نمادها و نشانه های گنج و دفینه
فراز و فرود و پستی و بلندی زمین فرایندی است که به مرور زمان در پی قرن ها و هزاره ها گذشت زمان شکل گرفته بارش باران، وزش باد، تابش آفتاب، سرما و گرما و فعل و انفعال های درون زمین عواملی هستند برای فرم پذیری سطح زمین وارد عمل می شوند. اما یک عامل دیگر هم در این فرایند بسیار حایز اهمیت است که امروز مد نظر ماست.
دخالت انسان
انسان برای بالاتر بردن کیفیت زندگی خویش و رفع نیازهایی که داشته عمدا تغییراتی بر سطح زمین اعمال کرده است که امروز فرایند آن اقدامات را می توان دید و با بررسی آن می توان به کم و کیف زندگی پیشینیان پی برد. اما بایستی در نظر داشت که دیدن و پژوهش بر سازه هایی که عموما از خشت گلی ساخته می شدند. پس از هزاران سال بسیار دشوار است و نیازمند یادگیری بعضی اصول مهم و تجهیز به برخی آگاهی های است که دانستن آن و آگاهی از آن یک نیاز و حتی یک ضرورت برای کاوشگران دفینه و گنج می باشد.
یک کاوشگر موفق قطعا می بایست کمترین ردپاهای انسان را در مکانی که احتمالا چند صده از آخرین حضور بشر در آن مکان می گذرد را تشخیص دهد و شناسایی کند در جایی که احتمالا تمام نشانه ها بارز و روشن محو شده اند.
حساسیت این موضوع زمانی بیشتر می شود که بدانیم علاوه بر بستر خاک که برای همگان قابل روییت است گاهی لازم است چشمان تیزبین کاوشگر بتواند لایه زیرین بستر خاک را نیز با تجزیه و تحلیل علایم سطحی و قابل روییت ببیند. فراموش نشود ما از باقیمانده های خشتی با ابعاد هندسی معین حرف نمی زنیم بلکه عموما راجع به تلی از خاک یا تپه ای خاکی صحبت می کنیم که بیشتر شبیه به یک تپه است تا یک بنا.
یک مثال
اهرام مصر را کم و بیش همه ما می شناسیم و می دانیم. هرم هایی هستند که با شکل هندسی حیرت انگیز و محاسباتی دقیق ریاضی و مهندسی در ابعادی شگفت انگیز هزاران سال پیش از این به دستور فراعنه و بدست نیروهای کاری شبیه به بردگان از برش های بزرگ و چند تنی سنگ های سخت ساخته شده و امروز به عنوان یکی از عجایب هفتگانه شناخته میشوند ابعاد این اهرام به قدری بزرگ و عظیم است که در صورت حضور در نزدیکی آن ندیدنش غیر ممکن می باشد.
اما آیا می دانید جدیدا در اطراف این اهرام تپه هایی یافت شده که تا پیش از این فرض بر طبیعی بودن آن می رفت. اما امروز متوجه شدند که این توده خاکی اهرامی بودند که با تکه های سنگ درست نشدند بلکه با ملات خشت و گل و بسیار پیش از اهرام سنگی معروف ساخته شده بودند و احتمالا هرم هایی بیشتری در مصر و اطراف اسوان وجود دارد که تا به حال شناسایی نشده بودند.
این مثالی برای دشواری تشخیص سازه های روی زمین بود فراموش نکنیم انسان دست سازه هایی هم زیر زمین می ساخته از قبرها و مقبره ها تا اماکنی برای حفظ جان خود تا محلی برای ذخیره نمودن مواد غذایی و گاهی نیز مخفی نمودن اشیا ارزشمند و قیمتی خود که همیشه در خطر سرقت شدن می بودند امروز از همه این سازه ها رد پایی هر چند اندک و مخروبه بر جای مانده که یک کارشناس خبره باستان شناس می تواند آثار آن را تشخیص و شناسایی کند.
در این قسمت قصد داریم چند راهکار برای شناسایی پستی و بلندی های غیر طبیعی که در گذشته های دور توسط انسان به وجود آمده صحبت کنیم.
طبیعت و تلاش برای حفظ ماهیت خود
زمین قدرتی مهار ناشدنی در ترمیم خود دارد، هر آنچه که انسان موفق به ساخت و تولید آن شده است.از عناصر طبیعت گرفته شده و نهایتا نیز به زمین بازگردانده می شود. فلز آهن را تصور کنید با ذوب کردن سنگ آهن این فلز از سنگ جدا شده و تبدیل به عنصری خاص برای راحت تر انجام شدن بعضی کارهایی در زندگی می شود. اما نهایتا دوباره پس از اکسید شدن به طبیعت برمی گردد یا مس یا الومینیوم و یا هر آن چیزی که در تصور شما بگنجد. البته انسان در تولید بعضی عناصر مضر زیاده روی نموده عناصری که با مقیاس ما انسانها عمر نامحدودی دارند مانند پلاستیک که البته واضح است که حتی مقاوم ترین و سرسخت ترین پلاستیک ها در برابر تجزیه و برگشت تسلیم شده و پس از پانصد سال به زمین برمی گردد.
ارتباط این توانایی زمین با علم باستان شناسی
با این پیش فرض حالا درک می کنیم که چرا شهرها و سازه های باستانی با شکوه و پررونق در روزگار اوجشان پس از چند صد سال متروکه شدن کاملا محو می شوند، زیرا عدم دخالت انسان در جهت تعمیر و نگهداری ابنیه ساخته شده آرام آرام رو به نابودی می رود و روزی می رسد که هیچ اثری از آنچه پیشینیان آن را ساخته بودند جز تلی از خاک باقی نمی ماند.
با درک این موضوع متوجه میشویم که چرا یک باستانشناس و یک متخصص می بایست نگاه کردن و دیدنش با دیگران متفاوت باشد و چرا می بایست قدرت خلاقانه تصویرسازی ذهنی او نسبت به دیگران قوی تر باشد سازه ای خشت و گلی را تصور کنید مانند ایوان مدائن
چیزی که امروز ما می توانیم ببینیم باقی مانده یک کاخ است تنها بخش کوچکی از ورودی قوسی شکل بسیار زیبا از یک کاخ بزرگ برجای مانده است. اندازه های این در قوسی زیبا میتواند شاخصی باشد تا کل بنا را در ذهن خود تصورکنیم و اگر آنچه از این ویرانه باقی مانده نیز مورد حفاظت و نگهداری قرار نگیرد به زودی بر اثر بارش باران و وزش باد کاملاً تبدیل به تپه ی کوچک از خاک خواهد شد.
شاید هزاران تپه کوچک و بزرگ در جای جای خاورمیانه و جهان وجود داشته باشد که روزگاری بخشی از یک کاخ یا بنای مهم بوده، باستان شناس می بایست تجزیه و تحلیل کند وآنچه که در این تپه هایی خاکی برجای مانده را مورد مطالعه و پژوهش قرار دهد تا بتواند به یک نتیجه کلی برسد و بفهمد چه ماجرایی بر این بنا گذشته است.
حال تصور کنید اتاق یا حفره ای که چند هزار سال پیش در زیر زمین ساخته شده و بعد از هزاران سال در یک فرایند کاملا طبیعی رو به تخریب و نابودی و فرونشست رفته چرا نباید نسبت به یک فرورفتگی غیرطبیعی بر سطح زمین در جایی که وجود این فرورفتگی به جهت ساختار خاک و منطقه و پیرامون آن مستعد این اتفاق نبوده و نمی بایست که ایجاد شده باشد کنجکاو شویم؟


