نشانه بز در خط میخی
حیوانات اعم از اهلی و وحشی در نسخه های گنج یا گنج نامه ها به عنوان نشانه و علامت دفینه و گنج همواره مورد استفاده قرار می گرفتند و نماد و نشانه چیزی بودند برخی به عنوان نماد و نشانه جهت نمایی و مشخص کننده مسیر حرکت به سوی گنج بودند و برخی دیگر بیانگر میران مسافت و اندازه و یا مکان گنج و... بودند . یکی از این نمادها نشانه بز است که البته خاص و علامت گنج نیست بلکه کاربرد دیگری دارد .
این علامت نشان قدرت و بزرگی شخص است و در قدیم همچون شیر و ببر روی جام ها ,ریتون ها و ظروف برجسته سازی میشد و در آثار ها هم از آن استفاده میشد این آثار به صورت حکاکی و یا برجسته و حتی به صورت مجسمه نشان قبر سرداری است که دارای اموالی همچون شمشیر - زره - کلاه خود - کمربند - بازوبند و در روی ناف یک سنگ قیمتی و 60 الی 80 سانت زیر سر سفید خانه نیم در نیم یا خم اشرفی میگذاشتند . و بزهایی که روی سنگ حجاری میشده نشان بار نیستند و فقط جنبه نمایش شکار و محل اسکان چوپان را در گذشته دارد
کلید خط میخی جهت گنج یابی
درباره خط میخی و اهمیت آن در ارسال های قبلی مطالبی نوشتم و متذکر شدم که از خطوط باستانی و بسیار مهم تارلیخ بشری است این خط به دلیل اهمیت فراگیریش برای باستان شناسان حائز اهمیت است . آشنایی گنج یابان و کاوشگران دفینه با کلید و خطوط میخی در حفاری زو کاوش دفینه اهمیت خاصی دارد.
خط میخی خطی است که توسط اقوام باستانی آسیای غربی مثل سومری ها، آشوری ها، بابلی ها، ایلامی ها و ایرانی ها از هزاره سوم پیش از میلاد تا نیمه سده اول میلادی برای نوشتن استفاده می شده است. در این خط واژه ها یا هجاها یا حروف آن از نشانه های میخ مانندی که در کنار هم قرار گرفته اند درست شده است. این میخ ها با توجه به جهت قرار گرفتنشان تشکیل چهار عنصر را می دهند. عنصر پنجمی هم وجود داردکه از ترکیب دو میخ به صورت زاویه ای با دهانه باز به سمت راست درست شده است. این احتمال می رود که سومری ها نشانه های خط میخی را در حدود 2900 پیش از میلاد در جلگه های پایین دجله و فرات، با ساده کردن خط تصویری ساخته اند . اکدی ها نیز با کوچ کردن به بابل، از سال 2400 پیش از میلاد خط میخی گرفته شده از خط تصویری را از سومری ها آموختند. ولی خط میخی اکدی سومری شکل بسیار پیچیده ای داشت . این خط بیش از 2000 نشانه و 20000 هزوارش داشت. بعدها بابلی ها با کاستن از تعداد نشانه های خط میخی، آن را به 400 تا 350 نشانه رساندند. اکدی ها با صرف نظر کردن از تاثیر معنی واژه، در شکل واژه فصل تازه ای را در تاریخ خط گشودند و از واژه نگاری به هجا نگاری توجه نمودند. در زمان فرمانروایی اکدی ها در بابل، خط میخی به آشور و ایلام نیز راه یافت و اندکی بعد کاری ها در آسیای صغیر نیز به خط میخی روی آوردند. خط میخی کمی پس از سال 2000 پیش از میلاد، به سوریه راه یافت و از این راه هیتی ها هم با خط میخی آشنا شدند. این خط حدود 1400 پیش از میلاد خط بین المللی بخش بزرگی از غرب آسیا را تشکیل می داد. در هزاره اول پیش از میلاد اورارتوها هم خط میخی آشوری را گرفتند و ایرانیان در سده پنجم پیش از میلاد، برای نخستین بار به فرمان داریوش بزرگ خط میخی پارسی باستان را از خط ایلامی درست کردند. خط میخی پارسی باستان با این گمان که از خط ایلامی گرفته شده است خط مستقلی است و آن را می توان تنها خط میخی الفبایی نامید.

گنج یابی در تنورها
شاید در نگاه اول عجیب باشد که برای یافتن گنج و دفینه در داخل تنورها و کوره ها سرک کشید ولی سابقه گنج یابان متعدد نشان داده که در داخل تنورها نیز گنج و دفینه مخفی کرده اند . در اینجا قصد داریم تا شیوه گنج یابی در تنور و همچنین طریقه استخراج دفینه را شرح بدهیم:
این سری راجب تنورها میخوام صحبت کنم تنورها در قدیم کاربرد زیادی داشتند و شما آنهارو میتونید در مکان های بلند و زمینی مسطح به صورت گنبد که سر آن از خاک بیرون آمده یا در بعضی نقاط که آب و هوای کویری دارد به صورت تل شناسایی کنید چون به علت گرد و غبار خاک و گذشت زمان با انباشته شدن خاک در روی آن به صورت تل درآمدن .
دفینه ای را که داخل تنور میگذاشتند معمولا قسمت کف در متراژ ۷۰ سانتی جاسازی میکردند و علائمی که در تنوره هایی که شامل دفینه هستند در داخل دیواره تنوره به صورت شعمدان یا گل نگاره مشخص میکردند و در اکثر تنوره ها از داخل تنوره به تنور دیگه در بقل آن راه داره که ازبالا آثاری نداره و فقط آثار یک تنور مشخص است ولی وقتی به داخل میروید متوجه میشوید که تنوری دیگر به صورت مخفی در کنار آن موجوده که اگر به این صورت باشه دفینه در آتاق دوم در کف است .
گنج و دفینه مخفی درختان گز
درخت بوته گز یکی از درختان معروفی است که در اکثر مکانهایی که قرار بود دفینه در آن جا
مخفی بشه از این درخت برای علامت گذاری استفاده می شد . و معمولا هر کجا که این
درخت را میکاشتن ۱۵ قدم از خود درخت به سمت طلوع خورشید قدم میزدند و دفینه را در
آنجا مدفون میکردند و در اکثر....
در ایران انواع مختلف درخت وجود دارد در گذشته درختانی كه عمر طولانی داشتند برای نشانه استفاده میشدند و در بیشتر جاهایی كه اموال گذاشته می شد درختی هم كاشته می شد كه بعدها پیدا كردن جا راحت باشد. درختانی كه بیشتر برای اینكار استفاده می شد به ترتیب زیر میباشد:
بوته گز كه در حدود شش هزار سال عمر میكند
درخت سرو كه در حال حاضر چهار هزار ساله آن وجود دارد
درخت داغداغان كه در حال حاضر چهار هزار و پانصد ساله آن هست
درخت آزاد كه دو هزار سال عمر میكند و در جنگلهای شمالی ایران به وفور یافت میشود
درخت چنار كه حدود هفتصد سال عمر میكند و پس از آن هر سال یك بار خود كشی میكند و
خود را میسوزاند تا از بین برود كه این خود سوزی هم چندین سال طول میكشد. مانند درخت
چنار امامزاده صالح كه حدود نهصد سال قدمت دارد.
درخت نارون حدود پانصد سال عمر میكند
درخت سنجد نیز حدود پانصد سال عمر میكند
درخت بوته گز یکی از درختان معروفی است که در اکثر مکانهایی که قرار بود دفینه در آن جا
مخفی بشه از این درخت برای علامت گذاری استفاده می شد . و معمولا هر کجا که این
درخت را میکاشتن ۱۵ قدم از خود درخت به سمت طلوع خورشید قدم میزدند و دفینه را در
آنجا مدفون میکردند و در اکثر مکانهایی که توانسته اند دفینه ی آن را بدست بیارند در متراژ
تقریبی ۵ الی ۷ متر بوده است
علامت پلنگ در گنج یابی
حیوانات اعم از لاک پشت، گاو ، ماهی، شیر ، عقاب و... به عنوان نماد و نشانه های گنج و دفینه در گنج نامه و نسخ قدیمی استفاده شدند و حتی در حجاریهای داخل غار و اماکن تاریخی استفاده می شدند . یکی از این نمادها نشانه و علامت پلنگ است . در تحلیل نشانه شناسی پلنگ برای دسترسی به گنج باید به رفتار پلنگ و شیوه زندگی دقت کنید یعنی رفتار پلنگ در کاربرد علامتش در گنج یابی دخیل است.
پلنگ حیوانی درنده و خطرناکی است همانطور که میدونید این حیوان بعد از شکار حیوان آن را
یا به بالای درخت میکشاند تا از گزند حیوانات دیگر در امان باشد . یا به درون مخفی گاه خود
میبرد که مخفی گاه این حیوان در غارهای دور افتاده و پرت است .
اگر شما در جایی سنگ نگاره پلنگ را مشاهده کردید که در دهان پلنگ طعمه بود و به حالت
نشسته بود , باید روبری آن درختی کهنسال باشد که شما باید دقیقا زیر درخت را حفاری کنید .
ولی اگر پلنگ در حال حرکت بود و به طعمه نگاه میکرد آنگاه شما باید زیر طعمه را حفاری کنید .
و باز اگر پلنگ طعمه را شکار کرده بود و این بار در حال حرکت به سمت جلو بود شما باید در
روبروی آن دنبال غاری مهرو موم شده بگردید .

تل خاکی و قلعه خاکی در گنج یابی
گاهی برخی از نمادها و نشانه های گنج در ظاهر و یا افواه مردم یکی بوده و یا مانند هم تصور کنند در حالی که فرقی اساسی با هم دارند . یکی از موارد تل خاکی است که از نظر شکل و کاربرد با قلعه های خاکی تفاوت دارند و نباید این دو را با هم شبیه دانست. برای نمونه تل خاکی از نظر اندازه کوچک تر و قلعه خاکی بزرگتر و وسیع تر می باشد . این دو از نظر گنج یابی و کاوش دفینه نیز با توجه به شکل، با هم تفاوت دارند.

همانطور که از اسم آنها پیداست فرقی بین تل خاکی و قلعه خاکی وجود دارد. هر دوی آنها به صورت تپه هستند که از جنس خاک میباشند ولی تفاوت بین آنها در این است که تل های خاکی در ابعاد کوچک هستند و قلعه ها در ابعاد وسیع تر معمولا در کنار هر دوی آنها جوی آب و یا چشمه ای وجود دارد ولی ساختار آنها کاملا با هم متفاوت است ابعاد تل ها از ارتفاع 5 الی 7 متر و عرض 10 متر تجاوز نمیکند ولی قلعه ها به صورت تپه ای بزرگ و کشیده ای هستند که معمولا دو تایی یا تکی در اراضی وسیع قرار دارند . درب قلعه ها از بالای خود تپه در قسمت مرکزی آن است ولی تل ها از قسمت آفتاب درآمدگی یا غروب خورشید است که به صورت سنگی یکپارچه در عمق 1 متری در زیر خاک مدفون است . درب قلعه ها را معمولا با نماد سنگ آسیاب و یا چاه های عمیق در روی مرکز قلعه نمایان میکنند و چند راه خروجی دیگر که اکثر آنها راهی است که به تله ختم میشود وجود دارد . یک سری دیگر از قلعه ها راهشان از پایین قلعه در کنار نهر آب است که به صورت فرورفتگی نمایان میشود که بعد از باز شدن درب به تونلی بزرگ راه دارد که در جلوتر به دو را ه یا سه راه و اتاقک های ساروجی امتداد دارد که اکثر آنها با خاک سرند پر شده اند که برای دست یافتن به مرکز آن و یا همان اتاق سفید خانه باید به علائمی که در مسیر راه وجود دارد دقت کرد

نشانه ماهی در گنج یابی
نشانه های گنج و دفینه در هر منطقه با توجه به وجود علائم و یا نمادهای آن سرزمین متصور می شود . مثلا در ایران نمی توانید نشانه یا علامت موز یا نارگیل را به عنوان علائم و نشانه گنج ببینید و یا در نسخه های دفینه و گنج نامه ها مشاهده کنید چون این محصول قاره آمریکاست. در ایران نمادها با توه به محیط اقلیمی باید توجه و تحلیل کرد . با این بحث نشانه ماهی را باید در نزدیک چشمه ها، رودخانه و نهرها و دریا و اقیانوس جستجو کرد .

این نماد معنی پول و ثروت را می دهد و بیشتر در کنار نهر آب و چشمه ها و باتلاق ها بکار می رود در قسمت دم ماهی باید دنبال قبر باشید در قسمت دهان ماهی باید دنبال آثار دوم باشید اگر ماهی دارای پولک بود و شکم آن بزرگ در داخل یا زیر ماهی باید دنبال سنگ قیمتی بود که معمولا در قسمت تخمدان ماهی قسمتی از آن ساروجی است که دقیقا با ضربه کوچک به آن قسمت بزنید سنگ قیمتی نمایان میشود البته این در صورتی است که ماهی شکمش پر باشد

در صورتی که بالای سر یا زیر دم ماهی یک کاسه هم بود باید در اطراف ماهی دنبال سنگ بزرگ باشید که زیر سنگ بزرگ سردابه یا اتاقک موجود است که دفینه در آن مدفون است . ولی اگر دو ماهی بر روی سنگی در روبروی هم قرار گرفته باشند باید زیر سنگ را بکاوید که منتهی میشود به پله و اتاق که دفینه ارزشمندی در آن جای داده شده . اگر ماهی مانند عکس بالا باشد که به تل اشاره دارد .
علائم و نشانه ها در حفاری گنج
سنگ بیضی نصف شده معنی درب را میدهد یعنی به محل درب ورود نزدیک شده اید که وقتی به این سنگ برخورد کردید 2 متر زیرش راه مشخص میشود البته معنی دیگر آن راه رو هم میشود .
کوزه برعکس به این معنی است که باید به سمت زیر آن بروید مسیر در قسمت زیر آن درست است...
1- علامت خشت یا همان آجر در حفاری در خاک و یا چاه ها این علامت اگر به صورت درسته باشد و در وسط به صورت تک قرار گرفته باشد یعنی زیر آن کامل راه میدهد مثال اگر در چاه دیده شود یعنی زیر چاه کامل راه میدهد.
2- خشت نیمه یا شکسته در حفاری علامت این است که نصف راه به سمت پایین راه میدهد اگر در چاه دیده شود یعنی نیم دایره چاه را به سمتی که خشت وجود دارد را باید پایین بروید البته باز هم اگر به صورت تک دیده شود.
سنگ دایره در حفاری به این معنی است که فضای زیر آن بعد یک الی 2 متر به صورت گنبدی میشود البته باید به صورت تک وسط در وسط قرار گرفته باشد .
سنگ بیضی نصف شده معنی درب را میدهد یعنی به محل درب ورود نزدیک شده اید که وقتی به این سنگ برخورد کردید 2 متر زیرش راه مشخص میشود البته معنی دیگر آن راه رو هم میشود .
کوزه برعکس به این معنی است که باید به سمت زیر آن بروید مسیر در قسمت زیر آن درست است.
علامت ضربدر به معنی حفره , اتاقک و سرداب را میدهد که زیر همان علامت پنهان است .
پیسوز : این علامت مسیر به سمت جلو را نشان میدهد نوک پیسوز را دنبال کنید .
رابطه بین تدفین و گنج یابی و کاوش زیرخاکی
مردگان را فقط در خاک یا در دل کوهها دفن نمیکردند. در فرهنگ ایرانی - زرتشتی تدفین در هوا مرسوم بود. در این آئین زمین و آتش تبرکی دارد و روح که از بدن انسان بیرون رفت پیکر مرده بسیار پلید و ناپاک است و هر چیز را آلوده میکند. به همین جهت مرده را نباید به خاک یا به آتش سپرد.
زرتشتیان از زمان ساسانیان هر جا که بودند دخمههایی میساختند و مرده را به آنجا میبردند و در هوای آزاد، کنار دیواری مینهادند تا مرغان شکاری و حیوانات درنده آنها را بدرند و متلاشی کنند و وقتی که فقط استخوانی از مرده باقی میماند، استخوان او را برمیداشتند و در محوطهی کوچکی میگذاشتند و به آن «ستودان» میگفتند که به روایت استاد فقید، سعید نفیسی مخفف کلمهی استخواندان است....
" فرهنگ تدفین در ملل و ادیان مختلف "
انسان در طول تاریخ اجتماعات به اشکال گوناگون مردگانش را دفن کرده است. شکلهایی از تدفین وجود دارد که با هنجارهای فرهنگ ایرانی و اسلامی ما ناهمخوان است. با این حال نباید فراموش کرد که ملتهایی هم هستند که فرهنگ تدفین ما را نمیپسندند.
در این میان اما مرگ بیپرواترین و صریحترین سویهی زندگی و یک واقعیتِ مسلم است. به این جهت یکی از مشکلات انسانها همواره این بوده است که مردگانشان را چگونه و کجا دفن
کنند.
در کهنترین شکل تدفین ، جنازه را در حالت جنینی دفن میکردند
پیشینهی کهنترین گورهایی که تاکنون یافت شده است، به پنجاه هزار سال پیش از میلاد مسیح میرسد. در کهنترین شکل تدفین ، در عصر پیشاسنگی جنازه را مانند جنین در شکم مادر به پهلو در یک گور سنگی میخواباندند.
تدفین به شکل جنین از یک سو این توهم را ایجاد میکرد که جنازه به خواب فرورفته است و از سوی دیگر از امید به بیداری و تولدی دیگر پس از رستاخیز نشان داشت. اجداد ما در آن دوران بسیار دور جنازهی مردگان را طنابپیچ میکردند. احتمالاً به این دلیل که میترسیدند مردگان زنده شوند و سراغ زندگان بیایند.
مراسم تدفین در فرهنگهای کهن که پیشینهشان به سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح میرسد بسیار اهمیت داشت. گورهایی عظیم به طول دوازده متر که با تختهسنگ بنا میکردند از اهمیت تدفین در این فرهنگها نشان دارد.
در این گورها یکصد جنازه جا میگرفت و روی آن را با خاک میپوشاندند. چنین گورهای عظیمی به بناهای باشکوه شباهت داشت و ساختن آنها وقت و هزینهی زیادی میطلبید.
در سدههای میانه، پیش از آغاز دوران روشنگری که همه چیز با افسانه درآمیخته بود، برخی اروپائیان، از جمله آلمانیها اعتقاد داشتند که این گورها را غولها برای خودشان ساختهاند.
در یونان قدیم مردگان را در تابوتی از سنگ آهک قرار میدادند و این تابوت سنگی را سارکوفاگوس یا «گوشتخوار» میخواندند. واژهی تابوت در برخی زبانها مانند آلمانی و فرانسه را بعدها از همین واژهی سارکوفاگ استخراج کردند.
در قرون وسطی گمان میبردند که روح انسان در قلب او جای دارد. از این رو برخی پادشاهان و هنرمندان بزرگ وصیت میکردند که قلبشان را جداگانه دفن کنند. ریچارد شیردل، ناپلئون بناپارت، دانته و شوپن از مشاهیریاند که قلب آنان جداگانه دفن شده است.
در کنعان و ایران ، جنازهی میت را در غار یا در دل کوه قرار میدادند
در کنعان و در ایران، جنازهی میت را در غار یا در دل کوه قرار میدادند. در نقش رستم، در سینهی کوه مقبرههای عظیمی از دوران هخامنشی و ساسانی به یادگار مانده است.
داریوش کبیر، اردشیر، داریوش دوم و خشایارشا را در دل کوه دفن کردهاند.
پس از تصلیب مسیح ، جنازهی او روی زمین مانده بود. روایت است که ژوزفِ آریماتئا، از یاران مسیح، گور خود را که در غاری قرار داشت به مسیح بخشید و جنازهی او را در آن غار نهادند. مسیحیان اعتقاد دارند که مسیح، سه روز بعد زنده شد و از این غار به آسمان عروج کرد. این واقعه که در کتاب مقدس آمده است به روایتِ عید پاک شهرت دارد و منشأ مهمترین عید مسیحیست.
حوالی ستودانها، هزاران کلاغ و مراغ لاشهخوار در پرواز بودند
مردگان را فقط در خاک یا در دل کوهها دفن نمیکردند. در فرهنگ ایرانی - زرتشتی تدفین در هوا مرسوم بود. در این آئین زمین و آتش تبرکی دارد و روح که از بدن انسان بیرون رفت پیکر مرده بسیار پلید و ناپاک است و هر چیز را آلوده میکند. به همین جهت مرده را نباید به خاک یا به آتش سپرد.
زرتشتیان از زمان ساسانیان هر جا که بودند دخمههایی میساختند و مرده را به آنجا میبردند و در هوای آزاد، کنار دیواری مینهادند تا مرغان شکاری و حیوانات درنده آنها را بدرند و متلاشی کنند و وقتی که فقط استخوانی از مرده باقی میماند، استخوان او را برمیداشتند و در محوطهی کوچکی میگذاشتند و به آن «ستودان» میگفتند که به روایت استاد فقید، سعید نفیسی مخفف کلمهی استخواندان است.
استاد نفیسی در خاطرات دوران جوانیاش از برخی اعتقادات خاص زرتشتیان یاد میکند. اگر کلاغ یا لاشخور چشم راست مرده را درآورده بود، گمان میکردند مرده آمرزیدهتر است. اگر دست راست زودتر از بدن جدا میشد، باز هم مرده آمرزیدهتر بود. اگر مرده را کنار دیوار دخمهای میایستاندند و تعادل خود را از دست میداد و برای مثال به پشت میافتاد، آمرزیدهتر بود تا این که به رو افتاده باشد.
اگر روی پای خود میافتاد یا به حال نشستن درمیآمد، گمان میکردند روح او معذب است. بدتر از همه مردهای بود که سرش از تنش جدا میشد. بدیهیست که حوالی این دخمهها همیشه هزاران کلاغ و مرغان لاشخوار در پرواز بودند.
در آمریکای شمالی، در فلوریدا قبیلهی سمیول از قبایل سرخپوست مردگانش را در تنهی پوک درختان میگذاشت تا به تدریج تجزیه شود. برخی قبایل سرخپوست هنگام کوچ از جایی به جایی دیگر مردگانشان را روی زمین میگذاشتند و به کوچ خود ادامه میدادند.
پیش میآمد که سالخوردگان این قبایل، وقتی هنگام مرگشان فرامیرسید، از قبیله جدا میشدند و به کوه میزدند و در آرامش و در انزوا میمردند. جنازهی آنان در همان محل میماند تا به تدریج تجزیه شود و از بین برود.
تدفین در آب
در تبت، هرگاه زنان باردار و جذامیان میمردند، جنازهی آنان را به رود میسپردند. وایکینگها نعش مردگانشان را سوار قایق کوچکی میکردند و به آب میسپردند. در آلمان اخیراً تدفین در آب مرسوم شده است. در این نوع تدفین جنازه را ابتدا میسوزانند و سپس خاکستر آن را در ظرفی قرار میدهند که در آب حل میشود. ظرف را به آب میسپارند.
هندوها و ژرمنها، مردههایشان را میسوزاندند
در هندوستان، سوزاندن مردهها مرسومترین شکل تدفین است. هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح ژرمنها مرده را میسوزاندند و خاکستر آن را به همراه اشیای زینتی که از مرده به جای مانده بود، در یک ظرف گلی ساده جمع میکردند.
در میان هندوها رسم است که وقتی کسی میمیرد، اگر دارای فرزند است، پسر ارشد میبایست آتش را بیفروزد. هندوها اعتقاد دارند که روح مرده با سوزندان جسم او آزاد میشود.
در غرب سوزاندن مرده مرسوم است. خاکستر مرده و برخی حیوانات خانگی را در ظرفی مینهند و این ظرف را به خاک میسپارند.
در همهی فرهنگها، تدفین با مذهب درآمیخته است
مراسم تدفین از یک سویهی تسلیدهنده برای بازماندگان برخوردار است. در زمان رومیها وقتی مردهای در آتش میسوخت، بازماندگان از دیدن دودی که از جنازه برمیخاست تصور میکردند که روح مرده همراه با آن دود به آسمان میرود و با این فکر خود را تسلی میدادند در حالیکه بعدها با آمدن مسیحیت و اسلام سوزاندن مرده، نشانگر بیاحترامی به جسم انسان بود.
بهتر بود که جسم انسان را در کفن بپیچانند یا در تابوت بگذارند و در قبر قرار دهند تا روز رستاخیز فرارسد و معاد اتفاق بیفتد. به همین جهت پس از فراگیر شدن مسیحیت در اروپا، سوزاندن جنازهها که تا پیش از آن مرسوم بود ورافتاد و به همین شکل پس از غلبهی مسلمانان بر ایرانیان نهادن جنازهها در دخمهها منسوخ شد.
در قرون وسطی تنها زنانی را که به جادوگری متهم میشدند، پس از محاکمه در محاکم تفتیش عقاید با آتش میسوزاندند. دلیل میآوردند که با این تمهید روح شیطانی و پلید جادوگران همراه با جسمشان برای همیشه نابود شود.
با توجه به دگرگونی باورها و آئینهای تدفین در تاریخ اجتماعات میتوانیم بگوییم که در همهی فرهنگها تدفین با مذهب درآمیخته و به همین جهت با تغییر مذهب، آیین تدفین نیز دگرگون میشده است.
تدفین در زمانهی ما
مسلمانان و یهودیان با سوزاندن مرده مخالفاند. در اسلام و یهودیت میبایست مرده را حتماً در خاک دفن کرد. در یهودیت هر گور، تنها به یک جنازه اختصاص دارد.
اما در ایران با افزایش جمعیت، به تدریج از اوایل دههی پنجاه خورشیدی گورهای دو و سه طبقه به وجود آمد. پیش میآید که اعضای یک خانواده را در یک گور سه طبقه قرار دهند. سنگی به نام سنگ لحد هر یک از این طبقات را از هم جدا میکند و به هر مرده یک سنگ قبر مجزا تعلق میگیرد.
در اسلام و یهودیت، نبش قبر جایز نیست و اصولاً شایسته نیست که آرامش مردگان به هم بخورد. گورستان در این مفهوم یک خانهی ابدی و از برخی لحاظ پندآموز است.
گورستان اهل تسنن، ساده است و پیش میآید که گورها بینام و نشان باشند و تنها سنگی ساده بر آن بنهند. در مراکش سنگ قبر را به اندازهی قامت مرده میتراشند و جز این هیچ نام و نشانی از مردگان باقی نمیگذارند.
اما در فرهنگ ایرانی و اسلامی ، آرامگاه و سنگ قبر اهمیت دارد، چنانکه بسیاری از آرامگاهها از نظر معماری و بسیاری از سنگ قبرها از نظر خوشنویسی، شاهکارهایی به شمار میآیند.
پس از دوران روشنگری در غرب، سوزاندن جنازهها از نو مرسوم شد. کلیسای کاتولیک تا سالها با این نوع تدفین مخالف بود. با این حال در سال ۱۹۶۹ به دلیل کمبود جا ، کلیسا مجبور شد با سوزاندن جنازه موافقت کند.
سوزاندن جنازه و دفن خاکستر آن ، به مراتب ارزانتر از تهیهی تابوت و اجارهی یک گور به مدت پنج تا سی سال است. به همین جهت بسیاری از اشخاص در غرب وصیت میکنند که بعد از مرگ جنازهی آنان را بسوزانند.
در ایتالیا و در هلند، مرده را الزاماً نمیبایست در گورستان دفن کرد. اما در بسباری از کشورها مانند ایران، آلمان و فرانسه، مرده باید حتماً در گورستان دفن شود و برای این کار، بازماندگان به جواز دفن نیاز دارند.
در آلمان تا سال ۲۰۰۳ مرده را حتماً میبایست در تابوت بگذارند و دفن کنند. اما در سال ۲۰۰۳ این قانون را برداشتند و اکنون مسلمانان میتوانند مشروط بر موافقت سازمان گورستان، مردههایشان را در کفن بپیچانند و به خاک بسپرند.
گاز طلا خطر گنج و دفینه
گنج یابی و کاوش و حفاری زیرخاکی خالی از خطر و به قول گنج یابان حرفه ای دور از بلا نیست یکی از خطرات یا بلاهای مهم گاز طلا است گاز در حین حفاری به دو شکل است یکی گاز محبوس در فضایی بسته که ممکن است با برخورد با کوچکترین شعله و یا جرقه موجب انفجار شود و گاز دیگر که با ریه و شش گنج یاب سروکار دارد و ممکن است موجب خفگی و حتی مرگ وی شود با این مقدمه کوتاه درباره درباره گاز، به بحث گاز طلا و خطرات آن در گنج یابی می پردازم:
یکی از خطرناکترین گازهای شناخته شده است که شخص مواجه شده با این گاز اگر اقدامات لازم برای مداوا انجام ندهد منجرب به مرگ شخص خواهد شد در ظرف کمتر از ۷ الی ۱۵ روز . به تمام افرادی در حین حفاری توصیه می کنم که دقت عمل به خرج بدهند تا از این گاز سمی در امان باشند . راه بسیار ساده وجود داره که در این پست به اون اشاره می کنم . البته افراد فوق حرفه ای و باستان شناسان اغلب از لوازم مخصوص حفاری استفاده می کنند که تهیه برخی از این لوازم برای افراد معمولی مقدور نسیت یکی از این لوازم لباس مخصوص حفاری برای جلوگیری از ورود گاز و تماس با شخص کاوشگر. مهمترین تاثیری که این گاز می تونه داشته باشه اینه که از راه تنفس وارد شش های شما بشه و تاثیر خودشو بزاره . شما باید در حین حفاری یک دستمال یا پارچه و یک بطری سرکه به همراه داشته باشید که وقتی احساس کردید با گاز طلا یا بوی عجیب و غریب مواجه شده اید سرکه رو به دستمال آغشته کنید و به جلوی بینی خود بگیرید . این روش تا مدتی می تونه کار ساز بشه و شما به کارتون ادامه بدید . سعی کنید اگر با بار یا کوزه یا صندوقچه ی گنج رو به رو شدید در فضای آزاد و باز درشو باز کنید تا به کسی آسیب نرسونه


