فروشگاه ایرانیکان
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
آموزش گنج یابی، باستان شناسی، دفینه ، زیرخاکی و تاریخ

نابودی گنج سقاخانه صفوی

حمله بلدوزرهای شهرداری در حریم مسجد جامع اصفهان ادامه دارد؛ این تخریب‌ها که با هدف ایجاد بازار امام علی انجام می‌شود چندی پیش حمام قاجاری را هم از هستی ساقط کرد. حالا نوبت به سقاخانه صفوی رسیده است، هرچند که سپر این اثر تاریخی در برابر بلدوزرها کاملا بی‌دفاع است.

 
خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ شهرداری اصفهان پروژه بازار امام علی را تا سقاخانه صفوی که در حریم مسجد جامع اصفهان قرار دارد پیش برده است. کارشناسان معتقدند این سقاخانه سد راه بازاری است که قرار است در حریم اثر جهانی مسجد جامع ساخته شود.
 به‌گزارش CHN، درست در آستانه برگزاری مراسم پاسداشت ثبت جهانی مسجد جامع اصفهان، سقاخانه صفوی مورد تهدید قرار گرفت. این سقاخانه در حریم جنوبی مسجد جامع و دقیقا در مکانی قرار دارد که شهرداری ادامه حفاری‌ و شمع‌کوبی را منوط به حذف این اثر تاریخی می‌داند.
 پیش از این با تخریب حمام کرسی و خانه‌ تاریخی که در مجاورت آن قرار داشت، صدماتی به سقاخانه صفوی وارد شد. در این میان سازمان میراث‌فرهنگی بارها نسبت به حفظ این اثر هشدار داده بود اما عاقبت شهرداری این سازمان را متقاعد کرد تا سقاخانه‌‌ای که سد راه حفاری‌ها بود را برچیده و با ایجاد بازار ،مجددا آن را بدون جابه جایی احیا کند.
 مطابق با آنچه که ناظر سازمان میراث فرهنگی در عملیات میدان عتیق می‎گوید، پلان سقاخانه مزبور جهت احیاء مجدد نقشه برداری شده و پنجره گره‌چینی و ازاره‌های سنگی سقاخانه به محل مطبوع سازمان میراث فرهنگی منتقل شده‌اند .
 پیش از این متولیان میراث‌فرهنگی پیشنهاد سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری مبنی برجابجایی سقاخانه را رد کرده بود.
 
از سوی دیگر سرای اقدسیه نیز از جمله بناهای گذر هارونیه محسوب می‌شود که شهرداری برای ادامه ساخت و ساز بازار قصد تخریب آن را داشته اما تاکنون نتوانسته موافقت سازمان میراث فرهنگی را جلب کند. سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی، سقاخانه صفوی را به شرط احیا برچیده و گفته است سرای اقدسیه را مرمت می‌کند.
 این درحالی است که سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری در تیرماه سال جاری برای ساخت بازاری به نام «امام علی » که بازار هارونیه را به بازار ریسمان متصل می‌کند، بخش‌هایی از گذر تاریخی هارونیه مشتمل بر "حمام کرسی" و یک خانه تاریخی در مجاورت این سقاخانه تاریخی را تخریب کرد.
 براساس اطلاعات واصله، در مقابل واکنش‌های انتقادی رسانه‎ها به تخریب‏های صورت گرفته در گذر هارونیه، حسین جعفری، رییس سازمان نوسازی و بهسازی اعلام کرد که حمام کرسی و سقاخانه بازسازی می‌شوند.
 گذر تاریخی هارونیه در بخش جنوبی حریم مسجد جامع عتیق قرار دارد که قسمت‌هایی از آن در طرح میدان امام علی واقع شده‎است. میدانی که بدنه آن را بازارهای صفوی و قاجاری و پاساژهای نوساز تشکیل می‌دهد و گفته می‌شود مسئولان شهری سعی بر احیاء میدان سلجوقی دارند.



تاریخ: دوشنبه 30 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi



تاریخ: دوشنبه 30 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

گنج پارسی در هندوستان

کتیبه ای که به زبان فارسی در این دژ پیدا شده است در گوشه ای از ویرانه های به جا مانده از گلکنده رها شده است و بر اساس اطلاعاتی که از متن نوشته شده روی آن به دست می آید مربوط به ساخت یک انبار خانه بوده و در زمان پادشاهی سلطان عبدالله قطب شاه نوشته شده است....

و اما اصل خبر:

یک کتیبه به زبان فارسی بازمانده از زمان سلطنت قطب شاهیان در دژ گلکنده در حیدرآباد کشور هندوستان پیدا شد. این کتیبه فارسی در زمان سلطان عبدالله قطب شاه نوشته شده است و هم اکنون در گوشه ای از این دژ به حال خود رها شده است.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث ـ دژ گلکنده (Golconda) در یازده کیلومتری باختر شهر حیدرآباد در جنوب هند و در ایالت آندراپرادش قرار دارد. بر اساس اسناد تاریخی این دژ به وسیله پادشاهی هندو مذهب کاکاتیا که بین سالهای 1083 تا 1323 میلادی در ایالت آندرا پرادش هند حکمروایی داشتند بنا شد. این سلسله در گسترش معماری و ادبیات در جنوب هند بسیار نقش داشتند.
 اولین باری که سلسله‌ای با نیای فارسی به این قسمت از هندوستان رفتند در قرن هفتم هجری قمری برابر با قرن 13 میلادی بود، در این تاریخ پس از آنکه نواحی شمال هند ابتدا توسط سلطان محمود غزنوی و سپس به وسیله سلطان معزالدین محمد غوری به تصرف مسلمانان درآمد و قطب الدین آیبک با شکست «پریتوی» آخرین "ماهاراجه" دهلی، سلسله سلاطین مسلمان دهلی را در پایتخت سرزمین افسانه ای هند مستقر کرد.
 این حکومت ها همگی پیوندهای خونی و یا فکری و فرهنگی با جامعه ایرانی، اسلامی و شیعی داشتند و بیشتر آنها در منطقه دکن متمرکز بودند. در گذشته به بخش جنوبی شبه جزیره هند «دکن» گفته می شد و این بخش یک سرزمین مستقل به شمار می رفت. منطقه دکن شامل سرزمین های "ماهاراشترا"، "کارناتاکا"، "تلنگانا" و "آندرا" می شد که با توجه به تقسیمات ایالتی فعلی تقریبا 3 ایالت جنوب هند را شامل می شده است.
 خاندان «بهمنی» ها یکی از مهمترین سلسله های حاکم در دکن بودند که از اعقاب علاء الدین حسن بهمنی افغان به شمار می رفتند و نسب خود را به بهمن پسر اسفندیار از سلسله کیانیان ایران می‌رساندند و حدود 190سال از 748 تا 934 قمری بر اکثر نواحی دکن فرمانروایی می کردند. خاندان بهمنی با علاقه فراوانی که به فرهنگ فارسی و عرفای ایرانی داشتند بسیار کوشیدند که به حضور شاه نعمت اله ولی و خواجه شمس الدین حافظ شیرازی در دربار خود مفتخر شوند، اما توفیق نیافتند. این سلسله جشن ها و اعیاد ایرانی از جمله نوروز را با شکوه فراوان برگزار می کردند.
 یکی دیگر از حکومت های محلی که پیش از انقراض بهمنی ها در اوایل قرن دهم هجری قمری در سرزمین فعلی دکن (که اینک ایالت آندراپرادش را شامل می شود) شکل گرفت و حدود 200 سال دوام آورد، سلسله « قطب شاهیان» بود که مرکز آن در قلعه گلکنده قرار داشت و موسس آن سلطان قلی همدانی بود که از همدان ایران و از ترک های بهارلو و از اعقاب قرایوسف و اسکندر، از پادشاهان قراقویونلو به شمار می رفت.
 وی همراه عمویش الله قلی به هند مهاجرت کرد و از سرداران بزرگ محمد شاه سوم بهمنی محسوب می شد و در سال 842 شمسی موفق به دفع شورش منطقه تلنگانا در دکن شد و به همین جهت چندی بعد در سال 897 شمسی همزمان با پادشاهی شاه اسماعیل اول صفوی با لقب قطب الملکی استقلال خود را در گلکنده اعلام و سلسله قطب شاهیان را تاسیس کرد. در سال 1066 هجری شمسی این شهر جدید توسط لشکر اورنگ زیب امپراطور گورکانی هند فتح شد و حکومت قطب شاهیان به پایان رسید.
نمایی از قلعه گلکنده در شهر حیدرآباد هندوستان
یکی از دلایل گسترش دژ گلکنده پدافند در برابر یورشهای مغول‌ها از سوی شمال هند بود. دژ گلکنده از کوهی از سنگ گرانیت ساخته شده و تا سال 1590 میلادی پایتخت سلسله قطب شاهی بود.
 دژ گلکنده به مدت 9 ماه در برابر یورش اورنگ زیب مقاومت کرد و پس از آن همه ذخیره ها و ثروتش به دست اورنگ زیب افتاد. دژ گلکنده دارای اتاقهایی است که محل نگهداری دو الماس برجسته ی کوه نور ، الماس امید و ...بوده. دژ گلکنده به عنوان مرکزی برای تجارت الماس شهرت داشته. گلکنده دارای چهار دژ جداگانه با دیواری خارجی به درازای 10 کیلومتر و دارای 87 عدد از استحکامات نیم دایره ای است.

 هشت دروازه ی ورودی دارد،خانه های اربابی،نیایشگاهها،مزگتها،اصطبلها و...دیگر بخشهای این دژ را شکل می دهند.یکی از دروازه های این دژ دروازه ی فاتح نام دارد،زیرا به هنگام چیرگی نیروهای اورنگ زیب بر این دژ او و نیروهایش از این دروازه وارد دژ شدند.فاتح دروازه ویژگی بازتاب دهنده ی صوتی دارد، به گونه ای که اگر زیر گنبد ورودی آن کف بزنیم صدایی که تولید می شود به روشنی از عمارت بالا حصار قابل شنیدن است. 

کتیبه ای که به زبان فارسی در این دژ پیدا شده است در گوشه ای از ویرانه های به جا مانده از گلکنده رها شده است و بر اساس اطلاعاتی که از متن نوشته شده روی آن به دست می آید مربوط به ساخت یک انبار خانه بوده و در زمان پادشاهی سلطان عبدالله قطب شاه نوشته شده است.

تمامی مجموعه 11 کیلومتر را در بر می گیرد زیبایی معماری،گنبدها و دروازه های ورودی و دیگر بخشهای این دژ هنوز چشمها را نوازش می کند. باغهای دلپذیر دژ پس از گذشت 400 سال هنوز زیبایی خود را نگه داشته اند.بالا حصار که مهمترین ورودی دژ هست در بخش خاوری قرار دارد،تاق ورودی آن با ردیفهایی از نقشهای طوماری تزیین شده و دو طاووس و شیر به شکل قرینه در رو و زیر تاق به نمایش درآمده اند.
 نمایش شیر و طاووس،آمیختگی معماری ایرانی-هندی را به خوبی نشان می دهد.آرامگاه های شاهان قطب شاهی هم در حدود یک کیلومتری دژ است که چشم انداز زیبای آن با وجود باغهای زیبای کنارش گردشگران را به سوی خود جلب می کند.



تاریخ: دوشنبه 30 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

گنج شوشتر، بقعه عبدالله بانو

همه اهل شوشتر «عبدالله ‌بانو» را می‌شناسند. هرچند سال‌هاست به زیارت‌اش نرفته‌اند اما هنوز در دل مردم جای دارد و حرمت و احترام‌اش حفظ می‌شود. با این حال گنبد بقعه درحال ریزش و بدنه آن به‌شدت آسیب‌پذیر شده است. فعالان میراث‌فرهنگی می‌گویند این بقعه در حوزه اختیارات پایگاه‌ سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر قرار دارد...

چهل‌پیر نگران است، نگران عبدالله‌بانو. بقعه‌ای که نه ''اوقاف'' تاکنون دستی به سرش کشیده نه میراث گوشه چشمی به آن انداخته‌است؛ مردم شوشتر سال‌هاست به زیارت عبدالله بانو نرفته‌اند، چراکه چندسالی است در آن بسته مانده‌است. اما حالا بعد از گذشت این همه سال نه حریمی برای عبدالله بانو مانده نه مسئولان، حرمت‌ آن را حفظ کرده‌اند.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ  شوشتر به‌واسطه تعداد بالای بقاع متبرکه به شهر چهل‌پیر معروف است. اما در میان این امامزاده‌ها بقعه‌ای وجود دارد با نام «عبدالله‌بانو». این بقعه که در هسته مرکزی شهر و در کنار سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر واقع شده در اثر بی‌توجهی سازمان میراث‌فرهنگی و اوقاف تخریب و سقف آن در مرحله ریزش قرار گرفته است. مردم محلی می‌گویند: عبدالله بانو نه حریم دارد نه برای مسئولان حرمت!
 به‌گزارش CHN، همه اهل شوشتر «عبدالله ‌بانو» را می‌شناسند. هرچند سال‌هاست به زیارت‌اش نرفته‌اند اما هنوز در دل مردم جای دارد و حرمت و احترام‌اش حفظ می‌شود. با این حال گنبد بقعه درحال ریزش و بدنه آن به‌شدت آسیب‌پذیر شده است. فعالان میراث‌فرهنگی می‌گویند این بقعه در حوزه اختیارات پایگاه‌ سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر قرار دارد.
 «مجتبی‌گهستونی»، فعال میراث‌فرهنگی و دبیر انجمن تاریانا در خوزستان در این رابطه به CHN می‌گوید: «شوشتر به دلیل وجود امامزاده‌ها و بقاع متبرکه به چهل‌پیر معروف است اما یکی از مهمترین بقاع آن به‌نام عبدالله بانو در شرایط مناسبی به‌سر نمی‌برد.»
 
وضعیت بقعه عبدالله بانو در هسته مرکزی شهرستان شوشتر
وی می‌افزاید: «سال‌هاست که دَرِ بقعه عبدالله‌بانو بسته است و اداره اوقاف هیچ نظارتی بر آن ندارد. این درحالی است که عبدالله‌بانو به شماره 2388 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. با این حال حتی از سوی اداره میراث‌فرهنگی هم برای حفظ و مرمت اثر اقدامی صورت نگرفته است.  
 هم‌اکنون بقعه «عبدالله‌بانو» بدون آنکه بهره‌ای از همسایه جهانی‌اش بگیرد در محدوده سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر در بدترین شرایط ممکن قرار دارد. گفته می‌شود عبدالله‌بانو یکی از فرزندان امام حسین (ع) و شهربانو است و قدمت آن به قرن دهم هجری قمری می‌رسد.
 
در بقعه عبدالله بانو سال‌هاست که به روی عموم بسته است
گهستونی ادامه می‌دهد: «از آنجایی‌که قرار است نخستین هتل سنتی شوشتر در مجاورت بنای عبدالله بانو راه‌اندازی و از سوی دیگر بخشی از خیابان به محور توریستی تبدیل شود؛ لازم است این بنا بیش از پیش مورد حفاظت و مرمت قرار گیرد. بهتراست برای اجرای هر طرحی، نخست ضوابط حفظ بقعه عبدالله بانو رعایت شود.»



تاریخ: دوشنبه 30 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

گنج های افغانستان

گنج های افغانستان بسیار زیاد است. تجربه موفق کشور افغانستان برای بازپس گرفتن اشیای تاریخی به سرقت رفته خود می تواند الگوی خوبی برای سازمان میراث فرهنگی کشور مان باشد. چرا که به گفته کارشناسان از همان اولین روزهایی که علم باستان شناسی و کاوش آثار تاریخی به ایران آمد سرقت آثار تاریخی نیز در کشور ما باب شد.

چندی پیش خبرگزاری های بین المللی از بازگشت صدها اثر باستانی سرقت شده در طول جنگ های داخلی افغانستان از بریتانیا به این کشور خبر دادند، این اشیا برای نگهداری و نمایش به موزه ملی افغانستان تحویل داده شد. این اتفاق در حالی رخ می دهد که در طول ده ها سال گذشته هزاران اثر تاریخی ایرانی نیز به سرقت رفته و در موزه های عمومی و شخصی در کشورهای مختلف دنیا ضبط می شود و برای بازگشت دادن آنها به کشور باید اقدامات جدی تری انجام شود.

 

 
خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث:  موزه ملی افغانستان پس از بازگشت این اشیا با انتشار بیانیه ای اعلام کرد این آثار تاریخی، از جمله یک تبر سه هزار ساله، یک تندیس فیل از جنس عاج مربوط به قرن اول میلادی و یک تندیس سنگی از بودا را شامل می شود.  وزارت امور خارجه افغانستان نیز یادآور شد که قدمت 843 اثر باستانی که به این کشور تحویل شده، متفاوت است و از عصر برنز تا دوران اسلامی را دربر می گیرد.
 گفته شده است که بعضی از این اشیاء از قاچاقچیان و بعضی دیگر از خانه های افراد کشف و ضبط شده و پس از گردآوری توسط موزه بریتانیا به افغانستان تحویل داده شده است.  البته این اولین بار نبود که موزه ملی بریتانیا بخشی از آثار تاریخی به سرقت رفته ار خاک افغانستان را به این کشور تحویل می دهد، موزه بریتانیا، سال 2009 نیز یکهزار و پانصد قطعه آثار باستانی افغانستان را به این کشور بازگردانده بود.
 این تجربه موفق کشور افغانستان برای بازپس گرفتن اشیای تاریخی به سرقت رفته خود می تواند الگوی خوبی برای سازمان میراث فرهنگی کشور مان باشد. چرا که به گفته کارشناسان از همان اولین روزهایی که علم باستان شناسی و کاوش آثار تاریخی به ایران آمد سرقت آثار تاریخی نیز در کشور ما باب شد.
 در این مدت هزاران قطعه کوچک و بزرگ از آثار تاریخی کشور مربوط به دوره ها و تمدن های مختلف  سرزمین ایران به سرقت رفته است، به گونه ای که در همه موزه های بزرگ و معتبر در گوشه و کنار دنیا از ژاپن و  چین گرفته تا انگلستان ، روسیه ، فرانسه و آمریکا بخشی را به نمایش آثار تاریخی ایران اختصاص داده اند.
 در همین رابطه  شهرام رجبی کارشناس میراث فرهنگی به خبرگزاری میراث می گوید: " به نظر من پیش از تلاش برای استرداد اشیا تاریخی ،باید زمینه های جلوگیری از خروج اشیا فراهم شود چرا که در جریان بازگرداندن اشیا تاریخی قاچاق شده، دولت ایران هزینه های بسیاری را متحمل می شود که در بسیاری از مواقع هم به نتیجه نمی رسد، حفاری های غیر مجازی که در همه محوطه های تاریخی کشور در حال انجام است نشانی از تلاش ها برای سرقت اشای تاریخی ایران است."  
 وی می افزاید: " هزینه های سنگینی که قرار است در دادگاه های بین المللی برای بازگشت آثار تاریخی صرف شود اگر همینجا در کشور برای جلوگیری از حفاری غیر مجاز و سرقت آثار تاریخی شود قطعأ نتایج بهتری خواهد داشت.  البته این به معنای آن نیست که ما از پیگیری پرونده های بازگشت آثار تاریخی کشورمان در دیگر کشورها دست بکشیم و کوتاه بیاییم."
 در طول همه این سال ها در سال های 83 و 84 بود که بخشی از آثار تاریخی قاچاق شده از ایران از کشورهای انگلستان، امارات، آذربایجان و فرانسه به کشور بازگردانده شد. این کار نیز با پیگیری های حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری انجام شد.
 تا همین سال ها حدود 40 پرونده برای بازپس گیری آثار تاریخی متعلق به ایران در مراجع حقوقی سایر کشورها در دست بررسی بود و گفته می شدبه موجب شکایت دولت ایران مراتب استرداد این اشیا به کشور فراهم و مقرر شده پس از طی مراحل حقوقی و اداری لازم این اشیا به کشور بازگردانده شوند. این پرونده ها در مراجع حقوقی کشورهایی چون ترکیه، آمریکا، فرانسه، بلژیک، انگلستان و افغانستان مطرح بود.
 علاوه بر این در سال 89 نیز نهایتأ پیگیری‌های ایران برای جلوگیری از حراج اشیای تاریخی جیرفت در یک گالری مشهور فروش اشیای عتیقه به نام "برکت" در انگلستان سرانجام با رای قاضی انگلیسی نتیجه داد و 18 شیء تاریخی مشتمل بر 2عدد کوزه، 5 جام، 3عدد وزنه، یک ظرف باستانی، یک کاسه باارزش و 6 گلدان به کشور بازگشت. موفقیت هایی از این دست می تواند الگوی مناسبی برای طرح و پیگیری جدی تر پرونده هایی برای بازگشت دادن تعداد بیشتری از آثار تاریخی کشور باشد.
 بر اساس قانون در جریان پیگیری‌های حقوقی و سیاسی استرداد هر شی تاریخی، دولت مدعی موظف است با ارایه مدارک و اسناد لازم، مالکیت خود را در مجامع حقوقی کشور طرف به اثبات رساند. از این رو ایران برای مهیا ساختن زمینه‌های استرداد این اشیا تاریخی نیز در مرحله نخست باید مدارک و مستندات لازم را به منظور اثبات تعلق اثر به ایران تهیه و به مراجع قانونی ارایه کند.
 جام پادشاه ایلامی، جنگ شعری به خط عبدالمجید درویش طالقانی، سنگ نگاره پارسه، جام سیمین عیلامی، تزیینات تخت جمشید، لوح سنگی معروف به قانون حمورابی، نقش برجسته سرباز هخامنشی، الواح هخامنشی در آمریکا، کاسه و نیم تنه مرد ریش دار نقره‌ای  هخامنشی ، سر گاو نر با نام مفرغ لرستان این لیست تنها بخشی از آثار تاریخی ارزشمند ایرانی است که در گوشه کنار دنیا یا در حراج ها به فروش رسیده یا توسط موزه ها و موسسه هایی به صورت غیر قانونی ضبط شده است و برای بازگشت آنها به کشور یا تلاشی نمی شود یا تلاش ها تا کنون بی نتیجه بوده است.



تاریخ: دوشنبه 30 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

گنج یابی در جنگل و آبشار

ابشار یکی از مکانهای مهم برای پنهان کردن دفین است.

معمولا اموال مخفی شده بیرون آبشار قرار داده میشود. براساس تجربه ها نقاطی که در اطراف آبشار به مسافت 30 الی 150 قدم به چشم می خورد بیشتر ترجیح داده می شود

اگر به صورت محموله ی بر روی صخره دفن شده باشد باید محلی که امکان اختفای محموله در آن وجود دارد به طور حتم تصویر سازی شده باشد..

 

جنگل ها یکی از جاهایی هستند که اکثر دفینه ها در آن دفن شده اند.

در دفینه های جنگل به جای درختان رایج آنجا , تنها درختانی بالغ که احیانا در کنار مسیر قرار دارند ترجیح داده می شود.

در جنگلها مناطق پیچ و یا جاهایی که موقع نگاه کردن شبیه یک روستا هستند اهمیت دارند. جستجوگران گنج باید از جای جنگل های قدیمی نیز اطلاعات کافی و خوبی داشته باشند

 

آبشارها:

ابشار یکی از مکانهای مهم برای پنهان کردن دفین است.

معمولا اموال مخفی شده بیرون آبشار قرار داده میشود. براساس تجربه ها نقاطی که در اطراف آبشار به مسافت 30 الی 150 قدم به چشم می خورد بیشتر ترجیح داده می شود

اگر به صورت محموله ی بر روی صخره دفن شده باشد باید محلی که امکان اختفای محموله در آن وجود دارد به طور حتم تصویر سازی شده باشد

در چنین مکانهایی علامت گذاری ماهی بیشتر حائز اهمیت است زیرا ماهی اولین نمادی است که با آب ارتباط دارد.ماهی ترسیم شده ونشانه های مکمل اطراف آن باید بطور صحیحی مورد بررسی قرار گیرند

 

آبشار بخاطر جو سرسبز و جنگلی ملی مساعد برای اختفاء بوده است




تاریخ: دوشنبه 30 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

علامت سنگ نگاره بز کوهی در گنج یابی و باستان شناسی

در سنگ نگاره ها عموما ما با طرح " بز کوهی نر" و" کل" و " اندرمیش "مواجهیم. چگونه بز نر می تواند نماد باوری و رویش باشد؟ بزی هایی با شاخ هایی بلند و سرکش ، از روی نگاره ها میتوان دریافت که انگار برای کسانی که این نقوش را می آفریده اند بلندتر بودن شاخ بزها به نوعی برتری داشته و میل بیشتری بوده تا بزهایی با شاخ های بلند تر نقش شوند. آیا مشیه و مشیانه از شیر بز کوهی نر می نوشیده اند؟...

بی شک سنگ نگاره های ایران نشان از تاریخی دور و دراز در این سرزمین دارند. نشان هایی از حیوانات ، انسان ها ، گیاهان و زندگی . همه و همه را می توان بر روی سنگ نگاره ها یافت و می توان ساعت ها بر روی آن ها مطالعه کرد و از طرق گوناگون به بررسی آن ها پرداخت. اما شاید نماد شناسی سنگ نگاره ها یکی از بهترین راه ها برای یافتن زبانی مشترک بین ما و کسانی که این نگاره ها را بر روی سنگ ها آفریده اند باشد. با نگاهی اجمالی بر نگاره ها می توان به سرعت یافت که نقش بز بیشترین نقش موجود بر روی این نگاره هاست.در مورد چرایی نقش بستن بز بر روی این سنگ نگاره ها تاکنون به صورت خلاصه به مواردی اشاره کرده اند ، مهم ترین و معروف ترین آن ها اشاره ای است به داستان آفرینش انسان ، داستان روییدن گیاهی با دو برگ ( احتمالا ریواس ) از نطفه ی کیومرث و هنگامی به صورت انسانی در دو جنس ( مشیه و مشیانه ) در آمد.بز کوهی در این داستان حیوانی است که از مشیه و مشیانه محافظت می کند و آن دو از شیر آن می نوشند. به همین دلیل فرض شده است که بز نشان باروری و رویش است .

نکته ی جالب اینجاست ، نقوش بز کوهی همواره در کنار سرچشمه های آب پیدا می شوند. فرقی نمی کند در کجای ایران به دنبال سنگ نگاره ها بگردید. در هر حال سرچشمه ی رود ها بهترین یاری دهنده برای پیدا کردن نگاره هاست1. آب نیز خود شروع رویش و باروری است ، آب زهدان همه ی عالم است ، بی دلیل نیست که الهه ی آب آناهید است .دوشیزه ای برومند ، زیبا و ... 2

پس نقوش بز مسلما به آب و سرچشمه های آن و باروری مرتبط بوده اند. با کمی مطالعه ی سنگ نگاره ها می توان به این امر رسید که عموما سنگ نگاره های اولیه و قدیمی تر تنها به نقش بز محدود می شده اند و در مناطقی که بعدا و در دوره های متاخر تر طرح هایی بر روی سنگ نگاره ها اضافه شده ( به مانند تیمره ی خمین ) نقوش دیگر مانند انسان و شتر و حتی نوشته هایی به زبان عربی نیز می توان پیدا کرد.3 با توجه به حروف شبه عیلامی که در بسیاری مناطق بر روی سنگ نگاره دیده میشود قدمت نگاره ها به دوران قبل از آریایی شدن ایران باز میگردد.بسیار پیش تر از زمانی که اسطوره ی آفرینش کیومرث توسط اورمزد بیان شود. ناگفته پیداست که اسطوره های آفرینش توسط اورمزد بیشتر در دوره ی ساسانیان بسط داده شده و رواج یافته ( هرچند که بسیار قدیمی تر می نمایند ) و در دوره های قبل تر از جمله هخامنشیان نشانی از اسطوره هایی که به گونه ای به دین زرتشت منتهی شوند یافت نمی شود. ( به عنوان مثال در هیچ نوشته ی هخامنشی نامی از زرتشت نیامده است ) در قبل از ساسانیان به راحتی می توان نشان میترایسم را پیدا کرد. هرچند با فرض این که کسانی که نگاره ها را خلق کرده اند از اسطوره ی کیومرث و ماجرای مشیه و مشیانه هم آگاهی داشته باشند ، چرا بایستی نقش بز را به عنوان نماد سرچشمه های آب در همه جا رسم کنند ؟ شاید رسم کردن نقش گاوی که به همراه کیومرث بوده محتمل تر بوده است!4

نکته ی جالب تر نقش زایندگی آب است ، آب همواره نشان زایندگی بوده است.سرچشمه ی زایندگی نیز مادینه است ، مادینه ای مقدس ، همواره در بسیاری از دین ها و اسطوره ها سرچشمه ی زندگی و باروری به صورت موجودی مادینه تصور می شده است.5 به ویژه در جوامع کشاورزی و مادر سالار که ارتباط بسیار نزدیک به طبیعت داشته اند. ( و عموما نوعی از ادیان طبیعت پرستی داشته اند = پگانیسم 6 ) به عنوان مثال آناهید که تحت عنوان خدای آب های نیرومند بی آلایش از او یاد می شود.

اما در سنگ نگاره ها عموما ما با طرح " بز کوهی نر" و" کل" و " اندرمیش "مواجهیم. چگونه بز نر می تواند نماد باوری و رویش باشد؟ بزی هایی با شاخ هایی بلند و سرکش ، از روی نگاره ها میتوان دریافت که انگار برای کسانی که این نقوش را می آفریده اند بلندتر بودن شاخ بزها به نوعی برتری داشته و میل بیشتری بوده تا بزهایی با شاخ های بلند تر نقش شوند. آیا مشیه و مشیانه از شیر بز کوهی نر می نوشیده اند؟

ربط این بز ها به داستان مشیه و مشیانه بسیار غیر محتمل می نماید.اما به هر حال بزها در کنار سرچشمه های آب قرار دارند و این واقعیتی است عینی. پس به واقع چرا این سنگ نگاره ها حک شده اند؟

جواب به این سوال مسلما دقیق و واضح نخواهد بود.هر چه گفته شود مجموعه ای از احتمالات است ، که مسلما هر چه اطلاعات جمع آوری شده بیشتر و دقیق تر باشد جواب نیز به واقعیت نزدیک تر است.

ابتدا از مشاهده ی نوع حکاکی ها شروع میکنیم.مسلما بایستی سنگ نگاره ها در دوره های گوناگونی حک شده باشند.اما با کمی مشاهده می توان قدیمی تر بودن بعضی را تشخیص داد.اختلاف رنگ ها ، و میزان هوازدگی با کمی دقت مشخص میشوند 7. و در مناطقی که سنگ نگاره ها عموما بکرتر هستند و کمتر نقوش جدید در کنار آن ها حک شده است می توان به راحتی به آنچه میخواهیم برسیم.

ولین چیزی که به ذهن خطور میکند شبیه بودن بز های رسم به شده به هم دیگر است.در مناطقی که فاصله ی بسیار از هم دارند بز ها همواره شبیه به هم رسم شده اند. و حتی نوع حکاکی ها نیز غالبا شبیه به یکدیگر می باشد8. و از همه مهم تر مناطقی که حکاکی ها انجام گرفته نیز یکسان می باشد ؛ همواره در سرچشمه ی رودها ؛ چیزی به ذهن آدم می رسد که آیا کسانی که این حکاکی ها را انجام داده اند آموزش دیده بودند؟ منظورم از آموزش دیدن ، گروهی آموزش دیده و اعزامی از طرف یک دولت برای انجام حکاکی ها نیست ، بیشتر منظورم نوعی از آموزش آیینی و مذهبی است.آموزشی مذهبی که مردم عادی دیده باشند و کار حکاکی ها آنقدر عمومی باشد که مردم به مانند فریضه ای عادی به آن پرداخته باشند. اما چرا در کنار سرچشمه های آب؟

ایران همواره سرزمین کم آبی بوده است ، و به علت کوهستانی بودن و شیب زیاد آبرفت رودخانه ها بسیار کم ته نشین میشده ، به همین خاطر زمین ها حاصلخیز نبوده است ، بر خلاف منطقه ی بین النهرین که زمین هایی هموار دارد و به همین خاطر آبرفت هایی بسیار حاصلخیز از ته نشین شدن گل و لای رودخانه ها در آنجا تشکیل شده است 9. پس وجود بز ها در ایران عموما به خاطر تشکر از آب نبوده است! و همین طور تشکر از بزی که به اجدادمان شیر داده است. بزها به خاطر ترس از خشکسالی و بی آبی آنجا قرار داشتند. به جای آناهید خدای مادینه ی زیبای آب های نیرومند ، بایستی به دنبال خدای خشکسالی رفت! در اینجا تیشتر قدعلم میکند. ماجرای تیشتریه و دیو خشمگین خشکسالی! اپوشه دیو خشکسالی است که عامل تباه کنندگی زمین است و تیشتر ( همان درخشان ترین ستاره ی آسمان10 ) به نبرد با اپوشه می رود. آن دو در هم می آمیزند و تشیتر شکست میخورد. تیشتر به نزد هورمزد می رود و علت ناکامی اش را کامل نبودن نیایش مردم و کافی نبودن قربانی ها بیان می کند! اهوره مزادا خود شخصا برای تیشتر قربانی میکند.و از آن پس همه ی مردم برای این که تیشتر بتواند بر خشکسالی فایق آید برای او قربانی میکردند. و پس از قربانی کردن برای تیشتر است که آب میتواند بی مانع در میان مزارع و رودها جاری شود. بسیار محتمل می نماید که بزهای نری که در کنار سرچشمه ی آب های جاری نقش شده اند ، نشانی از قربانیان انسان ها برای تیشتر باشند.قربانیانی که از ترس از خشکسالی به تیشتر اهدا شده اند و سنگ نگاره ها نشانی از آن ها برای یادآوری کردن به تیشتر است که ما برایت قربانی کرده ایم ، تو نیز آب ها را در رودها جاری کن.11

احتمال دیگری نیز بسیار واضح به چشم میخورد : ما ایرانی ها معتقدیم که همه ی اسطوره ها و داستان ها دنیا از ما شروع می شود ؛ هرچند که زیاد هم بیراه نیست ، به عنوان مثال تمامی ادیان امروزی جهان حتی ادیان سامی کاملا وابسته و شکل گرفته از میتراییسم هستند12 ؛ اما در دنیایی که به راحتی اسطوره های ما به همه جا میرفته است بعید نیست که اسطوره های دیگران نیز به نزد ما آمده باشد." کوروکوپیا " 13 شاخ وفور نعمت بود ، بزی که با شکستن شاخ هایش به زیوس غذا می داد ، شاخ های او مملو از میوه های جادویی بود ، داستانی شبیه به داستان مشیه و مشیانه با این تفاوت که شاخ های بلند بزهای نقش شده در این داستان توجیه پذیر ترند.




تاریخ: دوشنبه 30 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi
...


تاریخ: دوشنبه 30 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi
...


تاریخ: دوشنبه 30 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

نماد و نشانه چکمه در دفینه

از لزومات زندگی انسان اعم از خوراکی و ابزارآلات و پوشاک و... نیز به عنوان نماد و نشانه گنج و دفینه در کاوش و حفاری گنج استفده می شود که در گنج یابی باید به آن توجه کرد. یکی از نمادهای مهم در حفاری ، نشانه یا علامت چکمه است که بیشتر به عنوان مسیریاب یا جهت نمای گنج برای گنج یاب عمل می کند

این نماد در اکثر حفاری ها به چشم میخورد و جایی که این نماد دیده میشود به شما مسیر را نشان میدهد و  باید از مسیری که به سمت پایین میرفتیم را دست نگه داشته و به سمت نوک چکمه به جلو پیش برویم و معمولا اندازه ای که چکمه یا پای سنگی به ما میدهد بیشتر از 3 متر نمیباشد و شما را به هدف نزدیک میکند . در اکثر مواقع آثار دومی که بعد از چکمه به چشم میخورد چراغ پیسوز است.




تاریخ: دوشنبه 30 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران