش نکنید

هیچ چیزی در دنیا جای علم رو نمیگیره و کسانی که میخوان موفق بشن باید با علم دنیا به مال دنیا برسند.

پیر ما یک لشکر موکل داشت که هر چیزی میخواست براش فراهم بود و فقط یک با با موکلی که به خودش عنایت شده بود توانست موفق شود و پس از چند سال زندکی دنیائی خودش رو به باد داد برای اینکه میخواست به ته این قضیه برسه و بعد هم که به انتهای قضیه رسید، بوسید و گذاشت کنار.

اگه خواستید عمرتون رو تو این راه تلف کنید یک نگاهی به دعا نویسان محلتون بندازید که تازه اینها زرنگاشن که سر مردم رو کلاه میزارن و زندگی خودشون رو میگذرونند.

هیچ وقت فکر نکنید که شما میتونید در این را از طریق اکتسابی به جائی برسید که امکان پذیر نمیباشد. آخر کار تمام کسانی که میخواهند علم علوم غریبه رو کسب کنند دعا نویسی هست.

اگه خداوند بهت عنایت کرد برو دنبالش ،  اگه نه ببوسش و بگذارش کنار.

کلمه عنایت رو هم براتون یک مثال بزنم.

نشونه بارز عنایت پرفسور میرزائی هست که رفت شاولین کنگ فو یاد بگیره و به شائولین راهش ندادند و دو روز جلوی درب شائولین زیر بارون نشست و وقتی برگشت ایران قوی ترین سبک کنگ فو جهان رو به نام کنگ فو توا نوشت و به علوم غریبه کاملا واقف شد. این یعنی عنایت.

کلام آخر رو بگم : با موکل نه موفق میشید نه نتیجه میگیرید. دوزار پول خرج کنید و یک دستگاه حرکت دهیدی تا نتیجه بگیرید. من امتحان کردم . با کسی که واقعا میتونست زیر زمین رو تشریح کنه ولی دریغ از یک سکه مسی بی ارزش. که بشه با موکل در آورد.

به امید موفقیت برای شما.

پیر مرد ژنده پوش

مردی بود مومن که به بارگاه امام سوم شیعیان رفت. امام حسین و چهل سال در گلدسته بارگاه امام حسین عبادت کرد.

بعد از چهل سال عبادت یک روز امام حسین به این مرد میگوید: خواسته ات چیست که چهل سال در گلدسته بارگاه من عبادت کردی؟

پیر مرد میگوید من یک موکل میخواهم. و امام حسین در جواب پیر مرد به او میگوید موکل من مال تو.

پیر مرد خداحافظی میکند و به سمت شمال ایران به راه می افتد تا به منزل خود برود. در میان راه کاروانی را میبیند که به سمت مکه و برای زیارت خانه خدا میروند. با خود میگوید من هم با این کاروان به زیارت خانه خدا بروم و به راه میافتد.

در میان راه آب کاروان تمام میشود و تمام افراد کاروان داشتند از بی آبی جان میدادند و تلف میشدند که پیر مرد موکل خود را احضار میکند و به او میگوید این کاروان به زیارت حج میرود و همه از بی آبی رنج میبرند و من از تو میخواهم آبی برای آنها فراهم کنی.

موکل آب را برای کاروان فراهم میکند و کاروان به زیارت خانه خدا میرود و پس از زیارت کوله بار خود را میبندند و به سمت ایران به راه می افتند. پس از چند ماه پیاده روی به جائی میرسند که در آنجا طائون وجود داشته و افراد کاروان یکی یکی  مریض می شدند و میمردند. پیر مرد باز هم موکل خود را میخواهد و از او داروئی میگیرد تا از مریض شدن و مردن افراد کاروان جلو گیری کند و همه به سلامت به ایران باز میگردند.

چندین سال بعد از این پیر مرد که موئد مرگش فرا میرسد به یکی از مریدانش میگوید من موکلی دارم که موکل آقام امام حسین هست و مرگ من نزدیک هست و این موکل رو به تو میدهم و از تو میخواهم که در راه درست از آن استفاده کنی.

پیر مرد موکل را به مرید خود میدهد و میمیرد.

چندین سال از این جریان میگذرد و مردی که مرید پیر مرد بود به مشکلات مالی فراوان بر میخورد و زندگی به او تنگ و تلخ میشود. یک روز به خود میگوید از موکل پیرم استفاده کنم تا زندگیم روبه راه شود ولی بعد از چند لحضه پشیمان میشود و پیش خود میگوید که: اگه این موکل میتونست کاری انجام دهد پیر من ژنده پوش و بیچاره نبود و از موکل استفاده نمیکند.

چند سال دیگر میگذرد و تصمیم میگیرد موکل را امتحان کند و کلام را به زبان جاری میکند و موکل حاضر میشود. مرد به او میگوید اول برایم یک سفره بینداز که از گشنگی مردم و موکل سفره ای برای او پهن میکند که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد در آن بود و مرد شکمی سیر میخورد و بعد از آن هر روز کارش این بود که با موکل بار در بیاورد و مال اندوزی کند.

تا یک روز پیر به خواب چند تن از مریدانش میآید و به آنها میگوید بروید و موکل آقا امام حسین را از دست این مرد نجات دهید که موکل را بیچاره کرده است و به آنها میگوید که چه بگویند تا آن مرد چه جواب دهد و موکل آزاد شود. مریدان پیر مرد اینکار را میکنند و موکل را آزاد میکنند.

این پیر مرد کسی نیست جز حضرت خیرالحاج که مقبره ایشان در شیطان کوه لاهیجان است و یکی از مردان با ایمان و نیک خداوند بود.

حضرت خیرالحاج فقط دو بار از موکلی که امام حسین به او عنایت کرده بود در طول زندگی خود استفاده کرد و آن هم برای کمک به مردم نه برای مال اندوزی در صورتی که در قبل گفتم فقط با موکلی میتوان بار از زمین در آورد که عنایتی باشد نه موکلی که با چله نشینی آن را بگیرید. و این یعنی اینکه کسی که به این درجه از علم برسد دیگه نیازی به مال دنیا ندارد.




تاریخ: سه‌شنبه 10 دی 1398
ارسال توسط moshkabadi

کارشناسی گنج و دفینه

کارشناسی به پنج قسمت کلی تقسیم میشود

1-      شناخت مکانهای باستانی که ما به این قسمت اصلاً کاری نداریم.

2-      شناخت اجساد که به صورت خلاصه برایتان توضیح دادم.

3-      شناخت سنگ ها که خود به 3 بخش تقسیم میشود

1-      سنگهای دوران حجر

2-      سنگهای بعد از دوران حجر

3-      سنگهای میان دوره ای

4-      شناخت سفال ها در دوره پنج هزار ساله

1-      ساده ، قهوایی ، سیاه ، خاکستری

2-      لعاب دار – لعاب بیرونی ، لعاب درونی

3-      نقش دار  که به رنگهای مختلف است و هر رنگ متعلق به یک دوران خاص

5-      فلزات که بحث اصلی ما هستند که خود به پنج قسمت تقسیم میشوند.

1-      مس : که از تمام فلزات قدیمی تر است. مس را هم به تنهائی درست

میکردند و هم در فلزات دیگر آلیاژ میکردند

2-      مفرغ : پس از مس مفرغ قدیمی ترین آلیاژ است. مفرغ ساده ساز دارد و نقش دار که بسته به حکومتها فلزات متفاوت میشود و قلم آنها فرق میکند مفرق بیشتر از کلیه فلزات مصرف میشد چون فلزی عادی بود و همه مردم میتوانستن آن را خریداری کنند. چون هم ارزان بود و هم فراوان و به همین دلیل است که در اکثر قبرهای قدیمی فلز مفرغ فراوان یافت میشود.

3-      نقره  که خود بر دو قسمت تقسیم میشود.

1-      نقره ساده : که از آن سکه و مجسمه های زیبا میساختند که اکثرآ با عیار بالا از آن استفاده میکردند و اصطلاحآ به آن نقره پنبه ای می گفتند.

2-      نقره طلاشور : که از آن بیشتر ظروف و مجسمه میساختند و به نقره چند خط طلا میزدند (عیار میکردند) که عمر نقره زیاد شود. شما میدانید که نقره وقتی به مدت طولانی بماند به صورت خاک نقره میشود و از بین میرود. نه اینکه ذات نقره از بین برود بلکه اکسید میشود و به صورت خاک نقره باقی میماند ولی نقره هائی که طلا شور میشدند بسیار سالمتر از نقره خالص باقی میماندند و به همین دلیل هست که کاهی اوقات در حفاری ها در خمر ها فقط خاک نقره یافت میشود.

4-      طلا که به ذات خود نه تنها فلزی گرانبهاست که از استقامت بسیار بالائی برخوردار است و به هیچ عنوان از بین نمیرود.

همه میدانیم که وقتی فلزی به مدت طولانی در زیر خاک میماند جرم خاک به روی آن می نشیند که در اصطلاح میگویند پاتین بسته است و کاملاً هم درست است ولی طلا به ذات خود پاک است و به همین دلیل هم هست که طلا وقتی به مدت طولانی در زیر خاک میماند از خاک پاتین نمیبندد و اکثر کسانی که کار تقلبی میسازند در این قسمت کار مشکل دارند که نمیتوانند طلا را پاتین بندی کنند.

این را میگم که بدونید که پاتین طلا از خود طلا است که به صورت ذرات به روی کار مینشیند چون طلا همه چیز را از خود دور میکند بغیر از طلا.

5-  هفت جوش : در زمانهای قدیم اجناسی را که میخواستند محکم درست کنند که از بین نرود و عمری طولانی داشته باشد ، هفت آلیاژ را با هم ترکیب میکردند که درجه ذوب آن بسیار بالا بود که و از نظر سختی به تیتانیوم فعلی معروف میباشد و از فلزات طلا ، نقره ، مس ، روی ، سرب ، آهن ، مسوار  تشکیل می شد که قلم زدن هفت جوش بسیار سخت و طاقت فرسا بود و هنر مندان بسیار ماهری میخواست تا بتوانند این آلیاژ را بسازند و قلم بزنند. در مورد هفت جوش باید بگویم که از تمام فلزات سنگین تر است و چون ساخت آن بسیار سخت بود آن را قالب هم می ریختند.

6-      سه جوش : بعد از اینکه سختیهای هفت جوش نمایان شد و برای همه هنرمندان کار با آن مشکل بود آلیاژ سه جوش درست شد که کار با آن بسیار راحت تر از هفت جوش بود. این آلیاژ از ترکیب طلا ، نقره و مس ساخته میشود که قلم خوردن آن خیلی راحت تر از هفت جوش بود ولی باز هم از فلزات دیگر محکمتر و سخت تر است و یکی از دلائلی که نقره را طلا شور میکردند همین سختی آلیاژ هفت جوش و سه جوش بود.

 

پس توضیحات کلی را دادیم فقط چند تا نکته ریز موند که در زیر براتون میگم.

فلز نقره طلا شور را اکثرآ هنرمندان برای خاندان دربار می ساختند.

طلا کوب با طلا شور فرق میکنه و این دو تا با هم قاطی نشوند.

بعضی از نقره ها را طلا کوب میکردند و بعضی از طلا ها را نقره کوب.

بعضی از مفرغ ها را طلا کوب میکردند.

بعضی از مفرغ ها را نقره کوب میکردند. که این نیز برای شکیل شدن کار بود و اکثرا هنرمندان این کار را برای درباریان انجام میدادند.

بغیر از این چهار عمل بالا ، عملی برای کوبیدن با فلزات دیگر انجام نمیشد

به صورت کلی برای شما در مورد فلزات گفتم و ادامه بحث را در همینجا در مورد کلیه مسائل کارشناسی میراث فرهنگی مینویسم و شما میتوانید در آینده در همینجا مطالب را دنبال کنید

 

مقدمه سنگهای قیمتی

سنگهای قیمتی انواع مختلف دارند.

گاهی اوقات بعضی از سنگهای بسیار با ارزش در طبیعت معادل کم ارزش هم دارند و وقتی افراد نا آگاه که در شناخت سنگ تبحری ندارند به آنها نگاه میکنند به اشتباه سنگ کم ارزش را با سنگ قیمتی اشتباه میگیرند.

شیادان و افرادی سود جو از همین مسئله استفاده میکنند و با آن مردم را گول میزنند.

رشته جواهر شناسی شاخه ای مجزا از باستان شناسی میباشد و علم مربوط به خودش را دارد و بنده نیز اطلاعات کاملی از آن ندارم و ممکن است اشتباه کنم.

به هر حال اگه اشتباهی بود یا کم و کاستی داشت به بزرگی خودتون و بی سوادی من ببخشید.

این مطلب را نوشتم تا بتونید سنگهای نزذیک به سنگهای قیمتی را بشناسید و بدونید که چه سنگهائی نزذیک به رنگ و شکل سنگهای قیمتی هست.

 

جواهرات و سنگها

سنگ تورمالین :  سنگی متبلور به رنگهای زرد ، سرخ ، بنفش که معادن آن در برزیل و برمه و آمریکا و سیبری وجود دارد

سنگ دُر  دُر بر دو شکل کلی هست. کوهی و بیابانی و بشکل و رنگ بلور میباشد که دارای تللول میباشد و مروارید یکتا در صدف را هم دُر میگویند

سنگ زمرد  یکی از اقسام آلومین به رنگ سبز که از سنگهای قدیمی هست و هر چه پر رنگ تر باشد گرانبها تر است

الماس  یکی از سنگهای گرانبها که عبارت است از کربن خالص متبلور و در هندوستان ، برزیل ، آفریقا و برخی از کشورهای دیگر بشکل کریستال در کانها پیدا میشود گاهی بی رنگ و گاهی در رنگهای سبز ، سرخ ، آبی ، صورتی ، و سیاه یافت میشود. نوع بی رنگ آن در ردیف سنگهای گرانبها هست و فراوانتر از رنگهای دیگر میباشد ولی کلیه رنگهای آن گرانبها هستند. الماس هر چه درشت تر و پاک تر باشد گرانبها تر است. الماس همه اجسام را مخطط میکند و فقط با گرده های مخصوص خود صیقلی می شود. نوع صنعتی آن در شیشه بری به کار میرود.

یاقوت نوعی سنگ گرانبها هست که از معدن به دست می آید به رنگ سرخ ، زرد ، کبود ، سبز  و سفید. نوع سرخ و شفاف آن بعد از الماس از بهترین سنگهای موجود میباشد و هر چه بزرگتر و خوش رنگ تر باشد گرانبها تر است در فارسی قدیم به آن یاکند هم میگفتند یواقیت جمع یاقوت است. رمانی= یاقوت درشت و سرخ رنگ شبیه انار یاقوت خام کنایه از لب معشوق می باشد.

زبرجد یک قسم آلومین رنگین مانند زمرد به رنگ زرد یا سبز که از سنگهای قدیمی است و در جواهر سازی بکار میرود و مشهور ترین آن سبز رنگ است در آمریکا و برزیل و استرالیا و روسیه یافت میشود

لعل یکی از سنگهای قیمتی به رنگ سرخ مانند یاقوت یک قسم آلومین رنگین است و در طبیعت پیدا میشود لعل بدخشان یکی از معروفترین آنها میباشد

کهربا  صمغ برخی از درختان نوع سرو و کاج که از منۀ قدیمه تولید و مانند سنگ سفت و سخت شده و به رنگهای مختلف زرد و سرخ و سفید است و بر اثر مالش خاصیت الکتریسیته پیدا میکند و در 278 درجه حرارت ذوب میشود و سپس به شکل تیره رنگی میسوزد و در آب و الکل و جوهر سقز حل میشود. یکی از اقسام لینیت زغالی است سخت و براق و به خوبی جلا و صیقل پیدا میکند و در جواهر سازی بکار می رود

عقیق  یک قسم کوارنز بی شکل به رنگهای مختلف است. نوع مرغوب آن به رنگ سرخ یا آلبالوئی است و مانند سنگهای قیمتی در زینت بکار میرود نوعی از آن که در یمن به دست می آید و سرخ رنگ است معروف به عقیق یمنی یا یمانی است که بیشتر نگین انگشتر میشود و واحدش عقیقه است

فیروزه یکی از سنگهای قیمتی به رنگهای آبی آسمانی که از معدن استخراج میشود و بیشتر نگین انگشتر از آن به دست می آید و در نیشابور و کرمان و فارس و آذربایجان به دست می آید. بهترین آن از معدنی از نیشابور به دست میآید و آن را فیروزه بواسحاقی میگویند.

یشم سنگی است شبیه عقیق یا زبر جد به رنگهای مختلف کبود ، سبز تیره و رنگ صابونی آن نیز یافت میشود.

لاجورد از سنگهای معدنی به رنگ آسمانی یا آبی پر رنگ که سائئده شده آن در نقاشی به کار میرود و در طب قدیم نیز کار برد داشته است. به عربی به آن لازورد میگویند.

مردار سنگ  لیتارژ ، جوهر سرب ، جسمی است به رنگ سرخ یا زرد بیستر از سرب و قلعی گرفته میشود برای ساختن مرهم بکار میرود و به آن سنگ مردار هم گفته  میشود.

مروارید گوهری است سفید و درخشان که در داخل صدف رشد میکند. وقتی ذره شنی بین صدف و جبه او قرار می گیرد جانور کم کم ماده آهکی بدور آن ذره ترشح میکند و رفته رفته مروارید ساخته میشود. درشتی آن به اندازه دانه خنثی شروع میشود و تا اندازه تخم کبوتر آن وجود دارد و در خلیج فارس و اقیانوس هند صید میشود.




تاریخ: سه‌شنبه 10 دی 1398
ارسال توسط moshkabadi

میزان بار و دفینه در ایران

ایران یکی از پر بار ترین مناطق جهان است از نظر اشیاء قیمتی.

آمار نشون میده که بعد از 2500 سال حفاری در این مملکت هنوز یکصد و هفتاد هزار تن طلا در ایران مدفون هست که هفتاد هزار تن آن در اصفهان و شیراز میباشد.

که البته ممکن هست آمار کلی از این هم فراتر باشه.

جاهای پر بار ایران پس از اصفهان و شیراز عبارت است از:

شمال ایران استان گیلان و مازندران ، استان لرستان ، استان کردستان و استان تهران و آذربایجان شرقی و غربی .

البته این به این منظور نیست که در جاهای دیگر ایران اشیاء عتیقه وجود ندارد ولی به مراتب کمتر از این مکانها هست.

در اکثر مناطق ایران حفاری به صورت گسترده انجام شده و خیلی از نشونه ها و علائم از بین رفته است ولی اگر شما یک حفار خوب باشید همیشه می توانید از کوچکترین علائم بزرگترین نتیجه ها رو بگیرید و خود را به هدف نزدیک کنید.

جاهائی که رفت و آمد سهل هست و کار حفاری انجام دادن راحت ، اکثرا بارهایشان رفته است و جاهائی که کار کردن سخت و راه آن بسیار سخت و خطر ناک هست از نظر حفاری به مراتب سالم تر مانده و کمتر از جاهای دیگر دست خورده و بار آنها کمتر رفته است.

به همین دلیل استان لرستان و کردستان که هم خطر ناک هست هم کوهستانی از نقاط درگر سالم تر مانده.




تاریخ: سه‌شنبه 10 دی 1398
ارسال توسط moshkabadi

شیوه موفقیت در گنج یابی و کشف زیرخاکی

اکثراُ آدمها ئی که دنبال گنج و حفاری میرن آدمهای موفقی نیستن چون فاکتورهای مهم این کار را ندارن. ولی اگه کسی فاکتورهای کار را داشته باشه احتمال موفقیتش خیلی بالاست.

حالا ببینیم چه زمینه هائی برای موفقیت باید فراهم باشه:

1-  اول اینکه آدمهای ورشکسته و گرفتار نمی تونند تو این کار موفق باشن ، شما وقتی میخواهی بری دنبال یک ثروت باد آوردۀ چند میلیاردی باید توان هزینه های کار را داشته باشی.

2-  دوم اینکه این کار عجله بر نمیداره و باید صبور بود ممکنه آدم انقدر خوش شانس باشه که همون بار اول به نتیجه برسه و ممکنه این کار سالها طول بکشه.

یک مثل همینجا در مورد فاکتور دوم براتون بگم که منظورم رو بفهمید: مردی بوده که سالها با زن و بچه اش تو بیابون زندگی میکرده هر روز صبح پا میشده و بیل و کلنگش رو بر میداشت و می رفت حفاری. بعد از سی سال زنش خسته میشه و بهش میگه : یا مری دنبال کار یا اگه رفتی حفاری تا چیزی در نیوردی بر نمیگردی خونه. مرد پا میشه و میره بیابون ، از ناراحتی نمیدونسته چی کار کنه . ظهر که میشه زیر یک دیوار خراب میشینه و تکه نانی رو در میاره و شروع مکنه خوردن و گریه کردن که دیگه جائی توی خونه نداره. بعد از خوردن نان یک چرتی میزنه و تو این فکر بوده که همون جا باید بخوابه.

غروب که میشه دستشویش میگیره میره پشت دیوار کارش رو انجام میده و دنبال یک سنگ میگرده که خودشو تمیز کنه میبینه سنگی اونجا نیست. پشت سرش توی دیواریک استخوان میبینه ، عقب عقب میاد و خودشو می ماله به استخوان.

خلاصه استخوان به باسنش گیر میکنه و همه جاشو جر میده و خونی میکنه. مرده با عصبانیت یک لگد به استخوان میزنه و استخوان با یک خمره سکه از دیوار پرت میشه بیرون. مرد نگاهی به سکه ها میکنه و نگاهی به باسن ِ خونیش و دست به دعا بر میداره و میگه : خدایا 30سال زحمت کشیدم هیچ چیزی نصیبم نشد الان هم که دادی باید این بلا رو سرم می آوردی و میدادی؟

خدایا شکرت.

یعنی میخوام این رو بگم که باید قسمت کسی که دنبالش هست باشه و فکر نکنه یک روزه نتیجه میگیره.

3-    وسایل کارت باید همیشه آماده باشه.

4-    با کسانی باید این کار رو انجام بدی که چشم و دل سیر باشن که اگه یک روز نتیجه گرفتی سر از قبر در نیاری.

5-    میگن یک نفر برای حفاری کمه و دو نفر زیاد . خودت معنی کن که چقدر باید در انتخاب افراد دقت کنی

6-  یکی از مهمترین مسائل تو حفاری دونستن جاهای پر بار هست یا داشتن سند (نسخه) که کار کردن به واقعیت نزدیکتر باشه.

7-    داشتن یک دستگاه گنج یاب خوب که بتونه کارتو درست انجام بده.

در این مورد هم یک توضیحی بدم . خیلی از دستگا هائی که در ایران هست که به درد لای جرز دیوار هم نمیخوره یا مین یاب هستن که فقط آهن رو برات میگیرن یا آپگرید شده هستن و اصلا کارائی ندارند یا ساخت کشور چین و ایران که اصلا بدرد نمیخورن.

خیلی ها هستن که میگن ما اینقدر میگیریم براتون دستگاه میزنیم ، همه دنبال پر کردن جیبشون هستن و کاری برای شما انجام نمی دن . اگه کسی دستگاهش کارائی داشته باشه یک بار برای خودش کار میکنه و این کار رو میبوسه و میزاره کنار. پس مطمئن باشید اینها یک مشت کلاه بردار و شیادن مگر اینکه قبلش دستگاه رو تست کنید و از کارائی اون مطمئن شوید.

در ضمن افرادی موفق هستن که بتونند یک دستگاه خوب برای خودشون تهیه کنند (بخرن) و تا انتهای کار دستگاه بالای سر کارشون باشه. چون گاهی اوقات افراد با نیم متر پس یا پیش از رسیدن به هدف باز میمونن.

اگه کسی خواست ، نسبت به سرمایه گذاریش بهش پیشنها میده دنبال چی بگرده.

8-  داشتن یک شغل خوب ، چون این کار اگه بخواد کار اصلی شما باشه وای بحالتون. شما باید مشغول به کار باشی و به حفاری به عنوان یک تفریح یا کار دوم نگاه کنید. فقط این جور هست که اگه موفق نشدید یا زمان موفقیت طولانی شد مایوس نمیشید و ادامه میدید و چون مشکلات وارد زندگیتون نمیشه درصد موفقیتتون بالا میره.

۹- مهمترین مورد که موفقیت انسان را بالا میبره داشتن یک استاد اهل فن و خبره است. اگر بدون یک استاد به بیایان بروید احتمال موفقیت خیلی پائین است. باید از تجربه حفاران قدیمی استفاده کرد چون هر چه باشد آنها بیشتر از ما در بیابان بوده اند.

استاد باید بینشی فراتر از دیگران داشته باشد. یعنی:

1-    باید آثار شناس باشد و هر آثاری را که در بیابان یا کوهستان یا هر جائی میبیند معنای آن را بداند.

2-    استاد باید از روی تجربه بوی دفینه را حس کند.

3-    خاک ها را لایه به لایه بشناسد.

4-    به غارها تسلط کامل داشته باشد.

5-    خطراط کار را بداند.

6-    تله ها را بشناسد و طرز از کار انداختن آنها را بلد باشد.

7-  از طلسمات آگاهی کامل داشته باشد و چه طلسمات قبل از اسلام چه طلسمات بعد از اسلام را بتواند را باطل کند.

اینها شرایط یک استاد هست که برای یاد گیری هر کدام وقط فراوان صرف شده است و هیچ وقت چنین استادی را نباید رها کرد و می توان از این استاد استفاده برد و درسها آموخت و به نتیجه رسید.

10- داشتن یک بلد خوب و مورد اعتماد در منطقه ای که می خواهید حفاری کنید

 

 

اینها فاکتورهای مهم موفقیت در حفاری هست که اگه نداشتید دنبالش نرید که فقط چند تا کفش آهنی پاره میکنی و از زندگی اصلی خودت می افتی و هیچ نتیجه ای هم نمیگیری.

 

لوازم حفاری

زمانی که از شهر پا به بیرون میگذاریم در اصطلاح حفاری به آن میگویند ، به بیابان رفتن. حالا چه در کوه باشیم چه در جنگل چه در کویر

تیله کن (حفار) چه مجاز چه غیر مجاز زمانی که به بیابان میرود باید با تجهیزات کامل باشد ، در غیر این صورت گرفتن نتیجه سخت خواهد بود.

بعضی وقتها انسان به بیابان میرود و فکر میکند همه چیز رو برای یک حفاری موفق برداشته است که در حین کار متوجه کمبودها میشود و بااجبار باید حفاری را تعطیل کند و برگردد ما برای اینکه به این مشکلات بر نخورید و به خواسته یکی از دوستان مبحثی رو در مورد لوازم حفاری نوشتیم که مطالعه بفرمائید.

اولین لوازم حفاری که هر کسی از آن آگاهی دارد بیل و کلنگ و قلم  هست. ولی همیشه سعی کنید یک بیلچه و یک دسته کوتاه برای بیل بلند و چند تا دسته برای کلنگ همراه داشته باشید. مورد بعدی چادر هست که باید تا جائی که میشود سبک و جا دار باشد و همیشه سهی کنید یک مشما برای روی چادر و یک مشما برای زیر آن همراه داشته باشید که اگر با باران مواجه شدید مشکلی نداشته باشید.

میخ در اندازه های مختلف حتما به همراه داشته باشید. نه جای شما را تنگ میکند نه وزنی دارد و بسیار هم بدرد میخورد و اکثر حفاران به آن توجهی نمی کنند.

ذغال و یک منقل بیابانی تا شو به همراه داشته باشید. چون با شکم گشنه و غذای سرد چند روز بیشتر نمیتوان حفاری کرد. کنسرو برای حفاری بد نیست ولی غذای کاملی برای کسی که میخواهد ساعتها کلنگ یا بیل بزند محسوب نمیشود. خصوصا در هوای سرد.

الکل جامد از بهترین چیزها برای روشن کردن آتش هست که هم بی خطر میباشد و هم خوب میسوزد و هم دود نمیکند و زود هم تمام نمیشود. همیشه سعی کنید از بردن نفت و بنزین پرهیز کنید چون نه تنها خطر ناک هست بلکه اگر روی لباس یا پتوی شما بریزد بوی آن اجازه کار کردن و استراحت رو به شما نمیدهد (خصوصا نفت که برای بسیاری از حفاران پیش آمده است) پس الکل جامد فراموش نشود.

اگر در جائی میخواهید مشعول به حفاری شوید که نم و رطوبت آن بالا میباشد الکل جامد هم کارائی ندارد و باید از چسب موکت استفاده کرد و یک تکه ذغال خشک را آغشته به چسب موکت کرد و آن را آتش زد. چون هر چقدر هم هوا نمور باشد این ذغال خاموش نمیشود.

در مورد روشن کردن آتش توجه داشته باشید که مهم نیست در جنگل هستید یا کویر همیشه بعد از اتمام کار آتش را خاموش کنید.

قطب نما حتما همیشه به همراه داشته باشید و کار کردن با آن را کاملا آموزش ببینید نه به صورت طوطیواری.

اگه بتونید یک جی پی اس به همراه ببرید عالی هست ولی حتی اکه این دستگاه رو هم بردید قطب نما فراموش نشود چون بر عکس افراد که فکر میکنند جی پی اس کار قطب نما را انجام میدهد ، بعضی وقتها کارائی ندارد مانند داخل یک چاه یا غار یا....

دوربین فیلم برداری در حفاری بسیار بدرد میخورد و بارها این به من ثابت شده است. گاهی اوقات انسان مجبور میشود کاری را نیمه رها کند یا نتیجه مطلوب را نمیگیرد ، وقتی یک دوربین فیلم برداری همراه دارید از کار فیلم میگیرید و بارها اون را در محل امن خانه و بی دغدغه میبینید. شاید مطلبی نظر شما را جلب کند که در حین کار اصلا به آن توجهی نداشته اید یا به کسی نشان دهید که بتواند به شما کمک کند. تجربه ثابت کرده در در زمانی که انسان با استرس مشعول کاری هست اشتباهاتش بیش از سه برابر میشود. پس حتما از کارتان فیلم تهیه کنید.

دوربین شکاری جزو وسائل اساسی برای حفاری میباشد چه در موقعی که انسان میخواهد هدف را معین کند چه در مواقع حفاری. گاهی هدف در جائی قرار گرفته است که نمیتوان آن را از دور به دقت مشاهده کرد و تصمیم گرفت که آیا هدف همان هست یا نه و انسان در شک و تردید باقی میماند و اینجا هست که دوربین شکاری بدرد شما میخورد. و در مواقع حفاری نیز همیشه تیم به یک دیدبان احتیاج دارد که با همان دوربین مواظب اطراف باشد. چه حیوانات اطراف چه انسان.

لوازم گرمائی مانند پتو و کیسه خواب حتما به همراه داشته باشید چه در کویر چه در جنگل چون هیچ وقت نمیتوان تشخیص داد که شب هوا سرد است یا گرم.

همیشه برای یک سفر دو روزه به اندازه شش روز غذا با خود حمل کنید چون نمیتوان گفت که یک کار حفاری چند روز طول میکشد. چون هیچ کس هیچ جنسی را با دست خودش جائی نگذاشته است که بتواند دقیقا بگوید چند روز حفاری داریم. سعی کنید حداقل در هر سه وعده غذائی یک وعده غذای گرم بخورید.

تعداد افراد اکیپ حفاری باید کامل باشد در مورد استفاده از دوستان خست به خرج ندهید ولی آنها را با اطلاعات کامل انتخاب کنید. عموما یک اکیپ خوب حفاری باید بیشتر از چهار نفر باشد و باز هم تاکید میکنم کسانی که شناخت کامل از آنها دارید. کلیه افراد اکیپ در تمام مراحل کار باید از بزرگ اکیپ تبعیت کنند و هیچ کس نباید روی حرف بزرگ اکیپ حرفی بزند حتی اگر ایشان اشتباه میگفت (اگر میخواهید موفق شوید) توجه کنید.همیشه یک نفر را مسئول درست کردن غذا و دادن سرویس به افراد بگذارید ، چون راندمان کار را بسیار بالا میبرد.

در مورد کفشی که برای هر منطقه استفاده میکنید توجه داشته باشید.

همیشه یک جفت دمپائی به همراه ببرید و کبریت چند برابر نیاز همراه داشته باشید. و دستمال کاغذی به صورت رول.

برای سهولت در کار و وقت سعی کنید تمام ظرفهای خود را یکبار مصرف استفاده کنید و فقط یک مایتابه همراه خود داشته باشید.

از همه چیز مهمتر آب هست که بیش از میزان احتیاج همراه ببرید که همه چیز رو میشه برای یک روز تحمل کرد ولی بی آبی رو نمیشه.

 علائم شناسی

یک مطلب خیلی کوتاه در مورد علائم شناسی

البته در رابطه با این مطلب حرف بسیار است ولی چون حوصله دردسر ندارم فقط مطلبی را برای شما میگویم که در یک کتاب چاپ شده است.

کسانی که به دنبال حفاری میروند باید علائم شناسان خوبی باشند.

اگر علائم شناس خوبی نباشید حفار خوب و موفقی نخواهید بود. چون هر علائمی برای خودش داستان و حکایتی دارد مانند خطهای تصویری که هر کدام از آنها حرفی برای گفتن دارند.

به طور مثال باید بدانید که سگ یا گاو یا هر تصویری چه مفهومی دارد تا بتوانید حفار خوبی شوید.




تاریخ: سه‌شنبه 10 دی 1398
ارسال توسط moshkabadi

قوانین گنج و دفینه و فلزیاب

صنایع دستی و گردشگری قوانین و مقرارت مربوط به فلزیاب وجرایم مرتبط با حفاری غیر‌مجاز توسط کارشناسان فنی یگان در ۲۱ بند برای اطلاع عموم تهیه شده است.

پیام های آموزشی و هشدار دهنده یگان حفاظت به شرح زیر است:

۱-اشخاصی که اشیای عتیقه را از کشورخارج سازند، به حبس از ۶ ماه تا ۲ سال محکوم می‌شوند.

۲-خروج اشیاء عتیقه ثبت شده در فهرست آثار ملی جریمه حبس از ۶ ماه تا یک سال را دربر‌ دارد.

۳-اشخاصی که بدون اذن مراجع ذیصلاح نقوش و آثار مذهبی و ملی را تخریب کنند به ۱ تا ۱۰ سال حبس محکوم می‌شوند.

۴-حفاری به قصد بدست آوردن اشیای عتیقه و آثار تاریخی مطلقا ممنوع و جرم محسوب می‌شود.

۵-اشخاصی که مبادرت به مرمت و تعمیر و تغییر آثار ثبت شده در فهرست آثار ملی مبادرت کنند به جبران خسارت وارده محکوم می‌شوند.

۶-کاشف اشیای عتیقه و آثار ملی در ملک شخصی مکلف است در اسرع وقت سازمان میراث فرهنگی را مطلع کند.

۷-با تحویل اشیای عتیقه و آثار تاریخی مکشوفه حین انجام عملیات ساختمانی در ملک شخصی، معادل نصف بهای تقویم شده به کاشف تحویل می‌شود.

۸-با تحویل فلزات قیمتی و جواهرات مکشوفه حین انجام عملیات ساختمانی در ملک شخصی، معادل دو برابر بهای روز ماده خام به کاشف تحویل می‌شود.

۹-هرشی که بیش از یکصد سال از تاریخ ساخت آن گذشته باشد،عتیقه محسوب می‌شود.

۱۰-سازمان میراث فرهنگی مدعی خصوصی و شاکی تمامی جرایم و حفاری‌های غیرمجاز است.

۱۱-جریمه تخریب اشیای و اماکن تاریخی و ملی ۲تا ۱۰ سال حبس است.

۱۲-جریمه حفاری در اماکن تاریخی و ملی ۳ سال حبس است.

۱۳-ورود هر نوع دستگاه فلزیاب منوط به اخذ مجوز از سازمان میراث فرهنگی است.

۱۴-مجازات حفاری غیرمجاز در تپه‌های باستانی ۳ سال حبس است.

۱۵-تجاوز به عرصه تپه‌ها و اماکن و اراضی تاریخی یکی از انواع جرایم عایه میراث فرهنگی است.

۱۶-تبلیغ، خرید و فروش و نگهداری و استفاده از دستگاه‌های فلزیاب منوط به اخذ مجوز از سازمان میراث فرهنگی است.

۱۷-مجازات استفاده از دستگاه فلزیاب در حفاری غیر مجاز، علاوه بر ضبط و توقیف دستگاه، معادل ۱ تا ۳ سال حبس است.

۱۸-هرگونه تبلیغ انواع دستگاه‌های فلزیاب از طریق رسانه‌های عمومی با مجوز سازمان میراث فرهنگی امکان‌پذیر است.

۱۹-خرید و فروش انواع دستگاه‌های فلزیاب فقط با مجوز سازمان میراث فرهنگی امکان‌پذیر است.

۲۰-حمل و نگهداری و استفاده از انواع دستگاه‌های فلزیاب فقط با مجوز سازمان میراث فرهنگی امکان‌پذیر است.

۲۱-مجازات حمل، نگهداری و استفاده از دستگاه فلزیاب بدون مجوز سازمان میراث فرهنگی تخلف محسوب و منجر به توقیف و ضبط دستگاه می‌شود.




تاریخ: سه‌شنبه 10 دی 1398
ارسال توسط moshkabadi

مصاحبه درباره گنج و گنج‌یابی

، یکی از جذاب‌ترین داستان‌هایی است که عموم جامعه برای یکدیگر نقل می‌کنند. این ماجراها از پیدا شدن خمره‌ای پر از سکه در حیاط خانه‌ای روستایی گرفته تا پنهان شدن گنجی عظیم در دل کوه را شامل می‌شود. حتا چندی پیش که خبر پیدا شدن دو خمره بزرگ در شهر ری منتشر شد، با وجود آنکه همه رسانه‌ها و مسئولان سعی در آگاه‌سازی عموم جامعه نسبت به این کشف و کاربری این کوزه‌ها به عنوان ذخیره آذوقه داشتند و عکس‌های متعددی از آن منتشر شد، بازهم افکار عمومی تاکید داشت که این خمره‌ها مملو از سکه بوده است.

این تاکید نشان از آن دارد که عموم جامعه دوست دارد ذهن خود را به سمت ماجراهای گنج‌یابی بکشاند و همچنان بر آنچه تصور می‌کند، تاکید کند. قطعا چنین تفکری در مناطقی که آثار باستانی متعددی در دل خود دارند پررنگ‌تر است. منطقه‌ای مانند تخت جمشید، مرودشت و پارسه.

افشین یزدانی که یکی از باستان‌شناسان فعال در حوزه تخت جمشید و پارسه است در این خصوص می‌گوید: بسیاری از افراد جامعه دچار برخی توهمات و تخیلات در خصوص گنج و گنج‌یابی هستند که می‌تواند تبدیل به یک موضوع پژوهشی جالب شود چراکه چنین تفکراتی، فقدان آموزش‌های کافی و اصولی را در جامعه را نشان می‌دهد.

در ادامه گفتگوی ایلنا با افشین یزدانی (باستان‌شناس) درخصوص گنج و گنج‌یابی و خرافاتی که در این خصوص در میان عموم جامعه وجود دارد را می‌خوانید.

به عنوان یک باستان‌شناس تاکنون شده است که برای تشخیص اصل یا فرع بودن یک شیء تاریخی به شما مراجعه شود، یا از شما بخواهند یک نقشه گنج را تفسیر کنید؟

بله، موارد بسیاری است که یگان حفاظت سازمان میراث فرهنگی گاهی با دستگیری قاچاقچیان و دزدان عتیقه، اشیایی از آن‌ها به دست می‌آورد که برای اطمینان از صحت و اصالت کشفیات از کارشناسی کارشناسان شاغل و مورد اعتماد خود بهره می‌برد و بنده نیز در مواردی از این دست حضور داشتم. اما مورد شایع‌تر در برخورد و مواجه با مردم عادی و زمانی است که آن‌ها از تخصص شما آگاهی و اطلاع می‌یابند.

در چنین مواقعی با اظهار تأسف وقتی می‌گویم باستان‌شناس هستم؛ اولین چیزی که به ذهن مخاطب می‌رسد بحث گنج‌یابی و عتیقه‌یابی است و وقتی بیشتر با آنها هم کلام می‌شوم متوجه می‌شوم که بخش به نسبت بزرگی از مردم به اصطلاح کوچه و بازار که متأسفانه شامل افراد با تحصیلات و دانشگاهی نیز می‌شود، دچار توهمات و تخیلات بسیار دور از واقعیت نسبت به رشته و تخصص باستان‌شناسی -به عنوان یک رشته دانشگاهی که هدف اصلی آن شناخت جنبه‌های مختلف زندگی انسان در گذشته است- هستند.

این درحالی است که باستان‌شناسی به موضوعاتی درخصوص سازگاری  انسان با محیط زیست پیرامون خود تا به کارگیری خلاقیت در ساخت ابزارهای مختلف و فعالیت‌های کشاورزی، دامپروری، ایجاد سیستم‌های پیچیده اداری، بازرگانی، سیاسی و مذهبی و شیوه تعامل جوامع مختلف با یکدیگر و در سطحی متفاوت بررسی و تحلیل دلایل تغییرات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی و تلاش برای ارائه الگوهای تحلیلی و جنبه‌های بسیار متنوع و جذاب علمی مربوط می‌شود.

با کمال تأسف در بخشی از جامعه شاهد تمرکز بر گنج‌یابی و ارضای حس کودکانه عتیقه‌بازی هستیم. به گمان بنده آسیب‌ چنین طرز تفکر شایع و سخیفی از رشته دانشگاهی باستان‌شناسی که پایه تمامی مشکلات و برخوردهای نامناسب گروهی از مردم با اشیا و محوطه‌های باستانی و کهن است، باید در سطوح بالای آموزش و پرورش و سازمان میراث فرهنگی به بحث و گفتمان جدی گذاشته شود.

چراکه آنچه بیش از هر چیز در این تلقی نادرست دخیل است، فقدان آموزش‌های درست و اصولی در سیستم آموزش و پرورش کودکان و جوانان است. البته این امر موضوعی جهانی است و صرفا در سطح ملی نسبت به میراث گذشتگان مطرح نمی‌شود.

برای کشورها و سرزمین‌هایی چون کشور ما ایران که دارای تاریخ و پیشینه سیاسی و فرهنگی غنی و کهنی است، عدم به کارگیری باستان‌شناسان و به‌طور دقیق‌تر عدم وجود درسی به عنوان میراث فرهنگی در ساختار آموزش و پرورش یک واقعیت تلخ است که فضا را برای ورود و تأثیرگذاری افکار تخیلی و شبه واقعی در ذهن جوانان مهیاتر می‌سازد.

آموزش‌ میراث فرهنگی باید از دوره ابتدایی به بچه‌ها داده شود چراکه جذابیت سحرگونه خرافات و افسانه‌های عامه‌پسند نسبت به گنجینه‌های باستانی و دفینه و نقشه‌های گنج به اندازه‌ای است که ذهن عموم جامعه را با خود درگیرمی‌کند.

این در حالی است که چنین آموزش‌هایی باید از دوره ابتدایی به بچه‌ها داده شود. چراکه جذابیت سحرگونه خرافات و افسانه‌های عامه‌پسند نسبت به گنجینه‌های باستانی و دفینه و نقشه‌های گنج به اندازه‌ای است که ذهن عموم جامعه را با خود درگیرمی‌کند. به‌طور نمونه بارها شاهد بوده‌ام که یک عکس از یک کوه  و صخره سنگی را به من نشان می‌دهند و می‌گویند این کوه یک شتر و یا حیوان دیگری را نشان می‌دهد و این نشانه‌ای برای پیدا کردن یک گنج به حساب می‌آید. این در حالی است که اگر با دقت نگاه کنند متوجه می‌شوند آن کوه بر اثر فرسایش طبیعی به آن شکل درآمده است.

 

فکر می‌کنند که باستان‌شناسان متخصصان این کار هستند. حتی موردی داشتم که درصدد انکار عواملی که عنوان می‌شد برآمدم و آنها به اندازه‌ای به دلایل خود ایمان داشتند که نسبت به علم باستان‌شناسی من شک بردند و مرا زیر سوال برده بودند که تو چطور باستان‌شناسی هستی که چنین نشانه‌هایی را نمی‌شناسی؟

البته همانگونه که یادآور شدم، این موضوع یک پدیده جهانی است و مختص فرهنگ و سرزمین ما نمی‌شود. اما خب، طبیعی است در کشورهایی چون ایران به دلیل وجود تمدن‌های دیرین و درخشان و کشف هزاران شی تاریخی و محوطه‌های باستانی ارزشمند و درعین حال فقدان آموزش‌های درست و پایه‌ای، نگاه گنج‌گونه به میراث گذشتگان بیشتر شایع باشد.

آیا باستان‌شناسانی را می‌شناسید که به حوزه گنج و گنج‌یابی و تفسیر نقشه‌های گنج ورود پیدا کرده باشند؟

شخصا کسی را نمی‌شناسم اما به جهت آماری که از خیل فراوان افراد تحصیل کرده در این رشته دانشگاهی وجود دارد، جدای از درصد قاطعی که شرافتمندانه در حرفه خود مشغولند، هستند افراد اندکی که آلوده پدیده ناپسند خرید و فروش و یا کارشناسی اشیای منتسب به دوران باستان شده باشند.

براساس مشاهدات شخصی و البته به عنوان نمونه نمایشگاه‌هایی که گاهی از اشیای کشف شده از قاچاقچیان و دزدان عتیقه برگزار می‌شود، می‌توان گفت بخش عمده‌ای از اشیایی که ادعا می‌شود عتیقه و باستانی هستند در واقع تقلبی، جدید و امروزی هستند و تنها توسط گروه‌ها و افرادی که درگیر این تجارت کثیف هستند، با شیوه‌هایی کهنه‌سازی می‌شوند و به جهت اینکه مشتری‌های آن‌ها معمولا افراد کم سواد در حوزه میراث فرهنگی هستند، براحتی به عنوان اشیای کهن و تاریخی معرفی می‌شوند.

به نظر می‌رسد با استفاده از ناآگاهی و کم آگاهی حاکم بر فضای جامعه که پیش از این به آن اشاره کردم، گروه‌ها و افرادی هستند که به صورت تخصصی یا نیمه تخصصی در تولید و ساخت نمونه اشیای باستانی و معرفی آن فعال هستند و اقدام به خرید و فروش آنها به جای اشیای اصیل و تاریخی می‌کنند. در مواردی نیز شاهد خرید و فروش و نمایش عکس و فیلم از انواع مدلسازی شده هستیم. از این نمونه می‌توان به تصویری از یک تابوت شاهزاده هخامنشی اشاره کرد که در فارس پیدا و بسیار ناشیانه و خام‌دستانه ساخته شده بود و مایه خنده و مضحکه دوستان و همکاران باستان‌شناس شد. اما این تصاویر جوی احساسی و هیجانی برای بسیاری از افراد جامعه ایجاد کرد. این امر موجب دست به دست شدن چنین فیلم‌ها و تصویرهایی در جامعه مجازی می‌شود.

 

به عنوان باستان‌شناسی که سابقه فعالیت در تخت جمشید را در کارنامه خود دارید آیا تاکنون پیشنهادی برای حضور در این باندها به شما شده‌است؟

به‌طور قطع خیر. باتوجه به شخصیت خصوصی و کاری که دوستان و همکاران از بنده سراغ دارند هرگز حتی چنین موضوعی را بیان نیز نمی‌کنند که صاحب شی یا اثری تاریخی هستند. اما طبیعی است که باستان‌شناسان در مواردی به جهت اظهارنظر نسبت به یک تصویر یا فیلم یا حتی یک شئ که ادعا می‌شود قدیمی و کهن است، مورد پرسش قرار گیرند.

 جدای از بدلی و فریب بودن بیشتر ادعاها، گاهی که حدس می‌زنم ممکن است صحبت از یک اثر یا محوطه باستانی باشد مهم‌ترین تلاشی که می‌کنم کشف محل کشف اثر یا محوطه است. چراکه برای ما باستان‌شناسان محل کشف یک اثر به اندازه خود اثر یا در موارد حتا از آن نیز مهم‌تر است چون محل کشف به معنای شناسنامه و هویت اثر  است. در چنین مواردی با همکاران شاغل در سازمان میراث فرهنگی صحبت می‌کنم تا تمهیدات لازم به جهت حفاظت و یا پژوهش و یا کشف اثر انجام گیرد.

آیا خاطره خاصی در این خصوص به یاد دارید؟

خاطره که بسیار است. یکی از این خاطرات که می‌تواند جذاب باشد درخصوص شخصی است که پس از آن که متوجه شد من باستان‌شناسی خوانده‌ام سوالی درخصوصانسان هایی که در گذشته با سه چشم زندگی می‌کردند پرسید و  عکس‌ها و تصاویری از یک جمجمه را به من نشان داد که ادعا می‌کرد مربوط به انسان‌های سه چشم باستانی است. 

بعد از آن که عکس یا فیلم را با دقت نگاه کردم؛ متوجه شدم که وی حفره زیر بصل‌النخاع را که محل اتصال مهره گردن به سر است را به عنوان حفره سوم چشم تصور می‌کند. پس از آن که همین نکته را به وی یادآور شدم، محکوم به بی‌اطلاعی و کم‌سوادی شدم و باید گفت که متاسفانه در ذهنیت چنین افرادی به اندازه‌ای اطلاعات و خرافات‌های عامه‌پسند رخنه کرده که به راحتی هر حرفی را که با ذهنیت خودشان هم سو باشد را می‌پذیرند اما آنچه که براساس علم و دانش عنوان می‌شود را نمی‌پذیرند.

 

یکی از استدلال‌هایی که من برای چنین افرادی می‌آورم تا نسبت به ناآگاهی خود واقف شوند این است که، چگونه تصور می‌کنند پیشینیان ما از صبح تا شب با طلا و جواهر سر و کار داشتند درحالی‌که خودشان شرایط اقتصادی دهه‌های گذشته را در شهرها و روستاها به یاد دارند.

بار دیگر تأکید می‌کنم که موضوع گنج‌یابی یک معضل جدی به شمار می‌رود و این معضل در میان افرادی که در دنیای واقعی در کار و اشتغال موفق نبوده‌اند و تلاش دارند تا کاخ آرزوهای خود را با گنج‌یابی و آزمون شانس پولدار شدن یک شبه جامه عمل بپوشانند، بیشتر است. شاید اگر این افراد انرژی خود را در کارهای سالم‌تر صرف می‌کردند به نتیجه بهتری می‌رسیدند.




تاریخ: سه‌شنبه 10 دی 1398
ارسال توسط moshkabadi

واقعیت نشانه های دفینه و گنج
لحظه ای تصور کنید: فرض محال، اگر مبنا یافتن و عکس گرفتن نمادها را از زمین به آسمان وصل کنیم، تردید نداریم که هزاران عکس و تصویر از اَبرهایی که شباهت خیره کننده ای به حیوانات و رُخ انسان دارند گرفته میشود.

باور داشتن به خیل عظیمی از تصاویری که بعنوان نماد گنج از صخره ها و سنگهای طبیعی ثبت میشوند و متاسفانه توسط عدّه ای دیگر تایید هم میگیرند به اندازه همان تکه اَبر سرگردان که برای لحظاتی شبیه به یک موجود جاندار شده، معتبر است و نه بیشتر. شاید احساس شیرین در اختیار داشتن یک مکان معتبر و ارزشمند درون شما ناخواسته در صدد باشد مانع از پذیرش حقیقت شوید.

تکه ابر مشابه اسب

شما لحظه ای تردید کنید، موفقیت از آن کسی است که بدور از تعصب گاهی به آنچه اطمینان دارد شَک کند.

۱- نماد می بایست از هر زاویه ای که به آن نگاه میکنید شما را به یک نتیجه ثابت برساند.
۲- نماد می بایست حداقل آثار دستکاری و دخالت انسان را تحت هر شرایط فرسایشی در خود حفظ کرده باشد.

شما برای قیاس سنگ و صخره ای که گمان میبرید نمادهای گنج است با سنگ تراش هایی که از هزاران سال پیش در ایران و دیگر کشورها غنی بجهت تاریخ باستان، ثبت ملی شده اند امکان بی نظیری دارید استدعا میکنیم از این امکان بهره ببرید.




تاریخ: دوشنبه 09 دی 1398
ارسال توسط moshkabadi

مقبره تومولوس یا قبور دارای گنج و دفینه ؟

مدت زمان حکمرانی سلوکیان بر سرزمین ایران بیشتر از شصت و هشت سال نبود .اما به واسطه استفاده فرمانروایان فاتح از قوه قهری و دستوری بعضی ویژگیها و آیین و سنن غربی این حاکمان تا مدتها در لایه های مختلف ایرانی نفوذ کرد. برای مثال خط لاتین حتی پس از انحطاط سلوکیان و در حکومت اشکانیان تا مدتها برای ضرب سکه استفاده میشد.

یکی دیگر از رسوم وارداتیِ غربی استفاده از مقبره مدفون در دل تپه خاکی دست ساز(تومولوس) بود. مقبره ای لوکس و منحصر بفرد مختص خانواده های بنام و از طبقات مرفه اجتماع، که تا مدتها بعد از سلوکیان توسط ایرانیان استفاده میشد. تومولوسها بیشتر در جنوب غربی و غرب فلات ایران بر پا شد.

فُرم معماریِ این مقبره ها شامل یک راهرو با سقف کوتاه (به ترتیبی که هنگام ورود شخص با سری خمیده وارد آن میشد) که مُنتَهی میشد به اتاقکی با ابعاد متفاوت که کاملا دستی در تلی از خاک مدفون بود.

درب ورود به راهرو و سپس اتاقکِ مقبره رو به روی جایگاهِ غروب آفتاب قرار میگرفت و اطراف تپه با درختان کاج و فضای سبز تزیین میشد تومولوس مقبره ای خانوادگی بود که جنازه و جهاز همراه او بر سطح اتاقک قرار میگرفت. شناخت راههای تشخیص یک تومولوس و تفاوت آن با تپه های طبیعی را در ادامه حتما بررسی خواهیم کرد.

مقبره تومولوس

از دوستان عزیز استدعا می کنیم اطلاعات مورد نیاز خود را از منابع معتبر و موثق تهیه نمایند قطعاً منظور ما از منابع معتبر سایت و پیچ یابندگان نیست بلکه منابعِ مشخصی است که با مختصری تلاش و صرف وقت قطعاً به آن دسترسی خواهید داشت.

معنای لغوی تومولوس، توده می باشد در زبان محاوره به تپه و پشته ای از سنگ و خاک که یک یا چند قبر را در خود مخفی میکرده تومولوس گفته میشده با این تعریف اهرام مصر نیز در این دایره لغتی گنجانده می‌شوند در جاهایی از تومولوس با عنوان خزانه نیز نام برده شده است.

در زبان پارسی پهلوی، تومولوس را گورکان نیز میگفتند با اندکی توجه به اتفاقات رخ داده در روند تاریخ و بررسی آنها دیگر به مطالب منتشر شده در فضای مجازی کمتر اعتماد خواهید کرد. تصور امروز بعضی دوستان مبنی بر فراوانی تپه های دست نخورده تومولوس تنها یک ساده‌انگاری محض است. جغرافیای سرزمین ایران بسیار مستعد ایجاد طبیعیِ تپه ها و پستی بلندیهایی است که انسان را به تردید وادار نماید.

طبقه بندی تومولوسها بر مبنای فرم خارجی این پشته های سنگ و خاکی انجام میپذیرد.اعتقاد بر این بود که میبایست درب ورودی مقبره به محل غروب آفتاب و منفذی باریک از داخل مقبره رو به طلوع آفتاب قرار بگیرد. دوست عزیز یابندگان تلاش دارد در حد بضاعت حقایقباستان شناسی را در اختیار شما قرار دهد اما شما به این مقدار بسنده نکنید. لطفا تا میتوانید فقط مطالعه کنید.




تاریخ: دوشنبه 09 دی 1398
ارسال توسط moshkabadi
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران