قبرستان خالد نبی:
در استان گلستان، شهرستان کلاله و در نزدیکی زیارتگاه خالد نبی، قبرستانی در یک محوطه وسیع دیده میشود که برخی از مقبرههای آن سنگافراشته دارند. تاکنون تحقیق جامعی در رابطه با این قبرستان انجام نشده، با این حال تفسیرهای متفاوتی از شکل این سنگافراشتهها ارائه شده است. یکی از حدسها این است که این سنگافراشتهها به شکل آلت تناسلی مردانه هستند و به گونهای بیانگر اعتقاداتی هستند که در میان مردم آسیای میانه دیده میشود. بد نیست بدانیم که وجود برخی از باورهای شمنی در این منطقه قابل تشخیص است. به طور مثال در نزدیکی مقبرهی خالد نبی یک دیرک چوبی وجود دارد که ترکمنها از آن بالا میروند و باورهایی نسبت به آن دارند. تقدس این دیرک در این مکان، یادآور تقدس دیرکی است که در خیمهی مغولها وجود دارد و همچنین یادآور دیرکی است که شمنها از آن بالا میروند. مثال دیگر این است که زیارتگاه خالد نبی بر روی کوهی به نام “تانگری داغ” قرار گرفته و “تانگری” در زبان مغولی به معنای خدا و آسمان است. در واقع نامگذاری این کوه، این حدس را قوت میبخشد که روزگاری در این سرزمین آداب و باورهای شمنی و مغولی معمول بوده است.
قبرستان خالد نبی
دیرک چوبی در زبارتگاه خالد نبی
قبرستانهای منطقه باخزر:
در منطقه «باخزر» قبرستانهای متعددی در روستاها دیده میشوند که دارای سنگ افراشته هستند.
۱- روستای «جوذقان» در ۳۵ کیلومتری غرب تایباد و در کنارهی رود مرغزار واقع شده و سه قبرستان با مزارهای سنگافراشتهای دارد که بر روی بسیاری از آنها کتیبهای حک شده است.
۲- روستای «سوران» در ۴۸ کیلومتری غرب تایباد و در کنارهی رود مرغزار است که بیشترین و بلندترین سنگافراشتههای منطقه باخزر را در خود جای داده است.
۳- روستای «شیزن» در ۵۰ کیلومتری غرب تایباد نیز مزارهایی با سنگافراشته دارد.
۴- روستای «فایندر» در حدود ۸ کیلومتری شمال غرب «خواف» واقع شده است و مزارهایش سنگافراشته دارند.
۵- در روستای «نشتیفان» که از توابع خواف و به خاطر «آسباد»هایش معروف است، سنگافراشته را بر روی قبرها میبینیم.
قبرستان روستای نشتیفان
قبرستانهای آذربایجان شرقی:
در شهر تبریز و در حدود شش کیلومتری باغ «ایلگلی» و در روستایی که نامش «پینه شلوار» است، قبرستانی وجود دارد که چند قبر با سنگافراشته بدون کتیبه و شبیه به آنچه در خالد نبی وجود دارد در آن دیده میشود.
ظاهرا و بنا به آنچه آقای «رجبعلی لباف خانیکی» گزارش کردهاند، در روستاهای «سردرود» و «کیجان» در «اسکو»، قبرستان «شادبا» در «بستان آباد» و قبرستان اطراف «بقعه اسحاق» در «هریس» آذربایجان نیز مزارهایی با سنگهای افراشته وجود دارد.

قبرستان روستای «پینهشلوار» در نزدیکی باغ ایلگلی شهر تبریز
قبرستان روستای اُنار در شهرستان مشکینشهر:
روستای «اُنار» در نزدیکی «لاهرود» و از توابع مشکینشهر است. گورستان این روستا، چندین سنگ قبر دارد که به شکل سنگهای افراشته هستند و بر راس این سنگها، بخشی همانند کلاه قزلباشها با ۱۲ ترک (شیار) دارد که احتمالا نماد شیعه ۱۲ امامی است.
قبرستان روستای اُنار
قبرستانهای لرستان:
در استان لرستان هم قبرستانهای بسیاری در روستاها دیده میشوند که دارای سنگافراشته هستند. نام یکی از این روستاها، «ابوالوفا» و در نزدیکی «کوهدشت» واقع شده است. سنگافراشتههای این قبرستان چهار وجهی و هرمی شکل هستند و در هر وجه آن نوشتهها و نقوش بسیار زیبا و معناداری دیده میشوند.
قبرستان روستای ابوالوفا
قبرستانهای کرمانشاه:
۱- در نزدیکی مرز میان استان ایلام و کرمانشاه، شهری به نام «شاهبداغ» (توحید) وجود دارد که جزو استان کرمانشاه محسوب میشود و در آن یک قبرستان با ویژگیهای قبرستان ابوالوفا و با سنگهای افراشته وجود دارد.
۲- در استان کرمانشاه و در مسیر «ریجاب» به «بابا یادگار» یک قبرستان در سمت راست جاده دیده میشود. در این قبرستان، سنگهای افراشتهی مقبرهها، چهار وجهی و در حدود دو متر هستند که آجرچینی و سنگچینی شدهاند. قبرهای این قبرستان، شبیه به میل «خسرو آباد» هستند که در بخش «کونانی» استان لرستان و در روستای خسروآباد وجود دارد. این میل به نامهای میل «خسروآ» و میل «سید صفربک» هم معروف است و بلندی آن بیش از ۶ متر است.
قبرستان شاهبداغ کرمانشاه
قبرستانی در ریجاب کرمانشاه
میل خسرو آباد
برخی از مقبرههای عرفا و بزرگان:
مقبره عطار نیشابوری در نیشابور و شیخ احمد جام در تربت جام نیز سنگافراشته دارند. بر روی این سنگافراشتهها، کتیبههایی نیز حک شده است. به نظر میرسد وجود سنگ افراشته بر روی مقبره بزرگان، یک رسم بوده است.
مقبرهی عطار نیشابوری
مقبرهی شیخ احمد جام
وجود سنگافراشتهی مزارها در مناطق دیگر ایران:
به احتمال قرین به یقین در شهرها و استان ها دیگر ایران نیز مقبرههایی با سنگافراشته هنوز هم وجود دارند که از آنها در این نوشتار نامی به میان نیامده است. اما با وجود همین مناطقی که نام بردیم، میتوانیم حدسهایی بزنیم و نتایجی بگیریم.
حدسیات و نتایج:
به نظر میرسد شکل و شمایل مقبرهها نه تنها با باورها و اعتقادات، بلکه با نوع معماری منطقه در ارتباط است و این موضوع فقط به مقبرههایی که سنگافراشته دارند محدود نمیشود. به طور مثال در همان قبرستان «ابوالوفا» مقبرههایی دیده میشوند که معماری مقبره کوروش را تداعی میکنند.
برخی از قبرهای قبرستان ابوالوفا که شبیه مقبرهی کوروش هستند
معماری برجهای آرامگاهی در ایران که اتفاقا بسیاری از آنها در زمان ایلخانیان و جانشینان آنها ساخته شده است، نمایانگر مقبرههایی هستند که در قبرستان خالد نبی دیده میشوند.
گنبد «عالی» یک برج آرامگاهی است: ابرقو
آقای «خانیکی» هم معتقد است که “در آذربایجان سنگافراشتهها به دو گروه عمده تقسیم میشوند که هر دو گروه از معماری الهام گرفتهاند.”
موضوع دیگری که در این میان میتوان به آن اشاره کرد و به صورت یک سوال مطرح کرد این است که “آیا دلیلی برای شباهت میان برخی از سنگافراشتهها (مخصوصا آنهایی که در لرستان دیده میشوند) با آنچه که در میان بختیاریهای «مسجد سلیمان» به «بَرد نشانده» مشهور است، وجود ندارد؟” یادآوری میکنیم که این «بَرد نشانده«ها در مکانهای مقدس یافت شدهاند و معمولا به دوران پارتی تعلق دارند.
بردنشانده: محل نگهداری موزه شهر شوش
آرش نورآقایی
منابع:
مقاله “سنگافراشتههای مزارات باخزر”، رجبعلی لباف خانیکی، فصلنامه اثر، شماره ۱۸ و ۱۹، زمستان ۱۳۶۹
برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران، چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...
پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.
معنای واقعی فروهر
مقدمه
برخی معتقدند که نقش فروهر نقشی از خداست و خیلی هم معتقدند که نقشی از فرشته و... است ، که همه به کلی غلط اند! چون ایرانیان از آنجایی که از همان ابتدا یکتا پرست بوده اند و مایه افتخار همه ایرانیان است که برخلاف تمامی تمدن های هم عصر خود یکتاپرست بوده اند و بنابراین از آن جایی یکتاپرستان معتقدند هرگونه تصویری از خدا ، برابر با کفر است ، پس فروهر نقش خدا و یا نقشی همانند او ، نیست.

معنای واقعی فروهر
چهره فروهر یک پیرمرد سرد و گرم چشیده است که به حالت نصیحت قرار گرفته است. دست راست این نقش به حالت نیایش به سمت بالا قرار گرفته است (که نشانه بارز یکتاپرستی ایرانیان است) و در دست چپ این شخص یک حلقه قرار گرفته است که نشان عهد که همان حلقه عهد و دوستی یا حلقه پیمان است ، حلقه ازدواج و اعتقاد ایرانیان به ازدواج در کل دنیا نیز محسوب می شود ، است.
در بال فروهر از سه ردیف پر تشکیل شده است که نشان دهنده اعتقادات زرتشتیان که انسان را به اوج و افتخار میرساند یعنی: گفتار نیک و پندار نیک (اندیشه نیک) و کردار نیک است و دم وی هم از سه ردیف پر تشکیل شده است که نشان دهنده گفتاربد و کرداربد و پندار بد است که همین افکار بد اسان را به سوقط و تباهی می کشد و کنار دم وی هم دو شاخک وجود دارد که شاخک سمت راست نشان نیکی و شاخک سمت چپ نشان بدی است و دایره ای که مرکز این نقش قرار دارد ، که نشان دنیا باقی و روح و روان است و شاید هم اینکه دنیا بر اساس اعتقادات و کارهای آدمی می چرخد ، است و حلقه ای در دست که همان حلقه عهد و پیمان می باشد و هنوز در قبایل سرخپوست برای بستن قرارداد بین دو گروه با هم بسته می شود و جالب اینجاست که بدانیم همین حلقه های نامزدی و ازدواج نیز همین حلقه عهد است که زوجهای جوان آن را در دست می کنند . (توضیحات بیشتر از حوصله این بحث خارج است)
اگر تاكنون به تخت جمشيد مسافرت كرده باشيد متوجه شده ايد كه در تمامى پلكان ها و بيشتر قسمتهاى درونى كاخ ها (كه هنوز سالم مانده و قابل تشخيص است) و همچنين در سردر آرامگاه كوروش بزرگ در پاسارگاد (كه اكنون قابل تشخيص نيست) گل هاى 12 پرى نقش شده اند

كه دلايل مختلفى مبنى بر خوب بودن و مقدس بودن آنها بيان شده كه مهمترين آنها اين است: عدد 12 جزء معدود اعدادى است كه به 4 عدد تك رقمى قابل تقسيم است (2 و 6 و 3 و 4) و عددى است كه هم عدد ماقبل آن (11) فقط به يك و خودش قابل تقسيم است و هم عدد بعد آن (13) فقط به يك و خودش قابل تقسيم است.
همانطور كه گفته شد عدد 12 براى ايرانيان قديم به ويژه در عصر هخامنشيان بسيار عدد خوب و جالبى بوده اما بحث بعدى ما عدد 13 است ، كه متاسفانه در كشور ما عددى نحس محسوب مى شود ؛ اين مسئله را غربى ها (به علت اينكه خودشان به نحسى اين عدد اعتقاد داشتند) وارد كشور ما كردند و عملا يك تهاجم فرهنگى به راه انداختند. در حالى كه در جامعه ما (به ويژه در عصر هخامنشيان) اعتقاد بر اين بوده كه انسان در سيزدهمين روز از پيدايش خلقت و از پيوند خوردن ساقه دو گياه سبز و نازك (منظور سبزه اى است كه هنوز در سفره هفت سين وجود دارد) به وجود آمده و به همين دليل سيزدهمين روز از سال نو ر جشن مى گرفته اند و براى اين كه آن سال برايشان سرچشمه موفقيت ها شود ساقه دو گياه (سبزه) را به هم گره مى زدند و اگر دخترانى كه ديگر وقت ازدواجشان بود و از خداوند شوهرى خوب را طلب مى كردند ، اين كار را با دقت و وسواس بيشترى انجام مى دادند. پس بياييم روز 13 فروردين را به خاطر نحسى به دامن طبيعت نرويم ، بلكه به خاطر پاكى اين روز به دامن طبيعت رفته و اين روز را جشن بگيريم.
برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران، چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...
پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.
سنگ فرش در علوم باستان :
با سلام خدمت تمامی محققین و ایران دوستان و باستان شناسان عزیز
دوستان زیادی در مورد کاربرد سنگ فرش در علوم باستانی سوال پرسیده بودند بر آن شدیم که کاربرد سنگ فرش را برایتان برای اولین بار در ایران عنوان کنیم که حاصل تجارب اساتید و اندک تجره بنده می باشد.
کاربرد سنگ فرش علاوه بر اینکه جنبه تزیینی و تشریفاتی داشته است در اغلب موارد در دفینه گذاری نیز استفاده می شد. بدین صورت که ورودی برخی از مکانهای مقدس و مهم مثل کاخ ها , عمارت ها و مکانهایی که افراد برجسته دولتی و حکومتی که از منصب بالای اجتماعی از آن راه عبور و مرور می کردند سنگ فرش می کردند و یا اشراف زاده و یا افراد درباری مثل شاه , وزیر بودند مانند سنگ فرش کاخ داریوش و یا تخت گاه های قدیم.
در دوره های اسلامی بویژه دوره صفویه مسیر کاروانسراها و مال رو ها یا جاده های قدیم و یا حتی اغلب پل ها برای ایاب و ذهاب راحت مردم و یا راه منتهی به اتشکده سنگ فرش کرده و استفاده می شد.مانند جاده سنگ فرش سیاهکده شهرستان گرمسار یا جاده ادویه
تا این قسمت کاربرد تشریفاتی آن را برایتان عنوان کردیم , اما کاربرد دیگر سنگ فرش که بیشتر در علوم دفینه گذاری استفاده می شد بدین صورت بود که می امدند دفینه را در یک چاهی پنهان می کردند یا یک راه مخفی از چاه به اتاق تدفین و یا سفید خانه می خورد که بعد از اینکه دفینه را تعبیه کردند آن چاه را با خاک پر کرده و سپس بالای آن را سنگ فرش می کردند تا کسی به آن قسمت شک نکند , ما این مورد را اغلب در مکان شاه نشین قلعه ها , دقیقا در بالای تپه ها حتی داخل غارها مشاهده می کنیم.

در غارها وسط غارها یا زاغه ها را سنگ فرش می کردند و دقیقا زیر سنگ فرش دفینه را قرار می دادند اغلب خمره سکه بود ,مورد دیگر بالای تپه های باستانی دقیقا وسط تپه ها بوده که از زیر آن یک چاه یا یک اتاق مخفی یا دخمه زیر زمینی تعبیه می شد اگر چاه بود دفینه یا در درون چاه یا یک تونل یا راه مخفی به داخل اتاف دفینه وجود داشت , شیوه دیگر وسط اتاق ها را سنگ فرش می کردند زیر سنگ فرش چاله تعبیه می کردند هر چه باشد در همان جا می باشد در بعضی از اتاق های زیر زمینی که تعدادشان بیشتر از هفت عدد می باشد و یا حتی در اتاق دفینه مسیر را سنگ فرش می کردند و تله ها را زیر آن سنگ فرش ها تعبیه می کردند اغلب تله های فیزیکی یا تله های تیر کمانی و تله سنگ و اهرم آنها را در زیر سنگ فرش تعبیه می کردند که با گذاشتن پا روی ان فرد تله فعال شده و فرد جانش را از دست می داد پس باید خیلی مواظب باشید.

مهمترین راه ورود برای رسیدن به دفینه باید وسط سنگ فرش کاویده شود یا یک سنگ علامت دار را تعبیه می کردند که اگر زیر آن برداشته شود به ورودی می توانیم برسیم.
برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران، چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...
پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.
خاک سفید
کاربرد این خاک کاربردهای متداولی داشته چه برای ساخت یک مجموعه و یک سفیدخانه و چه برای ساخت ساختار علامت گذاری و چه برای تله گذاری!!!!!!!!!!!
خاک سفید از چند روش به دست امده و در قبور مهم استفاده شده
1- از مکانهایی که دارای خاک سفید بوده اند به مکان موردنظر برای کار حمل میشده
2- با پودر کردن سنگهای اهکی و ... خاکی شبیه ارد به وجود میاد که وقتی درون کار هست سفیده ولی وقتی خارج میشه مثل برخی پودرسنگها به سرخی گرایش پیدا میکنه چون در معرض هوای ازاد قرا میگیره
دوستان شاید تعجب کنند خاک و تله؟!!!!!!!!! بله نوعی از همین خاک سفید رو برای تله استفاده میکردند این خاک رو به دفعات سرند میکردند که حتی از اردهای امروزی نانواییها نرمتر و سبک تر بودند. به عنوان مثال وقتی کسی وارد محوطه ای میشد که به هدف منتهی میشه با یک محوطه ی چاه مانند روبرو میشه وقتی که مثلا چراغ و نوری بندازه میبینه که کف این چاه که مثلا دو متر هست در نظرش خاک هست در حالی که خاک موجود همین خاکی است که سرند شده و اردی بودن اون در اون محوطه معلوم نیست طرف به طمع اینکه توی کف چاه بپره و با فریب خوردن اینکه دومتر هم چیزی به درون چاه میپره که که سریع بلند بشه سرپا ولی در عین ناباوری با صحنه ای روبرو میشه که مرگ رو براش در پی داره وقتی که با شدت رو این خاکها میپره زیر پاش خالی میشه و خاکهای اردی مدام در دل چاه کنار میزنه و به طرف پایین هدایت میشه در حالی که نمیتونه خودش رو هم به جایی بند کنه در این پی میبره که عمق چاه شاید شش هفت متر یا بیشتر باشه ولی دیگه فکر کردن دردی دوا نمیکنه چون خاکهای کنار رفته از زیر پا وقتی که بالا میرن باز روی سر خودش میریزن و چون به صورت ارد مانندی هست طرف هرچقدر تقلا میزنه راهی نداره که بیاد بالا و اون زیر بدون اکسیژن نابود میشه در حالی که از شدت پرش تمام ریه ها و شکم و چشم و بینی هم از گرد خاک پر شده اند.
برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران، چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...
پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.
تله های پخش شدنی در گنج یابی

در این قسمت به برخی مکانیسم تله ها در دفینه ها اشاره می کنیم.
برخی از تله ها نیز با استفاده از ترکیب پودر زرنیخ ( آرسنیک) به قطع برای طلا و نقره بوده و همچنین این پودر را در کف غار می ریختند حتی زمانی که فرد با پای خود از انجا رد شده و گرد و غبار زرنیخ در هوا پخش شده و چشم و بینی با دست فرد را از کار افتاده و یا روی گنج پاشیده می شد و فردی که طلا را در دستش می گرفت بعد از مدت کوتاهی از دنیا می رفت. خیلی ها با بنده تماس گرفته اند که فلان کس بعد از فلان روز وقتی به دفینه رسید از دنیا رفت این حتما اون مکان طلسم دارد و فلان . بنده با بررسی ادله های علمی به این مساله پی برده ایم که ان کاوشگران به تله های سمی که ذکر شده اند برخورد کرده اند. پس بسیار مواظب باشید
زرنیخ در یونانی arsenikon و در لاتین arsenikon که به معنی زرنیخ زرد (yellow orpiment) (شایعترین سنگ معدن مونوکلینیک آرسنیک سولفید به فرمول As2S3) که با صفت مرد یا نرینه شناخته می شود.( در زمان های قدیم اعتقاد داشتند فلزات دارای جنسیت هستند.) در عربی الزرنیخ نامیده می شود که بر گرفته از نام فارسی orpiment به معنای زر،زرین یا زرگون است.
اژه آرسنیک تقریبا به مترادف کلمه سم تبدیل شده است. قدیمی ترین مورد استفاده از آرسنیک به عنوان سم به سال 55 میلادی بازمیگردد. در فرانسه ی قرن هفده، آرسنیک سفید (As2O3) به نام "گرد میراث بری" شناخته می شد.علت استفاده وسیع از این ماده به عنوان سم بازمیگردد به برخی خصوصیات آن، چون فراوان ودردسترس بودن، قیمت ارزان و این حقیقت که As2O3ترکیبی بی بو و بی مزه است. درقرن نوزدهم و پس از کشف شدن روش های مطمئن در تشخیص آرسنیک، استفاده از آن به عنوان سم به نحو چشم گیری کاهش یافت.
برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران، چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...
پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.
کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست هـمانـند قـدیمی تـرین ظروف سفالی کهن که در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است و متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد است.
در شش هزار سال پیش ازمیلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت، درصنعت سفال دیده می شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده ای که با دست حرکت می کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در این صنعت به وجود آورد.
از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگـر در منطقه ای از مشرق ایران تا عراق و از قـفـقاز تا دره سند را از زیر خاک بـیـرون آوردند. سفالهـای پـیش از تاریخ که در این مـنطقه وسیع یافت شده در شیوه و سبک ساختـن، تـقـریـبا با مخـتصر تـغـیـیر یکـنواخت و در سطح فـنی به طرز اعـجاب انگـیزی پـیـشرفـته است. نخستین نمونه های آن از شوش - در ایلام - که اولین سکونت گـاه ایرانیان در پای فلات ایران بود بـدست آمد. سـفالهـای شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه هـایی که از تـپه موسیان در 160 کیلومتری شوش و از سومر و تـل حلف در عراق و از شمال غربی هـندوستان و بلوچستان، یا از فلات ایران در تـپه گـیان و تـپه حصار و تورنگ تـپه و سیلک، یا در قسمت شرق تا آنائـو که امروز در تـرکستان روسیه است، جزو طبقه سفالهای شوش نامیده می شود. سفالهـایی که بـه نام شوش اول معـروف است مـتعـلق به زمانی است در حدود 3500تا 2500سال پـیش از میلاد مسیح می باشد. در اینجا باید متـذکـر شد که مردمانی با تـمدن نوسنگـی نیز در ایالت کانسوی چـین پـیدا شدند و ظروف سفالی آنهـا ویـژگـیهـایی هـمانـند ظروف سفالی شوش از لحاظ روش و فنِّ تولید دارد.
برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران، چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...
پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.
هر چند كه براي گفته نويسنده كتاب «ايران، سرزمين جاويد» هيچ سند علمي و باستاني وجود ندارد؛ اما در اين كه مردگان دوران پيش از تاريخ و دوران باستاني در ايران، چنين به خاك سپرده مي شوند؛ شكي نيست.
نوع تدفين در هر سرزمين و در هر دوره تاريخي، همواره نشانگر نوع عقايد، آداب، رسوم، سنت ها و باورهاي يك قوم يا مردم يك سرزمين بوده است. در واقع گورهاي مكشوفه در سايت هاي باستاني همواره مانند دايره المعارفي عظيم براي باستان شناسان به شمار مي رود كه آنان را به كوره راههاي متروكه تاريخ راهنمايي مي كنند و به سؤالات بي شمار آنان جواب مي گويند.
«ايران از نظر تنوع و آثاري كه مربوط به تدفين است، موقعيت بسيار ممتازي دارد.»
«رضا چايچي» كارشناس تاريخ و معاون موزه ملي درباره قبور كشف شده در ايران مي گويد: «درست است كه ايران از نظر تعداد آثار به پاي كشوري مثل مصر نمي رسد، ولي از نظر تنوع آثار و اشياء موقعيت ممتازي دارد.»
وي، اهميت مطالعه تدفين را در شناسايي اعتقادات و عملكرد جوامع باستاني دانسته و اضافه مي كند: مطالعه تدفين در بررسي هاي مربوط به مردم شناسي و شناخت جوامع ابتدايي و تاريخ تحولات آن بسيار مؤثر است. زيرا در طول تاريخ، مرگ عامل مرموز و ناشناخته اي براي بشر بوده كه تنها راه تجربه و شناخت آن، خواب و خرافه ها، داستانها و افسانه هاي خودساخته مردمان بوده است.
«چايچي» كه خود به تازگي كتاب «تدفين تابوتي در ايران باستان» را با كمك «محمدرضا سعيدي هرسيني» منتشر كرده است، درباره اين موضوع مي گويد: «تمام اعتقادات نسبت به مرگ در يك اصل واحد مشترك هستند و آن، يك نوع معاد پس از حيات جاري است. بنابراين ما با توجه به ويژگي هاي موجود در فلات ايران و زمينه هاي جغرافيايي و ارتباط منظم آن با بقيه نقاط، شاهد اعتقادات مختلفي هستيم كه آنها در امر معاد مشترك هستند.»
وي، تنها مدارك به دست آمده از جوامع باستاني را آثار و بقايايي مي داند كه در قبور ديده مي شود و مي افزايد: «به غير از اين، مطالعه تدفين مي تواند كمك شاياني در پيشرفت علم نژادشناسي، شناخت بيماريهاي باستان و پيشرفت علوم تكنولوژي تاريخ هنر ايفا كند. به اين موارد مي توان آگاهي يافتن از نوع رژيم غذايي و نحوه زندگي انسان را نيز اضافه كرد.»
مهمترين مؤلفه اي كه در نوع تدفين نزد ملت ها تأثير مي گذاشت، عقيده به معاد و نگاهي بود كه آنان به مرگ داشتند. در جوامع اوليه تصور روح و روان بسيار مبهم و پيچيده است. بشر نخستين، اجداد و اموات خود را مي پرستيد و اين پرستش نياكان خالي از فكر بقاياي روح نبود. ادامه و باقي مانده اين اعتقادات از جريانهايي است كه در تدفين هاي تابوتي دخيل بوده است.
|
![]() |
همانطور كه گفته شد پايدارترين و قوي ترين عبادات يا آيين هاي پرستش نياكان مربوط به مصريان باستان است. اهرام باقي مانده، گواه اين اعتقاد آييني و ديريني هستند. در واقع هيچ ملتي در توجه به ساختن مقابر و موميايي كردن مردگان و ساختن تابوت هاي نفيس به پاي مصريان نمي رسد.
اما چايچي درباره نخستين گونه هاي تدفين در ايران مي گويد: «ساده ترين نوع تدفين در ايران، تدفين گودالي است. يعني به طور بسيار ابتدايي گودالي كنده و با توجه به فضاي گودال، جسد را در درون آن قرار مي دادند. اين نوع تدفين مربوط به دوران آغاز نوسنگي است، يعني۶۰۰۰ سال پيش از ميلاد است كه بقاياي آن در تپه هاي سراب و گوران به دست آمده است.» وي مي افزايد: «با كامل شدن استقرار و ساخت اولين روستاها در ايران، تدفين نيز با معماري و ضرورت هاي آن هماهنگ شد و با مصالح خشتي و گلي، تدفين هايي را ترتيب دادند. نوع بسيار خاصي از اين گونه تدفين در تپه حاجي فيروز در پنج هزار سال پيش از ميلاد شناسايي شده كه به نام تدفين هاي انباره اي يا صندوقي موسوم است.»
اين كارشناس مي گويد: «نوع معماري باستان، همواره در يكي از گوشه هاي اتاق، فضايي را براي نگهداري استخوان هاي مردگان در نظر مي گرفته اند. اين استخوانها نيز معمولاً به صورت تدفين ثانوي مورد توجه قرار مي گرفته است. تدفيني كه جسد حداقل به طور جزيي قبلاً در محوطه ديگري از گوشت و بافت ماهيچه ها پاك شده و فقط اسكلت باقي مي ماند. در كنار اين محوطه كه در اتاق تعبيه شده، اغلب اجاق وجود دارد كه نشانگر برافروخته شدن آتش يا اجراي مراسم آييني بوده است كه كيفيت آن تا به حال به طور كامل مورد شناسايي قرار نگرفته است.»
چايچي عقيده دارد كه تغيير نحوه معيشت و زندگي بشر بر تغيير نحوه تدفين بي تأثير نبوده است و ادامه مي دهد: «از دوره آغاز شهرنشيني به بعد به خصوص در دوران تاريخي ايران پيش از اسلام، ما شاهد ساخت اولين قبرستان هاي منظم هستيم كه نشانگر وجود سازمانهاي اجتماعي در امر تدفين است. در واقع از شروع دوره تاريخي در ايران تأثير نفوذ اديان تك خدايي بر نوع تدفين ديده مي شود و مشخص ترين پديده آن كم شدن اشياء و آثار تدفين در قبور است كه متأسفانه تا كنون تحقيقات جامعي در اين خصوص انجام نگرفته است.» وي درباره نوع مصالح به كار رفته در نقاط مختلف ايران براي تدفين مي گويد: «در مناطق كوهستاني از همان آغاز نوسنگي استفاده از سنگ در پديده تدفين وجود داشته است كه يكي از جالب ترين انواع تدفين مقبره هاي سنگي و تومولوس در مناطق كوهستاني هستند كه با استفاده از تخته سنگ هاي عظيم ساخته شده اند و نمونه هاي آن را مي توان در كوهستان هاي طالش مانند آغولر پيدا كرد.» وي اضافه مي كرد: «ايرانيان از نظر هنر و صنعت پيشگامان تاريخ بوده اند و بسياري از آثار بزرگ آنها در تدفين يافت شده است. نمونه آن تابوت هاي فنري و اشياء درون آنها است كه از نظر صنعت فلزكاري در مرتبه بسيار بالايي قرار دارد.»
به طور كلي مناطقي كه در آن آثار بسيار مهمي از تدفين هاي تاريخي يافت شده اند شامل مناطق آذربايجان، منطقه غرب شامل طاق بستان، كنگاور و سنگ شير همدان، منطقه جنوب غربي يعني هفت تپه، دستوا در شوشتر ، شوش، فارس يعني قبرستان چشمه سار تخت جمشيد و نقاط ديگري چون خليج فارس و جزيره خارك هستند.
چايچي، اشياء موجود در قبور و تدفين هاي باستاني را يكي از جالب ترين شاهكارهاي هنر ايران مي داند كه نمونه آن ظروف طلا و جام هاي نقره و طلاي مارليك است كه از منطقه رودبار گيلان به دست آمده است.
گونه شناسي تدفين هاي پيش از دوره اسلامي نشان مي دهد كه روش تدفين معمولاً به دو دسته كلي يعني بدون تابوت و تابوت دار تقسيم مي شود. دسته اول شامل جسدهايي مي شوند كه يا به پشت و طاقباز خوابانده شده اند و يا به حالت جمع شده و نه الزاماً به صورت جنبي مدفون شده اند. در باره دسته دوم هم بايد گفت كه تابوت ها سفالي و به شكل يك قايق بوده يا تابوت از چندين خمره سفالين به هم چسبيده تشكيل شده است.
اما مهمترين تابوت هايي كه از دوران مختلف تاريخي پيش از اسلام به دست آمده، شامل تابوت برنزي ارجان، تابوت برنزي زيويه (لاوك) و تابوت برنزي هخامنشي مي شوند.
تابوت برنزي ارجان در پاييز سال ۱۳۶۱ هنگام خاكبرداري براي عمليات سد سازي، روي رودخانه مارون كشف شد كه در شمال شهر بهبهان در استان خوزستان واقع شده است. طي تحقيقات به عمل آمده مشخص شد كه اين آرامگاه متعلق به كيدين هوتران پسر كوروش از پادشاهان محلي دوره ايلام نو است و به اواخر هزاره دوم تا اوايل هزاره قبل از ميلاد تعلق دارد.
اما متأسفانه از تابوت برنزي زيويه يا لاوك كه متعلق به هزاره اول قبل از ميلاد است اطلاعات چنداني در دست نيست، ولي بنابر مدارك موجود، اين تابوت در نتيجه كشف گنجينه زيويه در سال ۱۹۴۷ در نزديكي شهرستان سقز، در جنوب درياچه اروميه به دست آمد. يك فرضيه آثار متعلق به اين گنجينه متعلق به قبري از يك شاه نيرومند سكايي است.
تابوت برنزي هخامنشي هم طي كاوش هاي هيأت فرانسوي در شوش به سال ۱۹۰۱ ميلادي در قسمت جنوبي بناي آجري متعلق به شوتورك ناهونته، تابوت بزرگي از جنس برنز پيدا كردند كه در جهت شمالي- جنوبي قرار گرفته بود. اين تابوت را به لحاظ تاريخي به اواخر دوره هخامنشي نسبت داده اند، نكته قابل ذكر اين كه اين تابوت از نظر شكل و فرم حدفاصل بين تابوت هاي ايلامي و تابوت هاي پارتي قرار مي گيرد. همين امر نشان مي دهد كه تكامل تابوت در ايران، راه درازي پيموده است. بنابراين انتساب تابوت هاي واني پارتي به منطقه غرب و بويژه بين النهرين صحيح به نظر مي رسد، هر چند نمي توان منكر تأثيرپذيري هنر تابوت سازي پارتي از فلسطين، مصر و منطقه ميان رودان بزرگ، شد.
تابوت هخامنشي كه در فوريه ۱۹۰۱ ميلادي در آكروپول شوش توسط ژاك و هورگان كشف شد، از جهات متعددي داراي ارزش است. در اين تابوت برنزي اسكلتي قرار داشت كه قسمت فوقاني آن سراسر با تزيينات طلايي و سنگ هاي قيمتي پوشيده شده بود. متأسفانه هيچ گونه مدركي دال بر جنسيت جسد موجود نيست و مورگان از جهت اين كه استخوانها كوچك بود و هيچ اسلحه اي درون تابوت وجود نداشت، جسد را يك زن مي دانست، در حالي كه آرين مورخ يوناني گزارش مي دهد كه جسد كوروش كبير علاوه بر سلاح، از انواع گردن بندها، دستبندها و آويزهايي از جواهرات و طلا پوشيده شده است. همچنين هرودت از تعداد زياد تزيينات زرين سربازان خشايار شاه خبر مي دهد. بنابراين استفاده از جواهرات در ميان مردان و زنان در زمان هخامنشي، هنگام به خاكسپاري معمول بوده است و نحوه انتخاب اين اشياء و پوشاندن مرد با آنها نيز بخشي از مراسم تدفين بوده است.
از جمله اشياء ارزشمند و بي نظير اين تدفين كه از تكنيك ساخت بسيار بالايي برخوردارند، عبارتند از: كاسه نقره، حلقه باز با نقش دو سر شير از طلا كه با لاجورد فيروزه و صدف تزيين شده يك جفت دستبند از طلا، گردنبند با آويزهايي از طلا و لاجورد و صدف و نوعي عقيق، دو گردنبند طلا سنگ هاي نيمه قيمتي، مهره هايي از جنس آگات، يك جفت گوشواره از جنس طلا، يك جفت دگمه از جنس طلا و ظرف معروف به آلباسترون از جنس مرمر سفيد كه درون تابوت قرار گرفته اند.
اما چايچي درباره آيين و نحوه تدفين در دوره اسلامي مي گويد: «اسلام آيين پرستش نياكان را محدود كرد و سنت هداياي قبور را به تدريج منسوخ نمود، زيرا اعتقاد اسلام بر اين اصل استوار است كه هر كس فقط نتيجه اعمال خود را به همراه مي برد. در واقع ايران تنها كشوري است كه مذاهب باستاني اش نيز تا اندازه اي با مذهب تك خدايي هماهنگ است. يعني هرگز ايراني ها به اندازه ساير ملل بت پرست نبوده اند و چند خدايي در ايران هرگز رشد فزاينده اي نداشته است. پس از اسلام نيز سنت گذاشتن هدايا در قبور به شكل بسيار محدودتري ادامه داشته كه نشان دهنده تداوم سنت هاي دوران باستان است. البته اين سنت تا جايي اجرا مي شده كه آسيبي به تفكرات اسلامي وارد نكند.»
وي همچنين معتقد است: «منسوخ شدن رسم گذاشتن هدايا در قبور، باعث رشد اقتصادي در دوره هاي اسلامي است، چرا كه به اين ترتيب ديگر سرمايه عظيمي از طلا و نقره و ديگر اشياء گرانبها مدفون نگشته و در چرخه اقتصادي به گردش در مي آيد.»
وي مي افزايد: «بنابراين مطابق اعتقادات اسلامي كه هر كس حاصل ارزش هاي نيك و بد خويش است و تنها اين اعمال نيك است كه در جهان آخرت مي تواند به او كمك كند، رسم گذاشتن اشياء قيمتي كم كم منسوخ شد و جاي آن را وقف گرفت. تا جايي كه «اتيل هاوزن» ، شرق شناس بزرگ انگليسي مي گويد: اگر پس از حمله مغول به ايران كه هرج و مرج در ايران فراگير شد و شيرازه حكومت از هم پاشيد و امور اداري بسياري از كشورهاي اسلامي مختل شد، سنت بي نظير وقف و ساختن كاروانسراها و آب انبارها، شيرازه اقتصاد و امور فرهنگي را در اين سرزمين زنده و پابرجا نگاه داشت.»
مردان و زناني بي نام و نشان، در اين خاك خفته اند بي اين كه هيچ يادگاري از خود بر جاي بگذارند، چرا كه نه شاهزاده بوده اند و نه امير و سردار. ولي اين خاك از حضور آنان بوده كه بر جاي مانده است. آناني كه ما روي آرزوهايشان راه مي رويم و اگر خوب گوش فرا دهيم، مي شنويم تپش هاي قلبشان را كه هنوز نگرانند، نگران سرزميني كه در هر گوشه و كنارش سينه اي پر راز مدفون گشته است.
برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران، چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...
پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.
گنج و دفینه نمکی یا مرد نمكي

موزه ایران (ملی) - مرد نمکی در زمستان سال 1372 ، درروستای "حمزه لو" در زنجان، توسط معدن کاران نمک به طور کاملآ اتفاقی کشف شد .
با استفاده از باستان روش سالیابی کربن 14، متوجّه شدند که مرد نمکی متعلّق به 1700 سال پیش است و با توجه به لباس و گوشواره ی طلایی ای که به گوش چپ دارد، نمیتوانسته یک مرد عادّی باشد.
آزمایشات دی ان ای نشان داد که سن مرد نمکی هنگام مرگ حدود ۳۷ سال و قد وی حدود ۱۷۵سانتیمتر بودهاست. گروه خون مرد نمکی ، با آزمایشات انجام شده بر روی سلولهای موی سر ، بی مثبت مشخص شد.با آزمایش سی تی اسکن و رادیولوژی ، مشخص شد که مرد نمکی دراثر سقوط ناگهانی درون یکی از گودالهای معدن نمک و وارد شدن ضربه بسیار شدید به ناحیه راست جمجمه و صورت از بین رفتهاست.سر و پای چپ او در موزه ایران باستان تهران قابل بازدید است.
برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران، چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...
پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.
در سال 1378 با شروع ساخت سد گلستان بخشى از مسیر دیوار در و محدوده کانال آبیارى و زهکشى سد قرارگرفت و بنابر ضرورت حفظ دیوار آب سد از طریق دو کانال از زیر دیوار هدایت شد. بعد از آن در سال 1381 ، دیوار در شش فصل کاوش شد که اطلاعات فراوانى از آن به دست آمد. به طورى که هم اکنون باستانشناسان طول دیوار را 200 کیلومتر میدانند. از آنجایى که در برخى از نوشتههاى این دیوار تا مرو ادامه داشته ، باستانشناسان احتمال میدهند طول دیوار بیشتر از 200 کیلومتر باشد که در کاوشهاى آینده به جواب آن خواهند رسید. همچنین تا قبل از تخمین زده میشد اما بر طیق آخرین نمونههاى آزمایش شده در آزمایشگاههاى معتبر این دیوار مربوط به دوره ساسانى است.
دیوار گرگان در مناطق کوهستانى 2و در دشت 10 متر عرض داشته و آجرهاى بزرگ آن ابعاد 41 در 41 و قطر 10 سانتیمتر در دهها کوره آجرپزى پخت میشده است. بسته به خاک منطقهاى که آجر پخته میشد رنگ آن از نخودى تا قرمز فرق میکند. خندقى 30 مترى هم در جلوى دیوار کنده شده که آب از طریق آن به دشتها و کورههاى مسیر مى رسید. از ارتفاعات پیشکمر تا روستاى زاو در پارک ملى گلستان که 35 کیلومتر است بخشهایى از دیوار سالمتر باقى مانده و با حفارى در چندین نقطه خوشبختانه بقایایى دیوار از زیر خاک بیرون آمده است.
در کاوشهایى که تا کنون انجام شدهاست 2 هزار متر مربع از دیوار حفارى گردیدهاست که درپیآن یک آتشگاه و استراحتگاه سربازان که فضا وابسته به دیوار بوده کشف شدهاست. همچنین دو قلعه از حدود 38 دژ تخمین زده در طول دیوار کاوش شده که به نظر محل سکونت سربازان بوده است. قلعهها از اندازههاى 120 در 120 متر شروع و بزرگترین آن به 240 در 300 متر میرسید. اکنون براى حفاظت دیوار در قسمتهایى از آن در دو طرف دیوار میله گذارى انجام شده تا حریم دیوار حفظ و از خرابى آن جلوگیرى شود. راندن خودروها بر روى آجرهاى ریخته از دیوار موجب شکستن و از بین آنها میشود و بعضى از اهالى از آجرهاى دیوار براى ساختمانسازى خود استفاده کردهاند. همچنین رعایت نکردن حریم دیوار از سوى سازمانهاى دولتى خسارتهاى فراوانى را به دیوار زده است.
بر طبق گزارشات مردمى نمونههایى از آجرهاى دیوار نزدیک ساحل دریاى خزر و در داخل خلیج گرگان دیده است. در فصل آینده کاوش باستان شناسان قصد دارند باستانشناسى زیر آب دریاى را با کمک غواصان انجام دهند تا آثار معمارى احتمالى مدفون شده دیوار گرگان را در زیر آب بدست آورند. گفتنى است دیوار تمیشه دیوار دیگرى در جنوب دیوار بزرگ گرگان است که بخش شمالى آن در خلیج گرگان وجود دارد و احتمال اینکه دیوار بزرگ گرگان و تمیشه زمانى یک دیوار بوده است.
برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران، چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...
پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.








برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران، چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...
پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.




