فروشگاه ایرانیکان
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
آموزش گنج یابی، باستان شناسی، دفینه ، زیرخاکی و تاریخ

روشهای یافتن گنج و دفینه با نقشه و نسخه های قدیمی گنج

«20 کیلومتر مانده به شهر، راه باریک آسفالتی جدا می‌شود که روستایی‌ها از آن استفاده می‌کنند؛ با سرعت 40 تا 50 بروید تا برسید به یک راه خاکی که رد ماشین دارد. از همان‌جا دقیقاً 3 کیلومتر بروید می‌رسید به یک دشت بزرگ. شمال‌غرب دشت چند تا درخت می‌بینید، بروید جلو  از کنار درخت‌ها رو به سمت غروب 500 متر بروید. وقتی رسیدید،  تخته سنگی هست که روی آن  با رنگ زرد نوشته شده S. همان‌جا را بکنید، گنج آنجاست.»این ادعای کسی است که نقشه را ترجمه کرده تا به قول خودش ما را به گنجی 400 – 300 ساله برساند. قرار  است با تیمی از قاچاقچیان عتیقه بروم دنبال گنج! سفری جالب و جذاب و البته خطرناک.

با هزار ترفند و  دوز و کلک با یکی از گنج‌یاب‌های غیرقانونی قرار گذاشتم با گروه‌شان سفری چند روزه برای یافتن گنج به یکی از مناطق مرکزی کشور بروم. بماند که همراهی با آنها با ریش گرو گذاشتن  های فراوان میسر شد. روی این پروژه مدت ها کار کردم تا بالاخره اعتمادش را تا حدی جلب کنم. کسی خبر ندارد که همراه آنها یک خبرنگار است حتی آن آشنای اینترنتی من. آنها فکر می‌کنند من هم یک قاچاقچی گنج هستم اما از نوع ناشی‌اش.
نقشه را 50 میلیون خریده‌اند، نقشه‌ای که روی یک پوست قدیمی با علائم ونشانه‌هایی عجیب و غریب نقاشی شده‌است. درست مثل فیلم‌ها و کارتون‌های قدیمی که در کودکی با دیدن آنها میخ می‌شدیم جلوی تلویزیون و فکر می‌کردیم هرجای زمین علامت ضربدر بکشیم زیرش گنجی پنهان شده است.
به دنبال گنج با گروه قاچاقچیان عتیقه
قرار بود چند هفته پیش برویم ولی باران و برف سفرمان را عقب انداخت. حالا که هوا خوب است قرار را گذاشتیم برای ساعت 9 صبح. 4 نفر شدیم. راه را گرفتیم و از تهران زدیم بیرون. راستش چنین سفری را تجربه نکرده‌بودم. هر چقدر که به روستای موردنظرمان نزدیک می‌شدیم دلشوره‌هایم بیشتر می‌شد. پیش خودم می‌گفتم نکند لو بروم یا پلیس ما را بگیرد؛ آش نخورده و دهان سوخته.
وقتی رسیدیم ساعت حدود یک ظهر بود. راه را همان‌جوری که مترجم نقشه آدرس داده بود رفتیم و طبق علائم، تخته سنگ را پیدا کردیم. دوستم همراه شریک‌هایش پایین رفتند و منطقه را وارسی کردند. بعد از 15 دقیقه‌ای برگشتند و دور زدیم سمت تهران. فکر می‌کردم آمده‌ایم گنج را بیرون بکشیم و تمام. اما نمی‌دانستم که قاچاقچی‌های عتیقه برای عملی کردن نقشه‌شان ریسک نمی‌کنند و چند بار منطقه را زیر نظر می‌گیرند تا از موقعیت و رفت و آمد روستایی‌ها اطلاعات کسب کنند.
در این سفر فهمیدم دو جور نقشه داریم؛ وزیری و شاهی. نقشه‌های وزیری از نقشه‌های شاهی معتبرتر هستند. در زمان قدیم نقشه‌ها را روی چرم و سنگ و چوب می‌نوشتند. نمونه‌هایی هم هست که شکل کتابچه‌اند. در هر صفحه بخشی از نقشه و علامت‌هایی نقاشی شده که با رمزگشایی می‌توان فهمید چه مالی پیدا می‌شود و ارزشمند است یا نه. به همین خاطر قیمت نقشه‌ها باهم فرق می‌کند. نقشه داریم 20 میلیون و نقشه‌ای هم داریم که چندصد میلیون ارزش دارد.
بیشتر نقشه‌ها به زبان میخی و عبری یا نشانه نوشته شده‌اند.کسی از آنها سر درنمی‌آورد جز خط‌‌‌شناس‌ها که برای ترجمه کردن یا پول زیادی می‌گیرند یا با قاچاقچی‌ها شریک می‌شوند. اگر بفهمند که مال خوبی پیدا می‌شود حتماً شریک می‌شوند مثل مترجم همین نقشه.
آغاز یک سفر خطرناک
دوباره فردای آن روز راه می‌افتیم ولی این‌بار شب و با دو ماشین. ساعت یک شب می‌رسیم و ماشین‌ها را چند کیلومتری پیش از موقعیت گنج پارک می‌کنیم. 6 نفر هستیم. هر یک از ما از صندوق وسیله‌ای برمی‌دارد. یکی کلنگ، آن یکی دستگاه گنج‌یاب و من هم بسته آب معدنی. پیش از رفتن، سرگروه هشدار می‌دهد کسی حتی سیگار هم روشن نکند. هوا سرد است و البته 45 دقیقه پیاده‌روی ما را بخوبی گرم می‌کند. نور ماه کمی بیابان را روشن کرده و پاییدن جلوی پایمان آنقدرها هم  سخت نیست.
دل توی دلم نیست و اینکه قرار است چه چیزی پیدا کنیم و چطور مشاهداتم را بعد از اینجا روی کاغذ بیاورم؟ هنوز دست به‌کار نشده درباره نحوه نوشتن خبر این سفر فکر می‌کنم. البته کمی هم ترس چاشنی این حس‌ام شده، دوستم گفته بود برای دست‌ یافتن به گنج، خطرات زیادی وجود دارد. مثلاً حمله مارهایی که از گنج نگهبانی می‌کنند یا حمله جن‌هایی که با سنگ انداختن سعی می‌کنند مانع کار شوند یا شمشیر برگردان‌ها و حوضچه‌های اسیدی و باقی تله‌هایی که صاحب گنج کار گذاشته و رمزش را خودش می‌دانسته و بس.
خب کم کم آماده می‌شویم برای کار. سرگروه به 2 نفر از همراهانش اشاره می‌کند زمینی را که دورش با گچ خط کشیده، بکنند. کلنگ‌ها با کمترین صدا روی زمین فرود می‌آیند. رفیق‌ام هم چند دقیقه بعد با بیل خاک را به کناری می‌ریزد. صحبت کردن ممنوع است مگر اینکه خیلی خیلی ضروری باشد. ساعت 3 شب است و حدود یک متر و نیم از زمین کنده شده  و هر 15 دقیقه جای‌مان را عوض می‌کنیم. کلنگ و بیل زدن نصیب من هم شد و چه کار سختی که دمار آدم را درمی‌آورد. تنها سودش برای من این است که از سرمای خشک استخوان‌سوز و سوزی که پوست را می‌درد نجاتم می‌دهد.
روبـــه‌رو شــدن با طلسم
و جادو جمبل
ساعت 3 و 15 دقیقه یکی از بچه‌ها که «حسن» صدایش می‌کنند به سرگروه می‌گوید کلنگ‌اش به سنگ می‌خورد ولی سنگی نمی‌بیند. با اشاره سرگروه که «اسی» نام دارد همه از گودال بیرون می‌آیند و مرد 50 ساله‌ای که کلاه بافت مشکی به‌سر دارد و تا حالا از جمع فاصله گرفته بود کارش را شروع می‌کند.
این مرد با کسی دمخور نمی‌شود جز  اسی. آن هم هر از گاهی چند کلمه‌. هر 10 دقیقه یکبار سیگاری روشن می‌کند و دستش را جلوی آتش می‌گیرد تا کسی قرمزی سیگارش را نبیند.
 از قرار معلوم رمال و جادو باطل‌کن است. اگر چیزی پیدا شود یک پا شریک است مثل بقیه به‌طور مساوی. دست به‌کار می‌شود و کتابش را باز می‌کند و وردهایی می‌خواند نامفهوم و بی‌سر و ته، آن هم با صدای بم و دورگه‌اش که آدم را در آن بیابان به ترس می‌اندازد. ورد می‌خواند و میخ‌هایی را در فاصله 5 متری و چهار گوشه گودال به زمین می‌کوبد و روی آنها آب‌جوش می‌ریزد. از دوستم علت این کار را می‌پرسم و او می‌گوید: «حاجی دارد اینجا را چهار میخ می‌کند -جویندگان عتیقه اعتقاد دارند که برخی دفینه‌ها طلسم شده‌اند و موقع رسیدن به آنها مدام زیرزمین جایشان عوض می‌شود- تا مال که از آن ابتدا برایش ورد خوانده شده از جایش تکان نخورد و بتوانیم کار را ادامه بدهیم.» این کارش حدود 20 دقیقه‌ای بیشتر طول نمی‌کشد و کتاب وردش را می‌بندد و با دست به اسی اشاره می‌کند که بچه‌ها مشغول کار شوند.
قبل از بیل و کلنگ زدن دوستم دستگاه گنج‌یاب را از کاورش بیرون می‌آورد و می‌برد داخل گودال. دستگاه را به اطراف می‌چرخاند و صدای بوق آن کم و زیاد می‌شود تا اینکه در نقطه کناره دیواره صدایش تندتر می‌شود.
دوستم آرام به اسی می‌گوید: «اینجاست. طلسم قبل از باطل شدن جایش را عوض کرده. باید شعاع کندمان را بیشتر کنیم تا راحت بتوانیم مال را بیرون بکشیم.» بعد با جستی بیرون می‌‌پرد و بیل و کلنگ زدن دیگران دوباره شروع می‌شود. کار کم‌ کم خسته‌کننده می‌شود. ساعت 5 صبح است و کارمان خیلی طول کشیده. نیم ساعت بعد بچه‌ها با سرعت از داخل گودال بیرون می‌زنند. بریده بریده حرف می‌زنند. معلوم نیست چه می‌گویند. چیزی که می‌شود فهمید این است «مار، مار.» اسی با چراغ قوه به داخل گودال نوری می‌اندازد و با عصبانیت می‌گوید: «لعنت به این شانس چه جای پردردسری است اینجا. جابه‌جا شدن مال و حالا مار. حتما جن هم هست که سراغ‌مان بیاید. گرفتاری شدیم بخدا. حسن، با بیل سر مار  رو جدا کن بیار بیرون و سرشو بکن زیرخاک.»
خاطره رئیس از برخورد با
جن و مار
بعد از کشته شدن مار که یک متر و نیمی طولش بود نم‌نم خودم را به اسی نزدیک می‌کنم و سعی می‌کنم با او طرح رفاقت بریزم. آدامس تعارف می‌کنم. می‌گیرد. 40 سال  دارد با قدی حدود ١٨٥ و هیکلی ورزشکاری. صورتش آبله‌روست و سگرمه‌هایش توی هم گره خورده. از او درباره خاطراتی که از این کار دارد می‌پرسم. آنهایی که او را ترسانده یا آنهایی که برایش مشکل درست کرده‌اند. می‌خواهد از جواب دادن طفره برود ولی وقتی پاپیچش می‌شوم چاره‌ای جز جواب دادن ندارد و با حالت دست به سینه‌ که انگار مدل ایستادنش است، این‌طور تعریف می‌کند:
«چند سال پیش رفته بودیم یکی‌از روستاهای شمال غربی کشور. این روستا خالی از سکنه بود و کسی هم حتی گذرش به آنجا نمی‌افتاد. 3 نفر بودیم و چون مطمئن بودیم کسی در آن منطقه نیست سر ظهر کارمان را با خیال راحت شروع کردیم. از شانس بد کارمان طول کشید و به شب خورد. به‌خاطر اینکه غذایی همراه نداشتیم و با شهر 2 ساعتی فاصله داشتیم چاره‌ای جز ادامه کار نداشتیم تا مبادا کار به روز بعد بکشد. ساعت یک، دو شب به بالشتک سنگی که یکی از نشانه‌های دست پیدا کردن به گنج است، رسیدیم. در حال ور رفتن با این سنگ بودیم که سنگ کوچکی به کمرم خورد. اول فکر کردم بچه‌ها شوخی می‌کنند. وقتی برگشتم، دیدم کسی نیست. آنجا دیوار یا درختی هم نبود که کسی پشت آن قایم شود. برایم عجیب بود. بی‌خیال شدم و باز مشغول کار شدم. دوباره سنگ بزرگتری این بار به پشت پایم خورد. دوستانم دقیقا جلوی خودم بودند و همراه با من زمین را می‌کندند. وقتی از ترس دست از کار کشیدم سنگ‌های دیگری بسوی من و 2 نفر دیگر پرتاب شد. هر سه‌مان از ترس مانده‌ بودیم چه‌کنیم؟ برویم، بایستیم یا به کار ادامه بدهیم؟ در آن تاریکی چیزی مشخص نبود. چراغ‌قوه را برداشتم و نورش را به اطراف انداختم ولی نه چیزی بود نه کسی.  سنگ‌ها همینجور پرتاب می‌شدند. چاره‌ای نداشتیم؛ وسایل‌مان را گذاشتیم و فرار کردیم. آخرش هم نفهمیدیم ماجرا از چه قرار است.
یک بارهم 3 سال پیش توی یکی از مناطق دورافتاده زمین سفتی را با کلی بدبختی‌کندیم و به گنج رسیدیم. وقتی ‌خواستیم کوزه سفالی بزرگ را که احتمال می‌دادیم داخلش پر از سکه طلا باشد بیرون بیاوریم مار خاکی رنگی دوستم را نیش زد و در کمتراز 5 دقیقه چند مار دیگر هم از سوراخ‌های گودال بیرون آمدند و اجازه ‌ندادند به کوزه نزدیک شویم!»
 هنوز گرم صحبت هستیم که سعید به بهانه‌ای صدایم می‌کند و می‌گوید اسی قابل اطمینان نیست، آدم خطرناکی است و آن روی خودش را زمانی که مالی از زیر خاک بیرون بیاید نشان می‌دهد و باید  سعی کنم با او گرم نگیرم. حرف دوستم ته دلم را خالی می‌کند.پیش خودم می‌گویم که من برای چی اینجا آمدم و اینها درباره من چه فکری می‌کنند؟ اسم و فامیلم را می‌دانند، یکی از آنها وقتی بعد از کلنگ زدن استراحت می‌کند مدام می‌گوید که اسمم برایش خیلی آشناست، انگار جایی شنیده یا خوانده! اگر بفهمند که من خبرنگارم چه اتفاقی می‌افتد؟ در حالی که جویندگان گنج سخت مشغول کارند من در حال فرضیه‌سازی هستم که اگر بفهمند چه می‌شود؟ فرضیه اول، ناراحت می‌شوند و من هم قول می‌دهم به کسی نگویم. فرضیه بچگانه‌ای است. فرضیه دوم، یک دل سیر کتکم می‌زنند و همانجا رهایم می‌کنند تا پیاده برگردم. فرضیه سوم، از ترس اینکه مسأله را برای کسی بازگو کنم بی‌خیال کار می‌شوند و می‌روند و فرضیه آخر اینکه مرا سر به نیست می‌کنند. خنده‌ام می‌گیرد که چه افکار و توهماتی را توی سرم می‌پرورانم.
تغییر برنامه با روشن شدن هوا
رشته توهماتم را زوزه گرگ‌ها پاره می‌کند. شب بیابان چه عجیب و ترسناک است. تا همین الان به این موضوع فکر نکرده‌بودم. به جز صدای زوزه گرگ‌ها صدای ضربات بیل و کلنگ به دل زمین و نفس نفس‌زدن جویندگان عتیقه داخل گودال که حالا ارتفاعش به دو و نیم متر می‌رسد، شنیده می‌شود. آنطرف‌تر هم طلسم باطل‌کن سیگارش را بیخ گوشش گذاشته و ورد می‌خواند. برای چند لحظه به نظرم می‌آید همه چیز اینجا عجیب هستند و نمی‌دانم با من چه نسبتی دارند؛ بیابان، اسی، حسن، طلسم باطل‌کن، سعید و آن دونفر دیگر که اسمشان را نمی‌دانم.
هوا گرگ و میش است و اسی به همه استراحت می‌دهد. یکساعتی همه در آن سرمای آزاردهنده روی زمین از خستگی دراز می‌کشیم. سیگار پشت سیگار روشن می‌کنند و تنها چایی است که ما را گرم می‌کند.
وقتی آفتاب می‌زند سرگروه افراد را به دو دسته تقسیم می‌کند و قرار می‌شود هر تیم برای ٣ ساعت کار کند و تیم دیگر بروند توی ماشین‌ها استراحت کنند.  از شانس، من و سعید و طلسم باطل‌کن برای استراحت به سوی ماشین‌ها می‌رویم. طلسم باطل‌کن به سوی ماشینش می‌رود که با آن آمده‌بود و ما هم به ماشین خودمان. از خستگی و شب بیداری چشمانم نایی برای باز ماندن ندارند. صندلی را می‌خوابانم، اختیار چشم‌ها با من نیست ولی سعید نه. دوربینش را از داخل داشبورد بیرون می‌آورد و ششدانگ منطقه را دید می‌زند. وقتی چشمانم کم کم گرم خواب می‌شود می‌شنوم که سعید به من می‌گوید: «تو این اسی موزمار را نمی‌شناسی که چه آدم هفت خطیه. شاید ما را دک کرده که مال را بعد از اینکه پیدا کرد با دونفر دیگه که از رفیقاشن بالا بکشه. باید حواسم بهشون باشد.»
اسرار جویندگان عتیقه
 بعد از یک ساعت خواب و بیداری صحبت‌هایم را با سعید سر می‌گیرم؛ اینکه چند وقت است در این کار فعالیت می‌کند؟ این شغل چه خطراتی دارد و از کجا می‌دانند کجاها گنج دارد؟ او در حالی که از خستگی روی صندلی راننده ولو شده و نگاهش از دور به اسی است چیزهایی می‌گوید که خیلی وقت است می‌خواستم از دهانش بشنوم: «آدم در2 صورت می‌آید توی این کار، یا باید بیکار باشد یا حریص! من خودم ٥  بار برای عتیقه درآوردن با این و آن آمدم ولی فقط یکبار نتیجه خوبی داشت.
 البته بایدبگویم این کار خیلی خطرناک است. باید حواست به تله‌های شیطانی و تله‌های فیزیکی باشد. آدم‌هایی را می‌شناسم که گرفتار تله شدند و از دنیا رفتند. خود من یکبار کم بود با شمشیر برگردان بمیرم که خدا بهم رحم کرد. از اینها که بگذریم باید حواست به دور و بری‌ها باشد یا مال را بالا می‌کشند یا از روی طمع حاضر می‌شوند دخلت را بیاورند.  از اینها هم بگذریم آدم فروش زیاد است، آدمی که تو را لو بدهد. اگه گیر کنیم از ١٠ سال تا حبس ابد زندانی می‌شویم. تازه ، گشت های پلیس میراث فرهنگی هم هست که بارها دوستان مرا دستگیر کردند. من خودم دوست ندارم این عتیقه‌ها را به واسطه بفروشم و آنها هم ببرند خارج از کشور دوبله سوبله بفروشند. اگر توی ایران دولت به کسانی که عتیقه‌ها و زیرخاکی‌ها را پیدا می‌کنند پول خوبی می‌داد هیچوقت حاضر نمی‌شدیم حتی یک‌ذره از این خاک برود آن‌ور مرز، ولی چه فایده پول و امتیازی نمی‌دهند. جایی می‌خواندم کشورهای دیگه برای هر عتیقه‌ای که مردم کشف می‌کنند در ازای تحویل آن به میراث فرهنگی یک سوم از ارزش آنها را پول هدیه می‌گیرند. یادم می‌آید چند سال پیش یکی از بچه‌ها یک جام طلا و یکسری عتیقه دیگر  از زیر خاک درآورده بود و نمی‌توانست آنها را بفروشد. رفت جام طلایی را که به‌خاطر قدمتش حداقل یک میلیارد می‌ارزید ذوب کرد و به قیمت طلای خام فروخت وحدود ١٥٠میلیون دستش را گرفت.  این سرزمین همه جایش پر از عتیقه است.می‌گویند زمان‌های قدیم مردم از ترس مأموران دولتی یا راهزنان پول و هر چیزی راکه قیمتی بوده توی دل زمین چال می‌کردند تا در امان بماند بخصوص توی جاده‌هایی که راهزن زیاد بوده.»
گنج بود یا نبود؟
سعید با دوربین منطقه را نگاه می‌کند و یکدفعه در ماشین را باز می‌کند و بیرون می‌دود، به من هم هشدار می‌دهد از ماشین پیاده نشوم تا زمانی که به من نگفته. معلوم نیست چه خبر شده. با چند دقیقه تأخیر، طلسم باطل‌کن هم به‌سوی محل می‌دود آن هم سراسیمه. نیم ساعتی می‌گذرد و از سعید خبری نیست.
 لحظه‌های پر از آشوب و دلشوره‌ای دارم دست‌هایم می‌لرزد. دوربین سعید را که روی صندلی افتاده بر‌می‌دارم و به دور و برم نگاه می‌کنم؛ چیزی پیدا نیست. تمام آنچه را که پیش از این از ماجراهای گنج‌یابان شنیده و خوانده‌ام به ذهنم می‌ریزد، از قال گذاشتن و فرار کردن تا قتل یکدیگر و پایان دوستی پس از پیدا شدن اولین سکه و… اما نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است آیا گنجی در کار بوده یا نه؟ آیا به هویت من پی برده‌اند یا نه؟ آیا دقایقی دیگر به سراغم خواهند آمد؟ در را باز می‌کنم، تمام قدرتم را در پاهایم جمع می‌کنم و می‌دوم




تاریخ: سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1402
ارسال توسط moshkabadi

روش های موفقیت در گنج یابی و دفینه یابی

اکثرا آدمهایی که دنبال گنج و حفاری میرن آدمهای موفقی نیستن چون فاکتورهای مهم این کار را ندارن. ولی اگه کسی فاکتورهای کار را داشته باشه احتمال موفقیتش خیلی بالاست.
حالا ببینیم چه زمینه هایی برای موفقیت باید فراهم باشه :
– اول اینکه آدمهای ورشکسته و گرفتار نمی تونند تو این کار موفق باشن ، شما وقتی میخواهی بری دنبال یک ثروت باد آورده چند میلیاردی باید توان هزینه های کار را داشته باشی.
– دوم اینکه این کار عجله بر نمیداره و باید صبور بود ممکنه آدم انقدر خوش شانس باشه که همون بار اول به نتیجه برسه و ممکنه این کار سالها طول بکشه.
یک مثل همین جا در مورد فاکتور دوم براتون بگم که منظورم رو بفهمید: مردی بوده که سالها با زن و بچه اش تو بیابون زندگی میکرده هر روز صبح پا میشده و بیل و کلنگش رو بر میداشت و می رفت حفاری. بعد از سی سال زنش خسته میشه و بهش میگه : یا مری دنبال کار یا اگه رفتی حفاری تا چیزی در نیوردی بر نمیگردی خونه. مرد پا میشه و میره بیابون ، از ناراحتی نمیدونسته چی کار کنه . ظهر که میشه زیر یک دیوار خراب میشینه و تکه نانی رو در میاره و شروع مکنه خوردن و گریه کردن که دیگه جائی توی خونه نداره. بعد از خوردن نان یک چرتی میزنه و تو این فکر بوده که همون جا باید بخوابه.

مرد می خواست بلند بشه پشتش گیر میکنه به یک تکه استخوانی که در دیوار بود مرد زخمی میشه و مرده با عصبانیت یک لگد به استخوان میزنه و استخوان با یک خمره سکه از دیوار پرت میشه بیرون.
یعنی میخوام این رو بگم که باید قسمت کسی که دنبالش هست باشه و فکر نکنه یک روزه نتیجه میگیره.
– وسایل کارت باید همیشه آماده باشه.
– با کسانی باید این کار رو انجام بدی که چشم و دل سیر باشن که اگه یک روز نتیجه گرفتی سر از قبر در نیاری.
– میگن یک نفر برای حفاری کمه و دو نفر زیاد . خودت معنی کن که چقدر باید در انتخاب افراد دقت کنی
– یکی از مهمترین مسائل تو حفاری دونستن جاهای پر بار هست یا داشتن سند (نسخه) که کار کردن به واقعیت نزدیکتر باشه.
– داشتن یک دستگاه گنج یاب خوب که بتونه کارتو درست انجام بده.
در این مورد هم یک توضیحی بدم . خیلی از دستگا هایی که در ایران هست که به درد لای جرز دیوار هم نمیخوره یا مین یاب هستن که فقط آهن رو برات میگیرن یا آپگرید شده هستن و اصلا کارائی ندارند یا ساخت کشور چین و ایران که اصلا بدرد نمیخورن.
خیلی ها هستن که میگن ما اینقدر میگیریم براتون دستگاه میزنیم ، همه دنبال پر کردن جیبشون هستن و کاری برای شما انجام نمی دن . اگه کسی دستگاهش کارائی داشته باشه یک بار برای خودش کار میکنه و این کار رو میبوسه و میزاره کنار. پس مطمئن باشید اینها یک مشت کلاه بردار و شیادن مگر اینکه قبلش دستگاه رو تست کنید و از کارائی اون مطمئن شوید.
در ضمن افرادی موفق هستن که بتونند یک دستگاه خوب برای خودشون تهیه کنند (بخرن) و تا انتهای کار دستگاه بالای سر کارشون باشه. چون گاهی اوقات افراد با نیم متر پس یا پیش از رسیدن به هدف باز میمونن.
اگه کسی خواست ، نسبت به سرمایه گذاریش بهش پیشنهاد میده دنبال چی بگرده.
– داشتن یک شغل خوب ، چون این کار اگه بخواد کار اصلی شما باشه وای بحالتون. شما باید مشغول به کار باشی و به حفاری به عنوان یک تفریح یا کار دوم نگاه کنید. فقط این جور هست که اگه موفق نشدید یا زمان موفقیت طولانی شد مایوس نمیشید و ادامه میدید و چون مشکلات وارد زندگیتون نمیشه درصد موفقیتتون بالا میره.
– مهمترین مورد که موفقیت انسان را بالا میبره داشتن یک استاد اهل فن و خبره است. اگر بدون یک استاد به بیایان بروید احتمال موفقیت خیلی پایین است. باید از تجربه حفاران قدیمی استفاده کرد چون هر چه باشد آنها بیشتر از ما در بیابان بوده اند.
استاد باید بینشی فراتر از دیگران داشته باشد. یعنی:
1- باید آثار شناس باشد و هر آثاری را که در بیابان یا کوهستان یا هر جایی می بیند معنای آن را بداند.
2- استاد باید از روی تجربه بوی دفینه را حس کند.
3- خاک ها را لایه به لایه بشناسد.
4- به غارها تسلط کامل داشته باشد.
5- خطرات کار را بداند.
6- تله ها را بشناسد و طرز از کار انداختن آنها را بلد باشد.
7- از طلسمات آگاهی کامل داشته باشد و چه طلسمات قبل از اسلام چه طلسمات بعد از اسلام را بتواند باطل کند.
اینها شرایط یک استاد هست که برای یاد گیری هر کدام وقت فرآوان صرف شده است و هیچ وقت چنین استادی را نباید رها کرد و می توان از این استاد استفاده برد و درسها آموخت و به نتیجه رسید.
10- داشتن یک بلد خوب و مورد اعتماد در منطقه ای که می خواهید حفاری کنید.
اینها فاکتورهای مهم موفقیت در حفاری هست که اگه نداشتید دنبالش نرید که فقط چند تا کفش آهنی پاره میکنی و از زندگی اصلی خودت می افتی و هیچ نتیجه ای هم نمیگیری.

لوازم حفاری
زمانی که از شهر پا به بیرون میگذاریم در اصطلاح حفاری به آن میگویند ، به بیابان رفتن. حالا چه در کوه باشیم چه در جنگل چه در کویر
تیله کن (حفار) چه مجاز چه غیر مجاز زمانی که به بیابان میرود باید با تجهیزات کامل باشد ، در غیر این صورت گرفتن نتیجه سخت خواهد بود.
بعضی وقتها انسان به بیابان میرود و فکر میکند همه چیز رو برای یک حفاری موفق برداشته است که در حین کار متوجه کمبودها میشود و با اجبار باید حفاری را تعطیل کند و برگردد ما برای اینکه به این مشکلات بر نخورید و به خواسته یکی از دوستان مبحثی رو در مورد لوازم حفاری نوشتیم که مطالعه بفرمائید.
اولین لوازم حفاری که هر کسی از آن آگاهی دارد بیل و کلنگ و قلم هست. ولی همیشه سعی کنید یک بیلچه و یک دسته کوتاه برای بیل بلند و چند تا دسته برای کلنگ همراه داشته باشید. مورد بعدی چادر هست که باید تا جائی که میشود سبک و جا دار باشد و همیشه سهی کنید یک مشما(نایلون)  برای روی چادر و یک مشما برای زیر آن همراه داشته باشید که اگر با باران مواجه شدید مشکلی نداشته باشید.
میخ در اندازه های مختلف حتما به همراه داشته باشید. نه جای شما را تنگ میکند نه وزنی دارد و بسیار هم بدرد میخورد و اکثر حفاران به آن توجهی نمی کنند.
ذغال و یک منقل بیابانی تا شو به همراه داشته باشید. چون با شکم گشنه و غذای سرد چند روز بیشتر نمیتوان حفاری کرد. کنسرو برای حفاری بد نیست ولی غذای کاملی برای کسی که میخواهد ساعتها کلنگ یا بیل بزند محسوب نمیشود. خصوصا در هوای سرد.
الکل جامد از بهترین چیزها برای روشن کردن آتش هست که هم بی خطر میباشد و هم خوب میسوزد و هم دود نمیکند و زود هم تمام نمیشود. همیشه سعی کنید از بردن نفت و بنزین پرهیز کنید چون نه تنها خطرناک هست بلکه اگر روی لباس یا پتوی شما بریزد بوی آن اجازه کار کردن و استراحت رو به شما نمیدهد (خصوصا نفت که برای بسیاری از حفاران پیش آمده است) پس الکل جامد فراموش نشود.
اگر در جائی میخواهید مشغول به حفاری شوید که نم و رطوبت آن بالا میباشد الکل جامد هم کارائی ندارد و باید از چسب موکت استفاده کرد و یک تکه ذغال خشک را آغشته به چسب موکت کرد و آن را آتش زد. چون هر چقدر هم هوا نمور باشد این ذغال خاموش نمیشود.
در مورد روشن کردن آتش توجه داشته باشید که مهم نیست در جنگل هستید یا کویر همیشه بعد از اتمام کار آتش را خاموش کنید.
قطب نما حتما همیشه به همراه داشته باشید و کار کردن با آن را کاملا آموزش ببینید نه به صورت طوطیواری.
اگه بتونید یک جی پی اس به همراه ببرید عالی هست ولی حتی اکه این دستگاه رو هم بردید قطب نما فراموش نشود چون بر عکس افراد که فکر میکنند جی پی اس کار قطب نما را انجام میدهد ، بعضی وقتها کارائی ندارد مانند داخل یک چاه یا غار یا….
دوربین فیلم برداری در حفاری بسیار بدرد میخورد و بارها این به من ثابت شده است. گاهی اوقات انسان مجبور میشود کاری را نیمه رها کند یا نتیجه مطلوب را نمیگیرد ، وقتی یک دوربین فیلم برداری همراه دارید از کار فیلم میگیرید و بارها اون را در محل امن خانه و بی دغدغه میبینید. شاید مطلبی نظر شما را جلب کند که در حین کار اصلا به آن توجهی نداشته اید یا به کسی نشان دهید که بتواند به شما کمک کند. تجربه ثابت کرده در در زمانی که انسان با استرس مشغول کاری هست اشتباهاتش بیش از سه برابر میشود. پس حتما از کارتان فیلم تهیه کنید.
دوربین شکاری جزو وسائل اساسی برای حفاری میباشد چه در موقعی که انسان میخواهد هدف را معین کند چه در مواقع حفاری. گاهی هدف در جایی قرار گرفته است که نمیتوان آن را از دور به دقت مشاهده کرد و تصمیم گرفت که آیا هدف همان هست یا نه و انسان در شک و تردید باقی میماند و اینجا هست که دوربین شکاری بدرد شما میخورد و در مواقع حفاری نیز همیشه تیم به یک دیدبان احتیاج دارد که با همان دوربین مواظب اطراف باشد، چه حیوانات اطراف چه انسان.
لوازم گرمایی مانند پتو و کیسه خواب حتما به همراه داشته باشید چه در کویر چه در جنگل چون هیچ وقت نمیتوان تشخیص داد که شب هوا سرد است یا گرم.
همیشه برای یک سفر دو روزه به اندازه شش روز غذا با خود حمل کنید چون نمیتوان گفت که یک کار حفاری چند روز طول میکشد. چون هیچ کس هیچ جنسی را با دست خودش جایی نگذاشته است که بتواند دقیقا بگوید چند روز حفاری داریم. سعی کنید حداقل در هر سه وعده غذایی یک وعده غذای گرم بخورید.
تعداد افراد اکیپ حفاری باید کامل باشد در مورد استفاده از دوستان خست به خرج ندهید ولی آنها را با اطلاعات کامل انتخاب کنید. عموما یک اکیپ خوب حفاری باید بیشتر از چهار نفر باشد و باز هم تاکید میکنم کسانی که شناخت کامل از آنها دارید. کلیه افراد اکیپ در تمام مراحل کار باید از بزرگ اکیپ تبعیت کنند و هیچ کس نباید روی حرف بزرگ اکیپ حرفی بزند حتی اگر ایشان اشتباه میگفت (اگر میخواهید موفق شوید) توجه کنید.همیشه یک نفر را مسئول درست کردن غذا و دادن سرویس به افراد بگذارید ، چون راندمان کار را بسیار بالا میبرد.
در مورد کفشی که برای هر منطقه استفاده میکنید توجه داشته باشید.
همیشه یک جفت دمپایی به همراه ببرید و کبریت چند برابر نیاز همراه داشته باشید و دستمال کاغذی به صورت رول.
برای سهولت در کار و وقت سعی کنید تمام ظرفهای خود را یکبار مصرف استفاده کنید و فقط یک ماهیتابه همراه خود داشته باشید.
از همه چیز مهمتر آب هست که بیش از میزان احتیاج همراه ببرید که همه چیز رو میشه برای یک روز تحمل کرد ولی بی آبی رو نمیشه.




تاریخ: سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1402
ارسال توسط moshkabadi

نشانه های گنج و روش های رایج یافتن دفینه

یافتن گنج و رسیدن به ثروت بدون شک ارزوی خیلی از انسان هاست. و هستن کسانی که صرف نظر از جنبه مادی و پولی گنج به دنبال حقایق تاریخی و یا برای تفریح و سرگرمی کاوش میکنند. بسیاری برای ارزش معنوی و تاریخی هنر پیشینیان و برخی دیگر به دنبال ارزش پولی گنج هستند. هرچه باشد گنج برای همه خوش ایند است و مهمتر از ان یافتن گنج احساس بسیار خوب و همراه با هیجانی دارد که برای بعضیا به معنای خوشبختی و برای برخی کشف حقایق تاریخی و احساس غرور ملی !

احساس خوشبختی از این نظر که با یافتن گنج و فروش آن راه صد ساله را در یک شب طی کرده و به رفاه و ارامش ابدی رسید.

غرور ملی نیز از این نظر که به حقایق و عظمت تاریخ و پیشینیان سرزمین خود پی برد و عظمت ان الگویی برای زمان حال باشد.

یافتن گنج

در این مقاله ابتدا به مکان های موجود گنج و سپس به انواع روش های پیدا کردن  گنج و اشیای با ارزش توسط افراد مختلف خواهیم پرداخت ! شاید شما نیز زمانی به فکر این کار بیفتید.
مکان های گنج

از نشانه های محل گنج از این قبیل است که در عمق یک الی یک و نیم متری آثار خودشو کم کم نشون بده مثلا سنگ چین . جسد انسان . سفال و کوزه های شکسته . زغال چوب و با سنگ که در قدیم جهت عایق از عبور آب برای محافظت از اموال استفاده می کردند . اما صرف وجود زغال چوب یا سنگ هم از دلایل وجود گنج نیست . چون در گذشته امکان داشته چوپانی و یا فردی جهت رفاه حال خود در آن مکان آتشی روشن کرده  . زغال چوب در آن مکان وقتی تایید می شود که دیگر نشانه ها وجود داشته باشد و صرف تنها زغال چوب کافیست نیست .
محل های دارای گنج

از دیگر نشانه ها سنگ چین یا وجود سنگ های بزرگ طبیعی و هم غیر طبیعی در عمق های یک و نیم به بالا است . با رنگ و شکل های مختلف از قبیل سیاه . سفید و سبز رنگ و یا دیگر رنگ ها که اغلب این چند رنگ به وفور مشاهده و یافت می شود و دیگر نشانه ها آجر و خشت های خام و به صورت مربع و یا مستطیل است که به صورت پله کانی یا منظم و بی دلیل چیده شده باشد که نشان دهنده جای خاص باشد . و دیگر نشانه ها وجود آهک و یا گل آهک است که اغلب جهت مقاومت و جلوگیری از نشست خاک بدین منظور استفاده می شده .
جستجو در گورستان ها

یکی از واضح ترین مکان های خوب برای یافتن گنج قبرستان ها هستند. معمولا قبرها به سمت  خورشید و به صورت صعودی وجود دارند که قبر افراد فقیر پایین تر از همه و قبر پادشاه ها در بلند ترین نقطه قبرستان وجود دارد. خوب حالا قبرستان واقعی کجا قرار دارد ؟ معمولان کنار قلعه ها ، روستا ها و شهر های قدیمی میتوان آنها را یافت  و از لحاظ موقعیتی در جایی قرار دارند که مسیر تردد آنها فقط برای قبرستان بوده و آن راه کارایی دیگری نداشته است.

به صورت کلی قبرهایی که به صورت صعودی است در دامنه یک تپه بزرگ است و بارز ترین نشانه آن وجود سنگ های با شکل های دایره ، مربع ، مستطیل و مربع است که نصف سنگ ها در خاک قرار دارد و روی این قبرها رو به نور مستقیم خورشید صبح یا غروب است.

یافتن گنج
روش استفاده از شاقول یافتن گنج

این روش بیشتر در قدیم رایج بوده و به این صورت است که  یک قطعه طلا مثلا به اندازه ی یک حبه قند در زیر زبانشان قرار می دادند و یک قطعه طلای دیگر که به آن یک زنجیر طلا یا مس با طول ۴۰ سانتی متر نصب میکردند.

کار این شاقولی ها این طور بوده که وقتی نزدیک هدف می شد قطعه طلای نصب شده به سیم مس خود را به سمت هدف می کشیدو اگر روی هدف قرار می گرفت مثل یک آهن ربا به صورت دایره ایی شروع به چرخش می کرد و یاب به صورت لوزی یا تخم مرغی شروع به چرخش می کرد.

یافتن گنج
استفاده از آثار و علائم در گنج یابی و یافتن گنج

برای حل نشانه ها قبل از همه باید دانش باستانی داشته باشید. تقریبا در هر منطقه از کشورمان آثار و علائم حک شده بر روی سنگها را به شکلهای مختلف مانند نمادها، خطوط ، متن و عکس ها از موجودات زنده میتوان یافت . به این ترتیب یافتن معنی و مفهوم آثار بجامانده از تمدنهای گذشته سالها مورد بحث و بررسی باستان شناسان قرار گرفته و در بعضی از آثار و علائم به نتیجه هایی هم رسیده اند. نمیتوان تمام این آثار و علائم بجامانده از تمدنهای گذشته را نشانه گنج ودفینه دانست و این کاملا اشتباه است که هر علامتی نشانه گنج است. بسیاری از این آثار و علائم نشانه گنج نیست.
مناطق محتمل برای یافتن گنج

    منطقه ایی که نشانه وجود دارد باید آثاری از زندگی کردن انسانها در گذشته وجود داشته باشد
    سنگی که رویش حکاکی شده باید ثابت و بزرگ باشد
    سنگ نگاره ها باید بصورت برجسته یا فرو رفته باشد
    سنگ نگاره باید کاملا واضح باشد
    نشانه ها باید بصورت عمیق و ضخیم باشد
    در همان محدوده یک و یا چند ارتباط معنی دار وجود داشته باشد
    سنگی که رویش حکاکی شده باید محکم و مقاوم در برابر بلایای طبیعی باشد
    نشانه ها نباید روی سنگ چسیبده به آب باشد (احتمال دفن گنج در کنار آب بسیار ضعیف است)




تاریخ: سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1402
ارسال توسط moshkabadi

سنگ دوربین و یافتن دفینه

توضیحاتی در مورد سنگ دوربین را خدمت دوستان ارائه میدیم امیدوارم مفید باشه. توجه داشته باشید که هر جایی که در این علامت مشاهده می کنید حتما محل هدف و دفینه نیست و باید نکات مهمی از جمله انحرافی ها را رعایت کنید. در این مطلب می آموزید تفسیر نماد سنگ دوربین چیست و چه باری دارد؟ پس ادامه را با دقت مطالعه کنید:

مثلا به تصویر زیر دقت کنید؛ سنگی که مشاهده می کنید خودش دارای تراش می باشد و نماد محسوب میشود که باید رمزگشایی شود . پس اصلا تصور نکنید که نقطه آخر و محل کاوشه!

تفسیر کامل سنگ دوربین در گنج یابی

    دقت کنید دو طرف سنگی که دیده میشه دارای تراش میباشد یعنی بصورت نوک تیر که مثل فلش عمل کرده،و سمت دیگر بصورت مثلثی تراش خورده نمایان هست.
    این تراشه ها بر روی سنگ یعنی یکی جهت صحیح ودیگری انحرافی هست؛ خود این سنگ هم انحرافی محسوب میشه که زیرش هم سنگچین اومده برای گمراه کردن بکار رفته

در این مبحث انحرافی ها را دست کم نگیرید، آثار یا علائمی بصورت زیبا و واضح دیده می شوند شک نکنید هدف جوری طبیعی جلوه داده شده که هزاران سال دست نخورده باقی بماند.

    نکته: معماران باستان علائم دیگری یا مولفه دیگر محیطی مثل چشمه یا… را در اطراف نماد دوربین قرار میدادند.

چطور سنگ دوربین را تشخیص دهیم؟

    این را در نظر داشته باشید که هر سنگ سوراخی دوربین محسوب نمی شود و احتمال اینکه طبیعی بوده و یا فرسایش باعث شکل گیری شده باشد، وجود دارد
    زمانی تایید میشه که سنگی دوربین هست که از سطح زمین کمی ارتفاع داشته باشه اگر در دشت وسیع هست باید مشرف بر کل دشت باشه
    این نماد باید فضای دید رو تا حداقل 100 متر داشته باشه
    حالت قیف رو سوراخ باید داشته باشه یکطرف کوچکتر از اون جهت سوراخ باشه تا جهت دیدرو بشه فهمید که کدوم جهت سنگ باید ایستاد و نگاه کرد بیشتر این نماد اشاره به قبر داره که نگاه دوربین به تعدادی سنگچین میخوره یا تل کوچک برجسته که نهایت سه متر ارتفاع داشته باشه
    جنس سنگهای دوربین باید دارای استقامت و ماندگاری بالا باشه سوراخ کاملا سیقلی و دربالاترین نقطه سنگ ایجاد میشده البته بستگی داره به چی و کجا اشاره میخواد بکنه خارج از این موار دوربین نیست و طبیعی و یا فرسایشند.




تاریخ: سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1402
ارسال توسط moshkabadi

انواع ساروج باستانی
ساروج ملات باستانی می باشد که برای ساخت و ساز سازه های مسحکم از آن استفاده می شده.ماده ای است که از ابتکارات معماران ایرانی به شمار می آید. در معماری های قدیم از آن به عنوان یک متریال ساختمانی استفاده می کردن. مواردی در مورد ساروج وجود دارد که باید توجه داشته باشید:
انواع ساروج باستانی وجود دارد از جمله:

    ساروج استخوانی
    ساروج ملاتی
    ساروج سنگی
    ساروج ارتجاعی
    ساروج سیاه
     ساروج سفید

کاربرد انواع ساروج هایی که می شناسیم چیست؟

    ساروج استخوانی نوعی از  ساروج است که اگر با دقت نگاه کنید دارای ذراتی از استخوان و مو هستند.
    ساروج ارتجاعی بخاطر مواد و الیاف درونش هست که نوع انعطافی و ارتجاعی هستند و اغلب در  مقابر شاهی مورد استفاده بود
    ساروج سیاه و کرمی وسفید با دون های کرمی، در مبحث  دفینه بکار میرفتند
    ساروج سیاه برای لایه گذاری دفینه مورد استفاده قرار میگرفته؛
    از ساروج سفید برای پلمپ و مهر موم کردن سنگهای کمیاب بکار گرفته میشد؛  الماس یا سنگ های قیمتی را درنمد میگذاشتن ودور آن رابا ساروج سفید به شکل تخم مرغی یاگرد درست میکردند
    ساروج کرم برای ساخت  اتاقک ها و راهروها و  پلمپ دیواره و هم درلایه گذاری دفینه استفاده میشد

عکس انواع ساروج های باستانی

سنگ ساروج
از ساروج سیاه برای دفینه های با ارزش استفاده می شود

ساروج سیاه ازهمه استحکام بالایی دارد که اگر کلنگ بزنید ، کلنگ داخلش فرو میره ولی کنده نمیشه وباعث گرم شدن سرکلنگ هم میشود

ساروج سیاه و یشمی وسفید بسیار سخت هستن

قسمت تور فتگی یا برجستگی ساروج رو همیشه بهش دقت کنید




تاریخ: سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1402
ارسال توسط moshkabadi

نماد خرگوش در دفینه یابی

نماد خرگوش در دفینه یابی نماد بسیار کمیابی در ایران است.معمولا در بنا کردن نماد هر حیوانی تاحدودی به خصوصیات واقعی آن استفاده می شده.از آنجایی که خرگوش حیوانی شکار شونده است پس نباید نماد آن بزرگ باشد. همچنین به صورت مستقیم حرکت نمی کند و با پیچ و خم همراه است پس این یعنی مسیر حرکتش مهم است.

تفسیر نماد خرگوش

همانطور که با شنیدن نام هر حیوانی عضو خاصی از آن حیوان را بخاطر می آورید، با شنیدن نام خرگوش یاد گوش های دراز این حیوان می افتیم که به وسیله آنها اتفاقات خودشو درک میکنه، اگر دو گوش این حیوان دیده بشه

    و به طرف عقب باشد یعنی نماد ترسیده و تسلیم شده،
    اگر دو گوش به جلو بود یعنی چیزی توجه خرگوشو بخودش جلب کرده و باید درمحیط دنبال همون مورد باشید
    دوستان اگر گوشهای حیوان یکی به جلو و دیگری به عقب بود یعنی به دو نقطه توجه داره یعنی پشت و عقب یعنی یکی گمراه کننده می باشد.
    دوستان اگر فکرکردید خرگوش به سمت غرب یا جنوب غرب یا شمال غرب جهت میده کاملا گمراه کنندست به علت اینکه این نماد یهودی هست.

نماد خرگوش در دفینه یابی ( نماد زیرخاک )

نماد خرگوش درون کار مربوط به عکس دوم را می خواهیم برایتان تفسیر کنیم.
سنگی که در عکس دوم مشاهده میکنید سنگ خرگوش خب کاملا مشخصه کاره دسته و امکان نداره طبیعی باشه علائم جهت دهنده و نشانه ها در کار و در عمق باید به این صورت باشه نه اینکه هرسنگی پیدا شد بگید جهت دهندست ونشانه خرگوش یعنی وجود یک تونل و باید بسیار دقت کرد چون گمراه کننده هایی در پی داره و یکی از نماد یهودیان هست

دقت کنید اگر به سمت غرب یا جنوب یا شمالغرب بود سرش یعنی گمراه کننده، بخصوص که حالت رونده نداره، و اگر اسکنه و…. روی بدنه آن نباشد قسمت پشت آن جهت دهنده هست. موفق باشید




تاریخ: سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1402
ارسال توسط moshkabadi

تومولوس ها در باستان شناسی و علائم تپه های دست ریز چیست (تل خاکی) و فراز تپه های باستانی دارای چه بار و دفینه ای است؟

یکی از مهمترین جاها برای دفن می باشند. ما در اینجا به شرح و توضیح ساختار داخلی تومولوس ها و تپه های باستانی نخواهیم پرداخت. برای دفن کنندگان بیرون و اطراف نزدیک این محل ها خیلی مهم هستند.
تومولوس ها در باستان شناسی

تومولوس ها در باستان شناسی

نه تنها دفن کنندگان گنج ، بلکه سازندگان تل خاکی هم که به فکر پیدا کردن جایی بهتر از تل خاکی برای پنهان کردن اموالشان می افتادند، عقلشان به جایی بند نمی شد، زیرا تل خاکی ها را رومی ها نیز مثل بسیاری دیگر از قبایل درست می کردند، بیزانس ها به عنوان بزرگترین غارتگران تاریخ، تل خاکی های ساخته شده در زمان قدیم و نیز تل خاکی های ساخته شده در دوره معاصرشان را به سبب تنگناهای اقتصادی غارت و چپاول می کردند به همین خاطر بود که در اواخر دوره بیزانس در داخل تل خاکی ها فقط و فقط جسد مرده قرار داده می شد، هدایای آن نیز در نقطه ای مخفی در اطراف نزدیک آن پنهان می شد.
با همین منطق، انسانهای دوره پایانی بیزانس ، با توجه به محل تل خاکی و تپه های باستانی مکانی را در نزدیکی آن برای مخفی کردن پول هایشان در نظر می گرفتند. زیرا این مکان ها هرگز تخریب و یا جا به جا نمی شدند.

 

چیز دیگری را هم که جستجو گران گنج باید بدانند این است که نه در دوره ای که تومولوس ها ساخته شدند بلکه سالها بعد از آن ساکنین منطقه برای دفن کردن طلا و پول های خود به طور یقین با توجه به آن حرکت می کرده اند. در اطراف تومولوس ها معمولا درختانی با عمر دراز همچون بلوط و عرعر وجود دارند، یا در همان منطقه یک رود روان و یا تپه طبیعی که بتوان از آن به عنوان نقطه ثابت استفاده کرد وجود دارد. در چنین اراضی، افراد مصمم به فن طلا و پول به دنبال تشکیل سه ضلعي خود می گردند و مسافت را نیز اکثرا با قدم محاسبه می کنند. چنانچه نقشه و چیزی شبیه آن در دست نباشد، در اطراف تل خاکی ها از این نظر باید بررسی شده و مناطق مذکور خارج از شک و شبهه نباشند. امروزه نیز اگر انسانها به جای خراب کردن تل خاکی ها (تپه های دست ساز) سعی در جستجوی اطراف آنها بکنند، کاری بدون ریسک و دردسر را انجام داده اند. چنین فعالیتی هایی با مجوز نیز قابل انجام بوده و به آثار تاریخی مان نیز صدمه نمی زند.




تاریخ: سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1402
ارسال توسط moshkabadi

نکات مهم یافتن مکان دفینه

برای پیدا کردن محل دفینه نکاتی مورد نیاز کاوشگران است که اگر محل شما دارای چنین شرایطی وجود داشته باشد کاوشی مطمئن و احتمال موفقیت بالایی در این کار خواهید داشت. توجه داته باشید محلی که دفینه در آن گذاشته می شود به این صورت است که مثال: برای مخفی کردن یک خمره کوچک فضایی را حدود 5*5 متر زیر سازی می کردند و لایه چینی می کردند.

نکات کلیدی محل دفینه

 
ویژگی های محیط برای پیدا کردن محل دفینه

    تمام دفینه هایی که دفن شده یا در کنار راه مال رو بوده یا نزدیک محل زندگی پس باید اولین آثاری که پیدا می کنید سفال تیکه باشد و بعد آثار های دیگر
    وقتی که آثار ها شما را به محل دفینه نزدیک تر کرد باید خاک قسمتی از آثار به نزدیک آن اشاره دارد دستی باشد و بکر نباشد
    در نیم الی یک متری لایه کوزه شکسته یا سنگ چین یا آجر چین داشته باشد البته همه سنگ چین ها و آجر چین ها دلیل بر بودن دفینه نیستند به شرطی می توان گفت محل دفینه که در بالا آثاری شما را به آن منطقه کشانده باشد.
    در حفاری موفقیت اولین شرط پیدا کردن آثار در خاک است که آیا خاک راه می دهد یا خیر مثال اگر شما در نیم متری سفال تیکه پیدا کردید باید حتما سنگچین و یا آجر هم باشد و باز هم این کافی نیست باید در حین حفاری به علائم هم بربخورید که نشان دهد این سنگچین ها مربوط به دفینه است مانند فلش یا سنگ نوشته و … که صحت بودن دفینه را تایید می کند.
    یکی دیگر از آثار های دفینه زغال سنگ است که نباید به صورت پخشی باشد باید به صورت لایه باشد و کلفتی این لایه ۷یا ۱۰ سانتی متر باشد، زغال و خاک پخته برای جلوگیری از رطوبت بکار می رفت این لایه چینی ها چند بار ایجاد می شد تا به مرحله آخر یعنی ساروج برسد. ساروج آخرین مرحله از کار است که در مورد ساروج باید گفت که معمولا به صورت اتاقی می باشد و باید سطح آن صیقلی باشد و وقتی دور آن را خالی کردید باید مثل اتاق باشد نه در هم چون کسانی که این دفینه را گذاشته بودند وقت زیادی را صرف درست کردن استحکام آن کرده اند و جوری درست نکرذه اند که هرکس بتواند به راحتی به آن دست یابد.




تاریخ: سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1402
ارسال توسط moshkabadi

دعای یافتن گنج و دفینه

دعا برای یافتن گنج و دفینه به چه صورتی هست

دعا درست است، تعجب کردید! حتم داشتم با دیدن جمله بالا، تعجب نمایید و شاید هم اولش فکر کرده باشید

که شاید دیشب من در کوه و جنگل بودم و ناخدآگاه یا جن زده شدم

یا حداقل سرم به جایی خورده که بعد از اینهمه که دم  از آثار و علائم و نشانه ها برای یافتن دفینه و گنج زدم

و حتی چندین بار به صراحت اعلام کردم که بنده این آقایانی که دم از موکل و دعا نویسی و … ،

دعا

دعا برای یافتن دفینه و گنج می زنند، ۹۹ ٪ کلاهبردار و شیاد و حقه باز می دانم ،

و از نظر من، کثیف ترین کار در دنیا، این است ،

که شخصی با بکار گیری حیله و تزویر و نیز، سوء استفاده از تعصبات و اعتقادات دینی و تعلقات قلبی مردم، قصد سرکیسه کردن ،

و یا قدرت نمایی و چیره شدن بر مردم را داشته باشد. پس خواهشا زود قضاوت نکنید!!؟
ولی اصل موضوع از این قراره که دو نفر از مشترکین وبلاگ خودمان، هر از گاهی به سراغ چنین مواردی رفته و حتی کار به جایی کشید ،

که یکی از این دوستان با تمام تاکیدات من، رفت تا با ریاضت و …

و با کمک استاد خودش، موکل دفینه گرفته تا او نیز برایش، گنج نامه بیاورد!!

البته من از خدا می خوام کمکش کند، چرا که لااقل شاید یک نسخه آن را به ما بدهد ،

تا بدون دغدغه و خریدن و خواندن کتاب چشم طلایی و پکیج و مکیج و اینطور حرفها، بتوانیم بی دردسر موفق بشویم!!؟
و قرار شد اگر موفق نشد … ، باشه بعدا به شما می گویم که چکار می کنم!
ولی برویم سر اصل مطلب خودمان ،

در هر صورت من برای خوشنودی و رضایت خاطر آن دسته از عزیزانی که این گونه، اعتقاد دارند ،
دعا برای یافتن گنج و دفینه


که در کتاب اصلی آن که نسخه خطی آن می باشد، گفته شده است

که باید این دعا را در روز پنج شنبه هنگام غروب بنویسید و سپس به گردن یک خروس سفید آویزان کرده،

و آن را در محلی که گمان می کنید گنج در آنجا می باشد، رها سازید،

خروس پس از مدتی بر روی جایی که دفینه وجود دارد ،

رفته و می ایستد و در همانجا بانگ سر خواهد داد .

به گفته نویسنده آن کتاب ، شک نکنید که آنجا محل دفینه است و می گوید این کار امتحان شده ، و جواب هم داده است.

فقط در پایان استدعا دارم ،

اگر کسی به این موضوعات اعتقاد داشت و رفت و موفق شد ،

لااقل شیرینی ما یادش نره!! و حتما به بنده هم با دلیل اعلام نماید

تا من هم کاسه کوزه ام را بقول بعضی ها جمع کنم و بروم دنبال یک شغل بهتر!!

اصلا شاید هم، رفتم تو صنف دعا نویسی و رمالی!!




تاریخ: یکشنبه 27 فروردین 1402
ارسال توسط moshkabadi

روش تشخیص تپه های دارای گنج و دفینه
نحوه تشخیص تپه های گنج دار ؛ برخی از تپه های گنج دار تپه هایی تنها و تک می باشند و به راحتی قابل شناسایی هستند.

این تپه ها که از خاک سرند شده و رسی ساخته شده اند اغلب در زمان ساسانیان بنا شده اند.

و همگی دارای دفینه بزرگی بوده اند.
نحوه تشخیص تپه های گنج دار
بررسی تپه های گنج دار

این که میگویم بوده اند یعنی بارش رفته و کمتر تپه ای مونده که از بارش حفظ شده باشه.

این همه خاکی شما مشاهده میکنید حاصل کندن تونل بزرگی است

که در واقع راه اصلی به تپه هستش.این راه میتواند تا هزار متر هم باشد.

بهترین و کم خرج ترین راه است که درب تونل را بیابیم و از تونل وارد تپه شویم.

اما به شرط اینکه نسخه داشته باشیم.

شاید ساده به نظر بیاید اما اگر وارد تونل شوید میبینید ،

که چقدر ترسناک هستش و راههای پیچ در پیچ و گیج کننده ای وجود دارد.

بهترین راه این است که از وسط تپه های گنج دار بکاویید تا به اتاق ساروجی یا خشتی برخورد کنید.

برای جلوگیری از ریزش حتما نکات ایمنی را رعایت کنید.مثلا شکل حفاری به صورت مربع یا مستطیل باشد.

این کار تا حدی جلوی ریزش را میگیرد.ضربه های شدید به سقف ساروجی نزنید

و با مواد شیمیایی کار را یه سره کنید.هرگز با لودر به جان تپه ها نیفتید.
راه های شناسایی تپه های گنج دار

یکی از مواردی که در گنج یابی و حتی باستان شناسی اهمیت دارد ،

بررسی برخی از تل های خاکی مورد کاوش در گذشته توسط افراد برای دفینه می باشد که

در اینجا سعی می کنیم موارد مربوط این موضوع را با نگاه گنج یابی و کاوش دفینه بررسی کنیم:

معمولا در مواقع حساس و جنگی مخصوصا در زمان حمله مغول حکم بر این شد که اموال و خراجی که وجود دارند رو پنهان کنند

که برای پنهان کردن اموال و فرار کردن از معرکه معمولا در کف خود محل دیده بانی چاهی حفر میکردند و سنگ چین میکردند

و اموال رو درونش میذاشتند و سپس سنگی رو درب چاه میذاشتن.

مهمترین مسئله کار وجود یک جنازه در روی سنگ چاه هست که برخی موارد افرادی فکر میکنند این موارد قبر هستند

و به نوعی مقبره هستند ولی کاملا در اشتباه هستند این جنازه ها جنازه های قربانیهایی هستند.

که در پنهان کردن دفینه دست داشته اند و پس از اتمام کار محکوم به مرگ بوده اند به دلیل لو نرفتن مکان تپه های گنج دار .

از این جنازه معمولا به عنوان نشانه هم در زیر خاک استفاده میشده و به همین راحتی دست از سر جنازه قربانی هم بر نمیداشتند

بلکه برای علامت هم استفاده میکردند که به نوعی گول زننده هم هست

برخی موارد بوده که افرادی به این جنازه ها رسیدن یا به خاطر عذاب وجدان کار رو رها کردند

یا افرادی برای دور زدن دیگران وقتی به جنازه رسیدن دیگران و خود رو به دروغ و از ریا ملامت میکردند

که این قبره و چیزی نداره بیاید روشو بپوشونیم بریم و بعد خودش سر فرصت میومده ترتیب کار رو میداده .
پس به این نتیجه میرسیم

که قرار دادن جنازه بر روی کار هم نوعی حیله بوده و نوعی سو استفاده دیگر از نوکر یعنی نوکر

باید همیشه نوکر باشه چه سالم باشه چه مرده باشه چه استخونهاش مونده باشه .

سپس کل محل دیده بانی رو تخریب میکردند و به صورتی لایه گذاری میکردند که معمولا برای دفینه ها لایه گذاری میکنند

البته از این راه همان یاغیان و سرکشانی همچون مغولها هم استفاده میکردند.

چون امکان حمل بار برای اینکه مدام در تاخت و تاز بودند ممکن نبود ،

مجبور به پنهان کردن انها بودند و چون وقتی زیاد نداشتند

این شیوه سریع رو به کار میبستند و سریع کار رو تمام میکردند و راهی تاخت و تاز خود میشدند،

 

غافل از اینکه ممکن است برگشتی در کار نباشد و اموال هزاران سال بر سر جای خود میماندند،

تا دست قسمت دست فردی را به ان برساند .

معمولا وقتی کار لایه گذاری تموم میشد روی کار برای اینکه محل دقیق وجود دفینه موجود باشه چاله اتشی رو درست میکردند

 

و درونش اتش میکردند و این چاله اتش همیشه برای رهگذرها مورد استفاده بوده غافل از مورد موجود در زیر این چاله اتش.
عمق کار در این موارد حداکثر یک متر و نیم بوده

در تپه های گنج دار نوع دومی هم هست که این مورد به جای چاه از تنور با دیواره ساروجی استفاده میشده

و به نوعی تنورهای دو طبقه بودند تنور اول یا خالی بود یا دارای بار اندکی بود برای گمراه کردن که بگه دیگه چیزی نیست

و همین بوده و به مال اصلی دست پیدا نکنند

بار اصلی هم در تنور در دل تنور مکانهایی رو درست میکردند به عنوان جاساز و اونا رو منظم در مکانهای خوشون قرار میدادند

مثلا اگر مورد قوری بود در دیواره جایی شبیه و اندازه ان قوری تعبیه میکردند و قوری رو درونش میذاشتند ،

باقی مواردی که گفته شد عینا شبیه مورد اول است.




تاریخ: یکشنبه 27 فروردین 1402
ارسال توسط moshkabadi
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران