گنج ریتون سازی در ایران باستان
درساخت ریتون ها معمولاازطبیعت الهام می گرفتندوباتوجه به حیواناتی که درمحیط اطراف آنان زندگی میکردند وازنظرآنها مظهرزیبایی وقدرت به شمار می آمدند. شکل موردنظررابرای ریتون انتخاب می نمودند.گاهی ذهن خلاق باعث شکل گیری حیوانات تخیلی و غیر واقعی می شد و آن را با نهایت دقت و ظرفیت به منصه ظهور می رساندند و معمولا جانورانی انتخاب می شد که درطبیعت برهمتایان خودبرتری داشتندومظهرقدرت وحکم فرمایی بودندتا بهتر بتوانندقدرت وشوکت طبقه حاکمه راآشکارسازند و یا ویژگی خاصی داشتند مثل شتر که صفت اصلی او بردباری در برابر بی آبی است...

ریتون چیست؟
در لغت نامه دهخدا کلمه تکوک معادل با ریتون ذکر شده است و چنین آمده که: تکوک چیزی بود زرین یا آهنین به صورت گاو یا ماهی یا مرغ و بدان شراب خورند. در فرهنگ لغت فرس اسدی، ریتون ظرفی باشد که آن را از طلا ونقره یا از گل، بصورت جانوران،خصوصابه صورت شیر سازند وبدان شراب خورند.
درکتاب (ماد هخامنشی اشکانی ساسانی)بیان شده: «ریتون که یک واژه یونانی است معمولا به ظرفی اطلاق می شود که بخش قدامی انسان و یا حیوان و از یک ظرفی به شکل شاخ که در قسمت تحتانی ظرف به هم متصل می شوند تشکیل می گردد. این نوع ظرف که هی تیت ها(HITIT )از آن به نام بیبرو(Bibrau)در اسناد تاریخی خود یاد نموده اند.»
ساغر یا جامی که در فارسی به کار می رود در اصطلاح علم باستان شناسی با عنوان ریتون (Rhyton ) مطرح است که ایرانیان در دوران باستان با شکلی خاص و مهارتی تمام آن را می ساختند. ظروفی که انتهای آنها به شکل سر حیواناتی مانند شیر ببر، گوزن، آهو، اسب، گاونر، بز وحشی و... با اندازه های متفاوت بوده است.
شاید ساخت این جامها با شکلهای خاص به ابنیه و کاخهایی که مادها، پارتها و پارس ها در آن سکنا داشتند. هم خوانی داشته باشد که کامل کننده روه بلند پروازآنان را دوچندان جلوه میداد ودلیل دیگرساخت این جام ها درکتاب(هنرفلزکاری درایران) آمده است « که ایرانیان درعهد کهن ظروف را به شکل کله جانوران قوی بنیه می ساختند و براین باوربودندضمن نوشیدن از این جام ها زوروقوه جانوربه آنها منتقل میشود.»
به نظرمیرسدکه این دلیل بیشتربا باورها و عقاید آریایی ها سنخیت داشته است چرا که در ساخت کاخ ها استفاده از مجسمه حیوانات عظیم الجثه و خارق العاده (گریفون ها) GRIFFON بیانگر عظمت اریایی ها بوده و نیز جنبه محافظت ازکاخ ومعابدراداشته است.
● طریقه ساخت ریتون
۱) ساخت ریتون فلزی با چکش:
در این روش شمش یا ورقه مسطح وسردفلزرابه وسیله چکش کاری یا به کاربردن قالب های محدب، یادیگر قالب ها و سایر ابزار فلزکاری به شکل مطلوب ومورد پسند در می آورند.
۲) ساخت ریتون فلزی یا سفالی از طریقه ریخته گری با قالب ریزی:
در این روش ابتدا مدل و قالب شکل ظرف را ازموم می ساختند و تمام یا بخشی ازتزینات لازم را بر روی آن کنده کاری یا حکاکی می کردندوسپس قالب رادرمحفظه ای ازخاک رس بسیارنرم قرار می دادندوروی آن فلزگداخته می ریختند حرارت فلز مذاب موم راذوب میکرد و ظرف بعدازسردشدن پرداخت می شد.برای ساخت ریتون های سفالی ابتداقالب مخصوص باشکلهای مورد نظرازفلز یا چوب ساخته می شد، سپس گل رس رادرقالب قرارمیدادندوپس از خشک شدن ظرف رادرکوره های مخصوص بارنگ های متنوع لعاب می دادند.
▪ اشکال ریتون
درساخت ریتون ها معمولاازطبیعت الهام می گرفتندوباتوجه به حیواناتی که درمحیط اطراف آنان زندگی میکردند وازنظرآنها مظهرزیبایی وقدرت به شمار می آمدند. شکل موردنظررابرای ریتون انتخاب می نمودند.گاهی ذهن خلاق باعث شکل گیری حیوانات تخیلی و غیر واقعی می شد و آن را با نهایت دقت و ظرفیت به منصه ظهور می رساندند و معمولا جانورانی انتخاب می شد که درطبیعت برهمتایان خودبرتری داشتندومظهرقدرت وحکم فرمایی بودندتا بهتر بتوانندقدرت وشوکت طبقه حاکمه راآشکارسازند و یا ویژگی خاصی داشتند مثل شتر که صفت اصلی او بردباری در برابر بی آبی است.
بیشتر باستان شناسان درمحدوده های جغرافیایی اشکال گوناگونی از ریتون ها را کشف نموده اند.
در همدان بیشتر سر شیر و کله قوچ در زیویه کردستان و کوهای سر به فلک کشیده زاگرس کله قوچ وبزوحشی. در کلاردشت مازندران، ببر در مناطق کویری و گرم و خشک شتر طرح ریتون هاراشکل می داد.
درکتاب ،ماد هخامنشی اشکانی ساسانی، ذکرشده است که اشکال مختلفی ازریتون ها درموزه های جهان نگه داری می شود.
«ریتون های طلایی موزه متروپولیتن Metropulitin به شکل شیر، ریتون های نقره ای کلکسیون کورکی ین kevorkian به شکل گاوریتون های نقره ای کلکسیون شی مل Schimmel به شکل قوچ ریتون های نقرهای موزه لنینگراد به شکل قوچ ریتون های نقره ای موزه لوور Lover به شکل بز و اسب ریتون های موزه بیر تیش British به شکل گریفون ریتون های نقره ای موزه ارمیتاژErmitaga به شکل بز بالدار ریتون های طلایی کلکسیون شخصی در نیویورک به شکل آهو و سایر ریتون های طلایی و نقره ای هخامنشی که تزیین بخش موزه های ایران می باشند.»
● موارد کاربرد
«پیوسته در مراسم دینی و سایر تشریفات درباری مورد استفاده قرار گرفته و غیر از موارد فوق کاربرد دیگری نداشته است.»
با پیدایش این نوع ظرف در زندگی انسان پیوسته در مراسم های خاص ضیافت ها واعیاد و جشنها از طرف طبقه حاکم مورد استفاده قرار می گرفته و رونق بخش مجلس اشراف بوده است .
استفاده از این نوع ظروف در تمام طبقات اجتماعی به کارمی رفته اما نوع جنس آنان متفاوت بوده طبقات پایین جامعه از ریتون های سفالین استفاده می کردند و طبقات بالا ریتون های طلا ونقره را مورد استفاده قرار می دادند و در مراسم مذهبی احتمالا بیشتر به صورت گلاب دان ها به کار می رفته است. با توجه به اینکه دهانه ریتون به صورت سر باز و گشاده بود. با ریختن عطر در آن ونصب آن در فضای خالی اتاق هاو تالارهای، معابد آتشکده ها، فضای موجود را معطر و روحانی می کردند. با ورود اسلام و به دلیل باورهاواعتقادات خاص دین اسلام از جمله منبع شراب خواری، مخالفت با چهره نگاری انسان و حیوان در هنر، عملاهنر ریتون سازی نیز به فراموشی سپرده شد.
گنج یابی و کاوش دفینه به چه قیمتی؟
درست است که یافتن گنج و کاوش دفینه و رسیدن به گنجینه های ارزشمند آرزوی هر کسی است ولی نباید در گنج یابی و دفینه دست به هر کار ناشایست و خلاف قانون زد. دنبال گنج و دفینه باشید عتیقه استخراج کنید ولی این نباید به مفهوم نابودی تمام آثار تاریخی و باستانی باشد . متاسفانه گنج یابان و کاوشگران غیر حرفه ای با شکافتن 80 درصد سنگ نگاره های دهتل برای یافتن طلا ، این آثار ارزشمند را نابود کردند.
حدود 80 درصد از سنگ نگاره های 9 هزار ساله دهتل در شهرستان بستک استان هرمزگان تخریب شده است. گفته می شود بخش عمده سنگ هایی که این سنگ نگاره ها بر روی آن طراحی شده، به صورت عمدی و در جستجوی طلا شکافته می شود. با وجود این اما تا کنون مسئولان اداره میراث فرهنگی استان هیچ اقدامی برای محافظت از این آثار انجام نداده اند.

![]() |
اسرار گنج . دفینه. مخفی .باستانی.
بعضي از محققان و کاوشگران اعتقاد دارند که اين گنجينه ها توسط کاهنان معبد برداشته شده اند؛ چرا که در سال هاي 425 تا 343 قبل از ميلاد، اين کاهنان مأمور خاکسپاري مجدد فراعنه سلسله هاي پيش شده بودند و به احتمال زياد اين گنج ها را هم آنها براي معبدهايشان برداشته اند. يکي از دلايل ديگر که احتمال برداشتن اين گنجينه ها توسط کاهنان را نشان مي دهد، اين موضوع است که فراعنه مصر استفاده از گنجينه هاي فراعنه پيشين را براي خود شوم مي دانستند؛ به همين دليل در طول تاريخ مدرکي دال بر برداشته شدن طلاهاي يک فرعون توسط فرعون بعدي به چشم نمي خورد اما کاهنان خود را از فرمانرواها مجزا مي دانستند و حتي گاهي قدرت آنها از قدرت فرمانروا هم بيشتر بود و در نتيجه حق انجام هر کاري را به خودشان مي دادند...
ثروت هاي بزرگ پادشاهان و راز ناپديد شدن اين گنجينه ها هميشه يکي از موضوعات جذاب تاريخ بوده اند. محققان، باستان شناسانطز و حتي ماجراجوهاي زيادي به خاطر کشف اين گنج هاي افسانه اي به مکان هاي ناشناخته قدم گذاشته اند اما با وجود جست و جوهاي زياد، هيچ اثري از آنها ديده نشده است؛ طوري که انگار داستان وجود اين گنج ها فقط يک افسانه بوده که در گذر زمان به فراموشي سپرده شده اما واقعيت اين است که در فهرست بزرگ ترين گنج هاي گمشده دنيا، اسم چهار گنجينه بزرگ به چشم مي خورند که اسناد زيادي مبني بر وجود آنها در دست است و مشکل تنها مکان هاي ناشناخته اي هستند که در آن پنهان شده اند؛ مکان هايي که هنوز کشف نشده اند

گنجينه اتاق آمبر
گنجينه اتاق آمبر منحصر به فردترين گنج گمشده تاريخ است که در قلعه کولينگزبرگ روسيه قرار داشت و در جنگ جهاني دوم به دست آلماني ها افتاد. هرکدام از ضلع هاي اين اتاق بزرگ که به شکل مربع ساخته شده بود حدود 35 متر طول داشت. نکته شگفت انگيز درباره اتاق آمبر اينجاست که خيلي ها مي گويند اگر فهرست عجايب هفت گانه قديمي، هشت تايي مي شد حتماً اسم اتاق آمبر به عنوان مورد هشتم در آن ثبت مي شد چرا که تمام ديوارهاي داخلي اين اتاق از طلا ساخته شده بود و هر وسيله اي هم که در درون اين اتاق قرار داشت يا از طلا بود و يا طلاکاري شده بود؛ حتي موزائيک هاي کف اين اتاق کاملاً از طلا بودند. در درون اتاق سه درخت نمادين وجود داشت که آنها هم از طلا ساخته شده بودند و ديوارهاي داخلي آن هم با جواهراتي که هرکدام به تنهايي يک شاهکار به حساب مي آمدند، تزئين شده بود.
اتاق آمبر يکي از با ارزش ترين کارهاي هنري پروسي- روسي بود که در ابتدا براي شاه فردريش اول، پادشاه پروس ساخته شد و بعدها در سال 1716 به سزار معروف روس يعني پترکبير، رسيد. اين اتاق شگفت انگيز در کاخ کاترين در نزديکي سن پترزبورگ امروزي قرار داشت و ارزشي که براي اين اتاق تعيين کرده بودند، مبلغي در حدود 142 ميليون دلار بود. وقتي در جنگ جهاني دوم، هيتلر تصميم گرفت ماشين هاي جنگي نازي ها را به سمت روسيه بچرخاند، محافظان و نگهدارندگان اتاق آمبر نگران و دستپاچه شدند چون با توجه به پيشروي سريع نازي ها در خاک روسيه و جبهه شرق، محافظان گنجينه اتاق آمبر وقت بسيار محدودي براي جا به جايي آن داشتند. آنها در مرحله اول سعي کردند کل اين اتاق را جا به جا کرده و به قسمت هايي از کشور روسيه ببرند که احتمال رسيدن هيتلر به آن مناطق کمتر بود تا گنجينه از دستبرد نازي ها در امان بماند اما اين ايده درست از آب درنيامد چرا که ديوارهاي اتاق آمبر شروع به ريزش کردند و انتقال غيرممکن شد. بعد از اينکه آنها از جا به جايي اتاق آمبر به مکاني امن تر نااميد شدند، سعي کردند نماي ظاهري اتاق را تغيير بدهند. درنتيجه تصميم گرفتند ديوارهاي اتاق و کاشي هاي کف آن و قسمت هاي طلاکاري شده را با کاغذ ديواري بپوشانند تا اين اتاق هم مثل بقيه اتاق هاي معمولي قلعه به نظر برسد. بالاخره نازي ها در اکتبر 1941 به سن پترزبورگ رسيدند و با جست و جوي زياد به اتاق آمبر دست پيدا کردند . نازي ها بعد از دست يافتن به اتاق آمبر در قلعه کولينگزبرگ، در سال هاي باقيمانده از جنگ آن را به نمايش گذاشتند. هر چند در آوريل سال 1945، کنترل شهر و در نتيجه قلعه کولينگزبرگ دوباره به دست روس ها افتاد اما گنجينه افسانه اي اتاق آمبر در هيچ جايي پيدا نشد. در حقيقت اتاق آمبر از اين تاريخ به بعد هرگز ديده نشد. بعد از مفقود شدن اين گنج افسانه اي، سؤال هاي زيادي درباره سرنوشت آن مطرح شد که جواب هيچ کدام از آنها تا به امروز روشن نشده است. براساس يکي از فرضيه ها درباره اين گنجينه گمشده، خود ارتش روسيه عامل ناپديد شدن آن عنوان شده است. به عبارتي ارتش روس در دوران محاصره اين شهر و زماني که از زمين و آسمان روي سر آلماني ها بمب مي ريخت به طور سهوي گنجينه را از بين برده است.
اما يکي از فرضيه هاي ديگر اين است که با توجه به اينکه نازي ها وقت زيادي براي جا به جايي گنجينه داشتند، شروع کردند به حفر تونل هاي زيرزميني تا گنجينه را به آلمان ببرند. البته حفر تونل و انتقال ارتش و ادوات جنگي از استراتژي هاي مهم جنگي در زمان جنگ جهاني دوم بوده و اين فرضيه هم براساس همين موضوع بيان شده است. احتمالي هم که براي سرنوشت گنجينه آمبر در اين فرضيه متصور مي شود اين است که با بمباران ارتش روسيه، قسمت هايي از تونل فرو ريخته و گنجينه در اين تونل هاي زيرزميني مدفون شده است. فرضيه ديگري هم وجود دارد که براساس آن افسران نازي در زمان محاصره شهر به دست روس ها به تعداد محدودي از سربازان خود دستور داده اند يک پناهگاه زيرزميني حفر کرده و گنجينه را در آنجا پنهان کنند اما چون اميدي به حفظ شهر و شکستن محاصره نداشته اند، به احتمال زياد گنجينه را نابود کرده اند تا به دست ارتش روسيه هم نرسد و آنها از اين ثروت عظيم عليه نازي ها در جنگ استفاده نکنند. در هر حال با وجود کاوش هاي زيادي که براي يافتن گنج و حتي سرنوشت آن پس از جنگ انجام شد، نتيجه اي به دست نيامده و هنوز کسي نمي داند که آيا گنج توسط نازي ها به آلمان برده شده يا اينکه زير خروارها خاک مدفون شده است. البته براي افرادي که علاقه مند بودند گنجينه اتاق آمبر و عظمت آن را از نزديک ببينند اين اتاق مجدداً در کاخ کاترين به طور نمادين بازسازي شده است.

گنجينه ريش سياه
ريش سياه يکي از دزدان دريايي معروف اوايل قرن 18 ميلادي بود که در درياهاي بزرگ و اقيانوس ها دست به چپاول و غارت کشتي ها مي زد. اين دزد دريايي موفق شد در مدت کوتاهي ثروت زيادي براي خود و گروهش به دست بياورد که فقط افسانه آن تا به امروز باقي مانده و خبري از خود اين گنج ها نيست. البته روش اين دزد دريايي آن قدر حساب شده بود که اسم او در ميان موفق ترين دزدان دريايي قرار داد. در آن دوران که ثروت هر کشور با ميزان طلاهايي که داشت سنجيده مي شد، کشور اسپانيا دست به استخراج طلا و نقره از معدن هاي مکزيک و آمريکاي جنوبي مي زد و اين طلاها را با کشتي به کشورش منتقل مي کرد اما کشتي هاي اسپانيايي در راه بازگشت به اسپانيا با مشکل بزرگي به اسم ريش سياه مواجه مي شدند. ريش سياه و خدمه اش با خونسردي کامل خود را در مکان هاي مناسب بر سر راه کشتي هاي اسپانيايي مخفي مي کردند و در يک حمله غافلگيرانه طلاهاي آنها را مي دزديدند.
حرف هاي زيادي درباره ريش سياه شنيده مي شد مثل اينکه او بسيار خشمگين، بي رحم و فرصت طلب است و براي رسيدن به هدفش به هيچ موجود زنده اي رحم نمي کند. اسم اين دزد دريايي در درياي آتلانتيک، سواحل آمريکاي جنوبي و شمالي، باهاما و کاروليناي شمالي وحشت بر اندام همه مي انداخت اما سرانجام در نوامبر سال 1718 رابرت ماينرد، کاپيتان يکي از کشتي هاي جنگي بريتانيا توانست او را به دام بيندازد. رابرت ماينرد بعد از دستگير کردن ريش سياه، سر اين دزد دريايي را از تنش جدا کرد و براي اعلام پيروزي و همچنين عبرت سايرين، سر او را روي دکل کشتي اش آويزان کرد. اما سرنوشت طلاهاي بي شمار و گنجينه عظيمي که او براي خود در طي سال ها دزدي از کشتي ها ديگر جمع کرده بود چه شد؟ تا به امروز فقط همين قدر مشخص شده که محل و يا محل هايي که ريش سياه گنج هاي خود را مخفي مي کرد با مرگش براي هميشه از بين رفته است؛ با اين حال جويندگان طلا هيچ وقت از تلاش براي يافتن گنجينه هاي او دست برنداشتند زيرا گنجينه هاي او جزو بزرگ ترين گنجينه هاي طلا در طول تاريخ به شمار مي آيند. البته جزاير کارابين و غارهاي جزاير سايمون جزو محل هايي هستند که خيلي ها احتمال مي دهند گنج افسانه اي ريش سياه در آنها مخفي شده باشد؛ با اين حال جست و جو در اين مکان ها هم بي نتيجه بوده است.
![]()
گنج هاي ليما
در سال 1820، منطقه ليما در کشور پرو در معرض يک شورش داخلي قرار گرفت. به همين دليل، نايب السلطنه ليما تصميم گرفت گنج ها و دارايي هاي اين شهر را براي در امان نگه داشتن از دست شورشيان داخلي، به مکزيک منتقل کند. اين گنجينه که شامل وسايلي تزئين شده از جواهرات، شمعدان هاي طلا، دو مجسمه بزرگ طلا از مريم مقدس و مسيح، به همراه تعداد زيادي سکه هاي طلا بود در 11 کشتي بارگيري شد. قيمتي که براي آن تخمين مي زنند نزديک به 60 ميليون دلار است. کاپيتان ويليام تامپسون، فرماندهي کشتي هاي حامل اين گنجينه را که به سمت مکزيک در حرکت بود، بر عهده داشت اما نايب السلطنه بايد تحقيق بيشتري درباره ويليام تامپسون انجام مي داد و بعد گنجينه را به او مي سپرد چرا که تامپسون خودش يک دزد دريايي بود. وقتي که کشتي ها به مقصد مکزيک حرکت کردند، ويليام تامپسون به همراه دزدان دريايي ديگر گلوي نگهبانان پرويي را بريدند و جسد آنها را درون دريا انداختند. تامپسون بعد از تسلط کامل بر تمام کشتي ها به سمت جزاير کوکو در اقيانوس هند که در آن زمان تحت حکمراني استراليا بود حرکت کرد. اين جزيره همان مکاني است که به نظر مي رسد او و مردانش گنج هاي افسانه اي ليما را در آنجا مخفي کرده اند. بعد از مخفي کردن گنج، تامپسون و يارانش تصميم گرفتند از يکديگر جدا شوند و گنجينه را به حال خود رها کنند تا اوضاع آرام شود و بعد از آرام شدن شرايط دوباره به جزيره برگردند و گنج را بين خودشان تقسيم کنند اما کشتي تامپسون در مسير بازگشت محاصره شد و همه خدمه کشتي به همراه تامپسون دستگير و در دادگاه به جرم دزدي هاي دريايي محاکمه شدند. در جريان اين محاکمه، تامپسون و ناخداي دوم کشتي به اعدام محکوم شدند اما براي رهايي از اعدام تصميم گرفتند جاي گنج را فاش کنند؛ به همين خاطر تامپسون و ناخداي دوم کشتي همراه يک کشتي اسپانيايي مجدداً به جزاير کوکو بر گشتند. آنها در اين جزاير موفق شدند از دست مأموران فرار کنند و در اعماق جنگل هاي انبوه اين ناحيه مخفي شوند. از آن روز به بعد هيچ کس ديگر از محل گنج، ناخدا تامپسون و دوستش خبري ندارد. تا به امروز نزديک به 300 سفر به اين جزاير انجام شده که همه اين تلاش ها براي يافتن گنجينه ليما شکست خورده است. آخرين فرضيه اي که درباره محل اين گنجينه اعلام شده، اين است که اين گنج ها در جزاير کوکو مخفي نشده اند بلکه به جزيره نامعلومي در سواحل آمريکاي مرکزي برده و در آنجا مخفي شده اند و بعد براي گمراه کردن ديگران ناخدا و همراهانش مدعي شدند که آنها را در جزاير کوکو مخفي کرده اند.
گنجينه گمشده فرعون
وقتي که هاوارد کارتر در سال 1922 توانست مقبره توت آنخ آمون را در «دره پادشاهان» پيدا کند، از ديدن زرق و برق جواهراتي که اين پادشاه جوان با خود به دنياي ديگر برده بود( در حقيقت جواهراتي که با اين پادشاه دفن شده بود) زبانش به لکنت افتاد. در کنار اتاقي که اين فرعون جوان در آن به خاک سپرده شده بود؛ خزانه اي وجود داشت که از جواهرات زيادي انباشته شده بود. جست و جو در اين اتاق حدود 10 سال وقت کارتر را گرفت تا بتواند فهرستي از تمام جواهرات و وسايل درون آن تهيه کند. اين در حالي است که وقتي مقبره هاي فرعون هاي ديگر در اواخر قرن 19 کشف مي شد، تمامي خزانه ها خالي بودند. اين موضوع نشان دهنده اين قضيه است که دزدان مقبره در طي قرن هاي گذشته تمامي گنجينه هاي اين مقبره ها را خالي کرده اند اما مسأله اي که ذهن تمام کاوشگران مقبره فرعون ها را به خود مشغول کرده، اين است که خارج کردن تمام گنج هاي مقبره هاي فراعنه نياز به وسايل و مهارت خاصي دارد که ممکن است از عهده دزدان مقبره ها خارج باشد؛ پس چه اتفاقي براي ساير گنجينه هاي مدفون در کنار فرعون هاي مصر افتاده است؟!
بعضي از محققان و کاوشگران اعتقاد دارند که اين گنجينه ها توسط کاهنان معبد برداشته شده اند؛ چرا که در سال هاي 425 تا 343 قبل از ميلاد، اين کاهنان مأمور خاکسپاري مجدد فراعنه سلسله هاي پيش شده بودند و به احتمال زياد اين گنج ها را هم آنها براي معبدهايشان برداشته اند. يکي از دلايل ديگر که احتمال برداشتن اين گنجينه ها توسط کاهنان را نشان مي دهد، اين موضوع است که فراعنه مصر استفاده از گنجينه هاي فراعنه پيشين را براي خود شوم مي دانستند؛ به همين دليل در طول تاريخ مدرکي دال بر برداشته شدن طلاهاي يک فرعون توسط فرعون بعدي به چشم نمي خورد اما کاهنان خود را از فرمانرواها مجزا مي دانستند و حتي گاهي قدرت آنها از قدرت فرمانروا هم بيشتر بود و در نتيجه حق انجام هر کاري را به خودشان مي دادند. يکي از متهمان اصلي اين ماجرا جريهور نام دارد؛ او يکي از افسران ارتش مصر و همچنين از کاهنان عالي رتبه معبد آمون در سال هاي 1080 تا 1074 قبل از ميلاد در زمان فرمانروايي رامسس ششم بر مصر بود. بعد از مرگ رامسس ششم، جريهور با وجود آنکه اصليتش معلوم نبود توانست تخت پادشاهي را به دست آورد و قدرت پادشاهي را ميان خود، پسرخوانده و همدستانش که او را در انجام اين توطئه ياري کرده بودند تقسيم کند. او خودش را مسؤول خاکسپاري مجدد فراعنه سلسله هاي پيشين هم قرار داد. اما مکان مقبره او بعد از مرگش و در گذر تاريخ به فراموشي سپرده شد و تا به امروز هم پيدا نشده است. براي همين کاوشگران اعتقاد دارند که تمام گنجينه هاي فراعنه مهم در مقبره او قرار دارد. اما اين مقبره هنوز کشف نشده است. او تمام گنجينه هاي فراعنه سابق را از محل مقبره هاي آنها خارج کرد و بعد از مرگش دستور داد تا آنها را همراهش دفن کنند و احتمالاً به خاطر وجود همين ثروت عظيم، از مقبره او به خوبي محافظت مي شده و مقبره اش به گونه اي ساخته شده که کشف مجدد آن بدون نقشه امکان پذير نباشد. به همين خاطر با وجود پيشرفت هاي قرن حاضر هنوز مقبره او کشف نشده و در نتيجه گنج هايش هم پيدا نشده اند.
برچسبها: گنجینه ها , دفینه و اسرار , علوم باستانی , مصر و فرعون , رامسس
حقیقت گنج و دفینه های باستان
میترا یا روشنایی همیشگی، در فرهنگ و ادبیات حضور چشمگیری داشت، به مرور زمان با: خورشید و ایزد مهر، مهربانی و دوستی، پیوند عمیق یافت. ستاره قطبی خاستگاه باور های مربوط به میترا بود، بی تردید برای پیشینیان شیفته کیهان، وجود ستاره ای دائمی، که هیچگاه طلوع یا غروب نمی کرد، خیلی مهم بود. سرچشمه باور به میترا و گردونه میترا در میان ملت های آریایی، عبارت بود از ستاره قطبی و دو صورت فلکی پیرا قطبی به نام های..
پیکره مقدس میترایی
که به دروغ می گوند مجسمه هرکول است، و آنرا نشانی و سندی از حمله اسکندر مقدونی به ایران می نامند. این پیکره در سال 1327 خ، در محل کنونی کشف شد. زمان ساخت آن حدود 150 ق.م، تعیین کرده اند، که برابر با اواسط سلطنت مهرداد اول اشکانی معروف به اشک نهم است، البته این زمان جای باز نگری علمی جدید دارد. کتیبه ای در پشت این پیکره به زبان آشوری است، این زبان بسیار قدیمی تر از زمان پیدایش خط یونانی می باشد. نمونه این مجسمه که مانند ایزد مهر است، در چندین معبد میترایی اروپایی وجود دارد، که بسیار شبیه هم هستند.
* 
عکس پیکره مقدس میترایی ایرانی که به اشتباه یا دروغ می گویند مجسمه هرکول یونانی است، عکس شماره 1410.
حلقه و صلیب میترا
میترا یا روشنایی همیشگی، در فرهنگ و ادبیات حضور چشمگیری داشت، به مرور زمان با: خورشید و ایزد مهر، مهربانی و دوستی، پیوند عمیق یافت. ستاره قطبی خاستگاه باور های مربوط به میترا بود، بی تردید برای پیشینیان شیفته کیهان، وجود ستاره ای دائمی، که هیچگاه طلوع یا غروب نمی کرد، خیلی مهم بود. سرچشمه باور به میترا و گردونه میترا در میان ملت های آریایی، عبارت بود از ستاره قطبی و دو صورت فلکی پیرا قطبی به نام های خرس بزرگ و خرس کوچک، یا دب اکبر و دب اصغر.
می ستاییم مهر دارنده دشت های پهناور را، آن بلندای برومندی که در فراز آسمان ایستاده، و نیرومند و بخواب نرونده است، میترا همه مردمان را با چشمانی که هیچگاه بسته نمی شوند می نگرد
در برخی نگاره های کهن نقش صورت فلکی خرس بزرگ را، آشکارا بمانند گردونه چهار اسبه که نماد میترا بوده است رسم کرده اند. همچنین نگاره میترا را بگونه مردی که پرتو های نورانی بر گرد سرش دیده می شده نشان می دادند. اما از 5000 سال پیش و هنگامی که این ستاره از قطب آسمانی فاصله می گیرد، این فاصله منجر به گردش این ستاره بدور نقطه قطب آسمانی، و ترسیم دایره یا حلقه کوچکی می شود، که سرچشمه پیدایش باوری بنام حلقه مهر یا حلقه پیمانهمی گردد. در مهر گشت اوستا عبارات هایی چون در فراز نای آسمان ایستاده و یا بخواب نرونده، اشاره آشکار به ستاره قطبی است. نام مهر در ادبیات فارسی برای قبه ای گفته می شده، که بر فراز خیمه و خرگاه، علم و چتر، نصب می کرده اند، شباهت ستاره قطبی با این قبه ها نیز توجه برانگیز است.
بدلیل اینکه میترا نقطه ثقل آسمان و ستارگان بوده است، و از دید ناظر زمینی همه ستارگان و صورت های فلکی بر گرد او می چرخیدند، میترا را سامان دهنده هستی، و برقرار کننده و پاسبان قانون، و هنجار کیهانی و نظام حاکم بر جهان، و بعدها او را ایزد روشنایی و راستی و پیمان و حتی محبت می دانستند.

عکس صلیب و صلیب شکسته با نقوش زیبا، در تمام آثار تاریخی ایرانی دیده می شود، عکس شماره 2958.
بعدها از باور های منسوب به ستاره میترا، دینی موسوم به میترا پرستی یا مهر پرستی بوجود آمد، و در غرب میترائیسم گفته شد. در سده یکم ق.م، در حکومت اشکانیان، به غرب آناتولی و روم راه یافت. و توسط رومیها که در واقع ایرانی بودند، در سرتاسر سرزمین های غربی و اروپا منتشر شد، و بعدها آیینها و مراسم و به ویژه تقویم آن، در دین تازه مسیحیت نفوذ کرد. واژه میلادی برای تقویمی به همین نام است، افزودن میلاد مسیح به آن تقویم درست نیست، زیرا منسوب کردن میلاد به میلاد مسیح، در اواخر سده چهارم میلادی، از سوی دستگاه روحانیت مسیحی روم روی داد. در آثار ایرانی مانند آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، میلاد را میلاد خورشید دانسته است، و این نام را با شب چله و جشن زایش خورشید در پیوند دانسته. همچنین نام نخستین ماه سال در تقویم کهن سیستانی، که از ابتدای زمستان آغاز میشده، کریست بوده است، که گمان میرود واژه کریسمس نیز از آن گرفته شده باشد.


عکس های آثار تاریخی بجای مانده، که همه مربوط به بیش از 2 تا 5 هزار سال پیش هستند، نشان دهنده این است که ایرانیان آغاز کننده علوم نجوم و ریاضی، انسانی و دینی بوده اند، نه یونانیان و غیره، در هیچ کجای جهان چنین آثار باستانی و کهن یافت نمی شود. علائم صلیب و صلیب شکسته، و آغاز دیگر علوم، در تمام موزه های ایران بفراوانی یافت می شود، عکس های شماره
گنج های قیمتی از شیخ بهایی:
اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !
اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:
اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !
اگر کم کار کند، میگویند تنبل است !
اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند !
اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است !
اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !
اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !
و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین !
لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد
و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود.
قیمت گنج های مسکوک یا سکه های باستانی
قسمت سکه های باستان . کوروش هخامنش. پرسید اشکانی ساسانی .گنج دفینه زیر خاک.
-
همراه با نام پادشاه و دوره حکومت و قیمت به دلار
-

امپراطوری هخامنشی:سکه دریک اردشیر دوم حدود ۳۷۵-۳۶۶ سال قبل از میلاد -
List price: US$ 4,950.00
Price: US$ 3,500.00
-
سکه طلای دریک هخامنشی : اردشیر دوم تا خشیار شاه دوم 420-375 BC.Price: US$ 9,950.00 -
-

-
سکه نقره بسیار نادر دوره هخامنشی ۳۷۵-۴۲۰ سال قبل میلاد -
List price: US$ 995.00
Price: US$ 595.00 -

-
سکه نقره پادشاهان هخامنشی با علامتدار بانکی ۳۷۵-۴۲۰ سال قبل میلاد -
Price: US$ 350.00
-

-
سکه نقره پادشاهان پارس (ناموپید) قرن اول میلادی -
List price: US$ 295.00
Price: US$ 175.00 -

-
پادشاهان پارس:سکه نقره اردشیر اول -
List price: US$ 495.00
Price: US$ 295.00 -

-
پادشاهان پارس:سکه نقره اردشیر اول اواخر سده دوم و اوایل سده سوم قبل از میلاد -
List price: US$ 295.00
Price: US$ 175.00 -

-
سکه نقره اردشیر سوم قبل اول و دوم سده قبل از میلاد -
List price: US$ 250.00
Price: US$ 150.00 -

-
سکه نایاب پادشاهان پارش:نقره دوره قباد در سده ۱ قرن قبل از میلاد -
List price: US$ 295.00
Price: US$ 195.00 -

-
سکه پادشاهان پارس: مناچتر(منسیر) قرن دوم قبل میلاد -
List price: US$ 395.00
Price: US$ 195.00 -

-
سکه نقره پادشاهان پارس:منسیر قرن دوم قبل از میلاد -
List price: US$ 650.00
Price: US$ 295.00
-
-

-
سکه نقره پادشاه پارس:قباد سده اول قبل از میلاد -
List price: US$ 295.00
Price: US$ 175.00-

-
سکه نقره پادشاه پارس:قباد سده اول قبل از میلاد -
List price: US$ 350.00
Price: US$ 175.00
-

-
سکه نقره پادشاه پارس:قباد سده اول قبل از میلاد. -
List price: US$ 495.00
Price: US$ 350.00
-

-
پادشاهان پارس:سکه نایاب که مشخص نیست سده اول تا دوم قبل از میلاد. -
List price: US$ 395.00
Price: US$ 195.00
-

-
سکه نقره پادشاهان پارس : سکه Vahšīr (Oxathresسده اول قبل از میلاد -
List price: US$ 395.00
Price: US$ 195.00
-
قسمت سکه های باستان . کوروش هخامنش. پرسید اشکانی ساسانی .گنج دفینه زیر خاک.
نشانه صلیب شكسته یا گردونه مهر در گنج یابی
ردونه مهر یا همان صلیب شكسته، چلیپا ئی است با شاخههای ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است. که معمولاً با جهت افقی یا گوشههایی با زاویه ۴۵ درجه میباشد. در شکل هندی نقطههایی در هر ربع آن قرار میدهند.
واژه سواستیکا swastika از زبان سانسکریت آمده و آمیزهای از سو یعنی خوب و خوش + استی یعنی هستی و استی، میباشد؛ یعنی،....
ریشه ای كاملا ایرانی دارد كه یه آن گردونه مهر نیز گفته می شود.قدمت آن به سالهای پیش از هخامنشیان دارد و در واقع نمادی آریائی است.این سمبل بر خلاف نظر بسیاری از مردم نشان صلح و توازن است كه متاسفانه بسیاری، شاید بخاطر استفاده هیتلر از این نماد برای حزب خود دچار اشتباه می شوند.تقریبا به جرات می توان گفت كه این نماد در سراسر دنیا پخش از امریكا و افریقا گرفته تا حتی استرالیا .ضمنا هندی ها نیز این سمبل مقدس را نمادی برهمائی می دانند.اما شاید
علت پراكندگی این نماد در تمامی تمدنها این است كه آریائیها پس از ورود به فلات ایران دو قسمت شدند و عده ای از آنان به سمت اروپای امروزی رفتند و همین امر هم موجب پراكنده شدن این نماد شد.به عكس زیر دقت كنید كه مربوط به قاره افریقا كشور غنا می باشد.
این مورد مربوط به خرابه های متروكه ای مربوط به قرن 12 در اتیوپی امروز است.
گردونه مهر یا همان صلیب شكسته، چلیپا ئی است با شاخههای ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است. که معمولاً با جهت افقی یا گوشههایی با زاویه ۴۵ درجه میباشد. در شکل هندی نقطههایی در هر ربع آن قرار میدهند.
واژه سواستیکا swastika از زبان سانسکریت آمده و آمیزهای از سو یعنی خوب و خوش + استی یعنی هستی و استی، میباشد؛ یعنی، خوش بختی و نشان خوشبختی. در ایران باستان چنین نشانهای را «گردونه مهر» میگفتهاند.
آموزش گنج یابی .غار . زمین شناسی . دفینه یابی
مناطق آهکی از مستعدترین مناطق برای پیدایش غارهای آهکی هستند، از اینرو در این نوع مناطق، غارهای زیادی دیده می شوند یا امکان اکتشاف آنها وجود دارد. ترکیب آبهای سطحی یا باران با دی اکسید کربن موجود در هوا یا لایه های بالاتر سطح زمین این مناطق تشکیل اسید کربنیک (H2CO3) ضعیفی را می دهد که همان ترکیب حلال تشکیل دهنده غارهای انحلالی می باشد. البته ترکیبات اسیدی دیگری نیز معمولا در این مناطق در تشکیل غارها نقش دارند. در مناطق گچی بخاطر قابلیت حل بالای گچ، دی اکسید کربن نقش عمده ای ندارد....
غارهای طبیعی و دست ساز:
از آنجایی که یکی از مشکلات گنج یابان اشتباه در نظر گرفتن غارهای دست ساز با غارهای طبیعی است.لطفا این مقاله را مطالعه کنید تا دیدتان نسبت به غارهای و دفینه های آنها وسیع تر شود.
عوامل مختلفی باعث پیدایش و شکل گیری غارها می شوند. این عوامل می توانند فرایندهای شیمیایی، فرسایش آب، نیروهای زمین ساختی (تکتونیکی)، میکروارگانیسمها، فشار، تاثیرات اتمسفری، حفاریهای انسان و ... باشند. غارها را می توان از جنبه های گوناگونی دسته بندی کرد، که در ذیل به اجمال به آنها می پردازیم:
1- از نظر جنس سنگهای محیطی:
-
غارهای آهکی (سنگ آهک، دولومیت، ماربل)
-
غارهای گچی
-
غارهای گدازه ای (ماگمایی)
2- از نظر ریخت شناسی (مورفولوژی) و ساختار هندسی:
-
غارهای افقی که شامل تونلهای افقی نزدیک به هم هستند.
-
غارهای شکافی که شامل تنها یک شکاف در سنگ یا صخره هستند.
-
-
غارهای عمودی که شامل چاه یا چاههایی هستند که با هم مرتبط هستند و فاصله نزدیکی به هم دارند.
-
سیستمهای غاری که بخاطر بزرگی ویژگیهای مختلفی را با هم دارا هستند.
تفکیک غارهای افقی و عمودی صرفا برای غارهای کوچک است که در آنها یک تونل و یا یک چاه وجود دارد در اکثر غارها، بخاطر فضای بزرگ و تعدد تونلها و چاهها، سیستم غاری وجود دارد.
3- از نظر زمان پیدایش:
-
غارهای اولیه که در فضای بین سنگها و صخره ها (در زمان شکل گیری آنها) بوجود می آیند مانند تونلهای گدازه ای یا غارهای توفا (Tufa)
توفا :سنگهای رسوبی هستند که از رسوب لايه های نازک کربنات کلسيم يا به مقدار کمتر سيليس در اطراف چشمه های آب شور و يا به صورت پوششی در اطراف استالاکتيت ها يا استالاگميت ها تشکيل می شوند. -
غارهای ثانویه که بعد از پیدایش سنگها و صخره ها و در اثر عوامل غارزا بوجود می آیند، اکثر غارهای جهان جزو غارهای ثانویه محسوب می شوند.
-
غارهای رده سوم که بر اثر متلاشی شدن غارهای دیگر بوجود می آیند.
4- از نظر عمر سنگ:
این دسته بندی برای غارهای آهکی بکار می رود، آهک، سنگی رسوبی است و یکی از مشخصه های اصلی آن، زمان پیدایش می باشد.
-
آهکهای جدید (اخیر) یا توفا که در سراسر جهان یافت می شوند.
-
آهکهای ژوراسیک
-
آهکهای دونین (Devonian)
ژوراسیک یکی از دوره ها در دوران دوم زمین شناسی است، طول دوره ژوراسیک 60 میلیون سال است.
دونین یکی از دوره ها در دوران اول زمین شناسی است، دوره دونین از 408 تا 360 میلیون سال پیش به طول انجامیده است.
5- از نظر روش شکل گیری:
که در بخش غارهای طبیعی به آن پرداخته شده است.
در اکثر منابع و مراجع داخلی، دسته بندی خاصی صورت گرفته است، که در این قسمت به آن می پردازیم، در این دسته بندی غارها به دو گروه زیر تقسیم می شوند:
1- غارهای طبیعی
2- غارهای دستکنده (دست کن، مصنوعی)
البته شاید بتوان گروه سومی هم در نظر گرفت و آن گروه غارهای طبیعی-دستکنده (مانند غار کرفتو) می باشد. این نوع غارها معمولا منشاء طبیعی دارند که بعدها توسط بشر و برای مقاصد گوناگون حفاری و حجاری شده اند، ولی با توجه به اینکه می توان این نوع غارها را از زاویه غارهای طبیعی و دست کنده به تفکیک بررسی کرد از ذکر تفصیلی آنها صرفنظر می کنیم.
1- غارهای طبیعی:
1-1- غارهای انحلالی:
این نوع غارها در مناطقی که جنس آنها قابل حل شدن است، زایش می یابند. جنس این مناطق می تواند سنگ آهک، سنگ گچ، دولومیت، نمک، ماربل و ... باشد. نحوه پیدایش این نوع از غارهای طبیعی را می توان به مراحل زیر تفکیک کرد:
ترکیب آبهای سطحی و باران با موادی در سطح یا درون زمین (کانیها یا گازها)
پدید آمدن ترکیبات حلال (معمولا اسیدهای ضعیف)
رسوخ و نفوذ ترکیبات حلال به درون زمین
تهی شدن فضاهای خاصی در داخل زمین (معمولا فضاهای خالی قبلی یا مناطق مستعد انحلال)
رسوب گذاری ترکیبات حلال و زایش غار سنگها و اشکال مختلف
مناطق آهکی از مستعدترین مناطق برای پیدایش غارهای آهکی هستند، از اینرو در این نوع مناطق، غارهای زیادی دیده می شوند یا امکان اکتشاف آنها وجود دارد. ترکیب آبهای سطحی یا باران با دی اکسید کربن موجود در هوا یا لایه های بالاتر سطح زمین این مناطق تشکیل اسید کربنیک (H2CO3) ضعیفی را می دهد که همان ترکیب حلال تشکیل دهنده غارهای انحلالی می باشد. البته ترکیبات اسیدی دیگری نیز معمولا در این مناطق در تشکیل غارها نقش دارند. در مناطق گچی بخاطر قابلیت حل بالای گچ، دی اکسید کربن نقش عمده ای ندارد.
پدیده انحلال در سازندهای آهکی، باعث بوجود آمدن مناطقی می شود که به آن مناطق کارستی می گوییم. یکی از ویژگیهای این مناطق وجود سفره های آب زیر زمینی می باشد.
از ویژگیهای خاص غارهای انحلالی در مناطق آهکی، وجود چکنده ها، چکیده ها، ستونهای سنگی و ... در آنهاست که بر اثر رسوبات ترکیبات حلال بوجود می آیند.
وجود املاح و کانیهای مختلف در منطقه باعث ايجاد رنگ های متنوعی در غارسنگها می شود: سياه رنگ (آهنی)، سبز رنگ (مسی)، قرمز رنگ (هماتيت)، سياه رنگ (زغال سنگ) و يا نارنجی متمايل به قرمز رنگ (جيوه)
درصد زیادی از غارهای جهان و ایران در زمره غارهای انحلالی بشمار می روند، که می توان به غارهای علی سرد (علی صدر)، سراب، ترنگ، ... اشاره کرد.
روال پیدایش غارهای انحلالی معمولا یکسان است و عموما در مناطق آهکی و با ترکیبات اسید کربنیک بوجود می آیند ولی موارد استثنایی نیز در جهان وجود دارند. از شاخص ترین این غارها، غار Lechuguilla در ایالت New Mexico امریکا و غار Carlsbad در نزدیکی آن، از جمله موارد غارهای انحلالی هستند که زایش آنها تفاوتهایی با دیگر غارهایی از این دست دارند. گاز سولفید هیدروژن (H2S) که از منابع نفتی اعماق زمین متصاعد می شود در ترکیب با آب، اسید سولفوریک (H2SO4) تولید می کند، اسید سولفوریک بعنوان ترکیب حلال از پایین، سنگهای آهکی را حل می کند و باعث پیدایش این غارها شده است. این دو غار از زیباترین غارهای جهان بشمار می روند.غار Lechuguilla :
1-2- غارهای صخره ای:
این نوع غار معمولا در شکافهای صخره ای که حاصل شکست گسلها و یا فرو افتادن قطعات سنگی بزرگ است بوجود می آید که معمولا بخودی خود وسعت بزرگی ندارند. غارهای صخره ای را می توان جزء غارهای اولیه دانست زیرا در بسیاری از موارد این شکافهای صخره ای مبدا پیدایش انواع دیگر غار مانند غارهای فرسایشی و یا حتی انحلالی می باشند.
1-3- غارهای آتشفشانی (ماگمایی، گدازه ای):
این نوع غارهای طبیعی براساس فعالیتهای آتشفشانی بوجود می آیند، وقتی گدازه های آتشفشانی در یک سراشیبی حرکت می کنند، سطح گدازه ها سرد و سخت می شود، بخش داغ گدازه ها به حرکت خود در زیر پوسته سخت ادامه میدهد، اگر بیشتر گدازه های مایع از زیر پوسته خارج شوند، یک تونل بوجود می آید که این فضای توخالی غار را شکل میدهد.
غارهای آتشفشانی را نیز می توان جزء غارهای اولیه دانست. غارهای آتشفشانی خود به انواع مختلفی تقسیم می شوند که می توان به غارهای Volcanic rift، Inflationary، Lava mold و ... اشاره کرد.
1-4- غارهای دریایی:
غارهای دریایی معمولا در سواحل بوجود می آیند و علت اصلی پیدایش آنها، فرسایش امواج آب در نقاط سست ساحل می باشد،
البته در برخی موارد، غارها منشاء زایش متفاوتی دارند ولی عامل فرسایش در شکل گیری غار در طول زمان تاثیر داشته است.
1-5- غارهای فرسایشی:
عامل فرسایش نقش مهمی در شکل گیری و ایجاد این نوع از غارها دارد، عامل فرساینده می تواند جریان آب یا باد باشد. غارهایی که عامل باد در فرسایش آنها تاثیر داشته است به غارهای بادی معروف هستند.
معمولا نقاط سست و ضعیف بیشتر فرسایش می یابند.
1-6- غارهای یخی و یخچالی:
ذوب شدن یخ، جریان آب و حرکت تدریجی توده های یخی در مناطق یخچالی باعث بوجود آمدن فضاهایی خالی در میان یخچال می شود که به آنها غارهای یخچالی گفته می شود، یکی از ویژگیهای این نوع غار، تغییر تدریجی شکل غار و ابعاد آنها است.
غارهای یخی: هر فضای غار شکل که توده های یخ دائمی داشته باشد، غار یخی نامیده می شود، از اینرو، غارهای یخچالی را نیز می توان غار یخی دانست.
غار یخ در منطقه دنا را می توان بعنوان نمونه ای از غارهای یخچالی در ایران نام برد.
2- غارهای دستکنده (دست کن، مصنوعی):
این دسته از غارها، بوسیله حجاری بشر بوجود آمده اند که معمولا بخاطر ساخت محل سکونت، پناهگاه، دژ نظامی و دفاعی، نیایشگاه، معدن و ... ساخته شده اند، غارهای دستکنده یا در محل غارهای طبیعی و با تغییراتی جهت رسیدن به اهداف مورد نظر یا بطور کلی در زیر سطح زمین و یا در صخره ها و کوه ها بوجود آمده اند. در ایران، غارهای دستکنده متعددی وجود دارد که از آن میان می توان به غارهای نیاسر، قلعه جوق، اصله، چله خانه و ... اشاره کرد.
غارهای مصنوعی
غارهایی هستند که توسط انسان بصورت حفره هایی در دل صخره ها بوجود آمده اند و معمولا
هدف اصلی از ساخت آنها عبارت است از :
1- زندگی انسانها
2- استفاده نظامی
3- عبادتگاه
4- معادن
نکته ای که لازم است به آن اشاره کنیم، آنستکه لزوما یک غار فقط با یک فرآیند بوجود نمی آید و گاه عوامل متعددی در پیدایش و شکل گیری غار موثرند.
رنگ رسوبات آهکی
در صورتی که آب اسید دار هنگام عبور از لایه های آهکی با رگه هایی از فلزات و مواد معدنی
دیگر برخورد کند مقداری از آن مواد را حل کرده و به همراه خود می برد و در هنگام رسوب گذاری
بسته به جنس مواد و املاح حل شده به رنگهای جدیدی دیده می شود .مانند:
رسوب آهک : سفید شیری
رسوب گوگرد: زرد
رسوب آهن: سیاه
رسوب مس: سبز زنگاری
رسوب گل رس: قرمز
رسوب زغال سنگ: سیاه
رسوب جیوه: نارنجی مایل به قرمز
" فراموش نکنیم که هنگام ورود و بازدید از غار مواظب غار سنگها باشیم "
اسرار علوم و گنج یابی
اگر تاكنون به تخت جمشيد مسافرت كرده باشيد متوجه شده ايد كه در تمامى پلكان ها و بيشتر قسمتهاى درونى كاخ ها (كه هنوز سالم مانده و قابل تشخيص است) و همچنين در سردر آرامگاه كوروش بزرگ در پاسارگاد (كه اكنون قابل تشخيص نيست) گل هاى 12 پرى نقش شده اند...
گنج ها و دفینه های ایران زمین بسیار و علم آنها نیز اسرار و رموز فراوانی دارد یکی از اینها فروهر است.
مقدمه
برخی معتقدند که نقش فروهر نقشی از خداست و خیلی هم معتقدند که نقشی از فرشته و... است ، که همه به کلی غلط اند! چون ایرانیان از آنجایی که از همان ابتدا یکتا پرست بوده اند و مایه افتخار همه ایرانیان است که برخلاف تمامی تمدن های هم عصر خود یکتاپرست بوده اند و بنابراین از آن جایی یکتاپرستان معتقدند هرگونه تصویری از خدا ، برابر با کفر است ، پس فروهر نقش خدا و یا نقشی همانند او ، نیست.

معنای واقعی فروهر
چهره فروهر یک پیرمرد سرد و گرم چشیده است که به حالت نصیحت قرار گرفته است. دست راست این نقش به حالت نیایش به سمت بالا قرار گرفته است (که نشانه بارز یکتاپرستی ایرانیان است) و در دست چپ این شخص یک حلقه قرار گرفته است که نشان عهد که همان حلقه عهد و دوستی یا حلقه پیمان است ، حلقه ازدواج و اعتقاد ایرانیان به ازدواج در کل دنیا نیز محسوب می شود ، است.
در بال فروهر از سه ردیف پر تشکیل شده است که نشان دهنده اعتقادات زرتشتیان که انسان را به اوج و افتخار میرساند یعنی:گفتار نیک و پندار نیک (اندیشه نیک) و کردار نیک است و دم وی هم از سه ردیف پر تشکیل شده است که نشان دهنده گفتاربد و کرداربد و پندار بد است که همین افکار بد اسان را به سوقط و تباهی می کشد و کنار دم وی هم دو شاخک وجود دارد که شاخک سمت راست نشان نیکی و شاخک سمت چپ نشان بدی است و دایره ای که مرکز این نقش قرار دارد ، که نشان دنیا باقی و روح و روان است و شاید هم اینکه دنیا بر اساس اعتقادات و کارهای آدمی می چرخد ، است و حلقه ای در دست که همان حلقه عهد و پیمان می باشد وهنوز در قبایل سرخپوست برای بستن قرارداد بین دو گروه با هم بسته می شود و جالب اینجاست که بدانیم همین حلقه های نامزدی و ازدواج نیز همین حلقه عهد است که زوجهای جوان آن را در دست می کنند . (توضیحات بیشتر از حوصله این بحث خارج است)
اگر تاكنون به تخت جمشيد مسافرت كرده باشيد متوجه شده ايد كه در تمامى پلكان ها و بيشتر قسمتهاى درونى كاخ ها (كه هنوز سالم مانده و قابل تشخيص است) و همچنين در سردر آرامگاه كوروش بزرگ در پاسارگاد (كه اكنون قابل تشخيص نيست) گل هاى 12 پرى نقش شده اند

كه دلايل مختلفى مبنى بر خوب بودن و مقدس بودن آنها بيان شده كه مهمترين آنها اين است: عدد 12 جزء معدود اعدادى است كه به 4 عدد تك رقمى قابل تقسيم است (2 و 6 و 3 و 4) و عددى است كه هم عدد ماقبل آن (11) فقط به يك و خودش قابل تقسيم است و هم عدد بعد آن (13) فقط به يك و خودش قابل تقسيم است.
همانطور كه گفته شد عدد 12 براى ايرانيان قديم به ويژه در عصر هخامنشيان بسيار عدد خوب و جالبى بوده اما بحث بعدى ما عدد 13 است ، كه متاسفانه در كشور ما عددى نحس محسوب مى شود ؛ اين مسئله را غربى ها (به علت اينكه خودشان به نحسى اين عدد اعتقاد داشتند) وارد كشور ما كردند و عملا يك تهاجم فرهنگى به راه انداختند. در حالى كه در جامعه ما (به ويژه در عصر هخامنشيان) اعتقاد بر اين بوده كه انسان در سيزدهمين روز از پيدايش خلقت و از پيوند خوردن ساقه دو گياه سبز و نازك (منظور سبزه اى است كه هنوز در سفره هفت سين وجود دارد) به وجود آمده و به همين دليل سيزدهمين روز از سال نو ر جشن مى گرفته اند و براى اين كه آن سال برايشان سرچشمه موفقيت ها شود ساقه دو گياه (سبزه) را به هم گره مى زدند و اگر دخترانى كه ديگر وقت ازدواجشان بود و از خداوند شوهرى خوب را طلب مى كردند ، اين كار را با دقت و وسواس بيشترى انجام مى دادند. پس بياييم روز 13 فروردين را به خاطر نحسى به دامن طبيعت نرويم ، بلكه به خاطر پاكى اين روز به دامن طبيعت رفته و اين روز را جشن بگيريم.
گنج یابی ، جادو و کیمیاگری
از اواخر سدهٔ یکم میلادی به بعد، از اوستن به عنوان مرجعی برای احضار روح و دیگر گونههای غیبگویی، اختربینی، ساخت طلسمشکن، و اسامی رمزی و ویژگیهای جادویی گیاهان و سنگها یاد میشد پلینی به اوستن و اقسام مختلف جادو از نظر او اینگونه اشاره میکند: غیبگویی از آب، هوا، ستارهها، چراغها، و دیگر ابزار، بعلاوهٔ ارتباط با مردگان (احضار روح)، استفاده از بدن انسان و مواد گوناگون حیوانی و داروها....
اوشتانه یا اوستَن، یک کیمیاگر و فیلسوف مغ ایرانی در زمان هخامنشیان بود.] او که یکی از کیمیاگران سلسلهٔ مغان زرتشت به شمار میرفت، در جریان لشکرکشی خشایارشا به یونان او را همراهی کرد و در آنجا به آموزش کیمیاگری و جادوگری پرداخت و چنان مورد استقبال قرار گرفت که بنا به گفتهٔ پلینی، بسیاری از فیلسوفان یونان همچون فیثاغورث، امپدکلس[، دموکریت، و افلاطون برای مطالعهٔ آن به خارج سفر کردند، و سپس برای آموزش آن بازگشتند.
وی همچنین در یونان، آموزگاری دموکریت (مبتکر نظریهٔ اتم) را بر عهده داشت از وی به عنوان نخستین نویسنده در جادوگری یاد میشود و همواره به عنوان یکی از اصلیترین مراجع کیمیاگری مطرح بودهاست و آثار بسیاری به او نسبت داده میشدهاست.[ مردم باستان کاوش سنگ جادو (سنگی که دارندهٔ آن میتوانست با بهرهوری از آن فلزات را به زر تبدیل کند و با دستیابی به انوشگی عمری دراز داشته باشد، در انگلیسی: philospher's stone) را از او میدانستند. با این حال به دلیل ضعف و عدم هماهنگی منابع بهجامانده دربارهٔ شخصیتی با این نام، برخی مراجع وی را شخصیتی افسانهای دانستهاند و یا به وجود چندین فرد گوناگون با این نام اعتقاد دارند.
بلوس مندس:
بلوس مندس(سدهٔ ۴ پیش از میلاد میگوید که چگونه از اوستن مغ دانش فرا گرفت. او ماجرای کشف متون حکمیمانهٔ باستانی را اینگونه بازگو میکند (مکانی که منجر به کشف لوح زمرد کیمیایی شد:
«هنگامی که ما در معبد بودیم، یک ستون کوچک اتفاقی شکست، که ما توجهمان جلب شد که درونش خالی بود. اما اوستن آشکار کرد که در درون آن کتابهای باستانی گرانبهایی حفظ شده و آنها را با شکوه خاصی به همهگان نشان داد. با خمکردن ما برای نگاه به درون، از اینکه دیدیم چیزی را جا انداخته بودیم غافلگیر شدیم، چراکه در آنجا به این سخن بسیار ارزشمند [منسوب به اوستن] پی بردیم: «طبیعت در طبیعت افسون میشود، طبیعت بر طبیعت فاتح میشود، طبیعت بر طبیعت چیره میشود».
پلینی تعریف اوستن از جادو را نیز بیان میکند: «آنچنان که اوستن گفت، انواع گوناگونی از آن وجود دارد، او ادعای غیبگویی از آب، ارواح، هوا، ستارهها، چراغها، حوضها و تیشهها، و یا بسیاری از دیگر روشها، و همچنین صحبت با ارواح و درگذشتگان را دارد.»[به گفتهٔ پلینی معرفی «مهارت عفریتی» توسط اوستن به یونانیان نه تنها «هوسی»[ در آنها برای جادو برانگیخت، بلکه یک «دیوانگی» محض در آنها به وجود آورد، تا جایی که بسیاری از فیلسوفانشان همچونفیثاغورث، امپدکلس[]، دموکریت، و افلاطون برای مطالعهٔ آن به خارج سفر کردند، و سپس برای آموزش آن بازگشتند همچنین اوستن دریونان، آموزگاری دموکریت (مبتکر نظریهٔ اتم) را نیز بر عهده داشت
پس می بینید که ایرانیان باستان مروج و خالق علوم مختلف و فرهنگ های قبل از اروپا - یونان و ...بودند.
فیلوی بیبلوس:
از جملهٔ آثار منسوب به اوستن، اکتاتک[ -به معنای نوشتهای در هشت کتاب- بود که فیلویِ بیبلوس[، در یک یا بیش از یک نسل پس از پلینیبدان اشاره کردهاست. او میگوید که این کتاب آموزش میدهد که خدا یک قوشسر (نوعی عفریت رایج در گوهرهای جادوگری) با تمام فضایل فلسفی یونان بودهاست.[
در دیگر منابع[
از اواخر سدهٔ یکم میلادی به بعد، از اوستن به عنوان مرجعی برای احضار روح و دیگر گونههای غیبگویی، اختربینی، ساخت طلسمشکن، و اسامی رمزی و ویژگیهای جادویی گیاهان و سنگها یاد میشد پلینی به اوستن و اقسام مختلف جادو از نظر او اینگونه اشاره میکند: غیبگویی از آب، هوا، ستارهها، چراغها، و دیگر ابزار، بعلاوهٔ ارتباط با مردگان (احضار روح)، استفاده از بدن انسان و مواد گوناگون حیوانی و داروها.[
شهرت او تا بدانجا فراگیر شد که در اواخر سدهٔ ۴ میلادی «او به یکی از مراجع بزرگ کیمیاگری تبدیل شده بود» و «بیشتر مکتوبات کیمیاگری سدههای میانه تحت نام او در گردش بود».
مرجعیت او در متون کیمیاگری عربی و پارسی هم ادامه یافت. برای نمونه میتوان به رسالهای عربی تحت عنوان «کتاب الفصول الاثنی عشر فی علم الحجر المکرم» (کتاب دوازده فصلی در پیرامون سنگ مکرم) اشاره کرد.[











