کشف یک اردوگاه تاریخی ارتش ایران در فلسطین
باستان شناسان با بررسی بقایای باستانی تپه ای به نام «تل کیسون» در سرزمین تاریخی فلسطین، یک اردوگاه ارتش 2500 ساله کشف کرده اند که احتمال زیاد می دهند متعلق به ارتش ایران بوده است.
حدود 2500 سال پیش کمبوجیه دوم پادشاه ایران با ایجاد ارتشی برای حمله همه جانبه به مصر آنها را در فلسطین مستقر کرده است.
به نوشته این روزنامه، اکنون باستان شناسان معتقدند که احتمالا این اردوگاه را در شمال سرزمین فلسطین کشف کرده اند واین مکان نقطه شروع حمله این پادشاه هخامنشی به مصر بوده است.
در میان کشفیات منطقه تل کیسون بقایایی وجود دارند که قدمت آنها به دوره پارسی بر می گردد.
تل کیسون تپه ای با ارتفاع 28 متر در مرکز دشت ساحلی عکا واقع شده است.
اشیای سرامیکی و ظروف آشپزی یونانی و فنیقی آن زمان در تل کیسون نشان می دهد که این منطقه بخشی از اردوگاه ارتش بزرگ هخامنشی بوده است.
کمبوجیه ارتش خود را بین سالهای 520 و 530 قبل از میلاد برای روانه شدن به مصر در تل کیسون آماده می کرد.
کمبوجیه دوم، پادشاه هخامنشی و آغازکننده دودمان بیست و هفتم مصر و فرزند کوروش بود. از مهمترین اتفاقات مربوط به زمان وی می توان به حمله مصر و تصرف آن اشاره کرد.
کمبوجیه در سال های پس از رسیدن به قدرت، بیش از هر چیز وقت خود را صرف تهیه مقدمات لشکرکشی به مصر کرد. در سال 525 پیش از میلاد تدارک لازم برای لشکرکشی به مصر پایان یافت و سپاه کمبوجیه طی ده روز از صحرای سینا گذشته و مصر را تصرف کرد.
نماد میمون در کشف دفینه و مکان زیرخاکی
میمون حیوان بازیگوش بوده و بسیار شلوغ می باشد. باید در دید مسیر این حیوان یک درخت بسیار کهنسال یا درخت موزی وجود داشته باشد. دفینه در اطراف آن است. با توجه به خصوصیات این حیوان می توانید آن را رمزگشایی کنید.
در علامت میمون که به یک صخره نگاه می کند یا آنجا را نشان می دهد باید بالا بروید و جای نشستن میمون را پیدا کنید و جنس در زیر نشستن آنهاست. اگر میمون نشسته باشد و با جلو نگاه کند باید زیر آن را بکاوید. اگر میمون تنها باشد و راس جانبی آن یک چشم باشد در اینصورت خط قیاس از چشم به سوی هدف خواهد بود.
اگر میمون بصورت سرتا پا باشد در اینصورت قیاس ما اندازه گیری از سرتا پا بوده و هر یک سانت را ۱ متر در نظر بگیرید و قیاس به انجای دو چشم باشد هدف را می یابید.
آتشکده یا امامزاده ؟
وجود این همه امام زاده در ایران باعث حرف و حدیث های فراوانی شده که شبهات زیادی را در دل مردم بوجود آورده و مردم را نسبت به آنها بدبین کرده .از طرفی هم اثری از آتشکده های قدیم نیست .در این مطلب به گوشه ای از این تحولات پرداخته شده است.
آتش کده از زمان ظهور حضرت زرتشت که پیامبر ایرانیان فبل از اسلام بود درست شد.
بعضی ها به اشتباه فکر میکنند که ما ایرانیان در زمان قدیم آتش پرست بودیم در صورتی که این صحیح نیست. ایرانیان در زمان زرتشت به آتش احترام میگذاشتند و آن را سمبل میدانستند ، ولی در همان زمان هم یکتا پرست بودند. و به همین خاطر سمبل بودن آتشکده ها برپا شد و موبدینی در آتشکده ها شروع به خدمت کردند.
آتشکده ها با هیزم و روعن چراغ همیشه روشن بودهاند. و اگر آتشکده ای خاموش میشد موبد آن مجازات میشد.
موبدان از نظر قدرت دسته کمی از حکومت وقت نداشتند و حرف آنها در دربار بسیار برش داشت. و همچنین برای مردم.
اکثر آتشکده ها نوشته ای دارند به زبان پهلوی و تعداد کمی از آنها نوشته ای دارند به خط میخی.
آتشکده ها در آن زمانها به صورت امانت سرا نیز بوده است. اولین امانت آتشکده ها همان آتش برافراشته آن بوده که هیچ وقت نباید خاموش می شد. و دومین امانت آتشکده ها امانت مردم بوده است که به موبد در آتشکده سپرده میشد.
در آن زمانها چون بانکی وجود نداشت و موبدان مورد احترام و اعتماد مردم بودند ، مردم اموال اضافی خود را به آنها می سپردند یا زمانهائی که میخواستند به سفر بروند امانات خود را به موبدان میدادند و هر وقت که احتیاجی به آنها داشتند یا از سفر بر میگشتند آن را تقاضا میکردند و پس میگرفتند.
در زیر آتشکده ها مکانهائی بنا شده بود که از اموال مردم در برابر دزدان حفاضت کند و موبدان اموال امانتی مردم را در این مکانهای امن میگذاشتند. و رسیدی برای افراد صادر میکردند که بعد از مراجعت با نشان دادن رسید مال خود را دریافت کنند و موبد اموال را در مکانی مشخص دنفن میکرد و یک نوشته (نسخه) از اموال میکشید و در جائی محفوظ میگذاشت که اگر زمان طولانی شد مکان فراموش نشود و خیلی از نسخه ها به این صورت نوشته شد. که هم موبد مرد و هم صاحب مال نیامد و این سند باقی ماند و به صورت نسخه در آمد.
این اسناد جمع میشد و به فردی که به آن موبد موبدان میگفتند تحویل میشد که کل موبدان زیر نظر او بودند.
به طور مثال وزیر خسرو پرویز که خود یکی از موبدموبدان بوده است سلمان فارسی میباشد. و مطلب دیگر در مورد موبد موبدان این هست که آنها دانشمندان زمان خود بوده اند.
اوج شکوفائی آتشکده ها در زمان ساسانی میباشد و کل آتشکده ها دارای اطاقی در زیر خود بود که همیشه آتش در آنجا روشن بود.
نودو هشت درصد آتشکده ها دارای بار میباشند (البته اگر بار آنها نرفته باشد) در بهضی از مناطق که دزدان زیاد به آتشکده ها حمله میکردند و اموال آن را به سرقت میبردند ، اموال آتشکده در بیرون آن مدفون هست.
بیشتر آتشکده ها همیشه در روی بلندی بنا میشد که مردم بتوانند آتش رو ببینند.
تعدادی از آتشکده ها در زمانی که اعراب به ایران حمله کردند و مردم ایران مسلمان شدند به امامزاده تبدیل شد و اکثرا این امامزاده ها شجره ندارند.
در امام زاده هائی که کندوکاو میشود و در زیر آن اطاقی پیدا میشود که در آن دوده فراوان هست نشان میدهد که جزو همین آتشکده ها بودهاند.
در بعضی از آتشکدهها موبدان در آتشکده دفن میشدند و در بعضی از آنها در بیرون آتشکده و اکثر آتشکده ها در زیر خود راهرو و اطاقهای فراوان دارد که به جاهائی در اطراف میرود. و بارها و جنازه موبدان در آنها گذاشته می شده است.
تا اواخر دوران ساسانی و قبل از حمله اعراب به ایران آتشکده ها ساخته میشده است و زمانی که دین اسلام دین رسمی ایرانیان شد ، آتشکده ها از رونق افتادند
به خاطر اینکه مردم به زیارت آتشکده ها نروند و مورد احترام مردم نباشد ، بیشتر به صورت امامزاده در آمد و اشخاص مومن و با ایمان و یا زنان مومنه در این آتشکده ها دفن شدند که از آن به بعد مسلمانان به زیارت آنها میرفتند.
شکل ظاهری آتشکده ها مانند امامزاده های امروزی میباشد و اکثرا دارای گنبد و بارگاه بوده اند.
در آخر در مورد جائی دیگر که مورد پرستش ایرانیان بوده بگم و این مطلب رو به پایان ببریم. قلعه هائی که قلعه دختر نامیده میشود در اصل بنام یکی از خدایان (آناهیتا) بوده است و این قلعه ها نیز جای بسیار مقدسی برای ایرانیان زمان خویش بوده است.
فلزیاب یا گنج یاب چیست؟
فلزیاب وسیلهای است که برای پیدا کردن اجسام فلزی مخفی یا گم شده درون زمین، دیوار یا اجسام دیگر به کار گرفته میشود.
دستگاه فلزیابها میدان مغناطیسی را در اطراف دیسک جستجوگر خود ایجاد میکنند. زمانی که جسم فلزی در محدوده میدان مغناطیسی قرار بگیرد شدت میدان مغناطیسی تغییر کرده و دستگاه فلزیاب با این تغییرات متوجه وجود فلز در اطراف دیسک خود خواهد شد و آن را آشکار و اطلاع میدهد. هر چقدر شدت میدان مغناطیسی تولید شده توسط دستگاه بیشتر باشند عمق کشف فلز بیشتر خواهد بود. عمق کاوش توسط فلزیاب با توجه به اندازه، شکل و جنس فلز تغییر میکند کمتر یا بیشتر میشود.
8 علامت و نشانه مهم گنج و دفینه یابی
بررسی مهمترین آثار علائم و نشانه های گنج و زیرخاکی
۱-آثار نعل اسب: هر کجا که این آثار وجود دارد نشان تل خاکی است . که بستگی به کمانگی نعل اسب دارد .هر چه کمانگی بیشتر باشد . عمق بار بیشتر است و معمولا نعل اسب همراه با چند آثار دیگر است که همه یک منظور را می رسانند. و جهت را نشان میدهند و اگر تعداد نعل ها بیشتر باشد , فاصله کار بیشتر می شود . جایی که از نعل استفاده می شود . معمولا تله ندارد ولی متراژ بار اصلی بین ۶ تا ۸ متر است و سر بار آن در ۲ الی ۳٫۵ متری قرار دارد که سربار معمولا خمره ای کوچک است و نشان بار اصلی در وسط تل است . در بیشتر مواقع سربار زیر خود سنگی قرار دارد که نعل روی آن حکاکی شده است ولی ممکن است گاهی اوقات اینگونه نباشد و باید سنگی به صورت ایستاده در کنار همان سنگ باشه نعل بر روی آن حکاکی شده است . وقتی غروب آفتاب به این سنگ ایستاده برخورد می کند باید جایی را که سایه سنگ به روی زمین تیغه میکند را حفر کرد .
۲-سنگ کاسه : معمولا در قدیم هر کجا که قبرستانی بود سنگی صاف در آن محل گذاشته میشد که از جنس سنگ رودخانه ای بود . این سنگ بزرگ و پهن بود و به آن سنگ مرده شور هم می گفتند در آن زمان جسد مرده ها را بر روی همان سنگ شستشو می دادند . در اکثر دهکده ها در گذشته ارباب یا خانی بود که پس از مرگ در همان قبرستان در قسمتی بالاتر از قبرهای دیگر دفن می شد و قبر او را به صورت تلی کوچک می ساختند ولی طوری درست میکردند که زیاد مشخص نباشد و برای او از نماد کاسه روی سنگ مرده شور حکاکی می کردند و بخشی از اموال آن شخص را در کنار جسد او به همراه دو کوزه آب و غذا دفن می کردند البته اگر شخص به همراه خانواده فوت می شد به صورت دسته جمعی در کنار هم دفن می شدند و به نماد سنگ کاسه می افزودند و به ازای هر یک نفر یک سنگ کاسه وجود داشت و فاصله سنگ مردشور تا قبر آن شخص از ۷ متر تجاوز نمیکرد اموال او را هم در متراژ ۲ متری , ۶۰ سانتی متر زیر جسد یا ۶۰ سانت سانت زیر پا در زیر سنگی مدفون میکردند . چون در آن زمان دزدان و غارتگران زیاد بودن و قبر ها میشکافتند و به آن دست برد می زدند برای گمراه کردن آنها بخشی از اشیاء را در کنار خود جسد میگذاشتند تا شخصی که قبر را میشکافت فکر کند که کل بار همین است و به همان بسنده کند . بعضی از سنگ کاسه ها هستند که در کنارشان کاسه های بسیار ریزی به صورت نقطه حکاکی شده است که منظور از این نقطه ها در کنار کاسه فاصله قبر تا کاسه را نشان میدهد و چیزی شبیح به کروکی منطقه ای است که قبر در آن قرار دارد . گودی هر نقطه نشان دهنده عمق بار است , هر یک سانتیمتر یک گز یا یک متر به سمت پایین است .
۳- آثار سنگ پهن و تختی : که کنار آن چشمه و در روبروی آن سنگی دیگر قرار دارد که با رنگ سیاه مشخص شده است و معمولا آب چشمه از آنجا بیرون میزنه و در چند متر آن طرف تر دوباره به زمین فرو میرود . این نوع آثار معمولا نماد خاصی ندارند که بتوان آنها را تشخیص داد و در نسخه ها قید می شود . بار این نوع آثارها در زیر سنگ پهن در متراژ یک متری قرار دارد که دقیقا سنگ سیاه روبروی آن قرار میگیرد . دفینه موجود در این سنگها طلای ناب است .
۴- آثار قلعه ها : چاه – حوض – تل
باری که معمولا در قلعه ها وجود دارد در چند قسمت است که ۱- چاه : در گذشته یک سری از این بارها را در چاه پنهان میکردند به این روش که در زیر چاه مسیری را حفر میکردند و بعد از آن فضایی را در زیر زمین به صورت اتاقک درست می کردند که در مسیر راه تله میکانیکی کار می گذاشتند , دفینه را در اتاق جاسازی میکردند و در اتاقک را با سنگی گرد مهرو موم میکردند و درب راه ورودی را که کف چاه می شد را با ساروج مسدود میکردند و برای علامت گذاری زنجیری را داخل چاه آویزان میکردند .
حوض : معمولا در قلعه ها حوضی را درست میکردند که از جنس ساروج بود و برای اینکه کسی به آن شک نکند در داخل آن آب ریخته و ماهی پرورش می دادند . عمق موجود در این حوض ها بین ۳ الی ۴ متر است . بار موجود در زیر این حوض ها معمولا مجسمه تندیس حیوانات است که از طلا و نقره ساخته شده است .
تل هل : این تل ها معمولا در بیرون از قلعه در شیبی به سمت دره قرار دارند متراژ کار در این تل ها زیاد است و عمق موجود در زیر این تل ها حتی به ۳۰ متر هم می رسد البته اگر بخواهید از خود تل شروع به کار کنید . ولی در اصل مسیر اصلی دسترسی به دفینه در شیب و دو پله بالاتر از رودخانه ای است که در شیب قرار دارد و با سنگ بزرگی در آن مسدود گشته است. در مسیر مسدود شده معمولا دو تله وجود دارد.
۵-آثار عقاب: عقاب به چند گونه است اگر سنگ عقابی را پیدا کردید که در حال پرواز است و طعمه ای را در چنگال دارد در این مورد دفینه در زیر خود همان عقاب است. ولی اگر عقاب به صورت سنگی ثابت در یک جا نشسته و به روبرو خیره شده است باید در روبروی آن به دنبال غاری مهر و موم شده باشید که دفینه موجود در غار معمولا به صورت تلی در وسط غار است و در زیر این تل چاهی مسدود شده وجود دارد. کف چاه با ساروج مهر و موم شده است و دفینه در زیر چاه قرار دارد. اکثرا در خود چاه نمادی به صورت انسان حکاکی میکنند که راه دسترسی به دفینه را نشان می دهد و در مواقعی هم وقتی وارد غار میشوید در روبروی همان و در دیواره به صورت مهر و موم شده قرار دارد و دفینه در پشت دیوار قرار دارد.
۶-آثار مار: سنگ نگاره های مار معمولا بر روی سنگهای تخت حکاکی میشوند. در قدیم مار نشان قدرت و مقام بود ولی کم کم به علت خطرناک بودن این حیوان به نمادی خطرناک تبدیل گردید. جایی که نشان مار در آن قرار دارد همان نشان خطر و هم خود مار مسیر را نشان میدهد. نماد مار بیشتر در زمان اسلامی استفاده میشد و نشان تلسم هم بود. جایی که سنگ نگاره مار وجود دارد باید مسیر انحنای شکم او را دنبال کرد تا به جایی مثل یک تورفتگی یا سنگی متفاوت رسید که مسیر اصلی در همان جا است. نماد مار به معنای همان دالان است. دالانی که بسیار پرخطر میباشد و به صورت تله یا تلسم مشخص شده است. اگر داخل دالان شدید و مار را مشاهده کردید و با چوب به آن ضربه زدید و چوب از آن گذشت تلسم است ولی اگر مار زخمی شد تلسم نمی باشد. در قدیم به این موضوع پی بردند که دفینه موجود بعد از گذشت زمان از خود گرما تولید میکند. برای همین چند جفت از مارها را درون این دالان ها می گذاشتند تا در همانجا تکثیر شوند و کسی نتواند به آن جا نفوذ کند و چون مار به گرما علاقه دارد در همانجا به راحتی تکثیر میشد و پس از گذشت سالها باز هم در آنجا پر از مار بود. البته این مارها اگر تلسم نبودند تله به حساب می آمدند و اگر این مارها از بین روند به راحتی به دفینه خواهید رسید. ولی باید دانست که باید سعی شود هیچگاه در درون دالانهایی که دفینه در آن پنهان است آتش روشن نکنید چون در این مدت طلا از خود گازی تولید میکند که وقتی آتش بگیرد باعث انفجار خواهد شد. بعد از کشتن تمام مارها وقتی به ته دالان رسیدید به بن بست بر خواهید خورد که در پشت این دیواره اتاقی قرار دارد. این اتاق مهر و موم است. باری که از نماد مار برای آن استفاده میشود معمولا جسد پادشاه یا یکی از سردارهای جنگی با تمام اموالش می باشد.
۷-آثار صورت:هر جا که چهره نیمرخ یا تمام رخ مشاهده کردید باید نگاه چهره را دنبال کرده و دنبال آثار دوم باشید که معمولا نماد آثار دوم یا کاسه است یا به صورت بت حیوانات است. خود آثار دوم مکان دیگری را نشان میدهد. البته بستگی به نگاه صورت دارد که آیا هر دو چشم آن باز یا بسته است. اگر نگاه صورت با یک چشم باشد و نشان دوم سنگ کاسه باشد باید دره ای در آنجا وجود داشته باشد که در آن سمت دره باید تلی وجود داشته باشد و دفینه در مرکز تل در متراژ شش متری خواهد بود. ولی اگر نگاه صورت به سمت آثار دوم باشد و آثار دوم به صورت بت حیوانی باشد باید مسیر چشمان حیوان را دنبال کرده و در آن سوی دره یا در روبروی آن دنبال دهانه غار بگردید که دفینه درون آن غار مدفون است. البته بستگی به بت حیوانی دارد که از چه حیوانی استفاده شده و هر حیوان نماد تله یا تلسم خاص خود است.
معمولا باری را که در این مکانها مدفون میکردند در نقطه ای از غار است که دقیقا سقف آن قسمت گنبدی شکل است که در متراژ ۸ الی ۱۲ متری است. در بعضی از اینگونه غارها دفینه سرباری در گنبد همانجا به صورت مهر و موم شده قرار دارد. در اکثر مکانها نشان صورت شامل آثارهای بیشتری است که در این موارد به خاطر بزرگ بودن و حجم زیاد دفینه از آثار بیشتری استفاده میکردند تا به راحتی قابل تشخیص نباشند و این آثار اکثرا به صورت معما هستند و حتی ممکن است مجبور به پیدا کردن محل دفینه از طریق محاسبات ریاضی شد.
۸-آثار شترسنگ: به چند دسته تقسیم میشوند شتر ایستاده , شتر نشسته , شتر آبستن , شتر حکاکی شده , شتر کاروان با ساربان .
شتر ایستاده : به این معنی است که باید در پشت مکان ایستادن شتر سنگی تخت وجود داشته باشد و هر کجا که نگاه شتر به آن سمت باشد در جلوی آن باید به صورت کله قند باشد که نوک آن باید حفاری شود در یک الی دو متر اول جسد انسان نمایان می شود . در عمق هفت متری دفینه نمایان می شود . زیاد یا کم بودن دفینه به کوهان شتر بستگی دارد اگر تک کوهان باشد بار کمتر , اگر دو کوهان باشد دفینه ای بیشتر دارد که معمولا بار شتر سنگ ها از یک دیگ الی هفت دیگ می باشد و ممکن است تعدادی مجسمه هم موجود باشد و ابعاد آن معمولا ۲۰ الی ۵۰ سانتی می باشد .
شتر نشسته : در جایی که شتر نشسته است باید یا در زیر شتر به دنبال دفینه باشید یا در مسیر دم آن که معمولا بیشتر در زیر همان شتر در متراژ دو الی چهار متری است .
شتر آبستن : در جایی هم که شتر آبستن است دفینه موجود در داخل همان شکم شتر است که با ساروج مهر و موم شده است جنس ساخت این شتر ها معمولا از ساروج و سنگ مخلوط است و دلیل نمی شود که حتما اجزای بدن شتر گردن به بدنش وصل باشد . در بعضی از مکانها اجزای بدن جدا هستند و از پشت وقتی به آن نگاه میکنید شبیح شتر می شود به این علت این کار را انجام میدادند که به راحتی قابل تشخیص نباشد .
شتر حکاکی شده : این شتر نماد دفینه است ولی نه به صورت مستقیم . هر کجا که شتر حکاکی شده مشاهده کردید باید به دنبال آثار دوم باشید که معمولا در مسیر شیب قرار دارند . آثار دوم نماد آخر کار است و دفینه را نشان می دهد و متراژ کار در شتر حکاکی شده بستگی به آثار دوم دارد . اگر عقرب بود مسیر در کنار نهر و یا رودخانه امتداد دارد و راه ورود آن نزدیک به تخته سنگ بزرگی است که مسیری بسیار پر خطر خواهد داشت و حداقل دارای چهار تله فیزیکی است . به خاطر حفره ای که در مسیر آن ایجاد می شود مکانی دنج برای مارهای سمی است . اگر این آثار در جنگل ها و مکان رطوبتی پیدا شدند به خاطر رطوبت موجود در هوا و یا رانش جنگلی اکثر این تله ها خود به خود از کار می افتد . و مار های سمی هم در آن وجود ندارند اگرم ماری باشد غیر سمی خواهد بود ولی اگر همین آثار در جای خشک باشد تله های آن کاملا فعال و خطر ناک خواهد بود . پس باید بدانید که در این کار آثار دوم اهمیت خاصی دارد و شتر حکاکی شده بیشتر نماد دفینه است و تعداد کوهان ها و اندازه شتر حجم بار را نشان می دهد .
شتر کاروان همراه با ساربان : هر جا که تعداد شتر ها بالا رفت و در جلوی آنها ساربان ایستاده بود به این معنی است که این بار متعلق به بار کاروان است که توسط دزدان در آنجا مدفون شده است در جلوی آن دره وجود دارد باید در کنار آن مسیر مال روی قدیم را پیدا کرد . و مسیر را به سمت دره ادامه داد تا به سنگ بزرگی در کنار دیواره کوه رسید که سخره چسبیده است و در روبروی آن سنگ بزرگ تپه ای به صورت کله قند وجود دارد و باید دقیقا مسیر کله قند را به سمت پایین به متراژ ۷ متر کاووش کرد . در بعضی از اوقات در آن سوی دیگر دره تپه کله قندی را می توان یافت .
مهر واره ها ..( مهر و موم )
☑️در ایران باستان مُهر واره ها را از گِل پخته درست می کردند و در آنها سوراخی مینهادند و نامه ها و اسناد مهم را پس از پیچیدن با نخ یا ریسمان و غیره این مهرواره ها را به اسناد می بستند و مهر و موم میکردند.
☑️امروزه نیز همین اصطلاح مُهر و موم اسناد ریشه در عهد باستان و همین مهر و موم ساسانی دارد و به یاد داریم که تا همین دهه های پیش هم اسناد را با نخ و سُرب پلمپ و در اصطلاح مهر و موم میکردند
☑️مهرها و مهرواره ها از جهت دربر داشتن نام های اشخاص و عنوان ها و نام جای ها از اهمیت خاصی برخوردارند
☑️در بعضی مهرها نیز جملات اندرزی از سوی صاحب منصب نیز نبشته میشد که به همراه مهر و موم نامه و یا سند مزبور برای گیرنده فرستاده میشد.
سم کشنده روی گنج و دفینه
زرنیخ یا آرسنیک و استفاده آن در گذاشتن تله برای دفینه های باستانی
برخی از تله ها نیز با استفاده از ترکیب پودر زرنیخ "آرسنیک" به قطع برای طلا و نقره بوده و همچنین این پودر را در کف غار می ریختند حتی زمانی که فرد با پای خود از انجا رد شده و گرد و غبار زرنیخ در هوا پخش شده و چشم و بینی با دست فرد را از کار افتاده و یا روی گنج پاشیده می شد و فردی که طلا را در دستش می گرفت بعد از مدت کوتاهی از دنیا می رفت.
خیلی از کاوشگران و حفاران گفته اند که فلان کس بعد از فلان روز وقتی به دفینه رسید از دنیا رفت این حتما اون مکان طلسم دارد و فلان
با بررسی ادله های علمی به این مساله پی برده ایم که ان کاوشگران به تله های سمی که ذکر شده اند برخورد کرده اند
☑️ پس بسیار مواظب باشید
❌ زرنیخ در یونانی arsenikon و در لاتین arsenikon که به معنی زرنیخ زرد (yelloworpiment) (شایعترین سنگ معدن مونوکلینیک آرسنیک سولفید به فرمول As2S3) که با صفت مرد یا نرینه شناخته می شود.( در زمان های قدیم اعتقاد داشتند فلزات دارای جنسیت هستند.) در عربی الزرنیخ نامیده می شود که بر گرفته از نام فارسی orpiment به معنای زر،زرین یا زرگون است
واژه آرسنیک تقریبا به مترادف کلمه سم تبدیل شده است
قدیمی ترین مورد استفاده از آرسنیک به عنوان سم به سال 55 میلادی بازمیگردد
در فرانسه ی قرن هفده، آرسنیک سفید (As2O3) به نام “گرد میراث بری” شناخته می شد
علت استفاده وسیع از این ماده به عنوان سم بازمیگردد به برخی خصوصیات آن، چون فراوان ودردسترس بودن، قیمت ارزان و این حقیقت که As2O3ترکیبی بی بو و بی مزه است
درقرن نوزدهم و پس از کشف شدن روش های مطمئن در تشخیص آرسنیک، استفاده از آن به عنوان سم به نحو چشم گیری کاهش یافت
نماد سنگ اسکون در دفینه و زیرخاکی
باید گفت که این سنگ یکی از نمادهای باستانی اسکاتلند است.
ساروج
ساروج یکی از مصالح گران قیمت وپرهزینه درزمان باستان بوده که ازآن برای بناهایی که از اهمیت خاصی برخوردار بودن وهمچنین برای پلمپ کردن گنج ها ودفینه های باارزش استفاده میشده
موميا
-موميا ، ماده اي است قهوه اي يا سياه رنگ كه در نتيجه ي اكسيد شدن هيدروكربن هاي نفتي « كه از كربن و هيدروژن تشكيل شده اند » در شكافها و شكستگيهاي طبقات زمين كه در مجاورت ذخاير نفتي زير زميني وجود دارند پيدا مي شود .
-موميا در حقيقت يك نوع قير طبيعي است كه غالباً مخلوط با شن و خاك مي باشد و بناباين نوعي آسفالت طبيعي است .
-موميا در ۱۰۰ درجه حرارت ذوب مي شود .
-چگالي آن در حدود ۲/۱ گرم بر سانتيمتر مكعب است .
-در تركيب موميا علاوه بر هيدروكربن ، اكسيژن و نيتروژن « ازت » و گاهي گوگرد هم وجود دارد .
-از حل كردن موميا در روغن ماده ي نرم و خميري شكلي به دست مي آيد كه سابقاً بر روي پوست بدن در نقاط ضرب ديده مي ماليدند.
-اسامي ديگر موميا « موميايي » ، قير طبيعي ، زفت رومي ، قير معدني ، عرق الجبال ، زفت يا بس ، زفت البحر ، كفراليهود ، فقر اليهود و آسفالت معدني است.
در كوههاي فارس ، بهبهان و لرستان از شكافهاي سنگها بيرون مي آيد .
[iنوشيدن محلول آن در روغن ها و ضماد آن جهت شكستگي اعضاء و ضرب ديدگي مفاصل و پاره شدن زردپي و ماهيچه در طب قديم تجويز مي شد .
-در عصر صفويه موميايي فارس ممتاز بود و تمام محصول آن كه از كوهي نزديك جهرم به دست مي آمد متعلق به شاه بود . كه يا آن را مي فروخت و يا به رسم هديه براي حكّام و بزرگان و پادشاهان ديگر می فرستاد.
مومیایی کردن جسد
موميائي مي تواند قسمتهائي از بافت هاي نرم بدن خود را كه در دوران حيات داشته است حفظ كند. بيشتر اين قسمتها شامل پوست و اندامهاي ماهيچه اي مي شوند . شايان ذكر است كه حفظ اين بافتهاي نرم يا با دخالت انسان ويا به صورت تصادفي ميسر خواهد بود و در هر دو حال زماني رخ مي دهد كه باكتريها و قارچها نتوانند در روي جسد رشد كنند و باعث فساد آن شوند.


