سوار زره پوش یا کاتافراکتها
سوار زره پوش یا کاتافراکتها (به یونانی:κατάφρακτος) سواره نظام سنگین اسلحه زبدهای بودند که وظیفه اصلی شان در هم شکستن پیاده نظام و از بین بردن آرایش سواره نظامهای سبک بود هر چند که ممکن بود گاهی به عنوان نیروهای تهاجمی نیز به کار گرفته شوند. برخی مورخان آنها را اولین شهسواران(شوالیههای) دنیا میدانند چرا که از زرههای سنگین و براق اشرافی بهره میبردند. ایرانیان به مدت حدود ۱۲۰۰ سال از دوران باستان تا قرون وسطی، از شهسواران زره پوش بهره بردند.
سواران زره پوش با شوالیهها در سدههای میانه تفاوتی داشتند و آن این بود که ایشان دارای آن نقش اجتماعی آیندهٔ شوالیهها نبودند. در تاریخ اشکانیان، سرمتیها،ساسانیان، ارمنیها، سلوکیان، پرگامونها و بیزانسیها از سواران زره پوش بهره میبردهاند.
ارتش ایرانیان از اوایل قرن ششم پیش از میلاد و سراسر دوران هخامنشیان از شوالیههای سنگین اسلحه بهره میجست. این کوروش کبیر (قدرت: ۵۵۹ تا ۵۳۹ پیش از میلاد) بود که متوجه شد برای پیروزیهای قاطع تر و مؤثرتر در آسیای مرکزی و خاورمیانه باید از شوالیههای سواره نظام استفاده کند. هشتاد درصد ارتش او پیاده نظام بودند و بیست درصد باقیمانده شوالیههای سواره نظام. در اوایل دوران هخامنشیان بیشتر سپاه ایران سبک اسلحه بودند. آن عدهای که سنگین اسلحه تر بودند، چرم ضخیم و جوشن در بر میکردند. با کمک این ارتش، ایرانیان میتوانستند بر امپراتوری عظیمی که از هند تا یونان گسترش یافته بود تسلط داشته باشند.
بالاخره در دوران داریوش در سال ۴۹۰ پیش از میلاد ایرانیان اولین بار در نبرد ماراتن شکست خوردند اما تنها پس از شکست خشایارشا در جنگهای ایران و یونان بود که ایرانیان دریافتند نیاز به تحولی در ارتش خود دارند. اردشیر سوم هخامنشی (۳۵۸ تا ۳۳۸ پیش از میلاد) دست به اصلاحات گستردهای در ارتش اواخر دوران هخامنشی زد و آن را به سمت سنگین اسلحه شدن سوق داد. اولین کارتافراکتهای واقعی در این دوران به کار گرفته شدند که متشکل از اشراف ایرانی بود و به عنوان نیروهای ویژه عمل میکردند. این سلحشوران با زرههایی پوشیده شده بودند و نکته جالب توجه در مورد آنها این است که حتی اسبهای این زره پوشان ایرانی نیز با زره محافظت میشدند. این ویژگی بعد از ورود اسکندر مدتی پدیدار نبود تا اینکه در اواخر قرن سوم پیش از میلاد مسیح از سوی پارتیان (اشکانیها)، دولت یونانی بلخ و سکاها احیا شد. جنبه جالب توجه دیگر سواران زره پوش هخامنشی این است که از سرمتیها و سکاها تأثیر بسیار یافتند که البته اینها هم مردم چادرنشین ایرانی بودند. به نظر میرسد که سکاها پادشاهی ای تحت حاکمیت یا حداقل در سایه عظمت امپراتوری هخامنشیان ایران بودند.
اولین استفاده از سواران زره پوش جنگ گوگمل در ۳۳۱ قبل از میلاد بود که امپراتور ایرانی داریوش سوم در مقابل نخبه نظامی جوان، سردار و پادشاه مقدونی اسکندر قرار گرفت. “آریان” مورخ گزارش میکند در جریان نبرد، داریوش سوم در میان گارد پیاده نظام معروف و نخبه جاویدان خود بود و سواره نظامهای زره پوش هم در سمت راست وی ایستاده بودند. علیرغم وجود این نیروهای ویژه، ایرانیان نتوانستند اسکندر شجاع و مستعد و سواره نظامهای همراهشان را شکست دهند. گفته میشود این سوارکارها در قیاس با زره پوشها سبک اسلحه تر بودند. با قاطعیت میتوان گفت علت شکست سپاه عظیم داریوش سوم کمبود انضباط و روحیهشان در قیاس با جنگجویان سپاه اسکندر بود. برای همین سواران زره پوش ایرانی طی چند سده بعدی در دوران اشکانیها به اصلاح و تحول ادامه دادند.


