نابودی گنج سقاخانه صفوی
حمله بلدوزرهای شهرداری در حریم مسجد جامع اصفهان ادامه دارد؛ این تخریبها که با هدف ایجاد بازار امام علی انجام میشود چندی پیش حمام قاجاری را هم از هستی ساقط کرد. حالا نوبت به سقاخانه صفوی رسیده است، هرچند که سپر این اثر تاریخی در برابر بلدوزرها کاملا بیدفاع است.
گنج پارسی در هندوستان
کتیبه ای که به زبان فارسی در این دژ پیدا شده است در گوشه ای از ویرانه های به جا مانده از گلکنده رها شده است و بر اساس اطلاعاتی که از متن نوشته شده روی آن به دست می آید مربوط به ساخت یک انبار خانه بوده و در زمان پادشاهی سلطان عبدالله قطب شاه نوشته شده است....
و اما اصل خبر:
یک کتیبه به زبان فارسی بازمانده از زمان سلطنت قطب شاهیان در دژ گلکنده در حیدرآباد کشور هندوستان پیدا شد. این کتیبه فارسی در زمان سلطان عبدالله قطب شاه نوشته شده است و هم اکنون در گوشه ای از این دژ به حال خود رها شده است.

![]() |
| نمایی از قلعه گلکنده در شهر حیدرآباد هندوستان |
هشت دروازه ی ورودی دارد،خانه های اربابی،نیایشگاهها،مزگتها،اصطبلها و...دیگر بخشهای این دژ را شکل می دهند.یکی از دروازه های این دژ دروازه ی فاتح نام دارد،زیرا به هنگام چیرگی نیروهای اورنگ زیب بر این دژ او و نیروهایش از این دروازه وارد دژ شدند.فاتح دروازه ویژگی بازتاب دهنده ی صوتی دارد، به گونه ای که اگر زیر گنبد ورودی آن کف بزنیم صدایی که تولید می شود به روشنی از عمارت بالا حصار قابل شنیدن است.
کتیبه ای که به زبان فارسی در این دژ پیدا شده است در گوشه ای از ویرانه های به جا مانده از گلکنده رها شده است و بر اساس اطلاعاتی که از متن نوشته شده روی آن به دست می آید مربوط به ساخت یک انبار خانه بوده و در زمان پادشاهی سلطان عبدالله قطب شاه نوشته شده است.
گنج شوشتر، بقعه عبدالله بانو
همه اهل شوشتر «عبدالله بانو» را میشناسند. هرچند سالهاست به زیارتاش نرفتهاند اما هنوز در دل مردم جای دارد و حرمت و احتراماش حفظ میشود. با این حال گنبد بقعه درحال ریزش و بدنه آن بهشدت آسیبپذیر شده است. فعالان میراثفرهنگی میگویند این بقعه در حوزه اختیارات پایگاه سازههای آبی ـ تاریخی شوشتر قرار دارد...
چهلپیر نگران است، نگران عبداللهبانو. بقعهای که نه ''اوقاف'' تاکنون دستی به سرش کشیده نه میراث گوشه چشمی به آن انداختهاست؛ مردم شوشتر سالهاست به زیارت عبدالله بانو نرفتهاند، چراکه چندسالی است در آن بسته ماندهاست. اما حالا بعد از گذشت این همه سال نه حریمی برای عبدالله بانو مانده نه مسئولان، حرمت آن را حفظ کردهاند.
| وضعیت بقعه عبدالله بانو در هسته مرکزی شهرستان شوشتر |
| در بقعه عبدالله بانو سالهاست که به روی عموم بسته است |
گنج های افغانستان
گنج های افغانستان بسیار زیاد است. تجربه موفق کشور افغانستان برای بازپس گرفتن اشیای تاریخی به سرقت رفته خود می تواند الگوی خوبی برای سازمان میراث فرهنگی کشور مان باشد. چرا که به گفته کارشناسان از همان اولین روزهایی که علم باستان شناسی و کاوش آثار تاریخی به ایران آمد سرقت آثار تاریخی نیز در کشور ما باب شد.
چندی پیش خبرگزاری های بین المللی از بازگشت صدها اثر باستانی سرقت شده در طول جنگ های داخلی افغانستان از بریتانیا به این کشور خبر دادند، این اشیا برای نگهداری و نمایش به موزه ملی افغانستان تحویل داده شد. این اتفاق در حالی رخ می دهد که در طول ده ها سال گذشته هزاران اثر تاریخی ایرانی نیز به سرقت رفته و در موزه های عمومی و شخصی در کشورهای مختلف دنیا ضبط می شود و برای بازگشت دادن آنها به کشور باید اقدامات جدی تری انجام شود.
گنج یابی در جنگل و آبشار
ابشار یکی از مکانهای مهم برای پنهان کردن دفین است.
معمولا اموال مخفی شده بیرون آبشار قرار داده میشود. براساس تجربه ها نقاطی که در اطراف آبشار به مسافت 30 الی 150 قدم به چشم می خورد بیشتر ترجیح داده می شود
اگر به صورت محموله ی بر روی صخره دفن شده باشد باید محلی که امکان اختفای محموله در آن وجود دارد به طور حتم تصویر سازی شده باشد..
جنگل ها یکی از جاهایی هستند که اکثر دفینه ها در آن دفن شده اند.
در دفینه های جنگل به جای درختان رایج آنجا , تنها درختانی بالغ که احیانا در کنار مسیر قرار دارند ترجیح داده می شود.
در جنگلها مناطق پیچ و یا جاهایی که موقع نگاه کردن شبیه یک روستا هستند اهمیت دارند. جستجوگران گنج باید از جای جنگل های قدیمی نیز اطلاعات کافی و خوبی داشته باشند
آبشارها:

ابشار یکی از مکانهای مهم برای پنهان کردن دفین است.
معمولا اموال مخفی شده بیرون آبشار قرار داده میشود. براساس تجربه ها نقاطی که در اطراف آبشار به مسافت 30 الی 150 قدم به چشم می خورد بیشتر ترجیح داده می شود
اگر به صورت محموله ی بر روی صخره دفن شده باشد باید محلی که امکان اختفای محموله در آن وجود دارد به طور حتم تصویر سازی شده باشد
در چنین مکانهایی علامت گذاری ماهی بیشتر حائز اهمیت است زیرا ماهی اولین نمادی است که با آب ارتباط دارد.ماهی ترسیم شده ونشانه های مکمل اطراف آن باید بطور صحیحی مورد بررسی قرار گیرند
آبشار بخاطر جو سرسبز و جنگلی ملی مساعد برای اختفاء بوده است
علامت سنگ نگاره بز کوهی در گنج یابی و باستان شناسی
در سنگ نگاره ها عموما ما با طرح " بز کوهی نر" و" کل" و " اندرمیش "مواجهیم. چگونه بز نر می تواند نماد باوری و رویش باشد؟ بزی هایی با شاخ هایی بلند و سرکش ، از روی نگاره ها میتوان دریافت که انگار برای کسانی که این نقوش را می آفریده اند بلندتر بودن شاخ بزها به نوعی برتری داشته و میل بیشتری بوده تا بزهایی با شاخ های بلند تر نقش شوند. آیا مشیه و مشیانه از شیر بز کوهی نر می نوشیده اند؟...
بی شک سنگ نگاره های ایران نشان از تاریخی دور و دراز در این سرزمین دارند. نشان هایی از حیوانات ، انسان ها ، گیاهان و زندگی . همه و همه را می توان بر روی سنگ نگاره ها یافت و می توان ساعت ها بر روی آن ها مطالعه کرد و از طرق گوناگون به بررسی آن ها پرداخت. اما شاید نماد شناسی سنگ نگاره ها یکی از بهترین راه ها برای یافتن زبانی مشترک بین ما و کسانی که این نگاره ها را بر روی سنگ ها آفریده اند باشد. با نگاهی اجمالی بر نگاره ها می توان به سرعت یافت که نقش بز بیشترین نقش موجود بر روی این نگاره هاست.در مورد چرایی نقش بستن بز بر روی این سنگ نگاره ها تاکنون به صورت خلاصه به مواردی اشاره کرده اند ، مهم ترین و معروف ترین آن ها اشاره ای است به داستان آفرینش انسان ، داستان روییدن گیاهی با دو برگ ( احتمالا ریواس ) از نطفه ی کیومرث و هنگامی به صورت انسانی در دو جنس ( مشیه و مشیانه ) در آمد.بز کوهی در این داستان حیوانی است که از مشیه و مشیانه محافظت می کند و آن دو از شیر آن می نوشند. به همین دلیل فرض شده است که بز نشان باروری و رویش است .
نکته ی جالب اینجاست ، نقوش بز کوهی همواره در کنار سرچشمه های آب پیدا می شوند. فرقی نمی کند در کجای ایران به دنبال سنگ نگاره ها بگردید. در هر حال سرچشمه ی رود ها بهترین یاری دهنده برای پیدا کردن نگاره هاست1. آب نیز خود شروع رویش و باروری است ، آب زهدان همه ی عالم است ، بی دلیل نیست که الهه ی آب آناهید است .دوشیزه ای برومند ، زیبا و ... 2
پس نقوش بز مسلما به آب و سرچشمه های آن و باروری مرتبط بوده اند. با کمی مطالعه ی سنگ نگاره ها می توان به این امر رسید که عموما سنگ نگاره های اولیه و قدیمی تر تنها به نقش بز محدود می شده اند و در مناطقی که بعدا و در دوره های متاخر تر طرح هایی بر روی سنگ نگاره ها اضافه شده ( به مانند تیمره ی خمین ) نقوش دیگر مانند انسان و شتر و حتی نوشته هایی به زبان عربی نیز می توان پیدا کرد.3 با توجه به حروف شبه عیلامی که در بسیاری مناطق بر روی سنگ نگاره دیده میشود قدمت نگاره ها به دوران قبل از آریایی شدن ایران باز میگردد.بسیار پیش تر از زمانی که اسطوره ی آفرینش کیومرث توسط اورمزد بیان شود. ناگفته پیداست که اسطوره های آفرینش توسط اورمزد بیشتر در دوره ی ساسانیان بسط داده شده و رواج یافته ( هرچند که بسیار قدیمی تر می نمایند ) و در دوره های قبل تر از جمله هخامنشیان نشانی از اسطوره هایی که به گونه ای به دین زرتشت منتهی شوند یافت نمی شود. ( به عنوان مثال در هیچ نوشته ی هخامنشی نامی از زرتشت نیامده است ) در قبل از ساسانیان به راحتی می توان نشان میترایسم را پیدا کرد. هرچند با فرض این که کسانی که نگاره ها را خلق کرده اند از اسطوره ی کیومرث و ماجرای مشیه و مشیانه هم آگاهی داشته باشند ، چرا بایستی نقش بز را به عنوان نماد سرچشمه های آب در همه جا رسم کنند ؟ شاید رسم کردن نقش گاوی که به همراه کیومرث بوده محتمل تر بوده است!4

نکته ی جالب تر نقش زایندگی آب است ، آب همواره نشان زایندگی بوده است.سرچشمه ی زایندگی نیز مادینه است ، مادینه ای مقدس ، همواره در بسیاری از دین ها و اسطوره ها سرچشمه ی زندگی و باروری به صورت موجودی مادینه تصور می شده است.5 به ویژه در جوامع کشاورزی و مادر سالار که ارتباط بسیار نزدیک به طبیعت داشته اند. ( و عموما نوعی از ادیان طبیعت پرستی داشته اند = پگانیسم 6 ) به عنوان مثال آناهید که تحت عنوان خدای آب های نیرومند بی آلایش از او یاد می شود.
اما در سنگ نگاره ها عموما ما با طرح " بز کوهی نر" و" کل" و " اندرمیش "مواجهیم. چگونه بز نر می تواند نماد باوری و رویش باشد؟ بزی هایی با شاخ هایی بلند و سرکش ، از روی نگاره ها میتوان دریافت که انگار برای کسانی که این نقوش را می آفریده اند بلندتر بودن شاخ بزها به نوعی برتری داشته و میل بیشتری بوده تا بزهایی با شاخ های بلند تر نقش شوند. آیا مشیه و مشیانه از شیر بز کوهی نر می نوشیده اند؟
ربط این بز ها به داستان مشیه و مشیانه بسیار غیر محتمل می نماید.اما به هر حال بزها در کنار سرچشمه های آب قرار دارند و این واقعیتی است عینی. پس به واقع چرا این سنگ نگاره ها حک شده اند؟
جواب به این سوال مسلما دقیق و واضح نخواهد بود.هر چه گفته شود مجموعه ای از احتمالات است ، که مسلما هر چه اطلاعات جمع آوری شده بیشتر و دقیق تر باشد جواب نیز به واقعیت نزدیک تر است.
ابتدا از مشاهده ی نوع حکاکی ها شروع میکنیم.مسلما بایستی سنگ نگاره ها در دوره های گوناگونی حک شده باشند.اما با کمی مشاهده می توان قدیمی تر بودن بعضی را تشخیص داد.اختلاف رنگ ها ، و میزان هوازدگی با کمی دقت مشخص میشوند 7. و در مناطقی که سنگ نگاره ها عموما بکرتر هستند و کمتر نقوش جدید در کنار آن ها حک شده است می توان به راحتی به آنچه میخواهیم برسیم.

ولین چیزی که به ذهن خطور میکند شبیه بودن بز های رسم به شده به هم دیگر است.در مناطقی که فاصله ی بسیار از هم دارند بز ها همواره شبیه به هم رسم شده اند. و حتی نوع حکاکی ها نیز غالبا شبیه به یکدیگر می باشد8. و از همه مهم تر مناطقی که حکاکی ها انجام گرفته نیز یکسان می باشد ؛ همواره در سرچشمه ی رودها ؛ چیزی به ذهن آدم می رسد که آیا کسانی که این حکاکی ها را انجام داده اند آموزش دیده بودند؟ منظورم از آموزش دیدن ، گروهی آموزش دیده و اعزامی از طرف یک دولت برای انجام حکاکی ها نیست ، بیشتر منظورم نوعی از آموزش آیینی و مذهبی است.آموزشی مذهبی که مردم عادی دیده باشند و کار حکاکی ها آنقدر عمومی باشد که مردم به مانند فریضه ای عادی به آن پرداخته باشند. اما چرا در کنار سرچشمه های آب؟
ایران همواره سرزمین کم آبی بوده است ، و به علت کوهستانی بودن و شیب زیاد آبرفت رودخانه ها بسیار کم ته نشین میشده ، به همین خاطر زمین ها حاصلخیز نبوده است ، بر خلاف منطقه ی بین النهرین که زمین هایی هموار دارد و به همین خاطر آبرفت هایی بسیار حاصلخیز از ته نشین شدن گل و لای رودخانه ها در آنجا تشکیل شده است 9. پس وجود بز ها در ایران عموما به خاطر تشکر از آب نبوده است! و همین طور تشکر از بزی که به اجدادمان شیر داده است. بزها به خاطر ترس از خشکسالی و بی آبی آنجا قرار داشتند. به جای آناهید خدای مادینه ی زیبای آب های نیرومند ، بایستی به دنبال خدای خشکسالی رفت! در اینجا تیشتر قدعلم میکند. ماجرای تیشتریه و دیو خشمگین خشکسالی! اپوشه دیو خشکسالی است که عامل تباه کنندگی زمین است و تیشتر ( همان درخشان ترین ستاره ی آسمان10 ) به نبرد با اپوشه می رود. آن دو در هم می آمیزند و تشیتر شکست میخورد. تیشتر به نزد هورمزد می رود و علت ناکامی اش را کامل نبودن نیایش مردم و کافی نبودن قربانی ها بیان می کند! اهوره مزادا خود شخصا برای تیشتر قربانی میکند.و از آن پس همه ی مردم برای این که تیشتر بتواند بر خشکسالی فایق آید برای او قربانی میکردند. و پس از قربانی کردن برای تیشتر است که آب میتواند بی مانع در میان مزارع و رودها جاری شود. بسیار محتمل می نماید که بزهای نری که در کنار سرچشمه ی آب های جاری نقش شده اند ، نشانی از قربانیان انسان ها برای تیشتر باشند.قربانیانی که از ترس از خشکسالی به تیشتر اهدا شده اند و سنگ نگاره ها نشانی از آن ها برای یادآوری کردن به تیشتر است که ما برایت قربانی کرده ایم ، تو نیز آب ها را در رودها جاری کن.11

احتمال دیگری نیز بسیار واضح به چشم میخورد : ما ایرانی ها معتقدیم که همه ی اسطوره ها و داستان ها دنیا از ما شروع می شود ؛ هرچند که زیاد هم بیراه نیست ، به عنوان مثال تمامی ادیان امروزی جهان حتی ادیان سامی کاملا وابسته و شکل گرفته از میتراییسم هستند12 ؛ اما در دنیایی که به راحتی اسطوره های ما به همه جا میرفته است بعید نیست که اسطوره های دیگران نیز به نزد ما آمده باشد." کوروکوپیا " 13 شاخ وفور نعمت بود ، بزی که با شکستن شاخ هایش به زیوس غذا می داد ، شاخ های او مملو از میوه های جادویی بود ، داستانی شبیه به داستان مشیه و مشیانه با این تفاوت که شاخ های بلند بزهای نقش شده در این داستان توجیه پذیر ترند.
نماد و نشانه چکمه در دفینه
از لزومات زندگی انسان اعم از خوراکی و ابزارآلات و پوشاک و... نیز به عنوان نماد و نشانه گنج و دفینه در کاوش و حفاری گنج استفده می شود که در گنج یابی باید به آن توجه کرد. یکی از نمادهای مهم در حفاری ، نشانه یا علامت چکمه است که بیشتر به عنوان مسیریاب یا جهت نمای گنج برای گنج یاب عمل می کند
این نماد در اکثر حفاری ها به چشم میخورد و جایی که این نماد دیده میشود به شما مسیر را نشان میدهد و باید از مسیری که به سمت پایین میرفتیم را دست نگه داشته و به سمت نوک چکمه به جلو پیش برویم و معمولا اندازه ای که چکمه یا پای سنگی به ما میدهد بیشتر از 3 متر نمیباشد و شما را به هدف نزدیک میکند . در اکثر مواقع آثار دومی که بعد از چکمه به چشم میخورد چراغ پیسوز است.



