شیوه تدفین اشکانیان
از دیگر شیوه های تدفین دوران هخامنشی می توان به آرامگاههای صخره ای با تابوت های سنگی شاهان در نقش رستم و تخت جمشید اشاره نمود . با انجام مطالعات گسترده علمی مشخص گردیده است که پارتها نیز از شیوه تدفین تابوتی استفاده نموده اند ،که نمونه آن را در محلهایی چون کنگاور ، سنگ شیر همدان ،جزیره خارک ، دورااراپوس ،اروک ،سلوکیه ، نسا، پالیمر و… می توان ملاحظه نمود. هنگامی که این قوم در سراسر ایران پراکنده شدند ، ابتدا با شیوه سنتی خود (در دشتهای قره قوم)،مردگان را با لباس و لوازم شخصی و خوراک در صخره ها و قبور سنگی دفن می نمودند که نمونه این تدفین ها در مناطقی چون کنگاور، گرمی germi می توان مشاهده نمود به جهت تاثیرات فرهنگ هلنی در ایران اشکانی شاهد حضور یک رسم یونانی یعنی قرار دادن سکه یا کلید در زیر سر یا دهان مردگان هستیم..
عقیده به معاد نگاهی بود که مردم به مرگ داشتند و این یک اصل مشترک و واحد بین همه آدمیان در تمام دورانها و در سرزمینهای مختلف بوده است .در جوامع اولیه تصور روح و روان بسیار مبهم و پیچیده است . بشر نخستین اجداد و اموات خود را می پرستیدند و این پرستش نیاکان خالی از فکر بقایای روح نبود .ادامه و باقیمانده این باورهای دینی یکی از جریانهایی است که در تدفین های تابوتی و خمره ای و … دخیل بوده است .
نوع تدفین در هر سرزمین و در هر دوره تاریخی همواره نشانگر نوع عقاید ،آداب ، رسوم ،سنتها و باورهای یک قوم یا مردم آن سرزمین بوده است مطالعه تدفین در بررسی ها و مطالعات مربوط به مردم شناسی و شناخت جوامع ابتدایی و تاریخ تحولات آن بسیار موثر است. زیرا در طول تاریخ ، مرگ عامل مرموز و ناشناخته ای برای بشر بوده است که تنها راه شناخت و تجربه آن ، خوابها و خرافه ها ،داستانها و افسانه های خودساخته مردمان بوده است.
مقدمه:
تدفین درگذشتگان بخشی از فرهنگ معنوی یک قوم محسوب می شود .قبل از روی کار آمدن پارتها در قلمرو سرزمین ایران شاهد انواع شیوه های تدفین هستیم که از جمله آنها می توان به شیوه تدفین تابوتی اشاره نمود .از دیگر شیوه های رایج ساخت آرامگاههای سنگی است .که نمونه آن را می توان در پاسارگاد و مربوط به کورش بنیانگذار سلسله هخامنش دید .از دیگر شیوه های تدفین دوران هخامنشی می توان به آرامگاههای صخره ای با تابوت های سنگی شاهان در نقش رستم و تخت جمشید اشاره نمود . با انجام مطالعات گسترده علمی مشخص گردیده است که پارتها نیز از شیوه تدفین تابوتی استفاده نموده اند ،که نمونه آن را در محلهایی چون کنگاور ، سنگ شیر همدان ،جزیره خارک ، دورااراپوس ،اروک ،سلوکیه ، نسا، پالیمر و… می توان ملاحظه نمود. هنگامی که این قوم در سراسر ایران پراکنده شدند ، ابتدا با شیوه سنتی خود (در دشتهای قره قوم)،مردگان را با لباس و لوازم شخصی و خوراک در صخره ها و قبور سنگی دفن می نمودند که نمونه این تدفین ها در مناطقی چون کنگاور، گرمی germi می توان مشاهده نمود به جهت تاثیرات فرهنگ هلنی در ایران اشکانی شاهد حضور یک رسم یونانی یعنی قرار دادن سکه یا کلید در زیر سر یا دهان مردگان هستیم .در شهرهای بزرگ و معابد ،مردگان را به سبک دوره ایلامی بر روی سکوها در دخمه ها ی عمیق می نهادند و در کنارشان چراغ روغن سوز قرار می دادند . ( رومن گیرشمن به وجود دخمه های زیر زمینی در شوش با همین اشکال اشاره دارد ) (علاوه براین از دخمه ای زیر زمینی با تابوت های مجلل سفالین مربوط به دوره اشکانی و الیمایی در شوشتر استفاده شده است ) علاوه بر تابوت در این دوران از گور خمره های بزرگ و کوچک جهت دفن مردگان استفاده شده است .سابقه تدفین گور خمره ای در ایران به هزاره سوم قبل از میلاد باز میگردد .که در تپه گیان نهاوند ،شوش و هفت تپه و … شاهد دفن کودکان در خمره های کوچک سفالین هستیم .تاکنون دلایل متعددی برای استفاده از خمره جهت دفن افراد مطرح شده است برخی دلایل، تنگناهای اقتصادی را علت این موضوع عنوان می کنند و خمره را جایگزینی برای تابوت میدانند ، و عده ای معتقدند که حفاظت از میراث درگذشتگان و جلوگیری از فساد جسد دلیل اساسی این روش بوده است . در این مقاله انواع روشهای تدفین اشکانی را براساس یافته های باستان شناسی مورد بررسی خواهم داد ، منتظر باشيد.
هوم گنج موبدان
موبدانِ عهدِ ساسانی بر این باور بودند که این گیاه انسانهای پاک را میتواند به جهان دیگری رهنمون شود، چنانکه کرتیر موبد بلندپایه زرتشتی با نوشیدن این نوشابه به دیدار جهان پس از مرگ رفت. از اینرو امروزه میانگارند که شاید این نوشابه را از گیاه شاهدانه به دست میآوردهاند. تاکنون بطورِ یقین نمیتوانیم هوم را با یکی از گیاههای معروف در علمِ گیاه شناسی مطابق کنیم......
هوم نام نوعی شراب است که از گیاهي موسوم به هوم بدست می آید و بنا به برخی روایات، زرتشت با نوشیدن آن، در حالت خلسه به الهاماتی دست یافت.
هوم نامِ نوشابهای مقدس بود که دینداران زرتشتی در زمانهایی ویژه مینوشیدند. همچنین هوم در زمان ساسانیان نامِ معمولی اشخاص بودهاست. در هوم یشت از پارسایی بنامِ هوم نامبرده شده که به ظنِ ابراهیم پور داوود میتوان وی را از پیامبرانِ پیش از عهدِ زرتشت شمرد.
بررسی ریشه واژه هوم
هوم را در زبان اوستایی هَئومه haoma میگفتند. این نام در زبانِ سانسکریت سومَ suma بودهاست.
هوم چیست؟
موبدانِ عهدِ ساسانی بر این باور بودند که این گیاه انسانهای پاک را میتواند به جهان دیگری رهنمون شود، چنانکه کرتیر موبد بلندپایه زرتشتی با نوشیدن این نوشابه به دیدار جهان پس از مرگ رفت. از اینرو امروزه میانگارند که شاید این نوشابه را از گیاه شاهدانه به دست میآوردهاند. تاکنون بطورِ یقین نمیتوانیم هوم را با یکی از گیاههای معروف در علمِ گیاه شناسی مطابق کنیم.
هوم در دنیای مینوی ایزد است و در گیتیگیاه است و درمان بخش است. هوم آسمانی، پسر اهورا مزدا است. فشردن این گیاه (کوبیدندر هاون برای به دست آوردن شیره گیاه) نوعی قربانی غیر خونین است. قربانی شدن اوموجب شکست شر است. او ایزدی است که در مراسم قربانی، قربانی میشود تا مردم به زندگی برسند.
مراسم هوم
مراسمِ هوم از مهمترین مراسمِ مزدیسنا است و با آدابِ شست و شوی خاصی با سرودِ اوستا در مقابلِ مجمرِ آتش، پنج تا هفت ساقه از هوم با قدری آب زور و شاخهای اورورام در هاون فشرده شده و قطراتِ حاصل از این مراسم را که از گیاهانِ فشرده شده بدست آمده پراهوم میگویند. در اوستا، یشتِ کوتاهی برای هوم سروده شدهاست. هوم و شیره یا افشره آن، خاصیتهایی دارد که موجب رویکرد مردمان به آن شده است. افدرین یا آندرنالین گیاهی موجود در آن خاصیت تسکینبخشی به هنگام درد دارد و نوعی مسکن طبیعی و نیرومند است. برخی پژوهشگران نیز گمان دادهاند که منظور ازدارویی که در داستان زایش رستم به یاری سیمرغ برای بیهوشی و شکافتن پهلوی رودابه بکار رفته، هوم بوده است. نوشیدن افشره هوم که طبیعتی سرد دارد، موجب نوعی سرخوشی و شادی و احساس توانایی بیشتر میشود. نوشیدن مقدار زیاد یا غلیظ از افشره هوم، موجب تنگی عروق، بالارفتن فشار خون و سرگیجه و خوابآلودگی شدید میشود.
برای تهیه افشره هوم، مقدار کمی از ساقههای تازه یا خشک آنرا با اندکی آب در هاون میریزند و میکوبند. برای بهترین نتیجه، معمولاً کوبیدن را تا
چند روز و با فاصلههای چند ساعته تکرار میکنند. سپس عصاره به دست آمده را بار دیگر با میزانی از آب یا شیر رقیق میکنند تا نسبت نهایی نوشیدنی آماده شده، برابر با دو تا پنج در هزار باشد. یعنی دو تا پنج گرم ساقه هوم برای یک لیتر نوشیدنی.
هیروگلیف خط گنج باستان
روش نگارش هیروگلیف در مصر، شامل 700 تا 800 الفبای تصویری بود و هر چه که علاقه به نوشتن متن های مذهبی اضافه می شد، بر تعداد آنها نیز افزوده می شد. مصریان، هیروگلیف را از راست به چپ و از بالا به پایین می نوشتند و همچون سایر خط های باستانی، در متن های ایشان نیز خبری از نقطه ، فاصله و آیین نگارش نبود.....
Hieroglyph
هیروگلیف یا خط تصویری ، در اصل یعنی سپنتا منبت یا کنده کاری مقدس و ریشه در زبان یونانی دارد. علت این نام گذاری، آن بود که این روش نگارش بیشتر ویژه کاهِنان و رهبران مذهبی بوده است؛ چراکه آموختن آن دشوار و نوشتن آن نیازمند امکاناتی بود که معمولا مردم عادی از آن بی بهره بودند.
پیشینه کهنترین اثر یافته شده با خط هیروگلیف، به 3200 تا 3300 سال پیش از میلاد می- رسد و برابر سندهای موجود، مصریان باستان تا 3500 سال پس از آن نیز از این روش نگارش استفاده می کردند. تصویر زیر، از فرهنگ اینکارتا (انتشارات میکروسافت) گرفته شده و متعلق به آرامگاه شهبانو آمونهِرخِپسِف است.

روش نگارش هیروگلیف در مصر، شامل 700 تا 800 الفبای تصویری بود و هر چه که علاقه به نوشتن متن های مذهبی اضافه می شد، بر تعداد آنها نیز افزوده می شد. مصریان، هیروگلیف را از راست به چپ و از بالا به پایین می نوشتند و همچون سایر خط های باستانی، در متن های ایشان نیز خبری از نقطه ، فاصله و آیین نگارش نبود.
الفبای تصویری مصریان را می توان به دو گروه عمده نقسیم نمود.
1) آوانشان، الفبایی که آواها را به نمایش در می آورد. در زیر، تعدادی آوانشان به همراه معادل آنها در الفبای لاتین و نیز آوانِگار هریک به نمایش در آمده است
شاید این پرسش پیش آید که مثلا چرا باید یک بیضی، آوانشان صدای /ر/ و یا یک خط افقی زیگزاگ، آوانشان صدای /ن/ باشد و…؟ پاسخ این است که هر یک از این آوانشانها، پیشتر نمایشگر جانور یا چیزی بوده اند که به تصویر می کشند، اما به تدریج تغییر کارکرد یافته اند. برای نمونه،
در اصل، نماد دهان (r’i) بوده و
نیز دیس واژه آب (nu) بوده است. این دو نشان و بسیاری دیگر از دیس-واژگان به تدریج تبدیل به آوانشانِ حرف نخست خود شده اند.
2) چُمنگار الفبایی که چیز، یا اندیشه ای را به نمایش می گذارد
نکته مهم: چنانکه می بینید، سه خط عمودی کنار هم، نشانه جمع و یک خط عمودی، ”نشانه ی دیس واژه“ است. به اینچنین نشانه هایی در زبان هیروگلیف که نه چمنگارند و نه آوانشان، و تعیین کننده دسته ای است که واژه بدان تعلق دارد، ”determinative“ گفته می شود. بد نیست بدانید که گاهی برخی آوانشان ها، نقش آوایی خود را از دست داده و نقش determinative به خود می گیرند.
شاید دشوارترین بخش خواندن متن های هیروگلیف، تفسیر نشانه ها، چمنگارها، و آوانشان هایی است که پشت سرهم و بدون فاصله آمده اند. در تصویر بالا دیدید که دوپای در حال حرکت، معنای راه رفتن را می دهد. اکنون ببینید که ترکیب این چمنگار با دیس واژه های دیگر، چگونه معنای ”راهنمایی کردن“ و ”نزدیک شدن“ می دهد:
گفتیم که آموزش و نگارش هیروگلیف کاری دشوار بود. به همین دلیل مصریان خطی نو را بوجود آوردند که تنها فرق آن با هیروگلیف سنتی، ساده تر شدن دیس واژه ها بود. نام این خط جدید ”hieratic“ یا خط کاهنی بود و برخی آنرا ”سرِهم یا شکسته ی هیروگلیف“ می دانند. این خط را، بر خلاف هیروگلیف سنتی که بیشتر بصورت کنده کاری و بنای یادبود بکار می رفت، با قلم نی بر روی پاپیروس می نوشتند. در زیر، نمونه ای از این خ
ط را با هیروگلیف سنتی مقایسه کنید:
در قرن هفتم پیش از میلاد، مصریان خط تازه ای اختراع کردند که از روش نگارش کاهنی (hieratic) نیز آسانتر بود. این روش نگارش، ”خط همگانی“ (demotic script) نام داشت. از آن تاریخ به بعد، مصریان از خط هیروگلیف سنتی، برای منبت کاری روی ساختمان، جواهر، و اسباب خانه استفاده می کردند؛ خط کاهنی را برای متن های مذهبی و خط همگانی را برای متن های تجاری و ادبی بکار می بردند.
در پایان، این را هم بگویم که خط هیروگلیف، به شکل های دیگر، در میان مردمان باستانی دیگری، چون سرخپوستان اولمِک ، مایاها، برخی از مردم چین باستان، و برخی مردمان ساکن میان رودگان «بین النهرین)، نیز استفاده می شده است.
اسرار تپه گنج و دفینه
مارلیک. تپه گنج. اسرار تپه دفینه. تپه معروف گنج..تپه های گنج . دفینه.گنج یابی . دفینه . دفینه یابی . آموزش گنج . آموزش دفینه...
تشريفات مذهبى، مجسمهها، زيورآلات، اسلحه، ابزار و ادوات، ظروف و ادوات آشپزخانه، مدل و نمونه ادوات مختلف و اسباببازى کودکان دفن مىشد. اين امر نمايانگر هويت و حرفه صاحب آرامگاه و عقايد مذهبى اقوام ساکن در محل بود. به جز اين اشيا، آثار و ادوات جنگى از جنس مفرغ مانند: خنجر، پيکان، سرنيزه و نيز وسايل تزئينى مانند: گوش پاککن، ناخن پاککن، گوشواره، دستبند، گردنبند، پيشانىبند، موبند، سنجاق سر و همچنين ادوات و وسايل مورداستفاده نظير ظروف، دوک نخ ريسي، ديگ، ملاقه، سيخ کباب، ظروف سفالين، پيکرکها و مجسمههاى سفالين و فلزى در مارليک يافت شدهاند. وسايل رزمى مانند: خنجر، شمشير، سرنيزه، سرگرز، مچبند، بازوبند رزمي و تيردان مفرغى بیانگر جنگجو بودن این اقوام است.
احضار اموات باستان
( مارلیک )
نزديك به 46 سال از كشف اشيايي گذشت كه روايت تازهاي از تاريخ ما دادند.آنها در آرامش بودند؛ 3 هزار و خردهای سال در آرامش و همه در کنار هم. تااینکه چراغعلی کتلهای در زمینش به جای سنگ و کلوخ، طلا پیدا کرد. برق آن تکه طلای ناب، چشمش را گرفت. روستایی بیخبر از همهجا روانه بازار شد و با فروش آنچه در زمینش پیدا کرده بود، سیل حفاران و قاچاقچیان را روانه آنجا کرد. تصور آنچه ممکن بود در این زمین پیدا شود، آنها را به جان تپه انداخت. کندند و پیدا کردند و بردند. تا آمدن دکتر عزتالله نگهبان و همراهانش، دو سوم دفینههای این تپه باستانی غارت شده بود.
آنها در آرامش بودند تا وقتی کسی جایشان را نمیدانست. همه در کنار هم درسرزمین خودشان؛ مارلیك
جام زرین مارلیک
این گاوهای بالدار در حال بالا رفتن از درخت زندگی هستند. هنرمند مادی سر این گاوها را از دل ظرف طلایی بیرون آورده ! سر این گاوها را با این همه ظرافت و زیبایی از ظرف بیرون آورده و تنها گوش آنها را بعدا به سرشان پرچ کرده؛ کاری که پس از 3 هزار سال، با این همه امکانات تنها از دست قالب برمیآید و بس. بین جامهای کشف شده، این جام بینظير است و اوج هنر چکشکاری مارلیکیها را نشان میدهد.
در کف جام زرین مارلیک، یک گل تزئینی و در وسط گل، یک خورشید نقش شده است. بد نیست بدانید …
تپه مارلیک یکی از 5 تپه باستانی است که در دره گوهررود در اطراف رودبار واقع شدهاند؛ درهای خوش آب و هوا که برای
سالها محل سکونت اجداد ثروتمند گيلانيها بوده. تپههای زینب بیجار، پیلاقلعه، دوربیجار و جازم کول، بقيه این تپهها هستند
در پاييز سال 1340ش، هياتى به سرپرستى دکتر عزتالله نگهبان جهت بررسى و تحقيق عازم منطقه رحمتآباد رودبار شد. اين حفارى که به مدت 14 ماه از پاييز 1340 تا آخر پاييز1341 ادامه داشت، منجر به پيدا شدن 53 آرامگاه به طور منظم و پراکنده در سطح تپه شد. این آرامگاهها عموما از سنگ و گل ساخته شده بودند. در ساخت اين آرامگاهها از تخته سنگهاى بزرگ طبيعى
که در سطح تپه وجود داشته، استفاده شده. در بعضى قسمتها هم از سنگهاى
زرد رنگى استفاده شده که از 15کيلومتر دورتر و از دره گوهررود به اين محل انتقال يافتهاند. حفاری تپه مارلیک برای دکتر نگهبان و همکارهایش یک دردسر بزرگ بود. از درگیریها و بیمهریهای اهالی روستا که به تحریک قاچاقچیها انجام میشد، تا تهمتها و دردسرهایی که باعث و بانیاش مقامهای دولتی بودند و به دادگاهی شدن دکتر و همکارهایش کشید؛
دردسری بزرگ که به نتیجهاش میارزيد. در گذشته، تپه مارلیک محل زندگی مارها و موشها بود و بعضی معتقدند این محل به این خاطر مارلیک نام گرفته. بعضیها میگویند مارلیک تغییر یافته مارد لیک به معنای قوم مارد است
از این منطقه تعداد زیادی ظروف و اشیای سیمین و زرین به دست آمده که نشانگر ثروت فراوان ساکنان آن است. قدمت این آثار به
حدود 3 هزار سال پيش يعنى اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد مسيح مىرسد.
ماردیها – اقوام ساکن مارلیک – مردگانشان را با لباس رسمى و تزئينات کامل روى تخته سنگ و به پهلو قرار مىدادهاند. در
اين حالت زانوها اندکى خميده ميشدند. همراه مردگان، ظروف
تشريفات مذهبى، مجسمهها، زيورآلات، اسلحه، ابزار و ادوات، ظروف و ادوات آشپزخانه، مدل و نمونه ادوات مختلف و اسباببازى کودکان دفن مىشد. اين امر نمايانگر هويت و حرفه صاحب آرامگاه و عقايد مذهبى اقوام ساکن در محل بود. به جز اين اشيا، آثار و ادوات جنگى از جنس مفرغ مانند: خنجر، پيکان، سرنيزه و نيز وسايل تزئينى مانند: گوش پاککن، ناخن پاککن، گوشواره، دستبند، گردنبند، پيشانىبند، موبند، سنجاق سر و همچنين ادوات و وسايل مورداستفاده نظير ظروف، دوک نخ ريسي، ديگ، ملاقه، سيخ کباب، ظروف سفالين، پيکرکها و مجسمههاى سفالين و فلزى در مارليک يافت شدهاند. وسايل رزمى مانند: خنجر، شمشير، سرنيزه، سرگرز، مچبند، بازوبند رزمي و تيردان مفرغى بیانگر جنگجو بودن این اقوام است.
یکی از کشفیات مهم این تپه، 2 مهر استوانهای است که روي آنها به خط میخی نقش شده است. این مهرها به باستانشناسان برای تشخیص خط و تاریخ مارلیکیها بسیار کمک کرده است. در تپه مارلیک آثار مفرغی، موزاییک و بدل چینی،مجسمه و مهر یافت شده است.
خرس نشسته
این موجود عجیب و غریب یک خرس سفالی است که مثل آدمیزاد نشسته تا آدمی رغبت کند و از دهان ناودانی شکلش چیزی بنوشد. گوشهایش سوراخ شده و دستانش 4 انگشت دارد .

نیم تنه طلایي
آن 2 دکمه برجسته، لباس تشریفاتی و تاجی که بر سر این مرد طلایی است، خبر از خاص بودن شخصیت او میدهد. او یک سلطان است؛ یک سلطان با گوشوارهای بر گوش که با احترام دست به سینه و ظاهرا در حال نیایش است.
افسانه طلایی
آن پایین بز تازه متولد شده در حال شیرخوردن است. کمی بالاتر بزرگتر شده و شاخ درآورده و در حال خوردن برگهای درخت است.در ردیف سوم گراز و ترس از او وارد زندگیاش شده و بالاتر، لاشخورها مشغول تکه پاره کردن جسد او هستند و در نهایت موجودی شبیه جنین، نشانه تولد دوباره و زندگی دوباره است. در بین آثار کشف شده، صحنه شیر خوردن یک حیوان تازه متولد شده، بسیار کمیاب است. نقش گراز هم چندان در هنر دنیای باستان دیده نشده و کارشناسان معتقدند که ممکن است این نقش منحصر به هنر ایران بوده باشد. مشابه لاشخورهای این جام، در نقش برجستههایی که از شوش به دست آمده دیده میشود.
برچسبها: اسرار, تپه, مارلیک
تحلیل علائم و نشانه های گنج و دفینه
آموزش و فراگیری گنج و دفینه در کاوش و حفاریهای گنج.شناخت علائم گنج. آموزش نشانه شناسی در گنج.نشانه صلیب . گنج یابی . حفاری دفینه.دفینه. گنج . دفینه یابی . بار . زیرخاکی. علامت گنج. نشانه گنج. علامت دفینه. نشانه دفینه

به آن گردونه مهر نیز گفته می شود.قدمت آن به سالهای پیش از هخامنشیان دارد و در واقع نمادی آریائی است.این سمبل بر خلاف نظر بسیاری از مردم نشان صلح و توازن است كه متاسفانه بسیاری، شاید بخاطر استفاده هیتلر از این نماد برای حزب خود دچار اشتباه می شوند.تقریبا به جرات می توان گفت كه این نماد در سراسر دنیا پخش از امریكا و افریقا گرفته تا حتی استرالیا .ضمنا هندی ها نیز این سمبل مقدس را نمادی برهمائی می دانند.اما شاید علت پراكندگی این نماد در تمامی تمدنها این است كه آریائیها پس از ورود به فلات ایران دو قسمت شدند و عده ای از آنان به سمت اروپای امروزی رفتند و همین امر هم موجب پراكنده شدن این نماد شد.به عكس زیر دقت كنید كه مربوط به قاره افریقا كشور غنا می باشد.
این مورد مربوط به خرابه های متروكه ای مربوط به قرن 12 در اتیوپی امروز است. گردونه مهر یا همان صلیب شكسته، چلیپا ئی است با شاخههای ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است. که معمولاً با جهت افقی یا گوشههایی با زاویه ۴۵ درجه میباشد. در شکل هندینقطههایی در هر ربع آن قرار میدهند. واژه سواستیکا swastika از زبان سانسکریت آمده و آمیزهای از سو یعنی خوب و خوش + استی یعنی هستی و استی، میباشد؛ یعنی، خوش بختی و نشان خوشبختی. در ایران باستان چنین نشانهای را «گردونه مهر» میگفتهاند

این هم از تمدن هندو كه در موزه بریتانیاست.

و این هم گردنبندی از جنس طلا كه در گیلان پیدا شده و حدود 1000 سال قبل از میلاد قدمت داشته و در موزه ایران باستان نگهداری می شود.
و نهایتا کاوش های انجام شده در بخش تاریخی در سیستان و بلوچستان، بیش از 100 ظرف سفالی به دست آمد که روی آن نقش صلیب شکسته دیده می شود و نشان می دهد که این نقش در هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد متعلق به ایرانیان باستان و نماد چرخه زندگی و برکت بوده است. نقش صلیب شکسته روی ظروف سفالی و … پیدا شده در اسپیدژ یا همان منطقه باستانی سیستان و بلوچستان، 4 بز را نشان می دهد که شاخ هایشان را به علامت «+» به یکدیگر ساییده اند. نحوه کنار هم قرارگیری شاخ این بزها، تداعی گر گردونه حیات یا صلیب شکسته است. نقوش تکامل یافته تر این نماد در هزاره اول پیش از میلاد و در دوران اشکانی و ساسانی دیده می شود.
برچسبها: مفهوم آثار, علایم, تاریخی, گنج یابی, آثارشناسی
نشانه عقرب در دفینه و گنج یابی
آموزش گنج یابی و یافتن دفینه بر اساس عقرب. شناخت نماد عقرب در گنج و زیرخاکی.عقرب و گنج. نشانه گنج. علامت گنج. تله. حفاری. دفینه. راهرو زیرزمینی. سنگ نگاره.گنج بزرگ . دفینه بزرگ. نشانه عقرب در دفینه
عقرب نشانگر راه حل بوده تا در ادامه کار ، بهترین راه را انتخاب نماییم!

براي حل علامت عقرب بايد خصوصيات اين را خوب بدانيد. يكي از خصوصيات عقرب زهردار بودن و خطر آفرين بودنش است . به خاطر همين دفينه ايي را كه مي خواهيد پيدا كنيد رويش زهر ريختند يا تله فيزيكي دارد . در اين نوع حفاری باید بسیار مراقب بود. دفينه ايي است كه با دشواري و زحمت زياد مي توانيد آن را پيدا كنيد. دفينه عقرب در استخر ،چاه هاي آب و يا در انبار هاي زير زميني نزديك علامت است .اگر عقرب داخل غار است در اين صورت گنجينه اش در انتهاترين قسمت غار است. دنبال سنگي بگرديد كه بتواند زيرش لانه عقرب باشد. گنجينه مي تواند زير اين سنگ باشد . در اطراف و در زير زمين مي تواند اطاق كوچكي هم باشد. ديده شده است كه عكس ونماد عقرب در معني هاي مختلفي استفاده شده. كارهايي كه با سختي و زحمت زياد انجام شده عكس عقرب در اينجا موجود بودن يك خطر بزرگ را خبر مي دهد
مخصوصا در آسياب، استخر،چاه، غارها، انبارهاي زير زميني خيلي زياد با خطر مواجه مي شويد .تمام حوادث علائم ونمادها بطور كلي بايد بررسي شود وبعد از اينكه تله فيزيكي را از كار انداختيد جستجو را شروع كنيد. اگر عقرب تنها باشد نشانه دفينه و خطر است. عقرب يك علامت نادر و يكي از نمادهاي مسيحيان است . و در سنگ قبر كساني كه در خردسالي مي ميرند نيز مي تواند ديده بشود
عقرب با دم و يا مسيري را كه نگاه مي كند مي تواند جهت را نشان بدهد . عقرب يكي از علامتهاي مهم راه زنان است
عقرب و گنج. نشانه گنج. علامت گنج. تله. حفاری. دفینه. راهرو زیرزمینی. سنگ نگاره.گنج بزرگ . دفینه بزرگ. نشانه عقرب در دفینه
تشخیص آثار گنج و دفینه
آثار و علائمی که این خصوصیات را داشته باشد احتمالش زیاد است که نشانه دفینه باشد . علائمی که این خصوصیات را نداشته باشد روی آن وقت خود را تلف نکنید
برای حل نشانه ها قبل از همه باید دانش تاریخی داشته باشید ، یاد گرفتن تاریخ محل نشانه ،خصوصیات نمادها را دانستن ، (مثلا یک مار :خصوصیات یک مار سر نخ است) مکانهایی که بر خلاف جغرافیای طبیعی منطقه باشد مانند ، چاله ها ،خاک ریزها ،....
تقریبا در هر منطقه از کشورمان آثار و علائم حک شده بر روی سنگها را به شکلهای مختلف مانند نمادها، خطوط ، متن و عکس ها از موجودات زنده میتوان یافت . به این ترتیب یافتن معنی و مفهوم آثار بجا مانده از تمدنهای گذشته سالها مورد بحث و بررسی باستان شناسان قرار گرفته و در بعضی از آثار و علائم به نتیجه هایی هم رسیدند. نمیتوان تمام این آثار و علائم بجامانده از تمدنهای گذشته را نشانه گنج ودفینه دانست و این کاملا اشتباه است که هر علامتی نشانه گنج است. بسیاری از این آثار و علائم نشانه گنج نیست و مساله ایی که ما باید به آن توجه کنیم این است که کدام یک از این آثار وعلائم یقینا نشانه دفینه است . فراموش نکنیم اون شخصی که دفینه را گذاشته یه جوری گذاشته که بجز خودش کس دیگری نتواند محل دفینه را پیدا کند . می خواهم به شما بگویم که منطق ساخت نشانه ها اینگونه است . پس چگونه این علائم حل خواهد شد؟ ما در زیر سعی خواهیم کرد به صورت خلاصه جواب این سئوال را بدهیم
اول از همه به موضوعات زیر توجه کنید!
۱- منطقه ایی که نشانه وجود دارد باید آثاری از زندگی کردن انسانها در گذشته وجود داشته باشد
۲- سنگی که رویش حکاکی شده باید ثابت و بزرگ باشد
۳- سنگ نگاره ها باید بصورت برجسته یا فرو رفته باشد
۴- نشانه ها باید بصورت عمیق و ضخیم باشد
۵- در همان محدوده یک و یا چند ارتباط معنی دار وجود داشته باشد
۶- سنگی که رویش حکاکی شده باید محکم و مقاوم در برابر بلایای طبیعی باشد
۷- نشانه ها نباید روی سنگ، چسیبده به آب باشد(کسی در کنار آب گنج مخفی نمی کند)
آثار و علائمی که این خصوصیات را داشته باشد احتمالش زیاد است که نشانه دفینه باشد . علائمی که این خصوصیات را نداشته باشد روی آن وقت خود را تلف نکنید
برای حل نشانه ها قبل از همه باید دانش تاریخی داشته باشید ، یاد گرفتن تاریخ محل نشانه ،خصوصیات نمادها را دانستن ، (مثلا یک مار :خصوصیات یک مار سر نخ است) مکانهایی که بر خلاف جغرافیای طبیعی منطقه باشد مانند ، چاله ها ،خاک ریزها ،
واز همه مهمتر با روشهای باستان شناسی راه حل ها را جستجو کرذه و زودتر به نتیجه می رسیم
حال برای خواندن ادامه مطلب و کسب اطلاعات بیشتر می توانید با تهیه و خرید کتاب، به این امر دست یابید
گنج یابی . نشانه گنج. علامت گنج. علائم گنج. علامت دفینه. تشخیص گنج. آثار و علائم. تله ها.چشم طلایی. دفینه. رمزگشایی
ابزار و وسایل گنج یابی و حفاری
در شرایط امروز ما جویندگان گنج باید از این وسایل و تجهیزات استفاده کنند
۱- دستگاه ردیاب
۲- دستگاه نقطه زن
۳- بیل و کلنگ
۴- پتک . اسکنه، چاقو
۵- طناب به ضخامت ۵X۵ سانتیمتر و به طول ۴۰ سانتیمتر . شمع
۶- کلاه ایمنی
۷- طناب کنف ضخیم
۸- ماسک ضد گاز
۹- قطر با اندازه های مختلف
۱۰- ماله
۱۱- قلم مو
۱۲- فرغون
۱۳ – سطل و بالابر
۱۴- الک
۱۵- چراغ قوه
۱۶- قطب نما
با استفاده از این تجهیزات امنیت جانی و یک حفاری مطمئن را تضمین کنید
ابزار گنج . ابزار گنج یابی. وسایل گنج. وسایل گنج یابی. ابزارآلات گنج یابی.تجهیزات. مورد نیاز گنج. گنج یابی. وسایل گنج یابی
نشانه های خطر در گنج یابی
خطرات بزرگ گنج یابی. آموز شنشانه خطر دفینه.آشنایی با علائم گنج. خطر گنج. خطرات گنج یابی. نشانه گنج . علامت و نشانه دفینه. علامت, آثارشناسی. خطر مرگ. گنج یابی
توضیحات (نمادهای خطر) گنج یابی باید برای همه قابل فهم و درک باشد و اینها خیلی نمادهای مهمی هستند . این یک واقیعت است که ! گنجینه فقط می تواند توسط یک شخص زنده پیدا شود
خطرات بزرگ گنج یابی. آموز شنشانه خطر دفینه.آشنایی با علائم گنج. خطر گنج. خطرات گنج یابی. نشانه گنج . علامت و نشانه دفینه. علامت, آثارشناسی. خطر مرگ. گنج یابی
تپه گنج باستان
حسنلویی از عدم اختصاص بودجه های لازم برای نگهداری، ساماندهی این اثر تاریخی نیز گلایه کرد و اظهارداشت: در اثر غفلت مسئولان در سالهای قبل از انقلاب کارشناسان باستانی شناسی کشورهای خارجی چون آمریکا در ثپه حسنلو کاوش های زیادی انجام داده و آثار زیادی را با خودشان برده اند و متاسفانه بعد از پیروزیانقلاب اسلامی نیز این بی توجهی کاملا مشهود است.....
حسنلو گوشه ای از تمدن ۸ هزار ساله آذربایجان
حسنلو قدیمی تر از تختجمشید
تپه باستانی حسنلو در آذربایجان غربی، در جنوب غربی دریاچه ارومیه، در منطقه سرسبز شهرستان نقده (سرزمین تاریخی سولدوز) و در هفت کیلومتری شمال شرقی این شهرستان واقع است و به علت مجاورت با دهستان حسنلو به این نام معروف شده است.
ارتفاع این تپه از بستر رودخانه گدار که از کنار آن می گذرد، ۲۰متر و قطر آن حدود ۲۵۰تا ۲۸۰ متر است. چند تپه باستانی دیگر هم که ارتفاع آنها از ۱۵ متر تجاوز نمی کنند، در اطراف این تپه پراکنده اند.
به گفته بهمن کارگر(مدیر پایگاه پژوهشی حسنلو) تعدادی از اشیای مکشوفه تپه حسنلو در موزه ملی ایران نگهداری میشوند، که انتقال اشیای متعلق به تپه حسنلو از موزه ملی ایران به موزه حسنلو در دستور کار قرار دارد.
همچنین یادآور می شود: تپه حسنلو به عنوان یکی از محوطههای مهم تاریخی شمال غرب کشور و یکی از محوطههای کلیدی عصر آهن در کل ایران به شمار میرود.
نماینده مردم شهرستانهای نقده و اشنویه در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به قدمت هشت هزار ساله تپه حسنلو گفت:
متاسفانه با وجود اینکه این اثر قدیمی ترین اثر تاریخی کشور به شمار می رود ولی تاکنون به درستی به مردم و جهانیان معرفی نشده است.
علی زنجانی حسنلویی با بیان اینکه حسنلو شناسنامه سولدوز است اظهارداشت:
” اگر تا کنون توجه جدی با آثار تاریخی و فرهنگی این منطقه باستانی شده بود الان محل هایی چون تخت جمشید اینقدر معروف نبودند.”
وی ادامه داد:
برابربررسیهایی که انجام گرفته:
در تخت جمشید به هبچ عنوان، سکونتی شکل نگرفته بود و تامیخواست مورد بهره برداری قرار بگیرد ویران شده است.
خاطرنشان کرد:
این در حالی استکه حسنلو قدمتی بیش از شش هزار سال دارد و دارای سکنه بوده است
وی با اشاره به اینکه تپه حسنلو چهار لایه دارد گفت: آنچه در معرض دید عموم قرار دارد لایه چهارم است در حالی که اگر کاوشهای باستان شناسی در لایه های بعدی صورت گیرد می توان به تاریخ و تمدن چندین هزار ساله ایران پی برد.
حسنلویی به استقرار پایگاه باستان شناسی شمالغرب کشور در محوطه این اثر تاریخی گفت: منتظر هستیم از سال آینده کاوش های باستان شناسی با کمک کارشناسان داخلی و خارجی در لایه های زیرین اثر تاریخی آغاز شود.
نماینده مردم شهرستانهای نقده و اشنویه در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از کم توجهی مسئولان به این اثر تاریخی بیان داشت: باید به حسنلو افتخار کنیم و این اهمیتی که امروز به آن داده می شود به نظر ما کافی و ایده آل نیست باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
وی با اعلام اینکه غفلت از این اثر تاریخی در نتیجه بی توجهی مسئولان محلی و دور بودن از مرکزیت کشور است گفت: متاسفانه اهمیتیبه مسایل و آثار تاریخی استانهایی مثل فارس یا اصفهان می شود در این منطقه مدنظرقرار نمی گیرد.
حسنلویی از عدم اختصاص بودجه های لازم برای نگهداری، ساماندهی این اثر تاریخی نیز گلایه کرد و اظهارداشت: در اثر غفلت مسئولان در سالهای قبل از انقلاب کارشناسان باستانی شناسی کشورهای خارجی چون آمریکا در ثپه حسنلو کاوش های زیادی انجام داده و آثار زیادی را با خودشان برده اند و متاسفانه بعد از پیروزیانقلاب اسلامی نیز این بی توجهی کاملا مشهود است.
این نماینده آثار تاریخی را هویت و فرهنگ یک ملت دانست و افزود: حداقل سال کار باستانشناسی لازم است تا همه زوایا و موجودی غنی تاریخی این مکان باستانی شناسایی شود و اعتباراتی که برای این منظور پیش بینی شده کافی به نظر نمی رسد.
ارتفاع این تپه از بستر رودخانه گدار که از کنار آن می گذرد، ۲۰متر و قطر آن حدود ۲۵۰تا ۲۸۰ متر است. چند تپه باستانی دیگر هم که ارتفاع آنها از ۱۵ متر تجاوز نمی کنند، در اطراف این تپه پراکنده اند.
شناسایی و حفاری این تپه باستانی در سال ۱۳۱۳ صورت گرفت. در طی این حفاری، تعدادی ظروف سفالی با اشکال متنوع و مختلف به دست آمد. در سال ۱۳۳۶ کاوش علمی و تخصصی تپه باستانی حسنلو را هیئت حفاری و کاوش مشترک ایرانی – آمریکایی آغاز کرد و در این حفاری و کاوش، از خرابه ها شهر، دژی از زیر خاک بیرون آمد که به عقیده باستان شناسان متعلق به قوم “ماننا” است.
از دو بخش عمده تشکیل شده است:
قسمت نخست به تالار شاهی یا معبد سلطنتی معروف است و در آن سکوهای بزرگ و کوچکی دیده می شود و در انتهای جنوب تالار تختگاه یا محراب معبد قرار دارد و در این قسمت سکوهای بزرگ و کوچک دیده می شود.
قسمت دیگر، تالار بزرگ یا معبد اصلی است که در ضلع شمالی و مجاور بناهای تالار اول قرار گرفته و کف آن فرش شده است و در آن دو قطعه سنگ بزرگ دیده می شود. باستان شناسان این دو قطعه سنگ سرخ رنگ و بزرگ را وسیله ای برای مجازات محکومان یا برای به جا آوردن قربانی به درگاه رب النوع می دانند که سر قربانیان و محکومان را روی آن می گذاشتند و از تن جدا می کردند. در انتهای این تالار، سه ستون بزرگ سنگی جای گرفته است.
پشت این ستونهای چهار متری، خانه های کوچکی با مصالح سنگی قرار دارد که به نظر باستان شناسان، محل سکنای بردگان، کنیزان یا خادمان معبد بود. در این قسمت، اسکلت ۴۰ زن نیز پیدا شده است. دور تا دور بناها را حصار و بارویی به ارتفاع شش متر فرا گرفته است که قسمتی از این بارو و حصار و کنگره های آن در ضلع غربی بر اثر کاوش و حفاری نمودار شده است.
این تپه دارای ۱۰ دوره متمایز سکونت است که آنها را از قدیم به جدید یعنی از دوره دهم تا دوره اول که آخرین دوره است، تقسیم بندی کرده اند. این دوران از دوره ابتدایی سنگی آغاز و تا دوره باستانی، مادها و دوره اسلامی ادامه می یابد.
قدمت دوره ابتدایی و سنگی تپه حسنلو به عقیده دکتر رابرت دایسون، باستان شناس آمریکایی و سرپرست هیئت حفاری تپه حسنلو، به بیش ازشش هزار سال قبل از میلاد برمی گردد. تاریخ تقریبی سکونت اول به حدود هزاره ششم قبل از میلاد می رسد و دورانی را شامل می شود که تپه حسنلو زیاد مورد توجه نبود. در این دوره ها به بناهای خشتی گلی و سنگی برخورد شده است.
از دوره چهارم سکونت در تپه حسنلو، یعنی در هنگام آتش سوزی بزرگ تا دوره هفتم سکونت، آثار ساختمانی به دست آمده است که دلالت بر سکونت در این تپه دارد. دوره چهارم حسنلو مهمترین دوره فرهنگی این دوره است. در میان بناهای سمت شرقی حیاط مرکزی، بقایای چند انبار و اصطبل قابل تشخیص است که از این انبارها مقدار زیادی خمره کشف شده است که به گمانی به درد ذخیره آب دژ می خورد و به گمانی دیگر مخصوص نگهداری مشروبات بوده است.
در دژ حسنلو، اتاق هایی نیز به انبار و آشپزخانه و اسلحه خانه اختصاص داشته است، از اسلحه خانه که معلوم نشده کارگاه اسلحه سازی یا محل نگهداری جنگ افزار بود، مقدار زیادی شمشیر و سه نیزه آهنی کشف شده است.
از تپه باستانی حسنلو در سال های۱۳۱۳ تا ۱۳۵۸طی حفاری های باستان شناسان ایرانی و آمریکایی انواع و اقسام ابزار و ادوات جنگی مانند شمشیر، خنجر، نیزه، سرنیزه هایی از جنس مفرغ و آهن به همراه هزاران ظروف سفالی و اشیای استخوانی سنگی سفالی، شیشه ای و فلزی گوناگون که هر یک دارای ارزش تاریخی، باستانی و هنری هستند، کشف شده است که در موزه ها ایران باستان، آذربایجان، آمریکا، فرانسه و دیگر کشورهای جهان نگهداری می شود.
جام زرین حسنلو
مهمترین اثر مکشوفه تپه باستانی حسنلو که اهمیت ویژه ای در جهان و باستان شناسی دارد، جام طلایی حسنلو است.
این جام اثر کاملاً خیره کننده ای است؛ زیرا بیش از حد ظریف کاری داشته و فاقد ترکیب مجلل است. قدمت جام طلایی کشف شده از تپه حسنلو در حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح است.
بر روی بدنه این جام معروف، نقش های بسیاری حک شده است که احتمالا داستان حماسی را روایت می کنند.
با ساماندهی این اثر تاریخی امید می رود گرد فراموشی از چهره آن زوده شود و مردم بیش از پیش با تاریخ هشت هزار خود آشنا شوند.
گنج باستان. گنج ایران. تپه گنج. آثار باستانی, تپه, تپه حسنلو, تخت جمشید, حسنلو



















