خداپرستی داریوش بزرگ
فضيلت داريوش _که راه و رسم حکومتگری را از تعاليم زرتشت و کشورداریِ کوروش آموخته بود_ در آن بود کە با وجود همهی غروری کە داشت از مردم نخواست کە او را بپرستند! بلکە بەهمهی رعايايش توصيه میکرد کە خدا را بستايند و بپرستند و همچون او دادگر و مهرپرور باشند و دروغ و ستم و زورگويی را در خود راه ندهند و راستی پيشه کنند تا مورد عنايت خدای جهان واقع شوند. اگر او همواره و بارها تأکيد میکند کە هر چە دارد و هرچە بە دست آورده بە عنايت اهورَمَزدا بوده است، در واقع میخواهد بە آدم ها اين درس را بدهد کە همه چيز از اهورَمَزدا است و انسان در برابر اهورَمَزدا هيچ است، حتی اگر اين انسانْ شخصيتی همچون داريوش باشد.
او در شرح پيروزيهايش بر دشمنان و مدعيان سلطنتْ هيچجا نگفته کە من پيروز شدم، بلکە بارها تأکيد میکند کە اهورَمَزدا سپاه مرا بە پيروزی رساند، و اهورَمَزدا دشمن مرا شکست داد، و من بە عنايتِ اهورَمَزدا پيروز شدم.


