فروشگاه ایرانیکان
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
آموزش گنج یابی، باستان شناسی، دفینه ، زیرخاکی و تاریخ

کلاهبرداری در گنج یابی و فروش دفینه

افرادی که این کار را انجام می‌دهند، معمولا یک شخص روستایی و ساده‌لوح را برای صحبت با خریدار جلو می‌فرستند و آثار تقلبی را به نام اثر اصلی جا می‌زنند و متأسفانه برخی افراد نیز به‌راحتی گول می‌خورند. در این شرایط، پس از اطلاع از کلاهبرداری، قربانی هیچ نشانه‌ای از طمع‌کار اصلی ندارد و میلیون‌ها تومان پول خود را به‌راحتی از دست می‌دهد...

«ما عشایریم، مقداری جنس پیدا کردیم، شماره‌ی شما رو استخاره کردم، پیام برات نوشتم، اعتماد کردم به قرآن، اگر می‌تونی این وسایل را برامان بفروش، نصف شما، نصف ما، قرآن وکیل راسته، کاری از دستت برمیاد جواب بده.»

این، متن یک پیامک است که این روزها از چند شماره‌ی همراه اول و ایرانسل که کد آن‌ها بیشتر مربوط به مناطق شمال غربی کشور است، به شماره‌های رُند همراه اول فرستاده می‌شود. آن‌گونه که این پیامک نشان می‌دهد، فردی ساده اقدام به نوشتن این متن کرده است، در حالی که احتمال‌های دیگر را نیز نباید از ذهن دور داشت. احتمالاتی به حقیقت نزدیک‌تر، مانند پشت پرده‌هایی که به قاچاقچیان آثار تاریخی می‌رسد.

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، از مدتی پیش، به نام پیدا کردن آثار عتیقه توسط قشر محدودی از مردم، چنین پیامک‌هایی به تعدادی شماره فرستاده می‌شود تا از یک‌سو، فروشنده شناسایی نشود و از سوی دیگر، انگ قاچاقچی به این افراد خورده شود.

«سلام برادر من سیدرسول هستم، راننده تراکتور. داشتم زمین شخم می‌زدم، مقداری سکه با مجستمه پیدا شود، استخار گرفتم، به اباالفظل شمار شما خوب آمد، پیام دادم کمک کنی، بفروشی، اباالفظلی هرچه بردن، نصم نصم، تو را به فاطمه زهرا کمک کن، به کسی نگو، اگر پلیسی بگو».

ولی آیا این همه‌ی ماجراست، آن هم برای دامی که به‌تازگی با هدف کلاهبرداری از ساده‌لوحانی که دوست دارند یک‌شبه پولدار شوند، پهن شده است؟ کارشناسان آثار تاریخی - فرهنگی در این زمینه اعتقاد دیگری دارند.

محمدحسن قراخانی بهار در این‌باره به خبرنگار ایسنا توضیح داد: این پیامک، نمونه‌ای از صدها پیامکی است که توسط افرادی که به خود اجازه می‌دهند مردم ناآگاه را طعمه قرار دهند، با هدف کلاهبرداری از شماره‌های ناشناس به شماره‌های مختلف و بیشتر رُند فرستاده می‌شوند. در این شرایط، کسانی که به داشتن آثار تاریخی علاقه‌مندند، به خریدن آن‌ها تمایل پیدا می‌کنند و این اول ماجراست.

این کارشناس آثار تاریخی - فرهنگی ادامه داد: افرادی که این کار را انجام می‌دهند، معمولا یک شخص روستایی و ساده‌لوح را برای صحبت با خریدار جلو می‌فرستند و آثار تقلبی را به نام اثر اصلی جا می‌زنند و متأسفانه برخی افراد نیز به‌راحتی گول می‌خورند. در این شرایط، پس از اطلاع از کلاهبرداری، قربانی هیچ نشانه‌ای از طمع‌کار اصلی ندارد و میلیون‌ها تومان پول خود را به‌راحتی از دست می‌دهد.

او با بیان این‌که در حال حاضر در مناطقی مانند الیگودرز، درود و ازنا که عشایر بیشتر تردد دارند، قاچاقچیان فعالیت بیشتری می‌کنند، گفت: در این مناطق، کارگاه ضرب آثار تاریخی و مولاژ آن‌ها، زیاد وجود دارد؛ اما قاچاقچیان به خریدار می‌گویند زمین را شخم زدیم و این آثار را پیدا کردیم. این صحیح نیست و کلاهبرداران آثار تقلبی را به جای اصلی معرفی می‌کنند.

قراخانی بهار افزود: اگر با اداره‌ی آگاهی تماس بگیرید، متوجه می‌شوید که ده‌ها پرونده‌ی کلاهبرداری در این زمینه در حال بررسی است. امیدوارم افراد دیگر، گول این پیامک‌ها را نخورند.

او با تأکید بر لزوم توجه و آموزش بیشتر شورای فرهنگ عمومی به مردم در این زمینه، ادامه داد: تا کنون سازمان میراث فرهنگی یک دستگاه مضمحل بوده است و هیچ امیدی به آن نداشتیم. امیدواریم مدیریت جدید، نگاه جدیدی به این حوزه وارد کند، هرچند تا کنون نگاهی تازه بر مبنای واقعیت وارد شده است که جای امیدواری دارد.

به گزارش ایسنا، فائق توحیدی نیز در این زمینه به خبرنگار ایسنا گفت:‌ برخی افراد یکسری اشیای بدلی را با کهنه‌نمایی به افراد ساده‌لوح می‌فروشند و از آن‌ها پول‌های کلان می‌گیرند، در حالی که خریدن آثار تاریخی از این طریق، کلاهبرداری است.

این کارشناس اموال فرهنگی و تاریخی با اعتقاد به این‌که سازمان میراث فرهنگی به‌تنهایی نمی‌تواند این مسأله را برطرف کند، اظهار کرد: اکنون قانونی در حال تصویب است تا افرادی که اقدام به خرید و فروش اشیای بدلی می‌کنند، دو برابر قیمت اصلی شیء جریمه بپردازند.

وی با اشاره به مجازات‌هایی مانند زندان که در گذشته برای قاچاقچیان آثار تاریخی در نظر گرفته می‌شد، ادامه داد: قاچاقچیان، زندان را استراحتگاه خود می‌دانستند. به همین دلیل، ترسی از گرفتار شدن نداشتند؛ ولی حالا با پرداخت جریمه‌ی نقدی، وضعیت متفاوت شده است.

او همچنین ساخت برخی فیلم‌ها را که به‌تازگی در شبکه‌ی نمایش خانگی به فروش می‌رسند، یکی از عواملی دانست که در فعالیت بیشتر قاچاقچیان آثار تاریخی موثر است و افزود: این فیلم‌ها به مردم آموزش می‌دهند که چگونه چنین فعالیت‌هایی را انجام دهند




تاریخ: شنبه 21 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

کندر و گنج یابی

در یکی از منابع ارزشمند و مهم گنج یابی و کشف دفینه یعنی کتاب میراث زرین ، درباره برخی تمدن هی قدیمی از جمله تمدن بزرگ نبطی شرحی آمده است لذا تصمیم گرفته شد تا درباره کندر در اینجا به عنوان گنج و دفینه بشری شرحی بیاید.

 

 

رایحه باستانی کندر یادآور بوی کلیسا و عهد عتیق است با تاریخی به قدمت انجیل، جاذبه و فواید کندر در تمدن های کهن یونانی، رومی، ایرانی و عبری برای مصارف خانگی و مذهبی شناخته شده بود. در کتاب انجیل از کندر، همراه با مورد (صمغ سقزی) به عنوان یک کالای با ارزش نام برده شده است. امروزه هم چنان به عنوان بوی خوش و به خاطر اثر آرام بخش و تمیز کننده اش و برای کمک به مکاشفه در اکثر کلیساها استفاده می شود.

تمدن عظیم نبطی ها که در کتاب میراث زرین توضیح داده شده است بعنوان پای های اصلی تمدن بزرگ بوده است و از دود آن در مراسمات مذهبی خود استفاده میکردند و همین الان نیز مورد استفاده و احتررام تمدنهای دیگر نیز بوده و به حیات خود ادامه میدهد.

کندر در واقع درخت صمغ است بومی بیابان های عمان، سومالی و حبشه، گاهی به عنوان اولیبانوم شناخته می شود. روغن آن زرد کم رنگ و از محلول صمغ رزین به وسیله تقطیر با بخار کشیده می شود. این روش تا اندازه ای پر خرج است و روغن آن به نسبت گران. رایحه ای گرم، کهنه و گل حنایی دارد با نشانه ای از لیمو و کافور.

 

خواص :

کندر، روغنی است آرام بخش و تسکین دهنده به تنفس عمیق کمک کرده و برای رفع فشار روحی و هر نوع اشکالات تنفسی موثر است.

کندر می تواند برای مبتلایان به آسم و زکام و برونشیت و سرفه مفید باشد. همچنین آشکار شده است که خواص ضد التهاب آن در تخفیف درد و ورم مفاصل چون آرتروز موثر است.

کندر تونیک مقوی برای پوست های چرب، به ویژه پوست بزرگسالان است و هم چنین این خاصیت به آن نسبت داده می شود که از چین و چروک می کاهد.

از فواید دیگر کندر اثر آرام بخش آن برای مقابله با فشار روحی ، مصیبت و هم چنین گذراندن دروان یائسگی زنان است. رایحه آرام بخش این روغن به شخص اطمینان خاطر می کنئ.




تاریخ: شنبه 21 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

خط عربي اوليه قبل از اسلام توسط ( حرب ابن اميه بن شمس ) وارد مكه شد و حرب در اثناي سفر خود خط را از چند نفر آموخت . بشر بن عبدالملك برادر اكيدر صاحب دومه الجندل و بشر از مردم كنده بود و با حرب ابن اميه وارد مكه شد و دختر او صهبا را بزني گرفت و خط را به جمعي از اهل مكه تعليم داد .

در مورد ورود خط به عربستان روايت است كه عبدالرحمن بن زياد بن انعم از پدر ش نقل ميكند كه از ابن عباس سئوال كردم : شما قريشي ها قبل از بعثت خط را از كه آموختيد ؟...

 

خط نبطي از خط مسند آمده كه خط حميريان بوده كه در يمن زندگي ميكردند و يمني ها خط خود را از آرامي ها گرفتند كه از خطوط متداول ايران در دوره هخامنشي و اشكاني بود . نام خطي كه از حيره به حجاز رفت مشخص نيست و مردم حيره زمان آل منذر خط خود را جزم ميگفتند كه جدا و قطع بود و خط مسند از خط حميري گرفته شده بود .

پس خط عربي در سرزمين ايران سرچشمه گرفته و در حجاز رايج شده است .

 

در ارتباط با سابقه خطوط بايد به خط هيروگليف مصري رجوع كرد . فينيقي ها تيره ايي از نژاد سامي بودند و با مصريان ارتباط تجاري داشتند آنان حروف را از مصريان آموختند و خطوط تصويري آنها را ساده تر كردند و در مكتوبات تجاري خود بكار بردند اين خط منشا خطوط اروپا گرديد .

از خطوط فينيقي خط آرامي با 22 حرف ساخته شد كه حتي بر مهرها و سكه هاي هخامنشي هم حك گرديد .

بنا به اعتقاد برخي خط عربي شعبه ايي از خط فينيقي است از خط فينيقي كه ريشه در خط هيروگليف دارد 4 خط ديگر ايجاد شد مانند :

1- خط يوناني قديم كه ريشه خطوط اروپا و خط قبطي است .

2- خط عبري قديم كه مورد استفاده يهوديان است .

3- خط مسند كه منشا خط حبشي بود و بصورت چهار گانه خط : ( صفوي – ثمودي – لحياني – سبايي – حميري ) است .

4- خط آرامي كه ريشه در 6 خط دارد شامل : ( فارسي باستان – هندي – عبري – تدمري – سرياني – نبطي ) است .

خط عبري بعدها به  دوبخش يعني كوفي و نسخ تقسيم شد كه خط كوفي آن از خط سرياني گرفته و بنام خط سطرنجيلي معروف است و ديگر خط نسخ حجازي يا ناقص است كه از نبطي گرفته شد .

 

ديگر منبع بررسي ريشه خط  مشهور به عربي رواياتی است كه در ارائه منشا خط عربي منقول است .

طبق روايات اصل اين خط به شهر انبار باز ميگردد .

در خبر اول انتقال این خط  از انبار به حيره واز آنجا به مهاجرين رسيد و در خبر بعدي خط عربي را از انبار دانسته اند كه به اهل كوفه رسيده است . 

خط عربي اوليه قبل از اسلام توسط ( حرب ابن اميه بن شمس ) وارد مكه شد و حرب در اثناي سفر خود خط را از چند نفر آموخت . بشر بن عبدالملك برادر اكيدر صاحب دومه الجندل و بشر از مردم كنده بود و با حرب ابن اميه وارد مكه شد و دختر او صهبا را بزني گرفت و خط را به جمعي از اهل مكه تعليم داد .

در مورد ورود خط به عربستان روايت است كه عبدالرحمن بن زياد بن انعم از پدر ش نقل ميكند كه از ابن عباس سئوال كردم : شما قريشي ها قبل از بعثت خط را از كه آموختيد ؟

گفت از : حرب بن اميه .

پرسيدم : او از كه آموخت ؟ . گفت : از عبداله بن جدعان .

گفتم : او از كه آموخت ؟ . گفت : از اهل انبار .

گفتم : آنان از كه آموختند ؟ . گفت : از اهل حيره .

گفتم : اهل حيره چطور ؟ . گفت : از يمني ها كه بر قبيله كنده وارد شده بود .

گفتم : آنان چطور ؟ گفت : از خلفجان كاتب وحي حضرت هود .

حروف الفباي قديمي ترين خط عربي با نوشته هاي نبطي شباهت دارد كه شكسته نويسي بود و از خط نبطي اشتقاق يافته است .

خط مشهوربه  عربي ريشه در خط آرامي دارد و طرز تكوين آن با خطوط پالمير يا استرنجلو شباهت دارد .

 

 

 خطوط اسلامي

 

خطوط اسلامي شامل :

كوفي – ثلث – نسخ – توقيع – رقاع – محقق – ريحان – تعليق – ديواني – رقعه – نستعليق – شكسته نستعليق  است . خطوط فرعي و تفنني هم جزو خطها هستند .

 

پيدايش خط اسلامي :

 

منشا آن آغاز مشخصي ندارد و تكامل خط در ابتدا تدريجي بود و تشخيص و ريشه يابي آن بر اساس بررسي جزئيات در اشكال و صور حروف هر خط امكان دارد .

 انواع و اقسام خطوط اسلامي ريشه در دو خط كوفي و نسخ ناقص دارد . تكامل خطوط در طي 6 دوره متفاوت صورت پذيرفت كه شامل :

1- تطور ابتدايي : خط در اين دوره كوفي ساده است كه در ابتدا بدون نقطه و اعراب بود و ضوابط نداشت و خواندن آن مشكل بود و بيشتر قرآنهاي سده اول اسلامي با اين خط نوشته ميشد كه تمام سطح بود و دور نداشت .

بعدها به دليل انتشار دين اسلام در تمام بلاد تازه مسلمان و به جهت ممانعت از تحريف قرآن يكي از شاگردان ایرانی الاصل  امام علي ( ع ) بنام ابوالاسود دوئلي در سال 69 ه.ق نقطه را ابداع كرد و مشكل خواندن قرآن را تاحدودي رفع نمود . بعدها در نقطه گذاري حروف در اواخر بني اميه در زمان عبدالملك توسط نصر بن عاصم و يحيي ابن يعمر اهوازي صورت گرفت و از نقاط قرمز رنگ در بالاي حروف وظيفه اعراب گذاري صورت پذيرفت تا اينكه در نهايت حركات و ضوابط نزديك بشكل امروزي بدست خليل بن احمد فراهيدي در سال 170 ه.ق وضع شد .

2- تطور عظيم : خاندان بني عباس و بني اميه در رواج خط كوفي بسيار كوشيدند به نحوي كه دوره عظيم خط در زمان خلافت آنان صورت گرفت كه دو دوره داشت يكي قبل از مامون كه دوره تحول و اختراع اقلام بود و ديگري در دوره خلافت مامون بود كه با دسته بندي اقلام و انتخاب اقلام همراه بود . اين اقلام شامل :

قلم جليل : سجلات – ديباج – طومار كبير – ثلثين صغير ثقيل – زنبور – موامرات حرم عهود – قصص – اجوبه – نصف ثقيل – ثلث كبير .

3- تطور سوم : اين دوره مصادف با زمان ابوعلی محمد ابن مقله بيضاوي شيرازي وزيرایرانی  دربار عباسي در سال 328 ه.ق و برادرش بود . كار ابن مقله پايان دادن به بي سروساماني اقلام و پيش گيري از هرج ومرج در خط و انتخاب 14 نوع خط و اصلاح خطوط و ايجاد قاعده و سطح ودور است . او ابعاد حروف را هندسي نمود و 12 قاعده در خوشنويسي ايجاد كرد شامل :

 

( تركيب – كرسي – نسبت – ضعف – قوت – سطح – دور – صعود مجازي – نزول مجازي – اصول – صفا – شان ) .

ابن مقله از خطوط كوفي 6 خط متفاوت ايجاد كرد كه بنام اقلام سته معروف است که طبقه بندی آن  مانند خطوط 7 گانه قبل از رواج دین اسلام در ایران میباشد .

 

4 – تطور چهارم : بدست ابوالحسن علي بن هلال مشهور به ابن بواب ( 413 ) در عهد القادر باله عباسي و بهالدوله ديلمي بود . ابن بواب شاگرد دختر ابن مقله بود و كارش تكميل عده اقلام انتخابي ابن مقله براساس قواعد هندسي أن است كه در نهايت قلم ريحان پديد أمد .

 

5 – تطور پنجم : دوره تعديل خطوط و تثبيت اقلام سته ابن بواب توسط ياقوت مستعصمي در سال 698 ه.ق است . وي اقلام سته را تثبيت و تكميل كرد . از شاگردان ياقوت :

يوسف مشهدي – احمد سهروردي – نصراله طبيب – ارغون كاملي – سيد حيدر گنده نويس – مباركشاه بن قطب تبريزي .

 

6 -تطور ششم :  اين دوره زمان پيدايش 3 خط جديد است كه در فاصله سه قرن در ايران ابداع شد و از قرن 6و7 ه.ق شروع و در قرون 8و9 پخته و در قرون 10 و 11 ه.ق كامل گرديد . اين سه خط شامل : تعليق – نستعليق – شكسته نستعليق است .

از كاتبان أن : خواجه تاج سلماني اصفهاني – خواجه اختيار منشي گنابادي – ميرعلي تبريزي – جعفر بايسنقري – سلطانعلي مشهدي – ميرعلي هروي – مالك ديلمي – ميرحسين تبريزي – باباشاه اصفهاني – ميرعماد حسني سيفي قزويني .

 

شناسايي انواع خطوط اسلامي :

 1- خط كوفي : در قرن اول اسلامي بصورت ساده بود كه به رسم الخط مكي ومدني و كوفي نوشته ميشد . در اواخر بني اميه و اول بني عباس از عربستان خارج شد و در طول 3 قرن به انواع مختلف در آمد . در زمان عباسيان ( 132-656 ) خط كوفي به رتبه بالا رسيد و 50 نوع از آن بوجود آمد . معروفترين آن ( كوفي محرر – مشجر – مربع – مدور – متداخل ) است اين خط تا قرن 7 و8 ه.ق معمول بود و بيشتر در كتيبه ها و سر سوره هاي قرآن و عناوين كتب بكار ميرفت و در قرن 11 ه.ق بكلي فراموش شد . خط كوفي به دو دسته مشرقي و مغربي تقسيم شده است .

كوفي مغربي مانند : قيرواني ( اندلسي – قرطبي – فاسي ) – تونسي – جزايري – سوداني است .

كوفي مغربي ريشه در خطوط كوفي قديم دارد و كهن ترين خط مغرب زمين است كه به سال 300 ه.ق ميرسد و بخط قيرواني معروف است . بعد از انتقال پايتخت از قيروان به اندلس بنام خط اندلسي يا قرطبي مرسوم ومعروف شد .

خط تونسي را چاشني خط نسخ ميدانستند و مشابه خط مشرقي است .

خط كوفي مشرقي با سه شيوه متفاوت بكار رفت يكي با شيوه اصيل عربي بود كه شامل خط مكي و مدني است – خط كوفي – بصري – شامي – مصري .

شيوه دوم شيوه ايراني است و شيوه سوم مختلط ميباشد .

خط كوفي مشرقي در مصحف نويسي – كتيبه مساجد – كاشي كاري – ظروف فلزي – سنگي بكار ميرفت .

انواع خط كوفي :

 

1- كوفي ساده ( محرر ) : در قرآن ودر كتيبه هاي قرن 1 ه.ق بكار رفت و كتيبه مسجد ابن طولون در قاهره به اين خط است . از شيوه كوفي ساده ايراني اكثر قرآنهايي كه در ايران نوشته شده است را ميتوان نام برد .

2- كوفي تزئيني : در اين نوع بر خلاف ساده كه با اصول معيني نوشته ميشد فقط حروف الفبا رعايت ميشود و اكثر سخت و پيچيده است و در آن تصرف و ابداع شده و براي ايجاد نظم و ترتيب و ايجاد قرينه سازي زمينه متن را با نقاشي و شاخه و برگ و تزئين هندسي پر ميكنند كه حروف در آن پنهان شود . انواع آن شامل :

مشجر – مورق – مزهر – مظفر – معشق – موشح است . منشعب و ريحاني نوع ديگر خط كوفي تزئيني است .

3 – كوفي بنايي ( معقلي ) : منحصر به بنا با زمينه مربع – مستطيل – متداخل است كه با طرح هندسي از تيموري و صفوي بكار رفت و به صورت آسان – متوسط – مشكل ميباشد .

2-خط ثلث  :از خطوط ابداعي ابن مقله است كه ريشه در خط كوفي دارد و بنام ام خطوط معروف است . خاندان بني عباس در زمان مامون در رواج آن بسيار كوشيدند و ايرانيان اهل فن بودند . جزو خطوط محكم ومستدير است و براي نوشتن كتيبه ها – سرلوح – عناوين بكار ميرفت . وجه تسميه آن مختلف است برخي گويند چون در ابتدا به ورقي به قطع ثلث كتابت شد به اين نام معروفيت يافت و برخي گويند چون سطح و دور آن شش دانگ است يعني يك سوم آن را ثلث گويند . اين خط به خط نسخ شبيه است با اين تفاوت كه در ثلث حروف تشعير دارد يعني انجامه هاي آن در حروف تند وتيز است و هم دور و خميدگي حروف آن بيشتر از خط نسخ است .

3- خط نسخ : در كتيبه هاي قبل از اسلام نوعي ازنسخ رواج داشت . در آغاز اسلام تا نيمه هاي قرن 1 براي كتابت نامه ها بكار ميرفت و همزمان با كوفي تا قرن 3و4 بصورت ناقص رواج داشت . خط نسخ ناقص بنام نسخ حجازي معروف بود و دوران ترقي آن از اواخر قرن 3و4 است خطي يكنواخت كامل معتدل منظم و روشن است . اين خط 2 قسمت دور و 4 قسمت سطح است اختراع آن را به ابن مقله در قرن 4 ه.ق نسبت ميدهند . انواع خط نسخ بنامهاي زير معروفيت دارد :

نسخ تركستاني – تركي – تعليق – شرقي – نيريزي .

نسخ در قرن 12 ه.ق توسط احمد نيريزي از ثلث به نسخ كاملا تمايز يافت و بنام نسخ ايراني معروفيت يافت .

4- خط توقيع : ريشه در خط ثلث دارد و با دو شيوه متداخل در ممالك عربي رواج يافت كه شامل خط اجازه و ديگري از قطعات خط استادان ايجاد شد اين خط را با اين نام خوانند زيرا خلفا و وزرا بر پشت كتب ونامه با اين خط مينوشتند . توقيع در لغت به معناي دستخط و امضا است و در عرف خطاطان خطي است كه ريشه در خط ثلث خفيف دارد كه دور وسطح آن همسان وبرابر است . شيوه مشهور وكهن آن همان توقيع مطلق است كه در كتابت به اندازه ثلث است . اين شيوه را برادر ابراهيم سنجري بنام يوسف اختراع كرد و فضل بن هارون ذوالرياستين پسنديد و دستور داد تا مكاتبات ديواني را با آن كتابت كنند و به آن رياسي ميگفتند . شيوه آن با ثلث هماهنگ است اما دگرگوني هايي با ثلث دارد يعني قلم توقيع مدورتر است اما قط قلم ثلث تحريف دارد . در توقيع حروف گردتر و گودتر از حروف ثلث است . شيوه ايي از اين خط در سده 9 در كتابت مجوزهاي فرهنگي و اجازه نامه هاي معمول در نظام خوشنويسي رواج يافت كه بنام خط اجازه معروف بود . خط اجازه هياتي نازك و ظريف دارد و حروف در آن دور بيشتري دارد تا در توقيع مطلق .

5- خط محقق: از باب حقق – تحقيق مي آيد بمعني استوار ومحكم است . خطي شكوهمند وزين و درشت است با فواصل منظم و معين و بدون تداخل  است . خطي است كه حروف آن در هيات مفرد و مركب كامل صحيح و تمام باشد . يك چهارم آن دور و بقيه سطح است در عهد بني عباس در عراق وراقان با آن مينوشتند كه به آن عراقي يا وراقي مي گفتند . خط رقاع نقطه مقابل خط ديواني است محقق از ثلث آمده يعني يك نقطه بر ثلث افزوده و سطح آن را بيشتر كرده است اين خط بيشتر شبيه كوفي ساده است در خط محقق هيچ حرفي با حروف ديگر اشتباه نميشود چون حروف به صورت ثابت است

6- خط رقاع : خطي مانند ثلث و توقيع است . قلمي است كه رقعه هايي بر برگهاي كوچك در مكاتبات لطيف و داستان ها و حكايات مينوشتند . اين قلم در دور مايل تر و زبانه قلم در تراش كوتاهتر از توقيع است . حروف رقاع ريزتر و لطيف تر است آيات قرآن و كتب و تاريخ و نام كاتب را با خط رقاع مينوشتند پس از رواج خط اجازه در تركيه اين خط متروك شد . در لغت بمعناي رقعه است بمعني پاره ها و گونه ايي خط است كه با آن مكاتبات ديواني و قصه هارا بر روي رقعه كتابت ميكردند و حروف و صور آن به ثلث و توقيع شباهت دارد به نسبت با توقيع , رقاع دور بيشتري دارد .

7- خط ريحان : پس از محقق آمده و از آن جدا شد . ريحان بمعني ناز بو و گياه خوشبو است . بسيار ظريف و لطيف است و شكل كوچك محقق است . نوشتن حروف ريحان مانند محقق است جز اينكه در ريحان نازك است و محقق و ريحان هر دو شبيه ثلث اند .  ( الف ) در محقق راست و كلفت و در ريحان راست و باريك است . در قرن 10 و 11 ه.ق خطوط محقق و ريحان در نوشتن مصحف و ديوان بكار ميرفت . اين خط منسوب به ريحاني متوفاي 219 ه.ق يا ابن مقله است . يك قسمت و نيم دور دارد و 4 قسمت و نيم سطح است .

8- خط تعليق : از توقيع و رقاع و نسخ ايراني است . نوعي خط تحريري است كه با دخالت خط پهلوي و اوستايي وضع شد از قرن 5و6 ه.ق شروع و در قرن 7 ه.ق بصورت تعليق در آمد و در قرن 8 ه.ق رواج يافت . در قرن 7و8 ه.ق بدليل تند نويسي در كتابت درباري و ديوان بكار رفت و بصورت شكسته در آمد . خط ديواني نوعي از خط تعليق است كه براي كتابت انعامات ملكي و امور نوشتاري ديواني جلي در اواخر قرن 10 ه.ق ايجاد شد و در كتابت بزرگ و مهم و رسمي مورد استفاده بود و بعدها كه در تركيه خط لاتين آمد اين خط متروك شد . خط ديواني در ايران كاربرد نداشت . تعليق تا قرن 10 در ايران رايج بود و در قرن 13 كمتر شد و در نوشتن احكام و فرامين بكار رفت تعليق در لغت بمعني در آميختگي و در عرف خطاطان خطي است كه بين رقاع و توقيع آويخته و معلق است . دور آن 5 دانگ و سطح آن 1 دانگ است اين خط ريشه خط نستعليق است و پيچ و تاب مفردات و طريقه چسباندن حروف جدا در آن زياد است  . در تاريخ پيدايش آن آمده كه اول حسن بن حسين علي فارسي كاتب عهد عمادالدوله ( 320 –338 ) رسالات ديواني خود را به تعليق مينوشت اين خط ابتدا بصورت ساده بود و در سده 9 ه.ق خواجه تاج سلماني آن را اصلاح كرد و بيشتر مكاتبات تيموري با آن كتابت ميشد به اين علت واضع آن را تاج سلماني ميدانند .

9- خط نستعليق : پس از تعليق به فاصله يك قرن در قرن 8 ه.ق توسط ايرانيان اختراع شد و از تركيب نسخ و تعليق بوجود آمد و به عروس خطوط اسلامي معروف است . اين خط توسط مير علي تبريزي در قرن 8 ه.ق وضع شد و انواع آن شامل : نستعليق انيسي – تحريري – تركي – هندي است .

10-  خط شكسته نستعليق : نستعليق بدليل تند نويسي در قرن 12 ه.ق بصورت شكسته در آمد . اوج آن در قرن 12 و 13 ه.ق با ظهور خوشنويساني همچون مرتضي قليخان شاملو – شفيعا – درويش عبدالمجيد طالقاني – سيد گلستانه بود . در قرن 13 ه.ق خط شكسته تداوم يافت و توسط قائم مقام فراهاني و امير نظام گروسي در اين خط تصرفاتي پديد آمد و ساده شد .

11-  از ديگر خطوط اسلامي ميتوان از خطوط زير نام برد : خط طغري – شبه طغري – مثني – معما – متفرقه – تفنني – قطعات جامع – فانتزي – گرافيكي -خط سياه مشق -خط آيينه -خط اجازه -خط اصفهاني -خط اوهل -خط بابري -خط باژگونه -خط بريده قطاعي -خط بهاري -خط بيضاوي -خط تحصيلي -خط تنزيل -خط توامان -خط چپ -خط چشم موري -خط چليپا -خط حروف التاج -خط حسن -خط حميري -خط دشتي -خط ديواني. -خط رمل-خط روان -خط رياسي -خط ريحان. -خط سايه دار -خط سنبلي -خط سياق. -خط شجري -خط شعله -خط شفيعا -خط طاووسي -خط عرايض -خط غزلاني -خط غير تحصيلي -خط قصص -خط قيرواني -خط لرزه -خط متبع -خط مخترع : -خط مرسل -خط مزور -خط مستدير -خط مسلسل -خط مسند - خط مشكل -خط مصنوع : -خط معما -خط مغربي -خط مناشير -




تاریخ: شنبه 21 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

لوح های کهن گنج و دفینه بزرگ

بخشی از این نسخه ها، سر از کتابخانه کنگره در واشنگتن در آورد و بخش دیگری نیز در حراجی‌ها عرضه شد.

ضمن این که دولت اسرائیل نیز اعلام کرد 800 سند مربوط به یهودیان عراق را از دولت امریکا تحویل گرفته است.

آثار باقی مانده در گنجینه بغداد نیز از غارت در امان نماند و یک یهودی به نام مردخای بن پرات آنچنان بی مهابا به انتقال کتاب ها می پرداخت که نیروهای آمریکایی مانع از ادامه انتقال کتب شدند.
..

جامعه یهودیان جهان از دولت امریکا خواستند نسخه های خطی، لوح ها و کتاب های قدیمی یهودی به امانت برده شده از گنجینه های بغداد را به یهودیان تحویل دهد. در میان این آثار بی نظیر تاریخی، قدیمی ترین تورات جهان با قدمت ۲۵۰۰ ساله دیده می شود.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، بر اساس توافق دولت امریکا با جامعه جهانی یهودیان، قرار است بیش از 2700 نسخه قدیمی از تورات و سایر کتب باستانی آئین یهود که وزارت خارجه امریکا به بهانه بازسازی و مطالعه، آنها را از عراق خارج کرده، در وقت مناسب، به یهودیان تحویل داده شود.

در تاریخ 6 مه 2003 و در فاصله کمی از ورود ارتش امریکا به بغداد، گروهی از کارشناسان کتب خطی و باستانی با محافظت 16 تفنگدار آمریکایی وارد گنجینه کتاب های قدیمی واقع در سرداب ساختمانی که متعلق به استخبارات عراق بود، شدند و پس از شناسایی نسخه های مورد نظر خود، آنها را به امریکا منتقل کردند.

باقی کتاب ها نیز در آب رها شد.



در میان این کتب، تعدادی از نسخه های قدیمی و حیرت انگیزی از کتاب های خطی تورات، تلمود قباله یا بابلی، زوهار که بر روی پوششهای بردی و پوست آهو نگاشته شده، وجود داشت که قدمت آنها به بیش از 2500 سال قبل بر می گردد.

این گنجینه ارزشمند در زمان صدام، در زیرزمین یکی از ساختمان هایی نگهداری می شد، اما بر اثر بمباران این مکان توسط جنگنده های آمریکایی، آب به آن رخنه کرد و بسیاری از کتاب های قدیمی آسیب دیدند، اما نسخه های بی نظیر و ارزشمندتر که در صندوق های خاص نگهداری می شدند، آسیب ندیده اند.


بخشی از این محموله ها تحت نظارت کارشناسان یهودی و بر اساس توافق وزارت امورخارجه امریکا به منظور "بازسازی، مطالعه و معرفی" با یک کشتی به امریکا برده شد و بخش دیگری نیز با هواپیمایی به واشنگتن دی.سی منتقل شد، که در میان راه توقفی در فرودگاه بن گورین تل آویو داشت.

آرشیو ملی امریکا 48 قطعه از این آثار را در نمایشگاهی عرضه و اعلام کرد که تاکنون سه میلیون دلار صرف بازسازی و مطالعه این آثار کرده است.



بخشی از این نسخه ها، سر از کتابخانه کنگره در واشنگتن در آورد و بخش دیگری نیز در حراجی‌ها عرضه شد.

ضمن این که دولت اسرائیل نیز اعلام کرد 800 سند مربوط به یهودیان عراق را از دولت امریکا تحویل گرفته است.

آثار باقی مانده در گنجینه بغداد نیز از غارت در امان نماند و یک یهودی به نام مردخای بن پرات آنچنان بی مهابا به انتقال کتاب ها می پرداخت که نیروهای آمریکایی مانع از ادامه انتقال کتب شدند.

دولت امریکا متعهد به بازگرداندن گنجینه کتاب ها به عراق شده و باید در سال 2014 این کار را انجام دهد، اما یهودیان تلاش می کنند دولت اوباما را تحت فشار بگذارند تا مجبور شود گنجینه منتقل شده به امریکا را به آنها تحویل دهد.

یهودیان معتقدند که عراق از حضرت ابراهیم، بخشی از  سرزمین بنی اسرائیل به نام نینوا است و نبوکدنصر با خونریزی و به زور آنها را بیرون کرده است.

چارلز شومر، سناتور یهودی از وزارت امورخارجه امریکا خواست تمامی این کتب را به جامعه یهودیان تحویل دهد.
شومر گفت:  از آنجایی که این نمادهای باستانی از یهودیان به سرقت رفته، آنها به عراق تعلق ندارند و به همین دلیل، ایالات متحده نباید آنها را برگرداند.

وی افزود: این کتاب های مقدس از جامعه یهودیان عراق گرفته شده و به این ترتیب به دولت عراق تعلق ندارند، بلکه متعلق به هزاران نفر از یهودیان عراق، جامعه باستانی و حتی یهودیانی است که مجبور به ترک عراق شده اند.

شومر اضافه کرد: دولت عراق حق نداشته این اشیا را نگهداری کند و من اصرار دارم که وزارت خارجه اطمینان دهد که این کتاب ها و آثار ارزشمند در اختیار یهودیان سراسر جهان باقی می ماند.

وی تصریح کرد: جامعه یهودیان عراق، جمعیتی بزرگ، پر جنب و جوش و فعال و از قدیمی ترین جوامع یهودیان جهان بودند، اما متأسفانه، آنها به علت تبعیض و تهدید، مجبور به ترک این سرزمین شدند و ده ها هزار نفر از آنها اموال با ارزش خود، از جمله همین کتب مذهبی را ناخواسته بر جای گذاشتند.

شومر گفت: ما اطلاع داریم که برخی از این اشیا توسط صدام حسین در سال 1984 از یک کنیسه در بغداد کشف و ضبط شده است. همچنین بین سالهای 1950-1952 بیش از 130 هزار نفر از یهودیان در حالی عراق را ترک کردند که اجازه نداشتند بیش از یک چمدان به همراه داشته باشند.

وی از دولت امریکا خواست برای خارج کردن باقی اشیا به جا مانده در عراق نیز اقدام کند.

وی خطاب به جان کری گفت: من امروز نگرانی عمیق خود را بابت تصمیم به بازگرداندن بیش از 2700 قطعه اشیا متعلق به یهودیان به عراق در سال آینده اعلام می کنم.
این کتب ارزشمند متعلق به جامعه یهودی است و من از شما می خواهم که تمام توان خود را به کار گیرید تا اطمینان حاصل شود که این اشیا در اختیار یهودیان سراسر جهان باقی می ماند،  به ویژه؛ جامعه یهودیان عراقی مقیم امریکا.


برخی منابع خبر می دهند که دولت امریکا با این موضوع موافقت کرده، اما به علت تعطیلی موقت دولت و نیز پرهیز سران یهودی از اعتراض عراقی ها، تحویل گنجینه با وقفه مواجه شده است.




تاریخ: پنج‌شنبه 19 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

گنج و دفینه ای بنام مفرغ

یکی از مناطق شاخص ایران در زمینه صنعت مفرغ، ناحیه لرستاناست. لرستان در مرکز نوار غربی ایران و از مجموعه دره‌های تنگ و باریک و کوههای مرتفع تشکیل شده‌است. شواهد موجود اشاره به فلزکاری لرستان از هزاره چهارم پیش از میلاد دارد. مجموعه اشیای فلزی منسوب به لرستان از نیمه قرن گذشته توسط محققین و پژوهشگران مختلف بسیار مورد توجه قرار گرفته و زینت بخش اکثر موزه‌های بزرگ جهان می‌باشد. پژوهشگران، هنر مفرغ کاریلرستان را نتیجه کارهای ساده‌ای می‌دانند که بیان کننده چندین قرن انقلاب مادی ملتی کشاورز و جنگجو است. این هنر در هزاره چهارم قبل از میلاد به اوج خود رسید...

دوستان در این تاپیک میخاهیم راجع به نحوه ساختن و علمی که نیاکان و اجدادمان با آن اشیا مفرغی تزییناتی و اداوت و اسلحه های جنگی مثل شمشیر , گرز , سرنیزه , دستبند , دشنه و ...را می ساختند وقدمت آن به بیش از 2000 سال کهن بر می گردد  را برایتان آموزش بدهیم قبل از نحوه اموزش توجه شما را به تاریخچه مفرغ جلب می نمایم.

File:Bronze lorestan female figure.JPG

مِفرَغ یا برنز آلیاژی است از مس و قلع که با آن ابزارهای مختلف ومجسمه را تهیه می‌کنند. مفرغ قدیمی‌ترین آلیاژی است که انسان آن را تهیه کرده‌است، زیرا در معادن مس معمولاً فلز مس به طور طبیعی با قلع به صورت یک آلیاژ طبیعی وجود دارد به همین دلیل معمولاً نخستین ابزارهای مصنوعی فلزی که در قدیم توسط بشر ساخته شده غالباً از مفرغ است.

عصر مفرغ دومین قسمت از عصر فلزات است که پس از دوره مس قرار می‌گیرد. این تقسیم بندی به این جهت است که مصنوعات فلزی این دوره از زندگی بشر بیشتر ترکیبی از مس و قلع است بطوری که کاوشهای دیرین‌شناسی نشان داده ساکنان ایران از پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح نیز آلیاژ مفرغ را می‌شناخته‌اند و از آن برای ساختن مصنوعات فلزی خود استفاده می‌کرده‌اند و مصنوعات مفرغی نیز که در سایر نقاط دنیا ضمن حفاری‌ها به دست آمده قدیمی تر از این تاریخ نیست. بنابراین می‌توانیم شروع دوره مفرغ را از پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح که شروع دوره آهن است بدانیم. همان طور که گفته شد مفرغ ترکیبی است از مس و قلع به رنگ‌های مختلف سرخ، سرخ کم رنگ و نارنجی، که زودتر از مس ذوب می‌شود و در مجسمه سازی و ساختن ادوات دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

File:Britishmuseummasteranimalsbit.jpg

برای ساختن اشیاء مفرغی , اول یک نمونه مومی (از موم ) ساخته و تهیه می شد سپس دور و اطراف آن را با گل می پوشاندند تا قالب درست شود.سپس قالب گلی را حرارت می دادند تا سفت شود و هم موم داخل آن مذاب شده و بحالت آب مایع دربیاید , بعد مفرغ را داخل قالب می ریختند بعد از سرد شدن آلیاژ مفرغ وسایل و اشیاء به دست می آمد.

File:Mefragh Lorestan in paris.jpg

یکی از مناطق شاخص ایران در زمینه صنعت مفرغ، ناحیه لرستاناست. لرستان در مرکز نوار غربی ایران و از مجموعه دره‌های تنگ و باریک و کوههای مرتفع تشکیل شده‌است. شواهد موجود اشاره به فلزکاری لرستان از هزاره چهارم پیش از میلاد دارد. مجموعه اشیای فلزی منسوب به لرستان از نیمه قرن گذشته توسط محققین و پژوهشگران مختلف بسیار مورد توجه قرار گرفته و زینت بخش اکثر موزه‌های بزرگ جهان می‌باشد. پژوهشگران، هنر مفرغ کاریلرستان را نتیجه کارهای ساده‌ای می‌دانند که بیان کننده چندین قرن انقلاب مادی ملتی کشاورز و جنگجو است. این هنر در هزاره چهارم قبل از میلاد به اوج خود رسید. اهمیت هنر مفرغ کاری لرستان، انتقال هنر و سنن اجدادی، انتقال مفاهیم و موضوعات مشترک مذهبی و بیان قانون مندی‌هایی است که برای همه اقوام سوارکار، جنگاور و کشاورز دنیای قدیم، به نحوی تحسین‌انگیز، دل‌نشین، پسندیده و ستودنی بوده‌است. اشیاء، وسایل و ابزار به جا مانده از هنرمندان خردمند زاگرس، بسیار و بی‌شمار است که از آنها می‌توان به جنگ‌افزارها شامل خنجر، شمشیر، گرز و... ساز و برگ سوارکاری، وسایل زینتی و انواع ظروف و وسایل پذیرایی مخصوص اشاره کرد.

 




تاریخ: پنج‌شنبه 19 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

گنج یابی با سنگ افراشته‌های مزار

در استان لرستان هم قبرستان‌های بسیاری در روستاها دیده می‌شوند که دارای سنگ‌افراشته هستند. نام یکی از این روستاها، «ابوالوفا» و در نزدیکی «کوهدشت» واقع شده است. سنگ‌افراشته‌های این قبرستان چهار وجهی و هرمی شکل هستند و در هر وجه آن نوشته‌ها و نقوش بسیار زیبا و معناداری دیده می‌شوند....

در بسیاری از نقاط ایران قبرستان‌هایی دیده می‌شوند که مزارهایشان دارای سنگ‌افراشته‌هایی است که در عین شباهت‌های نسبی، تفاوت‌هایی هم با هم دارند. در زیر به بررسی برخی از این قبرستان‌ها می‌پردازیم: 

قبرستان خالد نبی:
در استان گلستان، شهرستان کلاله و در نزدیکی زیارتگاه خالد نبی، قبرستانی در یک محوطه وسیع دیده می‌شود که برخی از مقبره‌های آن سنگ‌افراشته دارند. تاکنون تحقیق جامعی در رابطه با این قبرستان انجام نشده، با این حال تفسیرهای متفاوتی از شکل این سنگ‌افراشته‌ها ارائه شده است. یکی از حدس‌ها این است که این سنگ‌افراشته‌ها به شکل آلت تناسلی مردانه هستند و به گونه‌ای بیانگر اعتقاداتی هستند که در میان مردم آسیای میانه دیده می‌شود. بد نیست بدانیم که وجود برخی از باورهای شمنی در این منطقه قابل تشخیص است. به طور مثال در نزدیکی مقبره‌ی خالد نبی یک دیرک چوبی وجود دارد که ترکمن‌ها از آن بالا می‌روند و باورهایی نسبت به آن دارند. تقدس این دیرک در این مکان، یادآور تقدس دیرکی است که در خیمه‌ی مغول‌ها وجود دارد و همچنین یادآور دیرکی است که شمن‌ها از آن بالا می‌روند. مثال دیگر این است که زیارتگاه خالد نبی بر روی کوهی به نام “تانگری داغ” قرار گرفته و “تانگری” در زبان مغولی به معنای خدا و آسمان است. در واقع نام‌گذاری این کوه، این حدس را قوت می‌بخشد که روزگاری در این سرزمین آداب و باورهای شمنی و مغولی معمول بوده است.

 
 
قبرستان خالد نبی

 
دیرک چوبی در زبارتگاه خالد نبی

قبرستان‌های منطقه باخزر:
در منطقه «باخزر» قبرستان‌های متعددی در روستاها دیده می‌شوند که دارای سنگ افراشته هستند.
۱- روستای «جوذقان» در ۳۵ کیلومتری غرب تایباد و در کناره‌ی رود مرغزار واقع شده و سه قبرستان با مزارهای سنگ‌افراشته‌ای دارد که بر روی بسیاری از آن‌ها کتیبه‌ای حک شده است.
۲- روستای «سوران» در ۴۸ کیلومتری غرب تایباد و در کناره‌ی رود مرغزار است که بیش‌ترین و بلندترین سنگ‌افراشته‌های منطقه باخزر را در خود جای داده است.
۳- روستای «شیزن» در ۵۰ کیلومتری غرب تایباد نیز مزارهایی با سنگ‌افراشته دارد.
۴- روستای «فایندر» در حدود ۸ کیلومتری شمال غرب «خواف»  واقع شده است و مزارهایش سنگ‌افراشته دارند.
۵- در روستای «نشتیفان» که از توابع خواف و به خاطر «آسباد‌»هایش معروف است، سنگ‌افراشته را بر روی قبرها می‌بینیم.

 
قبرستان روستای نشتیفان

قبرستان‌های آذربایجان شرقی:
در شهر تبریز و در حدود شش کیلومتری باغ «ایل‌گلی» و در روستایی که نامش «پینه شلوار» است، قبرستانی وجود دارد که چند قبر با سنگ‌افراشته بدون کتیبه و شبیه به آن‌چه در خالد نبی وجود دارد در آن دیده می‌شود.
ظاهرا و بنا به آن‌چه آقای «رجبعلی لباف خانیکی» گزارش کرده‌اند، در روستاهای «سردرود» و «کیجان» در «اسکو»، قبرستان «شادبا» در «بستان آباد» و قبرستان اطراف «بقعه اسحاق» در «هریس» آذربایجان نیز مزارهایی با سنگ‌های افراشته وجود دارد.

قبرستان روستای «پینه‌شلوار» در نزدیکی باغ ایل‌گلی شهر تبریز

قبرستان روستای اُنار در شهرستان مشکین‌شهر:
روستای «اُنار» در نزدیکی «لاهرود» و از توابع مشکین‌شهر است. گورستان این روستا، چندین سنگ قبر دارد که به شکل سنگ‌های افراشته هستند و بر راس این سنگ‌ها، بخشی همانند کلاه قزلباش‌ها با ۱۲ ترک (شیار) دارد که احتمالا نماد شیعه ۱۲ امامی است.

 
قبرستان روستای اُنار
 

قبرستان‌های لرستان:
در استان لرستان هم قبرستان‌های بسیاری در روستاها دیده می‌شوند که دارای سنگ‌افراشته هستند. نام یکی از این روستاها، «ابوالوفا» و در نزدیکی «کوهدشت» واقع شده است. سنگ‌افراشته‌های این قبرستان چهار وجهی و هرمی شکل هستند و در هر وجه آن نوشته‌ها و نقوش بسیار زیبا و معناداری دیده می‌شوند.

 

 
قبرستان روستای ابوالوفا

قبرستان‌های کرمانشاه:
۱- در نزدیکی مرز میان استان ایلام و کرمانشاه، شهری به نام  «شاه‌بداغ» (توحید) وجود دارد که جزو استان کرمانشاه محسوب می‌شود و در آن یک قبرستان با ویژگی‌های قبرستان ابوالوفا و با سنگ‌های افراشته وجود دارد.
۲- در استان کرمانشاه و در مسیر «ریجاب» به «بابا یادگار» یک قبرستان در سمت راست جاده دیده می‌شود. در این قبرستان، سنگ‌های افراشته‌ی مقبره‌ها، چهار وجهی و در حدود دو متر هستند که آجرچینی و سنگ‌چینی شده‌اند. قبرهای این قبرستان، شبیه به میل «خسرو آباد» هستند که در بخش «کونانی» استان لرستان و در روستای خسرو‌آباد وجود دارد. این میل به نام‌های میل «خسروآ» و میل «سید صفربک» هم معروف است و بلندی آن بیش از ۶ متر است.

 
قبرستان شاه‌بداغ کرمانشاه

 
قبرستانی در ریجاب کرمانشاه

 
میل خسرو آباد

برخی از مقبره‌های عرفا و بزرگان:
مقبره عطار نیشابوری در نیشابور و شیخ احمد جام در تربت جام نیز سنگ‌افراشته دارند. بر روی این سنگ‌افراشته‌ها، کتیبه‌هایی نیز حک شده است. به نظر می‌رسد وجود سنگ افراشته بر روی مقبره بزرگان، یک رسم بوده است.

 
مقبره‌ی عطار نیشابوری

 
مقبره‌ی شیخ احمد جام

وجود سنگ‌افراشته‌ی مزارها در مناطق دیگر ایران:
به احتمال قرین به یقین در شهرها و استان ها دیگر ایران نیز مقبره‌هایی با سنگ‌افراشته هنوز هم وجود دارند که از آن‌ها در این نوشتار نامی به میان نیامده است. اما با وجود همین مناطقی که نام بردیم، می‌توانیم حدس‌هایی بزنیم و نتایجی بگیریم.

حدسیات و نتایج:
به نظر می‌رسد شکل و شمایل مقبره‌ها نه تنها با باورها و اعتقادات، بلکه با نوع معماری منطقه در ارتباط است و این موضوع فقط به مقبره‌هایی که سنگ‌افراشته دارند محدود نمی‌شود. به طور مثال در همان قبرستان «ابوالوفا» مقبره‌هایی دیده می‌شوند که معماری مقبره کوروش را تداعی می‌کنند.

 
برخی از قبرهای قبرستان ابوالوفا که شبیه مقبره‌ی کوروش هستند

معماری برج‌های آرامگاهی در ایران که اتفاقا بسیاری از آن‌ها در زمان ایلخانیان و جانشینان آن‌ها ساخته شده است، نمایانگر مقبره‌هایی هستند که در قبرستان خالد نبی دیده می‌شوند.

 
گنبد «عالی» یک برج آرامگاهی است: ابرقو

آقای «خانیکی» هم معتقد است که “در آذربایجان سنگ‌افراشته‌ها به دو گروه عمده تقسیم می‌شوند که هر دو گروه از معماری الهام گرفته‌اند.”

موضوع دیگری که در این میان می‌توان به آن اشاره کرد و به صورت یک سوال مطرح کرد این است که “آیا دلیلی برای شباهت میان برخی از سنگ‌افراشته‌ها (مخصوصا آن‌هایی که در لرستان دیده می‌شوند) با آن‌چه که در میان بختیاری‌های «مسجد سلیمان» به «بَرد نشانده» مشهور است، وجود ندارد؟” یادآوری می‌کنیم که این «بَرد نشانده‌«ها در مکان‌های مقدس یافت شده‌اند و معمولا به دوران پارتی تعلق دارند.

 
بردنشانده: محل نگهداری موزه شهر شوش




تاریخ: پنج‌شنبه 19 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

علم مکان شناسی گنج و دفینه

در مورد اینکه این مکانها بعضی دارای دفینه هستند یا نیستند به بررسی بیشتری از ان منطقه نیاز دارید به ویژه اسامی چشمه های , درختان , دره , تپه , قلعه و… از آن مکان را باید بررسی کنید و بعد مثل قرار دادن قطعه های پازل در کنار هم به جواب دلخواه برسید.البته اگر نسخه داشته باشید مشکل حل است....

علم اسامی شناسی مکان ها در علوم باستان شناسی و دفینه گذاری ها

علم اسامی شناسی مکان ها در علوم باستان شناسی و دفینه گذاری ها

 

علم اسامی شناسی مکان ها در علوم باستان شناسی و دفینه گذاری ها,علم اسامی شناسی مکان ها,اسامی شناسی در علوم باستانی,علوم باستان شناسی و دفینه گذاری ها,گنج یابی و دفینه یابی بر اساس علم اسامی شناسی,علم اسامی شناسی مکان و منطقه در گنج یابی

دوستان و محققین عزیز همانطوری که مستحضرید هر نشانه و هر علامت برای خودش یک مفهوم خاصی دارد و نوع دفینه و عمق و حتی تمدن را ما می توانیم نسبت به نوع نشانه بفهمیم  و آن را رمزگشایی نماییم.
در این میان اسامی مکانها از اولویت فوق العاده خاصی برخوردار بوده و چه در دفینه گذاری یا چه در علوم باستانی به ما میتواند کمک شایانی بکند وچه حال که افراد به راحتی از کنار آن رد می شوند و توجهی نمی کنند .خیلی مهم بوده که افراد زیاد در ایران فقط چشم به دستگاه های فلزیاب و فقط فقط تصویری دوخته اند و فکر میکنند که دستگاه معجزه میکنه بله !!! ما منکر دستگاه نیستیم ولی نه هر دستگاهی بلکه باید در کنار آن علم اپراتوری و علم اثار شناسی را محقق بلد باشد تا به هدف برسذ.بجز دستگاه به چیز دیگری اعتقاد و اعتنایی ندارد در همین جا به این افراد عرض میکنم که بهتر است از الان چشمانتا را باز کنید و با دیدی عاقلانه به این موضوع بنگرید چه بسا افراد زیادی بدون دستگاه و فقط از طریق علم مکان شناسی  و آثار به دفینه های بزرگ رسیده اند.طبق بررسی ها و تجاربی  که انجام  شده است این مکانها دارای اولویت بوده و بر طبق شواهد و قراینی نامگذاری شده است که در اینجا بنده تجارب خود را برایتان منتقل میکنم .امید که مفید باشد
در حالت کلی و عمومی اسامی که روی مکانها در نظر گرفته می شد چندین حالت میتواند داشته باشد که به شرح زیر است:
۱-در آن مکان در یک برهه زمانی خاص یک اتفاق  یک جنگ  یا یک رویداد و حادثه خاصی روی داده است مانند خونین چشمه که نشانگر این است که در زمانهای قدیم جنگ تاریخی در آن مکان به وقوع پیوسته است و طوری بود که خون های کشته شدگان مانند رودی جاری شده بود.
۲-بخاطر وجود بافت اقلیمی و طبیعتی متمایز و منحصر به فرد آنجا نامگذاری گردیده است مانند قزل داغ ( کوه طلا ) که بعلت داشتن سنگ ها و صخره ای بسیار زرد طلایی و زیبا نامگداری شده است و حال این تخته سنگهای زرد طلایی در سنگ سرامیک , سنگ سازی و صنایع و مصالح ساختمانی  برای نما و ….استفاده می شود.
۳-مورد سوم که آخرین مورد و جزو مهم ترین موارد است این است که اسم مکان دقیق با نوع دفینه پنهان شده در ان مکان ارتباط مستقیم داشته و ما می توانیم نسبت به اسامی مکانها نوع دفینه و حتی مکان تقریبی دفینه را پیدا کنیم. برای مثال دختر قلعه که در داخل ایران بالای ۶۰ نقطه چه در روستاها و چه در کوه ها و قلعه های سراسر ایران وجود دارد و این دختر قلعه به نسبت مردم و ساکنین آن مکان به اسامی دیگری تلفظ و گفته می شود همان دختر قلعه در زبان آذری به قیز قالا (قلعه) در زبان مازنی و گیلکی به کیجا قلعه , در زبان کردی به کیچ کنیشک  یا دور چغا و ….. معروف و مشهور است .پس نتیجه می گیریم که هر مکانی به نسبت گویش های محلی می تواند می تواند نوع نشانه را به ما نشان دهد و از این طریق کمک شایانی به ما داشته باشد.
 
۴-مورد چهارم که این مورد هم جزو موارد بسیار مهم است این بوده که اسامی مکانها به اسامی دیگری که قابل شناسایی نباشد تغییر پیدا کرده است و این اتفاق را ما اغلب در دوره بعد از اسلام برای حفظ مکانهای دفینه دار و مکانهای باستانی مهم مشاهده می کنیم.
برای مثال امامزاده هفت سردار یا امازاده دو دختر و یک مادر که در ظاهر امامزاده هستند ولی در باطن و بررسی موشکافانه مشخص می شود که این مکان دفینه دار بوده و قبر ۷ سردار یا قبر دو دختر شاهزاده و مادر ملکه می باشد که دارای بار هستند البته این نوع مکانها هم استثنایاتی دارند که در دوره اسلام ممکن است از نوادگان یا از اجداد ائمه معصوم (ع) باشند که ما منکر این قضیه نمی توانیم باشیم و شجره نامه منسوبه دارند ولی اکثرا مکان باستانی و تاریخی هستند.
برای مثال بیشتر در مورد اسامی مکانها می توانیم به متاری اشاره کنیم که هرکسی در دید اول ذهنش اصلا به دفینه نمی رسد ولی بعد از بررسی موشکافانه ین کلمه به کلمه ” متاع ری ” می رسیم که نشانه دهنده خراج و دفاین شهر ری بوده که در این مکان پنهان گشته است.
۵-مورد پنجم که موردی بوده که بنده در طی تحقیقات قبلی نیز متوجه این امر گشته ایم این بوده است که بعضی از مکانها بخاطر شکل ظاهری به آن اسم منسوب شده اند و در این حالت برای یافتن دفینه به توجه بیشتری نیازمندیم البته همه این مکانها دفینه ندارند مگر اینکه نسخه و سند داشته باشند مانند مکانی بود به اسم شمشیر بر که بعد از بررسی متوجه گشته ایم این مکان چون وسط دو دره مانند شمشیر برش داده شده بود و بسیار عالی کار شده بود و در آن مکان نشانه شمشیر روی سنگ و صخره ها بصورت کنده کاری شده وجود داشت که به دفینه اشاره می کرد یا مثل شتر گردن یا دوه بوینی ( در  زبان آذری ) که بعد از بررسی متوجه گشته ایم که چون سراشیبی تپه یا کوه به شکل و مانند گردن شتر بود به این اسم و این مکان مشهور شده است و نشانه شتر در ان مکان وجود داشت یا مانند هفت چشمه – سه تپه و…
 
در مورد اینکه این مکانها بعضی دارای دفینه هستند یا نیستند به بررسی بیشتری از ان منطقه نیاز دارید به ویژه اسامی چشمه های , درختان , دره , تپه , قلعه و… از آن مکان را باید بررسی کنید و بعد مثل قرار دادن قطعه های پازل در کنار هم به جواب دلخواه برسید.البته اگر نسخه داشته باشید مشکل حل است.

۶-مورد ششم هم دقیقا به وجود مکانی یا یک اتراق خاصی اشاره دارد مانند تخت جمشید که نشان دهنده وجود عمارت و آتشکده جمشید شاه در انجا است یا مانند نشیمن گاه تیمور که نشان دهنده آن است که تیمور در آنجا در طی لشکر کشی اقامتی چند روزه داشته و مهم است یا قدمگاه امام رضا که نشان دهنده این بوده که امامزاده در طی سفری که به خراسان داشت در طی سفرش از ان مکان گذر کرده اند .در این نوع مکانها هزینه مرمت یا هزینه خرج سپاه که اغلب چندین خمره است می تواند باشد.




تاریخ: پنج‌شنبه 19 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

پرچم ایران در گذر زمان

افراشتن درفش کاویانی در بلخ باستانی یا مزارشریف پیشینه ‌ای چند هزار ساله دارد،  در اوستا بلخ با پاژ نام سریرام اردوو درفشام همراه است،  به معنای بلخ زیبا با درفش‌ های برافراخته،   در ادبیات پهلوی و در شاهنامه فردوسی به گونه بلخ بامی یا بلخ درخشان گفته شده است.  درفش‌ های برافراخته به پایتختی و مرکزیت بلخ اشاره می ‌کند،  جایگاهی که سرداران و نمایندگان سرزمین ‌های ایرانی درفش‌ های خود را در کنار یکدیگر و در پیرامون درفش کاویانی،  در انجمن‌ گاه نوبهار و در آغاز هر بهار بر می ‌افراخته ‌اند.  در فلسفه این کار یگانگی و یکرنگی و همبستگی همه مردمان سرزمین‌ های ایرانی را پیمان می ‌گذاردند،  و یاد آوری می ‌کردند که ملت ایران در مقابل دشمنان یکدل و یک سپاه می باشند.   درفشی که امروزه در مزارشریف افراشته می ‌شود،  در واقع همان درفش کاویانی ایران است،  در شاهنامه فردوسی به روشنی بیان شده،  که درفش کاویانی با سه پارچه سرخ و زرد و بنفش (آبی)، آذین می گردید،  درفش مزار شریف نیز با پارچه های آبی و زرد و قرمز و بنفش می باشد...

تاریخچه پرچم های ایران,پرچم های حکومت ها و سلسله های مختلف ایران باستان

پرچم ایران در گذر زمان

تاریخچه پرچم های ایران,پرچم های حکومت ها و سلسله های مختلف ایران باستان,پرچم ایران,تاریخچه پرچم ایران,اطلاعات درباره پرچم ایران,مطالب و نوشته های جامع درباره پرچم ایران,همه چیز درباره پرچم ایران

  پیش گفتار

     از ابتدای تاریخ بشر برای خود تکه پارچه ای را بعنوان نشان قوم و ملیت برگزید،  و چه جنگها و خونریزها برای همین تکه پارچه که آنرا پرچم نامیده اند،  انجام دادند.  امروزه بدلیل گسترش دانش و خرد بشری،  پرچم آن جایگاه تاریخی خود را از دست داده،  و کمتر جنبه مقدس دارد.  با بینش و گسترش دید در آینده پیش رو،  علم و دانش و کلاً دانایی نویناست،  که برای هر ملت حرف اول را خواهد زد،  و در این صورت دیدگاه و خرد خیلی متفاوت خواهد بود.  ایران بزرگ بدلیل وسعت و تمدن ویژه،  تاریخ پرچم مفصل و کمتر تحقیق شده ای دارد،  در اینجا بخشی را بازگو می کنم،  و در فرصتها و با تحقیق های جدید ادامه می دهم.

   توجه:  در این صفحه فقط درباره تاریخ تعدادی از پرچم های تاریخ ایران را نوشته ام، بزودی و با تحقیق و تحلیل جدید،  و بدست آوردن واقعیت های تاریخی،  ادامه را می نویسم. در تاریخ ایران بیش از ۵۰ سلسله، حکومت، شاهنشاهی، پادشاهی، سان، ولایت، ایالت، مستقل و نیمه مستقل داشته ایم،  که هر کدام درفش و پرچم داشتند.

   عکس رنگ های درفش کیانیان،  رنگ های واقعی پرچم ایران کهن در هزاره اول و دوم آریایی میترایی بودند،  که با تحقیق های شخصی از مراسم بازمانده امروزی بدست آوردم، عکس شماره ۲۷۵۰٫  رنگ های آبی و زرد و قرمز،  رنگ های اصلی در طبیعت هستند،  از این رنگها می توان همه رنگها را بوجود آورد،  ولی نمی توان از بقیه رنگها این سه رنگ را پدید آورد.

کلیک کنید:  دانلود کامل تاریخ پرچم در ایران با عکسها  (PDF 350 کیلو بایت)

درفش  کاویانی

      نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران بزرگ به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک (ضحاک یا زه هاک کیانی که بعد ها به ارب معروف شدند) بر می ‌گردد.  در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند،  پیش ‌بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شوند،  سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید،  و فریدون را بر تخت شاهی نشانید.  فریدون پس از آنکه فرمان داد،  تا پاره چرم پیش‌ بند کاوه را با دیبا های رنگی بیارایند،  و در و گوهر به آن افزودند،  و آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویانی پدید آمد،  نخستین رنگ‌ های پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش (و آبی) بود،  بدون آنکه نشانه ویژه بر روی آن وجود داشته باشد،  ازشاهنامه فردوسی.  درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده به استناد تاریخ در زمان شاهنشاهیساسانیان و سلسله هخامنشیان، پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می‌ گفتند.  درفش کاویان از پوست پلنگ درست می شد،  به درازای دوازده ارش،  که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، ۶۰ سانتی متر به حساب آوریم، تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول داشت.  درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد،  هر پادشاهی که به قدرت می‌ رسید، تعدادی جواهر بر آن می ‌افزود.

  عکس مراسم بر افراشتن درفش کاویانی،  در مزار شریف افغانستان امروزی،  عکس شماره ۴۱۱۸٫  رنگ های این پرچم آبی و زرد و قرمز و بنفش است.

   افراشتن درفش کاویانی

      شهر بلخ تاریخی در جنوب رود آمودریا (جیحون) قرار داشته است،  شهر بلخ امروزی هم در همانجا می باشد،  و مقداری از خرابه های بلخ تاریخی در نزدیکی شهر امروزی بلخ دیده می شود.  زلزله قرن ۱۱ م،  شهر تاریخی بلخ را ویران نمود،  زلزله اتفاق طبیعی است،  که در تاریخ ایران بزرگ بسیار پیش آمده و حتی باعث تغییرات سیاسی و اجتماعی گردیده است.  پس از زلزله باقی مانده مردم به شهر نو بهار (مزار شریف) در نیم منزلی بلخ رفتند،  در آنجا مزاری و زیارتگاهی باستانی قرار داشت.  در دروغ های تاریخی نوشته اند،  که بلخ به دست مغول نابود شد،  که دروغ بزرگ است،  زیرا در آن زمان مردم حوزه شمالی ایران شرقی در مسلک هایی بودند،  که یکی از آنها مانی و مانوی و دیگری مغی یا مغولی بود.  در کتاب هایی که از میان مسلک های مختلف آن زمان باقی مانده است،  در تمجید از مغولی بسیار نوشته اند،  و پیروان زیادی داشته است.

      بلخ تاریخی ادامه همان بلخ بامیان زمان هخامنشیان است،  که در جنوب دریاچه اورومیه قرار داشت،  برای اطلاع بیشتر به جغرافیای تاریخی ایران مراجعه شود.  بلخ بزرگترین مرکز علمی و فلسفی و مذهبی در تاریخ ایران بود،  حتی مانی آنجا را پایگاه خود قرار داد،  و باعث آمادگی ذهنی مردم منطقه در ادامه تکامل تاریخ اجتماعی برای اسلام آوردن گردید.  چند هزار سال است،  یکی از بزرگترین، شکوهمند ترین، زیبا ترین و مردمی ‌ترینِ جشن‌ نوروزی ایران بزرگ،  در شهر بلخ پایتخت باستانی ایران شرقی برگزار می شود.  میان دشت شادیان،  دشتی آکنده از گل ‌های سرخ لاله،  کنار بنای فرخنده باستانی مزارشریف ایرانیان،  درفش سه رنگ کاویانی افراشته می شود.  برای این سال گشت مهم ایرانی،  انبوهی از مردمان از دور دست‌ها گرد می آیند،  کودکان شادی می کنند،  دختران با چهره زیبای ایرانی سرود می خوانند،  مادران و پدران دعا می کنند،  و آرزوی سالی خوش برای فرزندان ایران زمین دارند.  

       افراشتن درفش کاویانی در بلخ باستانی یا مزارشریف پیشینه ‌ای چند هزار ساله دارد،  در اوستا بلخ با پاژ نام سریرام اردوو درفشام همراه است،  به معنای بلخ زیبا با درفش‌ های برافراخته،   در ادبیات پهلوی و در شاهنامه فردوسی به گونه بلخ بامی یا بلخ درخشان گفته شده است.  درفش‌ های برافراخته به پایتختی و مرکزیت بلخ اشاره می ‌کند،  جایگاهی که سرداران و نمایندگان سرزمین ‌های ایرانی درفش‌ های خود را در کنار یکدیگر و در پیرامون درفش کاویانی،  در انجمن‌ گاه نوبهار و در آغاز هر بهار بر می ‌افراخته ‌اند.  در فلسفه این کار یگانگی و یکرنگی و همبستگی همه مردمان سرزمین‌ های ایرانی را پیمان می ‌گذاردند،  و یاد آوری می ‌کردند که ملت ایران در مقابل دشمنان یکدل و یک سپاه می باشند.   درفشی که امروزه در مزارشریف افراشته می ‌شود،  در واقع همان درفش کاویانی ایران است،  در شاهنامه فردوسی به روشنی بیان شده،  که درفش کاویانی با سه پارچه سرخ و زرد و بنفش (آبی)، آذین می گردید،  درفش مزار شریف نیز با پارچه های آبی و زرد و قرمز و بنفش می باشد.

* فرو هِشت ازو سرخ و زرد و بنفش <><> همی خواندش کاویانی درفش *

* به پیش اندرون کاویانی درفش <><> جهان زو شده زرد و سرخ و بنفش *

   امروزه این مراسم در افغانستان میلَـه گل سرخ یا جشن گل سرخ،  یا مراسم ژنده بالا نام دارد،  در آغاز بهار،  دشت‌ شادیان کنار نهر های بلخ ‌رود و دریاچه باستانی بلخ پر از گل ‌های سرخ لاله است.  گل‌ هایی که تمامی بهار دشت را قرمز خوش رنگ می کنند،  در ایران آن گل سرخ را لاله وحشی یا شقایق می گویند.  با توجه به جزئیات این گل،  گلبرگ‌ها به رنگ سرخ،  انتهای گلبرگ‌ها به رنگ بنفش و پرچم‌ها به رنگ زرد است، که نشان می دهد رنگ‌های این گل با رنگ‌های درفش کاویانی همانند می باشد.  همچنین ده‌ها میانه گل به دور ساقه بلند مرکزی آن گرد آمده‌اند،  همانند گرد آمدن درفش های نمایندگان ایرانی بر پیرامون درفش کاویانی.  سوم اینکه گل سرخ لاله یا شقایق،  تنها بصورت خودرو و در دشت ‌های آزاد می ‌روید و شکوفان می ‌شود،  و هیچگاه نمی ‌توان آنرا در اسارت نگهداری کرد،  چرا که بلافاصله پس از چیده‌ شدن و حتی در بهترین شرایط نگهداری، به سرعت ‌پژمرد و از بین می‌رود.  به این سبب این گل نشان و نماد آزادگی است،  و درفش کاویانی نیز نشان و نماد آزادگی خوانده می‌شود.

    اهمیت نیایش گاه نوبهار در فرهنگ ایرانی تا بدان پایه بوده،  که شاهنامه فردوسی آنرا قبله‌ گاه ایرانیان گزارش کرده است.  البته این غیر از نیایش ایرانی ها در تخت جمشید است،  که در داستان های تاریخی ایران نوشته ام،  باید جوانان عزیز ایران بزرگ از هر ملت،  فارس و افغان، ترک و کرد، بلوچ و عرب،  و غیره و همه و همه در باره مراسم تاریخی سرزمین خود بدور از دروغ های تاریخی بنویسند.

* به بلخ گزین شد برآن نوبهار <><> که یزدان پرستان برآن روزگار *

* مر آن خانه داشتندی چنان <><>  که مر مکه را تازیان این زمان *

      امروزه جشن نوروزی میلَـه گل سرخ و در ساعت هشت بامداد نوروز که نخستین روز برج حَمَل است،  برگزار می شود.  مردم شهر و همچنین بسیاری از شهرها و کشور های دور و نزدیک و از تمام قاره کهن به ویژه ایران بزرگ و هندوستان و پاکستان، در خواجه خیرانقدیم یا مزارشریف،  پیرامون جایگاه برافراشتن درفش کاویانی گرد می‌آیند.  با رقص های سنتی و پهلوانی،  سرود و شادمانی و پایکوبی و دست‌افشانی جشن آغاز می گردد. در میان این شور و غوغا، درفش کاویانی به اهتزاز در می‌آید.  درفش کاویانی تا چهل شبانه روز بر فراز بلخ زرتشت و مانی،  زیر آسمان سرزمین ‌های ایرانی تبار و در وسط خراسان بزرگ در اهتزار می ماند.  در این چهل روز هر کس کوشش می‌ کند تا با اندکی تکان دادن و بوسیدن آن، به نیایش برای میهن بپردازد.

* ای وطن آزاد و شاد و خرم زیباستی <><> عشق پاکت در دل هر کس دو بالا می‌شود *

      در این جشن نوروزی دسته ‌هایی از همه ایران شرقی ساز و سرود می نوازند،  بازیها و ورزشی های محلی همچون کشتی، بز کِشی، اسب دوانی، نیزه ‌پرانی، چوب ‌بازی، توپ‌ بازی، چوگان ‌بازی، شمشیر بازی، سنگ ‌پرانی، مسابقه انتخاب بهترین حیوانات و بسیاری بازی ‌های دیگر برگزار می ‌شود.  در این وقت کوچه‌ های مزارشریف مملو از دست‌ ساز ‌های هنرمندانی است،  که در طول زمستان بهترین آثار خود را برای فروش خوب آماده کرده اند.  همچنین انواع شیرینی ها و خوراکی ها را می فروشند،  مردمان بسیاری که از همه جا آمده اند،  بیشتر در چادر های مسافرتی خودشان اقامت دارند،  که در میان گلستان های طبیعی بر پا کرده اند.  این چهل روز شهر آکنده از لاله ‌ها و چراغانی است،  ترانه مشهور ملا ممد جان از هر کوی و برزن شنیده می ‌شود،  ملا ممد جان، محبوب ‌ترین و دوست ‌داشتنی‌ ترین ترانه نوروزی برای مردم است.  همچنین سرود میله نوروز از سرود های زیبای دیگریست که جوانان با جامه ‌های زر دوز و سلسله ‌دوز بطور دسته‌ جمعی می ‌سرایند.

      یکی از شعر های کوتاهی که مردم می خواندند،  متن کوتاه زیر است،  که حکایت از بازگشت مانوی هایی می باشد،  که در زمان ساسانیان به ترکستان پناهنده شده بودند.  این مانویان در دوره های اولیه اسلام دارای مکتب جدیدی شده بودند،  و رهبران دینی آنها سیاه می پوشیدند و پارچه سیاه نماد آنها بود.  همین ها بودند که مغستانی های دور جدید بوده و مغی یا مغولی گفته می شدند،  و در ایران شرقی پیروان بسیاری پیدا کردند،  برای اطلاع بیشتر به دروغ حمله مغول مراجعه شود.

* از ختلان آمدی <> با روی سیاه آمدی * * آواره باز آمدی <> خشک و نزار آمدی *

عکس پرچم ها و درفش های دوران سلسله هخامنشیان،  عکس شماره ۲۷۶۵ .

عکس پرچم و درفش های دوران حکومت اشکانیان و شاهنشاهی ساسانیان،  عکس شماره ۲۷۶۷ .

   پرچم ایران در دوران گذار ابتدای اسلام

    ایرانیان در دوره انقلاب انسانی گذر به اسلام،  مدت ۲۰۰ سال از نمادها و پرچم های مختلف استفاده می کردند،  بزودی از آنها می نویسم.  ولی دو نفر از قهرمانان ملی ایران زمین،  ابومسلم خراسانی و بابک خرمدین،  دارای پرچم خاص بودند.  ابومسلم پرچمی یک سره سیاه رنگ داشت،  و بابک سرخ‌ رنگ، به همین روی بود که طرفداران این دو را سیاه ‌جامگان و سرخ‌ جامگان می ‌خواندند. از آنجایی که علمای اسلام تصویر پردازی و نگار گری را حرام می ‌دانستند، تا سال ‌های مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران، بر روی درفش‌ها تصویر نمی‌شد.

   پرسش از عموم:  آیا می توانید فلسفه این ۲۰۰ سال را پیدا و بیان کنید؟.

   عکس دو پرچم:  پرچم سرخ جامگان،  رنگ سرخ نماد پیروان بابک خرم دین،  و پرچم سیاه جامگان، رنگ سیاه نماد پیروان ابومسلم خراسانی،  عکس شماره ۲۷۷۱٫

     عکس نشان شیر و خورشید متعلق به ۲۴۰۰ سال پیش،  سمت راست ایزدبانو آناهیتا، ایستاده بر روی یک شیر به همراه خورشید،  که نماد میترا ایزد مهر میباشد.  سمت چپ اردشیر،  پادشاه هخامنشی در حال نیایش به درگاه آناهیتا و طلب کمک و یاری از وی.  این نگاره در یکی از موزه های اروپا نگهداری میشود.

   نخستین تصویر بر روی پرچم ایران

      در سال ۳۵۵ خورشیدی (۹۷۶ میلادی) غزنویان، با شکست دادن سامانیان،  زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد،  نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یک‌سره سیاه بود،  زردوزی کنند.  سپس در سال ۴۱۰خورشیدی (۱۰۳۱ میلادی) سلطان مسعود غزنوی،  به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد،   نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود،  و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد؛  تا انقلاب اسلامی در سال (۱۹۷۹ میلادی).

عکس پرچم های تیموریان، سلجوقیان، غزنویان،  عکس شماره ۲۷۷۳ .

   افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر

      در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه‌ هایی زده شد، که بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت شد.  در مورد علت استفاده از خورشید، دو دیدگاه وجود دارد:  یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد (اسد) هم بوده،  و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است،  به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر (برج اسد) با میانه تابستان نشان داده می‌شود.  نظریه دیگر بر تأثیر آیین مهرپرستی و میتراییسم در ایران دلالت،  و از آن حکایت دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آیین، ایرانیان کهن ترجیح دادند،  خورشید بر روی سکه‌ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد.

   عکس کاشی با نقش شیر و خورشید،  ٦٦٥ هجری،  ١٢٦٧ میلادی،  ٢٠x٢٠ سانتیمتر، موزه لوور،  عکس شماره ۲۹۱۵٫

   پرچم در دوران صفویان

      در میان شاهان حکومت صفویان،  که حدود ۲۳۰ سال بر ایران حاکم بودند،  تنها شاه اسماعیل اول و شاه تهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند.  پرچم شاه اسماعیل یک‌ سره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت.  شاه تهماسب نیز چون خود زاده ماه فروردین (برج حمل) بود، دستور داد به جای شیر و خورشید،  تصویر گوسفند (نماد برج حمل) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه‌ها ترسیم کنند.  پرچم ایران در بقیه دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود،  و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می‌کردند.  البته موقعیت و طرز قرار گرفتن شیر،  در همه این پرچمها یکسان نبوده، شیر، گاه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده.  در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن،  به استناد سیاحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوی، استفاده او بیرق‌های نوک تیز و باریک، که بر روی آن آیه‌ای از قرآن و تصویر شمشیر دو سر حضرت علی (ع) یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بوده‌است.  به نظر می‌آید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.

عکس پرچم های دوران صفویه،  عکس شماره ۲۷۷۵ .

   پرچم در عهد نادرشاه افشار

      نادر مردی خود ساخته بود،  و توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند.  سپاه او از سوی جنوب تا دهلی پایتخت کشور هندوستان،  از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد، و از شرق تا مرز کشور چین پیش روی کرد.  در همین دوره بود که تغییراتی در پرچم ملی و نظامی ایران به ‌وجود آمد،  درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می‌شد،  و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت،  اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ،  با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود،  و در درون دایره خورشید نوشته بود: «المک الله».  سپاهیان نادر در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی پادشاه هند کشیده شده ‌است،  بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند،  که در گوشه بالایی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پایینی آن نواری سرخ دوخته شده‌ است.  شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است،  و درون دایره خورشید آن باز هم «المک الله» آمده ‌است.  بر این اساس می‌توان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر،  مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است.  زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم‌ های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.

عکس پرچم های دوران های افشاریه و زندیه،  عکس شماره ۲۷۷۷٫

   دوره قاجارها، پرچم چهار گوشه

      دوران آغا محمد خان قاجار،  سر سلسله قاجار، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد،  یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه،  به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغا محمد خان به دلیل دشمنی که با نادر داشت،  سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت،  و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد.  دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود،  که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت،  با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود.  در عهد فتحعلی شاه قاجار،  ایران دارای پرچمی دوگانه شد،  یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته،  و خورشید بر پشت که پرتو های آن سراسر آن را پوشانده بود.  نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت، در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود.  در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد.  در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران «ابوالحسن خان شیرازی» به دربار تزار روس کشیده،  پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر،  پیشاپیش سفیر در حرکت است.  سالها بعد امیرکبیر از این ویژگی پرچم ‌های سه گانه دوره فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت.  برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار (جانشین فتحعلی شاه)،  تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد،  در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می ‌رفته ‌است،  که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی، و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی، و دومی درفش ملی و نظامی بود.

عکس پرچم های دوران پادشاهی قاجاریه،  عکس شماره ۲۷۷۹٫

   امیرکبیر و پرچم ایران

       میرزا تقی خان امیرکبیر،  بزرگمرد تاریخ ایران دلبستگی ویژه‌ای به نادر شاه داشت و به همین سبب بود، که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌ کرد شرح زندگی نادر را بخواند.  امیرکبیر همان رنگ های پرچم نادر را پذیرفت،  اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه)،  و سراسر زمینه پرچم سفید،  با یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر،  در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ، به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود،  و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود،  بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.

   انقلاب مشروطیت و پرچم ایران

       پرچم شیر و خورشید ایران با تاج شاهنشاهی ایران، با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران، و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس،  نمایندگان مردم در مجلس‌ های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن می‌پردازند.  در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود:  «الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است»،  کاملاً مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده‌اند.  زیرا اشاره‌ای به ترتیب قرار گرفتن رنگها،  افقی یا عمودی بودن آنها،  و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد، به میان نیامده بود.  همچنین درباره وجود یا نبود، شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود.  به نظر می‌رسد بخشی از عجله نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده،  که استفاده از تصویر را حرام می ‌دانستند.  نمایندگان نو اندیش در توجیه رنگ های به کار رفته در پرچم به استدلال دینی متوسل شدند،  بدین ترتیب که می‌ گفتند رنگ سبز،  رنگ دلخواه پیامبر اسلام (ع) و رنگ دین است،  بنابراین پیشنهاد می ‌شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد.  در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد، که رنگ سفید رنگ مورد علاقه زرتشتیان است،  اقلیت دینی که هزاران سال در ایران،  به صلح و صفا زندگی کرده‌اند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد.  در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، به ویژه امام حسین (ع) و جان باختگان انقلاب مشروطیت، به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره شد.  وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجاب شده بودند، و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند، و موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت، در مرداد (سال ۱۲۸۵ هجری شمسی ۱۹۰۶ میلادی)،  به پیروزی رسید یعنی در برج اسد (شیر).  از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند، و اسدالله از القاب حضرت علی (ع) است،  بنابراین شیر هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شیعیان.  در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانه ماه مرداد به پیروزی رسید، و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است،  پیشنهاد شد خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنند، که این شیر و خورشید هم نشانه علی (ع) باشد، هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد،  یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان،  و البته وقتی شیر را نشانه پیشوای امام اول (ع) بدانیم، لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز به دستش بدهیم.  بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی، در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد.  در سال ۱۳۳۶ منوچهر اقبال نخست وزیر وقت، به پیشنهاد هیاتی از نمایندگان وزارت خانه‌ های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش ‌نامه‌ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد.  بخش‌نامه دیگری در سال ۱۳۳۷ در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر و طی آن مقرر شد، طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد.




تاریخ: پنج‌شنبه 19 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

 

معنی و مفهوم آثار و نشانه های تنور در گنج یابی و دفینه یابی

نشانه تنور در گنج یابی و دفینه یابی

علائمی که در تنوره هایی که شامل دفینه هستند در داخل دیواره تنوره به صورت شعمدان یا گل نگاره مشخص میکردند و در اکثر تنوره ها از داخل تنوره به تنور دیگه در بقل آن راه داره که ازبالا آثاری نداره و فقط آثار یک تنور مشخص است ولی وقتی به داخل میروید متوجه...

تنور این سری راجب تنورها میخوام صحبت کنم تنورها در قدیم کاربرد زیادی داشتند و شما آنهارو میتونید در مکان های بلند و زمینی مسطح به صورت گنبد که سر آن از خاک بیرون آمده یا در بعضی نقاط که آب و هوای کبیری دارد به صورت تل شناسایی کنید چون به علت گرد و غبار خاک و گذشت زمان با انباشته شدن خاک در روی آن به صورت تل درآمدن .
دفینه ای را که داخل تنور میگذاشتند معمولا  قسمت کف در  متراژ ۷۰ سانتی جاسازی میکردند و علائمی که در تنوره هایی که شامل دفینه هستند در داخل دیواره تنوره به صورت شعمدان یا گل نگاره مشخص میکردند و در اکثر تنوره ها از داخل تنوره به تنور دیگه در بقل آن راه داره که ازبالا آثاری نداره و فقط آثار یک تنور مشخص است ولی وقتی به داخل میروید متوجه میشوید که تنوری دیگر به صورت مخفی در کنار آن موجوده که اگر به این صورت باشه دفینه در آتاق دوم در کف است .




تاریخ: پنج‌شنبه 19 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi

نمادها و نشانه های مهم گنج و دفینه و کاوش حفاری

هر قبرستان و هر کوری دارای اموال نمیباشد. چون بسیاری از مردم فقیر بوده اند و بدون اموال دفن میشدند.
    درهر قبرستان تعدادی قبر سلطانی وجود دارد که دارای اموال میباشند که بایدنتوانید آنها را تشخیص دهید و از روی بعضی شواهد تشخیص آنها امکان پذیراست.
    اکثر گورستانها در سینه کشی ها و کنار رودخانه ها میباشد. دربسیاری از قبرستانها یک چهارطاقی نیز میباشد که نشان میدهد در میان آنچهار طاقی شخص مهمی فوت کرده است و اکثرا دارای اموال میباشند.
    درایران قبرهای یهودی نیز بسیار است که نوع قرار کرفتن سنگ آنها متفاوت استو میتوان از روی سنگ قبر فهمید که این قبر متعلق به یک یهودی است.(سنگ قبریهودیان دارای فلش است)...

 

کامل جوغان ها آثار علائم علامت ها و نشانه ها کارشناسی باستان شناسی


    گورستانها و انواع قبرها

    از بهترین جای آن شروع میکنیم که گورستان گبریان است.
    خیلی از مردم عقیده دارند که قبرستان گبریان متعلق به کافران است ولی این موضوع درست نیست.
    گبر یعنی غیر مسلمان و به کسانی که غیر مسلمان بوده اند بی دین گفته نمیشود. گبریان دین زردتشت داشتند.
    حالمیخواهیم ببینیم که قبرهای دوران قبل از اسلام به چه شکلی بوده اند و نوعدفن کردن اجساد به چه صورت بوده است. در زمان پیش از اسلام قبر زنها گرد ومدور بوده است و قبر مردها به صورت مستطیل بوده و قبر بچه ها به صورت مثلثبوده است. بعضی ها را نیز در خمره میگذاشتند.
    در تمام قبرهای گبری حداقل یک کاسه آب و یک کاسه غذا گذاسته میشده است که کسی که میمیرد از گشنگی و تشنگی عذاب نکشد.
    دربسیاری از قبرهای گبری لوازم مورد نیاز فرد نیز گذاشته میشده است که بستگیبه پول داری یا بی پول بودن مرده است. مردگان پول دار ظروف طلا و اجناسیمانند شمشیر زره وخیلی چیزهای دیگر به همراه دارند ولی مردگان بی پول و بیبضاعت اموال کمتری با خود به همراه دارند یا اموال آنها از فلزات ارزشمندنیست.
    نوع دیگر قبرها قبر پیغمبری است که اگر شما آن را بشکافید هیچچیزی درون آن یافت نمیشود نه جنازه نه اموال. این قبرها چند پوش هستند وتازه از قبر راهی دارد برای جایی دیگر که جنازه و اموال آن در آنجا هست.
    قبرهایینیز وجود دارد که به صورت ایستاده است. این قبرها متعلق به یک سری ازایرانیان است که معتقد بودند آنها را باید ایستاده به خاک سپرد.
    بسیاریاز خلاف کاران را نیز به صورت ایستاده در میان دیوارهای قلعه ها و جاهایدیگر زنده به گور میکردند که خود اینها به نوعی قبر ایستاده تبدیل شده است.
    بعضی از قبرها به صورت کشویی است که مربوط به رومیان است که در ایران با آئین خودشان دفن شده اند.
    یک نوع قبر هم داریم که به آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.
    جنازه قبرهای خمره ای همیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند و دفن میکردند.
    وقتیدر جنگها جنگجویان میمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفنمیکردندکه نمونه این قبرستان در چهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجودمیباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانی شکست خورد و بیست و هفت هزارکشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شده بودند.
    در گذشته ماگورستانهای دسته جمعی نیز داریم که متعلق به افراد مریض است. در جاهائی کهوبا یا طاعون میآمده جنازه افراد را به صورت دسته جمعی دفن میکردند. درهمینجا یک مطلب بسیار مهم را برایتان بگویم و آن اینکه کسانی که قبری رامیشکافند خیلی باید مواظب باشند و بفهمنه که جنازه مریض هست یا نیست وحتماٌ باید استخوان شناس باشند و یا بتوانند استخوان اشخاص مریض را ازاستخوان افراد سالم تشخیص دهند تا با مشکلی مواجه نشوند.
    همیشه وقتی میخواهید قبری را باز کنید حتماٌ از دستکش و ماسک حسابی استفاده کنید.
    جنازههایی که در غارها و ذاغه ها میباشد و جنازه هایی که در صحرا میباشد وجنازه هایی که در کوهستانها میباشد از نظر ماهیت کاملاٌ با هم متفاوت است.
    هر قبرستان و هر کوری دارای اموال نمیباشد. چون بسیاری از مردم فقیر بوده اند و بدون اموال دفن میشدند.
    درهر قبرستان تعدادی قبر سلطانی وجود دارد که دارای اموال میباشند که بایدنتوانید آنها را تشخیص دهید و از روی بعضی شواهد تشخیص آنها امکان پذیراست.
    اکثر گورستانها در سینه کشی ها و کنار رودخانه ها میباشد. دربسیاری از قبرستانها یک چهارطاقی نیز میباشد که نشان میدهد در میان آنچهار طاقی شخص مهمی فوت کرده است و اکثرا دارای اموال میباشند.
    درایران قبرهای یهودی نیز بسیار است که نوع قرار کرفتن سنگ آنها متفاوت استو میتوان از روی سنگ قبر فهمید که این قبر متعلق به یک یهودی است.(سنگ قبریهودیان دارای فلش است).a
    و مطلب آخر در مورد کسانی که به حفاری میروندو میگویند در سه متری یا چهار متری یک طابوت طلا یا یک جنازه مومیایی پیداکرده ایم. اینها همه دروغ است. شخصیتهایی را که درش طابوت طلا یا نقره یاسنگ یشم میگذاشتند همیشه در عمق بالای بیست متر دفن میکردند. و در عمق کماینکار انجام نمیشد. برای این جنازه ها حتماٌ اطاقی از ساروج درست میکردندو آن را آنقدر پایین میبردند که از گزند جانوران خاک به دور باشد و همچنیندزدان نتوانند گزندی به جنازه و اموال آن بزنند. در کنار این جنازه هاحتماٌ اموال فراوان وجود دارد و کنیزان و نوکران آنها را نیز با جنازهاربابشان زنده به گور میکردند. پس اگر کسی گفت جنازه ای در آورده بدوناموال بدانید که احتمال دروغ گفتن آن زیاد است.

********************************

    درخت و انواع آن:

    در ایران انواع مختلف درخت وجود دارد.
    در گذشته درختانی که عمرطولانی داشتند برای نشانه استفاده میشدند و در بیشتر جاهایی که اموالگذاشته می شد درختی هم کاشته می شد که بعدها پیدا کردن جا راحت باشد.
    درختانی که بیشتر برای اینکار استفاده می شد به ترتیب زیر میباشد.
    بوته گز که در حدود شش هزار سال عمر میکند.
    درخت سرو که در حال حاضر چهار هزار ساله آن وجود دارد.
    درخت داغداغان که در حال حاضر چهار هزار و پانصد ساله آن هست.
    درخت آزاد که دو هزار سال عمر میکند و در جنگلهای شمالی ایران به وفور یافت میشود.
    درختچنار که حدود هفتصد سال عمر میکند و پس از آن هر سال یک بار خود کشی میکندو خود را میسوزاند تا از بین برود که این خود سوزی هم چندین سال طولمیکشد. مانند درخت چنار امامزاده صالح که حدود نهصد سال قدمت دارد.
    درخت نارون حدود پانصد سال عمر میکند.
    درخت سنجد نیز حدود پانصد سال عمر میکند.
    درخت زالزالک ودرخت توت وحشی هم عمرشان زیاد و بیشتر در آذربایجان به عنوان نماد بکار رفته اند.
    درختهاییبا عمر طولانی اکثرا نشانه بار است و بار هر کدام از آنها با دیگری متفاوتاست به فرض اموالی که در نزدکی بوته گز یافت میشود با اموالی که در کنارسرو یافت میشود همیشه متفاوت بوده است.
    اینم یک مطلب در مورد درختان
    ممکنه درختانی از قلم افتاده باشند ، ذهنم اینقدر یاری کرد ، به بزرگی خودتون ببخشید.

********************************

    گنج نامه ها
    گنج نامه کتابهایی بوده است که حاوی مکانهایی است که در آنجا گنجی دفن میباشد.
    تمام کسانی که صاحب گنج نامه بوده اند همه دارای علوم غریبه و علوم قدیمی میباشند.
    تعدادی از گنج نامه ها به شرح زیر است: گنج نامه الوان هندی ، گنج نامهاحمد وزیر ، گنج نامه ملاصدرا ، گنج نامه قائم مقام فرهانی ، گنج نامهمیرزا مکتب خان تبریزی ، گنج نامه باگواس و گنج نامه شیخ بها (که به دو خطشجر ایستاده و شجر خوابیده نوشته شده است).
    همچنین موبدان قبل از اسلام همگی دارای گنج نامه بوده اند. چون همگیآنها در زمان خودشان امانت دار بوده اند و از اموال مردم حفاظت میکردند. موبدان خود به دو قسمت تقسیم میشوند. اول موبد که اموال مردم نزد آنها بهامانت گذاشته میشده است. و موبد موبدان که از اموال درباریان و پادشاهانحفاظت میکردند و نقش امین و کاتب شاهان را نیز بر عهده داشتند.
    به همین دلیل است که قبر موبد موبدان همیشه بارهای نفیسی در خود دارد و جزو قبرهای بسیار با ارزش است.
    گنج نامه ها چه آنهایی که توسط اشخاص نوشته شده است و چه آنهایی کهموبدان آنها را نوشته اند همگی به رمز است و طلسمات سنگینی نیز دارند وچون افرادی که این گنج نامه ها را نوشته اند به علوم غریبه آشنا بوده اندرموز سنگینی برای گنج نامه ها گذاشته اند و ترجمه آنها کار استادانی استکه به خط شناسی و طلسمات آگاهی کامل داشته باشند.

********************************
گنج نامه ها
گنج نامه ها اکثرا روی سنگاست و بعد از آن به ترتیب روی پوست آهو و پوست گاو و گنج نامه های مهم کهدرباری بوده است بعد از سنگ بیشتر روی پوست کرگدن میباشد. ولی اکثر گنجنامه ها روی سنگ یشم حکاکی میشده است.
بیشتر نوشته های روی پوست راداغ میکردند و جوهر های مخصوصی بود که قابل شستشو بود و آب آنها را از بیننمیبرد که اکثر نوشته های روی پوست با این جوهر نوشته میشده است.
بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.
اکثر نوشته های روی پوست باخون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست و جزو طلسمات محسوبمیشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است.
پس این مورد رو اشتباه نکنیم.
پوستها در زمان خود دباغیمیشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روعن به آنها میخورده است که عمر پوسترو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جایمناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.
پوستها را اکثرا در جای خشکیا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوایکمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود.
ولی باز هم مگویم که هشتاد درصد گنج نامه ها روی سنگ نوشته میسده است.
********************************

    طبیعی ، مومیائی ، شیمیائی
    یکی از مسائلی که در محافل حفاری بسیار رایج است و تمام شما نیزچیزهائی در ارتباط با آن شنیده اید یا فیلمهای در ارتباط با آن دیدهایدجسد مومیائی است که ریشه آن در مصر باستان هست و مردم ما به اشتباه فکرمیکنند در ایران هم به وفور یافت میشود ، در صورتی که اینطور نیست.
    در ایران تعداد کمی مومیائی وجود دارد که آن هم متعلق به دوران هخامنشیان هست.
    وقتی ایران مصر را شکست داد و آنجا را به کشور پهناور ایران ضمیمه کرد، دخترانی زیبا از درباریان مصر به ایران آورده شدند و با درباریان ایرانیوصلت کردند که هر کدام از این زنها که میمردند به رسم خودشان در ایرانمومیائی میشدند.
    ولی هیچ پادشاه یا درباریان ایران ِ باستان در اینجا مومیائی نشدند.
    ایرانیان تکنیکی داشتند بسیار پیشرفته تر از مصریان که به آن در اصطلاحامروز شیمیائی میکویند و جنازه کاملا ّ سالم میماند انگار که همین دیروزمرده است و پادشاهان و سرداران و درباریان ایرانی که مرده اند شیمیائیشدند.
    در زمانهای قدیم ایرانیان باستان خاک شناسانی داشتند که از تبحر و علم بالائی برخوردار بودند و خاکهای مناطق مختلف را برسی میکردند.
    همه ما میدانیم که وقتی کسی از دنیا میرود و او را به خاک میسپارند بعد از چند روز چیزی از بدن آن شخص باقی نمی ماند جز استخوان و بهاصطلاح امروزی میگوئیم تجزیه شد. تجزیه شدن کاری است که موجودات در خاکانجام میدهند مثل مورچه یا هر جاندار دیگر که گوشت و کلیه اعضای داخلیانسان را میخورد.
    خاک شناسان ایران باستان توانسته بودند خاکهائی را پیدا کنند که به هیچعنوان موجودات به آن خاکها نزدیک نشوند و به خاطر نوع و جنس خاک از گزندکلیه جانوران در امان باشد. وقتی شخصی را در جائی به خاک می سپردند که خاکآن از این نوع خاص بود ، بدن افراد به هیچ عنوان تجزیه نمی شد و برایهمیشه سالم می ماند که این تکنیک خود نوعی سالم نگه داشتن اجساد بود.
    اگه رفتید جائی حفاری و قبری را شکافتید و به یک چنین مسئله ایبرخوردید نه بترسید نه فکر کنید که حتماّ باید به بار برسید. چون احتمالاوقتی قبر بغل ان را نیز بشکافید به همچین مسئله ای بر می خورید و این بهخاطر خاک آن منطقه می باشد.
    چه بسیار هستند خاک هائی که ظرف چند روز جسد را تجزیه میکنند وخاکهائی که سالها زمان میبرد تا یک جسد کاملا تجزیه شود و خاکهائی کهدانشمندان باستانی ما کشف کردند که جنازه در آن به هیچ عنوان تجزیهنمیشود. و مثل روز اول سالم میماند.
    در ارتباط با اجساد مومیائی مطلبی برایتان بنویسم که اطلاعت شما در رابطه با این مسئله بیشتر شود.
    کلاّ سه کشور در دنیا اجساد را مومیائی میکرد
    ۱- مصر باستان که خود به دو صورت این کار را انجام میداد
    ۲- هند که البته جزئی از ایران بود
    ۳- ایران که در این کار توفقی کسب نکرد و موفق نشد
    در مصر باستان به دو صورت اجساد را مومیائی میکردن اول طبقه مرفه و دومطبقه متوسط. طبقه متوسط را شکمشان را باز میکردن و توی آن را خالی میکردندو در سر سوراخی درست میکردند و مغز را از آن در می آوردند و جسد رامومیائی میکردند. ولی طبقه اشراف و پول دار به این صورت بود که کلیه اعضایداخلی بدن را از معقد در میآوردند و مغز را از بینی و بعد جنازه را شش ماهدر آب نمک می گذاشتند و چربی های آن را کاملا آب می کردند و سپس جسد رامومیائی میکردند. در کنار اجساد مومیائی مصری کنیزان و نوکران و سگ و گربهخانگی و هر چیزی که صاحب جسد به آن تعلق خاطری داشت را با جسد مومیائی ودفن میکردند که در زندگی پس از مرگ مشکلی نداشته باشد.
    هندی ها نیز اجساد را مومیائی میکردند ولی به دلیل مصرف ادویه فراوان در هند اجساد مومیائی شده کیفیت مطلوبی ندارند.
    در ایران به علت نبودن آن نمک خاص و گیاهان خاص برای مومیائی کردناجساد موفقیتی حاصل نشد و ایرانیان به تکنیک شیمیائی کردن اجساد پرداختندکه اجساد بسیار سالم تر از مومیائی میماند. ( تقریباّ کاملاّ سالم و مثلروز اول)
    وقتی یک جسد را شیمیائی میکنند سالها مو و ناخن های دست و پا رشد میکنند تا به نقطۀ ایست رشد برسند.
    شمیائی کردن اجساد به این روش بود که در آن زمان ایرانیان باستانرادیواکتیو را شناخته بودند و با استفاده از سنگ رادیو اگتیو که آن را بهصورت پودر در می آوردند و روی جسد می پاشیدند و جیوۀ سرخی که دانشمندان آنزمان توانسته بودند تولید کنند به شیمیائی کردن اجساد می پرداختند . فکر کنم این توضیحات در مود اجساد مومیائی و شیمیائی و خاکهای شناخته شده که اجساد را کاملاّ سالم نگه میدارد کافی باشد.

********************************

    اکسیر

    اکسیر را دانشمندان یونانی و دانشمندان ایرانی ساختند و نوعی دارو محسوب می شد که البته در دسترس کلیه مردم وجود نداشت.اکسیر بیشتر از گیاهان و گاهی اوقات چیزهائی از حیوانات هم به آن اضافه می شده است.
    اکسیر به صورت دو قلو هستیعنی نر و ماده دارد و هر کدام به تنهائی به هیچ دردی نمی خورند و باید بافرمول دقیق با هم مخلوط شوند تا کارایی داشته باشند.
    اکسیر اکثرا در شیشه هست ودرب آن با ساروج پلمپ گردیده است و اگر کسی آگاهی نداشته باشد و درب آن راباز کند ظرف چند دقیقه فاسد می شود. و کسی می تواند از آن استفاده کند کهعلم مصرف آن را داشته باشد.
    هر نوع از اکسیر فقط برایدرمان امراض خود ساخته شده است و هیچکدام بدرد کاری جز فرمول خود نمیخورد. مثلا وقتی شما اکسیر دندان دارید و بعد از صد سال دندانهایتان ریختهاست می توانید با مصرف آن دوباره دندان در بیاورید و سالهای زیاد بادندانهای جدید زندگی کنید.
    اکسیر اعظم بزرگترین یافتهدانشمندان آن زمان بود که با داشتن آن میتوان هیچ وقت به مرگ طبیعی یامریضی فکر نکرد چون با استفاده از آن انسان نه مریض میشود نه میمیرد.
    افراد زیادی اکسیر اعظم راخوردند و عمری طولانی پیدا کردند مانند نمرود که ششصد سال عمر کرد و باعثمرگش نیز خودش شد وگرنه خیلی بیشتر از اینها عمر میکرد.
    اینطور نیست که فکر کنیم هر کسی اکسیر دارد عمر جاودان میکند ، بلکه تا وقتی که اکسیر برای خوردن دارد مرگ به سراغش نمیآید.
    بعضی وقتها میبینیم یامیشنویم که در یک دهات مردی یا زنی عمرش به صدو پنجاه سال رسید یا بیشتر. همه به اشتباه میگویند که چون در دهات و جای خوش آب و هوا هست و چیزهایطبیعی می خورد اینچنین عمری طولانی دارد ولی تا به حال کسی پرسیده است کهچرا بقیه اهالی آن دهات یک چنین عمری ندارند؟؟
    دلیل عمر طولانی آن مرد خوبی آب و هوا یا خوردن چیزهای سالم و مقوی نیست.
    این مرد نا خواسته و بدوناینکه خود بداند یکی از مواد تشکیل دهنده اکسیر را خورده است. شاید در کوهیا بیابان نوعی علف که حتی خود نفهمیده که این گیاه در میان ناهار یاعصرانه آن مرد بوده است. و به این صورت عمری طولانی یافته است.
    مقدار اکسیر بسیار محدود استو تعداد انگشت شماری از دانشمندان قدیم موفق به ساخت آن شده اند. یکی ازاین دانشمندان بزرگ سندوس طبیب بود که در دربار اردشیر دراز دست خدمتمیکرد و روایت است که هنوز زنده است و پس از فرار از دربار اردشیر در جاییبدون اینکه کسی او را بسناسد مشعول زندگی شد.
    خیلی ها سعی کردند اکسیرتقلبی را در بازار های حفاری بفروش برسانند ولی بر عکس این که همه فکرمیکنند شناخت اکسیر تقلبی بسیار سخت است و می توانند از این را شیادی کنندو مردم را گول بزنند ، شناخت اکسیر اصل بسیار راحت است و اگر راهش را بلدباشی و کور هم باشی میتوانی تشخیص بدهی که این اصل است یا تقلبی.
    بعضی ها می گویند که اگراکسیر وجود داشته باشد بعد از کشف آن می توان در آزمایشگاهای مجهز از رویآن ساخت و دیگر مرگ معنی ندارد. در صورتی که اینطور نیست ، همه ما میدانیمکه در طول زمان بسیاری از حیوانات و گیاهان که در گذشته وجود داشته انددرگر وجود ندارند و نسل آنها از بین رفته است. پس شاید بتوان اکسیر راتفکیک کرد و مواد تشکیل دهنده آن را شناخت که تازه این هم امکان ندارد ولیبفرض این که بشود باید دید آیا این گیاهان هنوز هم وجود خارجی دارند یا ازبین رفته اند؟ (خدا میداند).

********************************
ساروج
در زمانهای قدیم که چیزی بهنام بتون وجود نداشت ، برای ساختن جاهای مستحکم از موادی به نام ساروجاستفاده می شد. امروزه به اشتباه مردم فکر میکنند که ساروج برای نگهداریعتیقه بوده است در صورتی که اینطور نیست.
ساروج برای پل سازی ، ساخت قلعه های محکم ، سد سازی ، و راه برای آب و نگهداری عتیقه و بسیاری از این مواری استفاده می شده است.
ساروج انواع مختلف دارد کهمحکمترین آن به ترتیب از ساروج سیاه شروع میشود و بعد از آن ساروج سفید وساروج طوسی و ساروج کرم است. بعضی از ساروجها با موادی بنام سیلکس و بعضیبا سرب و مس ذوب شده درست می شدند. اینها استقامت ساروج و محکمی آن رابالا میبرد.
در ساروجهایی که برای جلوگیریاز نفوذ آب ساخته میشد از پشم شتر و موی بز استفاده میشد که ساروج را برایجلوگیری از نفوذ آب مستحکم میکرد.
تا چند سال پیش شصدو دو نوعساروج شناخته شده است که از این تعداد پنجاه و یک نوع آن بدون اموال (زیرخاکی) میباشد و از باقیمانده انواع ساروج همه دارای طلا نمیباشد. درحفاریهای انجام شده اکثرا از سه نوع ساروج بار طلا بیرون آمده است والباقی دارای نقره و مفرق و اجناس دیگر بوده اند.
کلیه ساروجها از مواد اصلی زیر درست شده اند.
شن و ماسه ، آهک و سفیده تخم مرغ
مواد دیگری هم به انواع ساروج اضافه میشد که در بالا نام بردیم.
طریقه خرد کردن هرکدام از اینساروجها متفاوت است ولی به طور کلی میتوان آنها را خرد کرد و از بین برد. برای مثال یک الماس را فزض کنید که میخواهید آن را خرد کنید. اگر با پتکهم روی آن بزنید خرد نمیشود ولی اگر بدانید که ضربه را به کجای الماس واردکنید به راحتی خرد میشود و به قطعات کوچک تقسیم میشود. ساروج هم مانندهمین الماس است ، اگر مواد آن در دسترس نباشد باید بدانید که از کجا شروعبه شکستن آن بکنید تا بهتر نتیجه بگیرید.
برای ساخت مواد جهت خرد کردنساروج باید نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد برای آن نمونه ساخته شودیا اینکه بدانید ساروج شما از چه نوعی است.
از بین بردن ساروجهایی که بهصورت عمودی میباشد با استفاده از مواد بسیار سخت تر است ولی نشدنی نیست. اول باید دور جایی را که میخواهیم مواد بریزیم با خمیر گرفته و آن راکاملا آبندی کنیم و بعد از مواد ساروج استفاده کنیم.
حالا که بحث ساروج را تمام کردیم چند خط هم در مورد سنگ برایتان بگویم.
سنگ را نیز اگر از نقطه ضعیفآن کار کنیم به راحتی شکسته میشود و میتوان سنگهای چند تنی را خرد کرد ولیاگر به پست سنگی خوردید که هم قطر داشت هم رگه نداشت که بتوان با قلم وچکش خردش کرد ، باید به روش زیر عمل کنیم.
چند سوراخ در یک امتداد و بهفاصله های مشخص در سنگ ایجاد میکنید و در داخل آنها موادی به نام کترامیریزیم (نوع ایرانی آن بهتر از نوع خارجی آن عمل میکند) و بعد با چوبسوراخها را کاملا از نفوذ هوا میپوشانیم و محکم میکنیم. از بست و چهارساعت تا چهل و هشت ساعت بعد کترا در داخل سوراخ حجم میگیرد و باعث ترکخوردن سنگ میشود و سنگ را خرد میکند.
این مطلب در همینجا به پایان رسید اگه مشکلی داشتید با من در میان بگذارید.
********************************

    طِلِسم
    نوشته‌ای از کلمات و اشکال و ارقام و جداول است که دعانویسان وجادوگران و فال‌بینان، بسته به میزان ماندگاری مورد نظرشان، روی کاغذ وتکه فلز و پوست و حیوانات نقش می‌کنند. تفاوت مهم میان دعا و طلسم این استکه دعا را به زبان مرسوم و کامل می‌نویسند، ولی در طلسم کلماتی از دعا رابا حروف لایقرایی، خط و نقطه و حروف شکلی می‌نویسند[۱] و به همین دلیل فهمنوشته‌های روی آن برای عوام ممکن نیست.[۲] پاره‌ای بر این باورند که اینطلسم بر پایه دعایی که هنگام ساخت آن خوانده شده یا روی آن نوشته شده باشددارای اثر و توانایی خواهد بود. این واژه از فارسی به دیگر زبان‌ها چونعربی (در عربی طِلَسم و جمعش طلاسم) و انگلیسی (در انگلیسی talisman) راهیافته است.

********************************
طلسمات و تله ها

طلسم به معنای توهم هست که اگر بتوانی بر آن قالب شوی ، موفق می شوی و اگر نتوانی بر آن قالب شوی ضربه میخوری.
طلسم به دو قسمت کلی تقسیم میشود:
۱-طلسمات قبل از اسلام
۲-طلسمات بعد از اسلام

طلسمات قبل از اسلام مانند:
طلسم آتش ، طلسم باد ، طلسم آب ، طلسم رعد و برق ، طلسم اژدها و طلسم شیطان که طلسم شیطان از سخترین طلسمات است و هر کسی نمیتواند به راحتی بر آن غالب شود. طلسمات بعد از اسلام که طلسم مورچه و طلسم رتیل ، طلسم عقرب ، طلسم مار ، طلسم جن تعدادی از آنها هست. بغیر از طلسم شیطان و طلسم اژدها راه گشایی در بقیه طلسمات بسیار ساده است و فقط این دو طلسم خیلی سنگین هست و طلسم شیطان بسیار خطرناک.
کلیه طلسمات شرایطی دارد که با آنها باطل میشود و با دانستن این شرایط کار بسیار آسان میشود.
طلسمهای قبل از اسلام را میتوان با مسائل بعد از اسلام نیز باطل کرد.
بطور مثال بسیاری از طلسمات با ده قاف یا چهل کاف یا شصد قاف باطل میشود.
برای طلسمات دو تا مثال میزنم که بدانیم اصلا با طلسم روبرو شدیم یا نه.
فرض میکنیم در جائی کار مکنیم که به آب خوردیم و کار مشکل میشود.
اگر در آّب رفتیم و بیرون آمدیم و دیدیم خشک هستیم این طلسم است و اگر بیرون آمدیم و خیس بودیم این طلسم نیست بلکه به آب واقعی خوردیم یا در جائی که احساس میکنیم طلسم مار دارد باید یکی از مارها رو بگیریم اگر از دستمان رد شد و نتوانستیم آن را بگیریم طلسم است و اگر توانستیم آن را بگیریم ، این دیگر طلسم نیست.
خوب حالا یک پیش زمینه ای هم در مورد تله ها برای شما بگم.
تله نیز به دو دسته تقسیم میشود.
تله هایی که به آنها بار میدهیم تا عمل کنند و تله هایی که ار آنها بار میگیریم تا عمل کنند.
که هر دو به صورت مکانیکی عمل میکنند.
هر کدام از این دو نوع تله خود به انواع گوناگون تقسیم میشوند که کار کرد همه آنها به همین شکل است.
برای این مبحث بیشتر از این توضیح نمیدم چون خودش یک دنیایی است و می توان چندین کتاب در مورد آن نوشت.
********************************
پوست وانواع نوشته ها و نسخه ها
گنج نامه ها اکثرا روی سنگ است و بعد از آن به ترتیب روی پوست آهو و پوست گاو و گنج نامه های مهم که درباری بوده است بعد از سنگ بیشتر روی پوست کرگدن میباشد. ولی اکثر گنج نامه ها روی سنگ یشم حکاکی میشده است.
بیشتر نوشته های روی پوست را داغ میکردند و جوهر های مخصوصی بود که قابل شستشو بود و آب آنها را از بین نمیبرد که اکثر نوشته های روی پوست با این جوهر نوشته میشده است.
بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.
اکثر نوشته های روی پوست با خون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست و جزو طلسمات محسوب میشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است.
پس این مورد رو اشتباه نکنیم.
پوستها در زمان خود دباغی میشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روعن به آنها میخورده است که عمر پوست رو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جای مناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.
پوستها را اکثرا در جای خشک یا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوای کمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود.
ولی باز هم مگویم که هشتاد درصد گنج نامه ها روی سنگ نوشته میسده است.
********************************

    پلها
    در ایران پلهای بسیاری از نظر تاریخی وجود دارد و این هنر از دیر باز در ایران بوده است. ولی مطلبی که در مورد پلها با موضوع وبلاگ ما سنخیت دارد تعداد این پلها را محدود میکند.

    تمام پلهای ایران دارای دفینه نیستند و فقط پلهای مربوط به یک زمان خاص دارای دفینه هستند.در زمان صفویه برای همه کاروان سرا ها و پلهای ساخته شده چند خمر سکه دفن می شد.

    پادشاهان این دوران برای اینکه آبادانی مملکت عقب نیفتد و بر اثر حوادث راهها مصدود نشود یا کاروان سرا ها خراب نشود حجمی از طلا را در جایی مشخص در پل یا کاروانسرا میگذاشتند که در صورت نیاز برای مکانهای گفته شده خرج شود و برای همین است که تمام پل ها و کاروان سراهای دوران صفوی اموال دارد. البته در این جاها حفاری بسیار شده است و خیلی از آنها از بین رفته است ولی این را گفتم که در پلهای دیگر و کاروان سراهای دیگر دنبال دفینه نگردید.

********************************

    علامت صلیب

    بیشتر ما این علامت را درقبرستان مسیحیان میبینیم .میگویندکه در دوران مسیحیت این علامت استفاده شده حدود۲۰۰۰ سال پیش اما گاهاجاهایی را ما میبینیم که تا ۳۰۰۰ سال قدمت دارند و علامتی بشکل+ مشاهدهمیشود واین یعنی …
    اما در مکانهای پربار هم این علامت به کار برده شده.
    در تفسیر این علامت خیلی باید دقت کرد < چون مهم این است تشخیص دهیم این علامت به مال تعلق دارد یا نشان سنگ مزاراست>
    گاهی به معنی اشاره به جای دیگر است: یعنی هر ۴ ساق صلیب را اندازه بگیر هر کدام که بزرگتر بود به آن طرف برو.
    گاهی آن ساق که کوچکتر است مسیر را نشان میدهد.
    اگر هر ۴ ساق هم اندازه بود به همانجا اشاره دارد.
    خیلی باید دقت کرد .
    باید یک کارشناس حتما در کنارتان باشد.
    صلیبها به شکلهای خیلی متنوعی طراحی شده اند.
    در آذربایجان این صلیبها از دوران بیزانس به یادگار مانده اند.
    صلیبها گاهی درکنارشان علامت دومی هم دارند مثل یک+ یا o
    که به مامقیاس میدهند.
    به سر خاچ باید دقت کنید که بسته باشد.
    اگه خاچ ما تکی بود درست است ۱-۳-۵-۷-۱۱
    بهدنبال مزار باشید.

********************************
موکل در حفاری

بخونید تا تو حفاری گمراه نشوید….

اول یک مطلب رو بگم: داشته های هر کسی چه از نظر مالی چه از نظر فکری نشان دهنده تلاش اون شخص در زمینه ای که فعالیت کرده است هست. بگذریم از کسانی که یک شبه پول دار میشن و یا شانس دارند و یا خداوند به آنها عنایت میکند ولی در کل جامعه یک شبه پول دار شدن یا یک شبه عالم شدن به غیر از تقدیر خدا مرسوم نیست.

بعضی از حفار ها هر وقت میخوان به حفاری بروند شخصی رو که موکل دارد و بگفته خودش میتونه زیر زمین رو ببینه (کار دستگاه رو انجام بده) و طلسمات و تله ها رو باطل کنه رو به دنبال خودشون میبرند. و شروع به حفاری میکنند. اون پیر میاد و عین نسخه شما رو در زیر زمین براتون تشریح میکنه بصورتی که باور میکنید که چه چیزی دیده است. حتی تا چین های دامن مجسمه و تعداد مروارید های گردنشو میشمره و بهتون میگه.
اون پیر دروغ نمیگه. با احضار میتوان این کار رو کرد.
کسانی که موکلین قوی دارند و زحمات بسیاری در این راه کشیدند میتونند حتی زیر زمین رو توسط موکلشون ببینند و تشریح کنند ولی هیچ وقت انسانهای موفقی در این کار نیستند.
روایات میگن وقتی جنسی یکصد سال در زیر زمین بماند این جنس جزو مهریه عجاین هست. و شما بمن بگوئید کی مهریشو دو دستی تقدیم من و شما میکند؟
تا وقتی که شما عجاین رو آگاه نکنید میتونید این جنس را بردارید (بدزدید) ولی وقتی رو یک کاری احضار زده بشه و عجاین آگاه بشن دیگه شما صاحب هیچ چیزی نیستید.
تعداد کسانی که با موکل بار از زیر زمین بیرون آورده اند به تعداد انگشتان دست است و اینها انسانهائی شناخته شده بودند که این کار را هم برای خودشان انجام نداده اند و فکر مال دنیا نبوده اند و اون نیز به دستور خداوند انجام شده است.
نه من و شما که فکر پر کردن جیبمون هستیم.
هیچ وقت اگر میخواهید در حفاری موفق شوید علم رو کنار نگذارید و به چیزهائی مانند جادو و موکل بپردازید ، چون نه تنها موفق نمیشید بلکه ضربه هم میبینید.
اگر کسی رو پیدا کردید که با موکل باری از زیر زمین بیرون آورد آدرس بدید که من هم دستش رو ماچ کنم و هم مرید اون بشم.
حالا یکی از دلائلی که نمیتوان با موکل موفق بود آگاه شدن عجاین هست که اجازه نمیدهند دفینه را جا به جا کنید.
دومین مطلب در مورد موکل.
ما موکل رو به دو قسمت کلی تقسیم میکنیم .

اول عنایتی و دوم بدست آوردنی.

موکل عنایتیموکلینی هستند که کلامشان از کسی به شخص دیگر داده میشود یا به صورتهای دیگر به یک فردی این موکل عنایت میشود.
با موکلی که به کسی عنایت شود شاید (شاید) بتوان دفینه ای رو از زیر خاک بیرون آورد که اون هم مطمئن باشید برای موکل نیست و برای این هست که خداوند در بین بندگانش به شما با دیدی متفاوت نگاه میکند و در درگاه او عزیز تر از دیگران هستید. چه بسا اگه موکل هم نداشتید دفینه ای در طالع شما نوشته شده بود.و این کار هم اگر اتفاق بیفتد فقط یک بار است در زندگی شخصی که به آن عنایت شده است.

قسمت دوم موکلینی هست که با چله نشینی های فراوان بدست میآورید ، یعنی تلاشی برای بدست آوردن موکل میکنید.
اول این رو اضافه کنم که در این کار شما میخواهی جنی رو به زور دعا به اسارت بگیرید. و هیچ کس دوست نداره به اسارت بره مگر اینکه مجبور بشه و اسیر هر جائی که بتونه ضربه ای وارد کنه این کار رو خواهد کرد.
شرایط چله نشینی بسیار سخت است. چیزی که در مردم باب هست میگویند تمام اعضا و جوارح بدن باید چله باشند که البته شرایط چله نشینی از این حرفها بسیار سخت تر است (در عمل) ولی معنی آن بسیار ساده ، چله نشینی یعنی چه؟ یعنی ریاضت کشیدن. چطور ممکنه که شما چله بشیندی و ریاضت ها بکشید تا موکلی رو بدست بیارید برای پول دار شدن یا باری رو از زیر خاک بیرون کشیدن یا قدرتمند شدن؟ اینها با هم منافات داره کسی که چله نشینی میکنه دیگه دنبال مال دنیا نیست. کسی که چله نشینی میکنه پول و قدرت براش معنی نداره.

برای همین هست که میگم با موکل نمیتوان موفق شد. چون از بنیان تا انتها با مال دنیا منافات داره.
گوش به حرف مردم ندید و اگه کاری برای حفاری دارید با موکل خرابش نکنید.
هیچ چیزی در دنیا جای علم رو نمیگیره و کسانی که میخوان موفق بشن باید با علم دنیا به مال دنیا برسند.
پیر ما یک لشکر موکل داشت که هر چیزی میخواست براش فراهم بود و فقط یک بار با موکلی که به خودش عنایت شده بود توانست موفق شود و پس از چند سال زندگی دنیائی خودش رو به باد داد برای اینکه میخواست به ته این قضیه برسه و بعد هم که به انتهای قضیه رسید، پوسید و گذاشت کنار.
اگه خواستید عمرتون رو تو این راه تلف کنید یک نگاهی به دعا نویسان محلتون بندازید که تازه اینها زرنگاشن که سر مردم رو کلاه میزارن و زندگی خودشون رو میگذرونند.
هیچ وقت فکر نکنید که شما میتونید در این را از طریق اکتسابی به جائی برسید که امکان پذیر نمیباشد.
آخر کار تمام کسانی که میخواهند علم علوم غریبه رو کسب کنند دعا نویسی هست.
اگه خداوند بهت عنایت کرد برو دنبالش ، اگه نه ببوسش و بگذارش کنار.
کلمه عنایت رو هم براتون یک مثال بزنم.
نشونه بارز عنایت پرفسور میرزائی هست که رفت شاولین کنگ فو یاد بگیره و به شائولین راهش ندادند و دو روز جلوی درب شائولین زیر بارون نشست و وقتی برگشت ایران قوی ترین سبک کنگ فو جهان رو به نام کنگ فو توا نوشت و به علوم غریبه کاملا واقف شد. این یعنی عنایت.
کلام آخر رو بگم : با موکل نه موفق میشید نه نتیجه میگیرید. دوزار پول خرج کنید و یک دستگاه حرکت دهیدی تا نتیجه بگیرید. من امتحان کردم . با کسی که واقعا میتونست زیر زمین رو تشریح کنه ولی دریغ از یک سکه مسی بی ارزش. که بشه با موکل در آورد.
********************************

    گنج یابی

    پولدار شدن یک شبه آرزوی هر کسی است. خاصه آنکه در جایی زندگی کنیم که گنج زیر پای هر کسی نهفته باشد.
    ایران مهد گنجهای زیرخاکی است. از آثار عتیقه گرفته تا پولهای طلا و نقره نهفته شده در کوزه ها.

    آثار باستانی در گذشته به کام فرنگیها بود و پولهای کوزه به کام مردم طالب ثروت.
    زمانی که اروپاییان پی به قدمت منطقه خاورمیانه و شرق و غرب بین النهرین بردند، وسوسه کشف آثار باستانی گریبان آنها را گرفت.
    میسیونهای مذهبی و نظامیان اروپایی مأمور در ایران از اولین گروههایی بودند که به این امر علاقه نشان دادند.
    کاوشهای باستانشناس و دانشمند انگلیسی- لوفتوس- در اواسط قرن نوزدهم در شهر باستانی شوش، شامه تیز فرانسویان را تحریک کرد.
    فرانسویان علاقه مند و آشنا به تمدن ایران، هیئتهای مختلفی را گسیل کردند. از شانس آنان دوره، دوره اعطای امتیازنامه یا عصر امتیازات بود و ناصرالدین شاه سردمدار آن.
    فرانسویان با دادن پشیزی در سال ۱۳۰۲ق «امتیاز انحصار اکتشاف آثار قدیم در تمام نقاط ایران» را به دولت دادند.
    شیرین تر از این نمی شد، کل ممالک محروسه چندین برابر خاک فرانسه بود. ناصرالدین شاه در واقع گوشت را به گربه سپرده بود.
    ناصرالدین شاه که به نظر تیزهوش می آمد چونان مردمان حریص بردن هر گونه اثر قدیمی از سنگ و چوب باستانی را مجاز شمرد مگر آنکه از طلا و نقره باشد. از دیدگاه وی طلا و نقره ارزش داشت نه سنگ نبشته حمورابی را که دُر یکتای شوش بود.
    فرانسویان با کمال میل این شرط ساده لوحانه را پذیرفتند. در سال ۱۲۹۹ مدرسه لوور پاریس تأسیس شده بود که با امضای این قرارداد در ۱۳۰۲ق شعبه مطالعات فرهنگ ایران آن نیز گشایش یافت و بسیاری از آثار باستانی ایران به این شعبه منتقل شد و دریایی از تمدن ایرانی در آن موج می زند و اکنون نیز غنی تر از موزه های ایرانی است.
    خروج بی حساب بسته ها و صندوقهای مالامال از آثار عتیقه که ارزنده تر از طلای ناب بودند از زمان ناصرالدین شاه معمول شد و حتی در سالهای ابتدایی دوران پهلوی نیز ادامه داشت.
    مردم عادی در خرابه ها فقط دنبال طلا بودند. و هر از چندی راپورتچی ها، گزارشی از پیدا شدن دفینه ای در شهری دادند. کوزه سکه ای که صاحبان آن از ترس دزد و مأمور حکومتی در حیاط خانه یا دیوار دفن می کردند و چون فقط خود خبر داشتند با مرگ ناگهانی، خاطره آن را نیز در دل خاک می نهادند. و سرانجام با خراب شدن آن خانه و بنا و یا کند و کاو آدمی علاقه مند محتوای دفینه کشف می شد.

********************************
مهره مار چیست ؟

وقتی یک مار نر و یک مار ماده با هم جفت گیری میکنند ، هر کدام یک مهره میاندازند که به آن مهره مار میگویند.
مهره مار از پشت کردن مار نر و ماده افتاده میشود. وقتی این دو مهره را در زیر پوست دست چپ و راست فردی بگذارند میتوان از جمله طرف مهره مار داره استفاده کرد.
وقتی مهره ها گذاشته میشود دستها کمی عفونت میکند و چند روز بعد مهره ها آب میشود و عفونت دست خوب میشود و شخص مانند کذشته خود میشود با این فرق که الان همه دوستش دارن ، بهش احترام میگذارند ، توجه خاصی به او میشود ، هر چیزی که بخواهد فراهم میشود ، هر مطلبی که بگوید گوش میشود و انجام میشود و خلاصه هزار خاصیت دیکر دارد.
برای زنهائی که مهره مار دارند و مرد هائی که مهره مار دارند اسیر کردن هیچ دلی هیچ مشکلی ندارد و فقط کافیست دهن باز کنند و یک کلام بگویند.
خیلی از مردم به اشتباه فکر میکنند و میگویند وقتی که دو مار با هم جفت گیری میکنند دو مهره مارها روی هم میافتد و این دو مهره همان مهره مار است و مار را برای بدست آوردن این دو مهره میکشند که این درست نیست و مهره مار همانی است که من گفتم.
اگر مهره مار واقعی پیدا شود قیمت آن در حدود چهل میلیون تومان است.
همیشه توجه داشته باشید که مهره هائی عمل میکنند که از دو ماری که با هم جفت گیری کرده اند بدست آید. بفرض اگر شما وارد مکانی شوید که جای جفت گیری مارها بوده است مهره مار بسیار است ولی نمیتوان تشخیص داد که کدام اینها با هم جفت است. پس باید هنگام جفت گیری مار حضور داشته باشید و دو مهره را بردارید.
مهره مار به تنهائی کاری انجام نمیدهد و باید به آن ذکری خوانده شود که البته بسیار ساده است و وقتی این مهره ها را داشته باشید خیلی ها میتوانند روی آن ذکر بخوانند.
********************************

    مقدماتی بر باستانشناسی و کشف دفینه ها :
    حالا ببینیم چه زمینه هائی برای موفقیت باید فراهم باشه:
    ۱- اولاینکه آدمهای ورشکسته و گرفتار نمی تونند تو این کار موفق باشن ، شما وقتی میخواهی بری دنبال یک ثروت باد آوردۀ چند میلیاردی باید توان هزینه های کار را داشته باشی.
    ۲- دوماینکه این کار عجله بر نمیداره و باید صبور بود ممکنه آدم انقدر خوش شانس باشه که همون بار اول به نتیجه برسه و ممکنه این کار سالها طول بکشه.
    ایران یکی از پر بار ترین مناطق جهان است از نظر اشیاء قیمتی.
    آمار نشون میده که بعد از ۲۵۰۰ سال حفاری در این مملکت هنوز یکصد و هفتاد هزار تن طلا در ایران مدفون هست که هفتاد هزار تن آن در اصفهان و شیراز میباشد.
    که البته ممکن هست آمار کلی از این هم فراتر باشه.
    جاهای پر بار ایران پس از اصفهان و شیراز عبارت است از:
    شمال ایران استان گیلان و مازندران ، استان لرستان ، استان کردستان و استان تهران و آذربایجان شرقی و غربی .
    البته این به این منظور نیست که در جاهای دیگر ایران اشیاء عتیقه وجود ندارد ولی به مراتب کمتر از این مکانها هست.
    در اکثر مناطق ایران حفاری به صورت گسترده انجام شده و خیلی از نشونه ها و علائم از بین رفته است ولی اگر شما یک حفار خوب باشید همیشه می توانید از کوچکترین علائم بزرگترین نتیجه ها رو بگیرید و خود را به هدف نزدیک کنید.
    جاهائی که رفت و آمد سهل هست و کار حفاری انجام دادن راحت ، اکثرا بارهایشان رفته است و جاهائی که کار کردن سخت و راه آن بسیار سخت و خطر ناک هست از نظر حفاری به مراتب سالم تر مانده و کمتر از جاهای دیگر دست خورده و بار آنها کمتر رفته است.
    به همین دلیل استان لرستان و کردستان که هم خطر ناک هست هم کوهستانی از نقاط درگر سالم تر مانده.
    کتابی به دستم رسیده به نام آثار عجم که مختص جاهای تاریخی شیراز هست. از این کتاب دو جلد به صورت سنگی به چاپ رسیده است که یکی از آن در موزه پاریس و دیگری به رسم امانت نزد من میباشد. این کتاب به هیچ عنوان غیر قانونی نیست و نگهداری آن آزاد است و جزو باستان شناسی محسوب نمیشود. ولی به علت اینکه فقط دو جلد از آن به چاپ رسیده است بسیار ارزشمند هست. در این کتاب کلیه مناطق باستانی و دارای دفینه شیراز نام برده شده است که ممکن است بعیر از تخت جمشید و پاسارگاد بقیه مناطق برای شما نا آشنا باشد. سعی میکنم چند صفحه از این کتاب رو در این وبلاگ بگذارم و سعی مکنم جاهای ارزنده اون رو بنویسم. زحمت کشیدن و به نتیجه رسیدن گردن دوستان عزیز.
    منتظر آثار عجم باشید.

********************************

    مقدمه سنگهای قیمتی
    سنگهای قیمتی انواع مختلف دارند.
    گاهی اوقات بعضی از سنگهای بسیار با ارزش در طبیعت معادل کم ارزش هم دارند و وقتی افراد نا آگاه که در شناخت سنگ تبحری ندارند به آنها نگاه میکنند به اشتباه سنگ کم ارزش را با سنگ قیمتی اشتباه میگیرند.
    شیادان و افرادی سود جو از همین مسئله استفاده میکنند و با آن مردم را گول میزنند.
    رشته جواهر شناسی شاخه ای مجزا از باستان شناسی میباشد و علم مربوط به خودش را دارد و بنده نیز اطلاعات کاملی از آن ندارم و ممکن است اشتباه کنم.
    به هر حال اگه اشتباهی بود یا کم و کاستی داشت به بزرگی خودتون و بی سوادی من ببخشید.
    این مطلب را نوشتم تا بتونید سنگهای نزذیک به سنگهای قیمتی را بشناسید و بدونید که چه سنگهائی نزذیک به رنگ و شکل سنگهای قیمتی هست.
    جواهرات و سنگها
    سنگ تورمالین : سنگی متبلور به رنگهای زرد ، سرخ ، بنفش که معادن آن در برزیل و برمه و آمریکا و سیبری وجود دارد
    سنگ دُر دُر بر دو شکل کلی هست. کوهی و بیابانی و بشکل و رنگ بلور میباشد که دارای تللول میباشد و مروارید یکتا در صدف را هم دُر میگویند
    سنگ زمرد یکی از اقسام آلومین به رنگ سبز که از سنگهای قدیمی هست و هر چه پر رنگ تر باشد گرانبها تر است
    الماس یکی از سنگهای گرانبها که عبارت است از کربن خالص متبلور و در هندوستان ، برزیل ، آفریقا و برخی از کشورهای دیگر بشکل کریستال در کانها پیدا میشود گاهی بی رنگ و گاهی در رنگهای سبز ، سرخ ، آبی ، صورتی ، و سیاه یافت میشود. نوع بی رنگ آن در ردیف سنگهای گرانبها هست و فراوانتر از رنگهای دیگر میباشد ولی کلیه رنگهای آن گرانبها هستند. الماس هر چه درشت تر و پاک تر باشد گرانبها تر است. الماس همه اجسام را مخطط میکند و فقط با گرده های مخصوص خود صیقلی می شود. نوع صنعتی آن در شیشه بری به کار میرود.
    یاقوت نوعی سنگ گرانبها هست که از معدن به دست می آید به رنگ سرخ ، زرد ، کبود ، سبز و سفید. نوع سرخ و شفاف آن بعد از الماس از بهترین سنگهای موجود میباشد و هر چه بزرگتر و خوش رنگ تر باشد گرانبها تر است در فارسی قدیم به آن یاکند هم میگفتند یواقیت جمع یاقوت است. رمانی= یاقوت درشت و سرخ رنگ شبیه انار یاقوت خام کنایه از لب معشوق می باشد.
    زبرجد یک قسم آلومین رنگین مانند زمرد به رنگ زرد یا سبز که از سنگهای قدیمی است و در جواهر سازی بکار میرود و مشهور ترین آن سبز رنگ است در آمریکا و برزیل و استرالیا و روسیه یافت میشود
    لعل یکی از سنگهای قیمتی به رنگ سرخ مانند یاقوت یک قسم آلومین رنگین است و در طبیعت پیدا میشود لعل بدخشان یکی از معروفترین آنها میباشد
    کهربا صمغ برخی از درختان نوع سرو و کاج که از منۀ قدیمه تولید و مانند سنگ سفت و سخت شده و به رنگهای مختلف زرد و سرخ و سفید است و بر اثر مالش خاصیت الکتریسیته پیدا میکند و در ۲۷۸ درجه حرارت ذوب میشود و سپس به شکل تیره رنگی میسوزد و در آب و الکل و جوهر سقز حل میشود. یکی از اقسام لینیت زغالی است سخت و براق و به خوبی جلا و صیقل پیدا میکند و در جواهر سازی بکار می رود
    عقیق یک قسم کوارنز بی شکل به رنگهای مختلف است. نوع مرغوب آن به رنگ سرخ یا آلبالوئی است و مانند سنگهای قیمتی در زینت بکار میرود نوعی از آن که در یمن به دست می آید و سرخ رنگ است معروف به عقیق یمنی یا یمانی است که بیشتر نگین انگشتر میشود و واحدش عقیقه است
    فیروزه یکی از سنگهای قیمتی به رنگهای آبی آسمانی که از معدن استخراج میشود و بیشتر نگین انگشتر از آن به دست می آید و در نیشابور و کرمان و فارس و آذربایجان به دست می آید. بهترین آن از معدنی از نیشابور به دست میآید و آن را فیروزه بواسحاقی میگویند.
    یشم سنگی است شبیه عقیق یا زبر جد به رنگهای مختلف کبود ، سبز تیره و رنگ صابونی آن نیز یافت میشود.
    لاجورد از سنگهای معدنی به رنگ آسمانی یا آبی پر رنگ که سائئده شده آن در نقاشی به کار میرود و در طب قدیم نیز کار برد داشته است. به عربی به آن لازورد میگویند.
    مردار سنگ لیتارژ ، جوهر سرب ، جسمی است به رنگ سرخ یا زرد بیستر از سرب و قلعی گرفته میشود برای ساختن مرهم بکار میرود و به آن سنگ مردار هم گفته میشود.
    مروارید گوهری است سفید و درخشان که در داخل صدف رشد میکند. وقتی ذره شنی بین صدف و جبه او قرار می گیرد جانور کم کم ماده آهکی بدور آن ذره ترشح میکند و رفته رفته مروارید ساخته میشود. درشتی آن به اندازه دانه خنثی شروع میشود و تا اندازه تخم کبوتر آن وجود دارد و در خلیج فارس و اقیانوس هند صید میشود.

********************************

    زبانهاي ايران باستان
    در پنج هزار سال پيش از ميلاد در منطقه اي ميان روسيه در شرق رود دنيپر و شمال قفقاز و غرب كوهاي اورال قومي زندگي ميكرد كه فرانتس بوپ آلماني آن قوم و زبان آنها را هندواروپايي ناميد. در اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد گروهي از اقوام هندواوپايي كه خود را آريايي مي ناميدند سرزميني را به تصرف در آوردند و آن سرزمين به نام آن قوم ايران ناميده شد.
    در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد ايرانيان در شرق ايران در سرزمين هرات و مرو حكومتي تشكيل دادند كه اخبار آن به صورت افسانه اي در بخش پيشداديان و كيانيان در شاهنامه فردوسي به جاي مانده است. در اواخر سده هشتم پيش از ميلاد ، ديوكس دولت ماد را در همدان تاسيس كرد. دولتي كه ديوكس بنيان نهاده بود تابع دولت آشور بود. در اوايل سدۀ هفتم پيش از ميلاد هخامنش در پارسومش (واقع در نزدكي شوش) دولت پارسي هخامنش را تشكيل داد. اين دولت تابع دولت مادها بود. در سال ۶۱۲ ق.م. هوخشتره مادي با تصرف نينوا (پايتخت آشور) دولت مستقل ماد را تاسيس كرد.
    كورش پارسي (از نوادگان هخامنش) در سال ۵۵۰ ق.م. با غلبه بر آستياگس (آخرين پادشاه ماد) دولت ماد را منقرض و دولت هخامنش را تاسيس كرد.اسكندر مقدوني در سال ۳۳۱ ق.م. دولت هخامنش را سرنگون كرد.

    از آغاز آمدن ايرانيان به اين سرزمين تا سال ۳۳۱ ق.م. از لحاظ تاريخ زبان فارسي دوره باستان ناميده ميشود.
    از سال ۱۰۰۰ تا ۷۰۰ ق.م. دوره رواج ايران باستان است.
    از ايرانيان باستان اثري بر جاي نمانده است. از طريق زبانهايي كه از آن منشعب شد آن را باسازي كردند.
    در سده هاي نخستين هزاره اول پيش از ميلاد ، ايرانيان باستان در بخشهاي مختلف ايران به صورتهاي مختلفي در آمد و هر صورت آن زبان مستقلي شد. در ميان زبانهاي منشعب شده از ايرانيان باستان تنها از زبانهاي زير آثاري به جاي مانده است.
    زبان سكايي _ كه از اين زبان تعدادي لغت در نوشته هاي يوناني و لاتيني و هندي به جاي مانده است.
    زبان مادي _ كه از اين زبان تعدادي لغت در نوشته هاي فارسي باستان و يوناني به جاي مانده است.
    زبان اوستايي _ كه تنها اثري كه از اين زبان به جاي مانده كتاب اوستاست.
    زبان فارسي باستان _ از اين زبان كتيبه هاي شاهان هخامنشي باقي مانده است.
    من اولين زبانهايي را كه حروفش را براي شما ميگذارم تا با آن آشنا بشويد زبان اوستايي و زبان فارسي باستان است. كه جزو اولين و مهمترين خطها و زبانهاي باستان است.
    بعد از آن در همينجا به مرور كليه زبانها و خط هاي باستاني را برايتان خواهم گذاشت تا بيشتر با تاريخ و گذشته نوشته نشدهء ايران باستان آشنا شويد.
    خط اوستایی و تعدادی نوشته به این خط
    خط اوستایی
    ماه نیاش به خط اوستایی
    ترجمه ماه نیاش
    آبان یشت ۱
    آبان یشت۲
    ترجمه آبان یشت ۱ و ۲
    خط اوستایی تمام شد و خط بعد خط فارسی باستان میباشد.
    فارسي باستان زبان قديم مردم پارس بوده است. مهمترين اثر بازمانده از فارسي باستان كتيبه داريوش بزرگ بر كوه بيستون است. از ديگر پادشاهان هخامنشي هم كتيبه هايي به جاي مانده است.
    فارسي باستان به الفبايي نوشته شده است كه ميخي ناميده ميشود. علت اين نامگذاري آن است كه حرفهاي اين الفبا به ميخ شبيح است. ظاهراّ داريوش بزرگ دستور داده است كه الفبايي براي فارسي باستان ساخته شود و زبان بدان نوشته شودالفباي فارسي باستان از الفباي اكدي و الفباي اكدي از الفباي سومري گرفته شده است.
    اين الفبا ۳۶ حرف دارد و ۲ واژه جدا كن و ۸ انديشه و نشانه هايي هم براي اعداد.
    الفباي فارسي باستان از چپ به راست نوشته ميشود.
    خط میخی
    کتیبه دي پي دي
    کتیبه داریوش بزرگ
    کتیبه خشایار شاه
    زبان پهلوي اشكاني
    پهلوي اشكاني زبان پهله بودكه شامل خراسان و مازندران و جنوب تركمنستان مي شد. در زمان داريوش پدرش استان دار پهله بود در همين سرزمين اشك اول توانست به حكومت يونانيان خاتمه دهد و دولتي تاسيس كند.
    اين زبان به سه صورت نوشته مي شده است.
    الفباي پهلوي اشكاني
    الفباي فارسي ميانه
    الفباي مانوي
    كه هر سه تاي آن را برايتان مي گذارم.
    خط پهلوی اشکانی
    نمونه خط پهلوی اشکانی
    خط مانوری
    نمونه خط مانوری
    کتیبه شاهپور در حاجی آباد
    ترجمه کتیبه شاهپور در حاجی آباد
    فارسي ميانه
    فارسي ميانه دنباله فارسي باستان است كه به اين زبان پهلوي ساساني هم گفته ميشود.
    اين زبان در دوران ساساني زبان رسمي ايران بوده است و از آن چهار نوع اثر با چهار نوع الفبا به جاي مانده است.
    الف- فارسي ميانه كتيبه اي
    ب – فارسي ميانه مسيحي
    ج – فارسي ميانه زرتشتي
    د- فارسي ميانه ترفاني
    كليد ها رو برايتون ميگذارم اگه مشكلي داشتيد با من تماس بگيريد
    تا بعد كه خطهاي ديكه رو به ترتيب براتون بگذارم
    به اميد اين كه هم از اين سايت چيزي ياد بگيريد هم به كساني كه علاقه مند هستن معرفي كنيد ( گدا بازي در نياريد).

********************************

    طلسمات و تله ها
    طلسم به معناي توهم هست كه اگر بتواني بر آن قالب شوي ، موفق مي شوي و اگر نتواني
    بر آن قالب شوي ضربه ميخوري. طلسم به دو قسمت كلي تقسيم ميشود:
    ۱-طلسمات قبل از اسلام
    ۲-طلسمات بعد از اسلام
    طلسمات قبل از اسلام مانند: طلسم آتش ، طلسم باد ، طلسم آب ، طلسم رعد و برق ،
    طلسماژدها و طلسم شيطان كه طلسم شيطان از سخترين طلسمات است و هر كسي
    نميتواند به راحتي بر آن غالب شود. طلسمات بعد از اسلام كه طلسم مورچه و طلسم
    رتيل ، طلسم عقرب ، طلسم مار ، طلسم جن تعدادي از آنها هست. بعير از طلسم شيطان
    و طلسم اژدها راه گشايي در بفيه طلسمات بسيار ساده است و فقط اين دو طلسم
    خيلي سنگين هست و طلسم شيطان بسيار خطرناك.
    كليه طلسمات شرايطي دارد كه با آنها باطل ميشود و با دونستن اين شرايط كار بسيار آسان
    ميشود.طلسمهاي قبل از اسلام را ميتوان با مسائل بعد از اسلام نيز باطل كرد. بطور مثال
    بسياري از طلسمات با ده قاف يا چهل كاف يا شصد قاف باطل ميشود.
    براي طلسمات دو تا مسال ميزنم كه بدانيم اصلا با طلسم روبرو شديم يا نه. فرض ميكنيم
    در جائي كار مكنيم كه به آب خورديم و كار مشكل ميشود. اگر در آّب رفتيم و بيرون آمديم
    و ديديم خشك هستيم اين طلسم است و اگر بيرون آمديم و خيس بوديم اين طلسم نيست
    بلكه به آب واقعي خورديم يا در جائي كه احساس ميكنيم طلسم مار دارد بايد يكي از مارها
    رو بگيريم اگر از دستمان رد شد و نتوانستيم آن را بگيريم طلسم است و اگر توانستيم آن را
    بگيريم ، اين ديگر طلسم نيست.
    خوب حالا يك پيش زمينه اي هم در مورد تله ها براي شما بگم. تله نيز به دو دسته تقسيم
    ميشود.
    تله هايي كه به آنها بار ميدهيم تا عمل كنند و تله هايي كه ار آنها بار ميگيريم تا عمل كنند.
    كه هر دو به صورت مكانيكي عمل ميكنند.
    هر كدام از اين دو نوع تله خود به انواع گوناگون تقسيم ميشوند كه كار كرد همه آنها به همين
    شكل است.
    براي اين مبحث بيشتر از اين توضيح نميدم چون خودش يك دنيايي است و مي توان چندين
    كتاب در مورد آن نوشت.
    حیوانات
    شاید نوشتن این مطلب در قسمت طلسمات درست نباشه ولی به خاطر اینکه مطالب زیر با گفتن ذکرهای مخصوص به واقهیت نزدیک میشود و با ذکر است که میتوان از اعضای بدن حیوانات استفاده کرد و همچنین اگر ذکر آن را بلد نباشی ارزشی نخواهد داشت ، تصمیم گرفتم که مطالب فوق را در قسمت طلسمات بنویسم.
    مطلب بسیار گسترده است و هر هفته سعی مکنم مطالب پر باری در همینجا به آن اضافه کنم و در قسمت پیغام مدیر به همه دوستان عزیز نوشته های جدید را معرفی میکنم.
    اول حیواناتی که در این زمینه از همه مهمتر هستند رو براتون نام میبرم و به تدریج مطالب این حیوانات را اضافه میکنم.
    به ترتیب اولویت مار مهمترین حیوان است و بعد از آن هدهد و بعد از آن جعد و بعد از آن گرگ و کفتار جزو مهمترین حیوانات هستند.

********************************

    ملکه مارها
    اول از مارها براتون بگم.
    مارها یک ملکه دارند که بین بیست تا پنجاه سانتیمتر هست و به رنگ سفید و بسیار ضریف و کوچک. به اندازه ای که میتوان به سادگی آن را با دست گرفت و له کرد. ولی به این سادگی هم نه یکم کار داره و اون اینکه ملکه مارها همیشه بر روی پشت یک افعی سوار هست و آن افعی ملکه مارها را از جائی به جائی میبرد. و در تمام ساعات روز و شب از آن حفاضت میکند.
    کسی که بتواند این مار کوچک را زنده بگیرد از همه چیز دنیا بی نیاز خواهد شد و کسی که به این مار آسیب رساند قطعا نخواهد توانست که در این دنیا زندگی کند و کشته میشود.
    این مار بسیار نادر است و آماری که از دیده شدن این مار وجود دارد از انگشتان دست کمتر است.
    وقتی کسی ملکه مارها را به اسارت میگیرد میتواند برای آذادی آن هر چیزی تقاضا کند و مارهای دیگر برای پس گرفتن ملکه خود تقاضای شخص را براورده میسازند. و اگر این مار را به هر صورت از بین ببرید مارها با غریضه خود شما را پیدا و نابود میسازند.
    اگه خاطرتون باشه چند سال پیش در شمال ایران یک خانه را مارها تسخیر کردند و صاحب آن را کشتند که حتی رسانه ها هم نشون دادند ولی هیچ کس نتوانست بگوید که هزاران مار از کجا سر از آن خانه در آوردند و دلیل آن چه بود که من امروز برای شما گفتم. و دلیلی نداشت جز از یبن بردین یکی از ملکه های مارها.
    حالا از این مار کم یاب بیرون بیائیم و سراغ بقیه مارها برویم.
    بزرگترین استفاده کننده از مارها درویشهائی هستند که به علوم غریبه آشنا هستند و کسانی که علم علوم غریبه دارند. البته اینطور فرض نکنید که با داشتن این علم هر ماری میشود کرد چون این علم بسیار پیچیده است و کسانی که به استادی این علم رسیده اند از دوازده خان آن فقط به هفت خان آن اشنائی دارند که تعداد این انسانها به عدد صد نمی رسد. ولی این افراد هر کاری که بخواهند میتوانند انجام دهند.
    حالا یک مثال واقعی برای شما میزنم که به این علم آگاهی پیدا کنید و مارها را نیز بشناسید.
    یکی از خواص مار
    این اتفاق در سال هزار و سیصد و چهل هفت در کوهای دالاهو افتاده است و شخصی که این اتفاق برایش افتاده است فوت شده که مرد بسیار بزرگی بود. (خدا بیامرزتش).
    از خدمت فرار کرده بود و در کوه دالاهو سردرگم بود و نمیتوانست راه را پیدا کند و از آنجا خلاص شود. کنار درختی نشسته بود و فکر میکرد که چه باید بکند که دید سه مرد با محاسن سفید و بلند از دور میآیند. وقتی نزدیک شدند و راوی را دیدند گفتند که اینجا چه میکنی؟
    راوی گقت که در این کوها گم شده است.
    آن سه مرد به راوی گفتند میتوانی چند روز برای ما غذا درست کنی و در عوض هر روز یک تومان مزد بگیری؟
    راوی دید که این سه مرد برای هر روز میخواهند مزد یک ماه را به او بدهند. قبول کرد که برای آنها غذا درست کند و بعد آنها راه خروج از کوه را به او نشان دهند.
    آن سه مرد نشستند جلوی کوه و شروع به گفتن ذکر کردند و راوی هر روز برای آنها غذا درست میکرد و آن سه مرد بدون خستگی و خوابیدن هفت روز به کار خود ادامه دادند.
    روز هفتم راوی دید که ماری از دل کوه بیرون آمد و بطرف آن سه مرد میآید.
    از ترس داشت سکته میکرد.
    سعی کرد که به آنها بگوید که متوجه شد آنها خودشان میدانند.
    راوی دید که مار به این سه مرد نزدیک شد و سرش را روی پای یکی از این مردها گذاشت و این سه مرد همانطور که با صدای بلند ذکر میگفتند سر مار را از بدنش جدا کردند و ذکر به پایان رسید.
    بعد از آن دم ما را نیز جدا کردند و به راوی گفتند که از این مار برایشان آبگوشت درست کند.
    راوی در دل گفت: اینها رو باش میخوان آبگوشت مار بخورند.
    راوی رفت و شروع به پختن آبگوشت مار کرد که یکی از این مردها به راوی نزدیک شد و گفت کار ما تمام شده است و پس از خوردن ناهار و شستن ظرفها راه میافتیم و میرویم.
    آبگوشت حاظر شد و این سه مرد بر عکس همیشه به راوی غذا تعارف نکردند و تا ته این آبگوشت را خوردند و به راوی گفتند که ظرفها را بشور که راه بیفتیم.
    راوی شروع کرد به شستن ظرفها وقتی که داشت ظرفها را می شست با خود گفت مگر این آبگوشت چه مزه ای داشت که این سه نفر با ولع آن را خودند و به من هم ندادند. دستش را به ته ظرف آبگوشت برد و به پیاله کشید و به دهن گذاشت تا مزه آن را بفهمد.
    ناگهان دید که ته رودخانه را میبیند.
    به کوه نگاه کرد دید که داخل کوه را نیز میبیند.
    به هر چیزی که نگاه میکرد داخل آن را میدی. که یکباره وحشت کرد و به آن سه مرد گفت که داخل همه چیز را میبیند.
    آنها گفتند که نگران نباش و داروئی به راوی ما دادند و او بیهوش شد و وقتی به هوش آمد دید که دیگر داخل هیچ چیزی را نمیبیند.
    آن سه مرد هفت تومان پول و آدرس خروج از کوه را برایش گذاشته بودند و رفته بودند.
    راوی ما تازه فهمید که چه اشتباهی کرده است و چه علمی را از دست داده است.
    این یکی از مواردی بود که از مار استفاده میشود.

********************************

    فلزیاب :

    اول اینکه امروزه بیشتر سرباریها که دسترسی به آنها آسان هست برده شده است و کمتر میتونید باری رو در سطح زمین پیدا کنید ، پس اولین مسئله مهم برای یک دستگاه خوب عمق آن هست که باید از دوازده متر بیشتر بزند.
    مسئله دوم اینه که هر چی کار با دستگاه راحت تر باشد دستگاه بهتر است.
    سوم اینکه در قدیم میگفتند که دستگاه باید با خاک منطقه سازگار باشه. این مورد از طرفی درسته و از طرفی غلط. دستگاه باید بتونه خودشو با قطب زمین سازگار کنه و امروزه تمام دستگاهای جدید این توانائی رو دارند.
    چهارم اینکه دستگاه باید در کارخانه اصلی ساخته شده باشد و تحت لیسانس نباشه و کارخانه اصلی در یک کشور نباشد و دستگاه در کشوری دیگر مونتاژ شود.
    پنجم اینکه دستگاه حتما باید خدمات پس از فروش داشته باشد و اینطور نباشه که دستگاه رو به شما تحویل دهند بدون هیچ خدمات پس از فروش. حتی اگه گارانتی دستگاه خارج از ایران باشه حتما باید دستگاه گارانتی باشه.
    ششم اینکه دستگاه رو تا جائی که توان دارید به صورت نو تهیه کنید و تا جائی که امکان دارد از خرید دستگاه های دست دوم پرهیز کنید. چون اگه یک دستگاهی ایراد نداشته باشه کسی اون دستگاه رو به فروش نمیرسونه.
    هفتم اینکه دستگاه باید بتونه تمام فلزات و کانیها رو از هم تفکیک کنه و دقیقا به شما بگه که به چه چیزی برخورد کرده اید. و بتونه ذرات رو حذف کنه و احتمالات رو قوی کنه که حتما بار رو گرفته باشه نه ذرات رو.
    هشتم اینکه دستگاه باید بتونه عمق رو با اشتباه هر بیست سانتیمتر در ده متر به شما تحویل دهد
    و آخر اینکه دستگاه خوب دستگاهی هست که دوره آموزشی داشته باشه و در حین آموزش کار با دستگاه بتونید دستگاه رو امتحان هم کنید که آیا با گفته های فروشنده همخونی داره یا فقط برای فروش دستگاه متوسل به دروغ گفتن میشن.
    حتما هر دستگاهی تهیه میفرمائید به آموزش اپراتور و امتحان دستگاه توجه کافی بفرمائید چون مشکل ترین قسمت کار همین هست. اگه شما بهترین دستگاه این کرۀ خاکی رو تهیه کنید ولی نتونید به صورت صحیح با آن کار کنید موفق نخواهید شد.
    به هر صورت میدونم که اینجا من کلیات رو مطرح کردم ولی اگه کسی میخواد دستگاهی بخرد که از اون نتیجه بگیره باید به این کلیات به دقت توجه کنه و همه اونها رو مد نظر بگیره.
    هیچ وقت در خرید دستگاه سعی نکنید پول خودون رو دور بریزید. دستگاه هائی که زیر بیست هزار دلار هستند نمیتونند خواسته های شما رو براورده کنند مگر اینکه در یک کشور خارجی که کار با دستگاه آزاد است و در آوردن عتیقه جرم محسوب نمیشود با دستگاه ماه ها کار کنید و به تمام ریزه کاری های آن واقف شوید تا بتونید نتیجه مطلوب رو بگیرید. اگه تو کشوری باشه که دستگاه رو تهیه میکنید و اپراتوری آن را به شما یاد میدهند بهتر است. چون به محض احساس مشکل میتونید آن را مرتفع کنید.
    پس اگه مطالب بالا رو مرور کنید میبینید که اپراتوری دستگاه مهمتر از خود آن است.
    دستگا های ارزان قیمت (از ده هزار دلار تا بیست هزار دلار) اپراتوری بسیار سختی دارند و کار با آن مشکل هست و آموزش و تجربه بیشتری لازم دارد.
    دستگاه های بالای بیست هزار دلار به مراتب بهتر است. و دستگاه های زیر ده هزار دلار نه تنها کار با آن بسیار سخت است و ماه ها تجربه مداوم نیاز دارد بلکه عمق زیاری را نیز برای شما نمیزند و شما را با مشکل مواجه میکند.
    یک مطلب دیگه رو هم براتون بگم و اون در مورد نرم افزاری هست که دستگاه با اون کار میکنه. همیشه سعی کنید بهترین و ساده ترین نرم افزار رو برای دستگاهتون تهیه کنید تا هم امکانات زیادی برای کار شما و تفکیک هائی که لازم دارید داشته باشه هم کار با اون ساره باشه.
    در کل همانطور که هر کاری برای موفقیت به علم اون کار نیاز داره دستگاه نیز علمی خاص داره که اپراتور آن باید داشته باشه و این علم دسته کمی از باطل کردن یک طلسم یا خوندن یک نسخه و ترجمه آن ندارد و این نیز بسیار مهم هست که مردم به آن توجه نمیکنند و پولشان رو دور میریزند.
    پس در موقع خرید دستگاه اگه پولتان نمیرسید صبر کردن بهتر از آن هست که یک دستگاه بی استفاده تهیه کنید.و یا اگه فرصت رفتن کلاس اپراتوری را نداشتید دست نکه دارید تا شرایط کاملا محیا شود.
    باز هم تاکید میکنم اپراتوری و آموزش کامل و تمرین بزرگترین رمز موفقیت با یک دستگاه هست.

********************************

    علوم قدیم :
    در اين قسمت ميخواهم از چيزهايي براتون بگم كه مردم عامي به اين حرفها ميخندند ولي حفاراني كه حتي باري هم از زير خاك در نياورده اند ميدانند كه اين موارد وجود دارد و اتفاق افتاده است.
    اول براتون بگم كه در زمانهاي قديم علم خيلي پيشرفت كرده بود و در يك مقطعي از زمان حتي ميتوان گفت در بسياري از موارد از امروز پيشرفته تر بوده است. مثلا در مورد اهرام ثلاثه كه ميدانيم امروزه هم با اين تكنيك پيشرفته نمي توان نظير آن را ساخت يا مجسمه ونوس كه يك پاي آن در جنوب درياي مديترانه بوده و پاي ديگر آن در شمال دريا و اينها اثبات شده است و نمي توان دليلي براي آن آورد يا گفت كه چطور همچين چيزي در آن زمان امكان پذير بوده است كه امروزه نمي توان اين كار را انجام داد.
    حالا ميخوام مواردي از آن را كه در ايران اتفاق افتاده است و مردم آن حوالي ديده اند برايتان بگم و بريم جلو تا به نتايج خوبي برسيم.
    بعضي از اين مسائل ساعت و زمان خاص دارند و بعضي ديگر به شرايط محيط بستگي دارند. يكي از اين عجايب در درياچه اشتران كوه است كه در اين درياچه پري دريائي دارد كه هر چند سال يكبار نمايان ميشود و بسياري از اهالي منطقه آن را ديده اند .
    در درياچه طار ورامين هر چند سال يكبار در يك زمان مشخص در ميان درياچه قصري از زير آب نمايان ميشود و پس از چند دقيقه دوباره به زير آب ميرود و اين قصر را نيز اهالي منطقه ديدهاند و گفته ميشود كه اين قصر در زمان پيشداديان ساخته شده است.
    و خيلي از اين موارد كه باور آنها سخت است ولي واقعيت دارد.
    اينها را گفتم تا ژيش زمينه اي شود براي جمله اي كه مي خواهم بنويسم و آن اكسير است.
    اكسير هم به معناي كمياب است و در زمانهاي قديم به داروهائي مي گفتند كه هر كدام كار خاصي انجام ميدادند. مانند: اكسير مو ، اكسير دندان ، اكسير چشم ، اكسير شمس و ناياب ترين اكسير كه به آن اكسير اعظم مي گفتند.
    اكسير را دانشمندان يوناني و دانشمندان ايراني ساختند و نوعي دارو محسوب مي شد كه البته در دسترس كليه مردم وجود نداشت.
    اكسير بيشتر از گياهان و گاهي اوقات چيزهائي از حيوانات هم به آن اضافه مي شده است.
    اكسير به صورت دو قلو هست يعني نر و ماده دارد و هر كدام به تنهائي به هيچ دردي نمي خورند و بايد با فرمول دقيق با هم مخلوط شوند تا كارايي داشته باشند.
    اكسير اكثرا در شيشه هست و درب آن با ساروج پلمپ گرديده است و اگر كسي آگاهي نداشته باشد و درب آن را باز كند ظرف چند دقيقه فاسد مي شود. و كسي مي تواند از آن استفاده كند كه علم مصرف آن را داشته باشد.
    هر نوع از اكسير فقط براي درمان امراض خود ساخته شده است و هيچكدام بدرد كاري جز فرمول خود نمي خورد. مثلا وقتي شما اكسير دندان داريد و بعد از صد سال دندانهايتان ريخته است مي توانيد با مصرف آن دوباره دندان در بياوريد و سالهاي زياد با دندانهاي جديد زندگي كنيد.
    اكسير اعظم بزرگترين يافته دانشمندان آن زمان بود كه با داشتن آن ميتوان هيچ وقت به مرگ طبيعي يا مريضي فكر نكرد چون با استفاده از آن انسان نه مريض ميشود نه ميميرد.
    افراد زيادي اكسير اعظم را خوردند و عمري طولاني پيدا كردند مانند نمرود كه ششصد سال عمر كرد و باعث مرگش نيز خودش شد وگرنه خيلي بيشتر از اينها عمر ميكرد.
    اينطور نيست كه فكر كنيم هر كسي اكسير دارد عمر جاودان ميكند ، بلكه تا وقتي كه اكسير براي خوردن دارد مرگ به سراغش نميآيد.
    بعضي وقتها ميبينيم يا ميشنويم كه در يك دهات مردي يا زني عمرش به صدو پنجاه سال رسيد يا بيشتر. همه به اشتباه ميگويند كه چون در دهات و جاي خوش آب و هوا هست و چيزهاي طبيعي مي خورد اينچنين عمري طولاني دارد ولي تا به حال كسي پرسيده است كه چرا بقيه اهالي آن دهات يك چنين عمري ندارند؟؟
    دليل عمر طولاني آن مرد خوبي آب و هوا يا خوردن چيزهاي سالم و مقوي نيست.
    اين مرد نا خواسته و بدون اينكه خود بداند يكي از مواد تشكيل دهنده اكسير را خورده است. شايد در كوه يا بيابان نوعي علف كه حتي خود نفهميده كه اين گياه در ميان ناهار يا عصرانه آن مرد بوده است. و به اين صورت عمري طولاني يافته است.
    مقدار اكسير بسيار محدود است و تعداد انگشت شماري از دانشمندان قديم موفق به ساخت آن شده اند. يكي از اين دانشمندان بزرگ سندوس طبيب بود كه در دربار اردشير دراز دست خدمت ميكرد و روايت است كه هنوز زنده است و پس از فرار از دربار اردشير در جايي بدون اينكه كسي او را بسناسد مشعول زندگي شد.
    خيلي ها سعي كردند اكسير تقلبي را در بازار هاي حفاري بفروش برسانند ولي بر عكس اين كه همه فكر ميكنند شناخت اكسير تقلبي بسيار سخت است و مي توانند از اين را شيادي كنند و مردم را گول بزنند ، شناخت اكسير اصل بسيار راحت است و اگر راهش را بلد باشي و كور هم باشي ميتواني تشخيص بدهي كه اين اصل است يا تقلبي.
    بعضي ها مي گويند كه اگر اكسير وجود داشته باشد بعد از كشف آن مي توان در آزمايشگاهاي مجهز از روي آن ساخت و ديگر مرگ معني ندارد. در صورتي كه اينطور نيست ، همه ما ميدانيم كه در طول زمان بسياري از حيوانات و گياهان كه در گذشته وجود داشته اند درگر وجود ندارند و نسل آنها از بين رفته است. پس شايد بتوان اكسير را تفكيك كرد و مواد تشكيل دهنده آن را شناخت كه تازه اين هم امكان ندارد ولي بفرض اين كه بشود بايد ديد آيا اين گياهان هنوز هم وجود خارجي دارند يا از بين رفته اند؟ (خدا ميداند).




تاریخ: پنج‌شنبه 19 فروردین 1395
ارسال توسط moshkabadi
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران