گنج یابی با رمزگشای خط باستانی ارمنی
خط باستانی ارمنی سابقه طولانی داشته و در برخی نسخه ها و گنج نامه ها از خطوط آن استفاده شده با توجه به اهمیت این خط و نیز کاربرد آن در گنج یابی و دفینه یابی در اینجا رمزگشا یا کلید آن جهت اطلاع گنج یابان و باستان شناسان آمده است:
با تاریخچه بسیار زیاد (پیش از بعثت پیامبر اکرم
|
الفبای ارمنی |
|||||
|
خواندن |
حروف کوچک |
حروف بزرگ |
حرف لاتین |
اعداد شمارشی |
|
|
1 |
Ayb |
ա |
Ա |
a |
1 |
|
2 |
Ben |
բ |
Բ |
b |
2 |
|
3 |
Gim |
գ |
Գ |
g |
3 |
|
4 |
Da |
դ |
Դ |
d |
4 |
|
5 |
Yech` |
ե |
Ե |
e |
5 |
|
6 |
Za |
զ |
Զ |
z |
6 |
|
7 |
Eh |
է |
Է |
ē |
7 |
|
8 |
Ët` |
ը |
Ը |
ə |
8 |
|
9 |
T`o |
թ |
Թ |
t῾ |
9 |
|
10 |
Zhe |
ժ |
Ժ |
ž |
10 |
|
11 |
Ini |
ի |
Ի |
i |
20 |
|
12 |
Liun |
լ |
Լ |
l |
30 |
|
13 |
Xeh |
խ |
Խ |
x |
40 |
|
14 |
C'a |
ծ |
Ծ |
c |
50 |
|
15 |
Ken |
կ |
Կ |
k |
60 |
|
16 |
Ho |
հ |
Հ |
h |
70 |
|
17 |
Dz'a |
ձ |
Ձ |
j |
80 |
|
18 |
Ghat |
ղ |
Ղ |
ł |
90 |
|
19 |
Cheh |
ճ |
Ճ |
č |
100 |
|
20 |
Men |
մ |
Մ |
m |
200 |
|
21 |
Yi |
յ |
Յ |
y |
300 |
|
22 |
Nu |
ն |
Ն |
n |
400 |
|
23 |
Sha |
շ |
Շ |
š |
500 |
|
24 |
Vo |
ո |
Ո |
o |
600 |
|
25 |
Ch`a |
չ |
Չ |
č῾ |
700 |
|
26 |
Peh |
պ |
Պ |
p |
800 |
|
27 |
Jheh |
ջ |
Ջ |
ǰ |
900 |
|
28 |
Rra |
ռ |
Ռ |
ṙ |
1000 |
|
29 |
Seh |
ս |
Ս |
s |
2000 |
|
30 |
Vew |
վ |
Վ |
v |
3000 |
|
31 |
Tiun |
տ |
Տ |
t |
4000 |
|
32 |
Reh |
ր |
Ր |
r |
5000 |
|
33 |
C`o |
ց |
Ց |
č |
6000 |
|
34 |
Hiun |
ւ |
Ւ |
w |
7000 |
|
35 |
P`iur |
փ |
Փ |
p῾ |
8000 |
|
36 |
K`eh |
ք |
Ք |
k῾ |
9000 |
|
37 |
Oh |
օ |
Օ |
ō |
10000 |
|
38 |
Feh |
ֆ |
Ֆ |
f |
2000 |
معرفی گنج و دفینه های دینی باستان
نامه تنسر
نوشته اي است كه تنسر موبد موبدان زمان اردشير به پادشاه طبرستان نوشته و او را به اطاعت از اردشير دعوت كرده است. اين كتاب شامل مطالب تاريخي اخلاقي و سياسي دوره ساسانيان است...
در قرن سوم قمري توسط يكي از پيشوايان زرتشتي نوشته شده و در مورد تاريخ آداب رسوم و ادبيات و مسايل ديني زرتشتي است كه خود از يك دايره المعارف بزرگ باقي مانده است كه تا قرن سوم باقي بوده است. ظاهرا آنرا در اواخر دوره ساساني تاليف كرده بودند
اين كتاب كه خلاصه اي از اوستاست در قرن پنجم نوشته شده است و در مورد قواعد ديني و تكوين جهان و تاريخ است
در زمان يزدگرد سوم در مورد داستان شاهان تاليف شده و از مراجع شاهنامه فردوسي بوده است
كتابي است در مورد تشكيلات اداري پيش از ساسانيان و ساسانيان
گاه نامك
كتابي است در مورد مشاغل و اسامي بزرگان فارس
نامه تنسر
نوشته اي است كه تنسر موبد موبدان زمان اردشير به پادشاه طبرستان نوشته و او را به اطاعت از اردشير دعوت كرده است. اين كتاب شامل مطالب تاريخي اخلاقي و سياسي دوره ساسانيان است
يادگار زريران
شرح حال پادشاهان باستاني ايران و جنگ با تورانيان
كارنامه اردشير بابكان
درشرح حال اردشير بابكان
زیگورات گنج ایران باستان
زیگورات چغازنبیل در استان خوزستان و در فاصله 40 كیلومتری جنوب شرقی شوش و 20 كیلومتری هفتتپه و در نزدیكی كرانه غربی رود دز جای گرفته است.اين آثار بقاياي مربوط به تمدن عيلام است كه در فاصله سي كيلو متري جنوب شرقي شوش و در كرانه غربي رودخانه دز واقع شده است چغازنبيل مركب از دو كلمه چغا به معني تپه و زنبيل به معني ظرفي كه از الياف ساخته شده است و در گذشته بسيار مورد استفاده قرار مي گرفته است و براي آساني حمل و نقل ، آن را از اشيا و مواد مختلف پر كرده و حمل مي كردند.
زيگورات بناي خشتي تو پر فاقد فضاهاي داخلي است كه سطح خارجي آن داراي پوششي از آجر است. ابعاد قاعده زيگوراتها مربع و يا مستطيل و اندازه آنها بين 50 در50 يا40 در 50 متر متغير است. از نظر موقعيت جغرافيايي تا قبل از كشف زيگورات سيلك بين سومر - بابل - آشور و جنوب غربي ايران توزيع شده اند.براي نخستين بار در فلات مركزي ايران نيز از بقاياي زيگوراتي در سيلك كاشان خاك برداري شده است. تاكنون هيچ يك از زيگوراتهاي شناسايي شده بطور سالم و كامل باقي نمانده است و لذا ارتفاع اصلي آنها مشخص نشده است. دست رسي به فوقاني ترين طبقه زيگورات بوسيله پله كان و يا راه شيب دار صورت مي گرفت. فضاهاي اطراف زيگورات ها را با درختكاري و يا مرغ فضاسازي مي كردند.
محوطه باستاني و معماري عظيم معبد جغازنبيل
به طور كلي زيگورات ها جايگاه يا معابدي هستند كه در دوره كهن مردم بين النهرين (منطقه اي ميان دو رود دجله و فرات )براي خدايان مورد پرستش خود بنا مي كردند و در قسمت انتهايي آن به پرستش خداي خويش مي پرداختند و چون اين معابد در بين النهرين به نام زيگورات معروف شده و عيلامي ها مقارن با حضور تمدن بين النهرين در شوش حكومت مي كردند نام زيگورات به خود گرفتند.
زیگورات چغازنبیل در استان خوزستان و در فاصله 40 كیلومتری جنوب شرقی شوش و 20 كیلومتری هفتتپه و در نزدیكی كرانه غربی رود دز جای گرفته است.اين آثار بقاياي مربوط به تمدن عيلام است كه در فاصله سي كيلو متري جنوب شرقي شوش و در كرانه غربي رودخانه دز واقع شده است چغازنبيل مركب از دو كلمه چغا به معني تپه و زنبيل به معني ظرفي كه از الياف ساخته شده است و در گذشته بسيار مورد استفاده قرار مي گرفته است و براي آساني حمل و نقل ، آن را از اشيا و مواد مختلف پر كرده و حمل مي كردند. آثار باستاني چغازنبيل شامل زيگورات يا معبد عظيمي است كه به وسيله اونتاشگال پادشاه عيلامي براي خداي اينشوشيناك در حدود سال 1250 پيش از ميلاد ساخته شده است.زيگورات جغازنبيل بناي عظيمي است به صورت هرم طبقه طبقه اي يا پله پله اي كه هر طبقه آن بر روي طبقه پايين تر اما از كف زمين ساخته شده است.طبقه اول بزرگترين طبقه بوده و به صورت مربع با اندازه بيروني 103*103 متر بنا شده است.( در برخي منابع 100*100 هم نوشته شده اشت)
اين زيگورات در محوطه كوچكي قرار داشته كه جايگاه رب النوع اينشوشيناك يا الهه اينشوشيناك خداي عيلامي ها بوده و در زمان پادشاه عيلامي به نام اونتاش گال ساخته شده است . محوطه چغازنبيل به وسيله ديوار عظيمي كه دور تا دور آن را فرا گرفته ،محصور شده است.ديوار داخلي ديگري دور تا دور ساختمان مركزي را در بر مي گيرد و محوطه اي در حدود 400*400 متر را به عنوان حياط در اطراف ساختمان به وجود مي آورد.در نقاط مختلف اين ديوار هفت دروازه وجود دارد كه حياط هاي اطراف ساختمان را با محوطه اطراف زيگورات مربوط مي سازد .ساختمان اصلي زيگورات چغازنبيل در اصل پنج طبقه بوده و اينك بر اثر مرور زمان دو طبقه فوقاني آن از بين رفته است.بقاياي معماري سه طبقه موجود هم اكنون از آجر برپاست.در حال حاضر باقيمانده زيگورات در حدود 25 متر ارتفاع دارد ولي به نظر مي رسد در اصل ساختمان حدود 50 متر ارتفاع داشته كه طبقات آن به وسيله پلكان به هم ارتباط داشته است.دروازه اصلي در قسمت جنوبي مجموعه داراي آجر هاي تزئيني با لعاب رنگارنگ به رنگ هاي آبي و سفيد و نقوش تزئيني است و اسم سازنده زيگورات يعني اونتاشگال پادشاه ايلامي بر روي آنها به خط ميخي عيلامي ديده مي شود.نام اينشوشيناك خداي بزرگ عيلامي نيز تكرار شده است.
در باره كاربرد این سه بنا نظریههای متفاوتی عرضه شده بود. رومان گیرشمن سرپرست هیئت كـاوش چغـازنبیـل و نیز آندره پـارو از آن به عنوان آ«پـوستامنـتآ» به معنای پایه مجسمه نام بردهاند. عدهای دیگر آنرا سكو، نیمكت، مذبح، محراب و قربانگاه دانستهاند؛ و بعضی دیگر به دلیل شكل نیمدایرهای بنای بازسازی شده از آن به عنوان تریبون سخنرانی یاد كردهاند. غافل از آنكه شكل نیمدایرهای آن تنها به این سبب بوده كه تنها یك نیمه آن به دست مرمتگران بازسازی شده است. البته و بیگمان احتمال آ«پایه مجسمهآ» بودن این بنا منافاتی با كاربرد تقویمی آن ندارد.
در چهار سوی این سه بنا، چهار آفتابسنج آجری به شكل تاقنما یا پنجرهنما ساخته شده است كه با آفتابسنجهای رصدخانه نقشرستم شباهت ظاهری دارند.
به گفته دكتر غياث آبادي این سه بنا كه بر روی هم مجموعه واحدی را تشكیل میدهند، یك رصدخانه یا تقویم آفتابی برای سنجش گردش خورشید و به تبع آن نگهداشتن حساب سال و سالشماری و استخراج تقویم و تشخیص روزهای اول و میانی هر فصل سال یا اعتدالین بهاری و پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی بوده است.تغییرات زاویه بین گوشههای آفتابسنجها (كه تعدا آنها در مجموع به 12 عدد میرسیده است) با تغییرات زاویه طلوع خورشید در آغاز هر یك از فصلهای سال برابر است. یا عبارت دیگر این آفتابسنجها به گونهای طراحی و ساخته شدهاند كه بتوان هنگام طلوع یا غروب خورشید با مشاهده سایههای متشكله در آن، آغاز یا میانه هر یك از فصلها كه منطبق با اعتدالهای بهاری یا پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی میباشد را تشخیص داد. اینگونه گاهشماری كه نه مبتنی بر ماههای دوازدهگانه، كه بر مبنای تقسیم برابر فصول به بازههای زمانی برابر است، در نظام گاهشماری گاهنباری ایران بكار میرفته است
موضوعات مرتبط: سکه هاو دوران های باستانی
برچسبها: زیگورات , تدفین , باستانی , ایلام , عیلام , رب النوع , چغازنبیل
نماد سنگ نگاره بز کوهی در دفینه و گنج یابی
ما در سنگ نگاره ها عموما ما با طرح " بز کوهی نر" و" کل" و " اندرمیش "مواجهیم. چگونه بز نر می تواند نماد باوری و رویش باشد؟ بزی هایی با شاخ هایی بلند و سرکش ، از روی نگاره ها میتوان دریافت که انگار برای کسانی که این نقوش را می آفریده اند بلندتر بودن شاخ بزها به نوعی برتری داشته و میل بیشتری بوده تا بزهایی با شاخ های بلند تر نقش شوند. آیا مشیه و مشیانه از شیر بز کوهی نر می نوشیده اند؟
ربط این بز ها به داستان مشیه و مشیانه بسیار غیر محتمل می نماید.اما به هر حال بزها در کنار سرچشمه های آب قرار دارند و این واقعیتی است عینی. پس به واقع چرا این سنگ نگاره ها حک شده اند؟
جواب به این سوال مسلما دقیق و واضح نخواهد بود.هر چه گفته شود..
بی شک سنگ نگاره های ایران نشان از تاریخی دور و دراز در این سرزمین دارند. نشان هایی از حیوانات ، انسان ها ، گیاهان و زندگی . همه و همه را می توان بر روی سنگ نگاره ها یافت و می توان ساعت ها بر روی آن ها مطالعه کرد و از طرق گوناگون به بررسی آن ها پرداخت. اما شاید نماد شناسی سنگ نگاره ها یکی از بهترین راه ها برای یافتن زبانی مشترک بین ما و کسانی که این نگاره ها را بر روی سنگ ها آفریده اند باشد. با نگاهی اجمالی بر نگاره ها می توان به سرعت یافت که نقش بز بیشترین نقش موجود بر روی این نگاره هاست.در مورد چرایی نقش بستن بز بر روی این سنگ نگاره ها تاکنون به صورت خلاصه به مواردی اشاره کرده اند ، مهم ترین و معروف ترین آن ها اشاره ای است به داستان آفرینش انسان ، داستان روییدن گیاهی با دو برگ ( احتمالا ریواس ) از نطفه ی کیومرث و هنگامی به صورت انسانی در دو جنس ( مشیه و مشیانه ) در آمد.بز کوهی در این داستان حیوانی است که از مشیه و مشیانه محافظت می کند و آن دو از شیر آن می نوشند. به همین دلیل فرض شده است که بز نشان باروری و رویش است .
نکته ی جالب اینجاست ، نقوش بز کوهی همواره در کنار سرچشمه های آب پیدا می شوند. فرقی نمی کند در کجای ایران به دنبال سنگ نگاره ها بگردید. در هر حال سرچشمه ی رود ها بهترین یاری دهنده برای پیدا کردن نگاره هاست1. آب نیز خود شروع رویش و باروری است ، آب زهدان همه ی عالم است ، بی دلیل نیست که الهه ی آب آناهید است .دوشیزه ای برومند ، زیبا و ... 2
پس نقوش بز مسلما به آب و سرچشمه های آن و باروری مرتبط بوده اند. با کمی مطالعه ی سنگ نگاره ها می توان به این امر رسید که عموما سنگ نگاره های اولیه و قدیمی تر تنها به نقش بز محدود می شده اند و در مناطقی که بعدا و در دوره های متاخر تر طرح هایی بر روی سنگ نگاره ها اضافه شده ( به مانند تیمره ی خمین ) نقوش دیگر مانند انسان و شتر و حتی نوشته هایی به زبان عربی نیز می توان پیدا کرد.3 با توجه به حروف شبه عیلامی که در بسیاری مناطق بر روی سنگ نگاره دیده میشود قدمت نگاره ها به دوران قبل از آریایی شدن ایران باز میگردد.بسیار پیش تر از زمانی که اسطوره ی آفرینش کیومرث توسط اورمزد بیان شود. ناگفته پیداست که اسطوره های آفرینش توسط اورمزد بیشتر در دوره ی ساسانیان بسط داده شده و رواج یافته ( هرچند که بسیار قدیمی تر می نمایند ) و در دوره های قبل تر از جمله هخامنشیان نشانی از اسطوره هایی که به گونه ای به دین زرتشت منتهی شوند یافت نمی شود. ( به عنوان مثال در هیچ نوشته ی هخامنشی نامی از زرتشت نیامده است ) در قبل از ساسانیان به راحتی می توان نشان میترایسم را پیدا کرد. هرچند با فرض این که کسانی که نگاره ها را خلق کرده اند از اسطوره ی کیومرث و ماجرای مشیه و مشیانه هم آگاهی داشته باشند ، چرا بایستی نقش بز را به عنوان نماد سرچشمه های آب در همه جا رسم کنند ؟ شاید رسم کردن نقش گاوی که به همراه کیومرث بوده محتمل تر بوده است!4

نکته ی جالب تر نقش زایندگی آب است ، آب همواره نشان زایندگی بوده است.سرچشمه ی زایندگی نیز مادینه است ، مادینه ای مقدس ، همواره در بسیاری از دین ها و اسطوره ها سرچشمه ی زندگی و باروری به صورت موجودی مادینه تصور می شده است.5 به ویژه در جوامع کشاورزی و مادر سالار که ارتباط بسیار نزدیک به طبیعت داشته اند. ( و عموما نوعی از ادیان طبیعت پرستی داشته اند = پگانیسم 6 ) به عنوان مثال آناهید که تحت عنوان خدای آب های نیرومند بی آلایش از او یاد می شود.
اما در سنگ نگاره ها عموما ما با طرح " بز کوهی نر" و" کل" و " اندرمیش "مواجهیم. چگونه بز نر می تواند نماد باوری و رویش باشد؟ بزی هایی با شاخ هایی بلند و سرکش ، از روی نگاره ها میتوان دریافت که انگار برای کسانی که این نقوش را می آفریده اند بلندتر بودن شاخ بزها به نوعی برتری داشته و میل بیشتری بوده تا بزهایی با شاخ های بلند تر نقش شوند. آیا مشیه و مشیانه از شیر بز کوهی نر می نوشیده اند؟
ربط این بز ها به داستان مشیه و مشیانه بسیار غیر محتمل می نماید.اما به هر حال بزها در کنار سرچشمه های آب قرار دارند و این واقعیتی است عینی. پس به واقع چرا این سنگ نگاره ها حک شده اند؟
جواب به این سوال مسلما دقیق و واضح نخواهد بود.هر چه گفته شود مجموعه ای از احتمالات است ، که مسلما هر چه اطلاعات جمع آوری شده بیشتر و دقیق تر باشد جواب نیز به واقعیت نزدیک تر است.
ابتدا از مشاهده ی نوع حکاکی ها شروع میکنیم.مسلما بایستی سنگ نگاره ها در دوره های گوناگونی حک شده باشند.اما با کمی مشاهده می توان قدیمی تر بودن بعضی را تشخیص داد.اختلاف رنگ ها ، و میزان هوازدگی با کمی دقت مشخص میشوند 7. و در مناطقی که سنگ نگاره ها عموما بکرتر هستند و کمتر نقوش جدید در کنار آن ها حک شده است می توان به راحتی به آنچه میخواهیم برسیم.
اولین چیزی که به ذهن خطور میکند شبیه بودن بز های رسم به شده به هم دیگر است.در مناطقی که فاصله ی بسیار از هم دارند بز ها همواره شبیه به هم رسم شده اند. و حتی نوع حکاکی ها نیز غالبا شبیه به یکدیگر می باشد8. و از همه مهم تر مناطقی که حکاکی ها انجام گرفته نیز یکسان می باشد ؛ همواره در سرچشمه ی رودها ؛ چیزی به ذهن آدم می رسد که آیا کسانی که این حکاکی ها را انجام داده اند آموزش دیده بودند؟ منظورم از آموزش دیدن ، گروهی آموزش دیده و اعزامی از طرف یک دولت برای انجام حکاکی ها نیست ، بیشتر منظورم نوعی از آموزش آیینی و مذهبی است.آموزشی مذهبی که مردم عادی دیده باشند و کار حکاکی ها آنقدر عمومی باشد که مردم به مانند فریضه ای عادی به آن پرداخته باشند. اما چرا در کنار سرچشمه های آب؟
ایران همواره سرزمین کم آبی بوده است ، و به علت کوهستانی بودن و شیب زیاد آبرفت رودخانه ها بسیار کم ته نشین میشده ، به همین خاطر زمین ها حاصلخیز نبوده است ، بر خلاف منطقه ی بین النهرین که زمین هایی هموار دارد و به همین خاطر آبرفت هایی بسیار حاصلخیز از ته نشین شدن گل و لای رودخانه ها در آنجا تشکیل شده است 9. پس وجود بز ها در ایران عموما به خاطر تشکر از آب نبوده است! و همین طور تشکر از بزی که به اجدادمان شیر داده است. بزها به خاطر ترس از خشکسالی و بی آبی آنجا قرار داشتند. به جای آناهید خدای مادینه ی زیبای آب های نیرومند ، بایستی به دنبال خدای خشکسالی رفت! در اینجا تیشتر قدعلم میکند. ماجرای تیشتریه و دیو خشمگین خشکسالی! اپوشه دیو خشکسالی است که عامل تباه کنندگی زمین است و تیشتر ( همان درخشان ترین ستاره ی آسمان10 ) به نبرد با اپوشه می رود. آن دو در هم می آمیزند و تشیتر شکست میخورد. تیشتر به نزد هورمزد می رود و علت ناکامی اش را کامل نبودن نیایش مردم و کافی نبودن قربانی ها بیان می کند! اهوره مزادا خود شخصا برای تیشتر قربانی میکند.و از آن پس همه ی مردم برای این که تیشتر بتواند بر خشکسالی فایق آید برای او قربانی میکردند. و پس از قربانی کردن برای تیشتر است که آب میتواند بی مانع در میان مزارع و رودها جاری شود. بسیار محتمل می نماید که بزهای نری که در کنار سرچشمه ی آب های جاری نقش شده اند ، نشانی از قربانیان انسان ها برای تیشتر باشند.قربانیانی که از ترس از خشکسالی به تیشتر اهدا شده اند و سنگ نگاره ها نشانی از آن ها برای یادآوری کردن به تیشتر است که ما برایت قربانی کرده ایم ، تو نیز آب ها را در رودها جاری کن.11

احتمال دیگری نیز بسیار واضح به چشم میخورد : ما ایرانی ها معتقدیم که همه ی اسطوره ها و داستان ها دنیا از ما شروع می شود ؛ هرچند که زیاد هم بیراه نیست ، به عنوان مثال تمامی ادیان امروزی جهان حتی ادیان سامی کاملا وابسته و شکل گرفته از میتراییسم هستند12 ؛ اما در دنیایی که به راحتی اسطوره های ما به همه جا میرفته است بعید نیست که اسطوره های دیگران نیز به نزد ما آمده باشد." کوروکوپیا " 13 شاخ وفور نعمت بود ، بزی که با شکستن شاخ هایش به زیوس غذا می داد ، شاخ های او مملو از میوه های جادویی بود ، داستانی شبیه به داستان مشیه و مشیانه با این تفاوت که شاخ های بلند بزهای نقش شده در این داستان توجیه پذیر ترند.
گنج یابی و شناخت ضرب سکه ها
یکی از معضلات و مشکلات بزرگ در گنج یابی ضرب سکه های تقلبی و کلاهبرداری عده ای با نام حفار دفینه و زیرخاکی می باشد . متاسفانه عده ای از جهل افراد در زمینه گنج یابی و دفینه استفاده کرده و با فروش سکه های ضرب شده تقلبی اقدام به کلاهبرداری می کنند.
در این تاپیک میخواهیم شمارو با روش های جعل سکه ها آشنا کنیم و با ترفندهایی که بدل کاران سکه ها رو ضرب کرده و با اونا پول زیادی به جیب میزنن رو بهتون آموزش بدیم تابدام این شیادان ادم فریب نخورید و مراقب باشید که پولتونو بی خودی هدر ندهید.
دوستان ببینید طلا جزو فلزاتی هست که به کمال مطلق رسیده و درصد هوازدگیش میشه گفت خیلی کمه چیزی در حد صفر.فقط اون اجرامی که تو فلز طلا مشاهده میشه بهش پاتین میگن این از مبحث چگونگی ضرب طلا تو زمانهای قدیم رو میخواهیم براتون آموزش بدیم که استفاده کنین:
چگونگی ضرب سکه در باستان:
در ابتدا دو قالب پشت و رو برای دو روی سکه بوسیله حکاک های هنرمند ویا دست حک می شد وسپس شروع بضرب سکه می نمودند.اکثر وسیع سکه های باستانی با دست ضرب شده اند. بطوریکه قالب روی سکه را که با دست نگه میداشتند بر روی قالب پایینی پشت سکه قرار داده و در بین دو قالب سکه خام قرار می دادند سپس بوسیله چکشی که در دست ضراب بودبه قالب ضربه وارد میشد.ضربه ها بوسیله قالب بر روی سکه های خامی که بطور منحصر بفرد ریخته گری ویا بوسیله اسکنه از شمش جدا شده بود وارد می شدند. در نتیجه نقش قالبها بر روی سکه که اغلب لبه های آنها بر اثر تنش ناشی از ضربه چکش ترک برمی داشتند نقش می بست.

سکه به ۲ روش ساخته میشد؛ یا با ریختن فلز مذاب در یک قالب و یا با کوبیدن چکشی که نقش خاصی رویش حک شده بود، بر تکهای فلز. به روش اول قالبگیری و به روش دوم، ضرب چکشی سکه میگویند.سکهی داریوشی از زرناب بود. در زمان هخامنشیان هیچیک از حکام و پادشاهان محلی حق نداشتند بدون اجازهی داریوش به نام خود سکه زنند، فقط اجازه داشتند با اجازهی داریوش سکهی نقره بزنند، چرا که ضرب سکهی طلا در انحصار مرکز بود. البته بعضی ساتراپیها "ایالت یا استان" هم که در ادارهٔ امور داخلی خود آزاد میبودند سکههای مخصوص به خود ضرب میکردند که مثلاً تصویر الههٔ مورد پرستششان روی آنها نقش شده بود.

چگونگی ضرب سکه توسط شیادان و روشهای آنها:
ببینید دوستان اون شیادانی که میخان سکه های تقلبی خودشونو به اسم طلای حقیقی بفروشن چند تا ترفند داره که می تونین با روشی که بهتون میگیم اونا رو بفهمین . همشه شیادانی که سکه روضرب می کنند وبا پتک یا هرچیزی بهش ضربه وارد میکنن یک طرف سکه کاملا صاف وطرف دیگه حالتی خمیده پیدا میکنه البته نه کامل خمیده مقداری که معلوم نشه ولی تو اون سکه ای که بدله قشنگ معلوم میشه از این روش میتونین بهش پی ببرین روش دیگش هم زدن محک به طلاست که عیار و اصل وبدل بودنشو تایید میکنن.
ترفنده های اونا هم اینطوریه که میگن 1000 تا سکه از زیر زمین در اوردیم و یه اصلیشو بهتون نشون میدن و طمع شما رو برانگیخته میکنن میرین سر معامله . میبینیت توی یه کیسه صدای خش خض سکه ها میاد اونو میارن نشون میدن و شما میبینین جنسا اصله خوب تا اینجا کار رو به راهه. میریم سر معامله اونا یه قیمت بالایی پیشنهاد میکنن که شما نتونی اون مبلغو بهشون بدی و کیسه رو تو اون لحظه میندازن یه جایی که شما نبینی . این حالت لحظه حیاتیه کیسه ها عوض میشه و طمع شما شعله ور شده بعد از چقدری چونه زدن شما قبول میکنین و میگین باشه.کار تمومه دیگه کیسه ها عوض شده وسکه های بدل اماده تحویل گرفتن توسط شما هستن . پولو دریافت میکنن و شما هم کیسه رو . میگن زود برو که از نیروی انتظامی دارن میان.شما هم از یه طرف حرص پول و ثروتمند شدن از یه طرف هم ترس از اینکه پلیس شمارو نگیره میذارین پا به فرار و اونا هم همینطور.ما را بخیر و شمارو به سلامت.این یکی از روشهای مهم اونا بود که براتون گفتیم چند تا روش ویژه و مهمی دارن که دیگه مجالی می خواهد
بعدا میفهمین که چه کلاه گشادی سرتون رفته .هزار اه و فغان اگه بخای تو اون لحظه هم همون کیسه سکه های اصلی رو ببری نمیذارن افه میان و کار به جاهای باریکی میکشه که... بماند
این روش های ضرب سکه و ترفنده های شیادان بود.مواظب باشین به دام اونا گرفتار نشین
گنج یاب و باستان شناس بزرگ رومن گیرشمن
یکی از باستان شناسان معروف و به عقیده عده ای گنج یاب بزرگ گیرشمن است کسی که دفینه و گنج های بسیاری را در ایران شناسایی و از دل خاک بیرون آورد گنج ها و دفینه های کشف شده وی یکی از بزرگترین مجموعه گنجینه های ایران را شامل می شود.
رومن گیرشمن (۱۸۹۵-۱۹۷۹) (به فرانسوی: Roman Ghirshman) باستانشناس فرانسوی بود.
وی در خارکف اکراین در خانواده ای یهودی به دنیا آمد. به سال ۱۹۱۷ به پاریس نقل مکان کرد تا باستانشناسی و زبانهای باستانی را فراگیرد، تحصیلاتش را در دانشگاه سوربن، مدرسه تحصیلات عالیه و مدرسه عالیه لووربه پایان رسانید. اولین کار تجربی او زمانی بود که همراه با یک هیئت باستانشناسی فرانسوی به تلو واقع در کشور عراق رفت (۱۹۳۰).وی بیشتر به آثار باستانی ایران علاقمند بود، در سالهای بعد، در راس هیئتی همراه با همسرش، تانیا گیرشمن به ایران آمد و به حفاریهایی در تپه گیان نهاوند، زرامین سفلی، لرستان، اسد آباد، تپه سیلک، بگرام،بیشاپور و شوش پرداخت.
وی در ۱۹۴۹ سفری به کوههای سختگذر بختیاری کرد و برای نخستین بار در ایران موفق به کشف غاری که مسکن انسانهای عصر نوسنگی بود گردید.
مطالعات وی در چغازنبیل در ۴ جلد چاپ گردیده، و هم چنین وی گروه کاوش در جزیره خارک، ایوان کرخه، و آثار پارتهادر مسجد سلیمان خوزستان را سرپرستی کرد.
نوشتهها
گیرشمن آثار زیادی در زمینه باستانشناسی، تاریخ، کتیبهها و سکههای ایرانی و افغانستان از خود به یادگار گذاشت و بارها از طرف انجمنهای مختلف از او به خاطر خدمت به فرهنگها تجلیل به عمل آمد. با ۳۰۰ یادداشت و ۲۰ کتاب منتشر شده، گیرشمن پربارترین و مورد توجهترین کارشناس درباره ایران باستان بود. برخی از تحقیقات وی دربارهشوش هنوز منتشر نشده، اما راهنمای باستانشناسان دیگر مانند هنری گش (Henri Gashe) در مطالعات باستانشناسی در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در ایران بودهاست.
از مهمترین آثارش کتاب "ایران از آغاز تا اسلام" است که در ایران توسط دکتر محمد معین در سال ۱۳۳۵ هجری خورشیدی ترجمه شد.
یاد و نامش زنده باد...
گنج و سکه های ساسانی
پس از فتح ایران به دست اعراب، مقدار زیادی سکه به دست اعراب افتاد که به هر یک از هزار نفر سرباز عرب، دوازده هزار درم رسید. سکههای ساسانی، نازک و ساده و تا حدی فاقد ظرافت و کار هنری است. مسکوکات شاهان بدوی به مراتب ظریف تر از شاهان بعدی میباشد. سکهی شاهان آخری، پهنتر و نازکتر و در زمان خسرو یکم به حد اعلای بزرگی رسیده است.مورخین ارمنی نوشتهاند که هنگام به تخت نشستن هر شاهی، مقدار سکهای که در خزانه موجود بوده، ذوب و به نقش شاه جدید، سکه زده میشده است....
سکههای دوره ساسانی از طلا و نقره و مس و برنج و سرب و گاهی از فلزات مرکب: مس و قلع و سرب بوده است. سکههای زرین را دینار و سیمین را درم "Drachm" و پول خورد مسین را پشیز "Unit" مینامیدند. سکههای کوچک نقره هم به نام دیوبول (نیم درم)، اوبول و دانگ (یک ششم درم)، همیوبول (یک دوازدهم درم) بوده است. سکه های نقره "یک درم" در وزن های 3.50 تا 4.20 گرم دیده شده اند. و سکه های چهار درهم سیمین با وزن حدود 13.7 گرم می باشد، از سکههای نقره زیاد و در نواحی مختلف ایران و افغانستان کنونی، به دست آمده ولی سکه طلا نادر و کمیاب است و جهت آن نیز واضح است. زیرا طلا بیشتر برای زینتآلات مورد استفاده قرار گرفته و چون ارزش زیادتری دارد، در تغییر سلسلهها و تحولات تاریخی، بیشتر به یغما رفته و یا به مسکوک جدید تبدیل گردیده است. اردشیر پایه گذار سلسله ی ساسانی به ضرب چندین نوع سکه پرداخت که بسیاری از این سکه ها خیلی خوب ضرب شده و دارای ارزش هنری نسبتا بالایی هستند و پس از او شاپور شیوه ی اردشیر را در ضرب سکه ادامه داد و سکه های زیبایی به سفارش وی ضرب نمودند. سکه های آن بر دو روش صورت شاه و پدرش پاپک بهطور وضوح نقش شده و بر روی نوع دیگر آن شکل اردشیر از روبرو نقش گردیده و پشت آن نقش آتشدان است و روی آن " خداپرست خدایگان"و"مزدیسنا بغ" نوشته شده. خوشبختانه تقریباً همه سکه های شاهان ساسانی پیدا شده است. از سکههای ساسانی پارهای زیاد به دست آمده و فراوان است، مانند سکهی خسروپرویز که تقریباً 37 سال سلطنت کرد و چندین مرتبه سکه زد. ولی سکهی پوراندخت بسیار کمیاب است.
تا زمان بهرام، عنوان روی سکهها، ملکان ملکا، شاهان شاه، بوده ولی از آن به بعد، ملکان ملکا ایران و انیران، نوشته شده است. در بیشتر مسکوکها، از زمان بهرام پنجم (420-438 م) به بعد، القاب پادشاه نوشته شده و پشت سکه، عموماً شکل آتشدانی است که در وسط دو نفر قرار گرفته. پشت سکهی شاهان محلی فارس در زمان سلوکیها و اوایل پارتها نیز شکل آتشدانی بوده است.
سکههای شاهان ساسانی هر کدام به نقش خود آنها مزین بوده است.
عنوان خدایگان از زمان یزدگرد دوم به بعد از روی سکهها برداشته شد، کلمات ملکان ملکاومن (از) هزوارش و از لغات آرامی بوده که بدان شکل نوشته میشد ولی تلفظ آن پهلوی بوده است.
در روی سکههای ساسانی، نام شهرهایی که سکه در آنجا زده شده با علامت اختصاری مشخص گردیده است. مثلاً: "ست" علامت شهر استخر، "بز" علامت شهر بزم قباد (شهری در میان رودان که قباد آن را بنا کرده بود)، "رام" علامت شهر رامهرمز، "اب" علامت شهر ابرکوه، "ابر" علامت شهر ابرشهر (یکی از شهرهای خراسان) "اهم" علامت شهر اهمتانا (همدان)، "مر"علامت شهر مرو، "ای" علامت شهر ایران، "فر" علامت شهر فرغانه، "شی" علامت شهر شیرجان، "از" علامت شهر زرنک، "سک" علامت شهر سکستان، "ارت" علامت شهر اردشیر خوره، "ام" علامت شهر آمل، "دا" علامت شهر دارابگرد و… عده شهرهایی که در آنها سکه زده میشده تا 115 شهر نوشتهاند.
اکثر سکههای ساسانی تاریخ داردند و ابتدای سلطنت پادشاه، روی آن نوشته شده و مثلاً روی یکی از سکههای انوشیروان که در سال چهل و چهارم سلطنتش زده شده، نوشته "چهارچهل". عبارت سکهها، تقریباً به یک مضمون و اینطور بوده است، مزدیسن بغ … ملکان ملکان ایران و انیران "منوچیتری من یزتان" یعنی "خداپرست خدایگان …، شاهنشاه ایران و غیر ایران آسمانی از نژاد خدایان" و در سکهی شاهان زن، به جای ملکان ملکان، ملکتان ملکت نوشته شده. پشت سکهها، جملهی "نورا … شاه" یعنی "آتش … شاه" نوشته شده. آخرین سکه ساسانی از یزدگرد سوم است که در سال بیستم پادشاهیاش یعنی همان سالی که در مرو کشته شد، در یزد زده شده است ولی در تبرستان تا اواخر قرن دوم هجری (حدود سال 195 ق) سکهی پهلوی دیده شده و به طوری که نوشتهاند تا حدود قرن پنجم هجری همین رویه را معمول میداشتهاند.
پس از فتح ایران به دست اعراب، مقدار زیادی سکه به دست اعراب افتاد که به هر یک از هزار نفر سرباز عرب، دوازده هزار درم رسید. سکههای ساسانی، نازک و ساده و تا حدی فاقد ظرافت و کار هنری است. مسکوکات شاهان بدوی به مراتب ظریف تر از شاهان بعدی میباشد. سکهی شاهان آخری، پهنتر و نازکتر و در زمان خسرو یکم به حد اعلای بزرگی رسیده است.مورخین ارمنی نوشتهاند که هنگام به تخت نشستن هر شاهی، مقدار سکهای که در خزانه موجود بوده، ذوب و به نقش شاه جدید، سکه زده میشده است.
در اوایل اسلام، همان سکههای ایرانی و رومی میان مسلمین رواج پیدا کرد و به تدریج که دایرهی شخصیت و نفوذ خود را گسترش دادند، مبادرت به ضرب سکه کردند. سکههای نخستین اسلام مخلوطی از طرح و نقوش ایرانی و عربی بود. به قول "مقریزی"، نخستین خلیفهای که در اسلام سکه زد، عمربن خطاب در سال 18 هجری بوده است و سکههایی با نقش و طرح ساسانی زد که در بعضی از آنها جملهی "الحمدلله محمد رسولالله" و در برخی "لا اله الا هو" اضافه شده و پارهای، قدیمترین سکه اسلامی را متعلق به سال 28 هجری دانستهاند. در بصره هم سکههایی، به نام درهم زدند ولی رواج پیدا نکرد. در سال 61 هجری در یزد سکه هایی زده شده که دور آن به خط پهلوی این عبارت "عبدالله زبیر امیر المومنین" نوشته شده ولی همه این سکهها و بسیاری دیگر از سکههای متداول، همان سکههای ساسانی یا شبیه به آن با الحاق عبارات اسلامی که گاهی آن عبارات به خط عربی و گاهی پهلوی بوده است.
تاثیرات جنگ داخلی بر ضرب سکه در شاهنشاهی ساسانی
چنین می نماید که در شاهنشاهی ساسانی نظارت مرکزی دقیقی بر ضرب سکه وجود داشته است در واقع سکه های خسرو دوم بر وجود این تشکیلات مرکزی در اواخر سده ششم واوایل سده هفتم میلادی گواهی می دهند .دگرگونی سکه ها به صورت یکنواخت انجام می گرفت و با صرفنظر از چند استثناء ، تاثیر سازمان مرکزی ضرب سکه و کارایی حکومت ساسانی رانشان می داد . یک استثناء در این مورد ، در سال های نخستین فرمانروایی خسرو دوم دیده می شود . در طی دو سال نخست سلطنت خسرو دوم ، جنگ میان او و سردارش بهرام ششم ، که توانسته بود تاج بر سر نهد ، درگرفت . خسرو دوم بناچار از کشور گریخت و به بیزانس پناه برد .بی گمان در کشور پریشانی پدیدی آمد و دو سال نخست ، سکه های مختلفی برای آن دو زده شد و حتی در یک سال در یک شهر به نام هر دو آن ها سکه زدند بهرام در سال دوم (591م) به شمال شرق ایران رانده شد واو در آنجا برای آخرین بار سکه زد. خسرو دوم پس از آن ، توانست تصویر های سکه ها را اصطلاح کند و به جای تاج کنگره دار سال اول ، تاج بالدار با عبارت جدیدی بر گزیند . سکه های خسرو دوم و تاجی که در سال های دوم تاسی و نهم شاهنشاهی اش بر گزید، تاج بالدار و نماد ایزد بهرام بود . این گزینش ، نشانه پیروزی او بر دشمن خودبود و عبارت "hwslwb GDH bzwd" " فره خسرو افزود " تائید ی است بر این حقیقت .
در سال دوم سلطنت خسرو دوم هنوز پریشانی وجود داشت و این دگرگونی با موفقیت انجام نشد . ما نمی دانیم دستورات تغییر طرح سکه ها چگونه صادر شد آیا زمینه طرح را به هر یک از ضرابخانه ها می فرستادند و درآنجا از آن رو نوشت برمی داشتند ،یا این قالب ها ی آن را به هریک از شهر ها می فرستادند تا در انجا از ان استفاده کنند ؟ امکان دیگر این است که به هریک از ضرابخانه ها یک قالب ساز می فرستادند . ما درباره سکه های تقلبی شاهنشاهی ساسانی آگاهی اندکی داریم ، ولی احتمالا ً وجود داشته اند ، زیرا معلوم است که در بیزانس تقلب سکه و قوانین مربوط به مجازات چنین جرائمی وجود داشت. اگر یک قالب را به ضرابخانه های مختلف می فرستادند ، طرح سکه های یکسان می شد ، حال آن که چنین نیست این احتمال نیز وجود دارد که نه قالبی واحد ، بلکه قلبسازی واحد را به سراسر شاهنشاهی می فرستادند اما سرشت پراکنده ضرابخانه ها این نظر را نا موجه می سازد . کلاً به نظر می رسد که دوطرح مختلف برای سال دوم وجود داشته است چرا چنین اختلافی وجود داشت ؟ اگر این کار قالبسازی معینی بود در آن صورت با دونفر یا دو گروه از قالبسازان شاهنشاهی سر کار داشتیم که بعید به نظر می رسد . بنابر این این خلاف قاعده را باید در نتیجه آشفتگی شاهنشاهی ساسانی بداینم که سازمان مرکزی ضرابخانه های برای مدتی تضعیف شد . خسرو دوم پس از شکست بهرام ششم توانست بر همه ضرابخانه های کشور سلطه یابد و پس از سال سوم به نظر می رسد که ضرب سکه یکسان شده است و میزان تاثیر تشکیلات ضرابخانه ها در سکه های سال یازدهم نیز دیده می شود . در این زمان تصاویر سکه دوباره تغییر یافت . این تغییر عبارت بود از شکستگی در حلقه درونی روی سکه با واژه "bzwd" افزود این پدیده بر روی سکه های دیده می شود و آن را باید طرحی دانست که سازمان مرکزی ضرابخانه ها تعیین کرده بود.
تجارت در امپراتوری ساسانی
تمرکزگرایی دولت ساسانی تغییرات مهمی در تجارت آن دوره ایجاد کرد، علاوه بر آن استقلال شهرهای کاروانی سوریه و بین النهرین نیز از بین رفت. عموما بازرگانی تحت حکومت ساسانیان همراه با سلسله مراتب قانونی ، به خوبی سازماندهی شده بود.در اواخر سده چهارم میلادی تهاجم بدویان به آسیای مرکزی و ایران شرقی به طور قابل ملاحظه ای مانع تجارت در شرق شد. اما با این وجود ، توسعه دیوانسالاری پایدار در هر دو امپراتوری بیزانس و ساسانی و رشد اهمیت تجارت بین آنها و همچنین تجارت با شرق دور به پیشرفت در طول دوره خسرو یکم و جانشینانش کمک کرد.در این مدت سغدیان فعال ترین بازرگانان جاده ابریشم بودند. چینی ها، میوه، شراب، آثار فلزی (به خصوص از آهن)، زره، ظروف شیشه ای و همه نوع سرگرمی های سغدی را وارد می کردند. برای مثال اسلوب و مضامین هنری ایران ساسانی با طرح طاووس نر و اسب های بالدار روبه روی هم بر جامه های کتان ظاهر شد که در آسیای مرکزی، چین و حتی ژاپن عمومیت داشت. با این وجود اشیای کمی از این نوع و با منشا» ایرانی باقی مانده است.ساسانیان برای فروش کالا از مهرهای گلی استفاده می کردند. کشف مهر ساسانی در حفریات “مانتای” در سریلانکا بازتاب روابط تجاری بازرگانان ایرانی با سرزمین های دور دست است. نشانه های گستره تجارت بین المللی ساسانیان در آفریقا نیز مشاهده شده ، سکه های یافت شده در آن جا این مساله را تصدیق می کند. همچنین سفرنامه های باقی مانده از دوره ساسانی بر پیوستگی جاده های تجاری دلالت دارد که از سوریه و جنوب بین النهرین شمالی تا محل تلاقی دجله و فرات ادامه داشت، همان راهی که در دوره پارتیان نیز مورد استفاده بود. ضمن اینکه در امتداد تمام جاده ها عوارض و تعرفه از کاروان ها وصول می شد.رومیان و پارتیان به ترتیب جای خود را به بیزانسیان و ساسانیان دادند که بر سر کنترل تجارت مزبور با هم رقابت می کردند. علی رغم جنگ های همیشگی، در امتداد راه های اصلی نمایشگاه ها و بازارهایی برپا می شد و حجم تجارت دائما در حال افزایش بود.از کتب حقوق سریانی و "ماتیکان هزار دادستان" پهلوی این گونه استنباط می شود که تجارت ساسانیان تا حد زیادی در اختیار اتحادیه ها و شرکت ها یا خانواده های بازرگانی بوده که در زمینه قوانین و مقررات حاکم بر خرید و فروش تولیدات خبره بودند. از قوانین تقسیم دارایی و توارث که در کتاب های قانون شرح داده شده تنها اندکی از آن باقی مانده است. به نظر می رسد مالکیت عمومی کالا، زمین و خانه ها شایع تر از مالکیت خصوصی بوده است. اصطلاح "hamdyh" (شراکت) نه تنها به روابط تجاری بلکه به سایر همکاری ها راجع به ساخت کانال های آبیاری و نظیر آن اشاره می کند.در ابتدا جریان تجارت به جای داد و ستد، بر پایه نظام پولی استوار بود. سکه های نقره با عیار بالا که دولت ساسانی ضرب می کرد به عنوان پول تا واحد تورفان ترکستان نیز مورد استفاده بودند. این سکه ها همچنین در تجارت با نواحی بالای رود ولگا در روسیه و دریای سیاه نیز دارای ارزش بود. تجارت اخیر حتی در مقیاسی وسیع تر در دوره اسلامی نیز تداوم یافت. درهم نقره ساسانی مدلی برای سایر پول ها در شرق شد. درهم نقره ساسانی مدلی شد برای سایر پول هایی که در شرق، به ویژه نزد هپتالیان و یا در واحد بخارا ضرب می شد.در خلال حاکمیت طولانی ساسانیان، این سکه فقط در موارد محدودی تحت تاثیر مسائل سیاسی، کم ارزش شد; یک بار در دوره پادشاهی شاپور یکم و بار دوم وقتی که پیروز مجبور شده بود، غرامت سنگینی را به هپتالیان بپردازد.مالیات ها و بهره بالای وام ها باعث محدودیت بازرگانان در ایران عصر ساسانی می شد. بازرگانان در این زمره طبقات بالای اجتماع قرار نداشتند. برعکس آن در آسیای مرکزی آنها از احترام بیشتری برخوردار بودند.در دوره ساسانی طبقه اعیان زمیندار در راس هرم جامعه بودند اما در مناطقی همچون بخارا و سمرقند بازرگانان بزرگ مهم ترین نفوذ را در همه امور حکومتی داشتند.
پادشاهان ساسانی
|
اردشیر یکم |
شاپور یکم |
هرمز یکم |
|
بهرام یکم |
بهرام دوم |
بهرام سوم |
|
نرسی |
هرمز دوم |
شاپور دوم |
|
اردشیر دوم |
شاپور سوم |
بهرام چهارم |
|
یزدگرد یکم |
بهرام پنجم |
یزدگرد دوم |
|
هرمز سوم |
پیروز یکم |
بلاش |
|
قباد یکم |
جاماسب |
خسرو یکم |
|
هرمز چهارم |
بهرام ششم |
ویستهم |
|
خسرو دوم |
قباد دوم |
اردشیر سوم |
|
پوراندخت |
آذرمیدخت |
خسرو سوم |
|
هرمز پنجم |
خسرو چهارم |
یزدگرد سوم منقول از سایت "سکه ها" |
سکه شناسی , هخامنشی , خمره , طلا , ساسانی , اردشیر , بهرام
احکام گنج یابی و کاوش دفینه
اگر كسى حیوانى را بخرد و در شكم آن مالى پیدا كند، در صورتى كه آن حیوان تحت تربیت فروشنده بوده، مانند ماهیهایى كه پرورش مى دهند یا چهارپایى را كه در خانه یا باغ علوفه مى دهند، واجب است به فروشنده خبر دهد و اگر معلوم شود مال او نیست، مال خریدار است، و چنانچه در مخارج سالش صرف نشود باید خمس آن را بدهد، و در غیر این صورت مانند ماهیى كه صیاد از دریا صید كرده یا حیوانى را كه از صحرا صید كرده باشد، اگر احتمال عقلایى بدهد كه مال فروشنده است ـ بنابر احتیاط واجب ـ به او خبر دهد، و اگر معلوم شد مال او نیست مال خریدار است، و چنانچه در مخارج سالش صرف نشود باید خمس آن را بدهد.
...
مسأله ۱۸۲۴ ـ مالى كه در زمین یا درخت یا كوه یا دیوار پنهان باشد و كسى آن را پیدا كند و طورى باشد كه مردم به آن گنج بگویند، در صورتى كه به مقدار نصاب باشد، باید خمس آن را بدهد.
مسأله ۱۸۲۵ ـ اگر انسان در زمینى كه ملك كسى نیست گنجى پیدا كند، مال خود اوست و باید خمس آن را بدهد.
مسأله ۱۸۲۶ ـ نصاب گنج اگر نقره باشد صد و پنج مثقال نقره مسكوك، و اگر طلا باشد پانزده مثقال طلاى مسكوك است، یعنى اگر قیمت آنچه كه از این دو به دست مى آورد به حدّ نصاب برسد، باید خمس آن را بعد از كم كردن مخارجى كه براى آن كرده بدهد، و اگر از غیر طلا و نقره باشد ـ بنابر احتیاط واجب ـ هر چند به یكى از این دو حدّ نرسد، باید بعد از كم كردن مخارج خمس را بدهد.
مسأله ۱۸۲۷ ـ اگر در زمینى كه از دیگرى خریده گنجى پیدا كند و بداند مال كسانى كه قبلا مالك آن زمین بوده اند نیست، مال خود او مى شود و باید خمس آن را بدهد، ولى اگر احتمال دهد كه مال یكى از آنان است، بنابر احتیاط باید به او اطلاع دهد، و چنانچه معلوم شود مال او نیست، به كسى كه پیش از او مالك زمین بوده اطّلاع دهد، و به همین ترتیب به تمام كسانى كه پیش از او مالك زمین بوده اند خبر دهد، و اگر معلوم شود مال هیچ یك از آنان نیست، مال خود او مى شود و باید خمس آن را بدهد.
مسأله ۱۸۲۸ ـ اگر در ظرفهاى متعدّدى كه در یك جا دفن شده مالى پیدا كند كه قیمت آنها روى هم صد و پنج مثقال نقره مسكوك در نقره یا پانزده مثقال طلاى مسكوك در طلا باشد، باید خمس آن را بدهد، ولى چنانچه در چند جا پیدا كند، هر كدام از آنها كه قیمتش به این مقدار برسد، باید خمس آن را بدهد، و آنچه كه قیمت آن به این مقدار نرسیده است خمس ندارد، ولى اگر گنج پیدا شده غیر از طلا و نقره باشد در هر دو صورت ـ بنابر احتیاط واجب ـ بدون ملاحظه نصاب خمس آن را بدهد.
مسأله ۱۸۲۹ ـ اگر دو نفر گنجى پیدا كنند كه از نقره یا طلا باشد، در صورتى كه قیمت آن به صد و پنج مثقال نقره مسكوك در نقره یا پانزده مثقال طلاى مسكوك در طلا برسد، اگر چه سهم هر یك آنان به این مقدار نباشد، بنابر احتیاط واجب خمس آن را بدهند، و همچنین در صورتى كه از غیر طلا و نقره باشد اگر چه به حدّ نصاب نرسد.
مسأله ۱۸۳۰ ـ اگر كسى حیوانى را بخرد و در شكم آن مالى پیدا كند، در صورتى كه آن حیوان تحت تربیت فروشنده بوده، مانند ماهیهایى كه پرورش مى دهند یا چهارپایى را كه در خانه یا باغ علوفه مى دهند، واجب است به فروشنده خبر دهد و اگر معلوم شود مال او نیست، مال خریدار است، و چنانچه در مخارج سالش صرف نشود باید خمس آن را بدهد، و در غیر این صورت مانند ماهیى كه صیاد از دریا صید كرده یا حیوانى را كه از صحرا صید كرده باشد، اگر احتمال عقلایى بدهد كه مال فروشنده است ـ بنابر احتیاط واجب ـ به او خبر دهد، و اگر معلوم شد مال او نیست مال خریدار است، و چنانچه در مخارج سالش صرف نشود باید خمس آن را بدهد. رساله آیت الله وحید خراسانی
گنج و دفینه های ایران در فرانسه
ایران سرزمین گنج و دفینه های پرشمار است که این گنجینه های ارزشمند در دوره های مختلف استخراج و یا به تاراج رفت . زمانی فرانسویها تحت عنوان باستان شناس به ایران می آمدند و به کشفیات ارزشمندی دست یافتند . در هر حال آثار باستانی ایران در موزه لوور فرانسه بسیار فراوان است که نشان از شکون و عظمت باستانی ایران دارد:
ریتون های ایران باستان
کتیبه ای به خط میخی باستان
![]()
نقش انسان بالدار
![]()
مفرغ های لرستان
گنج یابی علمی و نه تخریب آثار تاریخی
در تازهترین اخبار معاون میراث فرهنگی استان یزد از شناسایی عاملان این تخریب خبر میدهد.
سنگ نگاره های مزرعه مفیدی اردکان توسط انجمن حامیان میراث کهن اردکان در سال 88 شناسایی شد و پس از آن، در تاریخ 27 اسفند ماه سال 1388 به شماره 27408 به ثبت ملی رسید.


با این حال دوستداران میراث فرهنگی هشدارهای لازم را بارها به صورت شفاهی و مکاتبه ای در مورد حفاظت از این منطقه اعلام کرده بودند، اما پاسخ قانع کننده ای دریافت نکردند.

میراث دوستان نیز برای حفظ و نگهداری این سنگ نگاره ها دو راه حل پیشنهاد دادند. گروهی با توجه به سوابق قبلی و همچنین محدودیتهای سازمان میراث فرهنگی در حفظ و نگهداری این آثار اصرار بر انتقال این سنگ نگاره ها به مکانی مناسب در شهر اردکان داشتند.


چرا که چند روز پیش عده ای ناآگاه با بیل مکانیکی و لودر محوطه پیش از تاریخ مفیدی را به طور کامل ویران و با خاک یکسان کردند.


سامان کارگر، معاون میراث فرهنگی استان یزد در این باره گفت: این تخریب و جابه جایی سنگ ها در محدوده 6 در 20 متر انجام شده است اما گروهی از باستان شناسان و کارشناسان میراث فرهنگی این موضوع را به صورت کارشناسی بررسی می کنند.
وی با اشاره به وجود محدوده کاوش معدن و ترانشه های اکتشافی معدن در این محوطه گفت: به احتمال زیاد، مخرب محوطه تاریخی مفیدی قصد سرقت سنگها و نقوش را نداشته بلکه هدفش کشف معدن بوده است با این حال یافتن گنج و آثار تاریخی نیز شاید دلیل دیگر وی بوده باشد.
کارگر گفت: علت تخریب، سرقت سنگ های تاریخی، میزان تخریب و محدوده تخریب شده جزو مواردی است که اداره میراث فرهنگی استان یزد آن را بررسی می کند. همچنین باستان شناسان نیز به دنبال پاسخ این سوال هستند که آیا سنگهای منقوش دیگری، زیر آوار مانده اند یا آنها هم مخدوش شده و به سرقت رفته اند.
وی از پیگیری های حقوقی در این باره خبر داد و افزود: عوامل این تخریب شناسایی شده اند.
کارگر درباره اینکه چرا به هشدارهای دوستداران میراث فرهنگی مبنی بر حفاظت از این محوطه تاریخی دور از دسترس توجه نشده است تا شاهد تخریب کل محوطه نباشیم گفت: محوطه های تاریخی زیادی در اردکان و یزد وجود دارد.
معاون میراث فرهنگی یزد درباره امکان انتقال سنگ نگاره ها برای حفاظت بیشتر هم توضیح داد: برخی از سنگ نگاره ها درشت هستند و امکان جابه جایی آنها وجود ندارد . این کار اجرایی و منطقی نیست. ضمن اینکه باید آثار تاریخی تا جای ممکن در محوطه های خود باقی بمانند اما می توان پیشنهاد کرد که مدیریت های محلی برای حفاظت از آثار بومی و غیر قابل دسترس، کمک کنند.






