دفینه
دَفینه به مجموعهای از سکهها و اشیای باارزش گفته میشود که در قدیم در زیر خاک دفن شدهباشد. دفنکنندههای این اشیای باارزش معمولاً این کار را با این قصد انجام دادهاند که پس از مدتی گنجینه را دوباره از زیر خاک بهدر آورند اما در برخی موارد، مرگ دفنکننده باعث باقی ماندن دفینه در زیر خاک شدهاست.
به عبارت دیگر به اشیاء قیمتی و ارزشمندی مانند طلا و نقره که به منظور محافظت از بلایای طبیعی، جنگ ها و دزدان و راهزنان، در جاهایی مانند زیر خاک، داخل دیوارها، در پای درختان، چاه ها، قنات ها و این قبیل محل ها مدفون شده است دفینه یا گنج گویند.
دفینهها ممکن است پس از مدتهای مدید توسط جویندگان گنج، باستانشناسان، یا توسط افراد معمولی به طور اتفاقی کشف شوند. اشیای کشفشده باارزش توسط جویندگان گنج یا افراد غیرکارشناس معمولاً معروف به اشیای «زیرخاکی» است.
فراموش شدن محل دفن یک دفینه یا تغییرات در جغرافیای محل میتواند باعث سخت شدن و طولانیمدت شدن بازیافت آن شود.
از دفینههای معروف در آسیا میتوان به دفینه دژ زیویه در ایران و دفینه طلاتپه در افغانستان اشاره کرد.
بسیاری نیز از بزرگترین دفینه جهان در ایران نام میبرند که هنوز یافت نشده است. بنا به روایات و مستندات تاریخی این دفینه متعلق به داریوش سوم هخامنشی است که شاید بزرگترین گنج تمام دورانها باشد. بخشی از این گنج را اسکندر مقدونی زمانی که در سالهای حدود (۳۳۴ ق. م) امپراطوری ایران را تسخیر کرد به تاراج برد. این گنجینه که به گفته کارشناسان حدوداً نصف دارایی خاندان هخامنشی بوده، تا به امروز همچنان در مکانی به شعاع ۱۰۰ کیلومتر، در اطراف شهر همدان خفته است. گنجینهای که معلوم نیست کی و کجا بیدار شود و جهانیان را محو عظمتش کند.
امام زاده (قل قلی ) گیلان
نام اصلیاش «محمد بن حَنفیه» است؛ اما مردم محلی آن را «امامزاده قلقلی» یا «غلتان» نامیدهاند، حکایت این نام هم در روایت برخی مردم ریشه دارد که معتقدند برای حاجت گرفتن باید مسیری را غلتان طی کرد.
نام اصلیاش «محمد بن حَنفیه» است؛ اما مردم محلی آن را «امامزاده قلقلی» یا «غلتان» نامیدهاند، حکایت این نام هم در روایت برخی مردم ریشه دارد که معتقدند برای حاجت گرفتن باید مسیری را غلتان طی کرد.
به گزارش خبرنگار سرویس گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، امامزاده حنفیه یا قلقلی را در راه قزوین - گیلان میتوان یافت، در 15 کیلومتری شهر «لوشان» و در روستای مرتفع «بیورزن». آرامگاه این امامزاده را در ارتفاع 1045 متری ساختهاند. سنگ بنای آن در زمان آل بویه گذاشته شد و در هر دوره، این بنا را به نحوی بازسازی کردهاند؛ اما ساختمان تاریخی امامزاده در زلزلهی رودبار سال 1368 کاملا فرو ریخت و دوباره ساخته شد. حالا شکل آن شبیه بیشتر امامزادههایی است که در شمال کشور دیده میشود، ساختمانی آجری و مکعبیشکل با درها و پنجرههای فلزی سبز رنگ و گنبد و منارههایی طلایی.
امامزاده حنفیه را بیشتر، مردم محلی و گیلکها میشناسند؛ ولی با همان نام «قلقلی». هر سال هم جمعیت زیادی بهمناسبت رحلت رسول اکرم (ص) برای زیارت به این امامزاده میآیند، خیلیها هم این باور را دارند که برای گرفتن حاجتشان باید در این امامزاده غلت بزنند.
اندک اطلاعات مربوط به این امامزاده را میتوان در پورتال استانداری گیلان رودبار پیدا کرد، البته نه با نام امامزاده قلقلی یا غلتان، بلکه با همان نام محمد بن حنفیه؛ ولی همین نام عجیب محلیاش است که تا به حال توجه خیلیها را جلب کرده و حتا به آن مکان کشانده است، نامی که از روایتهای دهان به دهان مردم باقی مانده و ظاهرا هم هیچ سند مکتوب و مستندی که تأییدکنندهی رفتار مردم در این امامزاده برای گرفتن حاجتشان باشد، وجود ندارد.
روایت است به این دلیل، این امامزاده را قلقلی مینامند که در زمان حیات حنفیه، ایشان داخل چاه میافتد یا شاید به چاه انداخته میشود، اسب ایشان طناب را داخل چاه میاندازد و با غلتیدن، محمد بن حنفیه را بیرون میآورد. نقل دیگری هم وجود دارد؛ بین یکی از امامزادگان و کفار درگیری میشود و در محلی که به شهیدگاه معروف است، به ایشان (محمد بن حنفیه) ضربه وارد میشود و از اسب میافتد و به حالت غلتان از آن مکان به محل دفن کنونیاش میرسد و به شهادت میرسد. برای همین سالها است مردمی که به این امامزاده میآیند، طبق همین روایتها، مسیری را غلت میزنند تا حاجت بگیرند.
آنها جلوی ورودی امامزاده دراز میکشند، نیت میکنند و سپس غلت میزنند و از پلهها پایین میروند، همانطور هم غلتزنان به سر جای اولشان برمیگردند و معتقدند اگر در این غلت زدن آسیب نبینند، حاجت خود را میگیرند.
البته معلوم نیست سازمان اوقاف که متولی امامزادهها در کشور است، آیا تا به حال برای بررسی این روایتها و وجود مستنداتی که تأییدکنندهی باور مردم باشد، اقدامی انجام داده است یا خیر
کفن دزدها
کسانی که روزها در گورستان ها می گشتندو قبور مرده های تازه را شناسایی میکردند و شب سراغ آنان رفته و علاوه بر دزدی کفن ،گاهی به مرده ها هم تجاوز میکردند.
کفن مرده ها از کرباس و متقال نبوده ، اعلاترین آن چلوار (نوعی پارچه کم ارزش) بوده که از تن میت در آورده و آن را به بهای اندک (سه چهارشاهی) به دوخته فروشهای دروازه فروخته و آنها هم آن را برای روستایی ها می دوختند.و به آنها می فروختند.و تن میت بیچاره که این وسط از قبر بیرون مانده وطعمه حیوانات و پرندگان میشد.
عده ای نیز بودندکه شبها پارچه سفیدی مانند کفن بسرمیکردند و درگورستانهایی که درجنوب شهر بود و محل عبور و مرور مردم جنوب شهری ، مخفی میشدند و به یکباره از گودالی برمیخاستند و موجب ترس و هراس مردم میشدند.و همین فرصتی میشد که جیب عابران راخالی کرده و حتی لباس هایش را غارت کنند.
این کارموجب وحشت عمومی مردم شده بود،حتی ماموران نیزجرائت مقابله باآنان را نداشتند.
تا زمان پهلوی اول که نظم بیشتری ایجاد شدو راهزنان از خندق رانده شدند.
سنگ نگاره در نمادشناسی گنج
سنگ نگاره ها (Petroglyph) دسته اي از آثار باستان شناسي است كه در مجموعه بزرگتري به نام هنر صخره اي مي گنجد، شامل هر اثري از انسان كه روي سنگ طبيعي پياده شده باشد از نقاشي هاي پيش از تاريخ بر ديوار غارها گرفته تا سنگ نگاره ها كه آثاري كنده شده روي سنگ ها و صخره هاي رها در طبيعتند.سنگ نگاره ها در همه قاره ها به جز دو قطب شمال و جنوب ،كه در دوران كهن هرگز محل زندگي انسان نبوده،پيدا شده اند.براي همين سنگ نگاره ها هنري جهاني هستند كه با شروع تمدن دشت نشيني،شكل گيري اجتماعات بزرگتر و آغاز كشاورزي نخستين نشانه هاي نياز انسان به خط و علائم ارتباطي بوده اند
تجسس وقبرستان های دارای اموال و هدایا
دوستان دفینه ای قبرستان یعنی هدایای مفرد افراد طبق مقامات شخص در جامعه بوده که زندگی کرده
دوستان قبرستانهای باارزش هست که مکان انها دارای تمدن خاص وفرهنگ بالای از دوران خود باشد همچون شهر اوروک در عراق که یکی بزرگ ترین تمدن شهر نشینی وقدیم ترین شهر باستان بوده ودارای حاکمان واشخاص بلند مرتبه همچون بازرگانان وزرا حاکمان واشخاص عالی رتبه واشراف زادگان بوده
در روستاهای صعب العبور وقبرستان های در محیط های کوهستانی بجز گوردخمه ها در غارها و دخمه برج خاموشی ها اموال خاصی در قبرستان عموم نیست
در قبرستانهای که امام زادها وجود داشته باشد متراژها فرق دارد برای پیدا کردن اموال وسفید خانه یا قبر اتاقکی انها
در محیط قبرستان باید
سه چشمه وجود داشته باشد یکی که از همه پراب تر هست واب ان به رودخانه موصول نمیشه وبعد چند متر اب به داخل خاک میرود مطرح تر هست
چون عقیده براین بوده این اب پاک ومطهر هست وباید
در این محیط تا فاصله دویست متر سنگ مرده شور باشد اینم شاخص دیگر
اما گاها در این محیط امام زاده نیست درخت مقدس هست
یک قبرستان خوب در محیط
با علایم همچون جوغن های خوش تراش معمولا سه قبر خوب میده اما باتفاوت متراژهای مختلف
گاها تا ۳۰۰متر هم هست
ودر دوجهت
طلوع
وغروب
وگاها شمال
دوستان دفینه های حکومتی همانند دفینه شخصی نیست
دفینه های حکومتی از قانون و قواعد مشخص همراه باقاعده محیط وفضا داراهست همراه با پازل محیط وپارمترهای مختلف
دوستان مقبرها اسم های خاصی دارند در محیط قبرستان
همچون
پیر زن
شاهزاده
بی بی
چهل دختر
دوخواهر
خواهر برادر
عروس داماد
و...
اینا بعنوان مقبرها محسوب میشوند
اما اگر بصورت رخ و نمادهای حیوانی باشد خیر مربوط به دفینه هست
چون این افراد مهم هستن
بعنوان مقبره محسوب میشوند
ودارای اتاقک هستند
این محیط ها اکثرا در بالاترین نقطه کوه واکثرا بصورت تخت گاه هستن
نه تنگه ای دارن
نه مخفی کاری بسیار سخت
اکثرا بصورت سنگ های انباشته شده
یانشت زمین هست
در این محیط
اما برای پیدا کردن دخمه ها اکثرا در ۹۰درصد موارد روبه طلوع ودر دید دشت هست
وباید در پایین ان رودخانه یا چشمه معروف باشد
طلوع برای روشنای
واب برای پاکی در نزدیک محل
اما
تپوله های که دارای قبرستان هست
این محیط باید دارای سنگ غریب باشد
واکثرا سنگ غریب ها بعنوان سنگ لاو استفاده شده
سنگ لاو همان سنگ قبر هست
واکثرا بصورت سنگ اهکی هست
در این محیط اگر جوغن های خوش تراش باشد
ودرمرکز سه روستای کهن بصورت مثلث بسیار باارزش وقابل به برسی هست ودر این محیط ها چون تپه بصورت خاکی هست اکثرا دارای اتاقک های ساروجی هست ودر عمق بالای پنج متر
ودلیل پایین بودن این قبرها به دوعلت هست
یک بخاطر گزند حیوانات ونفوذ اب و شرایط جوی
دو بخاطر دستبرد نبردن دزدان وراهزنان
واکثرا این قبور بخصوص شاهزادگان واشراف زادگان بصورت جسد شیمای هست
چون دایین تدفین ایرانیان مومیای نبوده
جسد رو شیمای میکردن واین هم شرایط خاص خودشو دارد
اما اعداد ومتراژهای مشخص در ادوار مختلف
دوستان در ایین غیر اسلامی عدد هفت بسیار مطرح بوده وبخاطر همین هست که در محیط باستانی طبق نماد مشخص کارشناس هفت یارد یا ارش رومشخص میکند
امادر اسلامی عدد هفده بسیار مطرح هست بخصوص در دفینه درختان همچون داغداغان یا گز یا بن
اما در مسیحیت عدد ۱۳۵بسیار مطرح هست وچون درایین مسیحیت ماهی بسیار مطرح بوده ودریک جمع از مسیحیان در کلیسا با ۱۳۵ماهی لشکری از مسیحیان صرف شده واین روایت در بین انها مطرح هست متراژ در مسیحیت بسیار تقدس هست
امادر یهودیان اعداد فرد همچون سه یا پنچ یا هفت و ... مطرح هست واکثرا با علایم مدنظر همچون ستاره پنج پره یا هفت ره یا با منورهای سه یا پنج یاهفت شاخه متراژ رو برای دفینه ها و قبرهای خودمشخص میکردن
اما خاستگاها
در زردتشتیات جهت طلوع واتشکدها ومعابد بسیار مطرح هست
در اسلام جهت قبله
در مسیحیت بیت المقدس
در یهودیت ستاره داود
دوستان وقتی دیک محیط از قبرستان قرار میگیرید باید بتونید نحوه وجهت ومسیر کار رو مشخص کرد برای کاوش
ویک نصیحت دوستانه
عزیزان در کارهای هخامنشی دنبال تپه ها نباشید
چون مقبرها وقبور باارزش همشون یا تو صخرها هستند یا در قبرستانهای سنگی بصورت تخت فرش هست وبسیار سخت
در اشکانیان بصورت گورخمره ای ها و تپه های ارامنه هست که مهمترین قبر در زیر تمام قبورساخته شده در تپه هست
در ساسانیان بعنوان مقبرهای سنگی در بالاترین نقطه کوه وبصورت کله قندی ودر تخت گاه هست
امادر اسلامی باری در قبور وجود ندارد مگر انکه
همچون جنگ شاه اسماعیل در مقابل عثمانیان که بیش از بیست هزار سرباز خود رو از دست داد وهمه انها رو با کلاه وزره وشمشیر و خنجر خود دفن کرده است
وشاید درگاها به قبوری برخورد کردید که بصورت ایستاده بود واکثرا در محیط شیب کوه در جهت طلوع یا غروب بوده این مربوط به ایین ۴۰۰۰ساله هست که قامت رو به طلوع یا غروب نورانی میکردند
دوستان مقبرهای داخل غاره ها محبث خاصی دارد واکثرا در مابین ۳۰تا ۸۰متر این غارها طول دارند و مربوط اکثرا به اشخاصی همچون
مغان
یا خاخاه
یا حاکمان واشخاص بلند مرتبه ودارای چندین اتاق و تله و مشکلات خاص خودش هست پیشنهادم اینه دراخل غارها حتی بعنوان استراحت هم نروید چون وسوسه میشید برای حفاری و مرگی حتمی بدون علم
بررسی سنگ نگاره بز کوهی
تحقیقات پژوهشگران نشان میدهد نقش و طرح های به کار رفته در حدود 90 درصد از سنگ نگاره های باستانی کشف شده در سرتاسر جغرافیای ایران مربوط به بز کوهی است.
اگر چه دوره تاریخی این سنگ نگاره ها و فاصله انها از هم بسیار زیاد است اما با این حال شباهت های میان این طرح ها در نوع خود شگفت آور است.
سنگ نگاره ها یا هنرهای صخره ای کهن ترین آثار تاریخی و هنری بجامانده از بشرند. کارشناسان بر این باور هستند سنگ نگاره ها سرمنشا و بستر بوجود آمدن حروف رمزی، خط، تبادل پیام، زبان، تاریخ، اسطوره ها، هنر و فرهنگ ها هستند به همین دلیل آنها از بهترین ابزارهای رمزگشایی ماقبل تاریخ به حساب میآیند.
هیچ مدارک و شواهد قابل اعتنایی بهتر از سنگ نگاره ها برای کاوش و بررسی و پژوهش در تمدن ها و فرهنگ های دور تاریخ در دست نیست، با کمک این طرح ها میتوان تاریخ خط، هنر، زبان، محیط اقلیمی، اسطوره ها، فرهنگ و از همه مهمتر نوع اندیشه ی انسان های ادوار کهن را مطالعه کرد. هنرهای صخره ای، تنها هنرتجسمیاست که مرز جغرافیایی مشخصی نداشته و همه ی ملل جهان فارغ از فرهنگ، نژاد و حتی اقلیم های جغرافیایی بسیار بعید از هم، از آن گذر کرده اند.
از این لحاظ هنرهای صخره ای اسناد دست اولی هستند که اکنون در دسترس پژوهشگران و افراد علاقمندند، با بررسی و پژوهش بر روی سنگ نگارها در ایران نشان میدهد نقش بیشتر از 90 درصد آنها را بزکوهی تشکیل میدهد، بقیه آثار نیز مربوط رقص های آیینی متعدد ، شکار، مضمون كتیبه های خطی پروتو ایلامیو ایلامیو نقش های دیگر است. این را محمد ناصری فرد متخصص نقوش صخره ای در ایران و نویسنده کتاب سنگ نگاره های ایران به خبرگزاری میراث میگوید.
پرسش اما این است که علت انکه بز کوهی تا این میزان در هنر و آثار انسان های تاریخ کهن نقش داشته چیست، ناصری فرد در پاسخ به این پرسش میگوید: “به اعتقاد من نقش بزكوهی نماد ایران باستان، با مضمون آبخواهی، زایندگی، فراوانی نعمت و محافظت است. تعبیری از یك فرشته كه در مواقع سختی ها از آن كمك خواسته میشد و ریشه این باور به یكی از اسطوره های ایران باستان برمیگردد.”
سنگ نگاره ها یا هنرهای صخره ای کهن ترین آثار تاریخی و هنری بجامانده از بشرند. کارشناسان بر این باور هستند سنگ نگاره ها سرمنشا و بستر بوجود آمدن حروف رمزی، خط، تبادل پیام، زبان، تاریخ، اسطوره ها، هنر و فرهنگ ها هستند به همین دلیل آنها از بهترین ابزارهای رمزگشایی ماقبل تاریخ به حساب میآیند.
نقشهٔ راه شاهی که در دوران امپراتوری هخامنشی ساخته شد، به مسافت ۱۷۰۰ مایل از شوش تا سارد و با عبور از اربیل نزدیک نینوا، با داشتن چاپارخانه جهت تعویض اسبهای خسته در هر ۱۵ مایل از طول مسیر، کیفیت ساخت این جاده در روزگار باستان به شکلی بود که طی ۷ روز میتوانستند از شوش به سارد سفر کنند، این جاده در زمان خودش از اهمیت استراتژیکی بسیاری برای امپراتوری هخامنشی برخوردار بود.
دامغان، زمانی با نام صد دروازه
به یونانی: هکاتوم پلیس، پایتخت دولت امپراطوری اشکانیان بودهاست
نام کهن دامغان (گومش یا قومش) است قدیمی ترین اشاره به این شهر باستانی در کتیبه سارگون دوم آشوری است که به نام "پات نانه" آمدهاست یعنی شهری که ۹۹ نگهبان دروازهها دارد. وفاصله آن از دریای تی تی (دریای نیلوفر آبی، منظور دریای مازندران) هفت روز راه بهشمار رفتهاست.
چند فرمان انسان دوستانه کوروش در بابل
کوروش بزرگ که بابل را فتح کرد دستور ها و مداراگری هایی در این فتح انجام داد که تا پیش از آن بی سابقه بود که کسی به عنوان یک فاتح در کشور شکست خورده اینگونه رفتارکند. چند تا از فرمانهای او را در زیر میخوانید:
1-دستور داده شد که هیچ ایرانییی با سلاح به هیچ معبدی نزدیک نشود.
2-ورود سپاهیان به درون معابد نیز به کلی ممنوع اعلام شد.
3-کوروش ضمن خطابه یی به همهی مردم شهر اعلام کرد که هدفش آرامش و آسایش مردم بابل و میانرودان است؛و تاکید کرد که هیچکس مورد پیگرد قرار نخواهد گرفت و هیچکس بازداشت نخواهد شد و به هیچکس تعرض نخواهد رفت.
4-او به سپاهیان و کارگزاران دستگاه سلطنت نبونهید[شاه شکست خوردهی بابل] همه بخشا (عفو عام) داد.
5-کوروش نبونهید را پس از دستگیر شدنش به دست مردم تنها به شوش تبعید کرد و زیر نظر قرار داد.
6-در سالنامهی بابلی آمده که کوروش فرمان نوسازی دیوارهای شهر بابل را صادر کرد و خودش اول از همه سطل آب و خشت و سنگ و سبدهای گل برد و همگان با دیدن این اقدام او دست به کار شدند.!!!!
7-ارتش نبونهید دستنخورده ماند و به اطاعت کوروش درآمد (یعنی کوروش سران و سربازان ارتش شکست خوردهی بابل را اعدام یا دستگیر نکرد و آنها ابقا شدند تا از تجربیاتشان استفاده شود)
8-همهی کارگزاران شاه سابق (نبونهید) در شغلهاشان ابقا شدند و بلندپایه ترینشان به مشاوران شاه در امور بابل تبدیل شدند.!!!
تومولوس
تقریبا در بیشتر موارد ارتفاع و قطر زیر ۱۰ متر
۲ درب ورود طلوع یا غروب خورشید
۳ سفید خانه در بیشتر موارد ۳ متر بعد از رسیدن به سطح زمین
۴ نوع تپه دست ریز و رنگ خاک متفاوت از تپه های اطراف
۵ دارای تله……………
۶ برای اختفا اموال (بسیاری از موارد را در بر میگیرد)
۷ در بیشتر موارد هرمی منظم
۸ دارای نوع نادر قلوه سنگی همراه خاک کم
۹سفید خانه غالبا ساروج
تومولوس ها متفاوت هستند
بعضی ها محل سکونت بوده اند فقط برای اشراف زادگان و عوام در پایین و اطراف تپه همچنین ارتفاع ایت تپه ها زیاد است حداقل ۲۵ متر با پهنای زیاد
در ۴ طرف این نوع تپه ها برجک های کوچک نگهبانی وجود داشته است هرچند برجک های دورتری هم داشته اند در کنار این نوع تپه ها یک چشمه ی بسیار بزرگ وجود داشته است که همگی از آن آب استفاده می کردند در مرکز این تپه ها اکثرا چاهی وجود دارد برای دو کار : اول تهیه ی آب داخل امارت و دوم فرار از راه مخفی که معمولا خروجی آن جنوب و جنوب شرقی است
یک نوع توکولوس وجود دارد که کشیدگی دارد یعنی از یک طرف شیب تند و از طرف دیگر شیب ملایم دارد که معمولا شرق به غرب هستند و شیب تند در شرق قرار دارد و ارتفاع آن به حداکثر ۱۰ متر میرسد
از سمت شرق و گاهی شمال این تپه ها چشمه ای در جریان است که بسمت غرب روانه است در قسمت جنوب این تپه ها قبرستان خوبی وجود دارد این نو تپه ها نیز محل فعالیت روزمره بوده است و سفال زیادی دارد البته در بعضی موارد دارای ۳ اتاق پله ای هستند که از جنوب به شمال افزایش عمق دارند و سربار آن در سمت جنوب غربی جایی که تپه مانند بدن ماهی یک پیچ یا انحنا دارد قرار گرفته است
تپه ای دیگر وجود دارد که کاملا گرد است و ارتفاع آن به ۱۵ الی ۳۰ متر میرسد و در قسمت شرق تا جنوب بخصوص جنوب تپه قبرستان خوبی دارد از نوع سنگچین و چند طبقه ای
در سمت جنوب غربی دو پایه ی سنگچین و ملات دارند که شبیه برجک بوده است و دارای یک تونل شرقی غربی است که به ۳ اتاق خطم می شود و معمولا درب ورود از سمت شرق و گاها همراه درب شرقی در نیمکره ی شرقی تپه در عمق ۵ متری یک تونل در وسط نیمکره شرقی وجود دارد که آن هم به اتاق میرسد
اما تپه هایی هستند که در کنار خود تپه های کوچکتری دارند که ردیف آنها از سمت شرق و شمال شرقی به غرب و جنوب غربی است و معمولا تپه ی کوچکتر در غرب تپه ی بزرگتر است . تپه بزرگ محل زندگی بوده است و تپه ها ی کوچکتر مقبره ی افراد بزرگ و باز هم در سمت جنوب قبرستان افراد عادی. تپه های کوچک دارای یک اتاقک با ابعاد معمولا ۲*۴ هستند که اکثرا بر اثر رانش و زلزله پر می شوند و حفار در هنگام کار باید تشخیص دهد از روی آثار که در اتاق است یا اطراف
درمورد تومولوسها باید خدمت شما عرض کنم که در مکانهای که تومولوس بر پا میشده قبل از هر چیز زیر بنای آن را درست میکردند که به قول معروف شناژ بندی میکردند و بعد روی آن اتاق مزار و بنا درست میشد و این نوع کار بیشتر در مناطق کویری استفاده میشده در این نوع تومولوسها هیچ قلوه سنگ یا لایهای از سنگ وجود ندارد وفقط از گل. و گل درست شده از خاک رس درست شدن و زیر بنای اون هم از همین لایه گل که از خاک لا و رس که به صورت گل در آمده و حسابی ورزیده شده درست میشه عمق زیربنا یا همون شناژ ممکنه بیشتر از ده متر زیر زمین باشه و این زیر بنا فقط برای این ساخته میشده که تحمل بنای سنگین روی خودش را داشته باشه و در مقابل زمین لرزه و موارد مشابه مقاوم باشه . توی همون منطقه نزدیک تومولوس احتمال داره که چیزی شبیه به تپهای کوچک و یا گل رس دست ریز که مانند یک تپه کوچکی سر از زمین بیرون اورده باشه که اگه اونا را حفاری کنند بعد از حفاری متوجه دست ساز بودنش میشید و لایهای داخلش با لایهای زیر بنای تومولوس اصلی دقیقا مشابه هست و هیچ بار یا اتاق یا جنازه ای داخلش نیست و دلیلش اینه که اینها زیربناهای هست که آماده میشدن تا در موقع لزوم بنای تومولوس جدیدی را روش بنا کنن که دیگه به هر دلیلی استفاده نشده مونده.
بنای توملوس که روی این زیر بناها {شناژ} احداث میشدن از بیرون و بالا به ترتیب زیر هستند اول لایه خاک نرم که عمق چندانی ندارد. دوم لایه ای بسیار سفت و سخت که برای جلوگیری از دستبرد درست شده. سوم لایه ای درست شده از گل لا که هرچی عمقش بیشتر باشه مقام فرد دفن شده بیشتر هست و لایهای نازکی از سنگ کوبیده شده نمک برای سفت شدن زودتر گلها استفاده میشده و تا انتهای شناژ یا همون زیر بنا این لایهای نمک لایه به لایه وجود داره. و سوم لایه ای از گل که از خاک رس درست شده و اکثرا زیر بنا را نیز با همین دو نوع گل درست میکردند و در بین لایهای که روزانه کار میشده لایهای نازکی از سنگ نمک وجود دارد به این دلیل که لایه کار شده در اون روز زودتر سفت بشه و روز بعد یا روزهای بعد بشه لایه جدیدی روش درست کرد به همین دلیل چیدمان لایهای نمک منظم نیستند


